« August 2007 | خانه | October 2007 »
یکشنبه 8 مهرماه
Rx ی که اول نسخهها نوشته میشود به چه معنی است؟
خیلی از چیزهایی که روزانه میبنیم و میشنویم ، سؤالهایی را در ذهن ایجاد میکنند ولی خیلی راحت از کنار آنها عبور میکنیم و فراموششان میکنیم.
شاید یکی از همین چیزها Rx ی باشد که همیشه پزشکان در ابتدای نسخهشان مینویسند. فکر میکنم بعضی از پزشکان و بسیاری از بیماران ندانند که این علامت اختصاری به چه معنی است و یا لااقل به این صورتی که من در زیر توضیح میدهیم با این علامت اختصاری آشنا نباشند:
1- Rx از اول کلمه لاتین recipere برداشته شده است که معادل انگلیسی آن میشود recipe و معنی دستورالعمل میدهد.
2- Rx از تغییر یک علامت باستانی رومیان برای خدای ژوپیتر ایجاد شده و منشأ گرفته است.
3- مصریان باستان خدایی داشتند به نام Horus که خدای دارو بود. علامت Rx تغیر شکل یافته همین علامت است.
پزشکان و تبلیغ سیگار
فکر نکنید اینترنت و ماهواره و هزار و یک وسیله الکترونیکی ریز و درشت ، تنها تفاوتهای زمانه با گذشته است. در عرض 60 - 50 سال اخیر ، خیلی اعتقادات و باورها تغییر کردهاند.
اگر باور نمیکنید به این آگهی تلویزیونی نگاه کنید که در سال 1949 پخش میشد. این ویدئو را در وبلاگ خوب Clinical Cases and Images دیدم. در این آگهی گفته میشود که هر روز بر تعداد پزشکانی که سیگار کمل میکشند اضافه میشود ، پس شما هم ای خلق خدا ، کمل بکشید و لذت ببرید!
این ویدئو را مقایسه کنید با شرایط حاضر که بسیاری از کمپانیهای سیگارسازی مجبورند روی جعبه سیگار عکس اعضای سرطانی را بگذارند.
البته این کمپانیها نباید نگران چیزی باشند ، چون کشورهای جهان سوم نمیگذارند هیچ ضرری متوجه آنها شود.
از وبلاگهای پزشكان خارجي چه خبر!
همیشه خواندن وبلاگهای پزشکان خارجی را دوست داشتهام ، از بعضی از این وبلاگهای چیزهای زیادی یاد گرفتهام ، هر چند این روزها وقت زیادی برای مرور آنها ندازم ، اما باز هم در هنگام مرور مختصر آنها چیزهای جالبی میبینم.
متأسفانه خیلی وقتها با تصور اینکه نوشته های پزشکی شاید برای همه جالب نباشند ، این پستهای جالب انعکاسی در وبلاگم پیدا نمیکنند. سعی میکنم از این به بعد بیشتر در مورد این این وبلاگنویسها و به اصطلاح خودشان medbloggerها بنویسم.
در اینجا شما میتوانید لیست جالبی از 100 وبلاگ برتر دسته سلامت ببنید که نویسندگان بسیاری از آنها ، پزشک هستند.
خوراک (خروجی فید سابق!) ، هر وبلاگ را هم میتوانید در کنارش ببینید.
چهارشنبه 4 مهرماه
با Zii Trend ، با هم پیشبینی کنیم
احتمال اینکه بارسلونا قهرمان لالیگا شود ، چقدر است؟ احتمال اینکه گوگل ، مرورگر اختصاصی خود را راه بیندازد ، چقدر است؟ چقدر احتمال دارد که تا ژوئن 2009 ، کاربران از مرورگر فایرفاکس بیشتر از هر مروگر دیگری استفاده کنند؟ چه کسی رئیسجمهور آینده روسیه خواهد شد؟
ما خیلی مشتاق هستیم که چنین چیزهایی را پیشبینی کنیم. بسته به علاقمندیها و قدرت تحلیل و اطلاعات خام ، هر کس به گونهای ، آینده را پیشبینی میکند.
در عصر وب 2.0 و در زمانهای که شیوه دموکراتیک رأی عمومی بسیار محبوب شده است ، سایت جالبی هم با نام Zii Trend به تازگی آغاز به کار کرده است که کارش پیشبینی عمومی رخدادهای مختلف است.
بعد از ثبتنام در سایت میتوانید پیشبینی کنید و همچنین موضوعاتی را برای پیشبینی عمومی بیفزایید ، البته به انگلیسی.
دوشنبه 2 مهرماه
عکسهای رضا دقتی در شماره ویژه پاکستان نشنال جئوگرافیک
مجموعهای از عکسهای رضا دقتی -عکاس ایرانی سرشناس مجله نشنال جئوگرافیک -در ویژهنامه سپتامبر 2007 که به پاکستان اختصاص یافته است ، در این نشریه منتشر شده است.
پاکستان شاید برای ما ، ناشناختهترین همسایه باشد ، به سبب جنگ
، با عراق آشنا هستیم ، کویت و همسایههای جنوبی هم برایمان کاملا ملموس هستند و
خانه دوم بازرگانان ایرانی هستند ، افغانستان را به سبب ریشههای مشترک و همچنین
تصاویری که رسانههای دنیا در این سالها به کرات از آن پخش میکنند و همچنین
کارهای کارگردانان داخلی ، میشناسیم.
اما فکر نمیکنم با پاکستان آشناییای به اندازه دیگر همسایگان خود داشته باشیم.
دستکم در ذهن خودم که جستجو میکنم ، میبینم تا مدتها ، صرفا تصاویر مبهمی از
کودتاهای پیدرپی و بینظیر بوتو - نخستوزیر با ریشه ایرانی پاکستان و نخستین
نخستوزیر زن مسلمان- داشتهام.
اما ترجمه یادداشتهای رضا دقتی در مورد این ویژهنامه:
بهترین چیزها
ما از دو محل که معمولا برای روزنامهنگاران جزو مناطق ممنوعه است ، بازدید کردیم.
لحظاتی که در آن محلها بودیم به دلایل مختلف ، برای ما ، لحظات فراموشنشدنی و مهم
محسوب میشدند. اولین دلیل این است که ما توانستیم بعد از مدتها ممنوعیت اجازه
رفتن به بلوچستان -قلب پاکستان غربی- را دریافت کنیم. سالها بود که من سعی میکردم
به بلوچستان بروم و بالاخره به سبب [ویژهنامه مجله نشنال
جئوگرافیک] موفق به این کار شدم. این منطقه از پاکستان
هممرز کشورم -ایران- است. (...) بنابراین از اینکه در آنجا هستم ، خوشحال شدم و
نزدیکی زیادی به ایران احساس میکردم.
یک ملاقات غیرمنتظره راهمان را برای بازدید از محل دوم هموار کرد. از سال 2004 سعی میکردیم که به وزیرستان برویم. ما همه مسیرهای ممکن را امتحان کردیم و از دولت پاکستان و قسمتهای مختلف ارتش این اجازه را درخواست میکردیم ، ولی همیشه ، تقاضایمان رد میشد.
روزی در یک عروسی در لاهور بودم و با مردی در مورد دوربینها صحبت میکردم. از این صحبتها دستگیرم شد که او یک ژنرال بازنشسته است که در حال حاضر در ویرجینیا زندگی میکند. بعدها میلهای با او رد و بدل کردم. در این میلها درباره وزیرستان و اینکه چگونه سه سال در انتظار اجازهنامه رسمی هستم برای او نوشتم. در عرض 24 ساعت او ترتیبی داد که یک هلیکوپتر ما را به وزیرستان ببرد. این داستان به من یادآوری کرد که به عنوان یک روزنامهنگار باید همیشه اهداف مهم را در ذهنم حفظ کنم ، چون گاهی از راههایی که فکرش را نمیشود کرد ، به داستان مورد علاقه میتوان دست پیدا کرد.
بدترین چیزها
بلوچستان جای بسیار خطرناکی است. سه بار وقتی از محل اقامت یا شهر بیرون رفتیم ،
حمله موشکی یا بمبگذاری انتحاری اتفاق افتاد. همیشه در حالت آمادهباش بودیم و
تصور میکردیم که برای یک دقیقه زنده هستیم و میدانستیم که ممکن است اهداف احتمالی
باشیم. همیشه آگاه بودیم که ممکن است شخصی که به قصد دیدن ما و دست دادن با ما
میآید ، قصد آدمربایی و یا صدمه زدن به ما را دارد.
رضا دقتی در پاکستان
عجیبترین چیزها
پاکستان با مشکل بزرگ هروئین روبرو است. تعداد معتادان بسیار زیاد است و من
میخواستم از آنها عکس بگیرم. البته دولت پاکستان نمیخواهد این موضوع گفته شود ،
بنابراین وقتی در کراچی بودم همه احتیاطات لازم را به عمل آوردم تا مطمئن شوم در
هنگام کار روی این مسئله ، پلیس تعقیبم نمیکند ، حتی از یک دستیار هم استفاده کردم
تا در صورت به وجود آمدن خطر ، خبرم کند. من نمیخواستم خودم یا معتادین را به خطر
بیندازم.
ولی یک روز زیر پلی بودم که تعداد زیادی از معتادها در آنجا زندگی میکردند و از اعتیاد هروئین آنها عکس میگرفتم ، صدای آژیر پلیس را شنیدم و دو اتوموبیل پلیس را دیدم که با سرعت زیاد در حال نزدیک شدن هستند. با خودم گفتم خدای من! به آنها اطلاع داده شده و آنها برای دستگیری من میآیند. ماشینها متوقف شدند و من دو پلیس را دیدم که با تفنگهایشان پیاده میشوند. آنها فریاد میِزدند : «عکاس کیست؟»
نگران شدم که آنها میخواهند همه فیلمهایم را توقیف کنند و مرا دستگیر کنند.
یک افسر به سمت من دوید ولی ناگهان ایستاد. او گفت :«اوه! شما آقای رضا از نشنال جئوگرافیک هستید؟ من فیلمهای شما را درباره افغانستان از کانال نشنال جئوگرافیک دیدم. شما قهرمان من هستید. من کارهای شما را دوست دارم.» او شروع کرد به دست دادن با من و پلیس همراهش هم همین کار را کرد.
بعد او از من پرسید :«دارید اینجا چه کار میکنید؟» گفتم : «فقط
میخواهم چند عکس بگیرم.»
او گفت :«دارید از معتادها عکس می گیرید؟ اشکالی ندارد. من جاهای بهتری میشناسم.
من میتوانم شما را به دیدن همه آنها ببرم.»
صرفا به خاطر اینکه این مرد قبلا کارهایم را دیده بود ، همه چیز فرق کرد. او راهنمای من شد و من را به جاهایی برد که خودم نمیتوانستم بروم.
این چیزها دفعات دیگری هم برای من پیش آمدند. من در جاهای بسیار دورافتادهای بودم که در آن مردم به من میگفتند ما شما را در کانال نشنال جئوگرافیک دیدهایم. بعد آنها خیلی دوستانه با من برخورد میکردند و کمکم میکردند.
عکسهای رضا دقتی را میتوانید در اینجا ببینید.
شنبه 31 شهریورماه
نسخه موبایل وبلاگها
این یکی دو روزه ، دوستانی در مورد ضرورت ساختن نسخه ویژه موبایل وبلاگها نوشتهاند:
نسخههای موبایل وبلاگها و وب سایتهای فارسی را زودتر راه
بیاندازیم
نسخه موبایل وبلاگتان را هوا کنید
هنوز معلوم نیست ، چه زمانی اپراتور اول خدمات GPRS خواهد داد. ایرانسل تنها گزینه کاربران ایرانی برای اتصال به اینترنت است. به تازگی ایرانسل ، «سيم كارت پيام رسان» هم میدهد ، با 10 هزار تومان میشود یکی از این سیمکارتها را خرید. منتها با این سیمکارت میشود فقط SMS فرستاد گرفت و از GPRS آن استفاده کرد.
نرخ ایرانسل برای GPRS ، پنج ریال به ازاری هر کیلوبایت است. من دقیقا نمیدانم تعرفه کشورهای دیگر چقدر است. اگر کسی می داند اینجا کامنت بگذارد.
بدیهی است که استفاده از نسخههای ویژه موبایل به علت حجم کمتر و سازگاتر بودن با صفحه نمایش کوچگ موبایلها بسیار سادهتر و مقرون به صرفهتر است. با توجه به این مسئله و اینکه کمکم استفاده کاربران بیشتری در ایران از GPRS استفاده میکنند ، پس باید نسخه موبایلی وبلاگ را راه بیندازیم.
FeedM8 که ITonline معرفی کرده این مزیت را دارد که تصاویر کوچک از عکسهای پست ها درست میکند و موقع چک کردن وبلاگها با آن ، با یک صفحه فقط متن مواجه نمیشویم.
ولی این سرویس با نوشتار فارسی به سبب راست به چپ نبودن مشکل ندارد ، برای رفع این مشکل میشود از سرویس فارسی آستارا استفاده کرد.شما باید نشانی خروجی فید وبلاگ خودتان را به این سرویس بدهید تا ، سرویس نسخه WAP وبلاگ را درست کند. به همین سادگی!
اما در این مرحله با یک مشکل جدید مواجه میشویم : نشانی WAPای که این سیستم میدهد ، طوری نیست که بشود به حافظه سپرد. مثلا در مورد وبلاگ من این نشانی http://wap.r2w.ir/310 است. چاره این کار این سایت که در cPanel هوستمان ، این نشانی را redirect کنیم.
پس آدرس نسخه موبایل وبلاگ یک پزشک را به خاطر بسپارید : http://1pezeshk.com/m
یعنی بعد از آدرس وبلاگ یک اسلش میگذارید و به دنبال آن m.
من یک حساب سرانگشتی در مورد هزینه استفاده از این سرویس کردم : نسخه موبایلی دو پست اخیر وبلاگ من که اندکی هم طولانیتر از معمول بودند ، 8-7 کیلوبایت حجم داشتند ، پس 4-3 تومان خواندن هریک از آنها برای کاربر خرج در پی دارد. البته واضح است که پستهای کوتاهتر هزینه کمتری دارند.
البته من سیم کارت ایرانسل ندارم و هنوز با موبایل اینترنت را تجربه نکردهام.
مشتاقم نظر شما را بدانم. برای من جالب است که بدانم کسی وبلاگ من را با موبایل چک کرده یا نه!
پینوشت : با راهنمایی رضا مقدری ، این پست بازنویسی شد.
مردی که جهان را نجات داد
نه! اشتباه نکنید این فرد نه یک سیاستمدار بود و نه سازمان بینالمللی.
برای اینکه این پست را شروع کنم باید داستان را از اول مرور کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال 1983 برگردیم:
اول سپتامبر سال 1983 بود و جنگ سرد بین ابرقدرتهای جهان -شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال میشد. یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه جان اف کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت میکرد.
در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جتهای روسی به این هواپیما نزدیک شدند. خلبانان جتهای روسی نمیدانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.
گفته میشود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگندههای روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوریهای زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جتها همچنان ، هواپیما را همراهی میکردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند.
بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روسها را بربر دانست و کار آنها را «جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود» تلقی کرد.
تنش بین ابرقدرتهای به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آمادهباش نظامی قرار گرفته بودند.
در یک شب سرد در 26 سپتامبر سال 1983 ، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف - یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک- سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست میداد و آسمان شوروی را پایش میکرد.
کمی از نیمهشب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است.
پروتکل نظامی از پیش تعریفشده روسها در چنین شرایطی این بود که همه سلاحهای اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود.
صدای آلارمها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش میرسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکاییها به وسیله ماهوارههای روسی همه جا روشن بودند.
ولی پتروف حس میکرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشکهایش استفاده میکند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روسها نمیدهد.
لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شدو همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشکهای دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند.
پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزهاش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بیشک موجب مرگ میلیونها نفر میشود.
پتروف کار اول را انجام داد. با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است. همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود. پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند.
ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمیکردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در میآمد ، جان میلیونها نفر از شهروندان شوروی را به خطر میانداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه!
تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد.
قرار است در سال 2008 مستندی با عنوان «مردی که دنیا را نجات داد» ساخته شود.
هیچ کس نمیداند که اگر پتروف ،آن افسر 44 ساله ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی میافتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر میشد چه تصمیمی میگرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسانها شده است.
شاید اگر ان تصمیم پتروف نبود ، الان من و شما در پشت مانیتورهایمان در حال نوشتن و خواندن این پست نبودیم.
زمین ، این نقطه رنگپریده آبی
«نقطه رنگ پریده آبی» Pale Blue Dot ، نام و لقب عکس مشهوری است که به وسیله کاوشگر فضایی ویجر 1 از زمین گرفته شده است. این عکس ، نمایی از زمین در برابر گستره عظیم فضا به دست میدهد.
در عین حال «نقطه رنگپریده آبی» ، نام کتابی است که به وسیله دانشمند مشهور آمریکایی -کارل ساگان- با الهام از همین عکس ، نوشته شده است.
در سال 2001 سایت space.com ، این عکس را به عنوان یکی از 10 عکس برتر علمی گرفته شده از فضا ، انتخاب کرد.
این عکس از فاصله 6.4 میلیارد کیلومتری از زمین گرفته شده است. در این عکس زمین تنها 0.12 پیکسل ، اندازه داشت. این عکس به وسیله یک دوربین با زاویه باریک 32 درجه و با استفاده از فیلترهای آبی ، سبز و بنفش گرفته شد.
کارل ساگان در کتاب «نقطه رنگپریده آبی» درباره این عکس مینویسد:
«ما موفق شدیم که این عکس را از عمق فضا بگیریم و اگر شما به آن نگاه کنید ، یک نقطه میبینید.
به آن نقطه بار دیگر نگاه کنید. آنجاست. آنجا خانه است. ما آنجاییم.
هر کسی که دوست داریم ، هر کسی را که میشناسیم ، هر کسی که از او تا به حال شنیدهایم ، هر انسانی که تا به حال زیسته است ، روی همین نقطه به سر برده است.
مجموع همه خوشیها و رنجهای ما ، هزاران آموزه اقتصادی ، ایدئولوژی و مذاهب دلگرمکننده ، هر شکارچی و کاوشگری ، هر قهرمان و ترسویی ، هر آفریننده و نابودکننده تمدنی ، هر شاه و رعیتی ، هر زوج جوان عاشقی ، هر کودک امیدواری ، هر مادر و پدری ، هر مخترع و مکتشفی ، هر معلم اخلاقی ، هر سیاستمدار فاسدی ، هر ابرستارهای ، هر رهبر عالیرتبهای و هر معصوم و گناهکاری در تاریخ نوع بشر روی همین نقطه غبارگونه معلق در پرتو آفتاب ، تجلی یافته و زیسته است.
زمین جایگاه کوچکی در گستره بیکران گیتی است. به رودهای خونی فکر کنید که به وسیله ژنرالها و امپراتورها جاری شدند تا آنها بتوانند برای زمانی کوتاه ، آقای قسمتی از این نقطه شوند. به اعمال وحشیانهای فکر کنید که به وسیله ساکنان یک گوشه از این نقطه بر سر ساکنان یک گوشه دیگر به سختی قابل تشخیص آمد. چقدر کجفهمیهای آنها زیاد بود ، چقدر برای کشتن یگدیگر حریص بودند ، چقدر نفرتشان عمیق بود. وضعیتمان ، تصور مهم بودنمان ، تصور اینکه حق ویژهای در عرصه گیتی داریم ، این نقطه رنگپریده را به چالش کشیده است.
سیاره ما ، نقطه کوچکی در سیاهی عظیم احاطهکنندهاش است. در همه این بیکرانگی ، چیزی نیست که بتواند از جایی برای کمک از شر خودمان به یاریمان بیاید. این مهم بر عهده خود ماست. گفته میشود که ستارهشناسی باعث فروتنی میشود و من میخواهم اضافه کنم که ستارهشناسی باعث خودسازی میشود.
به باور من شاید هیچ برهانی درباره نابخردی غرور نوع بشر ، بهتر از این تصویر دور از دنیای کوچکمان نباشد.
از نظر من ، این تصویر ، بر مسئولیت ما برای برخورد مهربانه و مشفقانه با یکدیگر تأکید میکند و همچنین بر گرامی داشتن و محافظت از این نقطه آبی رنگ پریده ، تنها خانهای که تا به حال شناختهایم.»
بهتر است به این نوشتههای کارل ساگان با صدای خودش گوش کنید. (824 کیلوبایت ، 3:31 دقیقه)
کلیپهای بسیار زیبایی در یوتیوب را با نریشن کارل ساگان میتوانید ، در همین باره تماشا کنید:
یک کلیپ زیبا که با استفاده از صحنههای فیلمهای مشهور ساخته شده است ، فیلمهایی مانند بعضیها داغشو دوست دارن ، مولن رژ ، آواز در باران ، رستگاری در شاوشنگ ، برزیل ، بوی خوش زن ، رقصنده در تاریکی ، دار و دسته نیویورکی ، گلادیاتور ، شجاع دل ، راننده تاکسی ، همشهری کین ، کشتن مرغ مقلد (لیست کامل به ترتیب ظاهر شدن سکانسها در کلیپ)
فکر نمیکنم کسی از دانلود این کلیپ پشیمان شود.
دیدن این کلیپ را هم توصیه میکنم.
در فیلم مستند تأثیرگذار ال گور به نام «حقیقت تلخ» در نمای آخر از عکس «نقطه رنگ پریده آبی» استفاده شده است.
جمعه 30 شهریورماه
آموزش آنلاین زبانهای خارجی در سایت Mango
سایتهای زیادی برای آموزش زبانهای خارجی در اینترنت وجود دارند ، ولی کار با هیچ کدام از آنها به راحتی Mango نیست.
سایت مانگو ، 13 زبان را به کاربران علاقمند آموزش میدهد ، هر کورس 100 درس دارد و در هر درس بین 70 تا 150 اسلاید آموزشی نشان داده میشود.
نخست با وارد کردن میل خود باید ثبتنام کنید و بعد زبانی را که دوست دارید یاد بگیرید انتخاب کنید. کاربران ایرانی آشنا با زبان انگلیسی میتوانند به راحتی از سایت استفاده کنند و زبانهایی مثل پرتغالی ، فرانسوی ، یونانی ، آلمانی ، ایتالیایی ، ژاپنی ، چینی ، روسی و اسپانیایی را فرابگیرند.
سایت مانگو بسیار خوب و کاربرپسند طراحی شده است.
فوربس منتشر كرد : ثروتمندترین مردان آمریکا
هر سال ، مجله فوربس ، لیستی از ثروتندترین مردان ایالات متحده را منتشر میکند. مرور این لیست میتواند بسیار جالب باشد. دیروز فوربس جدیترین لیست 400 فرد ثروتمند آمریکا را منتشر کرد:
امسال 25 سال از زمانی که فوربس لیست 400 فرد ثروتمند آمریکا را منتشر میکند ، میگذرد. سرمایهای که برای ورود به این لیست 400 نفره لازم است ، نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. حالا یک شخص باید دست کم 1.3 میلیارد دلار ثروت داشته باشد تا بتواند به ورود به لیست امیدوار باشد ، یعنی 300 میلیون دلار بیشتر از سال قبل.
مجموع ثروت این 400 نفر نسبت به سال قبل رشدی 290 میلیارد دلاری داشته و به 1.54 تریلیون دلار رسیده است.
مثل سالهای قبل ، بیل گیتس در صدر جدول قرار گرفته است. ثروت او 59 میلیارد دلار تخمین زده میشود. Warren Buffett و Sheldon Adelson و Larry Ellison به ترتیب با 52 ، 28 و 26 میلیارد دلار سرمایه در ردههای دوم تا چهارم هستند.
لری پیج و سرگئی برین -رؤسای گوگل- هم با 18.5 میلیلرد دلار به طور مشترک در رتبه پنجم قرار گرفتهاند.
جوانترین نفر در این لیست 400 نفره ، جان آرنولد با 33 سال سن و 1.5 میلیارد دلار سرمایه است.
مسنترین فرد در این لیست ، John Simplot 98 ساله است که یک تاجر سیبزمینی است و 3.6 میلیارد دلار ثروت دارد.
لری پیج و سرگئی برین با 34 سال سن ، بعد از جان آرنولد جوان ترین میلیاردرهای آمریکا هستند.
اما خانم کریستی والتون 52 ساله ، طبق لیست فوربس ثروتمندترین زن آمریکا است. او 16.3 میلیارد دلار ثروت دارد. این زن بیوه که یک فرزند دارد ، بزرگترین خردهفروش دنیا محسوب میشود. وی در 14 کشور دنیا ، 7 هزار فروشگاه دارد.
7 نفر از اعضای لیست سال قبل ثروتمندان آمریکا ، در این مدت درگذشتهاند. مرگ آنها باعث شده که فرزندان جوانشان در لیست قرار بگیرند.
مشاهده لیست به صورت تصویری
هماره با توضیحات
مشاهده لیست به صورت مختصر و مفید
چهارشنبه 28 شهریورماه
Zocdoc ، سایتی برای پیدا کردن دندانپزشک
Zocdoc ، سایت جالبی است. این سایت ، سرویسی است برای پیدا کردن دندانپزشک در محل سکونت بیمار و همچنین تعیین قرار ویزیت به صورت آنلاین به صورتی که با برنامه کاری و وقت شما متناسب باشد.
کافی است یک شهروند آمریکایی در قسمت جستجوی سایت ، نام ایالت یا شهر محل سکونت و یا زیپ کد خود را وارد کند تا دندانپزشکان نزدیک به محل سکونت به همراه آدرس آنها روی نقشه گوگل مپ و وقتهای آزاد پزشک مورد نظر به وی نشان داده شود.
تازه میشود قیافه و پروفایل دندانپزشک ، تخصص وی و زبان وی را هم چک کرد! (قابل توجه دندانپزشکان وبلاگستان)
راستش ما ایرانیها گرچه خود را باهوش میدانیم ، حتی در زمینه شبیهسازی سایتها و سرویسهای موفق غربی موفق نبودهایم ، حتی اگر بوی پول از آنها به مشام برسد!
شما تصور کنید یک تیم پیدا شوند که در ایران سرویسی بسازند که آمیزهای از دو سایت غربی زیر باشد:
- Symptom Checker سایت WebMD : این سرویس را فکر کنم قبلا معرفی کرده بودم ، هر بیمار علایم خودش را وارد میکند ، سایت تشخیصهای محتمل را پیشنهاد میکند.
- مشابه ایرانی سایت Zocdoc : فقط باید یکی پیدا شود اطلاعات پزشکان را در شهرهای بزرگ جمعآوری کند و آدرس مطب بگیرد!
حالا خیلی راحت یک سایت موفق خواهیم داشت که در آن:
- هر بیمار میتواند ثبتنام کند ، علایمش را جستجو کند و اطلاعات پزشکی مفید بگیرد
، بداند احتمالا چه تشخیصهایی دارد ، چه تستهایی احتمالا در پیش روی خواهد داشت و
از آن مهمتر چه بیماریها و آزمایشهایی اصلا برایش ضروری نیستند.
- تخصصها و پاراکلینیکهای مرتبط به وی پیشنهاد شود.
موفقیت سایت که به احتمال فراوان میتواند ، آگهیهای زیادی هم جذب کند ، قابل پیشبینی است. تازه میشود در مرحله بعدی به نسخه انگلیسی سایت و جذب بیمار خارجی هم فکر کرد!
هر کس ایده را پسندید میتواند کامنت بگذارد و یا میل بگذارد.
سه شنبه 27 شهریورماه
یک تبلیغ جالب درباره مضرات سیگار
هر سال ، 5.4 میلیون نفر به خاطر کشیدن سیگار میمیرند ، یعنی 2000 برابر کشتهشدگان حادثه 11 سپتامبر
گوگل معرفی میکند : Presently
همگان منتظر بودند گوگل با راهاندازی سرویس ساخت آنلاین پرزنتیشن ، آفیس آنلاین خود را تکمیل کند. در ماه آوریل اریک اشمیت به صورت تلویحی به قصد گوگل برای برپایی چنین سرویسی اشاره کرده بود و بعدا پشتیبانی جیمیل از فایلهای پاورپوینت چنین احتمالی را بیشتر کرده بود.
ساعاتی پیش گوگل سرانجام سرویس آنلاین ایجاد پرزنتیشن خود را با نام Presently راهاندازی کرد و در وبلاگ رسمی گوگل به چنین کاری اشاره کرد.
آیا پرزنتلی آنچنان که از آن انتظار میرود میتواند رقیبی برای پاورپونت مایکروسافت باشد؟
با توجه به امکاناتی که فعلا پرزنتلی رود ، گمان نمیرود چنین چیزی محتمل باشد. پرزنتلی باید امکانات دیگری هم در اختیار کاربران بگذارد تا جذابتر شود.
بیایید مروی کوتاه داشته باشیم بر این سرویس جدید:
- نخست به سرویس Google Docs، سرویس اسناد گوگل میرویم.
- حالا از منوی New ، روی presentation کلیک میکنیم تا ساخت پرزنتیشن را شروع کنیم:
- وارد محیط برنامه میشویم و میتوانیم شروع کنیم به اسلاید سازی ، برنامه شبیه یه پاورپوینت ساده است. شما امکان انتخاب پوستههای مختلف برای اسلایدها و افزودن عکس را هم دارید. پس از اینکه ساخت پرزنتیشن تمام شد ، میتوایند با کلیک بر روی save & close آن را ذخیره کنید و یا با کلیک بر روی publish ، لینک سند را دریافت کنید.
- یکی از مزایای پرزنتلی امکانات اشتراک آن است. شما میتوانید با کلیک بر روی Share و بعد وارد کردن آدرس ایمیل افراد دلخواه ، افراد دیگر را دعوت کنید تا پرزنتیشن شما را ببینند ، همچنین میتوانید به همین افراد اجازه دهید که پرزنتیشن شما را ویرایش کنند. به این ترتیب به صورت آنلاین و همزمان چندین نفر میتوانند روی یک پرزنتیشن کار کنند.
این ,ویژگی ، کاربردهای زیادی میتواند داشته باشد.
- هر پرزنتیشن در سمت راست یک قسمت audience هم دارد ، که در آن هر بازدیدکننده سند میتواند ، با دیگران چت کند. این ویژگی هم بسیار جالب است ، مخصوصا برای کاربران ایرانی!
برای تست به اینجا بروید.
پرزنتلی میتواند با افزودن امکاناتی مانند نریشن صوتی روی اسلایدها ، افکتهای متنی و تصویری ، قابلیت افزودن اسناد به صورت توکار در صفحات وب و ... کاربرپسندتر شود.
سیپیآر به سبک ایرانی
در قسمت سوم سریال ایرانی «اغما» که در ماه رمضان هر روز از شبکه اول سیما پخش میشود ، شاهد یک صحنه احیای قلبی ریوی بودیم که بیشک دیدنش برای هر پزشکی میتوانست جالب باشد.
در سریال اغما که به کارگردانی سیروس مقدم و نویسندگی داریوش مختاری تولید شده است ، امین تارخ نقش دکتر طه پژوهان ملقب به پنجه طلایی! را بازی میکند که همسرش ظاهرا دچار یک تومور مغزی شده است ، همسر دکتر پژوهان خواستار این است که عملش را همسرش انجام دهد ولی دکتر پژوهان مردد است و ترجیح میدهد عمل را همکارش انجام دهد.
نهایتا به خاطر وخامت ناگهانی حال همسر دکتر پژوهان ، وی مجبور میشود ، عمل را خودش انجام دهد. در حالی که به نظر میرسد همه چیز به خوبی پیش رفته به دلیلی نامعلوم در بخش ریکاوری ، همسر دکتر پژوهان دچار ایست قلبی میشود و از همینجاست که CPR کذایی شروع میشود!:
- دکتر بیهوشی (لعیا زنگنه) که قائدتا بیشترین صلاحیت را برای شروع و اداره
CPR دارد ، منتظر ورود پزشک جراح برای شروع CPR
میشود ، وقت تلف میکند و به وضوح دست و پای خودش را گم کرده است.
- به دستور دکتر پژوهان در حالی که مانیتورینگ تعداد ضربان قلب را 76 نشان می داد ،
آمپول آتروپین تزریق شد.
- بعد از شوک ، سر و سینه بیمار به بالا پرتاب میشد.
- ظاهرا شوک از روی لباس داده میشد.
- دکتر پژوهان ناامید از برگشت حیات به صورت دیوانهوار شروع به شوک دادن میکند ،
دستگاه شوک برای هر نوبت شوک باید شارژ شود و چند ثانیهای باید صرف شارژ شدن
دستگاه شود. در سریال هیچ فاصلهای بین شوکها نبود.
- خبری از ماساژ قلبی هم نبود و ...
شاید بعضی از خوانندگان اعتقاد داشته باشند که نباید زیاد مته به خشخاش گذاشت و اصلا چه لزومی دارد در سریالهای مناسبتی از این دست که غالبا با عجله تهیه میشوند همه جزئیات به تصویر کشیده شود.
من لزوم حساسیت در این مورد را در 3 مورد خلاصه میکنم:
1- در سینمای دنیا، مرحله تحقیق قبل از نوشتن فیلمنامه و سینمایی کردن فیلمنامه اهمیت زیادی دارد. هر فیلم بسته به ژانرش مشاورها و کارشناسان زیادی دارد ، اگر فیلمی تاریخی ساخته میشود امکان ندارد با یک تاریخدان مشاوره نشود و مثلا در مورد لباس ، شیوه گویش و عادات عامه مردم تحقیق دقیقی انجام نشود. به طریق مشابه اگر فیلمی یا موضوع اصلی و یا حاشیهای پزشکی ساخته شود ، امکان ندارد فیلم کارشناس پزشک نداشته باشد. شما فکر میکنید فیلم «ذهن زیبا» بدون کارشناسی ساخته شده است و کارگردان در مورد جان نش و کارهایش در ریاضیات و یا در مورد اسکیزوفرنی کارشناس پزشک و ریاضیدان نداشته است و یا فیلم آیریس به صورت تصادفی آلزایمر و پیامدهایش را آن طور هنرمندانه نشان داده است.
البته ظاهرا این سریال کارشناس پزشک داشته است!
از سوی دیگر ، تعهد فیلمسازان برای به تصویر کشیدن واقعیت چیز مهمی است و باید آن را نوعی احترام به شعور مخاطب محسوب کرد. کم بودن سرمایه فیلم و یا مخاطب عام داشتن آن نباید هیچگاه ، توجیهی برای کمکاری باشد.
ستارگان سینمای جهان رنج و مرارت زیادی برای وفق دادن با کارکترهای سینماییشان میکشند. نیکول کیدمن برای ایفای نقش ویرجینیا ولف ، همه کتابهای وی را میخواند و چپدست میشود ، رابرت دنیرو برای گاو خشمگین 25 کیلو وزن اضافه میکند ، تام کروز برای آخرین سامورایی ، مدتها هنرهای رزمی ژاپنی را تمرین میکند و در آن مهارت زیادی پیدا میکند و برای متولد چهارم جولای مدتها با معلولان در یک آسایشگاه سر میکند . ..
پس چرا نباید زحمت یک تحقیق مقدماتی را به خود ندهیم؟
2- ما در جامعهای زندگی میکنیم که مردم با کتابخوانی بیگانهاند ، منابع اطلاعاتی سهلالوصولی برای دریافت اطلاعات پزشکی و سلامت ندارند و افسانهها و خرافاتی در مورد پزشکی و بیماریها و درمان آنها به طریقه سنتی در آن رواج دارد. درمان و ارتقای سطح بهداشت جامعه جز با آگاهی و مشارکت دو جانبه پزشکان و بیماران ممکن نیست.
احیای قلبی ریوی یا CPR در موارد ایست قلبی تنفسی بیماران یکی از موارد بسیار حساس در پزشکی است. تلویزیون یک منبع اطلاعاتی مهم درباره CPR است و قدرت و میزان تأثیرگذاری این رسانه بر کسی پوشیده نیست.
3- صحت و درستی برداشتهای سینمایی از مقولات مرتبط با پزشکی و سلامت ، بارها از سوی مجلات معتبر پزشکی مورد بررسی قرار گرفته است. یک نمونه:
در جستجویی که انجام دادم ، یک مقاله جالب در مجله پزشکی NEJM دیدم که چگونگی به تصویر کشیده شدن CPR را در سریالهای پزشکی محبوب در آمریکا بررسی میکرد.
محققان این پژوهش جالب در مجموع 97 قسمت از سریالهای پزشکی را مشاهده کردند : 25 قسمت از سریال ER و 22 قسمت از سریال Chicago Hope و 50 قسمت از Rescue 911. مجموعا 60 مورد CPR در این قسمت ها رخ داده بود : 31 مورد در سریال ER و 11 مورد در سریال Chicago Hope و 18 مورد در Rescue 911. بیشتر موارد CPR به علت تروما اتفاق افتاده بود و 28 درصد موارد به علت بیماری اولیه قلبی.
در قسمت نتیجهگیری مقاله تذکر داده شده بود که میزان موفقیت CPRها در این سریالها بسیار بالا بوده است و ممکن است باعث ایجاد تصورات و انتظارات غلط در مردم شود.
نوشته مرتبط: (...) ، فاجعه سریال سازی
یکشنبه 25 شهریورماه
10 کار جالب که «احتمالا» با جیمیل انجام نمیدادید
خیلی از نرمافزارها و سرویسهای اینترنتی ویژگیهایی دارند که ما از آنها بیاطلاع هستیم. ممکن است در منوی یک برنامه بارها به آنها برخورده باشیم ولی توجهی نکرده باشیم. سرویس ایمیل جیمیل هم ویژگیهایی دارد که شما شاید با آنها آشنا نباشید:
10- اضافه کردن آدرس میلهای دیگر در قسمت مبدأ میل :
فرض کنید شما میلهای دیگری مثلا در شرکتی که کار میکنید و یا دانشگاهی که تحصیل
میکنید ، دارید و مسئولان شرکت و دانشگاه ، فقط با همان میل به شما جواب میدهند. در
عین حال نمیخواهید برای فرستادن میل به صورت مرتب ، وارد دیگر حسابهای میل خودتان
بشوید.
جیمیل چنین کاری را ممکن میکند:
- وارد حساب کاربری خود در جیمیل شوید.
- روی settnig در گوشه شمال شرقی صفحه میل! کلیک کنید و بعد
برگه Accounts را باز کنید.
- در قسمت Send mail as روی Add another email address کلیک کنید.
- نام و آدرس میل دیگرتان را بنویسید.
- روی Next Step کلیک کنید. جیمیل برای اینکه تشخیص دهد آدرس میل دیگر واقعا متعلق
به ماست یک ایمیل تأییدی میفرستد ، شما باید آن میل را باز کند و روی لینکش کلیک
کنید تا این مرحله هم انجام شود.
- کار تمام است و از این به بعد میتوانید وقتی در جیمیل هستید ، ایمیلهایی
با آدرس میلهای دگرتان بفرستید. شخص دریافتکننده میل چنین چیزی را میبیند:
"From
customaddress@domain.com on behalf of yourusername@gmail.com."
9- اسناد ضمیمه میل را در Google Docs & Spreadsheets
ببینید: فرض کنید میلی برای شما فرستاده شده که یک فایل word
یا Excel دارد و شما برنامه word یا Excel را به هر علت در
سیستمتان ندارید. چه میکنید؟
- شما میتوانید با کلیک روی open as a Google Docs &
Spreadsheets در پایین فایلهای پیوستشده ، فایلها را با
استفاده از سرویس آنلاین گوگل ببیند و حتی انها را ویرایش کنید!
- شما میتوانید فایل word را با فرمت HTML
ببنید.
- شما میتوانید فایل PowerPoint را به صورت یک اسلایدشوی فلش ببینید.
پس میِبینید که در یک سیستم بدون برنامه ، تنها با یک مرورگر هیچ وقت در هنگام چک کردن میلهایی با این فایلها دچار مشکل نخواهید شد.
8- ابزار یا گجت جیمیل را به صفحه شخصی گوگل اضافه کنید :
صفحه شخصی گوگل ، صفحهای است که شما می
توانید با اضافه کردن آدرس خروجی فید سایتهای مختلف ، تقویم و یک سری ابزار یا
gadget به آن ، صفحه بسیار جالبی به میل خود درست کنید که که حاوی چکیدهای از
اطلاعات و خبرهای روز باشد : از وضعیت آب و هوا گرفته تا آخرین اخبار روز و از
عکسهای زیبای نشنال جئوگرافیک گرفته تا مناسبتهای تاریخی روز.
بهتر است به صفحه شخصی خودتان ، گجت جیمیل را هم اضافه کنید.
7- چرا با چت جواب نمیدهید؟! برای من بارها پیش آمده که میلی برای یکی از دوستان فرستادهام و چون دوستم آنلاین بوده ، بلافاصله پاسخ میل را گرفتهام. این طور وقتها آدم متوجه میشود که گیرنده میل ، در همان لحظه آنلاین است.
در این طور مواقع اگر مجددا با شخص مورد نظر مجددا کار داشتیم بهتر است به جای رد و بدل کردن میل به صورت عادی در قالب چت به گفتگو با وی بپردازیم : replying by chat

6- از جیمیل برای موبایل استفاده کنید :
البته اگر موبایلتان امکان دسترسی به اینترنت را دارد.
5- لینکهای هوشمند سمت راست : جیمیل به صورت خودکار متن میلها را پردازش میکند ، اگر در متن میل به جای خاص و یا به قراری در وقت معینی اشاره شده باشد ، در سمت راست لینکهایی ظاهر میشود که کاربر را به سرویس گوگل مپ راهنمایی میکند تا مکان مورد نظر را ببنید و یا به کار پیشنهاد میشود که قرار مورد نظر را وارد سرویس تقویم گوگل کند تا فراموش نکند.
4- تذکر به روز شدن گفتگو : فرض کنید میلهای زیادی را با فردی رد و بدل کردهاید و مرتب میل نوشتهاید و پاسخ گرفتهاید ، جیمیل در این طور مواقع میلها را در قالب یک گفتگو یا Conversation مرتب میکند. گاهی وقتی دارید پاسخی برای یک گفتگو مینویسید ، مخاطب شما میل میفرستد. در این طور مواقع یک تذکر به روز شدن گفتگو Conversation update notification ظاهر میشود:

3- جستجوی پیشرفته : بسیاری از کاربران جیمیل برای پیدا کردن یک میل خاص از قسمت جستجوی جیمیل استفاده میکنند. اما کاربران بسیار کمتری از جستجوی پیشرفته جیمیل استفاده میکنند. جستجوی پبیشرفته میتواند پیدا کردن میلها را بسیار آسان کند ، چرا که میشود برای مثال جستجو را محدود به میلهای ارسالی فقط یک نفر ، یک بازه زمانی مشخص یا میلهای حاوی پیوست کرد.
2- چت آفلاین : تقریبا مثل یاهو مسنجر میشود در جیمیل هم برای یک شخص آفلاین گذاشت.
1- سازماندهی جلسات و قرارها در جیمیل : البته این ویژگی
به درد کسانی میخورد که خیلی از سیستم تقویم گوگل استفاده میکنند و کارهایشان را
با استفاده از آن سازماندهی میکنند.
وقتی یک میل برای شخصی میفرستید و قراری با او میگذارید ، میتوانید در خود
جیمیل قرار را با کلیک بر روی Add event info سازماندهی کنید ، به این ترتیب قرار
به صورت خودکار وارد تقویم گوگل شما میشودو شخص دریافتکننده میل هم میتواند به
سادگی قرار را وارد تقویم خود کند.
پینوشت : شاید بعضی از ویژگیها و امکانات جیمیل که در بالا به آنها اشاره کردم ، برای کاربران ایرانی کاربردی نباشد ، مثل جیمیل برای موبایل ولی تصور میکنم بعضی از این نکات و ترفندها که من در وبلاگ رسمی جیمیل دیدم برای همه سودمند باشد.
منبع
Top 10 little-known Gmail features (Part 1)
Top 10 little-known Gmail features (Part 2)
جمعه 23 شهریورماه
سه سال زندان برای بمبساز گوگلی!
یک علاقمند جوان اینترنت در لهستان به نام Marek W به سه سال زندان محکوم شد. این جوان 23 ساله یک نرمافزار کامپیوتری نوشته بود که به طور خودکار بمب گوگلی میساخت.
وقتی تعداد زیادی از کاربران اینترنت به طور همزمان و هماهنگ با یک کلیدواژه به یک سایت به خصوص لینک بدهند ، الگوریتمهای موتور جستجوی گوگل آن سایت را حاوی اطلاعات مهم برای آن کلیدواژه تشخیص میدهند. بنابراین وقتی کسی در گوگل کلیدواژه مورد نظر را جستجو کند ، آن سایت در رتبه بالای قرار میگیرد. به این کار اصطلاحا بمب گوگلی گفته میشود.
تا به حال بارها این اشخاص و گروههای مختلف بمب گوگلی ساختهاند ، شاید آشناترین آنها برای کاربران ایرانی بمب گوگلی خلیج فارس باشد که اشخاصی را که کلیدواژه خلیج عربی را جستجو میکنند به سایتی راهنمایی میکند که نام درست را یادآوری میکند.
اما این جوان لهستانی وقتی به دردسر افتاد که برای تست نرمافزار جالبش ، برای سایت «لخ کازینسکی» -رئیس جمهور لهستان- بمب گوگلی ساخت ، آن هم با کلیدواژههای اهانتآمیز.
در مارس امسال ، آیپی این شخص ردگیری شد و وی دستگیر شد. وی بعد از دستگیری گفت که صرفا قصد داشته مهارتهایش را سنجش کند و نرمافزارش را آزمایش کند.
پارکینگ 1.3 میلیون دلاری رؤسای گوگل
طبق خبری که در نیویورک تایمز منتشر شده است ، رؤسای گوگل -لری پیج و سرگئی برین- برای پارک کردن جت شخصی خودشان که یک بوئینگ 767 است از یک فرودگاه ناسا که در نزدیکی دفتر آنها قرار دارد استفاده میکنند.
تصویری از یک بوئینگ 767
معمول نیست که جتهای شخصی از یک فرودگاه دولتی آن هم فرودگاه ناسا استفاده کنند ، پیج و برین مجبورند سالانه 1.3 میلیون دلار به ناسا پرداخت کنند و همچنین موافقت کردهاند که در جتهای آنها ابزار و وسایل تحقیقاتی خاصی قرار داده شود.
فرودگاه ناسا که رؤسای گوگل از آن استفاده میکنند «مفت» Moffett نام دارد و تنها 4 مایل با دفتر گوگل فاصله دارد.
همکاری گوگل و بنیاد ایکس پرایز در پروژه ماه 2.0
ایرانیها بنیاد ایکس پرایز را با نام انوشه انصاری -نخستین ایرانی فضانورد - به خاطر میآورند. این بنیاد با هدف پیشبرد و توسعه فضانوردی و شرکت ، مؤسسات خصوصی فعالیت میکند.
در سال 2004 خانواده انصاری ، تامین مالی جایزه 10 میلیون دلاری Ansari X-prize را بر عهده گرفتند.این جایزه که به یک سازمان غیردولتی تعلق میگرفت که بتواند از مدار زمین خارج شود و در مدت کمتر از دو هفته دوباره به مدار خارج از کره زمین مسافرت نماید.
در خبرها داشتیم که بنیاد ایکس پرایز با همکاری شرکت گوگل ، مسابقهای دیگر را ترتیب داده است که ماجراجویانهتر از قبلی است.
از زمانی که بشر قدم بر روی سطح ماه گذاشت ، دههها میگذرد. شاید تا 6 الی 8 سال آینده هم انسانی سفری اکتشافی به مقصد ماه انجام نشود ، بنیاد ایکس پرایز و گوگل قصد دارند با هدف مشارکت شرکتهای خصوصی یک مسابقه ترتیب دهند. آنها نام جالب ماه 2.0 را روی پروژهشان گذاشتهاند که دوستداران آیتی را بیش از هر چیز به یاد وب 2.0 میاندازد.
برنده این مسابقه نخستین شرکت غیر دولتيای خواهد بود که بتواند یک روبوت متحرک را بر سطح ماه بنشاند و از طریق آن بتواند یک گیگابایت اطلاعات شامل عکس و ویدئو به زمین ارسال کند. به علاوه این روبوت شرکت برنده باید بتواند ، دست کم 400 متر روی سطح ماه حرکت کند ، از خودش تصاویری ارسال کند و ویدئوهای با کیفیت بالا و تصاویر پانورامیک بفرستد.
اگر تا سال 2012 شرکتی بتواند روبوتی بر سطح ماه بفرستد که قادر به انجام کارهای بالا باشد ، 20 میلیون دلار دریافت خواهد کرد. اگر شرکتی تا این سال موفق به این کار نشد ، جایزه 2 سال دیگر تمدید میشود ولی مبلغ جایزه کاهش پیدا میکند و به 15 میلیون دلار میرسد.
سایت این پروژه : Google Lunar X PRIZE
منبع
یکشنبه 18 شهریورماه
ارگ دریایی
در ساحل Zadar در کرواسی ابزار موسیقی عجیبی قرار دارد که نوازندهاش کسی نیست جز امواج دریا!
لولههای این ارگ در زیر پلکان بتونی قرار گرفته. امواج با برخورد به این لولهها اصوات تصادفی ولی هارمونیکی ایجاد میکنند. بازدید و شنیدن صدای این ارگ دریایی از آوریل 2005 برای عموم ممکن شده است.
بازسازیهای پر هرج و مرج بعد از خرابیهای وارد شده در جریان جنگ جهانی دوم به «زادار» ، ساحل این شهر را مبدل به یک دیواره بتونی یکنواخت و زشت کرده بود. حالا با این ارگ دریایی این شهر یک جاذبه توریستی جالب پیدا کرده است.
صدای این ارگ دریایی را بشنوید.
فركتالهایی از مغز
فکر میکنید راهی برای آمیختن هنر و نمودارهای امواج مغزی وجود داشته باشد؟
«بیل اسکات» از انستیتوی روانشناسی و نورولوژی UCLA چنین راهی را پیدا کرده است او فناوریای را ابداع گرده است که به کمک آن میتوان الکتروآنسفالوگرامها (EEG یا همان نوار مغزی) را به فرکتالهای رنگی تبدیل کرد. او از این روش با موفقیت در یک روش درمانی به نام پسخوراند زیستی یا بیوفیدبک استفاده میکند.
بیل اسکات از پسخوراند زیستی برای درمان اعتیاد و اختلالات اضطرابی استفاده میکند.
با رفتن به این صفحه با فرکتال یا بَرخال آشنا شوید.یک ویدئوی زیبا درباره فرکتال را در اینجا ببینید. در اینجا هم گالری بسیار زیبای فرکتالهای ساخته شده از امواج مغز را ببینید.
سنگهای زیبا ولی دردناک
تصاویر زیر نه کلکسیونی از سنگهای زیبای طبیعت هستند و نه عکسهای فتوشاپی. اینها مجموعه کوچکی از سنگهای دستگاه ادراری انسان هستند. همین سنگهای زیبا درد فوقالعاده زیادی را به بیماران تحمیل میکنند:
اگر موس را روی هر عکس ببرید می توانید جنس سنگ را ببینید. تصاویر بیشتر در اینجا.
جمعه 16 شهریورماه
حراج واقعی ، اپل به آیفوناش آتش زد!
راستش من که آخر متوجه نشدم که گوشی آیفونی که دوربینش ضعیف است ، اجازه فیلمبرداری نمیدهد ، کارت حافظه نمیخورد ، همه فرمتها را پشتیبانی نمیکند و تازه در مورد ما باید هک شود تا با سیستم مخابراتیمان سازگار شود ، چرا اینقدر باید کشته و مرده داشته باشد.
گیرم که صفحهاش لمسی است ، خوب باشد! صفحه لمسی گوشی اپل را که خودش نساخته ، اپل صفحه لمسی را به یک شرکت آلمانی سفارش داده تا برایش بسازد. همین فردا و پسفردا است که سونیاریکسون و نوکیا هم گوشیهایی با صفحه لمسی حتی بهتر وارد بازار کنند ، آن هم بدون هیچ یک از نقاط ضعف عمده آیفون.
استیو جابز در متنی که اینجا در سایت اپل منتشر کرده است ، اعلام کرده که قیمت گوشی 8 گیگی 599 دلاری را 200 دلار پایین آورده و حالا این گوشی را با قیمت 399 دلار به فروش میرساند ، تخفیفی قابل توجه! کسانی هم که قبل از این گشادهدستی اپل ، آیفون را گران خریدهاند ، می توانند از اعتبار 100 دلاری برای خرید از فروشگاههای اپل استفاده کنند.
در قسمتی از متن منتشر شده استیو جابز مینویسد:
«با بیش از 30 سال تجربه در زمینه فناوری ، میتوانم به این واقعیت اذعان کنم که
جاده فناوری ناهموار است. همیشه باید شاهد تغییرات و پیشرفتهایی بود. همیشه کسی
هست که محصول را قبل از کاهش یافتن قیمت آن میخرد و در نتیجه نمیتواند از شرایط
قیمت جدید ، سیستم عامل تازه و یا هر چیز دیگر استفاده کند. زندگی در مسیر فناوری
چنین چیزی است.
اگر شما همیشه در انتظار کاهش یافتن آتی قیمتها و یا خریدن یک مدل بهتر باشید ، آن
وقت در واقع هیچوقت فناوری جدیدی را نخریدهاید ، چون شما همیشه منتظر چیز
ارزانتر و بهتری بودهاید.
اگر شما محصولات را از شرکتهایی بخرید که از آنها پشتیبانی میکنند -مانند شرکت
اپل که قصد چنین کاری دارد- میتوانید با وجود به بازار آمدن مدلهای جدید از
سالها خدمات مفید و رضایتبخش برخوردار شوید.»
این جملات یعنی اینکه تردید نکنید منتظر نسخه جدید آیفون و یا محصولات تازه شرکتهای رقیب نباشید ، قیمت را هم که پایین آوردهام ، زودتر آیفون بخرید!
مطلب مرتبط : ده دلیل کافی برای نخریدن آیفون اپل
به فیلمهای سینمایی گوش کنید!
دلتان برای فیلم محبوبتان تنگ شده؟ میخواهید یک بار دیگر صدای سکانسهای به یادماندنی آن را گوش کنید؟

سایت listen to a movie به شما امکان میدهد بعد از ثبتنام رایگان در آن فیلم مورد نظر را جستجو کنید و به صدای آن گوش کنید. من برای تست فیلم پدرخوانده را انتخاب کردم و به مکالمه دون کورلئونه و بوناسرا یک بار دیگر گوش کردم!
سایت فعلا صدای 1109 فیلم سینمایی و 154 سریال را در خود دارد.
با Dailylit هر روز 10 دقیقه کتاب بخوانید
سایت dailylit ایده جالبی دارد. این سایت هر اثر ادبی را به قسمتهای زیاد و کوچکی تبدیل میکند و سپس این قسمتها را کمکم به آدرس میل شما میفرستد تا به تدریج بخوانید.

به این ترتیب هر بار که میلتان را چک میکنید ، میتوانید کمی
هم کتاب بخوانید. روش کار با این سایت ساده است:
- نخست ثبتنام کنید.
- کتاب مورد نظر خود را انتخاب کنید.
- مشخص کنید که دوست دارید کتاب را با میل دریافت کنید و یا در قالب یک خروجی فید.
- مشخص کنید که میخواهید هر روز قسمتهای کتاب برایتان فرستاده شود و یا به صورت
هفتگی. همچنین مشخص کنید در چه ساعتی از روز میل برایتان فرستاده شود.
یک سایت به زبان فارسی با همین ویژگیها ، سایت خوبی میشد!
محبوبترینهای ادبی
اول : دیروز در وبلاگ خوابگرد ، لینکی دیدم که من رساند به به نتایج جالب تحقیقی که «محمد حسن شهسواری» در مورد «نوع علاقهمندی دانشجویان به ادبیات داستانی» انجام داده است.
او تحقیقی در مورد علاقمندیهای 584 دانشجو در مورد ادبیات داستانی انجام داده است که بر اساس آن پائولو کوئیلو ، فئودور داستایفسکی، گابریل گارسیا مارکز و ویکتور هوگو محبوبترین نویسندگان خارجی ؛ صادق هدایت ، جلال آل احمد ، محمدعلی جمالزاده و سیمین دانشور محبوبترین نویسندگان ایرانی هستند.
بر اساس این تحقیق ، رمانهای کیمیاگر ، صد سال تنهایی ، بر باد رفته و کوری در میان رمانهای خارجی مشتاقان بیشتری داشتهاند و رمانهای ایرانی بوف کور ، بامداد خمار ، گندم و سووشون در صدر رمانهای محبوب ایرانی ایستادهاند.
البته پیداست که برای داشتن آماری خوب جمعیت بیشتری با پراکندگی جغرافیایی بیشتر و با پرهیز از مخدوشکنندههای آماری کمتر مورد مطالعه قرار بگیرند. اما همین تلاش هم در شرایط حاضر جای تقدیر فراوان دارد.
دیشب با خواندن این پست به این فکر افتادم که ببینم میتوانم نتایج مشابهی را در محیط اینترنت پیدا کنم یا نه.
سایت goodreads ، یک شبکه اجتماعی موفق کتاب و کتابخوانی است که کاربران ایرانی بسیار زیادی دارد. من این سایت را مدتها پیش معرفی کرده بودم که خوشبختانه مورد استقبال زیادی قرار گرفت.

در وبلاگ این سایت آمار جالبی منتشر شده است : این سایت در حال حاضر 300 هزار عضو دارد که برای یک شبکه اجتماعی تخصصی آن هم در مورد کتاب عدد بسیار خوب و قابل توجهی است. این کاربران تا به حال 5 میلیون کتاب را در لیست کتابهایی که خواندهاند و یا در حال مطالعه آن هستند ، قرار دادهاند. آنها در حال حاضر مشغول خواندن 398,233 کتاب هستند.
در سایت goodreads کتابها بر حسب نمرهای که هر کاربر به آن میدهد (بین 1 تا 5) نمره ای میگیرد. بر این اساس ، سایت ، کتابهای محبوب همه کاربران و همچنین کاربران هر منطقه جغرافیایی (شامل ایران) را مرتب کرده است:
کتابهای محبوب همه اعضا : هری پاتر و سنگ جادو ، کشتن مرغ مقلد ، ناتور دشت ، هری پاتر و شاهزاده دو رگه ، هری پاتر و جام آتش ، گتسبی بزرگ ، هری پاتر و فرمان ققنوس ، هری پاتر و زندانی ازبکان ، کد داوینچی ، هری پاتر و تالار اسرار ، 1984 ، بادبادکباز ، غرو و تعصب ، مزرعه حیوانات ، خاطرات یک گیشا ، سلاخخانه شماره پنج ، آقای فایلها ، موشها و آدمها
کتابهای محبوب کاربران ایرانی : مزرعه حیوانات ، کد داوینچی ، هری پاتر و جام آتش ، هری پاتر و سنگ جادو ، هری پاترو شاهزاده دو رگه ، کوری ، ناتور دشت ، هری پاتر و فرمان ققنوس ، شازده کوچولو ، هری پاتر و زندانی ازبکان ، چراغها را من خاموش میکنم ، بوف کور ، کیمیاگر ، هشت کتاب سهراب سپهری ، 1984 و صد سال تنهایی
سایت goodreads ، نویسندگان برتر از نگاه کاربران خود را هم اینگونه معرفی میکند: جی کی رولینگ ، استفان کنیگ ، ویلیام شکسپیر ، کورت ونهگات ، دن براون ، جورج ارول ، تالکین ، دیوید سداریس ، جان اشتاین بک ، جین آستین ، هارپر لی ، رولد دال Roald Dahl ، اف اسکات فیتزجرالد ، نیل گیمن ، شل سیلوراستون ، کلایو لوئیس ، گابریل گارسیا مارکز ، خالد حسینی و ارنست همینگوی.
این رتبهبندیها از لحاظ آماری قابل بسط به کل جامعه نیستند ، چون فقط قسمت کمی از جمعیت آنلاین را در برمیگیرند ، وانگهی هر کاربر سایت ، مجبور و متعهد نیست همه علایق خود را مشخص کند. با این همه به اعتقاد من همین آمار دورنمایی از سلیقه کتابخوانی قشر متوسط جامعه ایران به دست میدهد ، تب هری پاتر که همه جا را گرفته ، محبوبیت بادبادک باز خالد حسینی و کتابهای کوئیلو و مارکز هم که برای همه مشخص است و همه در کتابخانههایمان مزرعه حیوانات و ناتور دشت را باید داشته باشیم!
--------------------------------------------------
دوم : اما آیا «رتبهبندیهایی» که در بالا گفته شد ، میتواند
راهنمایی برای یک جوان مشتاق کتابخوانی باشد که آشنایی چندانی با آثار ادبی بزرگ
ندارد و یا میتواند مانند جدول ردهبندی مسابقات ورزشی ملاک برای برتری یک نویسنده بر
دیگری باشد؟
بیشک نه! آمار بالا فقط میتوانند تصویری مبهم از بیشترخواندهشدهها در
شرایط فرهنگی حال حاضر جهان بدهند.
اصولا به باور من «رتبهبندی» کردن آن هم در ادبیات یک نوع گستاخی است! تولستوی و همینگوی
را با چه معیاری میشود در مرتبهای پایینتر از رولینگ و دن براون گذاشت؟!
اما اگر هدف ما از تهیه و توصیه کردن این لیستها ، آشنا شدن با آثار برتر ادبی
و برجسته کردن آنها باشد ، موضوع کاملا فرق میکند.
------------------------------------------------------------
سوم : در اینترنت لیستهای خوبی داریم که
مرور آنها میتواند یاریکننده کتابخوانها باشد. این لیستها با نظر خبرگان فن
تهیه شدهاند. من جستجویی کردم تا تعدادی از آنها را پیدا کنم:
كتابهايي كه بايد پيش از مرگ خواند! : لیستی از 220 رمان برتر که در ایران ترجمه و منتشر شدهاند همراه نام انتشارات
25 کتاب که باید قبل از 25 سالگی بخوانید
صد رمان انگلیسی برتر از نگاه تایم
لیست صد رمان برتر گاردین : این لیست با نظر و رأی صد نویسنده برجسته از 54 کشور دنیا تهیه شده است و به شیوه الفبایی مرتب شده است.
25 رمان برتر 25 سال اخیر : بد نیست بازه زمانی را محدودتر کنید و ببینید در زمان حیات خودمان چه رمانهای خوبی نوشته شده.
صد کتابی تأثیرگذار همه دورانها : این یکی لیست بسیار جالبی است. تا حالا فکر کرده بودید کدام کتابها در تاریخ تأثیرگذارتر بودهاند و به نوعی تاریخ را تغییر دادهاند؟
صد رمان برتر از نگاه دبیران ادبی روزنامه نیویورک تایمز
بهترین رمانها را خودتان انتخاب کنید : گفتم رتبهبندی چندان چیز خوبی نیست. با این همه رفتن به سایت best 100 novels خالی از لطف نیست. بعد از ثبتنام میتوانید به رمانها برتر از دید خودتان رأی بدهید. همچنین میتوانید لیست ده رمان برتر خودتان را تهیه کنید تا در دیتابیس سایت قرار بگیرد.
----------------------------------------------------------
چهارم : اما داشتن این لیستها وقتی لذت بیشتری داشت که میشد کتابها را به
راحتی و بدون دردسر تهیه کرد.
تصور کنید که هر ماه از این لیستها می توانستید یکی دو کتاب تهیه کنید و بخوانید
یا تصور کنید یک سایت فارسی تمامعیار فروش کتاب را که همواره همه این کتابها را
داشته باشد و در کتاب ضمن خواندن قد و نوشتههای مروری بشود خیلی راحت و با هزینه
پستی «اندک» کتاب را با کارت اعتباری سفارش داد.
پنجشنبه 15 شهریورماه
یک مسابقه وبلاگی
داشتم یک وبلاگ فرنگی را مرور میکردم که تصادفا دیدم لینکی به صفحه یک مسابقه وبلاگی داده.
در لیست برندگان سال 2006 این مسابقه وبلاگهای جالبی را میشود پیدا کرد.
وبلاگهای برتر در زمینههای بسیار متنوعی در این مسابقه رقابت میکنند : طراحی ، تجارت ، سرگرمی ، پزشکی ، فناوری ، پادکست ، فتوبلاگ و ...
برای رأی دادن باید عضو سایت شوید. بعد از عضویت میتوانید وبلاگ مورد نظر خودتان را نامزد کنید. اگر عضو سایت شدید ، وبلاگ من را فراموش نکنید! باید به اینجا بروید.
آیپادهای لمسی هم آمدند
روز چهارشنبه شرکت اپل همانطور که تصور میرفت ، نمونه جدیدی از آیپاد را معرفی کرد.
آیپاد جدید به خاطر اینکه مانند آیفون لمسی است به iPod touch موسوم است و 4 خصوصیت عمده دارد:
- مانند آیفون لمسی است.
- صفحه نمایش 3.5اینچی دارد.
- مجهز به مروگر «سفری» است و با آن میتوان به شیوه وای فای به اینترنت متصل شد.
- به کمک آن میشود از iTunes موسیقی دانلود کرد.
آیپاد لمسی دو مدل 8 و 16 گیگی دارد که به ترتیب با قیمت 299 و
399 دلار به فروش میرسند. مدلهای جدیدی از آیپاد نانو هم در مراسم ، معرفی شد.
گفته میشود اپل برای جلب مشتری بیشتر آیپاد را با بهایی کمتر از آنچه قرار بود ،
به فروش میرساند. آیپاد 399 دلاری اپل قرار بود با قیمت 600 دلار به فروش برسد.
صفحه مربوط به آیپاد لمسی در سایت اپل
چهارشنبه 14 شهریورماه
سايت ديگری برای تهيه اسلايد شو
این روزها هر چند وقت یک بار سرویسهای خوبی برای تهیه بیدردسر اسلاید شو slide show راه میافتند. یک زمان کاربران انتخابهای محدود و انگشتشماری در مزینه سایتهای آپلود عکس داشتند ولی حالا دیگر همه چیز فرق کرده است.
من فکر میکنم به زودی سرویسهای خوبی در زمینه ساخت اسلایدهای صوتی تصویری پیشرفته یا فلش به صورت آنلاین راه بیفتد و پیشبینی شخصی من این است که به زودی چیزی با نام فلشکست را در برابر پادکست شاهد خواهیم بود.
در این سرویسهای احتمالی هر کس میتواند عکس و موسیقی یا صدای خود را آپلود کند و بعد برای آنها افکت بگذارد و عکسها را به تناسب صدا چینش کند و یا برعکس.
خوب بعد از این پیشبینی عالمانه و لو دادن ایده! برویم سراغ معرفی سرویس جدید:
سرویس جدید imageloop نام دارد و کار با آن بسیار آسان است ، عکس آپلود میکنید و بعد استایل ، افکت و اندازه اسلاید شو را انتخاب میکنید ، سایت ، به شما کد لازم برای نمایش اسلاید شو را در وبلاگ میدهد.
البته به کمک سایت میشود فایلهای پاورپوینت را به اسلاید شو تبدیل کرد ، همچنین میتوان آدرس خروجی فید یک سایت را داد و بعد اسلاید شویی از تصاویرش را تحویل گرفت.
این هم برای نمونه : نقشههای گویای خبری!
عکسها را ببینید
در همین زمینه:
با picturetrail ، اسلاید شوهای زیبا ، مطابق میل خود بسازید
توضیحاتی در مورد سایت slidez
توضیحاتی در مورد سایت slide
vcasmo ، سایتی برای ساخت پرزنتیشن چندرسانهای
ملاقاتی ویژه با قلب
جنیفر ساتن 23 ساله ، ژوئن امسال عمل پیوند قلب انجام داد. عمل وی در بیمارستان Papworth کمبریج انجام شد. بعد از عمل وی تصمیم گرفت قلبش را به نمایشگاهی در لندن با عنوان Heart today بفرستد.
هدف او از این کار آگاهی دادن به مردم درباره پیوند اعضا و همچنین بیماری خاص خودش -کاردیومیوپاتی تحدیدی Restrictive Cardiomyopathy- بود.
خانم ساتن بعد از دیدن قلبش در نمایشگاه قلب لندن که در مجموعه
Wellcome Collection برپا شده است ، گفت:
«وقتی آدم قلبش را برای نخستین بار میبیند ، تجربه احساسی و سورئالی به وی دست
میدهد. وقتی قلبم داخل سینهام بود ، درد و رنج زیادی برای من ایجاد میکرد. وقتی
دیدم قلبم آنجاست ، حس عجیب و غریبی به من دست داد ، تودهای از عضله را دیدم که
آنگونه مرا آزار میداد و آن وقت همین قلب باعث جلب توجه مردم شده بود و آنها را
وادار کرده بود که درباره بیماری ، پیوند قلب و اهدای عضو ، فکر کنند.»
در نمایشگاه قلب لندن که تا 16 سپتامبر ادامه دارد ،علاوه بر قلب خانم ساتن ، اشیا و مدارکی مرتبط با قلب مانند نقاشیهای هنری ، پاپیروسهای مصر باستان ، نقاشیهایی که تلقی جادویی از قلب دارند ، کتابهای پزشکی و ابزارهای جراحی امروزی قلب را میتوان دید.
نمایشگاه قلب لندن
منبع : forteantimes
سه شنبه 13 شهریورماه
ماشینی که دروغ را میبیند
از دیرباز آدمیان در فکر این بودند که روشی برای شناسایی دروغ
از راست پیدا کنند. در زمانهای مختلف و به تناوب آنها از ترفندهای بازجویی ، شکنجه
، روبرو کردن ، دقت در ظاهر و لحن صدا و روشهای روانشناسانه برای این کار استفاده
کردند. اما هیچ یک از این روشها مستقیما ما را به حقیقت نمیرساند و با هیچ کدام
نمیتوانستیم اندرون افراد را ببینیم.
بازتاب آرزوهایمان را برای داشتن یک روش آسان و مستقیم کشف حقیقت ، میتوانیم در برخی از
داستانهای طنز و همچنین علمی تخیلی ببینیم ، اما شاید واضحتر از هر جای دیگر، این
آرزو در بینی پینوکیو تظاهر یافته باشد!:
«هاروی ناتان» یک اغذیهفروشی در چارلستون داشت. سال 2003 مغازه وی طعمه حریق شد. مغازه آقای ناتان بیمه بود ولی کارشناسان شرکت بیمهای که وی با آن قرارداد بسته بود ، عقیده داشتند که حریق عمدی بوده و ناتان به قصد دریافت پول مبادرت به این کار کرده است.
گرچه قاضی دادگاه ، او را تبرئه کرد ولی شرکت بیمه با گذشت زمان زیاد ، هنوز حرفهای آقای ناتان را باور نداشت و پولی به او پرداخت نمیکرد. ناتان به دنبال راهی بود که ثابت کند دروغ نمیگوید بنابراین به شرکتی در سن دیهگو با عنوان No Lie MRI مراجعه کرد. این شرکت ادعا میکند که امکان تشخیص مستقیم دروغ در ذهن آدمی را فراهم میسازد و این کار را با نقشهبرداری از قسمتهایی از مغز که در دروغ و فریب نقش دارند ، انجام میدهد.
استاندارد قدیمی تشخیص دروغ پیش از این تستی به نام «چندنگار» Polygraph بود که به ندرت از سوی دادگاه به عنوان یک دلیل و شاهد ، مورد پذیرش قرار میگرفت. فشار خون ، میزان عرق و تعداد تنفس افراد مورد آزمایش در طی تست «چندنگار» برای پیدا کردن علایم احساسی دروغ ، اندازهگیری میشد تا دروغگو بودن افراد اثبات شود.
اشکالی که این تست داشت این بود که افراد خاصی میتوانستند با آموزش ، این علایم را تحت کنترل خود بگیرند.
مؤسس شرکت No Lie MRI میگوید که روش شرکت آنها میتواند از همه افرادی که به اشتباه متهم شوند حمایت کند ، خواه این فرد همسری باشد که به خیانت متهم شده باشد و خواه فردی که متهم به سرقت ناکرده باشد.
فناوریای که این شرکت برای تشخیص دروغ از آن استفاده میکند سالهاست که در پزشکی برای درمان و پژوهش در مورد بیماریهای مغز مورد استفاده قرار میگرفته است و MRI عملکردی نام دارد.
به صورت ساده مکانیسم کشف دروغ به وسیله MRI عملکردی را میتوان به این ترتیب توضیح داد : وقتی شخصی دروغ میگوید نخست باید مغزش را از گفتن حقیقت بازدارد و در مرحله بعد دروغ بسازد. این کار باعث میشود که جریان خون بیشتری به مناطق خاصی از مغز برود. فناوری MRI عملکردی میتواند این افزایش جریان خون را شناسایی کند.
برای تشخیص درستی عملکرد این روش برای تشخیص افراد خطارکار و بیگناه ، آزمایشهایی انجام شد که نشان داد این روش 90 تا 95 درصد ، صحت دارد.
گرچه فناوری MRI عملکردی هنوز از لحاظ قانونی ، مورد پذیرش دادگاهها قرار نمیگیرد ولی انتظار میرود به زودی در موارد امنیتی و بازجویی از افراد تهدیدکننده امنیت ملی و موارد توهین و افترا بازار قابل توجهی را نصیب خود کند.
منبع : ABC News
سایت شرکت No Lie MRI
یکشنبه 11 شهریورماه
skreemr ، سایت خوبی برای پیدا کردن فایلهای صوتی
برای پیدا کردن و دانلود موسیقی ، ترفندها و راههای مختلفی وجود دارد. استفاده از ترفندهای جستجوی موسیقی در گوگل یا سرراستتر استفاده از بیتتورنت یا برنامههای مثل LimeWire.
اما در این میان سایتهای جستجوی خوبی هم پیدا میشوند ، یکی از این سایتها skreemr است. در تستی که من انجام دادم ، عملکرد خیلی خوبی داشت و تعداد نتایج بسیار بیشتری نسبت به سایتهای مشابه میداد.
skreemr قسمت جستجوی پیشرفته هم دارد که کار جستجو را دقیقتر میکند.




