1pezeshk.jpg

« July 2007 | خانه | September 2007 »

جمعه 9 شهریورماه

فوتبال در اینترنت

دو سه هفته است که لیگ‌های فوتبال اروپایی راه افتاده‌اند ، امروز جستجویی کرده‌ام تا سایتی در مورد فوتبال پیدا کنم. دو سایت خوب پیدا کردم:

1- سایت OLE OLE : این سایت با نام بامسمایش ، یک شبکه اجتماعی جالب برای دوست‌داران فوتبال است.

 logo-oleole.gif

- مثل هر شبکه اجتماعی دیگر شما بعد از ثبت‌نام در سایت ، می‌توانید دوستان خود را دعوت کنید و شروع کنید به ایجاد گروه‌ها.

- هر لیگ مهم اروپایی مثل سری آ ایتالیا ، لالیگای اسپانیا ، لیگ برتر انگلیس ، بوندس لیگای آلمان ، یک صفحه اختصاصی در این سایت دارد. در این صفحه می‌توانید لیست تیم‌های هر لیگ را به همراه سرخط اخبار و تصاویر ویدئوهای مرتبط را ببینید. در ضمن شما می‌توانید خودتان عکس در این صفحه آپلود کنید.

 la-liga-120x120-13.gif le-championnat-120x120-15.gif premiership-120x120-4.gif serie-a-120x120-7.gif

- هر تیم هم یک صفحه برای خود در این سایت دارد که در آن می‌توانید موارد زیر را ببینید:
- نتایج آخرین بازی‌های تیم
- بازی‌های در پیش رو
- جایگاه تیم در جدول رده‌بندی
- لیست بازیکنان تیم
- آخرین اخبار و عکس‌ها و ویدئوها

- می‌توانید تیم‌های مورد علاقه‌تان را به لیست علاقمندی‌های خود اضافه کنید.

- در مورد هر بازیکن هم امکانات مشابهی وجود دارد.

در قسمت Live Scores سایت می‌توانید ، همه بازی‌هایی را که قرار است در یک بازه زمانه برگزار شود ، ببینید.

در ضمن سایت ، یک قسمت اخبار هم دارد که سبکی شبیه بالاترین دارد:

 OLE OLE.jpg

2- سایت predict football score به نظرم سایت جالبی آمد. هر چند که انتظار داشتم در این زمینه یک سایت وب دویی پیدا کنم که نشد.

شما در این سایت بعد از ثبت‌نام می‌توانید بازی‌های فوتبال لیگ‌های مهم اروپایی را پیش‌بینی کنید. بر حسب اینکه فقط نتیجه برد یا باخت یا تعداد گل‌های رد و بدل شده را درست پیش‌بینی کرده باشید به شما امتیاز داده می‌شود.

در ضمن استفاده جانبی از سایت هم می‌توانید بکنید و برنامه هر هفته لیگ‌ها اروپایی را به همراه جدول رده‌بندی را ببینید.

08:55 PM | Comments (2)

آمريكایی‌ها و وبلاگ

تحقیقی که اخیرا به وسیله Synovate/Marketing Daily انجام شده است ، نکات جالبی را در مورد عادات وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی آمریکایی‌ها به دست می‌دهد. این تحقیق از 30 جولای تا اول آگوست با پرسیدن سؤالاتی از 1000 نفر کاربر آنلاین انجام شده است.

بر طبق این تحقیق:

- از هر 10 آمریکایی ، 8 نفر می‌دانند که وبلاگ چیست و نیمی از آنها از وبلاگ‌ها بازدید داشته‌اند. افراد جوان بین 25 تا 34 سال سن ، آگاهی بیشتری درباره وبلاگ دارند و 90 درصد آنها با مفهوم وبلاگ آشنایی دارند. در حالی که تنها 65 درصد  افراد بالای 65 سال ، می‌دانند وبلاگ چیست.
- 8 درصد آمریکایی‌ها وبلاگ شخصی دارند ، این در حالی است که تا چند سال قبل کمتر کسی می‌دانست که وبلاگ چیست.
- زنان‌ به مراتب بیشتر از مردان وبلاگ‌نویس هستند. در آمریکا 20 درصد خانم‌های وبلاگ‌خوان خودشان وبلاگ دارند ، در حالی که این درصد برای آقایان 14 درصد است.
- 46 درصد مردم گفته‌اند به طور منظم وبلاگ‌های خاص و مورد علاقه خود را می‌بینند ، در حالی که 54 درصد مردم گفته‌اند که به صورت نامنظم وبلاگ‌ها را می‌بینند.
- 39 درصد وبلاگ‌خوان‌ها ، ‌وبلاگ مورد علاتقه‌شان را کمتر از یک بار در هر ماه باز می‌کنند و 28 درصد آنها به صورت ماهانه. اما 15 درصد مردم وبلاگ‌خوان حرفه‌ای‌تری هستند و روزانه وبلاگ مورد نظرشان را می‌بینند. 5 درصد هم چندین بار در روز از وبلاگ‌ها بازدید می‌کنند.
- 43 درصد وبلاگ‌خوان‌ها به آگهی‌های وبلاگ‌ها توجه می‌کنند و یک سوم آنها روی آنها کلیک می‌کنند.

asfas.jpg
- 13 درصد وبلاگ‌خوان‌ها گفته‌اند که از وقتی وبلاگ‌ها را به طور جدی دنبال می‌کنند ، کمتر از رسانه‌های دیگر مثل رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها استفاده می‌کنند.
- وقتی از وبلاگ‌خوان‌های آمریکایی در مورد اطلاعاتی که آنها از خواندن وبلاگ‌ها به دست می‌آورند ، سؤال شد ، 65 درصد گفتند با نظرات و عقاید مردم آشنا می‌شوند ، 39 درصد گفتند که از وبلاگ‌ها به عنوان یک منبع خبری استفاده می‌کنند. 38 درصد مردم تنها به منظور سرگرمی ، وبلاگ‌ها را می‌خوانند.
- 2 درصد افراد مورد مطالعه گفتند که از وبلاگ برای مطلع شدن از زندگی دوستان و افراد خانواده استفاده می‌کنند.
- وقتی از وبلاگ‌خوان‌ها سؤال شد که انگیزه اصلی آنها برای خواندن و دنبال کردن وبلاگ‌ها چیست ، نیمی از آنها گفتند که وبلاگ‌ها را جالب و سرگرم‌کننده می‌یابند. 26 درصد گفتند که با خواندن وبلاگ‌ها اطلاعاتی در مورد عادات و یا موضوعات مورد علاقه خاص ، پیدا می‌کنند و تنها 15 درصد مردم اظهار کردند که برای مرور اخبار از وبلاگ‌ها استفاده می‌کنند.
- بیشتر کسانی که در این تحقیق گفته بودند هرگز وبلاگ نخوانده‌اند ، علاقمند نبودن خود را علت مشتاق نبودنشان برای مرور وبلاگ‌ها دانشته‌اند. 15 درصد هم گفته‌اند اهمیتی برای عقاید و باروهای دیگران  که به خصوص در وبلاگ‌هایشان منعکس می‌شود ، قائل نیستند.

در ایران مثل بسیاری از موارد دیگر آماری در این مورد نداریم. تحقیقاتی که تا به امروز به صورت پراکنده در مورد وبلاگ‌نویسی شده است ، بسیار پراکنده و در مواردی نامربوط و آمیخته با اغراض سیاسی بوده است.
اما اگر بخواهم برآوردی از وضعیت وبلاگ‌ در ایران در موضوعات مشابه مورد تحقیق در این مطالعه داشته باشم ، باید بگویم:

- اصولا جمعیت آنلاین ایران که با مفاهیم اولیه اینترنت آشنا باشند ، اقلیت ناچیزی از مردم ایران را تشکیل می‌دهند. انتظار ندارم جمعیت مسن ایران با اینترنت آشنا باشند.
- جمعیت تحصیل‌کرده و استادان دانشگاه ، آشنایی کمی با وبلاگ دارند و در صورت آشنایی نسبی ، عقیده مثبتی در مورد آن ندارند.
- درصد قابل توجهی از جمعیت ایران هنوز فرقی بین یاهو ، گوگل ، ‌اینترنت ، یاهو مسنجر و وبلاگ قائل نیستند اما انتظار آن می‌رود که در سال‌های بعد به تدریج آشنایی مردم با اینترنت بیشتر شود.
- با این همه تعداد وبلاگ‌های غیرفعال که سازنده محتوی نیستند ، ‌در ایران بسیار زیاد است.
- به علت ضعیف بون رسانه‌های اینترنتی در ایران و همچنین عدم امکان انعکاس بسیاری از موضوعات به صورت رسمی در رسانه‌های غیراینترنتی ، وبلاگ و وبلاگ‌نویسی کارکردی کاملا متفاوت با جامعه آمریکا دارد.
- وبلاگ‌های ایرانی در بسیاری از موارد منبع خوب و انحصاری برای مرور اخبار آی تی ، هنر و ادبیات ، ‌سینما و سیاست هستند. این در حالی است که سایت‌های رسانه‌های بزرگ خبری و وب‌سایت‌های متنوع در غرب ، چنین کاری را تنها برای عده کمی از وبلاگ‌‌ها ممکن می‌کنند.
- تعداد بسیار کمی از وبلاگ‌های ایرانی موفق می‌شوند ، آگهی جذب کنند و بیشتر بازدیدکنندگان از قرار گرفتن آگهی در وبلاگ مورد علاقه‌شان خشنود نمی‌شوند!

06:08 PM | Comments (3)

چهارشنبه 7 شهریورماه

اگر ویکی‌پدیا چاپ می‌شد ، چند جلدی می‌شد؟

اگر هر جلد چاپ شده ، 400 صفحه می‌شد و هر صفحه را دوستونی با 80 ردیف و 50 کاراکتر در هر ردیف در نظر می‌گرفتیم ، هر جلد می‌توانست 6 مگابایت اطلاعات را در خود جای دهد.

در اکتبر سال 2006 ویکی‌پدیا ، 4.4 گیگابایت اطلاعات داشت ، بنابراین اگر می‌خواستیم کل ویکی‌پدیا را بدون احتساب تصاویر و جدول‌ها ، چاپ کنیم ، ویکی‌پدیا یک دانشنامه 750 جلدی می‌شد.

منبع

10:49 AM | Comments (6)

سه شنبه 6 شهریورماه

گشت‌های اینترنتی پلیس چین

پلیس چین روز سه‌شنبه اعلام کرد که به زودی گشت‌های اینترنتی پلیس را به راه خواهند انداخت ، به این صورت که چنانچه کاربری در حال تماشای صفحات اینترنتی با محتوای غیرقانونی باشد ، انیمیشن‌هایی به شکل افسران پلیس سوار بر موتور یا وسیله نقلیه به صورت یک صفحه پاپ‌آپ pop up در مرورگر کاربر ، ظاهر خواهد شد که به آنها در مورد صفجه مورد نظر هشدار خواهند داد.

این طرح از اول سپتامبر شروع خواهد شد. هشدارهای کارتونی هر نیم ساعت در پورتال‌های اینترنتی سیزده‌گانه محبوب چینی‌ها ، ظاهر خواهد شد و تا پایان سال این پلیس‌های کارتونی مجازی،  در همه سایت‌هایی که در سرور وزارت امنیت ملی چین ثبت شده‌اند ، دیده خواهند شد.

چین با 137 میلیون کاربر اینترتنی ، دومین کشور پرکاربر جهان محسوب می‌شود و گمان می‌رود به زودی از این لحاظ بر ایالات متحده پیشی بگیرد.

منبع : newsvine

11:14 PM | Comments (3)

تست اعتیاد ، ویژه وبلاگ‌نویس‌ها!

با رفتن به اینجا و جواب دادن به یک سری سؤالات می‌توانید از درجه اعتیاد خود به وبلاگ‌نویسی مطلع شوید و بدتر از آن با قرار دادن کدی که بعد از انجام تست به شما داده خواهد شد ، درجه اعتیاد خود را به اطلاع همگان برسانید!

این تست 14 مرحله دارد و در آن سؤالات مختلفی از شما پرسیده می‌شود : وبلاگ با دومین شخصی دارید یا نه ، هر چند وقت یک بار به‌روز می‌کنید ، چند وبلاگ دارید ، چقدر وقت صرف خواندن وبلاگ‌های دیگر می‌کنید ، آیا تا حالا در مورد رخدادی ، به طور زنده نوشته‌اید؟ (مثلا یک مسابقه فوتبال) ، آیا اگر چیز جالبی ببینید ، بلافاصله به فکر نوشتن پستی در مورد آن می‌افتید و ...

10:04 AM | Comments (6)

شنبه 3 شهریورماه

ترکیب آنلاین چهره‌ها

با استفاده از سایت morphthing می‌توانید دو چهره را هم در ترکیب کنید تا چهره‌ای تازه ایجاد کنید. سایت تصاویر زیادی از چهره‌های افراد مشهور را دارد ، کافی است دو عکس را انتخاب کنید تا سایت خودش کار ترکیب را انجام دهد.

مثلا به ترکیب صورت نیکول کیدمن و مونالیزا توجه کنید:

 Nicole Kidman and Mona Lisa Faces Morphed Together -

اگر در سایت ثبت‌نام کنید ، می‌توانید عکس‌های مورد نظر خودتان را آپلود کنید. بعد با مشخص کردن نقاط مهم عکس مثل گوشه چشم‌ها و بینی و لب و ... عکس‌ شما آماده می‌شود و می‌توانید آن را با چهره هر یک از مشاهیر ترکیب کنید و نتیجه کار را ببینید.

فکر می‌کنم سایت خوبی برای سرگرمی شما باشد.

04:14 PM | Comments (5)

108‌ سال از تولد بورخس گذشت

دیروز ، 108 سال از تولد بورخس گذشت. در این مدت در وبلاگم مطالب مختلفی در مورد بورخس نوشته‌ام ، ‌بد نیست آنها را با هم مرور کنیم:

بیوگرافی بورخس به همراه سه داستان کوتاه

یک روز از زندگی خورخه لوئیس بورخس

بورخس و من

یک داستان کوتاه از بورخس : 25 اوت 1983

 Jorge Luis Borges.jpg

در اینترنت منابع خوبی در مورد بورخس پیدا می‌شود:

داستان کوتاه دیسک
شعر یوحنا
گفت‌وگوي مگزين ليته رر با «خورخه لوئيس بورخس» درباره مجموعه داستان «الف»
یک مطلب خوب در مورد بورخس
داستان کوتاه زخم شمشیر
بیوگرافی بورخس
بورخس و تـﺄثير آن بر ادبيات داستاني معاصر ايران
چند شعر از بورخس
بورخس، نويسنده‌اي بدون رمان
داستان کوتاه نوشته خداوند

در اینجا می توانید صدای بورخس را بشنوید ، البته در یوتیوب می‌توانید مصاحبه‌های بورخس را ببینید.

02:12 PM | Comments (0)

کسانی که آی فون را هک کردند

1- نوجوانی كه آی فون را هک کرد : نوجوانی باریک‌اندام با موهای فرفری که تنها تجهزیاتش یک دستگاه لحیم و مقدار زیادی نوشیدنی انرژی‌زا بود ، موفق شد راهی پیدا کند تا آی فون را در دسترس تعداد بیشتری از دوست‌دارانش قرار بدهد.

«جورج هاتز» George Hotz اهل گلن راک ایالت نیوجرسی در تعطیلات تابستان ، قبل از آغاز شدن زمان کالج ، همه وقتش را صرف گشودن قفل آی فون کرد تا این وسیله الکترونیکی برتر سال ، دیگر تنها به شرکت مخابراتی AT&T محدود نباشد و بتوان آن را در هر جایی استفاده کرد.

 unlocked-iphone.jpg

آی فون گوشی موبایل شرکت اپل با صفحه لمسی‌ و قابلیت‌های پخش چند رسانه‌ای‌اش علاقمندان زیادی در تمام دنیا پیدا کرده است ، اما به سبب اینکه به صورت پیش فرض تنها شرکت AT&T می‌تواند خدمات‌رسانی مخابراتی‌اش را انجام دهد در خارج از ایالات متحده غیرقابل استفاده بود. تلاش این نوجوان هفده ساله باعث شده این محدودیت برطرف شود.

این نوجوان روز جمعه برای اینکه خبر هک کردن گوشی آی فون را به اطلاع عموم برساند ، گوشی هک شده را به محل خبرگزاری آسوشیتدپرس آورد و بعد سیم کارت T-Mobile یکی از خبرنگاران را درآورد و در آی فون گذاشت و موفق شد با اتصال به شبکه T-Mobile یک تماس تلفنی برقرار کند.

البته هک گوشی برای همگان ساده نیست و مراحل ده گانه پیچیده‌ای دارد و هم مرحله دستکاری سخت‌افزاری و هم جنبه نرم‌افزاری دارد.

جورج هاتز ویدئویی در یوتیوب منتشر کرده است ،‌در این ویدئو وی نخستین آی فون هک شده را که می‌تواند از خدمات T-Mobile استفاده کند ، ‌نشان می‌دهد و با این گوشی تماسی با تلفن منزلش برقرار می‌کند.وی برای این کار 500 ساعت وقت صرف کرده بود. البته وی در این کار تنها نبود و 4 نفر دیگر هم به او کمک می‌کردند. دو نفر از این افراد روسی بودند و به صورت آنلاین با وی همکاری می‌کردند.

 capt.024d28060f9f4de7a60b2a57cfa70706.iphone_unlocked_nyjc102.jpg

باز هم جالب است بدانید که هوتز گوشی هک شده را برای فروش در سایت eBay گذاشته است و تا حالا بیشترین مبلغی که برای خرید پیشنهاد شده است 12,600 دلار برای این گوشی 600 - 500 دلاری بوده است!

هک کردن گوشی موبایل در آمریکا یک کار غیرقانونی نیست. سال گدشته کنگره آمریکا از قفل در آوردن گوشی موبایل را از شمول قانون کپی‌رایت مستثنی کرده بود.

سخنگویان شرکت اپل و شرکت AT&T تا به حال در این مورد اظهار نظری نکرده‌اند. اما به هر حال هاتز بسیار مشهور شده است و در برنامه‌های و شبکه‌هایی مانند Today Show, CNN, NBC, CBS, G4, CNBC به وی و کاری که انجام داده اشاره شده است و حتی مطلبی در مورد وی در فوربس نوشته شده است.

2- اما این نوجوان تنها کسی نبوده که آی فون را هک کرده است ، سایت engadget هم دیروز خبری داشته است مبنی بر اینکه یک گروه دیگر نرم‌افزار هک آی‌فون را منتشر کرده‌اند.

3- شرکت Uniquephones که دربلفاست قرار دارد هم ادعا کرده است که آی فون را هک کرده است. رئیس این شرکت John McLaughlin گفته است که روز شنبه در سایت www.iphoneunlocking.com نرم‌افزار لازم را منتشر خواهد کرد. مهندسان شرکت او از زمانی که گوشی به صورت رسمی وارد بازار شد برای شکستن 8 قفل این گوشی تلاش می‌کردند.
البته شرکت او این کار را در راه رضای خود! و مشهور شدن انجام نمی‌دهد و 20 تا 50 دلار پول بابت نرم‌افزارش می‌گیرد. در ضمن وی گفته است که از اشخاصی که قبلا در سایتش ثبت‌نام کرده اند پول به مراتب کمتری خواهد گرفت. جالب است بدانید 450 هزار نفر، قبلا در این سایت ثبت‌نام کرده‌اند. خودتان حساب کنید پولی را که این شرکت از هک آی فون کاسبی خواهد کرد!

گوشی هک شده همه کارهای آی فون هک نشده را به جز میل صوتی تصویری Visual Voicemail خواهد داشت.

با این حساب من فکر می‌کنم ظرف 6 تا 12 ماه آینده سر و کله گوشی در ایران هم پیدا خواهد شد و البته قیمتی بیشتر از 1000 دلار پیدا خواهد کرد ، هم بابت هزینه ورود به ایران و هم بابت هزینه هک شدن و سازگار کردنش با سیستم مخابرات ایران.

البته شاید تا آن زمان سونی اریکسون و یا نوکیا گوشی‌هایی به بازار بفرستند که ضمن داشتن خصوصیات برجسته‌ آیٰ فون ، برتری‌هایی هم داشته باشند و بازار قاچاق و هک آی فون را در ایران به کلی کساد کنند!

در همین زمینه : بالاخره محدودیت iPhone به سیم کارتهای AT&T هک شد

12:28 PM | Comments (20)

پنجشنبه 1 شهریورماه

به یاد هزاردستان

نام هزاردستان نه فقط به معنای بلبل بودن است که کنایه از قدرت مطلقی دارد که خود زنده می‌کند (شعبون استخوانی)، خود می‌میراند(ابوالفتح صحاف)، خود راه می دهد(مفتش)، و خود راه می‌بندد (رضا).

هزاردستان را درسالهایی که نوعی رکود درسینما و تلویزیون ایران حاکم بود، می‌شد یک حادثه محسوب کرد. هزاردستان اثر کارگردانی بود که به شاعر و نقاش شباهت بیشتری داشت تا یک فیلمساز. زوایایی انتخاب می‌کرد که به اثرش حالت یک پرتره را می‌داد، این را به خوبی وقتی از CD فیلمهایش اسکرین شات برمی‌داشتم، تجربه کردم، از تک‌تک فریمها می‌توان عکس برداشت ، کمتر فیلمی را می‌توانید ببینید که چنین خصوصیتی داشته باشد. دیالوگهایی که حاتمی انتخاب می‌کرد همه شعر و غزل بودند و کاراکترهایش همگی ترکیبی از چند شخصیت تاریخی و آرزوهای تاریخی ایرانیان ، او در به تصویر کشیدن شخصیتهای حقیقی و لعاب نیکو به آنها دادن تا به آنجا پیش رفته که از این کارش به مصادره به مطلوب تعبیر می‌کنند.

 ali hatami.jpg

هرچند که واقعیتهای جامعه مانند مسئله کهنه ولی همیشگی"نان" را به تصویر می‌کشد:

Free Image Hosting - www.supload.com

و یا برشهایی دلپذیر از تاریخمان را عرضه می کند:

 Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com
 Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com

سکانسهای محبوبم در این سریال بسیار هستند ولی این سکانسها برای همیشه در ذهنم باقی خواهند ماند: درگیری شعبان در قهوه‌خانه یا جایی که مفتش برای پیدا کردن عاملین ترور رئیس انبار غله از مردم بازجویی می‌کند و در انتها می‌گوید:" جماعت خواب!اجتماع خواب زده!جامعه چرتی!"

ویدئوی این سکانس را امروز در یوتیوب آپلود کردم:

 

یا جایی که رضا خوشنویس می‌گوید:" ای انگشتک! دوست داری تیر از تفنگ بچکانی یا جوهر از قلم ."

اسماعيل ارحام صدر می‌گوید:" خوب يادم است كه سريال “هزار دستان“ را قبل از انقلاب قرار بود با نام “جاده‌ ابريشم“ كار كنيم و با موفق نشدن اين كار، ما بعد از انقلاب هم تصور نمي‌كرديم كه اين فيلم ساخته شود ولي يك روز مرحوم حاتمي با من تماس گرفت و گفت كه قرار است كار سريال را با نام هزار دستان شروع كند از طرفي قبل از انقلاب قرار بود كه طراحي و ساخت دكور را ايتاليايي‌ها انجام دهند ولي بعد از آن حاتمي از من و خاكدان دعوت كرد.در بخشي از فيلمنامه‌ «هزار دستان» ، اتفاقات در لاله‌زار هفتاد سال پيش خلاصه مي‌شد و ايتاليايي‌ها آن زمان عكس‌هايي را از لاله‌زار انداخته و طرح اجرايي آن را هم داده بودند كه آن بخش را (لاله‌زار و توپخانه) را مرحوم خاكدان با ساخت ماكت كار كرد و بقيه كار را هم من انجام دادم، كه البته در قسمت‌هايي كه به من مربوط مي‌شد، (تهران قديم) از مصالح طبيعي مثل آجر و سيمان و ... استفاده كرديم و اين فيلم به نوعي پرهزينه‌ترين سريالي بود كه تا آن زمان ساخته شده بود."

عزت‌الله انتظامی در نقش خان مظفر: او عجیب‌ترین شخصیت تاریخی سینمای ایران است.به همه کس می‌ماند و هیچ کس نیست. از هر کس نشانه‌ای دارد و هیچ نشانی از تاریخ ایران ندارد.او کیست؟ پدرخوانده‌ای سرد و گرم چشیده که برای یافتن جواهرات گمشده عروسش ممکن است حتی فرزندان شاه را هم جلوی تیغ سلاخها بفرستد؟ کینه‌جوی دیوسیرتی که جنی مثل شش‌انگشتی را(که با بسم‌الله ظاهر می‌شود) آخر عمری به جان او می‌اندازد؟ محفل‌نشین کاتبان و ادیبان است؟ کیست او به‌راستی؟ خان مظفر همه این خصوصیات را از آن رو در خود جمع کرده که حاتمی می‌خواسته در هزاردستان که اتفاقا لقب اوست و این اوست که مثل تیرچه چادرهای صحرایی میخ و حلقه و پتک و نعل و سندان و طناب را تحمل کند، چهره‌ای بسازد تمام قد،درست شبیه به همه خصوصیات روزمدارانه موجود در تاریخ این سرزمین.او در خونریزی به چنگیز و هلاکو و مغولان می‌ماند و ابایی و پروایی از صدور دستور قتل ندارد. (وقتی سالداتهای روس به دستور همین خان حاکم به خانه همسر رضا می‌ریزند و مغول‌وار-اما به سبک نمایشی حاتمی-همه جا را جارو می‌کنند، شباهت خان به توغای بیشتر می‌شود.) در قلدری به رضاخان شباهت دارد. در زورگویی به ناصرالدین شاه می‌بردودر ظلم دلسوزانه‌اش، که خود می‌داند ناچار به طی طریق در وادی ظلم است، به شاه عباس شبیه است و هر یک از این ویژگیهای رفتاری او از منفوری،به حساب عزت‌الله انتظامی واریز شده است. او منفورترین چهره تاریخی تاریخی به حرکت درآمده در عرصه نمایش این سرزمین است. عزت‌الله انتظامی شاید خودش هم نفهمد که نقش چه اژدهایی را بازی کرده است.با ان قدمهایی که از فرط کم‌فاصله بودن گام‌ها، به راه رفتن کودکان می‌ماند و آن چروک آمده از پشت دورانهای دور، از عصر بلوای نان تا چوب زدن شاطران. از عصر ترمه‌های سیاه تا لیمونادهای رنگی خنک شده در سالن گراند هتل.

 Free Image Hosting - www.supload.com

محمد علی کشاورز در نقش شعبان:" اولين بار علي به من تلفن زد و گفت مي خواهم بيايم، با تو كار دارم، نقشي هست كه بايد بازي كني. قرار گذاشتيم و او به همراه مهرداد فخيمي (فيلمبردار) به منزل من آمدند.نقش شعبان، اول نقش كوتاهي بود ولي بعد حاتمي تصميم گرفت آن را بيشتر گسترش دهد و تقريبا تا انتها ادامه داد. به حاتمی گفتم كه مي‌دانم سناريو را به كسي نمي دهي، ولي من مي خواهم آن را بخوانم. قبول كرد و داد. سناريو را خواندم و ديدم كار خيلي مشكلي است. در آوردن يك شخصيت از تيپي مثل تيپ جاهل هاي تهران قديم كار سختي بود. وقتي گفتم مشكل است، پرسيد: يعني نقش ديگري را مي خواهي؟ گفتم نه ! ولي مي خواهم روي اين نقش تجربه كنم و ببينم چطور مي شود از اين تيپ يك شخصيت درآورد. . شعبان، بسيار نقش مشكلي بود. كار كردن و بازي كردن در نقش شعبون واقعا مرا از نظر جسمي خسته مي كرد، ولي از نظر روحي، خب! ارضا كننده بود. من روي نقش شعبون خيلي مطالعه و تحقيق كردم. به محله صابون پزخانه رفتم و جاهل هاي قديمي كه هنوز زنده بودند را ديدم و با آنها مدت هاي طولاني صحبت كردم. مي خواستم طرز حرف زدن و حركاتشان را بگيرم. مثلا به ياد دارم، شيوه كمربند سفت كردن را و اين كه در چه زماني و با چه ادا و اطواري اين كار را مي كنند، آنجا ياد گرفتم... صادقانه بگويم كه بخشي از اين كارها را مي كردم تا در رقابت بين بچه ها موفق باشم. بعضي مي گفتند اين چه نقشي بود تو رفتي بازي كردي؟ آبروي خودت را بردي! اما همان ها هم وقتي قسمت هاي بعدي سريال پخش شد خيلي تعريف كردند.

Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com

صحنه اي بود كه استخوان ها را از گوشه و كنار شهر جمع مي كردم و در گاري مي ريختم. اولين برخورد با ابوالفتح (علي نصيريان) هم در همين صحنه انجام مي شد. فقط استخوان جمع مي كردم و مردم توهين مي كردند. اين صحنه در ضمن اولين صحنه از بازي من هم بود كه فيلمبرداري شد؛ معرفي كاراكتر شعبون بود، بعد هم صحنه سريشم درست كردن مي آمد. ابوالفتح، شعبون را آنجا مي ديد و فكر مي كرد به درد كميته مجازات مي خورد . در حالي كه شعبون اصلا نمي فهميد كميته مجازات چيست، آدمي سياسي نبود... آدمي بود كه فقط زور داشت و هر چه به او مي گفتند، انجام مي داد... آخرش هم نفهميد چي به چي است!

صحنه اي بود كه در آن شعبون سريشم درست مي كرد. فيلمبرداري اين صحنه در يك ظهر بسيار گرم تابستان بود، بايد استخوان ها را در پاتيل مي ريختم و زيرش آتش روشن مي كردم. چه بوي تعفني مي آمد...! همان صحنه اي بود كه يك نفر مي آمد و من سر خرش را مي بريدم... بعد هم به يارو مي گفتم: خوبي خر اينه كه گور و كفن نمي خواد...! همان جا - كه جاي بسيار كثيفي هم بود - بايد غذا درست مي كردم - با همان دست هاي كثافت - و مي خوردم... آنقدر كثيف و متعفن بود كه خود علي نيامد... فقط فيلمبردار بود و احمد بخشي و دستيار حاتمي... همان جا يك سگ هم زاييد... وسط فيلمبرداري.... حتي فيلمش را هم گرفتند - كه البته پخش نشد ... - فضاي عجيب و غريبي بود... من مي رفتم و به آن سگ هم غذا مي دادم و شخصيت پردازي شعبون تقريبا كامل مي شد.

علي از خون بدش مي آمد. در صحنه اي كه شعبون استخوني سر رئيس نظميه را در مغازه سلماني مي بريد، علي دكوپاژ را انجام داده بود و آن را در اختيار مهرداد فخيمي (فيلمبردار) و آقاي بخشي (دستيار كارگردان) قرار داده بود و خودش چون نمي توانست نگاه كند، سرصحنه حاضر نشد. مرحوم فروهر كه بازيگر فوق العاده خوبي بود نقش رئيس نظمينه را بازي مي كرد. واقعا بازيگر خوبي بود. به او گفتم: «فلاني! مي خواهم يك سر ازت ببرم، مثل دسته گل... »! در اين صحنه در لحظه اي كه مثلا شعبون گلوي رئيس نظميه را مي برد، تصوير به من قطع مي شد كه خون در صورتم مي پاشيد. علي دكوپاژ دقيق صحنه را با تمام جزئيات انجام داده بود، از جمله پاشيدن خون به صورت شعبون را توصيف كرده بود، اما خودش نمي توانست به اين صحنه نگاه كند!"

 Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com

انتظامی در مورد هزاردستان و شخصیت مفتش شش انگشتی می‌گوید:" اين تحليل در مورد كارهاى حاتمى هم وجود داشته كه آنچه در آثار او ديده مى‌شود سنديت تاريخى كافى ندارد و حاتمى روايت خودش را از تاريخ ارائه می‌دهد. انطباق تاريخى رويداد ها در فيلم هاى او با آنچه در تاريخ ثبت شده هميشه محل ترديد بود... مثلاً همان شخصيت مفتش شش انگشتى در هزار دستان، گويا حاتمى دو تا شخصيت هاى آن زمان را درهم ادغام كرده و از اين آميختگى شخصيت مفتش شش انگشتى را درآورده..."

موسیقی حنانه به زیبایی در این سریال جلوه‌گری می‌کند: با رفتن به اینجا یا اینجا دو قطعه زیبا از موسیقی حنانه را برای این سریال دانلود کنید و گوش کنید. (چند لحظه باید صبر کنید تا لینک دانلود ظاهر شود.)

هزاردستان در کنار سایر آثار حاتمی برای همیشه در حافظه تاریخی ما جاودانه خواهد ماند.

 Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com
Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com
Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com
Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com
Free Image Hosting - www.supload.com

منابع: مجله دنیای تصویر- روزنامه ایران- روزنامه شرق ، سایت harmony talk- سایت فریاد

پی‌نوشت : این پست را دو سال پیش در وبلاگم در بلاگر نوشته بودم ، امروز که داشتم وبلاگ قدیمی‌ام را نگاه می‌کردم دیدم عکس‌ها قابل رؤیت نیستند. تصمیم گرفتم یک سکانس از سریال هم در یوتیوب آپلود کنم و پست را دوباره اینجا بگذارم.
یادم می‌آید آن زمان خیلی از این پست راضی بودم.

آدم فیلم فارسی‌های این سال‌ها را نگاه می‌کند دلش برای بعضی فیلم‌ها و قیلم‌سازان تنگ می‌شود. از بخت بد ، سینمای ما آرشیو درست و حسابی هم برای فیلم‌هایش ندارد تا بتوانیم هر از گاهی تجدید خاطره‌ای بکنیم.

05:08 PM | Comments (8)

چهارشنبه 31 مردادماه

چگونه «نقشه‌های گوگل» را در وبلاگمان نمایش بدهیم؟

تا پیش از این اگر کسی می‌خواست نقشه گوگل را در وبلاگش نشان دهد ، یا باید از آن اسکرین‌شاتی می‌گرفت و در وبلاگ می‌گذاشت و یا از یک سری ترفند و سایت‌های خاص استفاده می‌کرد. حتی همین دیروز هم دیدم لینکی که در سایت بالاترین که ترفند این کار را توضیح می‌داد ، امتیاز بالایی گرفته بود.

اما از امروز گوگل خودش این کار را با دادن کد سرراستی ممکن می‌کند. هر وقت در Google map بودید و از نمایی خوشتان آمد ، روی link to this page کلیک کنید و بعد می‌توانید کد زیر Paste HTML to embed in website را در وبلاگ کپی‌پیست کنید.

- البته کار بهتر این است که روی Customize and preview embedded map هم کلیک کنید و پیش‌نمایشی از آنچه در وبلاگ نشان داده خواهد شد ببنید. می‌توانید طول و عرض نقشه را به تناسب عرض ستون وبلاگ انتخاب کنید.

در پیش‌نمایشی که نشان داده می‌شود اگر زوم کنید و هر یک از نماهای نقشه ، ماهواره و ترکیبی را انتخاب کنید ، هنگام نمایش نقشه در وبلاگ ، تصویر به همان صورت پیش‌نمایش خواهد بود.

مثال : برج ایفل:

 
در نمای بزرگ‌تر ببینید

پی‌نوشت : واقعا در نوشتن پست‌هایی که به سبب سرعت پایین اینترنت در ایران برای کاربران ایرانی چندان کاربردی نیست مردد هستم. اما خوب گاهی از دستم درمی‌رود و در موردشان می‌نویسم. به علاوه 40 درصد خوانندگان وبلاگ مقیم خارج هستند و درصدی از خوانندگان داخلی هم اینترنت با سرعت نسبتا خوب دارند.

04:48 PM | Comments (5)

گوگل و ملكوت آسمان‌ها!

گوگل با برنامه گوگل ارث خود ، ميليون‌ها نفر را به سفرها و تورهای مجازی این کره خاکی برد و حالا قصد دارد آنها را به تورهای مجازی همه گیتی ببرد.

گوگل در نسخه جدید برنامه گوگل ارث خود قسمتی را برای مشاهده آسمان‌ها و ستارگان اختصاص داده است. کار با قسمت «آسمان» برنامه گوگل ارث درست مثل قبل است. شما نخست یک نمای سه بعدی از کل گیتی مشاهده می‌کنید و بعد می‌توانید به تدریج زوم بیشتری انجام دهید تا به ستاره و کهکشان مورد نظر خود برسید. به این ترتیب می‌توانید تصاویر صدها میلیون ستاره و کهکشان را ببینید.

 google sky 1.jpg

در عین حال گوگل در سرویس «آسمان» خود بیش از یک میلیون عکس با کیفیت شامل عکس‌های تلسکوپ فضایی هابل را گنجانده است ، تا کار را بیشتر جذاب کند.

 google sky 2.jpg

سرویس «آسمان» گوگل رایگان است و متصدیان این پروژه می‌گویند که این سرویس صرفا به خاطر علاقه تعدادی از مهندسان گوگل به این این کار ، ایجاد شده است.

همه کاربران و مؤسسات پژوهشی هم می‌توانند عکس‌های مرتبط را به سرویس آسمان اضافه کنند و هر جا که لازم بدانند «حاشیه‌نویسی» کنند.

با به راه افتادن سرویس آسمان گوگل ، مایکروسافت یک بار دیگر از گوگل عقب افتاد ، چرا که این شرکت روی پروژه مشابهی به نام «تلسکوپ جهانی» World Wide Telescope کار می‌کرد.

برای کار با سرویس آسمان گوگل نخست باید نسخه جدید برنامه گوگل ارث را نصب کنید. متأسفانه کشور ایران مشمول تحریم گوگل است ، من برنامه را با پروکسی دانلود کردم و در اینجا آپلود کردم. شما می‌توانید برنامه را از همین جا دانلود کنید.

بعد از نصب برنامه ، باید در منوی برنامه روی switch between sky and earth کلیک کنید تا به قسمت آسمان برنامه بروید:

 google sky 3.gif

برنامه لایه‌های مختلفی دارد:

 google sky 4.gif

12:01 PM | Comments (6)

سه شنبه 30 مردادماه

با اکستنشن ReminderFox ، فراموشی را فراموش کنید

اگر کاربر مرورگر فایرفاکس هستید ، دفترچه یادداشت ، نوشتن روی کف دست ، بستن نخ به انگشت و حتی تقویم گوگل را برای یادآوری کارها و مناسبت‌های مهم فراموش کنید.

 String_on_finger.jpg

با اکستنشن ReminderFox ، همه چیز آسان می‌شود. کافی است اکستنشن را نصب کنید و مروگر را راه‌اندازی مجدد کنید. حالا در نوار وضعیت فایرفاکس تصویر یک نخ گره زده شده را می‌بینید. روی آن کلیک کنید و بعد روی add reminder کلیک دیگری کنید:

 reminder.gif

در قسمت description عنوان کاری را که باید انجام دهید ، بنویسید ، تاریخ ، ساعت و دقیقه انجام آن را هم مشخص کنید. با تیک زدن show alarm popup ، چند دقیقه قبل از مهلت انجام کار ، یک پنجره به طور خودکار باز می‌شود و به شما یادآوری می‌کند که چیزی به مهلت انجام کار نمانده است.

اگر به option ‌این افزونه بروید می‌توانید ، افزونه را طوری تنظیم کنید که هنگام باز شدن پنجره یادآوری‌کننده ، صدایی هم پخش شود.

من این اکستنشن را تست کردم ، به نظرم افزونه خوب و مفیدی است.

08:36 PM | Comments (3)

پیامی برای فرازمینی‌ها

بني‌آدم اعضای يكديگرند  - كه در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار  -  دگر عضوها را نماند قرار

آیا می‌دانستید این شعر شیخ اجل-سعدی شیرازی- سوار بر کاوشگر فضایی ویجر سالهاست که در فضا طی طریق می‌کند و هم‌اکنون به خارج از منظومه خورشیدی رسیده است؟!

30 سال از زمانی که کاوشگرهای بین ستاره‌ای ویجر 1 و 2 در سال 1977 به فضا پرتاب شدند می‌گذرد ، هر دوی این کاوشگرها یک صفحه طلایی خاص را با خود حمل می‌کنند ، دیسک گرامافونی که حاوی موسیقی‌ و عکس‌هایی از زمین است که نشاندهنده گونه گونی حیات و فرهنگ در زمین به موجودات هوشمند فرازمینی است.

با اینکه در هر ساعت این کاوشگرها 38 هزار مایل از زمین دور می‌شوند ، ناسا تخمین می‌زند که 40 هزار سال طول می‌کشد که ویجرها به  نزدیک‌ترین منظومه ستاره‌ای از ما با فاصله 1.7 سال نوری برسند. ویجر 2 هم‌‌اکنون 7.68 میلیارد مایل از زمین فاصله دارد و هنوز هم اطلاعات علمی برای ما می‌فرستد.

در زمان پرتاب کاوشگرهای ویجر 1 و 2 ، کمیته‌ای به رهبری کارل ساگان از دانشگاه کورنل برای تعیین اینکه در این دیسک چه چیزهایی باید قرار بگیرند تشکیل شد و حاصل کار این کمیته یک دیسک با محتوای قابل توجه است.

 GPN-2000-001978.jpg

محتوای دیسک : در صفحه‌ای 12 اینچی مسی با روکش طلا چکیده‌ای از فرهنگ و آثاری از حیات گونه‌های مختلف قرار داده شده است:

- 115 عکس که البته به صورت آنالوگ هستند. اين عكس‌ها را مي‌توانيد در اينجا ببينيد.

- اصواتی از زمین : از رعد و برق گرفته ، تا صدای گریه یک شیرخوار ، صدای یک وال ، رعد و برق ، صدای برخورد امواج به ساحل ، صدای قلب انسان و گام برداشتنش و ... آنها را مي‌توانيد از اينجا دانلود كنيد و گوش كنيد.

- موسیقی‌های منتخب از فرهنگ‌ها و نواحی مختلف (90 دقیقه) : موسیقی‌های مختلفی از باخ و بتهوون تا لوئیس آرمسترانگ و چاک بری در دیسک گنجانده شده‌اند. موسیقی‌ها متعلق به فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف هستند : چین ، ژاپن ، آذربایجان ، اندونزی ، مکزیک ، پرو ، بلغارستان ، سنگال و ...

در اینجا می‌توانید تعدادی از این موسیقی‌ها را دانلود کنید.

- سلام و خوشامدگویی به 55 زبان: جالب است که بدانید این خوشامدگویی‌ها با زبان آکادی که در سومر 6 هزار سال پیش صحبت می‌شد شروع می‌شود و به زبان Wu یک لهجه چینی ختم می‌شود.
به سلام فارسی كه با شعر سعدی دنبال مي‌شود ، گوش كنيد.
مجموعه همه این سلام‌ها را از اینجا دانلود کنید و گوش کنید.

روی کاور این صفحه به صورت تصویری اطلاعاتی در مورد چگونگی باز کردن دیسک و دیدن تصویرهایش ، موقعیت زمین در کهکشان و همچنین طول مدت یک ثانیه داده شده است.

البته به نظر می‌رسد این کار بیشتر یک اقدام سمبولیک باشد ، چرا که با توجه به اندازه کوچک کاوشگرها در مقایسه با فضای بین ستاره‌ای ، بسیار بعید است حتی در صورت وجود حیات فرازمینی ، این دیسک‌ها پیدا شوند ، حتی در صورتی که موجودات فرازمینی این دیسک‌ها را پیدا کنند ، با توجه به گذشت زمان زیاد آنها جنبه تاریخی خواهند داشت و به علاوه ممکن است آنها زمانی پیدا شوند که دیگر نشانی از حیات در زمین نباشد.

سال 2006 کاوشگرهای ویجر 1 و 2 به طور کامل از منظومه شمسی خارج شدند ، آنها بعد از از کاوشگرهای پایونیر 1 و 2 ، سومین و چهارمین وسیله دست‌ساخته بشر هستند که از منظومه خورشیدی خارج می‌شوند.

پاییونیر 1 و 2 هم که در سال 1972 با فاصله چند روز از هم به فشا پرتاب شدند ، به نوبه خود ، پلاک‌های آلومینیومی با روکش طلا داشتند که اطلاعاتی در مورد سال ساخت و نوع بشر بر روی خود دارد.

ایده قرار دادن پیام‌هایی برای موجودات هوشمد فرازمینی نخستین بار به وسیله «اریک بورگس» داده شد ، این ایده به دکتر کارل ساگان دانشمند مشهور ناسا منتقل شد ، دکتر ساگان خود قبلا مقاله‌ای درباره ارتباط برقرار کردن با فرازمینی‌ها نوشته بود و از این ایده به شدت استقبال کرد.

سرانجان ناسا با این طرح موافقت کرد و سه هفته به وی فرصت داد تا پلاکی را طراحی کند. ساگان با همکاری فرانک دریک ، پلاک را طراحی کردند ، ‌البته طراحی هنری این پلاک را همسر کارل سیگان - لیندا سالزمن- انجام داد.

 CarlSaganB.jpg

کارل ساگان

این پلاک 22.9 سانتیمتر طول و 15.2 سانتیمتر عرض و 1.27 میلیمتر ضخامت دارد که می‌توانید آن را در اینجا ببینید.

سعی شده بود در این پلاک به صورت مختصر و مفید اطلاعاتی در مورد زمین داده شود ، در بالا و سمت چپ پلاک به صورت شماتیک تصویری از عنصر هیدروژن ، فراوان‌ترین عنصر در گیتی دیده می‌شود.

درسمت راست ، تصویری از یک مرد و زن برهنه را در کنارهم می‌بنیم ، طول قامت متوسط یک زن -168 سانتیمتر - هم در کنار زن اشاره شده است . به علاوه در پشت سر تصویر زن و مرد شمایی از خود کاوشگر دیده می‌شود تا با مقایسه با اندازه کاوشگر پایونیر ، موجود هوشمند غیرزمینی ، به اندازه قامت انسان‌ها پی ببرد.

مرد ، دست راست خود را به نشانه خوش‌آمدگویی بالا برده است. ابتدا ساگان قصد داشت تصویر انسان‌ها را در حال دست دادن به هم در پلاک نشان بدهد ، ولی بعدا به تصور اینکه فرازمینی‌ها فکر می‌کنند ، دو انسان مرد و زن ، یک موجود هستند ، از این کار منصرف شد.

در سمت چپ تصویر موقعیت خورشید نسبت به کهکشان و 14 تپ‌اختر دیده می‌شود. ( تپ‌اخترها یا پالسارها ستاره‌های نوترونی چرخنده هستنده که از خود به صورت متناوب امواج رادیویی ساطع می‌کنند.)

در پایین تصویر هم ، سیارات منظومه شمسی و کره زمین به عنوان سومین سیاره این منظومه نسبت به خورشید ، دیده می‌شود.

البته همه واکنش مثبتی نسبت به این پلاک نداشتند ، خیلی‌ها از اینکه انسان‌ها در این پلاک برهنه به تصویر کشیده بوند ، اعتراض کردند ، «شیکاگو سان تریبون» عکس این پلاک را برای پنهان کردن برهنگی ، روتوش کرد ، «لوس آنجلس تایمز» نامه‌های اعتراضی از خوانندگان خود دریافت کرد که در آن خوانندگان ساخت این پلاک ها را نوعی هدر دادن مالیات شهروندان ‌می‌دانستند.

04:46 PM | Comments (18)

دوشنبه 29 مردادماه

وبلاگستان جهانی و محیط زیست

تصور کنید روزی همه وبلاگ‌های دنیا ، پستی را به یک موضوع واحد اختصاص دهند. قطعا آن موضع انعکاس زیادی در جهان پیدا خواهد کرد.

در روز 15 اکتبر (یعنی 55 روز بعد) ، وبلاگ‌نویس‌های دنیا با نوشتن در مورد یک موضوع مهم ، یکی می‌شوند. این موضوع مهم چیزی نیست جز محیط زیست. در این روز هر وبلاگ‌نویس با زاویه دید خود و با توجه به دغدغه‌های شخصی و محلی خود ، پستی خواهد داشت درباره محیط زیست و شرایط تهدیدکننده آن.

تصمیم اختصاص دادن یک روز برای نوشتن درباره محیط زیست ، از سوی گروهی از وبلاگ‌نویس‌های خارجی گرفته شده است. آنها این روز را روز عمل وبلاگ‌ها یا Blog Action Day نامیده‌اند و سایتی را هم به همین منظور ایجاد کرده‌اند.

تا به امروز 1,431 وبلاگ در این حرکت شرکت ‌کرده‌اند که در میان آنها می‌توان وبلاگ‌های مشهوری را هم دید.

برای سهیم شدن در این حرکت کار ساده‌ای پیش رو دارید ، نخست باید اینجا وبلاگ خود را ثبت کنید و سپس در روز 15 اکتبر مطلبی درباره محیط زیست بنویسید. هر وبلاگ‌نویسی می‌تواند از منظر خود در این باره بنویسد. برای تبلیغ این کار می‌توانید ، از لوگوهای این صفحه استفاده کنید.

06:56 PM | Comments (6)

شنبه 27 مردادماه

یوفو در یوتیوب

UFO مخفف unidentified flying object و به معنی اجسام در حال پرواز ناشناخته است. صحبت کردن در مورد یوفوها محتاج یک پست طولانی و باز کردن یک پرونده مفصل است.

مردم باورهای مختلفی نسبت به یوفوها دارند ، از کسانی که کاملا به وجود موجودات باهوش فرازمینی اعتقاد دارند تا کسانی که همه چیز را خطهای بینایی و پدیده های اپتیک می‌دانند و از کسانی که عکس‌های آنها را شیادی می‌دانند تا کسانی که برداشت‌های مذهبی را داخل این موضوع کرده‌اند.

اما هدف من از نوشتن این پست صحبت در مورد این مسئله نبود ، بلکه چیز دیگری بود. از یک هفته پیش ویدئویی در یوتیوب با عنوان UFO Haiti قرار گرفته است که استقبال فراوانی از آن شده است و تا این لحظه 2,091,472 این ویدئو را دیده‌اند که آمار بسیار جالبی است. کسی که این ویدئو را در یوتیوب قرار داده است barzolff814 نام دارد و تا به حال همین یک ویدئو را در یوتیوب گذاشته است.

این ویدئو را با رفتن به اینجا دانلود کنید. (1.2 مگابایت)

این ویدئو کامنت‌های زیادی هم داشته است و وبلاگ‌های مختلفی در مورد آن نوشته‌اند ،  حتی سایتی مثل webpronews هم در مورد آن نوشته است. بسیاری آن را ساخته و پرداخته یک ادیت ساده ویدئویی می‌دانند (من هم همینطور فکر می‌کنم) ولی خیلی‌ها هم به شک افتاده‌اند. یک ویدئو هم در پاسخ به این ویدئو گذاشته شده که در آن در مورد چگونگی ساخت احتمالی این ویدئو توضیح داده شده است.

یوتبوب می‌تواند ویدئوهایی را محبوب و پربازدیدکننده کند که پیش از به راه افتادن این سایت اشتراک ویدئو شانسی برای داشتن تماشاگر با تعداد بیشتر از انگشتان یک دست پیدا نمی‌کردند. این ویدئو می‌تواند یک ویدئوی ساختگی ، قطعه کوتاهی از یک برنامه تلویزیونی ، برشی از یک فیلم سینمایی یا تصویری از کوچه و خیابان باشد.

آیا شما تا به حال آپلودکننده یک ویدئوی پربازدیدشونده در یوتیوب بوده‌اید؟

11:31 AM | Comments (13)

جمعه 26 مردادماه

Streamy ، آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری!

اگر مروركننده سايتهای آی‌تی باشید بی‌شک در روزهای اخیر ، نام سایت Streamy را بارها دیده‌اید و عنوان‌ها و نوشته‌های جالبی را که در توصیف این سایت نوشته شده است ، خوانده‌اید.

 Streamy Invitation.gif

امروز بخت آن را داشتم که یک دعوت‌نامه از وبلاگ mashable برای تست این سرویس دریافت کنم.

«استریمی» آمیزه‌ای از کارکرد سایت‌های دیگ ، Facebook ، سرویس‌های پیام‌رسان فوری (چت) ، گوگل ریدر ، توییتر و دلیشس را داراست ، یعنی با استفاده از این سایت در آن واحد می‌توانید ، همه کارهایی را که با سرویس‌های یادشده می‌کردید ، انجام دهید.

- عضویت در سایت : در حال حاضر این سرویس هنوز عمومی نشده است ، پس شما باید برای استفاده از آن دعوت‌نامه داشته باشید. من هنوز دعوت‌نامه‌ای برای فرستادن ندارم. اگر دعوت‌نامه‌ای دستم آمد ، حتما شما را دعوت خواهم کرد.

- صفحه اول یا start سایت : در این صفحه می‌توانید خبرهای مهم روزانه ، هفتگی یا ماهانه را در موضوعات مختلف مطالعه کنید. البته امتیاز هر خبر بر خلاف سایت دیگ نشان داده نمی‌شود.

- مطالعه و اشتراک فیدها : مطالعه فیدها با استریمی بسیار سریع و لذت‌بخش است. برای مطالعه فیدها باید به قسمت Subscription بروید و فیدهای مورد علاقه را اضافه کنید. شما می‌توانید فیدها را در فولدرهای مختلف مرتب کنید. وقتی روی فید سایت خاصی کلیک می‌کنید ، استریمی خلاصه ای از متن فید را به همراه تصاویر بندانگشتی به طرز بسیار زیبایی نشان می‌دهد ، با کلیک روی خلاصه هر فید ، متن کامل فید ، نمایان می‌شود.

 sample feed.gif

- استریمی ، سرویسی برای خبرخوانی گروهی : به یاری استریمی می‌توانید مطالب جالب را به دوستانتان میل کنید ، آن را به یکی از دوستانتان در استریمی بفرستید و یا آن را ذخیره کنید. مطالبی که از سوی کاربران به دفعات ذخیره شود ، امتیاز بیشتری پیدا می‌کند و جزو خبرهای صفحه اول می‌شود.
به عبارت دیگر استریمی خصوصیت یک سرویس لینک‌دهی جمعی (مثل دیگ و دلیشس) را دارد ، ولی نحوع ارسال خبر و داغ شدن یک خبر متفاوت است.

هر وقت به مطلب جالبی در استریمی برخوردید ، می‌توانید با «گرفتن و رها کردن» عنوان آن darg and drop ، آن را میل کنید ، سیو کنید و یا به دوستانتان میل کنید:

 share feed streamy.gif

- استریمی و ایجاد فیلتر خبری : به یاری استریمی می‌توانید با معرفی یک چند کلیدواژه ، آخرین اخبار مرتبط با آن را بخوانید.

- استریمی و خصوصیات یک شبکه اجتماعی : در عین حال استریمی خصوصیات یک شبکه اجتماعی را هم دارد. شما می‌توانید دوستان خودتان را دعوت کنید و گروه‌های مختلف بسازید. من فعلا در استریمی گروه‌های ایران و فایرفاکس را ساخته‌ام.

- استریمی در نقش یک پیام‌رسان فوری : می‌توانید با هر یک از دوستان خود در استریمی چت کنید ، در ضمن هر گروه یک چت‌روم عمومی هم دارد. مثل هر برنامه خبررسان فوری مانند یاهو مسنجر ، می‌توانید وضعیت آنلاین ، آفلاین یا invisible را برای خود انتخاب کنید.

- استریمی و آژاکس : تقریبا همه صفحه‌ها و قسمت های استریمی به صورت آژاکس باز می‌شوند ، بنابراین نگران صفحات سنگینی سایت‌های مشابه که دقایق زیادی وقت شما را تلف می‌کنند ، نباشید.

- استریمی و عملکرد توییترگونه : با کلیک بر روی post a note می‌توانید یک نوشته کوتاه 140 کاراکتری به شیوه سایت توییتر بفرستید.

- آیا استریمی یک digg killer است؟
وبلاگ‌های دیگری از عبارت
digg killer برای توصیف استریمی استفاده کرده‌اند و منظور آنها این است که این سایت می‌تواند سایت پررونق دیگ را تحت تأثیر قرار بدهد. ولی مدیران استریمی در وبلاگ خود گفته‌اند:
«کشتن دیگ هدف ما نیست. هدف ما ایجاد سرویسی برای ارائه اخبار مرتبط ، در یک محیط سرگرم‌کننده و مشارکتی است.»

استریمی عملکرد بسیاری از سایت‌های جذاب را دارد ، اما بی‌شک مهمترین خصوصیت آن این است که خبرخوانی را تبدیل به یک کار همگانی ، تعاملی و مشارکتی می‌کند. من فکر می‌کنم با فاصله زمان کمی خبرخوان‌های دیگری مثل گوگل ریدر هم از کار استریمی تقلید کنند.

05:22 PM | Comments (20)

پنجشنبه 25 مردادماه

hot share ، سایت خوبی برای آپلود فایل‌های مختلف

در اینترنت سایت‌های زیادی برای آپلود فایل پیدا می‌شود و روز به روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود ، من برای آپلود عکس‌ها در این وبلاگ مدتها از سایت دیوشیر استفاده می‌کردم که واقعا سرویس خوبی بود ، «بود» به این جهت که دیگر دسترسی به آن امکانپذیر نیست!

فکر می‌کنم بهتر است همواره آلترناتیوهایی در زمینه سرویس‌های آ‍پلود فایل داشته باشم ، سایت hot share هم در این زمینه سایت خوبی است و می‌تواند آلترناتیو خوبی باشد. خوشبختانه نه مثل سایت box.net محدودیت دانلود دارد ، نه مثل esnips باید برای دانلود و یا آپلود عضوش شد و نه مثل سایت 4shared، باید چند ثانیه‌ای برای دانلود صبر کرد.

البته این هات اول آدرس سایت ، بدجور سایت را در معرض خطر قرار می‌دهد!

این روزها می‌بینم که در وبلاگ‌های مختلف ،سایت‌های زیادی برای آپلود معرفی می‌شود. از نظر من سایت خوب برای آ‍پلود باید این خصوصیات را داشته باشد:

- ظاهر کاربرپسند داشته باشد.
- خصوصیات یک شبکه اجتماعی را داشته باشد.
- همه فرمت‌ها را پوشش بدهد.
- بازی کپی‌رایت هم خدای نکرده درنیاورد و فایل‌ها را پاک نکند.
- فایل‌ها را بشود در فولدرهای مختلف مرتب کرد.
- فایلها را بتوان برای ایمیل دوستان به صورت خصوصی ارسال کرد.
- بشود در ان جستجو کرد.
- محدودیت آپلود و دانلود نداشته باشد.
- لینک مستقیم بدهد.
- کاربران غیرعضو هم بتوانند به صورت گذری هم دانلود کنند و هم آپلود.
- برای فایل‌های صوتی ، کد پلیر هم بدهد ، انهم به اشکال مختلف! برای عکس‌ها کد تصویر بندانگشتی بدهد.

می‌بینید که بسیار کم‌توقع هستم و معلوم نیست با این خصویات که گفتم کدام شخص خیری را می‌شود پیدا کرد که سرویسی ایجاد کند!

البته تعداد سایت ایرانی خوب برای آپلود داریم. منتها هیچ وقت نمی‌شود کاملا به این سرویس‌ها -چه ایرانی و چه خارجی- اعتماد کرد و مطمئن بود برای مثل دو سال بعد هم همچنان سرویس سرپا باشد و لینک‌های دانلود پابرجا.

04:17 PM | Comments (9)

دکتر گوگل و دکتر مایکروسافت

در سیاست کسانی که سودای رسیدن به کاخ سفید را دارند ، بایستی برنامه‌هایی درباره بهداشت و سلامت داشته باشند. در دنیایی اینترنت هم دو نامزد عمده برای رهبری وب یعنی گوگل و مایکروسافت روی برنامه‌هایی برای ارتقای بهداشت جامعه کار می‌کنند. آنها می‌کوشند با فراهم آوردن ابزارهای جستجوی اینترنتی بهتر ، منابع آنلاین غنی در مورد بهداشت و سلامت و ایجاد سرویس‌هایی برای ضبط اطلاعات بهداشت و سلامت شخصی ، به مردم این امکان را بدهند که تصمیمات هوشمندانه‌تری در مورد عادات بهداشتی و مراقبت‌های پزشکی خود اتخاذ کنند.

در شرایطی که سیستم عامل ویندوز مایکروسافت در بیشتر از 90 درصد کامپیوترهای خانگی وجود دارد و گوگل هم مدت‌هاست مبدل به صفحه آغازین وب‌گردی کاربران اینترنتی شده است ، این دو می‌توانند نقش زیادی در تحول دنیای پزشکی داشته باشند.

بر طبق یک نظرسنجی که اخیرا انجام شده ، 52 درصد مردم آمریکا به صورت گاه به گاه یا مرتب از اطلاعات پزشکی سایت‌های اینترنتی استفاده می‌کنند ، در صورتی که درصد استفاده کاربران در سال 2001 از اطلاعات پزشکی آنلاین تنها 29 درصد بوده است ، این آمار جالب می‌تواند نشاندهنده نقش اینترنت و منباع آنلاین ، در ارتقای دانش سلامت مردم در دنیای امروز باشد.

 20070814_HEALTHNET.jpg

اطلاعات مربوط به وضعیت بهداشت و سلامت شهروندان ، باید به گونه‌ای ذخیره شوند که دسترسی به آنها برای پزشکان و مؤسسات پزشکی در هنگام لزوم به سادگی امکانپذیر باشد. در آمریکا 20 درصد بیماران پرونده‌های پزشکی کامپیوتری دارند و دولت برنامه‌هایی برای دیجیتالی کردن هر چه بیشتر پرونده‌های پزشکی دارد.

پروژه Google Health با نام رمز Weaver ، برنامه گوگل برای ذخیره کردن آنلاین اطلاعات بهداشت و سلامت است. به تازگی عکس‌هایی از نسخه‌های ابتدایی Google Health روی وب قرار گرفته است و این سرویس برای تست کردن در اختیار متخصصان و کارشناسان قرار گرفته است.

بد نیست نگاهی به این تصاویرو اسکرین‌شات‌ها بیندازیم تا ببینیم برنامه گوگل برای ذخیره اطلاعات سلامت افراد چه دورنمایی دارد. بعد از ورود به سیستم ، هر شخص باید پروفایل سلامت خودش را ایجاد کند و در آن اطلاعات مربوط به علایم و مشکلات بهداشتی ، داروهای مصرفی ، سابقه آلرژی‌های مختلف ، جراحی‌ها ، آزمایشات ، واکسیناسیون ، سن ، جنس ، قد و سابقه فامیلی بیماری‌ها را وارد کند.




پروژه گوگل در صورت تکمیل می‌‌تواند در آینده انقلابی در پزشکی آنلاین ایجاد کند. دکتر رونی زایگر یک پزشک 36 ساله فارغ‌التحصیل دانشکده پزشکی استانفورد و پژوهشگر «انفورماتیک پزشکی» که سال گذشته به گوگل پیوسته است ، می‌گوید :« در گوگل می‌توانم از تجربه و دانش خود برای کمک به میلیون‌ها نفر در هر روز استفاده کنم.» وی هنوز عصرها و در تعطیلات آخر هفته بیمار ویزیت می‌کند.

مایکروسافت هم روی برنامه هایی کار می‌کند که اطلاعات پزشکی اشخاص را گردآوری می‌کنند و به نمایش می‌گذارند. در حقیقت نرم‌افزارهای مایکروسافت مدتهاست که در مطب‌ها ، کلینیک‌ها و بیمارستان مورد استفاده قرار می‌گیرد و سه تا از محبوب‌ترین برنامه‌های مورد استفاده در این اماکن به وسیله مایکروسافت ساخته شده‌اند. در عین حال مایکروسافت روی برنامه‌هایی کار می‌کند که به یاری آنها هر شخص بتواند اطلاعات پزشکی‌اش را روی کامپیوتر شخصی ، گوشی موبایل و حتی یک ساعت مچی ذخیره کند.

این روزها در دنیای اینترنت ، رقابت زیادی در زمینه سرویس‌های اینترنتی سلامت وجود دارد و گوگل و مایکروسافت در این عرصه تنها نیستند. دو سرویس بسیار جاب پربازدیدشونده در اینترنت ، سایت‌های Revolution Health و Web MD هستند که انبوهی از اطلاعات مربوط به بهداشت و سلامت را در اختیار کاربران خود قرار می‌دهند.

یکی دو هفته پیش من در سایت Web MD ، قسمت جالبی به نام symptom checker دیدم ، در این سرویس هر کاربر می‌تواند بعد از وارد کردن سن و جنس خودش ، نمایی از بدن یک انسان می‌بیند و بعد بر حسب اینکه مشکل پزشکی‌اش در کدام منطقه بدن است ، روی ناحیه‌ای از بدن کلیک می‌کند و علایمش را انتخاب می‌کند ، سایت تشخیص‌هایی را که بیشتر محتمل هستند ، ارائه می‌کند و توضیحاتی به زبان ساده در مورد هر تشخیص می‌دهد.

 symptom checker.jpg

به علاوه می‌شود چند علامت را با هم وارد کرد که تشخیص منطبق با یک مجموعه از علایم را دید. مثلا می‌شود سردرد و کاهش بینایی را با هم وارد کرد تا بیماری‌های احتمالی را دید. جالب اینجاست که وقتی که یک علامت مثلا سردرد را وارد می‌کنید سایت از شما مثل یک پزشک در مورد کیفیت و کمیت آن می‌پرسد ، مثلا می‌پرسد در سراسر روز با یک شدت بوده و یا اینکه آنقدر شدید بوده که مزاحم خواب شما یا نه.

رقبای دیگر هم در مینه پزشکی اینترنتی یک به یک در حال وارد شدن هستند ، مثلا همین دیروز AOL ، سرویسی به نام body راه انداخت. سرویس «بدن» AOL در واقع ابزاری برای جستجوی تمرکزیافته‌تر و تخصصی‌تر در زمینه بهداشت و سلامت است که در عین حال اطلاعات جالبی در زمینه سلامت در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

- چندی است که بعضی از شرکت های غربی در صدد ایجاد و تکمیل تراشه‌های کاشتنی در بدن انسان ، موسوم به RFID در بدن انسان هستند. این تراشه‌های می‌توانند کل اطلاعات مربوط به سلامت هر شخص را از بدو تولد در ذخیره کنند و در هنگام نیاز در اختیار پزشکان قرار بدهند. برای خواندن یک مقاله جالب در این مورد به اینجا بروید.

تحولات مربوط به پزشکی و فناوری اطلاعات به خصوص در یک سال اخیر بسیار گسترده است. شاید برای کاربران ایرانی به لحاظ عدم گسترش شبکه اینترنت ، کیفیت بد آن ، نبود سرویس‌های بومی مشابه به زبان فارسی ، عدم تسلط به زبان انگلیسی این امر اصلا محسوس نباشد ، ولی مجموعه این دگرگونی‌ها و پیشرفت‌ها سرو صدا و بازتاب زیادی در میان کاربران و پزشکان غربی داشته است.

وبلاگ نویس‌های پزشک غربی مدتهاست که به پزشکی در عصر اطلاعات ، نام medicine 2.0 داده‌اند و در پست‌هایی به صورت مرتب آخرین اخبار مربوط به آن را مرور می‌کنند.

منبع : نیویورک تایمز

01:20 PM | Comments (4)

سه شنبه 23 مردادماه

یک سایت خوب برای آپلود موسیقی

سایت ivoon که الان تستش کردم ، سرویس خوبی به نظر می‌رسد ، شما بعد از ثبت‌نام در این سایت می‌توانید موسیقی‌های دلخواه خود را آپلود کنید و بعد با رفتن به قسمت My Playlist سایت ، کدی دریافت کنید که با قرار دادندنش یک پخش‌کننده زیبا به شکل آی‌پاد در وبلاگ شما ظاهر خواهد شد.

البته سرویس‌های جدید باید بیشتر تست شوند تا کارایی‌شان ثابت شود. شما هم اگر سرویس مشابه سراغ دارید ، معرفی کنید. من تا قبل از این از دیوشیر کاملا راضی بودم که متأسفانه دیگر دسترسی به آن ممکن نیست! این هم نمونه پلیر این سایت:

 


 

برای افزودن موسیقی به این پلیر در وبلاگتان باید به قسمت Music gallery بروید و قطعات دلخواه را اضافه کنید.

10:48 AM | Comments (8)

دوشنبه 22 مردادماه

سریال چهارخونه و واکنش سفارت افغانستان

کاملا می‌شد پیش‌بینی کرد که دیر یا زود واکنش‌هایی نسبت به کارکترهای شبه‌افغان سریال «چهارخونه» ایجاد خواهد شد. واقعا طنزپردازان ما تواناتر از آن هستند که برای سرگرم کردن مخاطبان به شوخی با قومیت‌ها روی بیاورند. مثلا همین کارکتر شنبه می‌توانست به آسانی یک ایرانی بدون لهجه اما با عادات جالب باشد که منعکس‌کننده مجموعه‌ای از عادات ناهنجار جامعه باشد.

تصور می‌کنم خود نویسندگان و دست اندر کاران سریال هم چنین واکنش‌هایی را حدس می‌زدند چون سه چهار بار در دیالوگ‌ها تأکید کردند که کاراکتر «حامد» و «شنبه» افغان نیستند. یکی دو بار هم به شریف بودن وزحمت‌کش بودن افغان‌ها اشاره شد.

اما اگر این کارکترها افغان نیستند پس کجایی هستند؟ لابد ایرانی مقیم سیستان وبلوچستان ، این که کار را بدتر می‌کند!

به هر ترتیب صرف نظر از اینکه تحمل طنز ما ایرانی‌ها به طور خاص و شرقی‌ها به طور عام کم است و همچنین بدون در نظر گرفتن این واقعیت که شوخی با قومیت‌ها مثل راه رفتن روی یک لبه تیز یک تیغ می‌ماند ، امیدوارم نویسندگان این مجموعه با تعدیل متن سریال به طرز هوشمندانه‌ای از این بن‌بست خارج شوند و مهمتر از آن به آنها فرصت این کار داده شود.

خبرگزاری فارس دیروز در خبری در این مورد منتشر کرد که به دلایل نامعلوم به سرعت از روی سایت این خبرگزاری برداشته شد و من با کش گوگل آن را پیدا کردم:

يکشنبه 21 مرداد 1386  ، گروه فرهنگي / حوزه راديو و تلويزيون

15:50 - 21/05/86 شماره:8605210460

واكنش شديد سفارت افغانستان به سريال «چارخونه»

خبرگزاري فارس: اقدام دست‌اندركاران مجموعه تلويزيوني «چارخونه» در ارائه چند شخصيت تيپيكال افغاني در اين مجموعه، خشم مسئولان فرهنگي سفارت افغانستان در ايران را به دنبال داشته‌ است.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري و تحليلي فرارو، رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي افغانستان در ايران با رياكار و متقلب خواندن دست‌اندركاران اين مجموعه تلويزيوني، اين اقدام را جفا در حق جوانان و مردم افغانستان و موجب صدمه جدي به روابط حسنه دو كشور دوست و همسايه ارزيابي كرد.

تخاري ضمن گفت: «تهيه‌كنندگان اين سريال بدون درنظر گرفتن موازين اخلاقي و مشتركات فراوان فرهنگي دو كشور، اقدام به نمايش چهره‌اي غيرواقعي از جوانان افغان كرده‌اند كه اين اقدام قطعا در روابط دو كشور تأثير منفي برجاي خواهد گذاشت.»

وي افزود: «تصميم داريم طي تماس با آقاي پورمحمدي مدير شبكه سه مراتب اعتراض خود را نسبت به اين عمل به ايشان اطلاع دهيم كه تاكنون موفق به اين امر نشده‌ايم.»

بر اين اساس، رايزن فرهنگي افغانستان در ادامه بااشاره به مشتركات فرهنگي و تاريخي فراوان بين ايران و افغانستان افزوده: «نبايد اجازه داد عده‌اي در روابط دو كشور هم‌دين و هم‌آيين همسايه ايجاد خلل نمايند. به جاي نشان دادن تلخي‌ها و سياهي‌ها بايد نكات خوب و مثبت نمايش داده‌شود. آيا قابل قبول است كه ما نيز از اتفاقات سياهي كه در ترمينال جنوب، پاكدشت، مولوي و ... در جريان است، فيلم تهيه كنيم و به‌عنوان تمام ايران آن را در كشورمان پخش كنيم؟ خير، سياه نمايي صحيح نيست.»

09:48 PM | Comments (33)

ساندویچ در ایران از دیروز تا امروز

هفته‌نامه سلامت - خسرو معتضد (قسمت‌های با فونت ایتالیک را من اضافه کرده‌ام)

تا سال 1306 هـ. ق ( 1889 م) كه ناصرالدين شاه قاجار براى بار سوم راهى فرنگستان شد ، هيچ ايرانى نه نامى از ساندويچ شنيده نه آن را تناول كرده بود. گرچه در ايران عصر ساسانی غذایی حاضرى به نام بزم آورد يا خاميزگ (گوشت دودى گوساله) متداول بود كه شاهان در سفرهاى جنگى مى‌خوردند و خاميزگ گوشت نيمه‌پزى بود كه آن را لاى نان گذاشته صرف مى‌كردند ، اما از ساندويچ در ايران اثرى نبود و فقط اروپايى‌ها مى‌دانستند.

یک قرن پیش از میلاد مسیح یک خاخام یهودی به نام Hillel the Elder ، قطعاتی از گوشن خوک را در خمیر نان فطیر قرار می‌داد و می‌خورد ، وی شاید نخستین شکل ابتدایی ساندویچ را درست می‌کرد.

در قرن 18 ميلادى يک كنت قمارباز انگليسى از بس به قمار و ورق علاقه داشت ، دستور مى‌داد غذاى گوشتى او را به صورت حاضرى و لاى نان گذاشته سر ميز قمار بياورند كه مجبور نباشد برای خوردن غذا لختى ميز قمار را ترک كند. (اسم این کنت جان مونتاگ John Montague بود ، داستان هم در حول و حوش سال 1762 اتفاق افتاده است. جان مونتاگ ، در زندگی شخصی آدم چندان موفقی نبود. همسر اول مورد علاقه‌اش به علت بیماری درگذشت و همسر دومش که یک خواننده اپرا بود به وسیلبه خواستگار حسودش کشته شد.

393px-John_Montagu,_4th_Earl_of_Sandwich.jpg
 
علاوه بر این وی یکی از حامیان جیمز کوک -کاشف دریایی معروف- بود ، طوری که جیمز کوک نام جزایر هاوائی را در اصل جزایر ساندویچ گذاشته بود.)

اما ناصرالدين شاه در جلد سوم كتاب خاطرات سفر سوم فرنگستان خود به صراحت مى‌نويسد با وجود اينكه در ترن آلمان كه او را از برلين به سوى يكى از شهرهاى آن كشور مى‌برده در انتظار آوردن سينى غذا بود اما مهمانداران يک بسته كه عبارت از نان دراز لوله‌اى بوده وسط آن گوشت سرد قرار داشته به او تقديم كرده و يک بطرى شربت هم براى رفع تشنگى كنار آن بسته كوچک نان وگوشت به او داده‌اند و شاه از اين غذای مختصر و محقر بسيار تعجب کرده است.
روس‌های تزاری در پذيرايى‌هايى كه از خود و ديگران مى‌كرده‌اند زاكوسكى (اوردور) شامل انواع غذاهاى سرد مانند كالباس، سوسيس ، ژامبون، انواع سالادهاى سيب زمينى و الويه (با روغن زيتون)، ماهى كيلكا، ماهى ساردين و ماهى سفيد وكفال، لوبيا يخته سرد و امثال آن سر ميز حاضر مى‌كرده و سپس شام اصلى را سر ميز مى‌آورده‌اند.

ساندویچ خوردن درايران متداول نبوده فقط قزاق‌هايى كه جلوى در سفارتخانه‌ها و اماكن دولتى و خانه اعيان و اشراف كشيک مى‌داده‌اند سر ظهر ديزى آبگوشت سربازخانه را كه براى آنها مى‌آورده‌اند ابتدا آب آن را در باديه‌اى ریخته، نان سنگک در آن تريد كرده با قاشق یا دست مى‌خورده‌اند. سپس خود گوشت و سيب زمينى و نخود و لوبيا و ليموعمانى و گوجه فرنگى و پياز داخل ديزی را با گوشت‌كوب محكم كوبيده آن را لاى يک نان سنگک دو آتشه خشخاش زده بزرگ لوله كرده سرازيركرده قطعات پياز را هم با سر نيزه ريز كرده روى گوشت كوبيده ريخته، نان سنگ را به صورت لوله‌اى در آورده با لقمه‌هاى كله گربه‌ای نان و گوشت مزبور را كه ادويه و دارچين زیادی هم روی آن مى‌ريخته‌اند، مى‌خوردند.

ورود سوسيس و كالباس به ايران
پس از انقلاب كمونيستى در شوروی 1917/1296 عده زيا‌دى از ارمنيان روسيه و نيز روس‌هاى سفيد يا مخالف انقلاب به ايران سرازير شدند. كالباس، سوسيس، ژامبون از مواد غذايى مورد علاقه شديد روس‌ها و ارامنه است.
تهيه كالباس به صورت كنونى اما به شكل دستى وسنتى ازدوران بسيار قديم در يونان و سپس روم و اروپاى قرون وسطى و جديد متداول بوده و با سير و نمک و پس از كشف جزاير ملوک چين و هند با انواع چاشنى‌ها آن را خوشمزه مى‌كرده‌اند. ارمنيان و روس‌هاى سفيدی که به ايران آمدند و در گیلان و مازندران و استرآباد و تهران مستقر شدند با توجه به خوک‌هاى اهلى و وحشى در شمال ايران و گرازهاى سانگله كه البته گوشت آنها در اروپا مرغوب نيست ، شروع به تهيه كالباس و سوسيس و ژامبون كردند، آقايان آرزومان و ميكاييليان دو تن از ارمنيان مهاجر به ايران كارگاه‌هايى نخست در گيلان و سپس در تهران تاسيس كردند و شروع به تهيه كالباس و سوسيس و ژامبون كردند.

تا آن زمان اروپاييان مقيم تهران اين مواد گوشتى را از قوطى‌هاى كنسرو كه از ارويا به ايران فرستاده مى‌شد بيرون آورده مى‌خوردند ، اما به زودی توليدات ايران مورد قبول خاطرشان قرار گرفت و دو مؤسسه آرزومانيان و ميكاييليان به كارخانه‌هاى بزرگى تبديل شدند. شهرت كالباس وسوسيس و ژامبون ايران بدان حد بود كه در جنگ دوم جهانى پس از اشغال ايران، انگليسى‌ها رسما و طى نامه‌ای درخواست موافقت با صدور چند تن كالباس و سوسيس ايران را به خارج برای رفع نياز سربازان انگليسى در آفريقا و خاور نزدیک كردند كه اسناد آن موجود است.

sandwich.jpg
 
نخستين ساندويچ فروشى‌هاى ايران
از دوران جنگ دوم به بعد اولين ساندويچ‌فروش‌ها در تهران و سپس در طول 10 سال در شهرستان‌ها افتتاح شدند كه غالب كاركنان آنها ارمنى بودند. نخستین بار در خیابان استانبول یا استامبول تهران چند مغازه که ماهی و ماهی دودی و لوله‌هاى كالباس مى‌فروختند ساندويچ عرضه كردند كه بهای آن دانه‌ای پنج قران بود. نان بولكا (سفيد بامزه ترشى خمير)، خيارشور حلبى تبريز، كمى كره كه به نان مى‌ماليدند وچند برگ جعفرى تازه خرد كرده. "مغازه خزر" در ا بتداى خيابان استانبول پس از چهار راه فردوسى- استانبول- نادرى در پاساژى واقع بود و مدتی بعد در طبقه زيرين آن رستورانى افتتاح شد كه در آنجا چند نوع غذا از جمله سوسیس سرخ كرده يا مغز گوسفند يا كتلت يا ماهى ازون برون يا شير ماهى را همراه با توده‌اى از سيب‌زمينى پوره خوشمزه كه روى غذا و سيب زمينى سس گوجه فرنگى يا كچاپ هم مى‌ريختند به بهای نازل هر پرس شش قران و بعدها 12 ریال و در دهه چهل 18 ريال! عرضه مى‌كردند. آنجا محل جمع شدن و سخن گفتن و وقت گذراندن شعرا، نویسندگان ، روزنامه‌نگاران و دانشجويان و دانش‌آموزان كلاس‌هاى بالاى مدارس متوسطه بود. دانشجويان دانشكده افسرى تهران هر شب جمعه در خزر در طبقه بالاى بيسترو اجتماع مى‌كردند و با خريدن يک لوله بلند و باريک كالباس كه آن را با نان بولكا (سفيد) و خيارشور و گوجه فرنگى مى‌خوردند عيشى شاهانه راه می‌انداختند.

چند صاحب بيسترو ارمنيانى قانع، مهربان و خونسرد بودند ، با خوشرويى و قناعت مقدم جوانان را مى پذيرفتند. شب جمعه در ساندويچ‌فروشى‌هاى خيابان‌هاى استانبول و نادرى و لاله زار و لاله زارنو غلغله‌اى بود. دانشجويان دانشكده افسرى ارتش به ويژه از مشتريان وفادار ساندويچ‌فروش‌های لاله‌زار نو بودند زيرا آنها در طول هفته هر روز ناهار ساچمه پلو (عدس پلو) ، علف پلو ( سبزی پلو) ، آش گل گیوه (آش کشک) طاس کباب ، راگو ، قیمه پلو ، چلوخورش علف دانشکده (قرمه سبزی) و کتلت‌هایی که از سفتی و سختی شباهت به آجر پاره داشت خورده و شب جمعه ميل داشتند ساندويچ كالباس و سوسيس بخورند. آنها هر دو سه نفر دور يک لوله نيم مترى كالباس سيردار جمع شده قطعات بريده آن را با رغبت و اشتهای زيادى همراه نان بولكاى ترش مزه و گوجه فرنگى و خيارشور به معده مى‌فرستادند. آن زمان از سس ساندويچ اثرى نبود و به جاى آن ساندويچ‌فروش‌ها در نهايت سخاوت مقداری كره اعلا لاى نان مى‌ماليدند. د رخيابان شاه‌آباد (جمهورى) دكه ساندويچ‌فروشى اسلامى جمع و جورى بود كه به جاى كالباس، كوكو، كتلت و تخم مرغ لاى نان مى‌گذاشت و كار او هم بسیار گرفته بود. ساندويچ از سال‌های حدود 1335 به شهرستان‌ها نيز انتقال يافت.

رفتن به ساندويچ فروشى و بى‌آبرويى
در سال‌هاى اول افراد محترم و آبرومند رفتن به ساندويچ‌فروشى‌ها را دون شأن مى‌ديدند و حداكثر رضايت مى دادند به چلوكبابى و چلوخورشتى بروند. همان طور كه د ر عصر ناصرى نيز رفتن به رستوران و چلوكبابى كارى خلاف آبرو تلقى مى‌شد و مى‌گفتند فلانی سفره درست و حسابى ندارد كه به دكه نان وكباب يا دكان چلوكبابى مى‌رود اما كم كم رفتن به دكان ساندويچ‌فروشى متداول شد و امروز بسيا‌رى از خانم‌ها و آقايان و جوانان خوردن ساندويچ را بر صرف غذا در خانه ترجیح می‌ددهند. حتی در حدود سال‌های دهه 40 گفته مى‌شد كه تعداد كارگران ساندويچ‌فروشى‌ها تنها در شهرستان رشت به 16000 تن رسيده است. در دهه 1340 در بلوار كشاورز كه ا بتدا بلوار اليزابت دوم نام دا شت يک ساندويچ‌فروشى بزرگ به نام 444 افتتاح شده بود. نام فروشنده خوش اخلاق و خنده‌روى آن به نام على آقا را كسى نمى‌دانست و او را علی آقا 444 می‌خواندند. على آقا كه حتى بعدا معلوم نشد نام خانوادگیش چيست و برادرش آقا داوود از ساندويچ فروشان موفق تهران بودند و سال‌ها عده زيادی دوست داشتند به مغازه 444 بروند و ساندويم 444 بخورند. على آقا بعدها خود مستقلا فروشگاهى در سه راه تخت جمشيد (طالقانى) امروز افتتاح كرد كه مشتری بر آن می‌جوشید. ساندویچ كتلت، كالباس، سوسيس و نيز لوبيا پخته ير از پياز داغ و انواع چاشنى‌های برادران مزبور درتهران سال‌های دهه 1350 شهرت زیادی يافته بود. همين طور ساندويچ سالاد الويه، مغز و زبان آنها...
افسوس كه على آقا اگر زنده مى‌ماند دور نبود يک سلسله فروشگاه‌هاى زنجيره‌ااى فست فود تأسيس كند ، در جوانى مرد و بعد از او مغازه‌اش از هم پاشید.

Hamburger_sandwich.jpg
 
از همبرگر تا پيتزا
 در تهران طی دو دهه 1330 تا 1350 تعداد ساندویچ‌فروشى‌ها ازده‌هزار گذشت. در اوایل دهه 1340 ، همبرگر وارد بازار غذای ایران شد. تاپس همبرگر در بلوار ناهید ، خیابان جردن (آفریقا) ، اولین همبرگرها را با بهای سه تومان ، بله سه تومان عرضه می‌کرد که با یک بطری پنج ریالی نوشابه و یک پاکت سیب‌زمینی به بهای پنج ریال ، قفیمت کل غذا از 40 ریال بیشتر نبود ، وقتی همبرگز تاپس بهای غذای خود را گران کرد و چهل ریال بابت یک همبرگر گرفت ، غوغایی در تهران برپا شد. شهرداری دخالت کرد و دستور بازگشت به بهای سابق را داد که صاحب همبرگرفروشی زیر بار نرفت و به جای همبرگر ، پیتزا عرضه کرد که گران‌تر بود.

اولین پیتزا در ایران در خیابان ویلا و همزمان در خیابان شاه عباس آن زمان در نیمه سال‌های دهه 1340 عرضه شد که آن را پیتزای پنتری می‌خواندند و در آن دو رستوران غذاهایی مانند مرغ در سبد (همین مرغ سوخاری) که با سیب‌زمینی تنوری سرو می‌شد و اغذیه دیگر می‌آوردند و نویسنده اولین بار در سال 1347 با پیتزارپنتری آشنا شدم و طعم آن را چشیدم. سایز یا اندازه پیتزا سه نوع متفاوت داشت که بزرگ‌ترین 18 تومان ، متوسط 16 تومان و کوچک 14 تومان قیمت داشت!
در دهه‌های 1325 تا 1355 ساندویچ‌فروشی دیگری در تهران شهرت چشم‌گیری داشت که در ابتدای خیابان لاله‌زار نو ، جنب سینما متروپل قرار داشت ، در دو دکان ، ساندیچ‌های کالباس آن به خوشمزگی و مرغوبیت جنس شهره بود. این ساندیچ‌فروشی «اختیاری» نام داشت و دو برادر ارمنی آن را اداره می‌کردند. بوی کالباس و عطر خیارشور سیردار این مغازه پای هر رهگذری را سست می‌کرد.

به تدریج و از سال 1332 به بعد در سراسر تهران ، دکاکین ساندیچ‌فروشی گشایش یافت و ساندیچ‌فروشان علاوه بر کالباس و سوسیس و ژامبون ، ساندیچ‌های مانوسی با ذائقه ایرانی مانند کتلت ، استیک ، سالد اولویه ، مغز ، مرغ ، تغم‌مرغ و کوکوسبزی را عرضه می‌کردند.
ساندیچ‌فروشی به تدریج در ایران به صورت یک شغل عمومی و گسترده درآمد.

06:48 PM | Comments (19)

یکشنبه 21 مردادماه

زنان مجازی دیجیتال ، بهتر از زنان واقعی!