« September 2006 | خانه | November 2006 »
یکشنبه 7 آبانماه
All Of MP3 خاطره شیرین نپستر را برایتان زنده میکند
اگر گاهی از نقض قانون کپیرایت جهانی در کشورمان احساس گناه و
عذاب وجدان به شما دست میدهد ، باید بگویم در برابر کاری که روسها انجام میدهند
، همه کپیکاریهای ما چیزی به حساب نمیآیند.
هنوز خاطره شیرین نپستر در ذهنمان مانده است و بعد از بسته شدن این سایت هیچگاه به
سایت دیگری اجازه داده نشد پا در جای پای آن بگذارد.
اما سایت روسی All Of MP3
توانسته است تا حد زیادی در این راه قدم بردارد. سایت All Of MP3 ، آرشیو بسیار
بزرگی از قطعات موسیقی جمعآوری کرده که شامل ژانرهای مختلف پاپ ، کلاسیک ، ساند
ترک و غیره میشود. هر روز هم دهها آلبوم به مجموعه خود اضافه میکند.
این سایت امکان میدهد که همه این آلبومها را با قیمت بسیار پایینتری نسبت به
قیمت واقعی دانلود کنید. برای مثال قیمت آخرین آلبوم استینگ یعنی Songs From The
Labyrinth در این سایت 2.41 دلار است ، در حالی که در سایت
آمازون همین آلبوم به قیمت 8.99 دلار به فروش میرسد ، در
iTunes Store هم قیمت این آلبوم 11.99 دلار است.
همین تفاوت قیمت باعث مخالفت شدید مراجع قانونی کشورهای مختلف با این سایت شده و در
بعضی کشورها این سایت هیلتر! شده است ، دولت آمریکا و RIAA (Recording Industry
Association of America) هم با این سایت مخالفت کردهاند ، تا جایی که میدانم
دانمارک هم این سایت را هیلتر کرده است.
چندی پیش این سایت امکان جدیدی را به این سایت اضافه کرد ، به این صورت که به کاربران اجازه میداد به طور رایگان موسیقی دانلود کنند ، البته موسیقیهای رایگان با فرمت mp3x در اختیار کاربران قرار میگیرد و پس از دانلود برای شنیدنشان حتما باید از نرمافزار خاص این سایت یعنی Music for masses استفاده کرد و به علاوه و متأسفانه باید آنلاین هم بود.
دو سه روز پیش در اینترنت برنامهای قرار گرفت که میِتوانست برنامه را طوری تغییر دهد که در حالت آفلاین هم بشود به موسیقيها ی دانلود شده از سایت گوش کرد و آنها را به فرمت رایج MP3 تبدیل کرد که متأسفانه بعد از گذشت چند ساعت و آگاهی مسئولان سایت All Of MP3 ، این ترفند به نحوی غیرفعال شد.
اما به هر حال مجموعه غنی این سایت و بهروز بودنش ، آدم را مشتاق میکند که برای دانلود MP3 -در کنار استفاده از برنامههای P2P- از این سایت هم استفاده کند.
در اینجا شیوه کار را توضیح میدهم:
- نخست به سایت All Of MP3 بروید و رجیستر کنید. نرمافزار
Music for masses را هم از اینجا دانلود کنید.
- خواننده یا آلبوم یا ترک مورد نظرتان را جستجو کنید.
- وقتی آلبوم مورد نظر را پیدا کردید ، روی add album to basket
کلیک کنید.
- حالا در پنجرهای که باز میشود ، free mode را انتخاب
کنید و بعد روی order tracks کلیک کنید.
- و حالا روی go to my basket کلیک کنید.
- حالا شروع کنید به دانلود کردن.
- ترکهای دانلود شده را با نرمافزار Music for masses و
بعد از وارد کردن نام کاربری و پسوردتان گوش کنید.

- میتوانید با نرمافزارهایی مثل Jet Audio ، قطعه مورد
نظر را با کاهش کیفیت ناچیز ضبط کنید.
اگر ترفندی برای تبدیل فایلهای mp3x به mp3 به نظرتان میرسد ، کامنت بگذارید.
شنبه 6 آبانماه
میگرن و هنر
در این پست قصد ندارم درباره میگرن ، علایم ، تشخیصهای افتراقی
و درمانش بنویسم ، بلکه میخواهم به مطالبی اشاره کنم که شما چه پزشک باشید و چه یک
خواننده غیرپزشک ، احتمالا کمتر از آن اطلاع داشتهاید. فقط در ابتدا ، به یک مقدمه
چند خطی برای فهم بهتر این پست ، توجه کنید.
میگرن یک علت شایع سردرد است ، تقریبا 15 - 10 درصد مردم به آن مبتلا هستند.
البته شدت سردرد میگرنی میتواند از خفیف و گاهگاهی تا سردردی که به طور متناوب
باعث مزاحمت برای بیمار و کار و زندگیش میشود ، متغیر باشد.
تقریبا 20 تا 30 مبتلایان به میگرن قبل از بروز سردرد ، دچار علایمی میشوند ، به
این مرحله مرحله پیشدرآمد یا اورا aura گفته
میشود. شایعترین شکل اورا ، اورای بینایی است که به صورت پارهای اختلالات بینایی
شامل دیدن نقاط نورانی بدون شکل ، یا خطوط زیگراگ ، تار دیدن ، دیدن اشیا به صورت
مواج ، ... تظاهر مییابد.
البته اورا میتواند به صورت غیربینایی و به صورت توهمات شنوایی یا بویایی ، سرگیجه
و... هم تظاهر پیدا کند.
بیشترین مبتلایان به میگرن از بخت و اقبال بد خود شاکی هستند ، اما
جالب است بدانید، پارهای از آنها در طول تاریخ برای
بیان نشانههای بیماری خود و رنج و دردی که به تناوب دچار آن میشوند ، آثار هنری
زیادی خلق کردهاند.
هنرمندانی هم بودهاند که مرحله اورای میگرن در آنها ناخودآگاه دستمایه و
الهامبخش آثارشان شده است.
نخستین باری که من به یکی از این نقاشیها برخوردم قبل از شروع دوران پزشکیام بود. نام تابلو و نقاشش را به یاد ندارم ، ولی تابلو به طرز جالبی شدت سردرد یک مبتلا به میگرن را نشان میداد. یکی دو هفته پیش برای پیدا کردن همین نقاشی در اینترنت جستجو کردم و تصادفا سایتی را پیدا کردم که کاملا به موضوع "میگرن و هنر" میپرداخت.
سایت "میگرن اورا" ، سایت جالبی است. ایجادکنندگان این سایت با پشتکاری قابل تحسین مجموعهای از آثار هنری مرتبط با میگرن و همچنین نام هنرمندانی که میگرن قطعی داشتهاند و یا شواهدی از ابتلایشان به میگرن یافت شده را جمعآوری کردهاند. در اینجا فقط به 3 نمونه از انبوه مطالب جالب این سایت اشاره میکنم:
1- بر اساس تحقیقی که در سال 1999 میلادی انجام شد ، احتمال
داده میشود ، هالوسیناسیونهای مرتبط با میگرن الهامبخش اثر سورئال و تخیلی لوئیس
کارول ، یعنی آلیس در سرزمین عجایب باشد ، این تحقیقات نشان دادهاند که دستکم
بخشی از اتفاقات این اثر حاصل ادراکات حسی کارول در طی اوراهای میگرنی باشد. نتیجه
تحقیق دکتر Klaus Podoll استاد دانشگان فنآوری Aachen و همکارش Derek Robinson در
ماه آوریل 1999 در مجله پزشکی معتبر لنست به چاپ رسید. کارول نخستین بار در
یادداشتهای شخصیاش در سال 18885 به ظهور هالوسیناسیونهای مرتبط با میگرن اشاره
کرد. شواهد چندی برای اثبات مبتلا بودن کارول به میگرن وجود دارند. از جمله آنها
میتوان به اینها اشاره کرد: نخستین مورد ، طراحی است که بین سالهای 1855 تا 1862
به وسیله کارول کشیده شده و در آن وی ، یک موجود شبیه به جن و پری را به تصویر
کشیده که فاقد نیمه راست صورت و شانه راست و همچنین مچ و دست راست است. این نوع
طراحی را میتوان حاصل Negative scotoma دانست که در مرحله اورای میگرن میتواند
اتفاق بیفتد. همچنین کارول در جایی اشاره کرده که چشمپزشکش بعد از معاینه وی
نتوانسته دلیلی برای نوع خاص بیناییاش پیدا کند و تنها به وی توصیه کرده که زیاد
مطالعه نکند.

2- سالوادور دالی و میگرن: شاید اگر سالوادور دالی مبتلا به میگرن
نبود ، هیچگاه تابلوی مشهور "پایداری زمان" The Persistence of Memory را
نمیدیدیم. میگویند که وقتی در یکی از روزها دالی دچار یکی از حملات میگرنش شد ،
تکه پنیری را به صورت بسیار نرم و منعطف مشاهده کرد ، همین موضوع الهامبخشش شد تا
شاهکارش را خلق کند که در آن ساعتهایی به طور غیرمعمول نرم را میبینیم.

3- ون گوک
نقاش مشهور هلندی ، امپرسیونیستی که آثار جاودانهای به علم هنر عرضه کرده است ،
تابلوی "شب پرستاره" را در حین یکی از حملات میگرن کشیده است.
بقیه آثار و هنرمندان را خودتان ببینید.
جمعه 5 آبانماه
وُکس ، محصول جدید سیکس اپارت
دو شب پیش شرکت سیکس اپارت ، سایت شبکهای اجتماعی خود را با نام
Vox راهاندازی کرد. شرکت سیکس اپارت که مووبل تایپ ،
لیو ژورنال و تایپ پد را هم در اختیار دارد ، کارهای زیادی روی این سایت انجام داده
است.
در کنار همه خصوصیاتی که از یک سایت اجتماعی (سایتهایی مثل ارکات ، یاهو 360 )
میتوان انتظار داشت ، سایت Vox امکان وبلاگنویسی را هم
به کاربران خود میدهد ، کاربران میتوانند خیلی راحت فایلهای سایتهایی مثل
فلیکر ، یوتیوب و مشابه آنها را در صفحات خود بیاورند و امکان آپلود تصویر ،
فایلهای صوتی و فیلم را هم با حجم بالا خواهند داشت.

دو ویدئوی جالب در یوتیوب
- تبلیغ جالب اینترنت اکسپلورر 7: تبلیغ ساده و خوبی ساختهاند.
- آیا جورج بوش از گوگل استفاده میکند؟ متن مصاحبه:
HOST: I’m curious, have you ever googled anybody? Do you use Google?
BUSH: Occasionally. One of the things I’ve used on the Google is to pull up
maps. It’s very interesting to see — I’ve forgot the name of the program — but
you get the satellite, and you can — like, I kinda like to look at the ranch. It
remind me of where I wanna be sometimes.
ظاهرا گوگلمپ فقط کاربران عادی ندارد و کاربرانی هم دارد که هنگام کار با این
سرویس به چیزی غیر از سرگرمی هم فکر میکنند!
دوشنبه 1 آبانماه
داستان مووبل تایپ و شرکت سیکس اپارت
وبلاگهای فارسی زیادی از سیتم وبلاگنویسی مووبل تایپ استفاده میکند ،
فکر میکنم در حال حاضر بیشتر وبلاگهای اصطلاحا دات کام از این سیستم استفاده
میکنند. آیا به عنوان یک وبلاگ نویس یا خواننده وبلاگهای MT
تا به حال به این فکر کردهاید که این سیستم ارائه دهنده محتوی به وسیله چه کسانی
نوشته شده ، از چه سالی شروع به کار کرده است؟ آیا میدانید وجه تسمیه
six apart یعنی شرکت ارائهدهنده مووبل تایپ چیست؟
خود من تا به حال با وجود اینکه بیش از یک سال است از MT
استفاده میکنم ، در این باره جستجویی انجام نداده بودم و چیزی نمیدانستم.
اگر میخواهید به جواب این سؤالها برسید ادامه این پست را بخوانید ، این پست
برگرفته از مقاله"داستان وبلاگ" است ، که در آخرین شماره هفتهنامه عصر ارتباط
به چاپ رسیده. توصیه میکنم حتما شماره این هفته را تهیه کنید و مقاله کامل را
به هماره سایر مطالب خوب این شماره بخوانید.
خانم منا ترات میگوید هنگامی که 23 ساله شد ، مجبور بود با یک حقیقت تلخ روبرو شود : تقدیر چنین نبود تا عکس او هم مانند دیگر خانمهای جوان ، روی جلد مجلات سرگرمی و مد قرار بگیرد. او میگفت عکس هنرپیشگان معروف خانم 20 تا 30 ساله ، همیشه روی جلد مجلات دیده میشد ، اما وی تنها در یک استودیوی طراحی وب مشغول به کار بود. تا حالا کسی به خاطر طراحی وب هم معروف شده است؟

بهار سال 2001 بود که ترات احساس خستگی کرد. او به Blogger.com رفت که در آن زمان ، یک سایت کوچک بود که کاربران اینترنتی در آن ژورنالهای آنلاین را که به وبلاگ یا بلاگ معروف شده بودند ، منتشر میکردند. نام سایت وی Dollarshort بود. وی شروع کرد به تایپ داستانهایی خندهآور از زندگی خودش ، فیلمها و نمایشهایی که نگاه میکرد ، اینکه چطور همسرش اجازه نمیداد تا یک بانجو بخرد و دیگر مطالبی که اگر کس دیگری آنها را مینوشت ، توسط مجله US Weekly به عنوان یک ستاره برگزیده میشد.
او میگوید:"من احساس کردم که به یک نقطه عطف رسیدهام. من با خودم گفتم :"دوست دارم شانسم را امتحان کنم و ببینم معروف میشوم یا نه." و اگر نمیتوانستم معروف شوم ، دستکم در جهان آنلاین از شهرت برخوردار میشدم."
این اندیشهها بودند که سرانجام منجر به Six apart شدند ، بستهای از ابزارها که برای کاربران کامپیوتری به منزله سکویی است تا نظرها و داستانهای خود را با مخاطبان زیاد اینترنت تقسیم کنند. هدف سیکس اپارت -بزرگترین سرویس وبلاگ مستقل- عادیتر ساختن جریان وبلاگنویسی است. تاریخچه سیکس اپارت منعکسکننده توسعه وبلاگنویسی به عنوان یک پدیده است- تلاشهای آن نیز نشاندهنده چالشهای آتی وبلاگنویسی هستند.
بنابر آمار تکنوراتی ، روزانه بیش از 75 هزار وبلاگ ایجاد میشوند. بر اساس برخی از برآوردها ، امروزه بیش از 100 میلیون وبلاگ در سرتاسر جهان وجود دارند. سیکس اپارت میزبان این فناوری برای بیش از 15 میلیون وبلاگ است. این سایت چهار سرویس دارد : Movable Type نرمافزاری برای وبلاگنویسی ، TypePad یک سرویس وبلاگنویسی غیر رایگان ، LiveJournal یک سرویس وبلاگنویسی رایگان با 11 میلیون کاربر و Vox که مشابه لایوژرنال اما بر بر مخاطبان خاص متمرکز است.
سیکس اپارت از روزهای نخست خود ، راه درازی را پیموده است ، یعنی زمانی که تمام آنچه ترات میخواست ، روشی برای ضمیمه کردن نظرها ، طرحها و دستهها و طبقههای بیشتر در وبلاگش بود. در آن زمان او با همسرش - بن ترات- در یک مؤسسه طراحی کار میکرد. هنگامی که این مؤسسه بسته شد ، این زوج تصمیم گرفتند اوقات فراغت جدید خود را صرف توسعه کاربردهایی بکنند که لازم هستند. ترات میگوید :"این کار در ابتدا جنبه سرگرمی داشت." وی ادامه میدهد :" ما متوجه شدیم که میتوانیم چند ماه روی آن کار کنیم و سپس به دنبال کارهای واقعی بگردیم."

این زوج در روز 8 اکتبر (16 مهر) 2001 ، مووبل تایپ را راهاندازی کردند. در ظرف نخستین ساعت ، 100 نفر این سرویس را دانلود کردند. ترات میگوید بخشی از ادامه کار ، واکنش به حملات تروریستی بود که چند هفته پیش اتفاق افتاده بودند ، یعنی در 11 سپتامبر. بسیاری از آمریکاییها دوست داشتند احساساتشان را با غریبهها در میان بگذارند. ترات میگوید:" مردم دوست داشتند یک صدا باشد که حرف آنها را بزند."

تعداد کاربران مووبل تایپ به زودی به هزاران نفر رسید و مووبل تایپ به سرعت تبدیل به یک شغل تماموقت شد. 9 ماه بعد منا و بن ، شرکت six apart را پایهگذاری کردند که نشاندهنده 6 روز فاصله بین روزهای تولد این زوج بود. سپس این زوج اتاق خوابی را که به مهمانان اختصاص داده بودند تبدیل به دفتر شرکت خود کردند.
در جولای 2002 یک سرمایهدار ژاپنی به نام جوی ایتو ، پشتیبان مالی سیکس اپارت شد. تعداد کارمندان شرکت از 2 نفر به 50 نفر رسید. شرکت دفاتری در اروپا و ژاپن گشود تا به توسعه بازاریابی خود کمک کرده باشد.
در اکتبر 2004 سرمایهگذاری 10 میلیون دلاری یک شرکت دیگر به سیکس اپارت کمک کرد تا شرکت گانگا اینتراکتیو ، یعنی همان شرکت به وجود آورند لایو ژرنال را تصاحب کند و به این ترتیب 5.5 میلیون کاربر به کاربران قبلی خود اضافه کند.
وبلاگ منا ترات
متن مصاحبهای با منا ترات
جمعه 28 مهرماه
ای بیخبر! بکوش که صاحب خبر شوی
خوب ، مدتی است که در مورد فید چیزی ننوشتهام و این
اصلا چیز خوبی نیست!
سکته بلاگرولینگ در هفته قبل که تصادفا با تغییر سرور
دو در دو و از کار افتادن
موقت آن ، همراه شد ، در عین اینکه وبلاگنویسها و وبلاگخوانها را با مشکل جدی
برای خواندن وبلاگها ، مواجه کرد ، یک حسن بزرگ داشت:
همه متوجه شدند که باید از ابزار مطمئنتری برای آگاهی از به روز شدن وبلاگها و
سایتها و خواندن محتویات آنها استفاده کنند.
مسلما این وسیله چیزی جز فید یا همان RSS
نمیتواند باشد ، یک بار برایتان نوشته بودم که راههای رسیدن به فید بسیار است که
از بین آنها استفاده از "گوگل ریدر" شاید از همه آسانتر و بهتر باشد ، با
توجه به کارهایی که جدیدا گوگل روی خبرخوانش انجام داده ، استفاده از گوگل ریدر بیش
از پیش ، آسانتر و دلپذیرتر شده است.

اما سؤال اساسی این است :
چه عاملی باعث شده کاربران ایرانی ، کمتر به گوگل ریدر روی خوش نشان دهند؟
به نظر من در کنار ناآشنایی کاربران با فید ، 2 عامل عمده میتوانند اینها باشند:
- دشوار بودن جمع کردن آدرس فید وبلاگها و سایتهای مورد علاقه و دادن آنها به
گوگل ریدر : در نخستین روزهای استفاده از گوگل ریدر این کار خیلی دشوار به نظر
میرسد. بارها شده که کاربران تصمیم گرفتهاند ، آدرس فید وبلاگها و سایتهای مورد
علاقهشان را به گوگل ریدر بدهند ، ولی در حین وبگردی و مشغول شدن به مطالعه
پستها وبلاگها این کار را فراموش کردهاند و به روز دیگری موکول کردهاند و یا
خیلی ساده حال و حوصله این کار را همه وقت ندارند.
خوب زیاد هم آسان نیست! ، باید یک بار گوگل ریدر را باز کرد ، بعد آدرس وبلاگ یا
فیدش را کپیپیست کرد ، همیشه آدم این حوصله را ندارد.
- فونت نامناسب گوگل ریدر برای کاربران ایرانی : همه میدانند که فونت محبوب
وبلاگنویسها و وبلاگخوانهای ایرانی ، فونت تاهوما است. ولی گوگل ریدر نه از
فونت تاهوما پشتیبانی میکند و نه اجازه میدهد اندازه فونت را افزایش دهیم.
اما حل این دو مشکل!
حل مشکل اول:
برای حل کردن این دو مشکل کارهای زیر را انجام دهید:
- آخرین نسخه اکستنشن greasemonkey را از
اینجا ، نصب کنید.
- بک بار مرورگر فایرفاکس را ببندید و باز کنید.
- حالا این اسکریپت را نصب کنید. روی اسکریپت کلیک راست کنید و بعد گزینه
view user script source را انتخاب کنید.
- با این نصب این اسکریپت ، هر وقت به سایت و وبلاگ
"فید"داری رفتید ، در گوشه بالا و راست صفحه ، آیکان فید
نمایان میشود ، که اگر
روی آن کلیک کنید ، مستقیما به گوگل ریدر میروید و میتوانید خیلی راحت فید وبلاگ
را وارد اکانت گوگل ریدر خودتان بکنید.
- جالب اینجاست که اگر سایت یا وبلاگی قبلا در لیست گوگل
ریدر شما باشد ، آیکانی که در گوشه صفحه ظاهر میشود به صورت
درمیآید و شما
به اشتباه دوبارهکاری نمیکنید.
با نصب همین اسکریپت ساده ، کار اضافه کردن فید به گوگل ریدر بسیار ساده میشود.
حل مشکل دوم:
- اگر greasemonkey را در مرحله قبل نصب نکردهاید ،
نصبش
کنید.
- حالا این اسکریپت را که من با استفاده از اکستنشن platypus نوشتهام ، نصب کنید.
مثل دفعه قبل ، روی اسکریپت کلیک راست کنید و بعد گزینه view user script source را
انتخاب کنید.(در مورد اکستنشتن پلاتیپوس بعدا خواهم نوشت.)
- حالا اگر به گوگل ریدر بروید ، میبیند که اندازه فونتها بزرگتر شده و نوع فونت
هم به تاهوما تغییر پیدا کرده.
- من خواندن متن را با این اندازه و این نوع فونت ترجیح میدهم ، شما را نمیدانم!
اگر کمی فنی باشد میتوانید با تغییر همین اسکریپت ، تغییرات دلخواه خودتان را اعمل
کنید.
اما مشکل دیگر تنها با همکاری وبلاگنویسها حل میشود ، واقعا
من نمیدانم چرا بعضی از وبلاگها ، فید کامل خودشان را را ارائه نمیکنند ،
شاید اصلا نمیدانند که وبلاگشان خروجی فید هم دارد و شاید هم عددی که آمارگیر
بازدیدکننده وبلاگشان نشان میدهد ، خیلی برایشان اهمیت دارد.
این بیتوجهی در شرایطی اتفاق میافتد که:
- وبلاگهای ایرانی اصلا تجاری نیستند.
- وبلاگهای معورف خارجی که صاحبانشان با وبلاگنویسی برای خودشان درآمدزایی
میکنند ، همه خروجی فید کامل و valid دارند.
- و از همه جالبتر برای من این است که در این میان ، وبلاگهایی که به هر دلیل
دسترسی به آنها در ایران ممکن نیست! ( بگیرید دیگر ، حتما آن کلمه را باید بیاورم!)
، بیشترشان فید ناقص به خورد ما میدهند.
به هر حال اگر به هر دلیل فید کامل ندارید ، پیشنهاد میکنم ،
این پست مهدی عزیز را بخوانید. در این پست وبلاگ روبو ، سرویس فیدبرنر را
معرفی کرده ، با کمک این سرویس میتوانید ، از تعداد خوانندگانی که با فید وبلاگ
شما ، مطالبتان را میخوانند ، مطلع شوید و تعداد مشترکان فیدی خودتان را در
وبلاگتان به نمایش بگذارید.
شاید اینطور ، دیگر از دادن فید کامل پرهیز نکنید و با فید قدری مهربانتر باشید.
پنجشنبه 27 مهرماه
میکروسکوپی برای موبایل!
مثل اینکه کمکم در میان امکانات و ویژگیهای گوشی های موبایل ، تنها توانایی خط
دادن و تماس برقرار کردن است که در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است.
ژاپنیها یک ذرهبین دیجیتالی ساختهاند که به گوشی موبایل وصل
میشود و بزرگنمایی 15 برابر دارد.


وقتی داروین آنلاین میشود
گاردین امروز لینکی به یک سایت بینظیر در مورد داروین داده است ، در سایت داروین آنلاین ، همه آثار داروین را به صورت کامل ببینید.

این سایت شامل 50هزار صفحه با قابلیت جستجو است. 40 هزار تصویر در این سایت وجود دارد که شامل تصاویری از کتابهای منتشر شده به وسیله داروین و دستخطهای وی است. بیشتر این متنها و دستخطها برای اولین بار است که روی وب قرار داده میشوند.
بیوگرافی چارلز داروین به فارسی در ویکیپدیا
دوشنبه 24 مهرماه
گالری کامل ارور 404!
قبلا در یکی از پستهایم درباره ارور 404 و اینکه چرا اروری که
بعد از پیدا نشدن صفحه یا فایلی به کاربر داده میشود، چنین نامی به خود گرفته ،
نوشته بودم.
به مراجعه به به اینجاها (+ ،
+ ،
+ ) میتونید مجموعه بسیار جالبی از انواع و
اقسام صفحات ارور 404 را ببینید. بعضی از آنها واقعا ابتکاری و جالب هستند.
در وبلاگهای فارسی تا جایی که من میدانم وبلاگی به جز وبلاگ گناهکار روی صفحه ارور 404 کار هنری نکرده است. شما اگر مورد دیگری سراغ دارید ، کامنت بگذارید.
پینوشت : وبلاگ "درجستجوی کلمات" هم مدتها قیل پستی در این باره نوشته بود. صفحه ارور 404 این وبلاگ را هم چک کنید.
قبل از اینکه رندان و ظریفان وبلاگستان متوجه شوند که خودم صفحه 404 درست نکردهام ، دست به کار شدم و فعلا این صفحه را برای وبلاگ درست کردم ، تا بعد چه ایدهای به نظرم بیاید.
بیماری مشاهیر : گریز تجزیهای آگاتا کریستی
در هفتان لینک جالبی در مورد آگاتا
کریستی گذاشته شده بود و پیشنهاد ترجمه مقاله داده شده بود.
خوب ، ترجمه کلمه به کلمه خیلی زمانگیر است و از سوی دیگر تجربه نشان داده که یک
متن بلند در اینترنت هیچگاه چنان که باید و شاید ، خوانده نمیشود.
موضوع از این قرار است که آگاتاکریستی ، نویسنده بزرگ آثار جنایی ، در سال 1926 ، 11 روز عجیب و غریب را طی کرده است. (خودمانیم این انگلیسیها با آن خبرنگاران کنجکاوشان هم دیگر شورش را درآوردهاند ، پرونده آدم مرده را هم بیرون آوردهاند.)

شخصی به نام اندرو نورمن با تحقیقاتی که انجام داده ، مدعی شده آگاتاکریستی در آن 11 روز دچار یک اختلال روانپزشکی به نام "گریز تجزیهای" یا fugue state شده است.
شرح ماجرا به این صورت بوده است که روزی آگاتا کریستی بدون علت خاصی از خانه بیرون زده و هیچ نشانی از خودش باقی نگذاشته است ، در مدت 11 روز شایعاتی در مورد سرونوشت آگاتاکریستی در نشریات منتشر شد ، از جمله اینکه خودش را غرق کرده و یا اینکه به علت خیانت شوهرش فرار کرده است. اخبار مربوط به گم شدن کریستی به صفحات نیویورک تایمز هم رسیده بود.
کریستی سرانجام پیدا شد ولی در وضعیتی که ماجرا را بیشتر مغشوش میکرد : تنها ، و در شرایطی که از اسم مستعار استفاده میکرد. آن موقع دو تئوری در مورد کریستی وجود داشت ، یکی اینکه تصادف کرده و از دست رفتن حافظهاش به این علت بوده و دیگری اینکه همه این کارها برای برهم زدن نقشه شوهرش برای گذراندن تعطیلات با خدمتکار خانگیشان بوده!
اما حالا آقای نورمن در کتاب جدیدش میگوید که اختبار کردن نام جدید از سوی کریستی -ترزا نیل- و ناتوانی کریستی در شناسایی عکسهای خودش در روزنامهها و پذیرش یک هویت جدید ، همه و همه نشاندهنده یک نوع فراموشی روانزاد پس از یک دوره افسردگی هستند.
به گفته نورمن ، کریستی بعدها در اتوبیوگرافی خود در قالب شخصی به نام "سلیا" ، حالت آن دورانش را شرح داده است.
کریستی در سال 1928 از شوهر اولش طلاق گرفت و با یک باستان شناس ازدواج کرد.
اینها چیزهایی بودند که در سایت گاردین در این مورد نوشته شده بود ، اما توضیح مختصری درباره "گریز تجزیهای":
بر طبق معیارهای DSM-IV ، گزیز تجزیهای یا Dissociative Fugue
با این موارد خودش را نشان میدهد:
- مسافرت غیرمنتظره و ناگهانی از خانه یا از محل کار معمول شخص با ناتوانی در به
یاد آوردن گذشته
- پریشانی در مورد هویت شخصی یا تصور داشتن هویتی جدید
- یا پریشانی و آسیبپذیری قابل توجه
Merck Manual ، گریز تجزیهای را اینطور تعریف میکند:
یک یا چند حمله فراموشی که در ان شخص از به یاد آوردن همه یا قسمتی از گذشته خود
ناتوان است ، به همراه
فراموش کردن اطلاعات مورد به هویت و یا اختیار کردن هویت جدید
و یا
مسافرت غیرمنظره و باهدف از خانه
و در جای دیگر گریز تجزیهای اینطور تعریف شده است:
ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات شخصی ، که معمولا بعد از تروما و یا حوادث موجب
استرس ، اتفاق میافتد و آنقدر گسترده است که با فراموشی معمولی نمیتواند توجیه
شود.
شیوع : تخمین زده میشود که 0.2 درصد جمعیت ، گریز تجزیهای را تجربه میکنند ، البته بعد از حوادث استرسآمیزی مانند جنگ شیوع این اختلال بیشتر میشود.
اما غالبا به افرادی که دچار این اختلال میشوند ، برچسب "تظاهر از روی عمد" malingering زده میشود. گریز تجزیهای معمولا تنها قسمتی از حافظه را که شامل اطلاعات شخصی است ، درگیر میکند و برای مثال حافظه مربوط به دانش شخص را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
مثل بسیاری از اختلالات روانپزشکی دیگر در مورد این "گریز تجزیهای" هم فیلمهایی ساخته شده است که در این صفحه ویکیپدیا به آنها اشاره شده است.
سری هم به سایت آگاتاکریستی با
طراحی جالب و قابل توجه بزنید.
آگاتا کریستی در ویکیپدیا
یکشنبه 23 مهرماه
عکسهایی که دنیا را تکان دادند - قسمت اول
فرنگیها ضربالمثلی دارند که هر وقت در سایتها و وبلاگهایشان میخواهند عکسی بسیار جالب و تأثیرگذار را به نمایش بگذارند ، عنوان پستشان میکنند:A picture is worth a thousand words
با کلیک روی هر عکس ، میتوانید نمای بزرگ آن را ببینید.
دانلود همه عکسها به صورت یک فایل زیپشده (3.34 مگابایت)11 سپتامبر یا به تعبیر آمریکاییها 11/9
![]()
دختر افغانی روی جلد مجله نشنال جئوگرافیک
![]()
زمین از دور آبی و غرق در آرامش به نظر میرسد
![]()
پرچم افراشته روی خرابههای جنگ
![]()
تامی اسمیت و جام کارول در المپیک 68 ، بعد
از قهرمانی دستان خود را به علامت مخافت با نژادپرستی بالا بردهاند
![]()
دست کودک دچار سوءتغذیه نیجریهای بر دهان مادر
![]()
پینوشت : به علت کمبود پهنای باند ماهانه این وبلاگ ، ناچار بودم عکسها
را در سایتهای رایگان آپلود عکس ، بگذارم. اما ظاهرا در مورد بعضی از عکسها ،
بازدیدکنندگان گرامی در مشاهده نمای بزرگ عکسها با مشکل مواجه شدهاند. به همین
علت همه عکسها را به صورت یک فایل زیپ درآوردم و آپلود کردم:
دانلود همه عکسها به صورت یک فایل زیپشده (3.34
مگابایت)
جمعه 21 مهرماه
ترجمه مقالهای از اورهان پاموک
در هرالد تریبون بینالمللی مقاله بسیار جالبی از اورهان پاموک ، به تاریخ 29 جولای 2006 منتشر شده بود. بعد از خواندن این مقاله تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم. مقاله سؤالی اساسی را مطرح میکند که ممکن است برای هر نویسنده یا خوانندهای مطرح شود:
برای چه کسی مینویسید؟ سؤال این است.
در 30 سال گذشته یعنی از وقتی که نویسنده شدم ، این سؤالی است که اغلب هم از خوانندگان و هم از روزنامهنگاران میشنوم. انگیزه آنها ازاین سؤال بستگی به زمان و مکان و همچنین چیزهایی دارد که مشتاق دانستن آنها هستند. ولی همه آنها لحن صدای بدگمانانه و خودخواهانهای دارند.
در سالهای میانی دهه 70 وقتی من برای اولین بار تصمیم گرفتم رماننویس شوم ، این سؤال ، دید اقشار بیٰفرهنگ نگهداشته شده جامعه را منعکس میکرد که عقیده داشتند هنر و ادبیات برای کشورهای غیرغربی فقیر که درگیر مشکلات گذار به مدرنیسم هستند ، امورات لوکسی هستند.
این عقیده هم وجود داشت که هر شخص " تحصیلکرده و فرهیختهای مثل خود شما" ، به عنوان پزشکی که با همهگیریها مبارزه میکند و یا مهندسی که ساختمان میسازد ، میتواند برای میهن خود ، بیشتر مفید واقع شود.
ژان پل سارتر فیلسوف فرانسوی ، در اوایل دهه 70 وقتی که گفت "اگر یک روشنفکر اهل "بیافرا" بود ، به نوشتن رمان نمیپرداخت" ، به چنین عقیدهای باور داشت.
در سالهای بعد کسانی که میپرسیدند : " برای چه کسی مینویسی" ، بیشتر علاقه داشتند بدانند ، مشتاقم کدام بخش جامعه آثارم را بخواند و دوست داشته باشد.
میدانستم که این سوال به منزله یک تله است ، چرا که اگر جواب نمیدادم "من برای فقیرترین و مستضعفترین لایههای جامعه مینویسم" ، متهم به جلب حمایت از سوی حاکمان و بورژواهای ترکیه میشدم.
این را هم در نظر بگیرید که به هر نویسنده خیراندیش بیریایی که اظهار کند برای کشاورزان و کارگران مینویسد ، یادآوری خواهد شد که غیرمحتمل است که کتابهایش به وسیله مردم بیسواد خوانده شود.
در سالهای دهه 70 وقتی مادرم از من میپرسید "برای چه کسی مینویسی؟" ، لحن غمگین و دلسوزانهاش به من میفهماند که او واقعا در حال پرسیدن این سؤال است که "برای حمایت از خودت ، چگونه برنامهریزی میکنی؟"
وقتی دوستانم از من میپرسیدند برای چه کس مینویسم ، ریشخندکنان میگفتند که کسی مایل نیست ، کتابی از شخصی مثل من بخواند.
با گذشت سی سال ، این سؤال را بیشتر از هر زمان دیگری میشنوم ، با توجه به اینکه حالا رمانهایم به بیش از 40 زبان ترجمه شدهاند ، روی این سؤال تأکید بیشتری میشود.
مخصوصا در طی 10 سال گذشته ، به نظر میرسد ،استنطاقکنندگان بیشمارم ، از این نگرانند که ممکن است تلقی اشتباهی از سؤال آنها داشته باشم و متمایل هستند که اضافه کنند :"شما به ترکی مینویسید ، پس فقط برای ترکها مینویسید یا اینکه در ذهنتان مخاطبانی با طیف وسیعتر را هم در نظر دارید ، مخاطبانی که از طریق ترجمههای آثارتان با آنها در ارتباطی هستید."
چه در داخل و چه در خارج ترکیه ، سؤال با لبخند مشکوک خودخواهانهای همراه است ، که باعث میشود به این نتیجه برسم که تمایل دارم برای حفظ اعتبار آثارم ، اینگونه جواب دهم :"فقط برای ترکها مینویسم."
برای فهم اهمیت این سوال باید دوره اوج رمان را به عنوان شکلی از هنر به یاد بیاوریم که همزمان با ظهور دولت ملی بود. وقتی رمانهای بزرگ قرن نوزدهم نوشته میشد ، به رمان به چشم یک هنر ملی نگاه میشد.
بالزاک ، دیکنز ، داستایوسکی و تولستوی برای نیازهای طبقه متوسط کشورشان مینوشتند ، یعنی همان کسانی که می توانستند کتابهای آنها را باز کنند و هر شهر ، خیابان ، خانه و صندلی را بشناسند ، این نویسندگان میتوانستند همان حس و حالی را که در دنیای واقعی داشتند ، شرح دهند و همان باورها را توصیف کنند.
در قرن نوزدهم ، رمانهای این نویسندگان بزرگ در ضمیمههای هنری و فرهنگی روزنامههای کشوری ظاهر میشد ، چرا که نویسندگان آنها از ملت سخن میگفتند.
در پس صدای داستانسرایانه این رمانها ، میتوان حس کرد که مشاهدهکننده از وضعیت سلامت کشورش در رنج است. در پایان قرن نوزدهم نوشتن و خواندن رمان به منزله شرکت در یک مناظره کشوری بود که در خارج از این محدوده ممنوع بود.
ولی امروزه نوشتن رمان معنی کاملا متفاوتی دارد ، همانطور که خواندن رمانهای ادبی هم به همین گونه است. تغییر نخست در نیمه اول قرن بیستم به وقوع پیوست ، هنگامی که درگیری رمان ادبی با مدرنیسم آن را در جایگاه هنر والا قرار داد.
به همان گونه که در 30 سال گذشته تغییرات آشکاری در ارتباطات رخ داده است ، در عصر رسانههای همگانی نویسندگان ادبی دیگر کسانی نیستند که تنها به لایههای میانی جامعه بپردازند ، آنها افرادی هستند که میتوانند به "خوانندگان ادبی" در سراسر جهان بپردازند و این کار را به صورت آنی انجام دهند.
خوانندگان ادبی این روزها در انتظار کتابی از گابریل گارسیا مارکز ، جی ام کوئتزی یا پل آستر میمانند ، همانطور که پیشینیان آنها در انتظار کتاب تازهای از دیکنز میماندند. به این ترتیب خوانندگانی که یک رماننویس ادبی پیدا میکند ، بسیار بیشتر از خوانندگانی است که همان رماننویس در کشور زادگاهش دارد.
نویسندگان برای خوانندگان آرمانیشان می نویسند ، برای کسانی که دوستشان دارند ، برای خودشان یا برای هیچ کس. همه اینها درست است ، ولی این مطلب هم صحیح است که نویسندگان ادبی امروزه برای خوانندگانشان مینویسند. از همه اینها ممکن است این نتیجه را بگیریم که نوسندگان ادبی امروزه به تدریج به این سمت و سو میروند که کمتر برای اکثریت غالب هممیهنانشان بنویسند -همان کسانی که کمتر آثار آنها را میخوانند- و بیشتر برای اقلیت کوچک جهانی به نویسندگی میپردازند.
بنابراین سؤالهای آزاردهنده و سوءظنهایی که درباره اغراض صحیح این نویسندگان وجود دارد ، منعکسکننده نگرانیهایی است که درباره خواستههای جدید فرهنگی که در 30 سال گذشته به وجود آمدهاند.
از نظر آنها ، نویسندهای که برای هممیهنانش نمینویسد ، آن کشور را به سمت زوال خارجی هدایت میکند و مشکلاتی که ریشه در واقعیت نداند ، از خود جعل میکند.
تردید همسوی دیگری که در غرب وجود دارد این است که بسیاری از خوانندگان باور دارند که ادبیات محلی باید محلی ، اصیل و خالص باقی بماند. نگرانی مخفی آنها این است که نویسندهای که برای خوانندگان بینالمللی مینویسد و از عرف و سنتهایی خارج از فرهنگ خودش الهام میگیرد ، اصالتش را از دست می دهد.
در پشت این نگرانی ها خوانندهای وجود دارد که تمایل دارد به کشوری خارجی که پیوندهایش را با جهان خارج منفصل کرده ، وارد شود و به صدای داخل آن گوش کند ، در حالی که با خودش جدل دارد ، همانطور که کسی ممکن است بحث و جدلهای یک خانواده را از پشت در گوش کند. اگر نویسنده به مخاطبانی از سایر فرهنگها و سایر زبانها بپردازند ، این خیال هم خواهد مرد.
همه نویسندگان تمایل شدیدی دارند که قابل اعتماد باشند ، طوری که من بعد از گذشت این سالها هنوز دوست دارم مورد سؤال قرار گیرم که برای چه کسی مینویسم. اما همان طوری که اعتبار یک نویسنده بستگی به توانایی وی برای گشودن قلبش در برابر دنیایی دارد که در آن زندگی میکند ، اعتبارش بیشتر به توانایی فهم تغییر موقعیتش در جهان نیز بستگی پیدا میکند.
چیزی به عنوان خواننده آرمانی و رها از تنگنظریها ، ممنوعیتهای جامعه و سنتهای ملی وجود ندارد ، همانطور که چیزی به عنوان رماننویس آرمانی وجود ندارد. ولی جستجوی یک رماننویس برای یک خواننده آرمانی که میتواند از هممیهنانش باشد یا نه ، با تصور رماننویس از وجود داشتن چنین خوانندههایی شروع میشود ، وسپس با نوشتن کتابهایی با او در ذهنش دنبال میشود.
یک خواهش : با محبت و لطف یکی از دوستان ، این ترجمه ، در یکی از نشریات ادبی چاپ خواهد شد. بنابراین لطفا از بانشر آن در سایتها و نشریات کاغذی دیگر خودداری فرمایید. رعایت این نکته موجب سپاسگزاری حقیر خواهد بود.بدیهی است که دادن لینک هیچ اشکالی ندارد.
پینوشت - مطالب مرتبط :
داستان کوتاه "آدمهای مشهور" از اورهان پاموک با ترجمه مژده دقیقی
نگاهی به "نام من قرمز است" از اورهان پاموک
ترجمه دو رمان ״ نام من، قرمز ״ و ״ برف ״ به وسیله
ارسلان میر فصیحی
ستاره جدیدی در شرق درخشیده است
بعد از عرب ها، ترک ها هم جایزه ادبی نوبل را گرفتند
عمران صلاحی - اورهان پاموک - حافظ
قطرهای از یک کتاب
اسم من سرخ است
پنجشنبه 20 مهرماه
اورهان پاموک برنده جایزه نوبل ادبیات شد
ساعاتی پیش اعلام شد ، که
اورهان پاموک -
نويسنده اهل تركيه - برندهي جايزه نوبل ادبيات سال 2006 شده است.
سال قبل در هم اورهان پاموک شانس زیادی برای بردن جایزه نوبل در کنار نویسندگانی
چون "جویس کرول اوتس" و "ادونیس" داشت ، ولی در نهایت این "هارولد پینتر" بود که
گوی سبقت را از بقیه ربود.
امسال هم اورهان پاموک رقبای زیادی داشت ، رقیبانی مانند
"یوسا" . اگر جستجویی سادهای در اینترنت انجام
دهید ، میتوانید مطالب خوبی درباره این نویسنده پیدا کنید:

نقدی به رمان «زندگی نو» نوشتۀ اورهان پاموک از
سایت ادبی قابیل
نقد دیگری درباره رمان زندگی نو
کتابشناسی اورهان پاموک
مطالبی به فارسی در سایت سفارت ترکیه
جنجال محاکمه اورهان پاموک
ترجمه مقالهای در مجله نیویورکر به قلم اورهان
پاموک درباره محاکمهاش در سایت میراث خبر
برداشت نزديك محمد علي جمالزاده و اورهان پاموک
(خیلی جالب)
جمعه محاكمه مى شوم (حتما بخوانید)
سایت رسمی اورهان پاموک
اورهان پاموک در ویکیپدیا
معرفی اورهان پاموک به عنوان یکی از 100 نفری که به
دنیای ما شکل دادهاند در مجله تایم
چهارشنبه 19 مهرماه
اشغال عراق به قیمت جان 655 هزار عراقی تمام شده
حتی یک مجله پزشکی هم نمیتواند به نحوی درگیر مجادلات سیاسی نشود ، مجله
معتبر پزشکی لنست ، در آخرین شماره خود ، خبر از افزایش مرگ و میر عراقیها به
میزان 655 هزار نفر از زمان حمله آمریکا به عراق در در سال 2003 داده است.
جورج بوش هم بلافاصله این گزارش را بی اعتبار خوانده و رد کرده است.
این مقاله را با فرمت pdf و به صورت تماممتن میتوانید
از اینجا دانلود کنید و بخوانید.

تلفات عراقيها در این تحقیق 10 برابر تخمینها و گزارشات قبلی است. البته روشی که
در این تحقیق از آن استفاده شده یک روش کاملا آماری بوده است به نام نمونهگیری
خوشهای مقطعی یا cross-sectional cluster sample survey.
چه میشود ، اگر همین الان کشیدن سیگار را متوقف کنید؟
شاید یکی از علل مشکل بودن ترک سیگار این است که تصور میشود
فواید و مضرات ترک یا ادامه دادن مصرف سیگار خیلی دیر اتفاق میافتند.
حتما نظرتان وقتی به جدول زمانی زیر نگاهی کنید ، عوض میشود ، بسیاری از فواید ترک
سیگار زودرس هستند:

بعد از 20 دقیقه : فشار خون بدن به حد طبیعی برمیگردد. (افزایش
فشار خونی که به خاطر اثرات سیگار باشد.)
بعد از 8 ساعت : سطح گاز مونوکسید کربن در خون نصف میشود و سطح اکسیژن به مقدار
طبیعی برمیگردد.
بعد از 48 ساعت : احتمال حمله قلبی کاهش خواهد یافت. بدنتان از نیکوتین پاک میشود.
حس چشایی و بویایی طبیعی میشوند.
بعد از 72 ساعت : نایژهها شل میشوند ، انرژی بیشتری برای انجام کارهایتان خواهید
داشت.
بعد از 2 هفته : مقدار جریان خون افزایش پیدا میکند ، و در طی 19 هفته بعد هم
جریان خون همچنان به بهتر شدن خود ادامه خواهد داد.
بعد از 3 تا 9 ماه : سرفه ، خسخس سینه و مشکلات تنفسی کم میشوند ، ظرفیت ریهها
10 درصد بیشتر میشود.
بعد از 1 سال : احتمال سکته قلبی نصف میشود.
بعد از 5 سال : احتمال سکته مغزی در شما ، درست به اندازه یک فرد غیرسیگاری میشود.
بعد از 10 سال : احتمال ابتلای شما به سرطان ریه به اندازه یک فرد غیرسیگاری
میشود.
بعد از 15 سال : احتمال حملات قلبی در شما به اندازه یک فرد غیرسیگاری میشود.
بنابراین میبینید که اثرات زودرس ترک سیگار کم نیستند و همین مطلب ، شاید انگیزه شما را برای ترک سیگار بیشتر کند.
منبع : Healthbolt
کپسول زمان یاهو : یک دنیا با صداهای بسیار
به تازگی یاهو ، سرویسی به نام Yahoo! Time
Capsule راهاندازی کرده است. هدف از این پروژه ارائه تصویری از وضعیت دنیا
در سال 2006 به نسلهای آینده است. به مدت 30 روز از 10 اکتبر تا 8 نوامبر ،
کاربران یاهو در سراسر جهان میتوانند ، با ارسال عکس ، ویدئو ، صدا و نوشته در
این پروژه انسانشناسی الکترونیک شرکت کنند.
در این مدت میتوانید ، به نوشتهها ، تصاویر ، ویدئوها و صداهای سایر کاربران
دسترسی داشته باشید و در مورد آنها ابراز نظر کنید.
به این ترتیب در روز 8 نوامبر یک میراث الکترونیک از زمانه ما به وجود خواهد آمد که
برای نگهداری به Smithsonian Folkways Recordings در واشنگتن سپرده میشود.
اینها توضیحاتی هستند که سایت یاهو در مورد سرویس جدیدش میدهد.
حالا باید دید تا چه اندازه این پروژه میتواند موفق باشد و چقدر کاربران آن را جدی
خواهند گرفت.
برای شرکت در این پروژه بعد از ورود به صفحه مربوط به آن ، روی contribute
کلیک کنید.

سایت ظاهر جالبی دارد و به صورت یک کره در حال چرخش که از اسناد
کاربران ایجاد شده ، طراحی شده ، نمای گرافیکی که نشان دهنده شعار این پروژه است :
One World. Many Voices
سه شنبه 18 مهرماه
داستان یوتیوب
خوب ، همانطور که حتما تا به حال متوجه شدهاید ، شرکت اينترنتی گوگل اعلام کرده است که سرانجام سايت يوتيوب (YouTube) را به بهای يک ميليارد و 650 ميليون دلار خريده است.
نخستین بار سایت یوتیوب را در 24 خرداد 84 ، در وبلاگم در بلاگر و تحت عنوان "فلیکر ویدئویی" معرفی کردم. در روزهای اول استقبال چندانی از این سایت توسط کاربران ایرانی نمیشد ، حتی یادم میآید ، تنها ویدئویی که درباره "ایران" میشد در آن پیدا کرد ، ویدئویی بود که "هودر" درباره انتخابات آپلود کرده بود.
اما صرفنظر از تاریخچه ارادت وبلاگ من به یوتیوب! ، اگر
میخواهید بیشتر با این سایت آشنا شوید به ادامه این پست توجه کنید :

همانطور که می دانید ، یوتیوب یک سایت محبوب اشتراک ویدئو است
که به کاربرانش اجازه آپلود ، تماشا و اشتراک کلیپهای ویدئویی را میدهد. این سایت
در فوریه سال 2005 به وسیله 3 کارمند شرکت پیپال راهاندازی شد. یوتیوب از فنآوری
فلش شرکت ادوب برای نمایش ویدئوها استفاده میکند. ویدئوهایی که میتوانید در این
سایت پیدا کنید ، طیف گستردهای دارند ، از قطعات فیلمها و کلیپهای تلویزیونی
گرفته تا تا ویدئوهای کاملا آماتور و ویدئوکلیپهای موسیقی.
فکر میکنید که یوتیوب با این همه عظمت و گستردگی چند کارمند
داشته باشد؟
جواب شاید برایتان عجیب باشد : تنها 67 کارمند!
تاریخ
یوتیوب به وسیله چاد هرلی Chad Hurley ، استیون چن Steve Chen و جاود کریم Jawed
Karim ، که همگی کارمندان شرکت پیپال بودند ، به وجود آمد. قبل از کار در پیپال ،
هرلی در دانشگاه ایندیانای پنسیلوانیا ، طراحی میخواند و چاد و کریم در دانشگاه
ایلینویز ، دانشجوی کامپیوتر بودند. دومین YouTube.com دقیقا در 15 فوریه 2005 فعال
شد و سایت رفتهرفته در ماههای بعد راهاندازی شد. 6 ماه بعد در ماه می 2005 ،
سایت به طور رسمی و عمومی افتتاح شد و سایت کار رسمی خود را آغاز کرد.

چاد هرلی و استیون چن
جالب است که بدانید که محل اولیه سایت یوتیوب یک دفتر شیک در یک
آپارتمان تجاری نبود ، صاحبان سایت در ابتدا محلی بهتر از یک گاراژ را برای
شروع کار نتوانستند پیدا کنند. در نوامبر 2005 ، یک شرکت سرمایهگذاری به نام
Sequoia ، مبلغ 3.5 میلون دلار را به یوتیوب اختصاص داد.
همین شرکت در آوریل 2006 ، 8 میلیون دلار دیگر به یوتیوب کمک کرد.
![]()
شعبه اصلی یوتیوب در سنمترو
در حال حاضر یوتیوب یکی از برترین سایتها از لحاظ سرعت رشد است و طبق آمار سایت Alexa ، جزو 10 سایت محبوب در سطح جهان است و سرعت رشدش حتی از سایت MySpace هم پیشی گرفته است.
البته اعلام شده که با وجود فروخته شدن این سایت به گوگل ، همچنان یوتیوب به طور مستقل به کار خود ادامه خواهد داد و 67 کارمندش هم مشغول کار خواهند بود.
پینوشت : این را هم اضافه کنم که از 1.65 میلیارد دلار ، شرکت Sequoia Capital ، که در دو مرحله مجموعا ، 11.5 میلیون دلار سرمایهگذاری کرده ، 495 میلیون دلار سهم خواهد برد و هر یک از 3 بنیانگذار یوتبوب ، 200 میلیون دلار.
به عنوان حسن ختام این پست ، به ویدئویی که در خود سایت یوتیوب پیدا
کردم و در آن چاد هرلی و استیون چن درباره فروش یوتبوب به گوگل صحبت می کنند ، توجه
کنید. هرلی 27 ساله و چن 29 ساله ، حالا واقعا میلیاردرهای خوشبختی هستند و حق
دارند اینقدر بشاش باشند:
منبع : ویکیپدیا
شنبه 15 مهرماه
تاریخ بسیار فشرده خاورمیانه
در طول تاریخ چه قدرتهایی خاورمیانه را کنترل کردهاند؟ تقریبا هر کسی! مصریها
، ترکها ، یهودیها ، رومی ها ، عربها ، یونانیها ، ایرانی ها ، اروپاییها.
ظاهرا این دست به دست شدن قدرت ادامه دارد.
همین الان یک فلش بسیار جالب دیدم ، که این تغییرات قدرت را از 3000 سال قبل از میلاد
مسیح تا به امروز روی نقشه خاورمیانه نشان میداد ، حتما ببینید.
سه شنبه 11 مهرماه
نیل آرمسترانگ تبرئه شد
نزدیک به 40 سال "نیل آرمسترانگ" -اولین انسانی که قدم بر روی ماه
گذاشت- برای مرتکب شدن اشنباهی ناخواسته در ادای جمله تاریخیاش ، سرزنش میشد.
آرمسترانگ یک a ناقابل را جا انداخته بود و معنی این جمله
را تا جدی دیگرگون کرده بود:
"That's one small step for a man, one giant leap for mankind."
ولی پرازش جدید نوارهای باقیمانده ، بیگناهی آرمسترانگ را ثابت کرده است ، پردازش نوار صوتی یا نرمافزار GoldWave نشان داده است که a واقعا گفته شده ولی میکروفنها آن را ضبط نکردهاند ، آثاری از گفته شدن a در آنالیز نوار واقعا وجود داشته است.
آرمسترانگ هم از از شنیدن این خبر ، ابزار خوشحالی کرده است.
منبع : بیبیسی
جایزه نوبل پزشکی 2006 به دو دانشمند آمریکایی رسید
دو دانشمند آمریکایی جایزه نوبل پزشکی سال 2006 را برای کشف مکانیسم
خاموش شدن ژن دریافت کردند. اندرو فایر Andrew Fire و کریگ ملو Craig
Mello جایزه نوبل پزشکی سال 2006 را برای کشف مکانیسم خاموش ژنها در روز دوشنبه ،
دوم اکتبر دریافت کردند. این کشف میتواند راهی برای درمان بیماریها از کوری و
سرطان گرفته تا ایدز باشد.

توضیح عکس : فایر و ملو در کنار مجسمه پل ارلیخ در آلمان
"فایر" 47 ساله و "ملو"ی 45 ساله از جمله جوانترین دانشمندانی
هستند که در تاریخ اهدای جایزه نوبل موفق به دریافت این جایزه 10 میلیون کرونی که
معادل 1.37 میلیون دلار میباشد ، شدهاند. نتیجه تحقیق این
دو دانشمد در سال 1998 و نخستین بار در مجله نیچر منتشر شده بود.
پژوهش آنها روی کرمها انجام شد و نشان داد که ریبونوکلئواسید دو رشتهای یا همان RNA ، پیامرسان ژنتیکی سلولها ، میتواند ژنهای هدف را در فرآیندی که تداخل RNA یا RNA interference (RNAi) نامیده میشود ، خاموش کند.
پس از کشف تداخل RNA ، این پژوهش سرآغازی برای فعالیت و تحقیقات بعدی شرکتهای دارویی و زیست فنآوری ، شد. تحقیق آنها میتواند منجر به ابداع روشهایی برای متوقف کردن تظاهر ژنها در بیماری های مثل سرطان شود ، و در نهایت باعث کند شدن رشد تومورها شود. به گفته یکی از اعضای آکادمی نوبل در استکهلم ، تحقیق این دو دانشمد قبلا در تحقیقات کلینیکی در مورد بیماریهای چشم ، بیماریهای متابولیک قلب و هپاتیت ویروسی به کار رفته است.
جایزه نوبل معمولا برای کارهای پژوهشی که دههها قبل انجام شده
داده میشود ، اهدای جایزه نوبل به فایر و ملو تنها 8 سال بعد از انتشار پژهش آنها
، نشاندهنده اهمیت فوقالعاده کار آنها بوده است.
یکی از اعضای آکادمی نوبل ، جایزه نوبل پزشکی 2006 را از این لحاظ با جایزهای که
به جیمز واتسون و فرانسیس کریگ تنها 9 سال بعد از کشف DNA
داده شد ، مقایسه کرد.
ملو شیفته تحقیقات روی منشأ حیات است و با پدر
دیرینشناسش در مناطق غربی آمریکا به دنبال یافتن استخوانهای دایناسورها هم بوده
است. وی در مصاحبهاش گفت :
" میدانستم که ممکن است برنده شویم ، ولی انتظار جایزه را تا چند سال بعد
نداشتم ، من و اندرو خیلی جوان هستیم ، دور و بر 40 سال و فقط 8سال بعد از کشفمان
برنده شدیم."

کریگ ملو در حال ورود به جلسه کنفرانس
فایر به خبرگزاری رویترز گفت که تماسی که از استکهلم با وی
گرفته شد و صبح از خواب بیدارش کرد :
" اول خیلی هیجانزده شدم ، بعد تصور کردم دارم خواب میبینم و یا یک شماره
اشتباهی بوده "
فایر، سپس ، برای مطمئن شدن از خبر تلفنی ، به سایت جایزه نوبل مراجعه کرد.

فایر دکترایش را در بیولوژی در انستیتوی فنآوری ماساچوست در
سال 1983 دریافت کرد ، و اکنون استاد پاتولوژی و ژنتیک در دانشکاه استانفورد است.
ملو تحصیلکرده هاروارد است و در حال حاضر استاد پزشکی مولکولی در دانشکده پزشکی
مساچوست است.
ژنها حاوی اطلاعاتی هستند که توسط RNA پیامبر به پروتیئینهای ساختاری و یا عملکردی ترجمه میشود. این RNAهای پیامبر یا mRNA میتوانند توسط مکانیسمهایی نابود شوند ، مکانیسمی که خاموش ژن نامیده میشود.
اهدای جایزههای نوبل امسال در واقع با جایزه نوبل پزشکی شروع شده است ، پس از جایزه نوبل پزشکی به ترتیب برندگان جایزههای نوبل فیزیک ، شیمی ، ادبیات ، صلح و اقتصاد اعلام خواهند شد. جایزه نوبل پزشکی سال قبل به بری مارشال و روبین ورن رسید برای کشف رابطه هلیکوباکتر پیلوری با زخم معده رسید.
برندگان جایزه نوبل در مراسمی با حضور خانواده سلطنتی سوئد ، که در 10 دسامبر و در سالگرد مرگ آلفرد نوبل برگزار خواهد شد ، چک خود را دریافت خواهند کرد. مراسم همه جایزههای نوبل به جز جایزه صلح که در اسلو اهدا خواهد شد ، در استکهلم برگزار میشود.
شرح مختصر و دقیقتر کشف فایر و ملو:
ژنهای انسان شامل ، 20 هزار ژن هستند. فقط تعداد معینی از آنها
در هر دسته از سلول ها فعال هستند. کدهای ژنتیکی در DNA
تعیین میکنند که چگونه پروتینها ساخته شوند و این پروتئینها سپس باعث انواع
عملکردها میشوند و ساختارهای سلولی تا ماکروسکوپی بدن را می شازند. پروتینها
میتوانند آنزیم باشند که غذاها را هضم می کند و یا در قالب گیرندههای سلولی مغز
فعالیت کنند.
دستورالعملهایی که در DNA موجود است
نخست در mRNA ها کپی می شود و بعدا پروتئینها توسط این
mRNAها ساخته میشوند.
فرآیند تنظیم ژن 40 سال قبل به وسیله فرانسیس کریگ ژاکوب و ژاک موندو کشف شده بود. اما در دهه 90 زیست شناسان مولکولی به نتایجی برخوردند که نمی توانستند آنها را توضیح دهند ، یکی از برجستهترین این موارد در مورد تحقیقی بود که می خواستند با استفاده از دانش ژنتیک رنگ گلبرگ های گل اطلسی را افزایش دهند ولی به جای پررنگ شدن ، گلبرگها کمرنگ شدند.
فایر و ملو ، تحقیقشان روی کرم نماتودی به نام
Caenorhabditis elegans انجام دادند ، آنها دریافتند که تزریق
مولکولهای mRNA به کرمها که پروتئینهای عضلانی را کد
میکنند، هچگونه تغییری در رفتار کرم به وجود نمی آورد.
یک ناحیه از همین مولکول MRNA به نام دریافت یا
sense نامیده میشد ، این دانشمند دریافتند که اگر
mRNA دیگری به نام RNA
آنتی سنس را همراه mRNA اول تزریق
کنند ، حرکات انقباضی خاص در کرمها مشاهده می شود که نشاندهنده ساخت مولکول های
پروتئینی است. در واقع این دو RNA با هم باند می شوند و
RNA دو رشته ای را به وجود می آورند.
آیا این RNA دورشته ای باعث خاموش شدن ژنی می شود که RNA به خصوصی را کد میکند؟
این دو دانشمد کارشان روی کرمهای دیگر و به طریق مشابه ادامه دادند. در 19 فوریه 1998 ملو و فایر ، نتایح پژوهشهایشان را در مجله نیچر چاپ کردند.
اما مکانیسم دقیق خاموش کردن ژن توسط این RNAهای دو رشته ای در سالهای بعد شناخته شد.
RNA دو رشتهای به یک کمپلکس پروتئینی به نام Dicer متصل می شود و سپس این کمپلکس ، آن را به خوردههایی تقسیم می کند ، یک مجموعه پروتئینی دیگر به نام RISC به این اجزا متصل می شود ، یکی از رشته های RNA حذف می شود ولی دیگری به کمپلکس RISC متصل می شود و به عنوان یک پروب برای شناسایی mRNAها عمل می کند. وقتی که یک mRNAبا mRNAروی RISC جفت شود ، تقسیم و نابود می شود و به این وسیله در واقع ژنی که اینmRNA را کد کرده خاموش می شود.
تداخل RNA یک وسیله دفاعی علیه ویروس
ها و ژن های جهش یافته
تداخل ژنی یک وسیله مهم دفاعی به خصوص در ارگانیسم
های رده پایین است ، بسیاری از ویروسهای کدهای ژنتیکی شان شامل
RNA دو رشته ای است ، هنگامی که آنها سلولی را آلوده کنند ،
مولکول RNA خود را به سلول تزریق می کنند ، این RNA
به Dicer متصل می شود و سپس به وسیله RISC
نابود می شود ، و سلول از حمله ویروس جان سالم به در میبرد.
ارگانیسمهای رده بالا مانند انسان علاوه بر این مکانیسم دفاعی دیگری مانند
آنتیبادی ، سلولهای کشنده و اینترفرون دارند.
ژن های جهش یافته transposons نامیده می شوند ، از روی سکانسهای این ژنها نخست RNA و سپس از روی RNA مجددا DNA ساخته می شود ، قسمتهایی از این RNA دو رشتهای است و به شیوه مشایهی نابود می شود.
صدها ژن در ژنوم انسان ، مولکولهای RNA کوچکی به نام microRNAها را تولید میکنند ، آنها حاوی قطعاتی از کدهای سایر ژنوم هستند ، مولکولهای microRNA ، میتوانند ساختمانهای دو رشتهای ایجاد کنند و و مکانیسم تداخل RNA را فعال کنند و به این وسیله مانع ساخت پروتئینهای خاص و خاموش شدن عملی یک ژن شوند.
اگر ما بتوانیم مکانیسم خاموش شدن ژن را در مورد ژنهای عامل بیماریهای خاص فعال کنیم ، در واقع توانستهایم جلوی بیماری را بگیریم . اخیرا نتایج چندین پژوهش منتشر شده که توانستهاند چنین کاری روی انسان و حیوانات آزمایشگاهی انجام دهند و از جمله توانستهاند ژن عامل کلسترول بالای خون را با ساخت RNA خاصی خاموش کنند. در مورد گیاهان هم توانستهاند چنین کاری را برای دفاع در مقابل حملات ویروسی انجام دهند.
امید میرود "خاموش کرد ژنها" به درمان بیماریهای قلبی عروقی ، اندوکرین ، ویروسی و بدخیمیها بینجامد.
منابع : سایت جایزه نوبل ، سایت رویترز ، فاکسنیوز ، ABC نیوز




