« April 2007 | خانه | June 2007 »
پنجشنبه 10 خردادماه
با عکستان ، آواتار متحرک سخنگو بسازید
سایت Gizmoz به شما اجازه میدهد با استفاده از عکسهای خودتان ، یک آواتار خوب بسازید. اما جالبتر از آن میتوانید آواتار متحرک سخنگو هم بسازید.

چه لوگوی جالبی هم دارد!
سایت البته برای ما تا حدی کند است ولی نتیجه نهایی که عاید میشود ، تا اندازهای جبران دقایقی را که صرف میکنید خواهد داشت.
برای صداگذاری روی آواتار میتوانید ، از صدای خودتان استفاده
کنید. همچنین میتوانید متنی را تایپ کنید تا به صدا تبدیل شد و روی آواتار قرار
بگیرد.
عکسی را که در مرحله اول آپلود میکنید بهتر است ، فقط شامل
چهرهتان باشد.
من این عکس آل پاچینو را آپلود کردم:

و بعد از اینکه لباس پزشکی به آن پوشاندم ، یکی دو جمله هم وادراش کردم که حرف بزند!
شما هم سر فرصت این سایت را تست کنید ، کاربردهای تفریحی بسیار زیادی دارد. مثلا میتوانید با عکس دوستتان کلی تفریح کنید و حرف در دهانش بگذارید!
این هم مثال دوم:
Google Gears : خواندن آفلاین گوگل ریدر
با رفتن به صفحه Google Gears و نصب یک برنامه 188 کیلوبایتی میتوانید ، گوگل ریدر را به صورت آفلاین هم مطالعه کنید.

گوگل ریدر با وجود برتری چشمگیری که بر سایر خبرخوانهای آنلاین داشت ، یک نقطه ضعف عمده داشت و آن هم ممکن نبودن خواندن آن به صورت آفلاین بود.
بعد از نصب برنامه باید مرورگر را یک بار ببندید و دوباره باز کنید. در گوشه شمال شرقی! گوگل ریدر یک پیکان سبزرنگ خواهید دید:

روی آن کلیک کنید ، با این کار به صورت خودکار 2 هزار فید آخر ، ذخیره خواهند شد و شما میتوانید در حالت آفلاین آنها را مطالعه کنید:

با کلیک مجدد روی همین پیکان میتوانید به حالت آنلاین بازگردید:

گوگل به زودی این سرویس را به جی میل و سرویس اسناد خود هم تعمیم خواهد داد.
سؤال و توضیح ضروری : البته این چیزی که سایتها و وبلاگهای مختلف به آن اشاره کردهاند ، اما من با وجود دانلود برنامه ، تا این لحظه موفق با نصب آن نشدهام. لطفا اگر توانستید از Google Gears استفاده کنید ، کامنت بگذارید.
پینوشت : از دوستانی که کامنت گذاشتند ، ممنونم. مشکل حل نشد ، این هم اروری که ظاهر میشود:

ترفندی جالب در هنگام جستجوی عکس : پیدا کردن عکسهای چهره اشخاص
حتما میدانستید که با رفتن به قسمت جستجوی پیشرفته سرویس جستجوی عکس ، میتوانید متغیرهایی را به جستجویتان اضافه کنید ، مثلا فقط عکسهای سیاه و سفید را جستجو کنید و یا فقط عکسهای دارای اندازه بزرگ را جستجو کنید.
اما چگونه میشود نتایج جستجو را محدود به صورت اشخاص کرد؟
بسیار ساده! در انتهای آدرس url در نوار آدرس عبارت imgtype=face را اضافه کنید.
مثلا این نتیجه جستجوی عادی بیل گیتس است و این نتیجه چستجوی اصلاحشده بیل گیتس! به طرز شگفتانگیزی در جستجوی اصلاحشده ، همه عکسهای تمام قد ناپدید میشوند و فقط عکسهای صورت اشخاص را میبینیم.
شما هم در مورد اشخاص دیگر این ترفند را تست کنید.
من هم وقتی اول مطلب را در اینجا خواندم فکر کردم ، گوگل با جستجوی برچسب عکسها این کار را میکند ولی وقتی سعی کردم با تغییر کلیدواژه و اضافه کردن کلمات head یا face به همان نتیجه برسم ، متوجه شدم که به همان نتیجه قبل نمیرسم.
ظاهرا گوگل سرویس جستجوی عکسش را مجهز به فناوری تشخیص چهره کرده است.
نظر شما چیست؟ ترفند دیگری میشناسید؟
چهارشنبه 9 خردادماه
محصول جدید مایکروسافت : Surface Computer
چند ساعت پیش استیو بالمر ، مدیر اجرایی مایکروسافت ، خبر از محصول جدید مایکروسافت به نام Surface Computer داد. به گفته بالمر این نوع کامپیوتر ، موانع سنتی بین انسان و فناوری را فرومیریزد.

یک کامپیوتر لمسی میتواند اشیای فیزیکی مثل یک قلممو و یا دوربین را روی سطح خود تشخیص دهد ، به لمس حساس است و از این طریق میتوان به راحتی با عکسها ، موسیقی و نقشه کار کرد. به این ترتیب دسکتاپ معمولی کامپیوترها به یک صفحه پویا و تعاملی تبدیل میشود که به لمس ، حرکت و اشارات جواب خواهد داد و نیازی به کیبورد و موس نخواهد داشت.

محصول جدید مایکروسافت برای اماکن عمومیای مثل رستورانها و هتلها و محل گردهماییها بسیار مناسب خواهد بود.
در روزهای قبل شایعاتی در مورد این محصول به گوش میرسید و تصور میشد این محصول به منظور رقابت با گوشی iPhone اپل ساخته میشود ، ولی کامپیوتر لمسی مایکروسافت با صفحه 30 اینچیاش به هیچ عنوان به چیزی که نخست حدس میشد ، شباهت ندارد.
در ادامه پست به عکسهای دیگری از این کامپیوتر توجه کنید:







قبریاب آنلاین
دنبال مطلبی در اینترنت جستجو میکردم که تصادفا سایت Find A Grave ، یا قبریاب را پیدا کردم.

سایت «قبریاب» سایتی است که اطلاعات مربوط به محل تدفین مشاهیر را جمعآوری میکند و تا به حال توانسته مجموعه جالبی را جمعآوری کند.
برای نمونه به اطلاعات مربوط به این افراد توجه کنید:
اینگرید برگمن : فوت در 67 سالگی ، به علت سرطان پستان ،
اینگرید برگمن جدالی هفت ساله با سرطان پستان داشت ، در همین زمان دست از کار هنری
برنداشت و در مجموعه تلویزیونی زنی به نام گلدا» شرکت کرد که به خاطر آن برنده
جایزه امی و همچنین گلدن گلاب شد. در آخرین روز زندگیاش در مراسم بزرگداشت کوچکی
که برایش برپا شده بود ، شرکت کرد و عصر همان روز در آرامش درگذشت.
چه کسی وقتی فیلمی مثل کازابلانکا را میدید میتوانست حدس بزند که بازیگر خوشچهرهای مثل اینگرید برگمن هم کارش به اینجا ختم شود؟:

مارلون براندو : علت مرگ فیبروز ریوی
ارنست همینگوی : علت مرگ ، خودکشی با شلیک گلوله
ایزاک آسیموف : علت مرگ نویسنده علمی-تخیلی نویس محبوبم را تا به حال نمیدانستم : وی در 72 سالگی به دنبال عوارض ناشی از عفونت با HIV که به دنبال تزریق خون به آن مبتلا شده بود ، درگذشت.
خورخه لوئیس بورخس : سرطان کبد
پابلو نرودا : علت مرگ ، لوسمی
و جیمز جویس ، آگاتا کریستی ، همفری بوگارت ، آلبرت اینشتین ،آل کاپون ، آبراهام لینکلن ،استالین
سایت یک قسمت جستجو هم دارد ، که به کمک آن میتوانید به راحتی آرامگاه افراد مورد نظرتان را پیدا کنید.
به علاوه این سایت افراد مشهور را بر اساس محل تدفین و علت شهرت هم طبقهبندی کرده است. بازدیدکنندگان میتوانند در مورد هر فرد کامنت بگذارند ، و خود افراد مورد نظرشان را به لیست اضافه کنند و عکسهایی به لیست اضافه کنند.
اطلاعات مربوط به 12 شخصیت ایرانی هم در سایت وجود دارد.
سه شنبه 8 خردادماه
تیشرتهایی برای خورههای کامپیوتر و اینترنت
از بین تیشرتهایی که در اینجا دیدم ، این یکی جالبتر از بقیه بود:

یکی دو تیشرت دیگر هم بد نبودند ، در ضمن مطالعه قسمت کامنتها را توصیه میکنم.
دوشنبه 7 خردادماه
برانداختن قاعدگی
یک هفته پیش (22 می) سازمان غذا و داروی آمریکا FDA داروی
Lybrel را مورد تأیید قرار داد ، برخلاف دیگر انواع قرصهای خوراکی جلوگیری از
بارداری این دارو میتواند به طور پیوسته مورد استفاده قرار گیرد و بنابراین
خانمها در زمان استفاده از این دارو دوره قاعدگی نخواهند داشت.
داروهایی مرسوم جلوگیری از بارداری در یک دوره 21 روزه استفاده میشوند و در انتهای
21 روز ، هر بسته آنها محتوی هفت عدد قرص بدون ماده مؤثر یا دارونما است ، بعضی از
بستهها هم اصلا 21تایی هستند و خانمها خودشان باید به مدت هفت روز بین استفاده
از بسته دیگر فاصله بیندازند ، تا دوره قاعدگی رخ دهد.
«لیربل» بستهای 28 تایی دارد و یک قرص ترکیبی جلوگیری از بارداری است. ترکیبات دقیقا متشکل هستند از : 90 میکروگرم لوونورژسترول و 20 میکروگرم اتینیل استرادیول.
گرچه خانمهایی که از لیبرل استفاده میکنند ، دوره های قاعدگی منظم را نخواهند داشت ، اما ممکن است دوره های لکهبینی و خونریزی را به صورت نامنظم تجربه کنند.
برای تعیین کارایی و بیخطر بودن استفاده از لیبرل دو مطالعه بالینی دو ساله انجام شده است. در این پژوهشها 2400 زن 18 تا 49 ساله داوطلب شدند. از این خانم ها خواسته شد که آسودگیای که از دورههای قاعدگی ماهانه پیدا میکنند را با احتمال دوره های نامنظم خونریزی متعاقب استفاده از لیبرل ، مقایسه کنند ، معلوم شد که در یک سال استفاده از لیبرل 59 درصد خانمها هیچ دوره خونریزی نامنظمی پیدا نکردهاند.
خطرات استفاده از لیبرل مانند سایر داروهای خوراکی جلوگیری از
بارداری هستند و شامل این موارد هستند: افزایش احتمال تشکیل لخته های خونی ، سکته
های قلبی و مغزی.
این خطرات البته باید در مقابل فواید زیادی که استفاده از این قرصها به ارمغان
میآورند ، قرار گیرند و در مورد استفاده از روش مناسب پیشگیری از بارداری هر خانم
باید با پزشک خود مشورت کند. قرصهای خوراکی جلوگیری از بارداری از خطر ابتلا به
ایدز و سایر بیماریهای مقاربتی نمیکاهند.
از آنجا که خانمهایی که از لیبرل استفاده میکنند ، قاعدگی نخواهند داشت ، تعیین اینکه باردار شده اند یا نه ، در آنها مشکلتر از بقیه است و آنها باید هر زمان که مشکوک به بارداری شدند ، تستهای حاملگی انجام دهند. شاید زمانی رخ دادن قاعدگی تنها راه و روش آسان برای مطمئن شدن از حامله نبودن بود ، اما این روزها با رواج تستهای آزمایشگاهی آسان و حتی کیتهای خانگی تعیین بارداری ، دیگر رخ دادن قاعدگی ، تنها راه آسان پی بردن به حامله نبودن نیست.

از زمانی که استفاده قرصهای خوراکی پیشگیری همهگیر شد ، بحث حذف دورههای قاعدگی منشأ بحثهای بسیار بوده است ، فمینیستهای سنتی آن را کاری غیرطبیعی میدانند در حالی که فمینیستهای پیشرو آن را فرایندی رهاکننده و آسودهکننده تلقی میکنند.
حالا با تأیید این دارو بار دیگر بحثهای دیگری شروع شده است ، آیا واقعا دست کاری پروسه طبیعی انسان ، کار درست و عاقلانهای است؟
برخیها ممکن است ، شک و تردید زیادی نسبت به این کار داشته
باشند. در مقابل پارهای دیگر این سؤال را مطرح میکنند که به راستی چه چیز
را میتوان طبیعی دانست و چه چیزی را غیرطبیعی؟
همین حالاهم وضعیت زنان تغییر بسیار پیدا کرده است. زنان بدوی هم به ندرت قاعده
میشدند ، دلیل آن مشخص بود ، چون در سراسر سالهای باروری ، یا حامله بودند و یا
شیرده. بنابراین نداشتن قاعدگی برای انها چیزی طبیعی بود.
50 سال از زمانی که قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری کاربردی گسترده یافتند میگذرد. این قرصها باعث جلوگیری از تخمکگذاری میکنند. این قرصها هورمونهایی شبیه هورمون های بدن یک زن باردار ، دارند. بنابراین با اعلام یک حاملگی کاذب به بدن ، جلوی تخمکگذاری را میگیرند.
روز به روز بر تعداد خانم هایی که میخواهند با تعویق قادعدگی ، تقویم کاریشان به هم نخورد ، افزوده میشود. البته قبلا هم خانمها ، یاد گرفته بودند که در زمان مسافرت ، ازدواج ، ماه عسل بین مصرف قرصها ، فاصله نیندازند و یا 7 عدد قرص دارونما را مصرف نکنند.
پیشگیری از باداری فقط برای راحتی و رفاه بیشتر نیست ، در برخی از بیماریهای خاص مانند اندومتریوز ، فیبروئید و دردهای زیاد حین قاعدگی ، هم پزشکان از قاعدگی جلوگیری میکنند.
پیش از تأیید داروی لیبرل ، داروهای دیگری به صورت محدودتر در این زمینه استفاده میشدند ، مثلا داروی Seasonale برای سه ماه به صورت پیوسته مورد استفاده قرار میگرفت و در انتهای سه ماه یک هفته قطع میشد تا قاعدگی رخ دهد.
جمعه 4 خردادماه
وبگردی بدون ردپا با فایرفاکس
مدتی بود در وبلاگ اکستنشنی را معرفی نکرده بودم ، اکستنشنی که در این پست به شما معرفی خواهم کرد ، Stealther نام دارد که همان طور که از نامش برمیآید ، وبگردی بدون ردپای شما را تضمین میکند.

نخست به اینجا بروید و اکستنشن را نصب کنید. بعد از نصب اکستنشن هر وقت خواستید اثری از وبگردی شما در مرورگر نماند ، در منو و tools روی Stealther کلیک کنید ، به طور موقت موارد زیر متوقف میشود:
- حافظه مرورگر
- کوکیها
- مسیر فایلهای دانلود شده در حافظه مرورگر
- کش
- اطلاعات ذخیره شده در فرمها
- ارسال ارجاعات بالای صفحه
پنجشنبه 3 خردادماه
نوکیا ، موبایلهایش را به سیستم پیشبینی وقوع صاعقه ، مجهز میکند
شرکتهای بزرگ سازنده گوشیهای موبایل ، هر از چند گاه فناوریهای عجیب و غریبی را وارد گوشیهای ساخت خود میکنند.
در تازهترین این موارد ، شرکت نوکیا گوشیهایش را مجهز به فناوریای کرده که صاعقههای در شرف وقوع را پیشبینی میکنند.

صاعقهها از خود امواج رادیویی با فرکانس بین 5 تا 10 گیگاهرتز ، ساطع میکنند ، بیشتر گوشیها هم که این روزها مجهز به گیرندههای رادیویی FM و GSM هستند.
کار هوشمندانهای که شرکت نوکیا کرده این بوده که نرم افزاری نوشته که این سیگنالها را تحلیل کنند و فاصله احتمالی صاعقه از کاربر را محاسبه کنند.
آمریکا کشور صاعقهخیزی است و شاید این ابتکار بیشتر به درد صاحبان گوشیهای همراه آنجا بخورد.
منبع : یاهو نیوز
سه شنبه 1 خردادماه
خاطرات دیجیتال ، زندگی دیجیتال ، پروژه MyLifeBits مایکروسافت
مقالهای از مجله «ساینتفیک امریکن» که دیروز در سایت بالاترین به آن لینک داده شده بود ، بسیار جالب بود ، مقاله بسیار بلند بود به همین خاطر از آن پرینت گرفتم تا سر فرصت بخوانم.
همه ما میدانیم که حافظه انسان یک چیز فرار است. وقتی اسم دوستی را فراموش میکنیم و یا نام کتاب مورد علاقهمان را به یاد نمیآوریم ، یا پسوردی را فراموش میکنیم ، متوجه کامل نبودن حافظه خودمان میشویم.
مدتی است که یک تیم پژوهشی مایکروسافت کار بسیار جالب و
حیرتآوری را شروع کردهاند. آنها میخواهند این امکان را به وجود بیاورند که همه
خاطرات و وقایع زندگی انسانها ، دیجیتال شود.
این تیم کار خود را با یکی از اعضای مایکروسافت به نام گوردون بل
Gordon Bell شروع کرده است. شش سال است که آقای گوردون کوشش میکند همه خاطراتش را
دیجیتال کند ، از مطالب نوشتاری که میخواند گرفته تا میلهایی که چک میکند و از
تصاویری که میبیند تا چیزهایی که میشنود!

اما ضبط کردن خاطرات محدود به چیزهایی که میبینیم و میشنویم
نیست ، حسگرها میتوانند چیزهای غیرمحسوسی همچون میزان اکسیژن خون یا میزان دی
اکسید کربن هوا را هم بسنجند و ضبط کنند ، به این ترتیب میشود فهمید که برای مثال
چه چیزی آسم یک کودک را بدتر میکند. حسگرها همچنین میتوانند ضربانات قلب یک آدم
را پایش کنند و در مورد احتمال یک سکته قلبی به او هشدار بدهند.
پزشکان هم در این صورت میتوانند خیلی راحت این اطلاعات را مرور کنند تا دیگر نیازی
به اتکا به حافظه بیمارانشان نداشته باشند.
پروژه تحقیقاتی مایکروسافت MyLifeBits نام دارد.
اما تاریخچه استفاده از وسایل کمکی برای توسعه حافظه انسان به پایان جنگ جهانی دوم بر میگردد ، در آن زمان مدیر اسناد ملی آمریکا ، فردی به نام «ونوار بوش» ، پیشنهاد داد ، با استفاده از میکروفیلمها وسیلهای به نام Memex ( مخفف توسعهدهنده حافظه یا memory extender) ساخته شود تا همه چیزهایی که یک نفر میبیند در این دستگاه ضبط شود از کتاب و نوشتههای دیگر گرفته تا مناظری که مشاهده میکند.
پیشرفتهای بسیار سریعی که به خصوص در چند سال اخیر در زمینه عرضه انواع حافظههای ارزانقیمت با ظرفیت بالا ، دوربینها و حسگرهای دیجیتال و نیز پردازندههای سریع ، صورت گرفته ، بیشک در تحقق چنین رؤیایی ، یاریرساننده خواهند بود.

این روزها یک هارد دیسک 600 دلاری میتواند یک ترابایت اطلاعات
را در خود ذخیره کند. این مقدار حافظه میتواند هر چیزی را که روزانه میخوانید از
متون کاغذی گرفته تا ایمیل و صفحات وب ، همه موسیقیهایی که در آرشیو دارید ، 8
ساعت از صداهایی که روزانه میشنوید و همچنین 10 عکس در هر روز را به مدت 60 سال
برای شما ذخیره کند.
اگر پیشرفتها به همین سرعت ادامه پیدا کند ، در عرض یک دهه بعد ، حافظههای فلش
گوشیهای موبایل میتوانند همین مقدار حافظه داشته باشند و به علاوه میتوانند به
صورت بیسیم با یک هارد 100 دلاری 4 ترابایتی در تماس باشند.
در عرض بیست سال یک حافظه 250 ترابایتی میتواند ، قیمتی فقط حدود 600 دلار داشته
باشد ، حافظهای که میتواند ساعتها عکس و ویدئو از زندگی روزانه یک شخص حتی اگر
به مدت 100 سال عمر کند ، در خود نگهداری کند.
درست به همان شیوهای که هارد دیسکها ارزان و باکیفیتتر شدهاند ، پیشرفتهای زیادی در زمینه حسگرها ، دوربینهای دیجیتال و پردازندهها هم صورت گرفته است. یک لپ تاپ معمولی این روزها قدرتمندتر از بزرگترین بانک اطلاعاتی سال 1980 ، عمل میکند.
اما برمیگردیم سراغ آقای گوردون بل. در سال 98 آقای
گروردن تصمیم گرفت ، زندگی روزمره خود را عاری از کاغذ کند ، او تصمیم گرفت همه
اسناد ، کتابها ، روزنامهها و یادداشتهای کاغذی خود را دیجیتال کند. به این
منظور او تصمیم گرفت همه این چیزها را اسکن کند. او فیلمهای شخصی خانگی خود را هم
دیجیتال کرد.البته این کار چندان آسان نبود و آقای گوردون مجبور شد یک دستبار شخصی
به مدت چند سال استخدام کند تا این کارها را برایش انجام دهد.
البته بعد از این مرحله اولیه ، کارها حالا بسیار برای آقای گوردن آسان شده است ،
چرا که دیگر عکسها و فیلمها و یادداشتهایش از همان اول دیجیتال هستند.
بعد از مرحله دیجیتال کردن اسناد ، آقای گوردن متوجه شد با حجم بسیار بزرگی از اطلاعات روبرو است و نمیتواند به راحتی از آنها استفاده کند ، اینجا بود که در سال 2001 ، پروژه MyLifeBits مایکروسافت شروع شد. این پروژه باید کاری میکرد که یک بانک اطلاعاتی قابل جستجو از این اطلاعات درست شود.

همچنین MyLifeBits آقای گوردن را مجهز به وسایل دیگری برای ضبط رخدادهای روزانهاش کرد ، وسایلی که تماسهای تلفنی آقای گوردن ، برنامههای رادیویی و تلویزیونی که میشنید و میدید ، ضبط میکردند و همچنین به صورت خودکار هر صفحه اینترنتی را که بازدید میکرد ، ذخیرهسازی میکردند. این وسایل حتی میزان استفاده روزانه وی را از ماوس و کیبورد کامپیوتر ضبط میکردند.
وسیله دیگری که در طی پروژه MyLifeBits ، آقای گوردون به آن مجهز شد یک دوربین «پوشیدنی» قابل حمل به نام sensecam بود. این دوربین یک دوربین عادی نیست. این دوربین هر گاه یک شخص به گوردون نزدیک میشود، از روی اشعه ماوراء بنقش ساطع شده ، متوجه حضور آن شخص میشود و عکسی میگیرد. هر وقت گوردون از اتاقی به اتاق دیگر میرود ، دوربین با توجه به تغییر جزئی میزان نور ، متوجه جابجایی میشود و عکس دیگری میگیرد و ذخیره میکند.
بعد از 6 سال دیجیتالی کردن زندگی ، حالا آقای گوردن یک حافظه جانبی 150 گیگابایتی شامل 300 هزار سند دارد. او 60 گیگ خاطره ویدئویی ، 25 گیگ عکس ، 18 گیگ صدا و موسیقی ، 100 هزار صفحه وب ، 15 هزار فایل متنی و 2 هزار فایل پاور پوینت را در خاطره دیجیتالی خود دارد. به یک صفحه از خاطرات وی در اینجا نگاهی بیندازید.
MyLifeBits برای کاراتر شدن باید پیشرفتهایی صورت بدهد مثلا باید مبدلهای صدا به متن بهتری نوشته شوند تا همه صداها قابل جستجو شوند ، همچنین باید نرمافزارهای تشخیصدهنده خودکار قیافه نوشته شوند تا فرد مجبور نشود ، برای همه عکسها زیرنویس بگذارد تا بعدا بتواند به راحتی آنها را جستجو کند.
بعضی از جنبههای MyLifeBits این روزها عملا مورد استفاده قرار میگیرند ، مثلا چند شرکت تجاری لباسهایی با حسگرهای علایم حیاتی ساخته اند که میتوانند به وسیله بیماران مورد استفاده قرار بیگرند تا اطلاعات سلامت آنها ثبت شود و به وسیله پزشکان مورد استفاده قرار بگیرد.
برای اینکه پروژه MyLifeBits
عملا بتواند وارد زندگی روزانه شود ، باید بر یک سری چالشها و مشکلات فنی غلبه
کند:
- مشکلات حقوقی : عکسبرداری بدون اطلاع از اشخاص و بعضی اماکن ، همه گاه قانونی
نیست.
- مشکلات امنیتی :
- قدیمی شدن بعضی از فرمتهای ذخیرهسازی اسناد در طی سال های زندگی بک شخص
- طراحی نرم افزارهای که بتوانند ضمن یک جستجوی دقیق و سریع ، اطلاعات باارزش از
این حجم اطلاعات به دست بیاورند.
- مجهز شدن به هوش مصنوعی
با رفتن به این صفحه سایت مایکروسافت میتوانید اطلاعات کامل تری در مورد این پروژه بخوانید. همچنین این صفحه آرشیوی از مطالبی که تا به حال در رسانهه ای معتبر در مورد MyLifeBits نوشته شوده ، جمعآوری کرده است.
دوشنبه 31 اردیبهشتماه
پروندهای برای یوتیوب
تحولی که سایت یوتیوب در اینترنت به وجود آورده است را نمیتوان به هیچ عنوان نادیده گرفت. در این پست ،به قسمتهایی از یکی از مقالههایم در ماهنامه رایانه خبر توجه کنید. هرچند که مردد بودم عنوان این پست را با توجه به محدودیت دسترسی به یوتیوب در ایران در بسیاری از نقاط و همچنین سرعت پایین اینترنت که عملا استفاده از این سایت را برای کاربران ایرانی دشوار میکند ، «مرثیهای برای یوتیوب» انتخاب کنم.
نکات فنی و انواع ترفندها در مورد دانلود ، ویرایش و آپلود ویدئو در یوتیوب را میتوانید در خود ماهنامه و به صورت خلاصه در نوشتههای همین وبلاگ مطالعه کنید.
مقدمه : «توماس کارلایل» فیلسوف بزرگ اسکاتلندی اعتقاد داشت که تاریخ جهان چیزی نیست جز بیوگرافی مردان بزرگ. اما در عصر حاضر این تئوری خدشه جدی پیدا کرده است. از زمانی که توانستهایم با سرعت تبادل اطلاعات کنیم و توانایی آن را پیدا کردهایم که با سرعت دیدگاهها و نقطهنظرهای خود را به اطلاع دیگر انسانهای کره خاکی برسانیم ، دیگر همه «مهم» شدهایم. این مهم بودن تا به آنجا پیش رفت که مجله تایم که بنا به سنتی دیرینه هر سال برترین شخصیت جهان را انتخاب میکند ، تکتک مردم جهان را به عنوان شخصیت برتر جهان در سال 2006 انتخاب کرد ، همان افراد به ظاهر کوچکی که با وبلاگنویسی ،گذاشتن عکس در فلیکر و جاهای دیگر و درست کردن ویدئوهای آماتوری در یوتیوب در کنار غولهای بزرگ رسانهای جهان قرار گرفته بودند. اینجا بود که مردم تولیدکننده محتوا بر همه سیاستمداران ، توانگران و شرکتهای بزرگ اقتصادی غلبه کردند و در مرتبهای بالاتر آز آنها قرار گرفتند.
بیشک در این تحول بزرگ اینترنت و سرویسهای اینترنتی نقش اساسی را ایفا میکنند. یوتیوب یکی از مهمترین سرویسهای اینترنتی است.

داستان یوتیوب : این روزها کمتر کاربر اینترنتی را میتوانید پیدا کنید که نام سایت یوتیوب (http://youtube.com) را نشنیده باشد و از آن استفاده نکرده باشد. بعد از موفقیت خیرهکننده سایت فلیکر -سایتی که به منظور اشتراک عکس به وجود آمد- رفتهرفته لزوم راه افتادن سایتی برای اشتراک ویدئو احساس میشد. یوتیوب یک سایت رایگان برای آپلود ، تماشا و اشتراک ویدئو است.
یوتیوب به وسیله چاد هرلی Chad Hurley ، استیون چن Steve Chen و جواد کریم، که همگی کارمندان شرکت پیپال بودند ، به وجود آمد. قبل از کار در پیپال ، هرلی در دانشگاه ایندیانای پنسیلوانیا ، طراحی میخواند و چاد و کریم در دانشگاه ایلینویز ، دانشجوی کامپیوتر بودند.

چاد هرلی ، استیون چن و جواد ، هرسه زیر 30 سال سن دارند. چاد مسنترین آنهاست و 30 سال سن دارد و استیون و جواد به ترتیب 29 ساله و 28 ساله هستند. البته مدتی است جواد از دو دوست خود جدا شده است. این سه نفر در یک میهمانی شام در سال 2004 در «سلیکون ولی» درباره سهولت ارسال عکس از طریق اینترنت و دشواری ارسال فیلمهای ویدئویی صحبت میکردند که ناگهان فکر بکر راه انداختن یک سایت برای اشتراک ویدئو به آنها الهام شد.
دومین YouTube.com دقیقا در 15 فوریه 2005 فعال شد و سایت رفتهرفته در ماههای بعد راهاندازی شد. 6 ماه بعد در ماه می 2005 ، سایت به طور رسمی و عمومی افتتاح شد و کار رسمی خود را آغاز کرد.
محل اولیه سایت یوتیوب یک دفتر شیک در یک آپارتمان تجاری نبود ، صاحبان سایت در ابتدا محلی بهتر از یک دفتر در بالای یک پیتزافروشی در سان ماتئوی کالیفرنیا برای شروع کار نتوانستند پیدا کنند:

در طی ماههای بعدی این سایت کاربران زیادی را به خود جلب کرد ، آنها روزانه هزاران ویدئو را تماشا میکردند و صدها ویدئو آپلود میکردند ، برای تأمین مخارج سایت و پهنای باند آن ، استیو چن و چاد هرلی ، کارتهای اعتباری خود را گرو گذاشتند. در ماههای نخست به موازات گسترش و مشهور شدن یوتیوب ، مؤسسان آن احساس دوگانهای داشتند: شعف و ترس ، ترس از بابت اینکه مجبور بودند هزینه زیادی صرف آن کنند.

سه مؤسس یوتیوب در حال همفکری و طراحی سایت در گاراژ
در طی ماههای اول هر چند هفته یک بار ترافیک یوتبوب دو برابر میشد ، به همین خاطر استیون و چاد تصمیم گرفتند ، مثل دیگر رقیبان آگهی بگیرند. در نوامبر 2005 ، یک شرکت سرمایهگذاری به نام Sequoia ، مبلغ 3.5 میلیون دلار را به یوتیوب اختصاص داد. همین شرکت در آوریل 2006 ، 8 میلیون دلار دیگر به یوتیوب کمک کرد.
در 13 نوامبر 2006 ، به دنبال موفقیت خیرهکننده یوتیوب ، گوگل یوتیوب را به مبلغ 1.65 میلیارد دلار خرید. از آن زمان گاهی به یوتیوب گوتیوب GOOTUBE هم گفته میشود. از 1.65 میلیارد دلار ، شرکت Sequoia Capital ، که در دو مرحله مجموعا ، 11.5 میلیون دلار سرمایهگذاری کرده ، 495 میلیون دلار سهم برد و به هر یک از 3 بنیانگذار یوتیوب ، تقریبا 345 میلیون دلار پرداخت شد. آنها با این پول سرمایهگذاری مطمئنی کردند که چیزی نبود جز خرید سهام گوگل.

در آگوست 2006 مقامات یوتیوب اعلام کردند که قصد دارند هر موزیک ویدئویی را که ساخته شده پوشش دهند. در ماه سپتامبر «وارنز موزیک» قراردادی با یوتیوب امضا کرد که بر اساس آن یوتیوب میتوانست موزیک ویدئوهای وارنر را در سایت قرار دارد و در عوض قسمتی از درآمد حاصل از آگهیها را به شرکت وارنر بدهد. در 9 اکتبر 2006 ، CBS، شرکت موسیقی یونیورسال و شرکت سونی موافقت کردند که برای یویتیوب ، ویدئوهای اختصاصی فراهم کنند. در آخرین روزهای سال 2006 ، مجله تایم ، یوتیوب را به عنوان برترین اختراع سال انتخاب کرد. در 29 ژاویه 2007 چاد هارلی اعلام کرد که یوتبوب به کاربران فعالش ، پول پرداخت خواهد کرد.
یوتیوب و کپیرایت : یوتیوب از کاربرانش خواسته است ویدئوهای مشمول کپیرایت را به سایت نفرستند ، ولی حجم انبوهی از ویدئوهای کمپانیهای فیلمسازی و موسیقی و برنامههای جالب شبکههای مختلف تلویزیونی را میتوان در این سایت پیدا کرد. همین موضوع باعث میشود ، یوتیوب گهگاه درگیر مشکلات حقوقی شود. حتی زمانی منقدان از گوگل به خاطر خرید یوتیوب انتقاد میکردند و پیشبینی میکردند یوتیوب با این همه دعوی حقوقی ، به زودی همچون «نپستر» بسته خواهد شد. ولی مقامات یوتیوب توانستند با تعاملات سازنده با این شرکتها حجم مشکلات را کم کنند. در فوریه 2006 ، NBC از یوتیوب برای قرار دادن بعضی از برنامههایش شکایت کرد. ولی در فوریه همان سال با یوتیوب به توافق رسید و کانال اختصاصی NBC در یوتیوب راه افتاد که برنامههای منتخب NBC را پخش میکرد. یوتیوب در جولای 2006 مشکل مشابهی با CBS پیدا کرد. نام باشگاه فوتبال بایرن مونیخ هم در میان شاکیان یوتیوب دیده میشود.
اما چالش واقعی رویاروی رسانههای قدیمی، حمایت از خود در برابر استفاده بدون
اجازه از مطالب گرانبهایشان نیست. آنها در حقیقت بعد از انقلاب یوتیوب به
چارهجویی افتادهاند که چگونه بتوانند چرخ دستگاه سرگرمیساز خود را بچرخانند.
چاد هارلی میگوید: «تو دیگر به چه دردی میخوری، اگر مردم خودشان ، خود
را سرگرم کنند؟»
یوتیوب و اعداد : مجله وال استریت ژورنال در شهریور ماه سال 85 گزارش
جالبی منتشر کرد ، بیشک از آن زمان تا کنون همه این اعداد تغییر کردهاند ، اما
نگاهی به همین اعداد و اطلاعات ، هر کسی را شگفتزده میکند.
- تحقیقی درباره تعداد ویدئوهای سایت یوتبوب انجام شده که نشان میدهد ، تنها در
عرض یک ماه تعداد ویدئوهای این سایت از 5.1 میلیون ویدئو به 6.1 میلیون رسیده
است.
- تا به حال ویدئوهای یوتیوب 1.73 میلیارد بار توسط کاربران تماشا شده است.
- اگر در یوتیوب ، زیدان را جستجو کنید ، 2000 ویدئو از وی پیدا خواهید کرد که
البته عمدتا به حوادث فینال جام جهانی 2006 اشاره دارند.
- به نظر شما یوتیوب چقدر فضا برای ذخیره ویدئوهایش نیاز دارد؟ 45 ترابایت ، یعنی
برابر با فضای هارد پنج هزار کامپیوتر خانگی. - هزینه پهنای باند مورد نیاز
یوتیوب در هر ماه چندین میلیون دلار است.
- 70 درصد کاربران ثبتنام کرده یوتیوب ، آمریکایی هستند و نیمی از آنها زیر 20 سال
، سن دارند. - جالب است بدانید که پیرترین کاربر فعال یوتیوب ، نام کاربری
geriatric1927 را دارد و یک پیرمرد 79 ساله بریتانیایی است که در مقابل
کامپیوترش مینشیند و از خاطرات جنگ جهانی دوم تعریف میکند.
- Ernie Rogers یک جوان 23 ساله با نام کاربری lamo1234 بیش از هر کاربر
دیگری تا به حال ویدئوهای یوتیوب را تماشا کرده است ، وی ادعا کرده است 24 ساعته و
7 روز هفته به گشت و گذار در یوتیوب میپردازد.
- اما آقای Christy Leigh Stewart ، یک جوان 21 ساله ، بیشتر از همه دریوتیوب
ویدئو آپلود کرده است ، یعنی حدود 2000 ویدئو!
- اگر کل زمانی را که مردم دنیا صرف تماشای یوتیوب کردهاند، محاسبه کنیم ، به عدد
جالبی میرسیم. 9305 سال! تخمین زده میشود تعداد ویدئوهای یوتیوب در حال حاضر
100 میلیون باشد ، این سایت هر ماه 34 میلیون بازدیدکننده جذب میکند و هر روز
دستکم 65 هزار ویدئو به آن اضافه میشود. یوتیوب به تنهایی 44 درصد
بازدیدکنندگان سایتهای اشتراک ویدئو را به خود جذب میکند و بعد از آن سرویس
ویدئوی myspace با 21 درصد قرار میگیرد.
یوتیوب به روایت سایت الکسا : سایت الکسا ، یکی از بهترین آمارگیرهای
اینترنتی است. بر اساس آمار و محاسبات سایت الکسا ، یوتیوب هم اکنون چهارمین سایت
پربازدیدکننده جهان است و تنها سایتهای یاهو ، MSN و گوگل را بالاتر از خود
میبیند.
یوتیوب حتی توانسته سایت محبوب myspace را پشت سر بگذارد. نگاهی به نمودار
ترافیک یوتیوب ، نشان دهنده رشد خیرهکننده و باورنکردنی آن است:
کاربران ایالات متحده ، برزیل و ژاپن بیش از بقیه کشورها به این سایت علاقمندند ، آنها به ترتیب 15.9 ، 5.7 و 5.2 درصد بازدیدکنندگان سایت را تشکیل می دهند.
با اینکه کاربران ایرانی ، به خاطر سرعت پایین دسترسی به اینترنت در ایران ، مشکلاتی زیادی برای تماشای راحت ویدئوهای یوتیوب دارند ولی این سایت در ایران هم محبوب است و باز بر طبق آمار سایت الکسا ، سایت یوتیوب هفدهمین سایت پربازدیدشونده در ایران است و از این حیث یوتیوب بر سایتهای کلیه خبرگزاریهای ایران ، برتری دارد. یوتیوب در بسیاری از کشورهای جهان جزو 10 سایت پربازدیدشونده است.
تماشای ویدئوهای یوتیوب : یوتیوب از فنآوری فلش شرکت ادوب برای نمایش ویدئوها استفاده میکند. ویدئوهایی که میتوانید در این سایت پیدا کنید ، طیف گستردهای دارند ، از قطعات فیلمها و کلیپهای تلویزیونی گرفته تا ویدئوهای کاملا آماتور و ویدئوکلیپهای موسیقی. بعد از ورود به سایت یوتیوب میتوانید به راحتی ویدئوی مورد نظر خود را جستجو کنید.

یک عکس تاریخی ، طرحی از شمای کلی که جواد کریم در می 2005 برای سایت یوتیوب کشیده
بود. از آن زمان تا کنون سایت چندان تغییر نکرده است.
یوتیوب و سیاست : بسیاری از ویدئوهای یوتیوب بازتاب سیاسی گستردهای یافتهاند:
- سال گذشته «مصطفی طباطبائینژاد» دانشجوی دانشگاه UCLA ، در کتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه بود که کارت شناسایی از وی درخواست شد ، این دانشجوی ایرانی کارت همراه نداشت ، عکسالعمل بد و برخورد فیزیکی پلیس آمریکا با وی توسط دوربین موبایل یکی از دانشجویان حاضر در صحنه فیلمبرداری شد و روی یوتیوب قرار گرفت. این ویدئو میلیونها تماشاگر پیدا کرد و آن چنان بازتاب گستردهای پیدا کرد که پلیس و فرماندار لوسآنجلس مجبور به معذرتخواهی شدند. اگر یوتیوب نبود ، این ویدئو فقط در دوربین آن دانشجو باقی میماند.
- هیلاری کلینتون ، همسر رئیس جمهور سابق آمریکا و امید آینده حذب دموکرات برای ریاستجمهوری آمریکا ، مدتهاست که کانالی در یوتیوب دارد.
- سال گذشته ، بوش در حالی که فکر میکرد میکرد ، میکروفنش قطع است ، در یک اجلاس با تونی بلر حرفهای خصوصی و نسنجیدهای مطرح کرد. این ویدئو بلافاصله روی یوتیوب قرار گرفت.
- فیلمی که با دوربین موبایل از صحنه اعدام صدام حسین گرفته شد ، دهها میلیون نفر تماشاگر پیدا کرد.
- ال گور معاون رئیس جمهور در زمان کلینتون ، در اسکار 2006 یک جایزه اسکار به خاطر شرکت در ساخت فیلمی درباره گرمایش زمین دریافت کرد. در آن هنگام که وی جایزه اسکار را در دستان خود می دید ، از وجههای که به آن دست یافته بود از شادی در پوست نمیگنجید و هیچگاه تصور نمیکرد که چند روز بعد فیلمی در یوتیوب قرار گیرد که منزل شخصیاش را همراه با قبض کلان آب و برق و گازش نشان دهد ، فیلمی که ثابت کند که همه آن حرفها که به صورت «نریشن» روی فیلم زده بود و به همه توصیه صرفهجویی کرده بود ، فقط در حد حرف بوده است.
(ناگفته پیداست که مثالهای دیگری هم در مورد این بخش از نوشته وجود داشت!)
یکشنبه 30 اردیبهشتماه
اینترنت پرسرعت آمریکا کند است!
سرعت متوسط دانلود از سرویسهای اینترنت با پهنای باند در
آمریکا ، 1.9 مگابیت در ثانیه است. در حالی که این عدد
برای کشورهای دیگر به شرح زیر است:
ژاپن : 61 مگابیت در ثانیه
کره جنوبی : 45 مگابیت در ثانیه
سوئد : 18 مگابیت در ثانیه
فرانسه : 17 مگابیت در ثانیه
کانادا : 7 مگابیت در ثانیه
این آمار را مؤسسه خدمات ارتباطات آمریکا به دست آورده است.
لری کوهن Larry Cohen ، رئیس این مؤسسه میگوید: "اطلاعات
خوب ، شالوده سیاست خوب را میسازند. ما با نومیدی در انتظار سیاستهای اینترنت
ملیای نشستهایم که کشور ما را از این وضیعت به درآورند ، وضعیتی که رتبه کشور ما
را در زمینه پذیرش اینترنت پهن باند ، به عنوان کشوری که اینترنت را اختراع کرده
است ، به جایگاه شانزدهم دنیا رسانده است.
آمریکاییها پول بیشتری برای اینترنتی با سرعت کمتر نسبت به سایر کشورهای دنیا
میپردازند."
در حال حاضر 80 درصد کاربران خانگی اینترنت در ژاپن به فیبر نوری با سرعت 100 مگابیت در ثانیه متصل هستند. این سرعت 30 برابر سرعت متوسط اتصال کاربران آمریکا به وسیله مودمهای کابلی یا اتصالات DSL است.
کوهن میگوید که سرعت متوسط آپلود در آمریکا 371 کیلوبیت در ثانیه است که برای ارسال اطلاعت پزشکی ، کافی نیست.
"سرعت در اینترنت مهم است. سرعت ، تعیین میکند که چه کاری
امکانپذیر خواهد بود ، اینکه می توانیم شبکههای قرن بیست و یکمی داشته باشیم یا نه
، شبکههایی که اجازه رشد حرفهها و اقتصاد را بدهند. سرعت است که تعیین میکند
توانایی پشتیبانی از ابداعات و پزشکی از راه دور telemedicine ، آموزش ، امنیت
عمومی و سرویسهای عمومی برای ارتقای سطح زندگی و ارتباطات را خواهیم داشت یا نه.
با اینترنت پرسرعت میتوان کارها را بدون خروج از منزل و استفاده از اتوموبیلها
انجام داد و به این ترتیب جلوی بحران گرمایش جهانی آب و هوا را گرفت."
کاش نظر این آقا را درباره این اسکرین شات جویا میشدیم:

سرگذشت عجیب دکتر دبیکی ، جراح مشهور قلب و عروق
در این پست مقالهای را که قبلا وعده آن را به شما داده بودم ، در وبلاگ میگذارم. به نظر خودم یکی از جالبترین مقالاتی است که تا به حال ترجمه کردهام. برای آشنایی با بیماری «دیسکشن آئورت» به اینجا بروید.
در اواخر بعد از ظهر 31 دسامبر سال 2005 ، دکتر مایکل دبیکی Michael E. DeBakey 97 ساله در خانهاش در هوستون مشغول کار روی یک مقاله بود. ناگهان درد شدیدی در بالای سینه و بین دو کتفش احساس کرد ، درد بعدا به گردنش منتشر شد.

دکتر دبیکی که یکی از مشهورترین جراحان قلب در تاریخ محسوب میشود ، احساس
کرد ظرف چند ثانیه قلبش از کار خواهد افتاد. دکتر دبیکی در مورد شرایطش در آن
زمان چنین میگوید :
«برایم پیش نیامده بود که به 911 یا پزشکم تلفن کنم. احمقانه است ، وقتی این
حادثه برای من رخ داد ، حس کردم زندانی سینهام شدهام. درد غیرقابل تحمل بود. در
آن هنگام با خودت فکر میکنی چه کاری میتوانی برای تسکین دردت انجام دهی. درد
آنقدر شدید است که آدم میخواهد ایست قلبی را به عنوان تنها راه خلاص شدن از آن
درد عذابآور قبول کند.»
ولی وقتی قلب دکتر دبیکی به ضربان ادامه داد ، وی مشکوک شد که نکند حمله قلبی
نداشته. او معاینات و چکآپهای دورهای انجام داده بود که ، خطری برای حمله در وی
پیدا نکرده بودند. در این هنگام بود که دکتر دبیکی مشکوک شد که دچار دیسکشن آئورت
شده است. در واقع هیچ کس به اندازه دکتر دبیکی در جهان یافت نمیشد که صلاحیت
چنین تشخیصی را داشته باشد ، چرا که زمانی که وی جوان بود برای نخستین بار روش
جراحی برای ترمیم دیسکشن آئورت ابداع کرده بود. از آن زمان تا کنون این
جراحی دست کم 100 هزار بار در سراسر دنیا انجام شده است.
در آن هنگام که دکتر دبیکی دچار درد شده بود ، خانم دبیکی و دخترش الگا ، در
منزل نبودند ، آنها وقتی به منزل برگشتند دیدند دکتر روی تخت نشسته ، وی نخواسته
بود به آنها بیماریاش را اطلاع دهد، وی به همسر و دخترش دروغ گفت و ادعا کرد که
بعد از خواب دچار کشیدگی عضلانی شده است.
«نمیخواستم کاترین را از تشخیص خودم آگاه کنم ، چون در این صورت او متوجه میشد
من به زودی خواهم مرد.»
همسر دکتر دبیکی از دو نفر از دوستان و همکاران وی خواست که منزل بیایند ، آنها هم
بعد از صحبت با دکتر دبیکی به دیسکشن آئورت شک کردند ، و تشخیص دادند که او به
سیتی اسکن و کارهای تصویربرداری دیگر نیاز دارد ، ولی دکتر دبیکی تا 3 ژانویه با
این کارها موافقت نکرد. بعد از اینکه اقدامات رادیولوژیک انجام شد معلوم شد که
دکتر دبیکی نوع 2 دیسکشن آئورت را بر اساس سیستم طبقهبندی دیسشکن آئورت دارد
،همان سیستم طبقهبندیای که خود دکتر دبیکی به وجود آورده بود. به ندرت شخصی
میتواند از چنین نوع دیسکشنی جان سالم به در برد.
در طی 50 سال گذشته ، دکتر دبیکی توانسته شیوه جراحی قلب را به کلی تغییر دهد. او جزو نخستین کسانی است که عمل بایپس شریانهای کرونری قلبی را انجام داده است. دکتر دبیکی توانسته چندین نسل از جراحان را در کالج پزشکی Baylor پرورش دهد و موفق شده بیش از 60 هزار بیمار را مورد عمل جراحی قرار دهد. وی در سال 1996 با درخواست بوریس یلتسین به مسکو رفت تا عمل جراحی بایپس وی را انجام دهد.
اما در آن بعد از ظهر ، دکتر دبیکی با تجربه جدیدی روبرو بود ، او در جایگاه یک بیمار مبتلا به دیسکشن آئورت قرار گرفته بود.
اما داستان بهبود دکتر دبیکی به این سادگیها هم نبوده است ، چرا که خود وی تا اواخر ماه ژانویه از بستری شدن در بیمارستان امتناع کرد. او واهمه داشت که انجام این عمل با توجه به شرایط سنیاش وی را از لحاظ ذهنی یا بدنی علیل کند. به گفته خودش :«ترجیح میدادم بمیرم.»
او تصمیم گرفت در خانه مراقبتهای پزشکی دریافت کند. در طول ساعات شبانهروز پزشکان بارها با منزل وی تماس میگرفتند تا مطمئن شوند فشار خون وی از حد معینی تجاوز نمیکند تا منجر به پاره شدن آئورت نشود. پرستاران غذا و نوشیدنی وی را کنترل میکردند. وی گاهگاهی به بیمارستان برده میشد تا تصویربرداریهای مختلف رویش انجام شود.
در روز ششم ژانویه وی اصرارکرد که برای ارائه مقالهاش به آکادمی پزشکی ، مهندسی
و علوم تگزاس برود ، آکادمیای که خودش از اعضای مؤسس آن بود. برندگان جایزههای
نوبل از اعضای این مجمع بودند. دکتر دبیکی به این جلسه رفت و به هر ترتیب بود ،
مقالهاش را قرائت کرد ، سرجایش نشست تا به مقاله بعدی گوش کند که تصادفا درباره
خطرات کشنده آنوریسم آئورت بود. سرانجام وی در ضیافت نهار آکادمی شرکت کرد و به
خانه برگشت.
دکتر لوبه Loebe یکی از کسانی که در اولین شب بیماری به منزل دکتر دبیکی آمده بود
می گوید :«او اتوریتی زیادی دارد ، طوری که نمیشود جلوی وی ایستاد و گفت باید چه
کاری انجام دهد.»
ولی با گذشت زمان پزشکان دیگر نمیتوانستند فشار خون دبیکی را به درستی کنترل کنند
، تغذیه وی بد شده بود ، تنفسهای کوتاه پیدا کرده بود ، کلیههایش نارسا شده بود
و مایع در فضای پریکاردیال جمع شده بود که مطرحکننده این مسئله بود که آنوریسم در
حال نشت است.
سرانجام در 23 ژانویه وی رضایت داد در بیمارستان بستری شود. تصویربرداریها
نشان دادند ،اندازه آنوریسم زیاد شده و از 5.2 سانتیمتر در 3 ژانویه به 6.6 رسیده
است. پزشکان سیتی اسکن را به وی نشان دادند و جراحی را پیشنهاد کردند ولی باز
دکتر دبیکی اصرار کرد که چند روز بعد مجددا ارزیابی شود.
در 9 ژانویه اندازه آنوریسم به 7.5سانتیمتر رسیده بود ، دکتر دبیکی ناهشیار
شده بود و نزدیک مرگ بود. به وضوح باید کاری انجام میشد. در اوایل ژانویه وضعیت
سلامتی وی بدتر شده بود و ناهشیار هم شده بود. اینجا بود که همکار و همراه 40 ساله
وی دکتر جورج نون George P. Noon تصمیم گرفت به عنوان تنها راه درمان ، به جراحی
روی آورد.
اما متخصص بیهوشی بیمارستان از بیهوش کردن این بیمار مشهور خودداری کرد ،
زیرا که تا به آن روز چنین جراحیای روی شخصی با آن سن و با آن وضعیت سلامتی انجام
نشده بود. به علاوه دکتر دبیکی ورقهای امضاء کرده بود که انجام CPR و جراحی
روی خود را ممنوع کرده بود.
در طبقه دوازدهم بیمارستان Methodist ، در نیمه شب جلسه اضطراری «کمیته اخلاق» بیمارستان تشکیل شد. در این جلسه همسر دکتر دبیکی –کاترین- بدون اجازه وارد شده بود تا درخواست کند بدون درنگ جراحی انجام شود. سرانجام کمیته اخلاقی با جراحی موافقت کرد. یک متخصص بیهوشی که همکار دکتر دبیکی بود وی را بیهوش کرد تا عمل جراحی 7 ساعته آغاز شود. برای محافظت مغز و سایر اعضا ، بدن دکتر دبیکی سرد شد. جراحان با یک پیوند داکرون 6 تا 8 سانتیمتری ، قسمت آسیبدیده را تعویض کردند. این گرفت درست شبیه گرفتی بود که دکتر دبیکی در دهه پنجاه مورد استفاده قرار میداد.

بعد از اتمام جراحی ، بیمار به ICU برده شد و مورد تراکئوستومی و گاستروستومی قرار گرفت. وی 6 هفته با ونتیلاتور تنفس کرد و به خاطر نارسایی کلیه ، دیالیز شد. به مدت یک ماه وضعیت دکتر دبیکی وخیم بود ، او در ICU بستری بود که پنجرهای رو به خارج نداشت ، گاهی دچار دلیریوم میشد و گاهی هیچگونه پاسخی نمیداد ، پزشکان نگران بودند که وی دچار آسیب مغزی دائمی شده باشد ، برای بهتر کردن شرایط و برای اینکه وی از لحاظ روحی ارتقا پیدا کند و بتواند شب را از روز تشخیص دهد ، یک سوییت کامل بیمارستان تبدیل به یک ICU خصوصی برای دکتر شد.
در این حین بعضی از کمکها از جاهایی رسیدند که انتظار آن نمیرفت. در 2 آوریل دکتر لون William W. Lunn متخصص ریه تیم پزشکی ، دختر 8 سالهاش الیزابت را به بیمارستان آورد ، در بیمارستان این دختر کوچک یک نقاشی کشید که منظرهای از درخت و سبزه و رنگین کمان و پروانه بود و از پدرش خواست آن را به دکتر دبیکی بدهد. دکتر لون میگوید :«باید دکتر دبیکی را میدیدید که چطور چشمانش روشن شد.» او خواست الیزابت را ببنید ، سرش را در دست گرفت و از وی تشکر کرد. سرانجام در 16 ماه می دکتر دبیکی از بیمارستان مرخص شد ، گرچه یک بار مجددا برای کنترل فشار خون به بیمارستان برگشت. در جریان بستری گاهی دکتر دبیکی شیطنتهایی میکرد مثلا خود را به خواب میِزد تا به حرفهای پزشکان گوش کند.
روزی یکی از پزشکان از وی خواست بلند شود ولی او خودش را به خواب زده بود. اینجا بود که دکتر وانمود کرد یک پمپ خون را که دبیکی در دهه 30 برای ترانسفیوژن ابداع کرده بود ، پیدا کرده. دبیکی چشمانش را گشود و شروع کرد به دادن توضیحات مشروحی در مورد آن پمپ. دکتر دبیکی در حالی که در یک رستوران در هوستون مشغول صرف شام است در مورد آن جراحی میگوید : «یک معجزه بود ، من واقعا الان نباید اینجا باشم.»
هزینه معالجات دکتر دبیکی از یک میلیون دلار تجاوز کرد. بستری دکتر دبیکی با اسم مستعار انجام شد ، چرا که بعدا ممکن بود شرکتهای بیمه ایراداتی در مورد هزینههای صرفشده بگیرند.
حالا دکتر دبیکی می تواند فواصلی را بدون کمک مستقلا طی کند ولی برای مسیرهای بلندتر از یک اسکوتر موتوری استفاده می کند. گاهی وی با این اسکوتر در راهروها مسابقه میدهد و پزشکانی از همه سنین وی را در جریان این بازیها دنبال می کنند.

دکتر دبیکی دوست دارد بنیه قبلی خود را پیدا کند تا باز بتواند مسافرت کند. دکتر
وینتر William L. Winters Jr یک کاردیولوژیست تیم پزشکی وی میگوید :
«وقتی میِبینم جسم و ذهن با کمک هم چه کارهایی می توانند بکنند، تحت تأثیر
قرار میگیرم. او میل زیادی برای برگشتن به جاهایی دارد که قبلا بود و من فکر
میکنم موفق به این کار شود.»

بیوگرافی کوتاه دکتر دبیکی : در 7 سپتامبر 1908 ، «مایکل الیس دبیکی» و
به عبارت صحیحتر «مایکل دباغی» ، در لیک چارلز ایالت لوییزینا ایالات
متحده متولد شد. وی جراح پیشگام قلب و عروق است و شعارش این است :«برای هیچ چیز
جز کسب فضیلت کوشش نکن.»
والدین دکتر دبیکی هر دو جزو مهاجران لبنانی بودند. وی لیسانس و سپس
دکترای پزشکی خود را در نیواورلئان دریافت کرد. در جریان جنگ جهانی دوم
داوطلب خدمت در ارتش شد و به عنوان یک پزشک جراح خدمت میکرد. در سال 1948 به
تگزاس رفت و رئیس دپارتمان جراحی دانشگاه Baylor شد. وی جزو نخستین کسانی بود که
جراحی بایپس را انجام داد. در سال 1953 وی نخستین عمل موفقیتآمیز
اندآرترکتومی را انجام داد. در سال 1963 جایزه «آلبرت لازک» را برای پژوهشهای
دانش پزشکی دریافت کرد.
در سال 1963 تصویری از وی روی جلد مجله تایم به خاطر اقداماتش در جراحی قلب
و کوششهایش در پیوند قلب مصنوعی چاپ شد.

در سال 1971 نام او در لیست اصلی مخالفان سیاستهای نیکسون قرار داشت.
در سال 1979 با دوست و همکار قدیمی خود دکتر دنتون کولی Denton Cooley ،اختلاف
پیدا کرد ،زیرا بدون موافقت وی دکتر کولی نخستین عمل پیوند قلب مصنوعی را انجام
داده بود.

صبر و استقامت وی مثالزدنی است ، وی سالها بعد از بازنشستگی همقطارانش به کار ادامه میدهد. در سال 69 مدال ملی آزادی به وی اعطا شد و در سال 1987 رئیس جمهور وقت آمریکا –رونالد ریگان- مدال ملی دانش را به وی هدیه کرد.

وی تا به حال بیش از 60 هزار نفر را عمل کرده است. در این لیست افراد مشهوری همچون بوریس یلتسین دیده میشود که به دکتر دبیکی لقب «جادوگر قلب» داده است.
بعد از بهبودی از دیسکشن آئورت ، در 18 اکتبر 2006 ، دکتر دبیکی در کالج پزشکی Baylor حاضر شد تا موزه و کتابخانه جدید دانشکده را که به نام وی موزه و کتابخانه دبیکی نامگذاری شده ،افتتاح کند.
جنبههای تاریخی بیماری دیسکشن آئورت : از لحاظ تاریخی نخستین بار رومیان باستان در دو قرن قبل از میلاد مسیح متوجه این بیماری شدند. نخستین بار Anreas Vesalius در کتابش با عنوان Fabrica در سال 1543 ، آنوریسم آئورت شکمی را از لحاظ کالبدشناسی توصیف کرد.
دیسکشن آئورت بیماران بسیار مشهوری را دستچین و گرفتار کرده است. بیشک دکتر دبیکی DeBakey مشهورترین آنهاست. دکتر دبیکی یکی از مشهورترین جراحان قلب جهان است.
اما در لیست قربانیان و نجات یافتگان از این بیماری اشخاص مشهور دیگری هم دیده میشوند:
قربانیان : کینگ جورج دوم ، شاه بریتانیای کبیر : فوت در 25 اکتبر
سال 1760.
Liese Prokop : وزیر کشور اطریش و برنده جایزه نقره المپیک
Lucille Ball : هنرپیشه جانتان لارسون : آهنگ ساز
جان ریتر : هنرپیشه ریچادر بیگز : هنرپیشه
اما مشهورترین درگذشته این بیماری کسی نیست جز آلبرت اینشتین ، وی در 17 آوریل 1955 دچار دیسکشن آئورت شد. پنج سال پیشتر هم وی به خاطر آنوریسم آئورت شکمی به وسیله دکتر رودولف نیسن تحت عمل جراحی قرار گرفته بود.
جان به در بردگان : اما در میان نجات یافتگان این بیماری دو شخص مشهور دیگر هم دیده میشوند ، یکی از آنها ، ژرارد هولیه مربی مشهور سابق تیم فوتبال لیورپول و مربی کنونی المپیک لیون است و دیگری دانیل دنت فیلسوف.

منابع : روزنامه نیویورک تایمز ، مجله تایم ، دانشنامه آنلاین ویکیپدیا ، سایت دپارتمان جراحی دکتر دبیکی.
شنبه 29 اردیبهشتماه
جشن وردپرس
وردپرس نخستین بار در 27 می سال 2003 ، عرضه شد و برای اینکه تبدیل به یک سیستم مدیریت وبلاگ محبوب شود ، راه درازی را طی کرده است.

به مناسبت 4 سالگی وردپرس، مراسمی در روز 21 می برگزار خواهد شد. در این مراسم که در Thee Parkside در سانفرانسیسکو برپا خواهد شد علاوه بر گرامیداشت 4 سالگی وردپرس ، ارائه نسخه 2.2 آن و همچنین رسیدن وبلاگهای wordpress.com به یک میلیون ، هم جشن گرفته میشود.
جمعه 28 اردیبهشتماه
بکش ، ولی خوشگلم کن!
ریچارد فلمینگ Richard W. Fleming و توبی مایر Toby G. Mayer ، دو جراح پلاستیک ماهر مقیم لوس آنجلس هستند که بسیاری از اعمال زیبایی مشاهیر را انجام دادهاند ، آنها هر سال از مشتریان خود میخواهند که زیباترینهای هالیوود را از جهات مختلف ، انتخاب کنند. نتایج هر سال در گزارشی با عنوان Hollywood’s Hottest Looks منتشر میشود ، نتایج امسال به شرح زیر است:
زیباترین هنرپیشههای زن:
بینی : جنیفر کانلی
گونه : کیرا نایتلی
چشم : پنولوپه کروز
لب : کیت وینسلت
چانه و فک : شارون استون
پوست : ریز ویترسپون Reese Witherspoon
اندام : بیونسه
مو : جسیکا سیمپسون
زیباترین هنرپیشههای مرد:
بینی : جود لاو
گونه : جورج کلونی
چشم : جاستین تیمبرلیک
لب : آشتون کوچر Ashton Kutcher
چانه و فک : مت دیمن
پوست : رایان سیکرست Ryan Seacrest
اندام : مارک والبرگ Mark Wahlberg
اندام : آدریان گرنیر
تاریخچه جراحی پلاستیک:
اصطلاح پلاستیک از کلمه یونانی «پلاستیکوس» plastikos مشتق شده است که
به معنی شکل دادن است. تاریخدانان زمان به وجود آمدن جراحی پلاستیک ابتدایی
را به توجه به پاپیروسهای مصر باستان و متون سانسکریت هند باستان ، بسیار قدیمی
ارزیابی میکنند.
در یک پاپیروس مصری به نام پاپیروس «ادوین اسمیت» که قدمتش به سه هزار سال قبل از میلاد مسیح میرسد ، نوشتههایی در مورد چگونگی مداوای آسیبهای صورت یافت شده است. این نوشتهها در مورد معالجه شکستگی بینی و استخوان فک هستند.
اما نخستین شواهد جراحی «بازسازی» پلاستیک در متون سانسکریت 2600 سال قبل یافت شدهاند. در هند باستان بسیاری از تبهکاران اعضای بدن قربانیان خود را قطع میکردند ، همچنین سیستم قضایی در آن زمان برای مجازات مجرمان و یا خیانتکاران ، دستور به قطع اعضای بدن آنها از جمله بینی ، میداد. بنابراین طبیعی است که نیاز زیادی به جراحی ترمیمی در ان زمان وجود داشت ، نیازی که منجر به ایجاد اشکال ابتدایی جراحی پلاستیک شد.
در نوشته های به جا مانده از یک نویسنده هندی به نام Sushruta ، شرح داده شده است که چگونه میتوان لاله گوش صدمه دیده و یا بینی را با استفاده از پیوند ترمیم کرد.
جراحی پلاستیک در طی قرنها پیشرفت زیادی پیدا کرده است ، اما هدف اصلی آن برگرداندن شکل و عملکرد طبیعی اعضا است.
اعمال جراحی زیبایی
هالیوود و صنعت مدسازی تعریفهای تازهای از زیبایی و حتی طبیعی بودن در ذهن
مردان و زنان جهان ایجاد کردهاند. در حالی که شایعترین عمل جراحی زیبایی در غری
لیپوساکشن است ، شایعترین عمل جراحی زیبایی در ایران رینوپلاستی است ، شبکه CBS
مدتی پیش ، در یک گزارش جالب با عنوان «ایران ، پایتخت جراحی
بینی جهان» ، تصویر جالبی از رینوپلاستی در ایران ارائه داد.
در حالی که موافقان مطلق چنین اعمالی زیبا کردن را نوعی هنر و ابزاری برای کم کردن رنج مردم و افزایش اعتماد به نفس آنها میدانند ، مخالفان رواج بیرویه اعمال جراحی زیبایی اعتقاد دارند که مردم با خطرات چنین اعمالی به اندازه کافی آشنا نیستند و عنوان میکنند که جای خالی مشاوره روانپزشکی در مورد مشتاقان این اعمال جراحی به شدت احساس میشود.
مشاهیر و جراحیهای زیبایی
سایت Awful Plastic Surgery ، سایت جالبی است.
این سایت سعی دارد بازدیدکنندگانش را با مشاهیری که اعمال جراحی زیبایی کردهاند و
در این کار موفق یا ناموفق بودهاند ، آشنا کند.
دوشنبه 24 اردیبهشتماه
ديگستان جهانی - بالاترينهای ساير کشورهای جهان
ديگستان جهاني - بالاترينهای ساير کشورهاي جهان
مقدمه : پديدهای به نام ديگ و شيوه لينکدهی دموکراتيک منحصر به فرد آن ، باعث شده سايتهای مشابه زيادی در موضوعات بسيار مختلف و به زبانهای گوناگون در کشورهای مختلف جهان ايجاد شوند. بسياری از آنها مانند بالاترين خودمان ، بسيار محبوب هستند.
گرچه ليستهای زيادی که شبهديگها يا اصطلاحا کلونهای ديگ را جمعآوری ميکنند ، ديدهام ، اما تا به حال ليستی نديده بودم که سايتهای شبهديگ را در «کشورهای مختلف جهان» معرفي کند. به همين خاطر با جستجويي در اينترنت تعداد زيادی از اين سايتها را پيدا کردم که در اين پست معرفي ميکنم.
توضيح ضروری : به کامل شدن اين ليست کمک کنيد. جستجو در
بعضي موارد به تنهايي کمککننده نيست. مثلا من براي تست ، جستجو کردم که يک کاربر
اينترنت خارجي ميتواند ديگ ايرانيان -بالاترين- را پيدا کند یا نه. ولی
دیدم جستجوی ساده جواب نمی دهد.
از سوی ديگر در سايت ديگ در يک لينک بالاترين ، سايتی عربی معرفی شده بود. اين
خارجیها هم هر متن راست به چپی را عربی تصور ميکنند!
سعی کردهام در مورد هر کشور مشهورترین کلون دیگ را پیدا و معرفی کنم. با این حال
باز به راهنمایی شما نیازمندم.
|
ديگ اعراب ، وافر :
اين بهترين
شبهديگ عربي بود که پيدا کردم. |
ديگ ترکيه ![]() |
ديگ ايتاليا:![]() |
|
|
و بالاخره دیگ ایران
، بالاترین |
یکشنبه 23 اردیبهشتماه
نبوغ و جنون
یک مرد مکزیکی که تقریبا نیمی از عمر خود را در یک بیمارستان روانی در آمریکا طی کرد ، اکنون به عنوان یکی از غولهای هنری قرن بیستم مورد ستایش قرار گرفته است.
مارتین رامیرز که بعد از مهاجرت به آمریکا در سال 1925 با تشخیص شیزوفرنی کاتاتونیک در بیمارستان بستری شد ، در طول سالهای بستری در بخش روانی بیمارستان 300 نقاشی مسحورکننده کشید.
اکنون بیشتر کارهای وی در موزه هنرهای مردمی منهتن به نمایش گذاشته شده است.
در 30 سالگی رامیرز همسر حامله و سه فرزندش را ترک کرد تا در شمال کالیفرنیا کاری برای خود پیدا کند ولی 6 سال بعد رامیرز مانند بسیاری دیگر از مهاجران دچار افسردگی شدید شد. رامیرز انگلیسی نمیدانست و با وجود اینکه محتمل بود به مراقبت پزشکی نیاز نداشته باشد ، خیلی زود بستری شد. بسیاری از بیماران بخش حالت تهاجمی داشتند و رامیرز بیشتر اوقات ، زیر نیمکتها پناه میگرفت.
رامیرز در طول 30 سال بستر به ندرت صحبت میکرد و وقتی برادرزادهاش برای برگرداندن وی به مکزیک به دیدنش آمد ، وی با بازگشت مخالفت کرد. رامیرز در سال 1963 در 68 سالگی فوت کرد.
نظرسنجی آنلاین به کمک سایت polldaddy
وقتی میخواهیم نظر خوانندگان وبلاگهایمان را در مورد وبلاگمان بدانیم و یا می خواهیم نظر آنها را در مورد موضوع خاصی جویا شویم ، یکی از بهترین ابزارها «نظرسنجی» است.
خوشبختانه در اینترنت سرویسهای رایگان زیادی وجود دارند که امکان ایجاد نظرسنجی را به ما ميدهند. شاید سرویس نظرسنجی وبگذر آشناترین آنها برای کاربران ایرانی باشد ، ولی من در این پست میخواهم بهترین سرویس ایجاد نظرسنجی آنلاین -به اعتقاد خودم- را معرفی کنم.
سایت polldaddy به شما امکان میدهد که در کمترین زمان یک فرم نظرسنجی بسازید و در وبلاگتان قرار دهید:
- نخست وارد سایت شوید و ثبتنام کنید.
- حالا روی my polls کلیک کنید و در صفحه ظاهر شده روی
creat poll کلیک دیگری انجام دهید.
- سؤال اصلی خودتان را بپرسید و جوابها را یکی یکی وارد کنید.
- ظاهر یا استایل پرسشنامه را انتخاب کنید.
- دست آخر کدی به شما داده خواهد شد که می توانید در وبلاگتان بگذارید.
اما مزایای این سایت نسبت به سایر سرویسهای داخلی و خارجی چیست و چه چیز باعث شده است من استفاده از این سرویس را به شما توصیه کنم؟!
- امکان تعریف استایل یا همان ظاهر پرسشنامه : وبگذر فقط اجازه میدهد رنگ پرسشنامه را عوض کنید ، سایتهای خارجی دیگر هم چندان امکانی برای تغییر ظاهر پرسشنامه به شما نمیدهند ، اما سایت polldaddy به شما امکان می دهد که هم یکی از قالبهای پیشفرض را انتخاب کنید و یا اینکه بهتر از آن ، استایل خودتان را ایجاد کنید. به علاوه استایل شما ذخیره میشود و در موارد بعدی می توانید بدون زحمت از همین استیال استفاده کنید.
- امکان انتخاب نحوه نظرسنجی : متأسفانه کسانی هستند که
با ارسال رایهای متعدد باعث مخدوش شدن صحت و دقت هر نظرسنجی اینترنتی میشوند.
معمولا سایتهای معتبر نظرسنجی از دو روش برای مقابله با این بینظمی استفاده
میکنند.
- یا به یک آدرس آیپی اجازه می دهند که تنها یک بار نظر بفرستد.
- و یا اینکه از کوکی استفاده میکنند.
روش اول امنتر است ولی در مقابل اگر چند نفر از یک سیستم استفاده کنند ، دچار مشکل
میشوند. در مقابل روش دوم را میشود با پاک کردن کوکی ، به راحتی دور زد.
سایت polldaddy به شما اجازه میدهد یکی از این دو روش را برگزینید.
- خروجی فید : نظرسنجیهای شما خروجی فید خواهند داشت.
- اگر هیچ یک از گزینهها از نظر خوانندگان شما جواب سؤال شما نباشد ، polldaddy به آنها اجازه میدهد ، جواب درست از نظر خودشان را در پاسخ به سوال شما بنویسند.
کد فلش و جاوا اسکریپت : بعضی از سیستمهای وبلاگنویسی با جاوا اسکریپت مشکل دارند ، polldaddy هم کد جاوا به شما می دهد و هم کد فلش.
- ظاهر کاربرپسند و سرعت.
- سازگار بودن با فارسی
- محدودیت نداشتن از نظر طول سوالها و گزینهها و همچنین تعداد نظرسنجیها
- امکان مشاهده نتیجه نظرسنجی در همان صفحه وبلاگ
- امکان پنهان کردن نتایج نظرسنجی
- تغییر ترتیب نمایش گزینهها در هر بار بارگزاری نظرسنجی برای بازدیدکنندگان مختلف : به این ترتیب میزان دقت نظرسنجی بالاتر میرود ، چون گاهی گزینههای پایینتر کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
بسیار خوب! حالا به این نظرسنجی که من با استفاده از polldaddy
درست کردهام توجه کنید و به آن جواب بدهید: تا به امروز اگر یک صفحه جالب وب را میدیدیم ، برای اشتراک آن
با بقیه یا آدرسش را به دوستهایمان میل میکردیم و یا در سایتهای لینکپراکنی
اجتماعی social bookmarking مثل دیگ یا بالاترین ، لینکش
میکردیم. اما سایت SharedCopy نوع دیگری از
اشتراک صفحات وب را به ما معرفی میکند. به کمک این سایت میشود ، نخست قسمتهای
جالب سایت را علامتگذاری کرد و حاشیههای متعدد برای آن نوشت و بعد ، صفحه را
ارسال کرد. برای اینکه نوع کار سایت برایتان ملموس باشد ، به
اینجا
بروید. درواقع با این پست با یک تیر دو نشان زدهام، هم یک سرویس اینترنتی معرفی
کردهام و هم نظر خودم را درباره نوشته اخیر وبلاگ خوابگرد ، به صورت حاشیهنویسی
اینترنتی ، گفتهام! نخست به آدرس سایت بروید و ثبتنام کنید. در همان صفحه لینکی به
شما داده میشود ، آن لینک را باید در مرورگر خود بوکمارک کنید. حالا میتوانید هر وقت به صفحه جالبی برخوردید و تصمیم گرفتید
آن را با دیگران به اشتراک بگذارید ، میتوانید با کلیک روی لینک سایت در قسمت بوک
مارکهای مروگر ، کار علامتگذاری و حاشیهنویسی را شروع کرد. بعد از اتمام کار،
صفحه را ذخیره کنید. لینک اشتراک مطلب به شما داده میشود. هر روز بر تعداد سایتهای رایگان آپلود عکس افزوده میشود. یعضی
از این سایتها با رابط کاربری بهتر و امکانات خوب ، میتوانند گوی سبقت را از بقیه
بربایند و از بسیاری دیگر تنها نامی باقی میماند. حرکت جدیدی که اخیرا در میان سایتهای آپلود عکس فراگیر شده ،
امکان ایجاد «نمایش اسلاید» ، است. با استفاده از «نمایش اسلاید» در وبلاگ میشود
جلوهای تازه به وبلاگ داد. به علاوه هنگامی که در یک پست مجبور به استفاده از
عکسهای زیاد باشیم و یا هنگامی که قصدمان از نوشن یک پست معرفی چند عکس زیبا باشد
، امکان نمایش آنها به صورت اسلاید از شلوغی وبلاگ میکاهد. قبلا هم در همین وبلاگ یکی از این سرویسها را معرفی کرده بودم
، اما به تازگی سایت picturetrail هم به این حرکت پیوسته
است. برتری picturetrail بر
سایر سایتهای مشابه این است که شما میتوانید از بین بیش از 30 نوع اسلاید شو ،
نوعی را که بیشتر مطابق سلیقهتان است انتخاب کنید و عکسهایتان را به آن صورت به
نمایش بگذارید. برای مثال به یک اسلاید شو که من برای تست ، درست کردم ، توجه کنید:
با رفتن به اینجا ، برای خود یک اسلاید شو درست
کنید.
اسلاید شو و آینده : با رواج پیدا کردن این شکل نمایش تصویر
به احتمال فراوان در آینده نزدیک شاهد سرویسهای بهتری هم خواهیم بود ، سرویسهایی
که امکان گذاشتن آهنگ پشنزمینه و یا توضیحات صوتی برای هر عکس بدهند و بشود به
راحتی در آنها زیرنویس سازگار با فارسی ، برای هر عکس گذاشت. نه ، وبلاگ شما تافته جدا بافته نیست! مهم نیست که درباره چه مینویسید و کیفیت
نوشتههایتان در چه حد است. مهم نیست که صاحب وبلاگی تازه تأسیس هستید و یا اینکه
هر روز دستکم چند صد بازدیدکننده دارید ، در همه حال خوانندگان نوشته های شما را
اسکن میکنند ، نباید انتظار داشته باشید که همگی نوشتههای شما را از ابتدا تا به
انتها به دقت مطالعه کنند. چندی پیش تحقیق جالبی درباره چگونگی رفتار کاربران اینترنت
انجام شده بود. در این تحقیق طرز نگاه 232 کاربر روی هزاران صفحه وب مورد بررسی
قرار گرفت. نتیجه این تحقیق این بود که اغلب کاربران صفحات وب را را بر اساس الگوی
حرف F میخوانند: ابتدا کاربران با حرکت افقی چشم که معمولا مربوط به قسمت بالایی صفحه است ، یک
بخش از متن را میخوانند و این اولین گام برای تشکیل شکل F
فرضی است. سپس کاربر ، با یک حرکت چشمی ، کمی به قسمت پایینتر صفحه نگاه میکند و
بخش دیگری متن را میخواند که معمولا محدوده کمتری را نسبت به قبل دربر میگیرد و
این حرکت بخش دوم شکل F را میسازد و در پایان کاربر از
سمت چپ صفحه وب ، به صورت عمودی ، محتوای مطلب را مطالعه میکند. البته برای ما فارسیزبانها ممکن است الگوی خواندن تصویر آینهای
F باشد. همیشه بازدیدکندگان وبلاگ ها و سایتها این شیوه
خواندن و در وقاع اسکن کردن مطالب را در پیش نمیگیرند. گاهی کاربران توجه بیشتری
روی یک سوم انتهایی مطالب دارند و به این ترتیب الگوی خواندن چیزی شبیه به حرف
E میشود. گاهی هم فقط بخش ابتدایی مطلب را میخوانند تا
الگوی خواندنی شبیه به L برعکس به وجود بیابد. در مورد زمانی که خوانندگان در وبلاگ شما میمانند ، نتوانستم تحقیق و آمار
معتبری پیدا کنم ، اما چیزی که مسلم است این است که زمانی که خوانندگان در وبلاگ می
گذراند ، بسیار کمتر از انتظار شماست و در بهترین حالت از دو دقیقه تجاتوز نخواهد
کرد. یک وبلاگنویس با استفاده از آمارگیر
site meter ، زمان متوسط 96 ثانیه را به دست آورده است ، تازه این در حالتی
است که قبلا وبلاگ شما مشهور شده باشد و خوانندگان با آن آشنایی داشته باشند و گرنه
بازدیدکنندگان برای ارزیابی ارزش یک سایت یا وبلاگ بیشتر از چند ثانیه به شما وقت
نمیدهند. بنابراین: منبع : ترجمه مطلب را در آخرین شماره هفتهنامه ارتباط دیدم و بعد منبع
اصلی را با جستجو پیدا کردم. این پست خلاصه آن ترجمه با تغییرات و اضافات
است. تصور کنید تعدادی از سربازانی که از جنگهای مهم جهان مثل
جنگهای داخلی آمریکا ، جنگ
جهانی دوم ، جنگ ویتنام و جنگ ایران و عراق جان سالم به در برده بودند ، روز بعد از عملیات و جنگ ، درباره خاطرات و
تجربههایشان مینوشتند و مردم سراسر جهان میتوانستند این مطالب را بلافاصله و قبل
از هرگونه ویرایشی بخوانند. تعداد وبلاگهای سربازان
جمعه 21 اردیبهشتماه
اشتراک و حاشیهنویسی دیجیتال صفحات وب با سایت SharedCopy


با picturetrail ، اسلاید شوهای زیبا ، مطابق میل خود بسازید
بازدیدکنندگان طبق الگوی F ، وبلاگ شما را میخوانند
![]()
- شما حتما باید در نوشتن پاراگراف و خطوط اول مطبتان دقت کنید. در خطوط اول مطلب
باید به سرعت موضوعی را که قصد نوشتن درباره آن را دارید معرفی کنید و خوانندگان را
راغب کنید که به خواندن مطلب شما ادامه بدهند. بهتر است کلمات مهم و کلیدی
نوشتهتان را برجسته یا بولد کنید. استفاده از دستکم یک عکس حتی در مورد نوشتههای
انتزاعی بسیار مفید خواهد بود.سه شنبه 18 اردیبهشتماه
وبلاگستان نظامیان جهان
ولی امروزه به یاری اینترنت و وبلاگها ، دیگر نیازی به تصور و خیال نیست.

















