1pezeshk.jpg

« March 2007 | خانه | May 2007 »

شنبه 8 اردیبهشتماه

موس واقعی!

 

نه فتوشاپ نیست!

در این سایت می‌توانید راهنمای کامل ساختن موس از موش را مطالعه کنید. باید نخست یک موش با اندازه مناسب پیدا بکنید ، روده‌ایش را خارج کنید و تاکسیدرمی‌اش کنید و بعد محتویات موس را به نحوی که این سایت شرح داده ، در داخل موش جاگذاری کنید.

 

انتخاب خوبی برای هدیه و سورپریز و  اینطور کارها!

01:07 PM | Comments (10)

لولیتاخوانی در وبلاگ

در این پست ، در ادامه تقدیم صداهای کمتر شنیده شده افراد مشهور ، صدای ولادیمیر ناباکوف  در حال روخوانی ترانه‌ای در فصل 25‌ام اثر جاودانه‌اش - لولیتا(+ و +) - را به شما تقدیم می‌کنم.

این متن که در ادامه پست می‌توانید آن را به صورت نوشته هم ببینید ، در آوریل سال 1964 در کتابخانه دانشگاه هاروارد قرائت شده است:

 

اما بد نیست به روخوانی جملات نخستین و پایانی لولیتا هم با صدای جرمی آیرونز هم گوش کنید. تا به حال از روی رمان لولیتا دو نسخه مشهور ساخته شده است ، روایت اول در سال 1962 به وسیله استنلی کوبریک  و فیلم دوم در 1997 با کارگردانی آدریان لین و با بازیگری جرمی آیرونز در نقش هامبرت هامبرت ، ساخته شده است. جرمی آیرونز همه کتاب را در قالب یک کتاب صوتی ، روخوانی کرده است.

Lolita, light of my life, fire of my loins. My sin, my soul. Lo-lee-ta: the tip of the tongue taking a trip of three steps down the palate to tap, at three, on the teeth. Lo. Lee. Ta.

She was Lo, plain Lo, in the morning, standing four feet ten in one sock. She was Lola in slacks. She was Dolly at school. She was Dolores on the dotted line. But in my arms she was always Lolita.

Did she have a precursor? She did, indeed she did. In point of fact, there might have been no Lolita at all had I not loved, one summer, a certain initial girl-child. In a princedom by the sea. Oh when? About as many years before Lolita was born as my age was that summer. You can always count on a murderer for a fancy prose style.

Ladies and gentlemen of the jury, exhibit number one is what the seraphs, the misinformed, simple, noble-winged seraphs, envied. Look at this tangle of thorns.

ویژه‌نامه نشریه سمرقند در مورد ناباکوف ، شاید بهترین منبع آنلاین باشد برای آشنایی با ناباکوف و آثارش از جمله لولیتا.

نکته جالب : به سبب «ف یلتر» بودن ، کلیدواژه L olita ، جستجوها با زحمت بسیار انجام شدند!

پست‌های مرتبط:
فقط صدا نیست که می‌ماند! ، صدای آدولف هیتلر
This Craft of Verse : صدای خورخه لوئیس بورخس
E=mc² : صدای اینشتین

 

Vladimir Nabokov, Lolita, Chapter 25

Wanted, wanted: Dolores Haze.
Hair: brown. Lips: scarlet.
Age: five thousand three hundred days.
Profession: none, or "starlet"

Where are you hiding, Dolores Haze?
Why are you hiding, darling?
(I Talk in a daze, I walk in a maze
I cannot get out, said the starling).

Where are you riding, Dolores Haze?
What make is the magic carpet?
Is a Cream Cougar the present craze?
And where are you parked, my car pet?

Who is your hero, Dolores Haze?
Still one of those blue-capped star-men?
Oh the balmy days and the palmy bays,
And the cars, and the bars, my Carmen!

Oh Dolores, that juke-box hurts!
Are you still dancin', darlin'?
(Both in worn levis, both in torn T-shirts,
And I, in my corner, snarlin').

Happy, happy is gnarled McFate
Touring the States with a child wife,
Plowing his Molly in every State
Among the protected wild life.

My Dolly, my folly! Her eyes were vair,
And never closed when I kissed her.
Know an old perfume called Soliel Vert?
Are you from Paris, mister?

L'autre soir un air froid d'opera m'alita;
Son fele -- bien fol est qui s'y fie!
Il neige, le decor s'ecroule, Lolita!
Lolita, qu'ai-je fait de ta vie?

Dying, dying, Lolita Haze,
Of hate and remorse, I'm dying.
And again my hairy fist I raise,
And again I hear you crying.

Officer, officer, there they go--
In the rain, where that lighted store is!
And her socks are white, and I love her so,
And her name is Haze, Dolores.

Officer, officer, there they are--
Dolores Haze and her lover!
Whip out your gun and follow that car.
Now tumble out and take cover.

Wanted, wanted: Dolores Haze.
Her dream-gray gaze never flinches.
Ninety pounds is all she weighs
With a height of sixty inches.

My car is limping, Dolores Haze,
And the last long lap is the hardest,
And I shall be dumped where the weed decays,
And the rest is rust and stardust.

 

 

 

10:14 AM | Comments (0)

جمعه 7 اردیبهشتماه

فن‌آوری‌های مدرن و تقلب در مدارس

مدت زیادی است که مدارس آمریکا در هنگام امتحانات ، گذاشتن کلاه بیسبال به وسیله دانش‌آموزان را ممنوع کرده‌اند. چرا؟
چون دانش اموزان زیر لبه کلاه ، تقلب می‌نوشتند!

بعدا تلفن‌های همراه در لیست وسایل ممنوعه قرار گرفت ، چون دانش‌آموزان پاسخ‌های سؤالات را به هم SMS می‌کردند.

و حالا مقامات آموزشی آمریکا ، دریافته‌اند که همه پخش‌کننده‌های چند رسانه ای می‌توانند برای تقلب مورد استفاده قرار بگیرند.

آبی‌پاد و یا زون Zune می‌تواند زیر لباس مخفی شود و از طریق یک سیم که زیر لباس و زیر یقه می‌گذرد و به یک گوشی در گوش‌ها منتهی می‌شود ، اطلاعات را به گوش دانش آموزان برساند.

در یکی از دبیرستان‌های آمریکا به نام مانتین ویو Mountain View ، ورود همه پخش‌کننده‌های دیجیتال ممنوع شده است ، چون پرسنل دبیرستان فهمیدند دانش‌آموزان با استفاده از آنها فرمول‌ها و یا سایر اطلاعات را دانلود می‌کنند.

 

آی‌پادها وسایل واقعا مناسبی برای تقلب هستند ، می‌شود با آنها پاسخ‌های سوالات را ضبط کرد ، یا می‌توان کار پیشرفته‌تری کرد و پاسخ سؤالات را به صورت متن در لابلای متن ترانه ها مخفی کرد و مورد استفاده قرار داد.

ولی این ممنوعیت‌ها هیچگاه  نمی‌تواند جلوی ابتکار ذهن‌های جوان و خلاق دانش‌آموزان را بگیرد ، یک دانش‌آموز 16 ساله در این مورد گفته است که می‌توانید خیلی راحت گوشی را در قسمت بالایی آستین در زیر لباس مخفی کنید. در حین امتحان و جواب دادن به سؤالات وانمود کنید که خسته شده‌اید و دارید سرتان را بین دست‌هایتان استراحت می‌دهید و به این ترتیب گوشی را به گوش‌هایتان نزدیک کنید وشروع کنید به شنیدن یادداشت‌های صوتی‌تان!

اینگونه تقلب‌ها محدود به آمریکا نیست ، دبیرستانی در اونتاریوی کانادا ، امسال استفاده از موبایل و پخش‌کننده دیجیتال چندرسانه ای را ممنوع کرده است. یک دانشگاه در تاسمانیای استرالیا هم استفاده از آی‌پاد ، دیکشنری‌های الکترونیک ، پخش‌کننده سی دی و وسایل چک‌کننده اسپل لغات را ممنوع کرده است.

در مقابل دانشگاه دوک کارولینای شمالی ، از سه سال پیش آی‌پادهایی در اختیار دانش‌آموزان قرار داده است تا تحقیقی در مورد این مسئله انجام شود که چگونه این وسایل برای بهبود آموزش می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. در کلاس‌های موسیقی ، جامعه‌شناسی و مهندسی می‌توان از آی‍اد استفاده‌های فوق‌العاده ای کرد.

تیم داد مدیر اجرایی این دانشگاه اظهار نظر خوبی کرده است :«جنگ با فن‌آوری بدون اینکه دیالوگی در مورد ارزش و توقعاتمان از آن داشته باشیم ، سرنوشتی به جز شکست نخواهد داشت.»

چندی پیش مقاله جالب دیگری در مورد استفاده از آی‌پاد برای آموزش سمع قلب و ریه به دانشجویان پزشکی خواندم.

وقتی خودم دانشجو بودم هنوز خبری از این وسایل نبود ، موبایل بود ، ولی آن موقع موبایل‌ها نه دوربین داشتند و نه می‌شد با آنها پیام‌های کوتاه فرستاد.البته به جز چند تقلب بی‌ارزش در دبیرستان که چیزی بیشتر از چند یادداشت کوتاه در کف دست و زیرورقه آن هم در درس‌هایی مانند زمین‌شناسی ، عربی و معارف نبود ، هیچ سابقه تقلبی در دانشگاه نداشته‌ام و خودمانیم ، حالا از این رفتار خود پشیمانم!

در پایان این پست می‌خواهم این موضع را به بحث بگذارم که شما در دبیرستان یا دانشگاه چه استفاده‌هایی از وسایلی مانند موبایل و احیانا پخش‌کننده‌های دیجیتال می کنید. آیا تا به حال با این وسایل تقلب کرده‌اید؟! یا هنوز تقلب‌های سنتی را ساده‌تر و کاراتر می‌بینید؟!
آیا تا به حال استفاده آموزشی از این وسایل کرده‌اید ، فرضا برای ضبط حرف‌های استادان یا عکس گرفتن از محتواهای آموزشی؟
چه خاطراتی در این زمینه دارید؟
ضمن اینکه نمی‌دانم در حال حاضر چه رفتاری با ورود موبایل و پخش‌کننده‌های چند رسانه‌ای به دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها می‌شود.

کامنت‌های خوب در همین پست و یا پست جداگانه‌ای منعکس خواهند شد.

منبع

09:48 PM | Comments (45)

عکس و ویدئو از آزمایش جاذبه صفر استفان هاوکینگ

همانطور که توضیح دادم ، دیروز استفان هاوکینگ آزمایش جاذبه صفر را انجام داد.
عکس‌ها از سایت CNET گرفته شده‌اند:

 
 
 

در پایان ویدئو استفان هاوکینگ در مورد احساسش از آزمایش جاذیه صفر توضیح می‌دهد ، حتما ببینید:


Space here I come


06:20 PM | Comments (5)

پنجشنبه 6 اردیبهشتماه

ویدئوی جنجال دانشجوی چینی طرفدار سیستم‌های کدباز در جریان سخنرانی بیل گیتس در دانشگاه پکن

البته چندان جنجالی هم در کار نبوده ، یک جوان چینی روی سن آمده و یک پلاکارد را نشان داده که رویش نوشته شده free sources،  open source. مراسم هم به هم نخورده. ولی خوب دیدنش خالی از لطف نیست:

 

09:33 PM | Comments (2)

رؤیایی در سر دارم ، گام بزرگی برای استفان هاوکینگ

 

مشهورترین فیزیک‌دان زنده دنیا - استفان هاوکنیگ - به زودی بی‌وزنی را تجربه خواهد کرد ، تجربه‌ای که تا به حال هیچ انسانی با ناتوانی وی نداشته است.

این فیزیک‌دان 65 ساله فارغ‌التحصیل از کمبریج ، برای دهه‌ها در حال دست و پنچه نرم کردن با یک بیماری تخریب‌کننده عصب به نام «اسکلروز جانبی آمیوتروفیک» ALS بوده است. به همین خاطر سالهاست که هیچ حرکت ارادی‌ای نمی‌تواند انجام دهد و قادر به صحبت هم نیست. تنها بعضی از عضلات صورتش فعال هستند که با آنها و از طریق اشاره با یک کامپیوتر ارتباط برقرار می‌کند ، کامپیوتر اشارات وی را به صدا یا متن تبدیل می‌کند.

امروز ، پنجشنبه استفان هاوکنیگ به وسیله یک هواپیمای مجهز با شرایط بی‌وزنی آشنا خواهد شد. این هواپیما یک یوئینگ 727 است که تا 9000 متری اوج می‌گیرد و بعد از آن با اوج گرفتن و نزول‌های متناوب برای ثانیه‌هایی مسافران خود را با جاذبه صفر آشنا خواهد کرد. استفان هاوکینگ گفته است که این آزمایش را تنها نخستین قدم برای رسیدن به آرزویش یعنی رفتن به فضا باید دانست.

تا به حال هر پنج نفری که سفر خصوصی به ایستگاه فضایی بین‌المللی داشته‌اند ، مرحله جاذبه صفر را به عنوان یکی از مراحل آمادگی ، طی کرده‌اند.

هزینه آزمایش بی‌وزنی برای هر نفر 3500 دلار است ولی شرکتی که هواپیمای مخصوص را در اختیار دارد ، از گرفتن این مبلغ از هاوکینگ چشک‌پوشی کرده است.

وی در پاسخ خبرنگاران با صدایی که به وسیله کامپیوتر تولید می‌شد ، گفت : «فکر می‌کنم نژاد بشر بدون رفتن به فضا ، آینده ای نخواهد داشت. بنابراین می‌خواهم علاقه عمومی را به فضا افزایش دهم.»

هاوکینگ به خاطر تئوری‌اش در مورد سیاه‌چاله‌ها و منشأ جهان هستی و همچنین مسائل اسرار آمیزی که در کتاب پرفروش «تاریخچه مختصر زمان» شرح داده ، مشهور است.

هاوکینگ آرزو دارد که تجربه بی‌وزنی‌اش در روز پنج شنبه موفق باشد. وی قصد دارد در سال 2009 با یک فضاپیما در مدار زمین قرا بگیرد. این سفر فضایی احتمالا با فضاپیمایی به نام Virgin Galactic انجام خواهد شد که در حال حاضر مراحل ساخت آن برای یک میلیاردر به نام ریچارد برانسون در حال طی شدن است. این فضاپیما مشابه فضاپیمای SpaceShipOne منتها با ابعاد بزرگ‌تر خواهد بود. SpaceShipOne همان فضاپیمایی است که موفق شد جایزه انصاری ایکس  را ببرد.

«سال‌ها آرزو داشتم که به فضا پرواز کنم ولی تصور نمی‌کردم این امر شدنی باشد. بعد از اینکه یک فضاپیما توانست جایزه ایکس پرایز را ببرد و سفرهای خصوصی به فضا ممکن شد ، به صورت جدی به این مسئله فکر کردم.»

منبع

پی‌نوشت : آزمایش با موفقیت انجام شد. اینجا را ببینید.

08:12 PM | Comments (2)

روزنامه نیویورک تایمز

نیویورک تایمز روزنامه‌ای است که در شهر نیویورک و به وسیله آرتور سولزبرگر Arthur Ochs Sulzberger Jr. منتشر می‌شود. این روزنامه در همه دنیا پخش می‌شود و مورد مطالعه قرار می‌گیرد.
اما این روزنامه تنها یکی از پانزده روزنامه‌ای است که «شرکت نیویورک تایمز» منتشر می‌کند ، این شرکت روزنامه‌های مشهور دیگری مثل «هرالد تریبون بین‌المللی» و «بوستون گلاب» را هم منتشر می‌کند. در ایالات متحده روزنامه نیویورک تایمز بزرگ‌ترین روزنامه وابسته به یک کلان‌شهر محسوب می‌شود. به خاطر سبک و ظاهر سنگین و موقری که این روزنامه داراست به آن لقب بانوی سفید مو Gray Lady داده شده است. این روزنامه یک منبع موثق برای رویدادهای مختلف محسوب می‌شود.

تاریخچه : در 8 سپتامبر سال 1851 روزنامه نیویورک تایمز به وسیله یک روزنامه‌نگار و سیاستمدار به نام «هنری جاوریس ریموند» و یک بانکدار به نام «جورج جونز» منتشر شد. در ابتدا عنوان آن «نیویورک دیلی تایمز» بود ، در سال 1857 نامش به نیورک تایمز تغییر پیدا کرد. از زمان جنگ‌های داخلی امریکا این روزنامه روزهای یکشنبه هم منتشر می‌شود. این روزنامه تا سال 2006 ، 96 جایزه پولیتزر را از آن خود کرده است که رکوردی دور از دسترس همه روزنامه‌های دیگر است.

اهمیت : نیویورک تایمز یکی از مهم‌ترین روزنامه‌های آمریکاست ، روزنامه‌های دیگری همچون USA Today و وال استریت ژورنال از این لحاظ در جایگاه پایین‌تری دارند. در سال 1918 این روزنامه برای نخستین بار برنده جایزه پولیتزر شد ، در سال 2002 ، نیویورک تایمز برنده 7 جایزه پولیتزر شد ، رکوردی که شکسته نشده است. در سال 1971 این روزنامه فاش کرد که طبق اسنادی که به دستش افتاده ، دولت آمریکا واقعیات جنگ ویتنام را دستکاری می‌کند و سیر وقابع جنگی را به نفع خود تحریف می‌کند.

نیویورک تایمز و اعداد : تا پایان سال 2005 ، بیش از 350 گزارشگر به صورت تمام‌وقت و حدود 40 عکاس برای نییویورک تایمز کار می‌کرده‌اند ، علاوه بر این باید صدها نویسنده‌ای را هم در نظر گرفت که به صورت پاره‌وقت برای این روزنامه مطلب می‌نویسند. نیویورک تایمز 16 دفتر در شهر نیویورک ، 11 دفتر در ایالات متحده و 26 دفتر دیگر در سراسر جهان دارد.
20 چاپخانه در نقاط مختلف ایالات متحده این روزنامه را به طور همزمان چاپ می‌کنند ، در نتیجه تعدد چاپخانه‌های منتشر کننده ، این روزنامه هر روز صبح به موقع به دست همه خوانندگانش می‌رسد.

در سال 2006 این روزنامه آماری منتشر کرد که بر اساس آن در روزهای عادی هفته ، هر روز تیراژی حدود 1,086,798 نسخه و در روزهای یکشنبه تیراژی حدود 1,623,697 نسخه دارد. قیمت هر شماره نیویورک تایمز در شهر نیویورک 1 دلار است ، قیمت شماره‌های یکشنبه روزنامه 3.5‌ دلار است.

ساختمان شعبه اصلی روزنامه : شعبه اصلی روزنامه نیورک تایمز شاهکاری در معماری محسوب می‌شود. این آسمان‌خراش در خیابان 41‌ام غربی در منهتن قرار دارد و به وسیله معماری به نام Renzo Piano طراحی شده است و در سال 2007 احداث آن به اتمام می‌رسد.

 

 این آسمان‌خراش 260 متری یک بنای با منظره خارجی تمام شیشه‌ای است. برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی از شیشه‌های با قابلیت عبور کم تشعشع و همچنین برای نخستین بار میله‌های سرامیکی در بنای آن استفاده شده است.

 

نیویورک تایمز و اینترنت : از سال 1995 ، روزنامه دارای سایت اینترنتی است که در دو آدرس www.nytimes.com و www.nyt.com قابل دسترسی است. بر طبق سیاست‌های این روزنامه همه مقاله‌ها به رایگان تا یک هفته بعد از انتشار در وب‌سایت روزنامه قابل دسترسی هستند ، ‌اما بعد از این بازه زمانی همه آنها برای مطالعه رایگان نخواهد بود.
در مارس 2006 ، سایت روزنامه 11.6 میلیون بازدیدکننده داشته است ، به این ترتیب نیویورک تایمز پربازدیدشونده‌ترین سایت را در میان روزنامه‌های جهان دارد.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

06:57 PM | Comments (3)

دو عکس مرتبط با پزشکی

عکس اول : حمله‌کننده با صندلی از مجازات زندان نجات یافت! : عکسی که می‌بینید سی‌تی اسکن سه‌بعدی نگون‌بختی به نام شفیق الفخری Shafique el-Fahkri که چندی قبل با یک صندلی مورد حمله قرار گرفت. پایه صندلی از کنار کاسه چسم وارد شد ، کره چشم را به کناری راند و وارد ناحیه گلوی بیمار شد. ضارب یک مرد 20 ساله بود که به گمان اینکه مرتکب قتل شده از صحنه فرار کرده بود و روز بعد خود را به پلیس معرفی کرد. آتش‌نشانان پایه صندلی را از بدنه آن جدا کردند و مرد را به بیمارستان ملبورن منتقل کردند ، مرد به طرز معجزه‌آسایی نجات پیدا کرد و فرد حمله‌کننده را بخشید.
قاضی ، ضارب را به 400 ساعت کار اجتماعی محکوم کرد.


منبع

عکس دوم : ‌اما عکس دوم مربوط می‌شود به یکی از برندگان جایزه پولیتزر 2007 ، در FEATURE PHOTOGRAPHY که گمان می کنم ، عکاسی چهره معنی بدهد. جایزه پولیتزر در این رشته به آقای رنه بایر Renée C. Byer به خاطر به تصویر کشیدن تلاش یک مادر تنها و پسر 10 ساله مبتلا به سرطانش، اهدا شده است. پسر 10 ساله مبتلا به نوروبلاستوما است و در تصویر مادر و پسر ، پابرهنه در حال طی کردن راهروی بیمارستان قبل از عمل پیوند مغز استخوان دیده می‌شوند ، عملی که تنها امید این طفل خردسال است.


لینک
 

01:17 PM | Comments (5)

چهارشنبه 5 اردیبهشتماه

چگونه برای خودمان تولبار بسازیم؟ تولبار یک پزشک!

شاید با خواندن عنوان این پست از خودتان بپرسید ، در حالی که تولبار گوگل وجود دارد ، چرا آستین‌ها را بالابزنیم و خودمان برای خودمان تولبار بسازیم. اگر این پست را تا به آخر بخوانید ، شاید شما هم انگیزه‌ای برای این کار پیدا کنید.

سایت conduit به شما امکان می‌دهد یک تولبار خوب برای خودتان بسازید. کار با این سایت بسیار ساده است و شما بعد از ورود کافی است مراحل را یک به یک دنبال کنید.

 

اما ویژگی‌ها و امکانات خوب تولبارهای این سایت:

- اگر وبلاگ یا سایتی دارید که بازدیدکننده زیاد دارد ، می توانید یک تولبار با نام وبلاگ بسازید و وبلاگ خود را تبلیغ کنید.

 

- یکی از ویژگی‌ها خوب این سرویس این است که شما می‌توانید به راحتی ، سایت‌های زیادی را به لیست سایت‌های پیش‌فرض جستجو اضافه کنید.
در تولبار گوگل اگر سایتی جزو پیش‌فرض‌ها نباشد ، اضافه کردن آن به لیست سایت‌ها تا حدی دشوار است.
برای مثال من به راحتی ، سایت‌های زیر را به لیست سایت‌های مرجع جستجو اضافه کردم:
- سایت فلیکر
- سایت یوتیوب
- قسمت عکس‌های خبری یاهو

- وبلاگ خودم!
- جستجوی موسیقی در
last.fm  : به قول دکتر مزیدی سلطان موسیقی است!
- جستجوی موسیقی سایت خوب mp3realm
- جستجوی ویدئو در سرویس جستجوی ویدئوی purevideo (این سایت به طور همزمان در تعداد زیادی از سایت‌های اشتراک ویدئو جستجو می‌کند.) ،
- جستجو در سایت قطره: سایت قطره سرویسی که اخبار را ار منابع و وبلاگ‌های فارسی‌زبان جمع‌آوری می‌کند ، جستجو در آن چیز جالبی است.
- جستجو در سرویس جستجوی وبلاگ گوگل
- جستجو در اخبار کتاب
- جستجو در همه سایت‌های social bookmarking
- جستجوی فیلم در سایت imdb
- جستجو در کوگل و تصاویر و اخبارش هم که طبعا گذاشته‌ام.
خوب ، می‌بینید که مجموعه جستجوی جالبی از کار درمی‌آید.

- شما می‌توانید یک لینکدونی و همچنین یک خبرخوان ساده در تولبار بگنجانید و آنها را پر کنید از لینک‌ها و فیدهای مورد علاقه‌تان. من فید بالاترین و فید دو در دو را در قسمت فید اضافه کردم.

- یک ابزار خوبی که این سایت امکان گذاشتنش را به شما می دهد ، یک پخش‌کننده رادیوی خوب و خوش‌دست است. من رادیوهای شبکه‌های موسیقی مختلف و همچنین رادیوی شبکه‌های جوان ، پیام ، فرهنگ ،‌رادیو زمانه ، رادیو گلها ، رادیوی PMC را به خورد پخش‌کننده تولبارم دادم.

 

- صاحب تولبار می‌تواند به راحتی به همه کسانی که از تولبارش استفاده می‌کنند ، پیام بفرستد و به آنها چت کند!

پیشنهاد می‌کنم با رفتن به این صفحه تولبار «یک پزشک» را برای تست هم که شده دانلود کنید ، اگر خوشتان آمد که هیچ ، اگر مورد پسند واقع نشد ، می‌توانید دست به کار شوید و خودتان یک تولبار برای خودتان بسازید. هم کاربران فایرفاکس و هم اینترنت اکسپلورر می‌توانند از این تولبار استفاده کنند.

01:10 AM | Comments (12)

دوشنبه 3 اردیبهشتماه

فقط صدا نیست که می‌ماند!

مقدمه : قصد دارم در یک سری پست ، صداهای شخصیت‌های مشهور جهان را که کمتر شنیده شده است ، در وبلاگ بگذارم.
نظم خاصی در انتخاب شخصیت‌ها نخواهم داشت و معیارم بیشتر مشهور بودن ، نادر بودن صدا برای کاربران ایرانی و جالب بودن آنهاست.
امیدورام این سلسله پست‌ها هم مورد استقبال قرار بگیرد.

حتی دشمنان ایدئولوژیک هیتلر تأیید می‌کنند که او سخنران سرآمد و برجسته‌ای بوده است ، مطلبی از «اینگمار برگمان» کارگردان مشهور خواندم که در آن اشاره کرده بود سال‌ها تحت تأثیر کاریزما و سخنرانی‌های مهیج هیتلر بوده است و چندین سال گذشت تا رفته‌رفته با مشاهده جنایت‌هایش شک و تردید نسبت به ایده‌های هیتلر در وی ایجاد شد.

سال قبل هم که گونتر گراس در عملی شجاعانه اعتراف کرد ، در جوانی در یک دوره کوتاه عضو اس‌اس بوده است. وی به مطلب جالبی هم اشاره کرده بود ، گونتر گراس در مصاحبه‌اش گفته بود که می‌خواهد این باور را که آلمانی‌ها قربانیان بی‌اراده هیتلر بوده‌اند ، باطل کند. او گفت که آلمانیها حمایت‌کنندگان مشتاق رژیم نازی بوده‌اند. "البته آنها به همان اندازه اغوا می‌شدند ولی بسیاری از آنها مشتاقانه درگیر می‌شدند."

«توماس کارلایل» فیلسوف بزرگ اسکاتلندی اعتقاد داشت که تاریخ جهان چیزی نیست ‏جز بیوگرافی مردان بزرگ و آنها هستند که کشور خود را چه در وجه مثبت و چه در وجه منفی پیش می‌برند. در مقابل بعضی جامعه‌شناسان از زاویه دیگر به مسئله می‌نگرند و اظهار می‌کنند این وضعیت کلی یک جامعه است که اجازه ظهور افرادی با کاریزمای بالا را می‌دهد و به آنها اجازه می‌دهد سر رشته همه امور را به دست بگیرند و آنها را مورد هیپنوتیزم قرار دهند.

هیتلر در آوریل سال 1939 در نورنبرگ ، برای آماده کردن و تهییج جوانان آلمان برای جنگ قریب‌الوقوع این چنین سخنرانی می‌کند:
«آلمان امروز چگونه است! چقدر  زیبا و قهرمانانه است. وقتی به شما می‌نگرم ، درمی‌یابم که مبارزه‌ام در زندگی بیهوده نبوده است. شما باید همیشه وفادادر بمانید ، همانطور که آلمان‌ها همیشه همینطور بوده‌اند. همیشه نسل‌ جوانی در این شهر وجود خواهد داشت ، شهری که در گذرگاه فرن‌ها نسل‌های جدید را خواهد دید. آنها زیباتر و قدرتمند‌تر خواهد شد و الهام‌بخش قلب‌های زنده‌ای با امید بیشتر برای آینده خواهند شد. من سوگواری نمی‌کنم. من یک هشدار می‌فرستم. من از مصیبت نمی ترسم. فقط می‌خواهم شما آماده شوید. من در هنگامه تصمیم ، رعشه نمی‌گیرم ، من از شما می خواهم ببینید و قوی باشید. می‌خواهم پاهایم با قدرت روی زمین گام بردارند و در برابر حمله تاب بیاورند. وقتی زمانش فرا برسد شما در کنار من خواهید ایستاد. شما در جلوی من خواهید ایستاد ، در جلوی من و در کنار من و در دستان من و با هم ، پرچم پیروزی را برپا خواهیم داشت.»

 

 

لینک : متن سخنرانی‌های هیتلر

پست‌های مرتبط :
This Craft of Verse : صدای خورخه لوئیس بورخس
E=mc²
: صدای اینشتین

10:17 PM | Comments (4)

عکاس و عکس اصلی کاغذ دیواری پیش‌فرض ویندوز XP

کمتر کسی است که این تصویر را ندیده باشد:

 

این تصویر که فرمت BMP ‌دارد ، Bliss یا «خوشی» نام دارد و در کاغذ دیواری پیش‌فرض ویندوز XP ، در پوسته‌ای به نام Luna مورد استفاده قرار گرفته است.
این تصویر به وسیله مایکروسافت از روی عکسی که یک عکاس حرفه‌ای با نام چارلز اُرییر Charles O'Rear گرفته است ، بازسازی و ساخته شده است.

عکس اصلی در Napa County کالیفرنیا در غرب دره Sonoma گرفته شده است. وجه تسمیه عکس مشخص است : تپه‌ای سرسبز و پوشیده از چمن ، آسمانی آبی که در آن ابرهای سیروس و استراتوکومولوس به چشم می‌خورد.

یکی از کارکنان مایکروسافت به نام برایان پیترسون در مورد انتخاب این عکس می‌گوید: «این عکس به این دلیل انتخاب شد که تجربه‌هایی را که شرکت مایکروسافت سعی در ارائه آن به مشتریان خود داشت ، به تصویر می‌کشید : آزادی ، توانایی ، آرامش و گرمی.»

عکس اصلی به احتمال فراوان این عکس بوده است:

 

چارلز اُرییر عکاس مشهوری است. او 25 سال است که برای نشنال جئوگرافیک عکاسی می‌کند و عکس‌هایی با موضوعات متفاوت از چیپ‌های کامپیوتری تا مناظر طبیعی نقاط مختلف جهان را گرفته است.

وی علاقه زیادی به عکاسی از تاکستان‌ها دارد و چند کتاب مصور را صرفا با همین موضوع منتشر کرده است.

مجموعه‌ای از کارهای وی را می‌توانید در سایت کوربیس ببینید.

 Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.comFree Image Hosting at allyoucanupload.com

Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com

 

12:27 PM | Comments (13)

یکشنبه 2 اردیبهشتماه

E=mc²

داشتم در مورد علت مرگ اینشتین جستجو می‌کردم که صدای وی را در هنگام توضیح معادله مشهور E=mc² پیدا کردم. صدای اینشتین را شنیده بودید؟!

 

"It followed from the special theory of relativity that mass and energy are both but different manifestations of the same thing -- a somewhat unfamiliar conception for the average mind. Furthermore, the equation E is equal to m c-squared, in which energy is put equal to mass, multiplied by the square of the velocity of light, showed that very small amounts of mass may be converted into a very large amount of energy and vice versa. The mass and energy were in fact equivalent, according to the formula mentioned above. This was demonstrated by Cockcroft and Walton in 1932, experimentally."

 

از تئوری نسبیت خاص چنین برمی‌آید که جرم و انرژی هر دو تظاهرات متفاوتی از یک چیز واحد هستند ، چیزی که برای ذهن‌های عادی تا حدی عجیب است. به علاوه در این معادله E برابر است با m ضرب در مربع c ، یعنی انرژی برابر است با جرم ضرب در مربع سرعت نور ، که نشان‌دهنده این است که مقدار کمی از جرم می‌تواند به مقدار زیادی از انرژی تبدیل شود و برعکس. بر طبق فرمولی که در بالا به آن اشاره شد جرم و انرژی هم‌ارز هم هستند ، چیزی که Cockcroft و والتون در سال 1932 به روش آزمایشگاهی آن را ثابت کرده‌اند.

این صفحه ویکی‌پدیا اطلاعات خوبی در مورد این معادله مشهور به شما می‌دهد.

10:52 PM | Comments (8)

روز زمین

امروز -22آوریل- روز زمین است. داشتم در گوگل جستجو می‌کردم که متوجه این موضوع شدم.
گویا دو روز زمین داریم یکی روز اول فروردین ماه است ، ایده اختصاص روزی جهانی به این عنوان در این روز، اولین بار در سال 1969 توسط جان مک کانل (John McConnell) در یک کنفرانس یونسکو (UNESCO) در باره محیط زیست، عنوان شد. او در همین سال پرچم زمین را هم طراحی کرده بود ، این پرچم چیزی نیست جز یک عکس زیبا که به وسیله سفینه‌های ناسااز زمین گرفته شده است:
 

اولین اعلامیه روز جهانی زمین توسط شهردار وقت سان فرانسیسکو، جوزف آلیوتو Joseph Alioto در 21 مارس سال 1970، صادر شد. یو تانت دبیر کل UN، از پیشنهاد جان مک کانل بسیار استقبال کرد و در بیانیه خود در سال 1971 گفت :
 "امیدوارم که همیشه روز جهانی زمین با صلح و شادی همراه باشد و سفینه زیبای ما، زمین، با محموله گرم و شکننده حیات، همچنان به گردش و چرخش خود در فضای سرد ادامه دهد ."
کورت والدهایم (Kurt Waldheim)، دبیر کل بعد از یو تان نیز با دیدگاهی مشابه روز جهانی زمین را جشن گرفت. نشانه روز جهانی زمین، حرف یونانی تتا (Θ) به رنگ سبز در زمینه ای سفید رنگ است.

اما روز دیگر زمین ، روز 22 آوریل است. اندیشه روز زمین در این روز در یک روند 7 ساله از سال 1962 توسط سناتور آمریکایی" گی لرد نلسون" بوجود آمد. آقای نلسون در دهه 60 به این صرافت افتاد تا موضوع محیط زیست را یک بار و برای همیشه به یک مسئله سیاسی تبدیل کند که البته تا چندین سال از سوی همقطاران خود نادیده گرفته شد. آقای نلسون از جان اف کندی، رئیس جمهور وقت آمریکا خواست که با برگزاری یک تور سراسری در آمریکا این موضوع را مورد توجه همگان قرار دهد. کندی نیز به مدت 5 روز در 11 ایالت آمریکا در سپتامبر 1963 بدین کار مبادرت کرد که البته نتیجه دلخواه بدست نیامد. آقای نلسون سپس به فعالیتهای خود در این زمینه ادامه داد و توانست زنجیره ای از پشتیبانی برای اهمیت دادن به موضوع مهم محیط زیست بوجود آورد. در سپتامبر 1969 طی کنفرانسی در شهر سیاتل آمریکا آقای نلسون اعلام کرد که در بهار 1970 یک تظاهرات سراسری در کل کشور به منظور دعوت از تمامی دوستداران محیط زیست انجام خواهد شد. این دعوت مورد استقبال وسیع و همگانی قرار گرفت بطوریکه 5 ماه قبل از اعلام روز زمین در 30 نوامبر 1969 روزنامه نیویورک تایمز نوشت:
"توجه فزاینده عمومی به بحران زیست محیطی تمامی دانشگاههای کشور را فرا می گیرد بطوریکه این موضوع از چنان حساسیتی برخوردار است که موضوع جنگ در ویتنام را تحت شعاع قرار می دهد...در نظر گرفتن یک روز ملی در بهار برای مشکلات زیست محیطی در حال جریان است. این قضیه از دفتر سناتور گی لرد نلسون هماهنگی می شود."
سرانجام پس ازتظاهرات 20 میلیونی و با تلاش و کوشش هزاران دانشجو و فعال اجتماعی در آمریکا در روز 22 آوریل 1970 روز زمین رسما به ثبت رسید.

گوگل برای روز زمین یک لوگوی ویژه طراحی کرده است ، اما یاهو در این مورد بسیار بهتر عمل کرده و یک صفحه کامل را به این مناسبت ایجاد کرده است.
 

این هم عکس‌هایی از مراسم بزرگداشت این روز در سراسر دنیا:

کراچی پاکستان:
 

مانیل:
 

سئول کره جنوبی : دانش‌آموزان یک کره در حال ذوب را که سمبلی از افزایش جهانی دمای زمین است ، لمس می‌کنند:
 

آرکادیای کالیفرنیا : یک پسربچه پنج ساله پروانه رنگی زیبایی را بر روی انگشت خود دارد. این عکس زیبا در جریان فستیوال رها کردن پروانه‌ها در روز زمین گرفته شده است:
 

منابع : ویکی‌پدیا ، سایت سیمرغ ، سایت ایران سبز

09:25 PM | Comments (1)

جمعه 31 فروردینماه

با سرویس جدید گوگل ، دیگر هیچ سایتی را گم نمی‌کنید

تازه‌ترین سرویس گوگل ، Web History نام دارد.

Web History چیست؟
بارها شده که سایت‌های خیلی جالبی در اینترنت پیدا کرده‌اید و آنها را به هر دلیل گم کرده‌اید. شاید آن موقع حس و حال بوک‌مارک کردن سایت را نداشته‌اید ، شاید سیستمتان هنگ کرده بود ، شاید مرورگرتان کرش کرده بود ، شاید یکی از اعضای خانواده تصادفی ، مرورگر را بسته بود و شایدهای دیگر!

ولی سرویس جدید گوگل یعنی Web History یا «تاریخچه وب» به شما امکان می دهد ، سایت‌هایی را که قبلا از آنها بازدید کرده‌اید مجددا پیدا کنید و برای پیدا کردن آنها جستجو کنید. این سرویس همچنین جستجوهای شما را در گوگل ثبت می‌کند. سرویس «تاریخچه وب» ، همچنین علایق اینترنتی را شما را به شیوه جالبی ضبط و ثبت می‌کند. مثلا به شما می‌گوید که از چه سایت‌هایی بیشتر بازیدد کرده‌اید و یا اینکه بیشتر چه چیزهایی را جستجو کرده‌اید. اطلاعات مربوط به وب‌گردی‌های شما در سروهای گوگل ذخیره می‌شود.

شما با مراجعه به آدرس www.google.com/history می‌توانید از این سرویس استفاده کنید. بعد از رفتن به این آدرس باید این سرویس را فعال کنید. همیچنین باید تولبار گوگل را در مرورگر خود نصب کرده باشید.

بعد ازاین کار نه تنها از کامپیوتر خودتان می‌توانید از امکانات «تاریخچه وب» استفاده کنید ، بلکه در هر سیستم دیگری هم بعد از وارد شدن به اکانت گوگل خودتان می‌توانید ، با این سرویس کار کنید.

خوب حالا به آدرسی که گفتم بروید تا توضیحات بعدی‌ام ، برایتان ملموس باشد.

آیا می‌توانم اطلاعات مربوط به بعضی از وب‌گردی‌هایم را پاک کنم؟
بله ، بعد از رفتن به www.google.com/history ، روی Remove items کلیک کنید ، آن قسمت از اطلاعاتی را که دوست دارید پاک شوند ، انتخاب کنید و بعد حذف کنید.

آیا بقیه می‌توانند اطلاعات مربوط وبه وب‌گردی‌هایم را با استفاده از این سرویس ببینند؟
نه ، نگر اینکه خودتان بی‌احتیاطی کرده باشید. مثلا نام کاربری و پسورد اکانت جی‌میلتان را به کسی داده باشید. یا بعد از کار با کامپیوتر ، از اکانت گوگل خودتان خارج نشده باشید ، اصطلاحا Sign out نکرده باشید.

نمی‌دانم چرا با وجود اینکه سرویس «تاریخچه وب » را فعال کرده‌ام ، اطلاعات مربوط به وب‌گردی‌هایم ضبط نمی‌شود؟
این موضوع چندین دلیل می تواند داشته باشد:
- وب‌گردی را زمانی انجام داده‌اید که وارد اکانت گوگل نشده‌اید.
- به دلایل امنیتی این سرویس گوگل اطلاعات مربوط به سایت‌هایی را که آدرسشان با https شروع شود ، ذخیره نمی‌کند.
- امکان دارد شما در تولبار گوگل ،
page rank را غیرفعال کرده باشید ، در این صورت باز هم اطلاعات ضبط نمی‌شوند. برای فعال کردن page rank ‌در تولبار گوگل می توانید روی Options در تولبار گوگل کلیک کنید. بعد روی More کلیک کنید و سپس کلیکی هم روی PageRank and Page Info انجام دهید ، حالا OK را بزنید.
- همچین باید مطمئن شوید در صفحه اصلی تاریخچه وب ، نتایج جستجو را محدود نرکده باشید. اگر این کار را کرده‌اید باید روی Expand your web history در همان صفحه کلیک کنید.
- جاوا اسکریپت باید هم فعال باشد.

آیا می‌توانم به صورت موقت ، سرویس تاریخچه وب را متوقف کنم؟
بله ، در صفحه اصلی تاریخچه وب روی Pause کلیک کنید. هر وقت هم خواستید تاریخچه وب ضبط فعالیت‌های اینترنتی‌تان را از سر بگیرد روی
resume کلیک کنید.

آیا تاریخچه وب ، خروجی فید هم دارد؟
بله ،‌آدرس خروجی فید تاریخچه وب این است : https://www.google.com/history/?output=rss وقتی وارد این آدرس شدید خبرخوان یا
feed reader از شما نام کاربری و پسورد می‌خواهد. توجه داشته باشید که مواظب باشید با استفاده از خبرخوان‌های آنلاین ، تاریخچه وب‌گردی‌هایتان را برای همه آشکار نکنید!

بوک‌مارک در تاریخچه وب چیست و چگونه می‌توانم از آن استفاده کنم؟
بوک‌مارک‌های تاریخچه وب مثل بوک‌مارک‌های مرورگرهای اینترنتی ، شیوه‌ای هستند برای مرتب کردن ، ذخیره و طبقه‌بندی سایت‌های بازید شده.
روی ستاره در کنار نام هر سایت کلیک کنید ، بعد روی Edit bookmark کلیک کنید تا بتوانید برچسبی به سایت بزنید یا توضیح کوتاهی در مورد سایت بنویسید.

منظور از trends چیست؟
trends همان علایق اینترنتی شماست. با کلیک روی trends می‌توانید ببینید که بیشتر چه عباراتی را جستجو کرده‌اید و از چه سایت‌هایی بازدید کرده‌اید و یا در جریان فعالیت روزانه خود قرار بگیرید.

سرویس جدید گوگل واقعا سرویس جالبی است. علاوه بر همه اینها به نظر من یک دفترچه خاطرات اینترنتی هم حسوب می‌شود. مثلا آیا برای شما جالب نیست که ببینید سال قبل همین موقع از چه سایت‌ها و وبلاگ‌های بازدید کرده بودید و چه چیزهایی را جستجو کرده بودید؟

02:54 PM | Comments (12)

پنجشنبه 30 فروردینماه

بادبادک باز

رمان بادبادک‌باز کتابی بود که آن را با توصیه چند نفر از دوستان و همکاران تهیه کردم ، و همین دیشب تمام کردم. واقعا پیشنهاد خوبی بود. در این پست بیوگرافی مختصری از نویسنده این رمان ، آقای خالد حسینی نوشته‌ام. منبع من بیشتر ویکی‌پدیا بوده است. خواندن رمانی با این کیفیت از نویسنده ای ناشناس و افغان ، بی‌شک یک غافل‌گیری برای من بود.

خالد حسینی در 4 مارس 1965 در کابل به دنیا آمد. خانواده‌اش اصلیت قزلباش داشتند. پدرش در وزارت امور خارجه کار می‌کرد و مادرش معلم فارسی و تاریخ در یک مدرسه بزرگ دخترانه در کابل بود. در سال 1970 به پدر خالد حسینی مأموریت داده شد که در سفارتخانه افغانستان در پاریس مشغول به کار شود. خالد حسینی با سه برادر و خواهرش به همراه پدر و مادر به پاریس رفت. در سال 1973 خانواده به کابل برگشتند و در جولای همان سال کوچک‌ترین برادر وی به دنیا آمد. در همین سال بود که کودتایی بدون خونریزی در افغانستان انجام شد و رژیم حاکم افغانستان تغییر کرد.

در سال 1976 پدر خالد حسنی کاری در پاریس پیدا کرد و خانواده مجددا به پاریس رفتند. آنها تصمیم گرفتند دیگر به افغانستان برنگردند ، چون کمونیست‌ها در یک کودتای خونین قدرت را به دست گرفته بودند. در سال 1980 آنها از آمریکا پناهندگی سیاسی گرفتند و در سن خوزه کالیفرنیا مقیم شدند.

آنها افغانستان را در حالی ترک کرده بودند که جز لباسی که به تنشان بود ، چیزی دیگری همراه نداشتند. به همین دلیل برای مدت کوتاهی مجبور شدند با کمک‌های اجتماعی و بن‌های غذا ، زندگی کنند.

 

حسینی در سال 1984 دوره دبیرستان را به اتمام رساند و در دانشگاه سانتا کلارا نام‌نویسی کرد. در سال 1988 وی از همین دانشگاه لیسانس زیست‌شناسی دریافت کرد. سال بعد حسینی وارد دانشکده پزشکی دانشگاه کالیفرنیا شد و در سال 1993 فارغ‌التحصیل شد. وی دوران دستیاری خود را در رشته داخلی در مرکز پزشکی Cedars-Sinai لوس آنجلس طی کرد و در سال 1996 به اتمام رساند. وی هنوز علیرغم مشغولیت‌های ادبی‌اش به  طبابت می‌پردازد.

حسینی ازدواج کرده و صاحب دو فرزند پسر و دختر با نام‌های «هریس» و «فرح» است.

حسینی در دوران کودکی بخش زیادی از وقت خود را صرف مطالعه اشعار شاعران ایرانی و ترجمه‌های مترجمان ایرانی از متون ادبی می‌کرد. خاطرات حسینی از دوران بدون جنگ کشور افغانستان قبل از اشغال این کشور به وسیله ارتش شوروی و تجربه‌های شخصی‌اش از قوم هزاره منجر به نوشتن نخستین رمانش یعنی بادبادک‌باز شد. هنگامی که خانواده حسینی در ایران زندگی می‌کردند ، مردی هزاره‌ای به نام «حسین خان» برای آنها کار می‌کرد. حسینی وقتی که کلاس سوم بود به وی خواندن و نوشتن یاد داد. با اینکه رابطه حسینی با این مرد هزاره‌ای مختصر و رسمی بود ولی همین رابطه اندک الهام‌بخش وی در خلق شخصیت «حسن» در بادبادک‌باز شد.

بادبادک‌باز نثری بسیار ساده دارد ،  نه فلش‌بک‌های پیچیده دارد ونه با تعدد شخصیت‌هایش شما را چنان گیج می‌کند که تا چند فصل بکوشید ، نام شخصیت‌ها و رابطه‌شان را با هم به خاطر بسپارید.

رمان با یک فلش‌بک ساده می‌شود ، فلش‌بکی که منجر به این می‌شود که یک مرد افغانی ساکن آمریکا ، شما را به دوران کودکی خود در افغانستان ببرد. و از همینجا است که جادوی حسینی با کلمات شروع می‌شود و اجزای داستان را یک به یک روی هم می‌گذارد.
در افغانستان دهه 60 ، امیر ، نوجوانی از طبقه مرفه جامعه با «حسن» پسر خدتکار خانه که یک هزاره‌ای است ، همبازی است. امیر رابطه ضعیفی با پدرش دارد و دوست دارد به نحوی این رابطه را استحکام بخشد.
نویسنده در همان هنگام که از دوستی حسن و امیر و بادبادک‌بازی‌شان می‌گوید از چهره عمومی و جامعه افغانستان حرف می‌زند و در فصول بعدی از جنگ و آوارگی و غربت‌نشینی صحبت می‌کند.
درست زمانی که شخصیت اول داستان موقعیت خود را در آمریکا استحکام بخشیده با تماس یک دوست قدیمی به افغانستان برمی‌گردد تا در آنجا به دنبال یک پسربچه افغانی بگردد ...

نویسنده در قالب این رمان از زشتی نژادپرستی ، ویرانی جنگ ، روابط آدم‌ها و مهر و شفقت سخن گفته است.

رمان بعدی حسینی که در می 2007 منتشر خواهد ، «یک هزار خورشید باشکوه» نام دارد.

برای آشنایی با جو کتاب ، چند صفحه اول کتاب را با فرمت PDF بخوانید و اگر خواستید دانلود کنید.
(برای دانلود کردن در آن صفحه روی
download as pdf کلیک کنید ، با لغزاندن نشانگر   می‌توانید متن را در نمای بزرگ‌تر ببینید.)

انتشارات مروارید کتاب را در 422 صفحه و به قیمت 3900 تومان منتشر کرده است.

می‌توانید کتاب را با صدای نویسنده‌اش هم بشنوید. با رفتن به اینجا قسمت اول این کتاب صوتی را دانلود کنید و بشنوید. با رفتن به اینجا می‌توانید کل کتاب صوتی را دانلود کنید.

 

01:51 AM | Comments (10)

چهارشنبه 29 فروردینماه

بی دلیشس هم زندگی باید کرد!

 

موسیقی سریال‌های کارتونی محبوب

فيلتر بلاي جان اماراتي‌ها : طبق آمار در حال حاضر 40 درصد سايت‌‏های اينترنتي فعال در دنيا در كشور امارات متحده عربي مسدود است.

یک مقاله خوب از مجله شبکه در مورد بازی فیفا 2007

گوشيهاي تلفن همراه تهديدی براي زنبوران عسل

برندگان جايزه‌ پوليتزر 2007 معرفي شدند

واقعا چرا زور آمریکایی‌ها به افغان‌ها نمي‌رسد!

06:46 PM | Comments (4)

دوشنبه 27 فروردینماه

سکانس‌های برتر سینما ، من و یوتیوب

گاهی تصادفی ، موضوعاتی برای جستجو به ذهنم می‌آید ، این طور وقت‌ها اگر آنلاین نباشم ، گوشه‌ای یادداشتش می‌کنم و پس از آنلاین شدن ، موضوع را جستجو می‌کنم. دیشب به فکرم رسید ببینم سایتی می‌شود پیدا کرد که سکانس‌های برتر سینما در آنجا لیست شده باشد. امروز با جستجوی اندکی ، اینجا را پیدا کردم. لیست مفصل و توضیحات خوبی دارد. نمی‌دانم شما سایت بهتری سراغ دارید که سرراست ، به همین شیوه سکانس‌های خوب را معرفی کند یا نه.

بعد از عمری کار با یوتیوب سرانجام تصمیم گرفتم ، خودم هم آپلودکننده باشم ، فعلا برای تست ، چند ویدئویی آپلود کردم:

سکانس وداع ریک و ایلسا در کازابلانکا  ، صحنه جدا شدن یوری از لارا در دکتر ژیواگو ، سکانسی از سوته‌دلان که دوستش دارم ، دیالوگ به یادماندنی رودخانه میستیک بین شان پن و تیم رابینز و دست آخر ویدئویی درباره تخت جمشید

 

البته در آینده ویدئوهای متنوع‌تری آپلود خواهم کرد. حیف که سرعت دسترسی به اینترنت ، آدم را بدجور محدود می‌کند.

کانال من در یوتیوب آدرسش این است : http://www.youtube.com/alireza.
نمی‌دانم چرا وقتی ویدئو آپلود می‌کنم ، مدتی طول می‌کشد ، ویدئوها در کانال دیده شوند.

10:51 PM | Comments (4)

خانم‌ها در آنلاین بودن از آقایان پیشی گرفتند

خانم‌ها ، اکنون در آمریکا اکثریت غیرقابل انکار جمعیت اینترنتی را تشکیل می‌دهند. این عنوان خبری است که به تازگی منتشر شده است.

eMarketer تخمین می‌زند که در سال 2007 ، 97.2 میلیون کاربر اینترنتی زن با سن بیشتر از 3 سال وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر خانم‌ها 51.7% کل جمعیت آنلاین را تشکیل مي‌دهند.

 

تخمین زده می‌شود در سال 2011 ، 109.7 نفر از کل جمعیت کاربران اینترنتی یا 51.9% این جمعیت را خانم‌ها تشکیل بدهند.

مقاله کامل را در اینجا بخوانید.

10:50 PM | Comments (4)

یکشنبه 26 فروردینماه

برای نخستین بار دست‌نوشته اصلی لیست مسافران کشتی تایتانیک روی اینترنت قرار گرفت

سرویس جهانی بی‌بی‌سی خبر جالبی منتشر کرده که هنوز در بخش فارسی قرار نگرفته است:

95 سال بعد از غرق شدن کشتی تایتانیک ، دست‌نوشته اصلی لیست مسافران بداقبالش ، روی اینترنت گذاشته شد. این لیست حاوی اطلاعات دقیقی از مسافران شامل ، ملیت ، سن ، شغل و کلاسی از کشتی است که بلیط آن به وسیله مسافران خریداری شده است.

این سند 34 صفحه‌ای قبلا در آرشیو ملی Kew نگهداری می‌شد و بدون نظارت مسئولین آرشیو کسی نمی‌توانست آن را مطالعه کند.

سایت Ancestorsonboard.com لیست هزاران مسافران کشتی در بین سال‌های 1890 تا 1919 را در اختیار دارد.

کشتی تایتانیک که در بلفاست ساخته شده بود ، در آوریل 1912 برای مسافرتی از ساوتهمپتون عازم نیویورک شد. در ساعات اولیه روز 15 آوریل ، این کشتی به کوه یخی در اقیانوس اطلس شمالی برخورد کرد و یا 1503 نفر از مسافران و کارکنانش غرق شد.


2 آوریل 1912 ، عکسی ار کشتی تایتانیک (عکس از ویکی‌پدیا)

نجات یافتگان خوش‌شانس

در میان افرادی که نامشان در این لیست دیده می‌شود ، اشخاص و خانواده‌های خوش‌شانسی هم دیده می‌شود ، از جمله خانواده کانینگهام که فقط تا چارلبورگ فرانسه ، مسافرت را ادامه دادند. برخی هم با وجود خرید بلیط ، سوار کشتی نشدند.

آقای Dan Jones از اعضای آرشیو ملی می‌گوید که این سایت ، اسناد تاریخی را در دسترس تعداد بیشتری از مخاطبان قرار می‌دهد.

در حال حاضر این سایت اطلاعاتی درباره مسافران کشتی‌هایی دارد که عازم سفرهای طولانی از انگلستان ، اسکاتلند ، ولز و ایرلند بوده‌اند و سفرشان بین سال‌های 1800 تا 1919 صورت گرفته است.

 این سایت قصد دارد پروژه خود را تکمیل کند و وقتی پروژه کاملا تکمیل شود ، 1.5 میلیون صفحه سند روی سایت قرار خواهد گرفت که شامل 30 میلیون مسافری خواهد بود که بین سال‌های 1890 تا 1960 ، سفرهای دریایی طولانی داشته‌اند.

فعلا و برای یک مدت کوتاه دسترسی به اسناد مربوط به کشتی تایتانیک ، رایگان است. احتمالا در آینده دسترسی کامل به اسناد مشروط به ثبت‌نام غیررایگان و پرداخت پول خواهد شد.

اگر خودتان می‌خواهید لیست مسافران کشتی تایتانیک را ببنید به اینجا بروید ، البته توجه داشته باشید که باید نخست ثبت نام رایگانی انجام دهید. به علاوه اسناد با فرمت DJVU روی سایت قرار داده شده‌اند ، بنابراین مجبورید از اینجا یک برنامه برای دیدن این فرمت این اسناد دانلود کنید.

اگر هم وقت این کارها را ندارید ، به یکی از صفحات که من به فرمت JPG تبدیل کرده‌ام ، نگاهی بیندازید ، روی عکس کلیک کنید:

 

اما این خبر در عین جالب بودن ، نکاتی هم برای ما دارد: دقت ثبت اطلاعات و نگهداری اسناد ملی در این فاصله زمانی قابل تحسین است. من تصور نمی‌کنم توانسته باشیم سندهای تاریخی خود را با این دقت حفظ کرده باشیم ، همانطور که امیدی به آنلاین شدن هیچ کدام از آنها نیست.

11:43 AM | Comments (15)

انتشار سی‌دی‌های کنسرت آذر 84 استاد شجریان ، ساز خاموش و سرود مهر

بالاخره فرصتی پیش آمد و سی‌دی‌های جدید استاد شجریان را امروز خریدم. از آذر 84 تا فروردین 86 ، زمان زیادی گذشته و فکر نمی‌کنم در جاهای دیگر دنیا معمول باشد بین انجام یک کنسرت و پخش عمومی آن ، این قدر فاصله بیفتد. به علاوه من منتظر ارائه کنسرت به صورت سی‌دی تصویری بودم ولی متأسفانه گویا دیگر نباید منتظر ماند.

بله ، کنسرت آذر 84 شجریان در قالب دو سی‌دی با نام‌های ساز خاموش و سرود مهر وارد بازار شده است. نکته‌ای که نظرم را جلب کرد این بود که کاور هر دو سی‌دی مشابه هستند ، منتها کاور «ساز خاموش» به عبارتی سیاه‌شده کاور «سرود مهر» است. «سیامک فیلی‌زاده» گرافیست کاور کارهای جدید استاد  چه قصدی از این کار داشته؟ در تصنیف‌ها و دیگر قطعات دو سی‌دی دقت کردم ولی تفاوت اساسی که باعث شود کاور یکی مشکی باشد و کاور دیگری رنگی ، پیدا نکردم. آیا تصنیف‌های «مرا رها کن » و یا «ساز خاموش» لحن غمگینانه‌تری دارند و به همین خاطر کاور هم باید متناسب با فضای کار ، مشکی باشد؟ چرا کاورهای جداگانه طراحی نشده؟ نظر شما چیست؟

 خطاطی‌های استاد یدالله کابلی روی خود سی‌دی‌ها بسیار چشم‌نواز هستند:

 

در ساز خاموش استاد اجرای جدیدی از «رو سر بنه به بالین» داشته‌اند ، «رو سر بنه به بالین» یکی از اشعار و تصنیف‌های مورد علاقه من است و گوش کردنش با یک اجرای متفاوت برای من غنیمتی بود.
«کمی» گوش کنید!

اما تصنیف «ساز خاموش» را باید اثرگذارترین قطعه در دو سی‌دی جدید شجریان دانست. این تصنیف را پیش از این با کیفیت بسیار پایین ، پیدا کرده بودم و گوش کرده بودم. شما هم گوش کنید.

سرود مهر را هنوز خودم کامل گوش نکرده‌ام ، برای نمونه کمی به تصنیف «ای سلسله مو» و تصنیف «نیایش» گوش کنید. شعر دومی از سهراب سپهری است. شجریان مدتهاست که روی اجرای شعر نو و وارد کردن این شکل زیبای شعر در موسیقی سنتی کار می‌کند و روز به روز هم در این کار تواناتر می‌شود.

شب خوبی است ، جای شما خالی.

توضیح ضروری : نمونه‌های صوتی عامدانه و به جهت رعایت کپی‌رایت در حد یک دقیقه و با کیفیت پایین آپلود شده‌اند. شما هم سعی کنید کپی‌های اوریجینال را تهیه کنید.در ضمن الان تست کردم دیدم پلیر دیوشیر یعنی جایی که نمونه‌ها را آپلود کرده‌ام با فرمت نمونه‌ها سازگار نیست ، با این حال شما می‌توانید آن قطعات را دانلود کنید و بعد با پلیر سیستمتان بشنوید.

اسکن‌هایی از کاور و سی‌دی آلبوم‌های جدید استاد شجریان را می‌توانید در ادامه پست ببنید:



 

12:40 AM | Comments (5)

شنبه 25 فروردینماه

اسطوره‌های یونانی و دنیای اینترنت و فن‌آوری

اسطوره نماد زندگی دوران پیش از دانش و صفت و نشان مشخص روزگاران باستان است. تحول اساطیر هر قوم، معرف تحول شکل زندگی، دگرگونی ساختارهای اجتماعی و تحول اندیشه و دانش است. در واقع، اسطوره، نشانگر یک دگرگونی بنیادی در پویش بالا روندهٔ ذهن بشری است. اساطیر، روایاتی است که از طبیعت و ذهن انسان بدوی ریشه می‌گیرد و برآمده از رابطهٔ دوسویه این دو است.

این پست را بخوانید تا به ربط مقدمه این پست و عنوانش پی ببرید:

آپولو پروژه جدید شرکت ادوبی است. اگر بخواهم جزئیات این پروژه جالب را اینجا بنویسم ، از بحث اصلی خارج می‌شوم. ولی به طور خلاصه باید بگویم آپولو ابزاری است که اجازه می‌دهد برنامه‌های کاربردی دسک‌تاپ اینترنتی را بدون نیاز به مرورگر نوشت و اجرا کرد. این برنامه اجازه می‌دهد تا نویسندگان این برنامه‌ها با مهارت و دانش کمتری در زمینه‌هایی مانند Flash, Flex, HTML JavaScript, Ajax بتوانند این کارها را انجام دهند. (توضیحات بیشتر در پست‌های آینده)

Apollo

اما وجه تسمیه آپولو چیست؟ شرکت ادوبی تلویحا گفته منظورش اشاره به مأموریت‌های متعدد فضایی ناسا بوده که سرانجام منجر به پیاده شدن انسان در کره ماه شده است.
ولی آپولو در اسطوره‌شناسی یونانی ، خدای روشنایی (خورشید)، هنرها و پیشگویی در یونان باستان بود. وی پسر زئوس و لتو و برادر دوقلوی آرتمیس بود. محل تولّدش جزیرهٔ دلوس است. وی در دلفی (دلفس) معبدی داشت که یونانیان باستان، پیشگوی آن را روشن‌بین می‌دانستند.

 Free Image Hosting at allyoucanupload.com

آپولو اژدهایی به نام پیتون را کشت و در جای وی (دامنهٔ کوه هلیکون) با موزها (دختران زئوس و تمیس، ایزدبانوان هنرهای نه گانه) که ملازمانش بودند مسکن گرفت. او چنگ را که اختراع هرمس بود، ساز مخصوص خود کرد و خدای موسیقی و آوازهای خوش گشت. او پدر اسکلپیوس (ایزد پزشکی) و محافظ شهر تروا بود.

آژاکس : آژاکس Ajax را مختصر شده و حاصل ترکیب Asynchronous JavaScript و XML می‌دانند. آژاکس تکنیکی است برای ایجاد برنامه‌های کاربردی تحت وب تعاملی. به صورت ساده اگر بخواهم آژاکس را توضیح دهم باید بگویم هدف از آژاکس ، ایجاد صفحات وبی است که نسبت به رفتار و کلیک‌های کاربر بیشتر پاسخ‌ده باشند و بدون اینکه نیاز به بارگزاری یک صفحه وب جدید باشد ، فقط قسمت اندکی از اطلاعات مورد نیاز از سرور لود شود.
در اسطوره‌شناسی یونان ، آژاکس یک قهرمان ، پسر تلامون و شاه تالامیس بود. وی نقش زیادی در ایلیلد هومر بازی می‌کند. کلا وی مظهر استقامت به شمار می‌رورد.

اما شرکت مایکروسافت ، نام پلت‌فرم آژاکسی‌اش را ، اطلس نامیده است. اطلس یکی از تیتان‌ها، نوه‌ اورانوس و برادر  «پرومته» و «اپی‌مته» بود. او نخست نگهبان ستون‌هایی بود که آسمان را نگه می‌داشت. اطلس در جنگ تیتان‌ها، حضور داشت و بعد از این‌که تیتان‌ها در جنگ مغلوب شدند و به دست «زئوس» در دوزخ محبوس شدند، «اطلس» نیز مجازات شد ولی مجازات او فرق می‌کرد؛ «زئوس» او را مجبور کرد که آسمان را به تنهایی نگه دارد.
 Free Image Hosting at allyoucanupload.com

دیاناسئوس  Dionysus نام یک پلت‌فرم کدباز تحت وب و دسک‌تاپ است. در اساطیر یونان دیاناسئوس حدای شراب و نشاط و مستی است.
 Free Image Hosting at allyoucanupload.com

و دست آخر نام رمز ابزار ارئه مطالب مایکروسافت Windows Presentation Foundation ، آوالون است. در اسطوره‌شناسی ، آوالون نام یک جزیره افسانه ای است که شمشیر شاه آرتور در آنجا جعل شد و شاه آرتور در همانجا دفن شد.

مطلب اصلی را در اینجا دیدم. به جای ترجمه ، دوباره‌نویسی‌اش کردم. در تهیه مطلب از ویکی‌پدیای فارسی و انگلیسی بیشتر استفاده کردم.

شاید اگر ما هم در دنیای فن‌آوری جاگاهی شایسته‌ای داشتیم نام بسیاری از برنامه‌های کاربردی و پلت‌فرم‌ها و سرویسِ‌های اینترنتی را با الهام از اسطوره غنی ایرانی انتخاب می‌کردیم : رستم ، گردآفرید ، جمشید ، ضحاک ، فریدون!!

چه کارش می‌شود کرد ، فرهنگ‌ها و ملت‌های غالب ، فرهنگ‌های ضعیف را به همین سادگی تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند. تا وارد بحث گفتگو و تقابل تمدن ها نشده‌ام ، پست را تمام می‌کنم.

01:08 AM | Comments (7)

پنجشنبه 23 فروردینماه

کورت ونه‌گات درگذشت

«کورت ونه‌گات» ، نویسنده مشهور آلمانی تبار روز پنج‌شنبه در منهتن درگذشت.  وی در هنگام مرگ 84 سال داشت. این خبر به وسیله یک دوست خانوادگی قدیمی «ونه‌گات» داده شد. علت مرگ وی صدمات مغزی ناشی از سقوط بود که چند هفته قبل اتفاق افتاده بود.

آقای ونه‌گات نمایشنامه ، مقاله و نوشته‌های کوتاه تخیلی می‌نوشت ، اما عمده شهرت وی و چیزی که او را مبدل به یک بت ادبی به خصوص برای دانشجویان دهه 60 و 70 کرد ، آثار کلاسیک ضد فرهنگ رایج آمریکا بود. کپی‌هایی از نسخه‌های مندرس جلد کاغذی آثارش در آن دوره در جیب پشتی شلوارهای جین آبی دانشجویان و در خوایگاه‌های دانشجویی در سرتاسر ایالت متحده یافت می‌شد.

لحظه سرنوشت‌ساز در زندگی ونه‌گات ، زمانی بود که وی به عنوان یک زندانی نازی‌ها در کشتارگاهی در درسدن آلمان ، شاهد بمباران این شهر توسط نیروهای متفقین بود. بمباران وحشتناکی که در آن 134 هزار نفر از ساکنان درسدن در سال 1945 در پی بمباران جان سپردند.

روزنامه نیویورک تایمز مقاله مشروحی را به همین مناسبت منتشر کرده که متأسفانه علیرغم میلم ، فرصتی برای ترجمه‌اش ندارم.

اما لینک‌های مفید دیگر برای آشنایی با این نویسنده بزرگ اینها هستند:

بیوگرافی ونه‌گات در سایت کتاب نیوز

داستانهاي كلاسيك فارسي خويشاوند آثار ونه گات هستند : گفتگو با علی اصغر بهرامی مترجم آثار ونه‌گات

هریسن برگرسن : داستان کوتاهی از ونه‌گات در یکی از شماره‌های قدیمی رونامه شرق

خبر خبرگزاری مهر در مورد درگذشت ونه‌گات

نوشته‌ای در مورد رمان «صبحانه قهرمانان» در سایت کتاب نیوز

نوشته بسیار خوبی در مورد رمان معروف «سلاخ‌خانه شماره پنج» در سایت آکادمی فانتزی ایران

سلاخ خانه دوست داشتنی در مجله کاپوچینو

سلاخ‌خانه شماره پنج در سایت کتاب نیوز

یک سایت خوب درباره ونه‌گات

ونه‌گات در ویکی‌پدیا

ترجمه مقاله‌ای از لوموند در سایت ماندگار در مورد ونه‌گات

پی‌نوشت :
-
در هنگام نوشتن این مطلب کامپیوترم هنگ کرد. خوب شد در حال ترجمه نبودم!
- نام ونه‌گات به شیوه‌های مختلفی در فارسی نوشته می‌شود ، که جستجوی اینترنتی را بسیار دشوار می‌کند : وونه‌گات ، فونه‌گات ، فونگات ، ونه‌گات و ...
- در مورد بعضی از حوادث و رویدادها بهتر است جمعی نوشت. نوشتن یک مطلب جامع در مورد ونه‌گات از یک نفر برنمی‌آید. چه خوب در وبلاگستان کمیته‌های ترجمه و نگارش در این موارد ، می‌داشتیم.

05:48 PM | Comments (3)

ترانه‌ها و همهمه‌های فوتبالی

این روزها ، فوتبال جام باشگاه‌‌‌های اروپا ، مراحل حساس خود را طی می‌کند. سه تیم انگلیسی منچستر یونایتد ، لیورپول و چلسی به همراه تیم ایتالیایی میلان به مرحله نیمه نهایی این مسابقات راه یافته‌اند.
امروز جستجویی داشتم در اینترنت برای پیدا کردن سرودها و موسیقی‌های فوتبالی. هدف من پیدا کردن آهنگ‌هایی از 4 تیم راه یافته به مرحله نیمه نهایی مسابقات جام باشگاه‌های اروپا بود ولی چیزهای بسیار بیشتری پیدا کردم.

دانشنامه آنلاین ویکی‌پدیا یک صفحه جالب در مورد سرودها و همهمه‌های تماشاگران فوتبال Football chant دارد. در این صفحه مثال‌های متنوعی در مورد این زمزمه‌ها آورده شده. مثلا در مورد مشهورترین همهمه فوتبالی در سطح دنیا یعنی «اوله ، اوله» Olé, Olé می‌خوانیم :
«اوله ، اوله» ، عبارتی است که تماشگران گاوبازی‌ بعد از اینکه گاوباز با شنل قرمز خود ، گاو را گیر می‌اندازد ، با صدای بلند می‌خوانند. این همهمه در اروپا و به خصوص در کشورهای اسپانیا و ایتالیا و نیز در آمریکای لاتین رایج است. در فرانسه و پرتقال البته این عبارت به صورت allez, allez تلفظ می‌شود.
معمولا این عبارت وقتی زمزمه می‌شود که تیم محبوب تماشگران بازی را برده و پاس‌های دقیقی بین اعضای تیم رد و بدل می‌شود. این همهمه در جریان کنسرت‌های «پینک فلوید» هم به گوش می‌رسد.

سایت soccerclips منبع خوبی برای پیدا کردن ترانه‌های فوتبالی است ، در این سایت 2766 ترانه فوتبالی را می‌توانید پیدا کنید و در صورت تمایل دانلود کنید. البته این سایت بخش‌های جالب دیگری هم دارد : ویدئوی گل‌های زیبای فوتبال ، کاغذدیواری‌های فوتبالی ، کلیپ‌های تبلیغاتی زیبای فوتبال ، کلیپ‌های بازیکنان مشهور فوتبال و ...

سایت football chants کلکسیون بزرگ کری‌های فوتبال است. برای مثال در این سایت تنها برای تیم منچستریونایتد 564 کری و همهمه فوتبالی پیدا می‌شود.

در سایت red11.org می‌توانید به ترانه‌هایی که در مورد منچستریونایتد گفته شده گوش کنید.

سایت فوتبالی خوب دیگر سایت football clips است که مملو از انواع ویدئوهای جالب است.

سایت soccer commercials هم مجموعه کاملی است از آگهی‌های تبلیغاتی فوتبالی. شما در این سایت‌های آگهی‌های فوتبالی شرکت‌هایی مانند نایک ، ریباک ، ادیداس ، پپسی ، کوکاکولا را می‌توانید دانلود کنید.

البته یوتیوب هم منبع خوبی برای پیدا کردن ویدئوهای فوتبالی است و مثل همیشه در این سایت می‌شود ویدئوهای کمیابی پیدا کرد.

برای حسن ختام این پست ، به سه قطعه موسیقی فوتبالی گوش کنید:

نسخه اصلی و اوریژینال موسیقی جام باشگاه‌های اروپا

ترانه منچستر باشکوه Glory Glory Man United

و ترانه زیبایی برای میلان

لطفا ، منایع جالب دیگر و قطعات موسیقی جالب را در بخش کامنت این پست با من و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.

12:40 PM | Comments (6)

چهارشنبه 22 فروردینماه

فروش آی‌پاد از مرز صد میلیون دستگاه گذشت

یکی دو روز پیش شرکت اپل ، تولیدکننده پخش‌کننده موسیقی محبوب «آی‌پاد» اعلام کرد که فروش آی‌پاد از مرز 100 میلیون دستگاه گذشت. در طی مدت 5 سال خریداران آی‌پاد ، 2.5 میلیارد قطعه موسیقی ، 50 میلیون شوی تلویزیونی و 1.3 میلیون فیلم سینمایی را به وسیله نرم‌افزار آی‌تونز روی آی‌پادهایشان بارگزاری کرده‌اند.

 

آمار جالب دیگری هم وجود دارد : در طی این مدت بیش از 400 وسیله جانبی مختلف برای کار با آی‌پاد ابداع شده است و 70 درصد اتوموبیل‌های مدل 2007 آمرکا تسهیلاتی برای اتصال آی‌پاد به اتوموبیل ، فراهم آورده‌اند. آیا شرکت اپل موفق خواهد شد ، 100 میلیون آی‌فون تا سال 2012 به فروش برساند؟

منبع

 

10:01 PM | Comments (1)

زمان توقف کار Downtime سایت‌های مهم جهان اعلام شد

Site		        Downtime
 1  yahoo.com		   0m
 2  google.com		   7m
 3  myspace.com		1h 0m
 4  msn.com		2h 45m
 5  ebay.com		   6m
 6  youtube.com		4h 44m
 7  facebook.com	   25m
 8  wikipedia.org	2h 23m
 9  craigslist.org	1h 9m
10  live.com		1h 48m
11  amazon.com		   21m
12  blogger.com		4h 47m
13  go.com		   8m
14  aol.com		   3m
15  microsoft.com	   13m
16  cnn.com		   22m
17  comcast.net	   	   3m
18  imdb.com		   29m
19  flickr.com		   30m
20  photobucket.com	1h 23m
منبع

10:00 PM | Comments (0)

چرا ادبیات؟ - بریده‌هایی از یک مقاله

«چرا ادبیات» عنوان مقاله‌ای است از «ماریو بارگاس یوسا» نویسنده نامدار پرویی که در کتابی به همین عنوان منتشر شده است. عنوان مقاله مشخص می‌کند که مقاله قصد پاسخ دادن به چه سؤالی را دارد.
«چرا ادبیات» یک مقاله خوب سطح بالاست که به شیوایی توضیح می‌دهد و استدلال می‌کند که چرا ادبیات یک چیز فانتزی و لوکس ، محدود به قشری خاص ، اسبابی برای گذران وقت و یا امری برای تفاخر نیست.
دست من بود مقاله را حتما در کتاب‌های ادبیات درسی وارد می‌کردم. خواندن مقاله به خصوص برای جامعه ایران با آمار رقت‌برانگیز تیراژ کتاب‌ در همه زمینه‌ها ، مفید است.

یوسا کتاب را با این مقدمه شروع می‌کند:

 

و در قسمتی دیگر از مقاله می‌نویسد:

 

این قسمت مقاله هم بسیار جالب است:

 

از دیدگاه آی‌تی! البته پوسا در قسمتی از مقاله به ایده رواج کتاب‌های الکترونیک و جایگزینی کتاب‌های الکترونیک به جای کتاب‌های کاغذی که از سوی بیل گیتس مطرح شده است ، تاخته. نمی‌دانم یوسا در چه سالی این مقاله را نوشته ، ولی گرچه قسمتی از انتقادهای وی درست است ، ولی کتاب الکترونیک بی‌تردید در سال‌های آینده جایگاه ویژه‌ای پیدا خواهید کرد ، به خصوص که «ریدر»های خوبی هم این روزها به وسیله شرکت‌های مانند سونی ساخته شده است و خواندن کتاب‌های الکترونیک را به جز پشت مانیتورهای پی‌سی‌ها در هر جایی ممکن می‌کنند. به علاوه کتاب الکترونیک می تواند با قدرت از سد همه محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌ها عبور کند.

در کتاب «چرا ادبیات» دو مقاله «فرهنگ آزادی» و «آمرکای لاتین ،‌افسانه و واقعیت» را هم  می‌توانید بخوانید.

چرا ادبیات
نویسنده: ماریو بارگاس یوسا
مترجم: عبدالله کوثری
ناشر: لوح فکر
۸۰ صفحه ، 1000 تومان

خوب ، این هم شیوه جدیدی بود برای معرفی کتاب ، چیزی شبیه آنوس فیلم‌ها!

07:07 PM | Comments (2)

دوشنبه 20 فروردینماه

«شرک» واقعی چه کسی بود؟!

خبر کوتاهی را در این مورد ، در یکی از سایت‌های فارسی دیدم. جستجویی انجام دادم و اصل خبر را به همراه عکس‌ها پیدا کردم ، که در اینجا ترجمه‌اش را نقل می‌کنم:

موریس تی‌ یه (1954-1903) ، یک کشتی‌گیر حرفه‌ای بود که به اجرای نمایشی این ورزش می‌پرداخت. او در فرانسه به دنیا آمد و بسیار باهوش بود ، به طور که می‌توانست به 14 زبان صحبت کند ، شعر بسراید و دوست داشت به تجارت بپردازد.

اما وی در دهه سوم عمرش دچار بیماری «آکرومگالی» شد ، همه بدنش در نتیجه این بیماری بدشکل شد. شکل ظاهری عجیبش باعث آزار وی می‌شد و تمسخر و تحقیر اطرافیان باعث شد وی از جاهایی که دوست داشت ، بگریزد و به آمریکا برود تا در آنجا هویتی تازه برای خود پیدا کند. وی در آمریکا به کشتی حرفه‌ای ادامه داد ، مردم لقب «فرشته فرانسوی» بر وی نهادند. اوج موفقیت وی در سال 1944 اتفاق افتاد که توانست با غلبه بر یکی از ورزشکاران آمریکایی ، قهرمان کشتی آمریکا شود.

 

اما طولی نکشید که موریس در آمریکا هم منزوی شد ، البته با این وجود عده کمی بودند که رفتاری دوستانه با وی داشتند ، از جمله یکی از بازرگانان آمرکایی به نام پاتریک کلی که اغلب با موریس دیدار می‌کرد و با هم شطرنج بازی می‌کردند.

سرانجام موریس در 51 سالگی در نتیجه بیماری قلبی درگذشت. یکی از دوستان کشتی‌گیر از وی درخواست کرد که اجازه دهد قبل از مرگ از صورتش چند قالب گچی ساخته شود. جمعا سه قالب از صورت موریس ساخته شد که یکی از آنها در موزه‌ای در آمریکا نگهداری می‌شود.

مختصری در مورد بیماری آکرومگالی : آکرومگالی یک اختلال هورمونی غده هیپوفیز مغز است که در نتیجه آن ، ترشح هورمون رشد افزایش می‌یابد. آکرومگالی معمولا افراد میانه‌سال را درگیر می‌کند و باعث مرگ زودرس آنها و تعداد زیادی اختلال دیگر می‌شود. علایم و نشانه‌های آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

- التهاب بافت نرم دست‌ها و پاها
- پیش‌آمدگی فک زیرین و پیشانی
- بزرگ شدن دست‌ها
- آرتریت (التهاب مفاصل) و سندرم تونل کارپال (تحت فشار قرار گرفتن اعصاب دست در ناحیه مچ دست)
- افزایش فاصله دندان‌ها
- بزرگ شدن زبان
- نارسایی قلبی
- تحت فشار قرار گرفتن کیاسمای بینایی که منجر به محدود شدن میدان دید در قسمت خارجی می‌شود (bitemporal hemianopia)
- سردرد
- دیابت شیرین
- پرفشاری خون
- افزایش عرق کردن کف دست‌ها و همچنین تولید سبوم در صورت

در بیش از 90 درصد موارد علت آکرومگالی تولید بیش از حد هورمون رشد به وسیله تومورهای خوش‌خیم هیپوفیز موسوم به «آدنوما» است. تشخیص بیماری به وسیله اندازه‌گیری هورمون‌ها و همچنین رادیولوژی صورت می‌گیرد.درمان‌های جراحی و دارویی درمان‌های معمول بیماری هستند.

06:22 PM | Comments (11)

یکشنبه 19 فروردینماه

سایتی برای لیست کردن همه چیز : Listible

سایت