« October 2007 | خانه | December 2007 »
پنجشنبه 8 آذرماه
پیشرفتهای جدید در چت جیمیل: چت گروهی و اضافه شدن خندانکها
سرانجام امکان چت گروهی در جیمیل ممکن شد. بعد باز کردن
جیمیل، در ستون کناری ، در قسمت زیر کادر چت، روی option
کلیک کنید، Group Chat را خواهید دید.(اگر ندیدید یک بار sign out
و sign in کنید، اگر باز گزینه چت گروهی را ندیدید، بعد از
مدت زمان کوتاهی این ویژگی به اکانت جیمیل شما اضافه خواهد شد.)
حالا نام افرادی را که میخواهید با آنها به طور همزمان چت کنید، تایپ کنید.
چندین خندانک smiley هم به جیتاک اضافه شده است.
منبع: Mashable
پایانی بر 4 دهه دشمنی دو جراح بزرگ قلب
چند ماه پیش در یکی از پستهای این وبلاگ در مورد دکتر دوبیکی -جراح برجسته قلب- و داستان حیرتانگیز ابتلای او به آنوریسم آئورت و بهبودش بعد از جراحی را نوشتم. 2 روز پیش نیویورک تایمز یک مقاله جالب دیگر در مورد دکتر دوبیکی و داستان اختلافش با یک جراح برجسته قلب دیگر نوشته بود. به ترجمه خلاصهشدهای از این مقاله توجه کنید:
در تاریخ پزشکی نمونههای بسیاری از اختلاف و دشمنی بین پزشکان همکار را میتوان یافت. برای مثال دکتر رابرت گالو Robert C. Gallo از انستیتوی ملی سرطان در بتسدا و دکتر لوک مونتاگنیر Luc Montagnier از انستیتو پاستور پاریس بر سر عنوان کاشف ویروس ایدز با هم اخلاف پیدا کردند و مدتها بر سر این عنوان هم با هم مناقشه داشتند.
چندی پیش با آشتی دکتر دوبیکی و دکتر کولی، یکی از طولانیمدتترین اختلافات جهان پزشکی پایان گرفت.
دکتر مایکل دوبیکی 99 ساله و دکتر دنتون کولی 87 ساله، مشهورترین جراحان قلب دنیا محسوب میشوند. آنها در سالهای دهه 50 به عنوان دوهمکار، پیشگام جراحی قلب در کالج پزشکی بایلر Baylor و بیمارستان متدیست Methodist بودند.
اما این دو جراح برجسته برای مدتی نزدیک به 4 دهه روابط خوبی با هم نداشتند و تقریبا با هم قهر بودند، طوری که اگر تصادفا در اتاقی حضور مییافتند، کلمهای با هم رد و بدل نمیکردند.
اختلاف این دو در سال 1960 شروع شد که منجر به رفتن دکتر کولی از بیمارستان متدیست به بیمارستان دیگری در همان نزدیکی به نام بیمارستان سنت لوک St. Luke شد. دکتر کولی در سنت لوک، انستیتوی قلب تگزاس را تأسیس کرد.
در سالهای دهه 60 جراحی قلب دوره نوزادی خود را طی میکرد. در سال 66 دکتر دوبیکی نخستین عمل جراحی موفق پیوند ناقص قلب مصنوعی را انجام داد. او ابزاری برای تقویت بطن چپ قلب، در سینه یک بیمار قرار داد. در سال 1976 بعد از نخستین پیوند کامل قلب یک انسان به انسان دیگر در آفریقای جنوبی ، نیاز به پیوند کامل قلب مصنوعی بیشتر احساس میشد، وسیلهای که کار پمپاژ هر دو بطن قلب را انجام دهد. با کمک مالی انستیتوی ملی قلب در آزمایشگاه قلب بایلر، زیر نظر دکتر دوبیکی قلب مصنوعی ساخته شد. نخستین قلب مصنوعی کمی بیشتر از 200 گرم وزن داشت و از پلاستیک و داکرون ساخته شده بود و به وسیله یک لوله پلاستیکی به ابزارهای کنترلی در کنارتخت بیمار متصل میشد. اختلاف میان دوبیکی و کولی، در سال 1969 به یک دشمنی تمامعیار تبدیل شد: در سال 1969 دکتر کولی بدون اجازه دکتر دوبیکی از قلب مصنوعی مؤسسه بایلر استفاده کرد و آن را در سینه بیماری در بیمارستان سنت لوک قرار داد. |
در سال 1969 دکتر کولی بدون اجازه دکتر دوبیکی از قلب مصنوعی مؤسسه بایلر استفاده کرد و آن را در سینه بیماری در بیمارستان سنت لوک قرار داد. |
دکتر مایکل دوبیکی Michael E. DeBakey (چپ) و دکتر دنتون کولی
(راست) به هماره نمونه ابتدایی قلب مصنوعی که به دشمنی طولانیمدت این دو منجر شد
(وسط)
هنوز روشن نیست که چگونه دکتر کولی آن قلب مصنوعی را به چنگ آورد. ولی چیزی که مسلم است این است که در تاریخ 4 آوریل سال 1969 ، دکتر کولی یک قلب مصنوعی کامل را به بیمار 47 سالهای به نام هاسکل کارپ Haskell Karp اهال اسکولی پیوند زد. دکتر دومنیگو لیوتا Domingo Liotta ، تکنیسین دکتر دوبیکی در این کار به دکتر کولی کمک کرد.
این قلب مصنوعی توانست آقای کارپ را به مدت 3 روز زنده نگاه دارد، که به مراتب از طول زمانی که قلب مصنوعی در آزمایش روی حیوانات دوام میآورد، بیشتر بود. بعد از 3 روز دکتر کولی، عمل پیوند قلب طبیعی به این بیمار انجام داد، کارپ 36 ساعت بعد از عمل زنده ماند.
دکتر دوبیکی هرگز اجازه استفاده از این قلب مصنوعی را نداده بود، چون شواهد آزمایشگاهی که کارا بودن این وسیله را در انسان و حتی در بدن گوسالههای آزمایشگاهی ثابت کند، وجود نداشت.
دکتر دوبیکی در نشستی در انستیتوی ملی قلب از زبان همکارانش از عمل دکتر کولی مطلع شد. بعد از شنیدن خبر دکتر دوبیکی شوکزده و آشفته شد، به هوستون پرواز کرد و تحقیقاتی را در این زمینه شروع کرد. دکتر دوبیکی که در ان زمان رئیس دانشکده پزشکی بود، معتقد بود که کار دکتر کولی قوانین فدرال را نقض کرده است و کمکهای مالی به بالیر را با خطر مواجه میکند.
اما دکتر دوبیکی نمیخواست یک دعوی قضایی راه بیندازد. او نمی
خواست که رقیبش گناهکار شناخته شود. در مصاحبهای که مارس گذشته با دکتر دبیگی
انجام شد او گفت:
«از کاری که او انجام داد، متأسفم. فکر نمیکردم انتقام مشکلی را حل کند. او
میخواست بگوید که نخسیتن کسی است که قلب مصنوعی را به یک بیمار پیوند زده است.
هیچگاه نتوانستم کار او را درک کنم و فقط میتوانم بگویم او نتوانست جاهطلبیاش را
کنترل کند. منظورم این است که او نتوانست جلوی جاهطلبیاش که او را به مشکل انداخت
بگیرد.»
دشمنی بین این دو جراح برجسته حتی به جلد مجلات هم کشیده شد:
سالها، دکتر دوبیکی نخستین پیوند قلب مصنوعی را یک دزدی و خیانت غیراخلاقی و یک عمل بچهگانه میدانست، در حالی که دکتر کولی در مقام دفاع از اقدامش آن را عملی از سر ناچاری برای نجات دادن جان یک انسان میدانست. دکتر کولی در مصاحبهای که در همین ماه انجام داد، خود را برای انجام آن عمل تاریخی محق میداند. او در این مصاحبه گفته است که در سال 1969 او از دکتر دوبیکی و یا هر جراح دیگر اعمال جراحی قلب بیشتری انجام میداد و شایستهترین شخص برای پیوند قلب مصنوعی بوده است. دکتر کولی در پاسخ به پرسش یک وکیل زمانی با بیپروایی گفته بود
که خود را بهترین جراح قلب دنیا میداند. در عین حال دکتر کولی برای توجیه کار خود
احساسات میهنپرستانه خود را. او میگوید که : |
دکتر کولی: «کاری که انجام دادم خودخواهانه به نظر میرسد ولی نمی خواستم روسها مثل قضیه اسپوتنیک از ما پیشی بگیرند.» |
کالج آمریکایی جراحان، دکتر کولی را به خاطر کارش سرزنش کرد و انستیتوی ملی سلامت که هزینه ساخت و طراحی قلب مصنوعی را پرداخته بود خواستار تحقیقات در این زمینه شد.
گزارش بایلر در این زمینه هیچگاه به صورت عمومی منتشر نشد و یافتههای تحقیقات دولتی هم هرگز پیدا نشدند. سرانجام، این اختلافات منجر به استعفای دکتر کولی از بایلر شد.
اما نخستین قلب مصنوعی طراحیشده برای استفاده دائمی در سال 1982 در دانشگاه یوتا، ساخته شد و گیرندهاش 112 روز زنده ماند. سازمان غذا و داروی آمریکا و همچنین کمیته اخلاق دانشگاه، با درس گرفتن از آنچه بر سر نخستین قلب مصنوعی ساخته شده در بایلر امد، برای تأیید به کارگیری وسیله وسواس ویژهای به خرج دادند.
آشتی دکتر دوبیکی و دکتر کولی چند روز بعد از اهدای عالیترین نشان شهروندی از سوی کنگره آمریکا به دکتر دوبیکی اتفاق افتاد. این نشان به خاطر تلاشها و اقدامات سختکوشانه دکتر دوبیکی، ابداع اعمال جراحی مبتکرانه و کمک به ایجاد بیمارستانهای جراحی ارتشی متحرک به وی اهدا شد.
دوبیکی در مراسم اهدای نشان ملی
مراسم آشتی دکتر دوبیکی و دکتر کولی در 27 اکتبر طی مراسم ویژهای در بیمارستان سنت لوک برگزار شد و این دو در این مراسم به گرمی دست هم را فشردند. در این مراسم جایزه ویژهای به پاس یک عمر تلاشهای دکتر دوبیکی از سوی «انجمن جراحی قلب و عروق دکتر کولی» به دوبیکی داده شد.
در ویدئوی این مراسم که خوشبختانه در آن صحبتی از قلب مصنوعی به
میان نیامد، دیده میشود که دکتر کولی از جایگاه مراسم پایین میآید و در مقابل
اسکوتر دکتر دوبیکی زانو میزند (دکتر دوبیکی به خاطر کهولت سن و همچنین یک عمل جراحی
قلب دشوار از اسکوتر برای حرکت استفاده میکند.)
دکتر کولی بعد از اهدای جایزه به دکتر دوبیکی گفت که تقدیر از کنگره با مدال طلا و
همچنین عضویت در انجمن کولی در طی تنها یک هفته بایستی بسیار دشوار باشد.
مدتها بود که پزشکان در صدد بودند مراسم آشتیکنان بین این دو جراح برگزار کنند، اما هر بار در آخرین دقیقه دکتر دوبیکی مراسم را لغو میکرد. این بار برای اینکه یک بار دیگر خبرنگاران دست خالی از مراسم برنگردند به هیچ خبرنگاری در مورد این مراسم اطلاع داده نشد.
دکتر کولی هم سالها بود که منتظر آشتیکنان بود ، او در مصاحبهای در ماه مارس از خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز خواست که چنین مراسمی برگزار شود. اما دکتر دوبیکی این درخواست را «افسانهبافی ژورنالیستی» دانست. اما مدتی بعد او گفتهاش را پس گرفت و برگزاری آشتیکنان را اقدامی برای جاودانه کردن افسانه دانست.
دکتر دوبیکی به خاطر سختگیری بر همکارانی که از استانداردهای وی پیروی نمیکنند، شهرت دارد، اما در سالهای اخیر انعطافپذیر شده است. او درخواست دکتر کولی را برای آشتی کاری مهربانانه میداند.
چهارشنبه 7 آذرماه
عکسی از ایران در میان برترین عکسهای میکروسکوپی سال الیمپوس
الیمپوس، در مسابقهای با عنوان BioScapes عکسهای میکروسکوپی زیبایی که از بافتهای موجودات زنده گرفته شدهاند، انتخاب میکند.
مقام نخست را در سال 2007، دکتر «جین لیوت» به دست آورد. او با تکنیکی با عنوان «رنگینکمان مغز» که پیشتر در این وبلاگ به طور مشروح دربارهاش نوشتهام و به وسیله دکتر «جف لیچمن» ابداع شده، موفق به کسب این مقام شد. عکس برتر امسال از ساقه مغز یک موش گرفته شده است.
دلیل انتخاب این عکس نشان دادن «پیچیدگی حیرتانگیز و زیبایی حیات طبیعی و تأثیری که علم و هنر میتوانند بر یکدیگر بگذارند»، عنوان شده است.
هر 10 عکس برنده که به وسیله یک هیئت داوران 4 نفره انتخاب شدهاند، بسیار زیبا و چشمنواز هستند.
اما عکسی که مقام دهم را در این مسابقه به دست آورد، حتما برای ما ایرانیها ویژگی خاصی دارد:
این عکس را آقای دادپور از دپارتمان کشاوری دانشگاه تبریز گرفته است. عکس از یک صفحه ابتدایی Leaf Primordia گرفته شده است.
جستجوی من برای پیدا کردن اطلاعاتی در مورد ایشان به نتیجه ای منتهی نشد.
گوگل و آینده فایرفاکس
ترجمه این مقاله روزنامه نیویورک تایمز که دیروز در هفتهنامه ارتباط خواندم، بسیار جالب بود، آنقدر که نتوانستم در مورد وسوسه انتشار آن در وبلاگم مقاومت کنم:
دو يا سه سال پيش فايرفاكس مرورگر كوچک اپن سورسى بود كه با مشاركت هزاران برنامهنویس از سرتاسر جهان ساخته شده بود و هیچ شركت بزرگى در توليد آن ذينفع محسوب نمىشد.
از آن زمان تا كنون فايرفاكس، كه زير نظر بنياد غيرانتفاعى موزيلا ساخته شده بود، به بزرگترين رقيب اينترنت اكسپلورر مايكروسافت تبديل شده است. حالا فايرفاكسى 15 تا 20 درصد از كل رايانههاى جهان را فتح كرده و در ميان افراد متخصص و آشنايان به فناوری محبوبيت بالايى دارد. فايرفاکس از نتاسكيپ به اين سو محبوبترين جايگزين اينترنت اكسپلورر محسوب مىشود و حدود سه برابر مرورگر سافاری اپل كاربر فعال دارد.
بخشى از محبويت فايرفاكس به دليل ريشهاش به عنوان یک تلاش غيرانتفاعى و انقلابى مردمى در زمينه پايهاىترين فناورى مربوط به اينترنت، يعنى مرورگر، است. به علاوه فايرفاكس به دليل همين اپن سورس بودن باعث شد خلاقيت برنامهنويسان در مواجهه با آن حسابى گل كند و از بلوكه كردن اگهىهاى تبليغاتى گرفته تا تمهاى جديد براى تغيير ظاهر واسط كاربرى، انواع برنامههاى جانبى براى آن نوشته شود.
ولى بنياد موزيلا با تلاشش براى بهرهبردارى مادى از موفقيت فايرفاكس، بيشتر به یک شركت تازهكار و جاهطلب سيليكون ولى تبديل شده تا یک تلاش جمعى و غيرانتفاعى. سيویان اوماهونى، استاديار دانشكده مديريت دانشكاه كاليفرنيا، موزيلا را اولين «شركت اپن سورس» مینامد. بنياد غيرانتفاعى موزيلا یک شركت جانبى انتفاعى هم تأسيس كرده تا دهها ميليون دلارى كه موتورهاى جست وجو حاضرند بپردازند تا در فايرفاکس جايگاهى داشته باشند را جمع كند. اما بنياد موزیلا با گرفتن اين پولها به عنوان جليقه ضد گلولهاى در برابر حملات مداوم غولهايى مثل مايكروسافت و اپل، در حقيقت از هدف اصلى خود، دور شده و دست كم بايد گفت در حال حاضر یک پروژه مشاركتى و غيرانتفاعي صددرصد محسوب نمىشود. آقاى اوماهونی در اين مورد میگوید: «جامعه موزيلا از منظر گرفتن سرمايههاى شخصى و عمومى طور خاصى عمل كرده كه مى توان آن را چيزى در حد وسط يک شركت انتفاعى و يک بنياد غيرانتفاعي دانست. از اين منظر تاريخچه موزيلا واقعا منحصربه فرد است.» تا اينجاى كار كه به نظر مىرسد برنامه نويسان داوطلب فايرفاكس از موفقيت تجاری آن خوشحال هستند، اما سؤال اساسى این است كه موزيلا با اين پول چه خواهد كرد؟ |
بنياد غيرانتفاعى
موزيلا یک شركت جانبى انتفاعى هم تأسيس كرده تا دهها ميليون دلارى كه
موتورهاى جست وجو حاضرند بپردازند تا در فايرفاکس جايگاهى داشته باشند را
جمع كند. |
طبق گزارش مالى سال 2006 بنياد موزيلا كه چندی پیش به صورت عمومى منتشر شد، اين بنياد حدود 74 ميليون دلار اموال منقول و غيرمنقول دارد. درآمد سال 2006 موزيلا 66 ميليون دلار بوده است. 85 درصد از اين درآمد از يک منبع منحصربه فرد تأمين شده بود: گوگل. گوگل یک قرارداد با فايرفاكس دارد و در ازای موتور جست وجوی پیش فرض فايرفاکس بودن، پول میِپردازد. طبق هحين گزارش علىرغم اين درآمد زياد، بنياد موزيلا در سال 2006 فقط كمتر از 100 هزار دلار به عنوان پاداش به برنامهنويسان فايرفاكس پرداخت كرده است، اگر چه خود موزیلا در جایی اين مبلغ را 285 هزار دلار اعلام كرده بود. در همين سال بنياد موزیلا به خانم ميچل بيكر، مديرعامل شركت موزيلا، 500 هزار دلار دستمزد و پاداش پرداخت كرده است (او رئيس خود بنياد موزيلا هم هست). |
گوگل در سال 2006، تنها برای جستجوگر پیشفرض بودن در فایرفاکس، بیش از 56 میلیون دلار به موزیلا پرداخت کرده است. |
خانم بيكر وكيلى دعاوى است و از اوايل دهه 1990 برای شركتهای سيليكون ولى كار میكرده. او در جواب سؤال ما در مورد ميزان حقوقش كفت كه حقوق و مزاياى او هم «يک نمونه ديگر از هویت دوگانه موزيلا» است. او اضافه كرد كه: «اين حقوق و مزايا باعث شده است كه يک فرزندخوانده بدشانس باشم. اين حقوق نه به انداازه حقوق مديران بقيه شركتهاى تأثيرگذار سيلیكون ولى زياد است و نه به اندازه دستمزد برنانه نويسان داوطلب فايرفاكس كم.»
خانم بيكر اعتقاد دارد كه تلاش دستهجمعى جامعه اپنسورس باعث موفقيت فايرفاكس شد نه پولهای گوگل. او میگويد: «موزيلا موفق است چون گروه عظيمى از برنامهنويسان درجه یک به آن علاقهمند هستند و وقت صرفش میكنند. عاملى كه باعث مىشود موزيلا مستقل باشد همين مجموعه عظيم مردم است.»
او اضافه كرد: «هچ مقدار پولى نمىتوانست ما را اين قدر موفق كند.» او با اشاره به مايکروسافت ادامه داد: «ما هر قدر هم از گوگل پول بگيريم نمىتوانيم از مايکروسافت بيشتر خرج كنيم ولى مىبينيد كه موفقيتمان بسيار خوب بوده است.»
|
ظهور فايرفاكس را مىتوان به نوعى ادامه جنگ ميان نتاسکيپ و مايكروسافت در دهه 1990 دانست. بعد از اينكه مايکروسافت با مرورگر مجانى خودش نتاسكيپ را از ميدان به در كرد، نتسكيپ تصميم كرفت كد اصلى نرمافزارش را براى عموم فاش كند. اينجا بود كه جامعه اپن سورس وارد عمل شد و فايرفاكس به وجود آمد. در سال 2003 شركت AOL كه نت اسكيپ را خريده بود کدهای آن را براى بنياد تازهتأسيس موزیلا فاش كرد. در نوامبر 2004 نسخه اول فا يرفاكس، آماده انتشار بود. در آن زمان فايرفاكس به عنوان مرورگرى كاربرپسند، قابل اجرا بر روى همه سيستم عامل ها، و ايمن تبليغ میشد. شركت موزيلا در سال 2005 تأسيس شد. اما فايرفاكس ويژگى مهم ديگری هم داشت كه بخش عظيمى از محبوبيت خود را مديون آن بود. البته اين ويژگى در تمام پروژههاى اپن سورس وجود دارد. اين ویژگی A.B.M ناميده مى شود كه مخفف Anybody But Microsoft (هركسى به جز مايكروسافت!) است. |
فايرفاكس ويژگى مهم ديگری هم داشت كه بخش عظيمى از محبوبيت خود را مديون آن بود، اين ویژگی A.B.M ناميده مى شود كه مخفف Anybody But Microsoft (هركسى به جز مايكروسافت!) |
اوماهونى در ايميلى نوشته بود: «نقطه قوت فايرفاكس اين است كه مخاطبان بسيار گستردهاى دارد. اين طور نيست كه همه بخواهند به خاطر باز نگه داشتن استانداردهاى وب از فايرفاكس استفاده كنند. خيلىها اصلا اهميتى به اين موضوع نمىدهند. اما بخش اعظمى از جامعه مشاركتكنندگان در ساخت فايرفاكس مىترسند كه اگر فايرفاكس شكست بخورد، وب صحنه تاخت و تاز مايکروسافت شود و استانداردها هم بر اساس علايق مايكروسافت وضع شوند.»
دين هاكاموويچ، رئیس گروه اينترنت اكسپلورر در مايکروسافت، اشاره كرده كه هنوز هم بازار در دست اينترنت اكسپلورر قرار دارد و اکثر كاربران آن را ترجيح مى دهند. البته او تصديق كرد كه مايکروسافت به دلايل ساختارى نمىتواند با همان اشتیاقى كار كند كه برنامهنويسان داوطب فايرفاکس كار میكنند. او گفت : «ما در هنگام کار روی ویژگیهای جديد مرورگر خودمان نسبت به جامعه اپن سورس بسيار محافظهكارتر هستيم. من مىتوانم بنشينم و ساعتها درباره نوآوریهايى كه در نسخه جديد مرورگرمان انجام دادهايم صحبت كنم، اما مسائل راهبردى باعث مىشوند كه من تا تاریخ عرضه آن مجبور به سكوت باشم. مردم بر اساس چيزهايى كه مایکروسافت اعلام میكند تصميمات مهمى میگيرند. ما نمىتوانيم مثل بقيه هر چه دلمان مىخواهد راحت بگوييم. مسئوليت ما، ما را محدود مىكند.»
به هر حال ارتباط موزيلا با گوگل است كه آينده فايرفاكس را تعيين مىكند. در پای بيشتر چکهايى كه بنياد موزيلا را از نظر مالى تأمين میكنند، نام گوگل نوشته شده است.
حدود یک سال پيش كه رابطه مالى گوكل و موزیلا برای عموم فاش شد، سؤالى كه در سايتهاى مهم فناورى مثل Slashdot.com توسط علاقهمندان مطرح مى شد اين بود که موزیلا نقش وکیل گوگل در جنگ ميان آن و مايکروسافت را بر عهده گرفته است؟
اين مسئله آن قدر بحرانى شد كه بنياد موزيلا مستقيما در مورد آن بيانيهای صادر كرد: «ما در فعاليتهای اصلى خودمان هيچ پيمانى با گوگل نداريم و در هنگام عقد قرارداد براى گوگل روشن كرديم كه اين همكاری در زمينه جست وجو هچ ارتباطى با راهبردهای ما در ساخت برنامههای اپن سورس نخواهد داشت.»
با وجود همه اينها اخيرا بحثهاى جامعه اپن سورس و كاربران فايرفاكس درباره رابطه موزیلا و گوگل بر روی اين مسئله متمركز شده که «چه مىشود اگر گوگل دست از حمايت فايرفاكس بردارد، خودش مروگری بسازد يا مرورگر ديگری را پشتيبانى كند؟» اين بحث نمايانگر يک چرخش غيرمنتظره در داستان است. در واقع ديگر ترس از اين نيست كه موزيلا حكم وكيل مدافع گوگل را پيدا كرده باشد، ترس از اين است كه موزيلا طوری به گوگل وابسته شده باثد كه نبود گوگل با نابودى آن مترادف شود.
ولاديمير پالانت، يکى از قديمىترين مشاركتكنندگان در پروژه فايرفاكس كه برنامه افزودنی معروفى هم به نام adBlocker -كه تبليغات را از صفحههاى اينترنت حذف میکند- برای آن ساخته از اينكه بنياد موزيلا اين همه پول پسانداز كرده خوشحال است. او اولویتهايى كه بنياد موزيلا پيگيری مىكرد، از جمله بهبود زيرساخت و استخدام پرسنل جديد و كاركشته، را دوست دارد ولى گفت كه به نظر او اولویت اول بايد پسانداز كردن يول براى آينده باشد.
پالانت در اين مورد به ما گفت: «پسانداز پول باعث مىشود كه بنياد از تلاطمهاى بازار در امان باشد و وابستگىاش به امثال گوگل هم كمتر شود. با پسانداز كردن پول خيالمان راحت است كه اگر گوگل يک تقاضاى نامعقول مطرح كرد، آن قدر پسانداز داريم كه به مشكل برنخوريم تا يک منبع جايگزين پيدا كنيم.»
خانم بيكر گفت كه سعى میکند نفوس بد نزند ولى: «من اين طور به قضيه نگاه میكنم كه ما داريم كار مهمى انجام مىدهيم. حالا منابع مالى لازم براى انجام اين كار مىتواند از هر جايى بيايد. در حال حاضر گوگل منبع ماست، اما اين پول حتى مىنواند از چين هم بيايد.»
سخنگوی گوگل حاضر نيست در مورد هيچ موضوع مرتبط به روابط گوكل و موزيلا اظهار نظر كند ولى يک چيز را رسما اعلام كرد: «موزيلا يكى از با ارزشترين شركاى تجاری ما است، چون خيلى از كاربران، فايرفاكس را به كار مىبرند تا از خدمات مختلف ما استفاده كنند. ما به همكارى خود با همه فراهمكنندگان فناورى از جمله فايرفاكس ادامه خواهيم داد تا مطمئن شويم كه كاربران مشترکمان بهترين تجربه را از خدمات ما خواهند داشت.»
از نظر تيم وو، استاد داشكاه كلمبيا و پژوهشكر اينترنت، شراكت ميان گوگل و موزيلا هنوز بسيار درست و به جا است. او گفت: «ما در دوران جنگ سرد ميان سيستمهای باز و سیستمهای انحصارى زندگى مىكنيم و گوگل به متحدان خود كمک میكند. اين هيچ اشكالى ندارد.»
آقاى وو تأكيد كرد كه از جزئيات فاشنشده قرارداد فايرفاكس و گوگل بىخبر است، اما با كنايه گفت: «سالها بعد از پايان جنگ سرد وقتى معلوم شد كه تركيه از آمريکا كمک مالى میگرفته، هيچ كس تعجب نكرد.»
سه شنبه 6 آذرماه
10 حادثهای که در آنها آیتی شرمنده انسانها شد و شاید برعکس!
فناوری اطلاعات چهره جهان ما را تغییر داده است، در جهان امروز حتی لحظهای را نمیتوان بدون استفاده از جلوهای از آیتی به سر برد.
اما همین فناوری وقتی به علت خطای انسانی، نقصهایی داشته باشد، میتواند به فاجعه منجر شود. در این پست 10 مورد از این حوادث مخاطرهآمیز را لیست میکنم:
1- سال 1983- سیستم اخطار پیشهنگام روسها نزدیک بود باعث جنگ جهانی سوم شود: در آثار علمی-تخیلی زیادی صحبت ازخطاهای تصادفی کامپیوترها شده که منجر به فاجعههای انسانی میشوند. به علت سری بودن این مسائل نظامی، کمتر این گونه حوادث فاش شدهاند.
اما یکی از این خطاها مه فاش شده است: در سال 1983 یک باگ نرم افزاری در سیستم هشداردهنده روسها رخ داد. سیستم هشدار میداد که پنج موشک بالستیک به سمت روسیه شلیک شدهاند. تنها نیروی غریزه یک افسر روس به نام استانیسلاو پتروف باعث شد که روسیه جواب متقابل ندهد و یک جنگ اتمی شروع نشود. تنها استدلال پتروف این بود که آمریکاییها در صورت یک حمله واقعی از تعداد بیشتری موشک استفاده میکنند!
استانیسلاو پتروف
در مورد این حادثه قبلا به صروت مشروح در این وبلاگ نوشتهام.
2- سال 1990 - مشکلی در شرکت ارتباطی AT&T، باعث مشکل در ارتباط تلفنی خدود 75 میلیون نفر شد: ابتدا مشکل به وجود آمده به گردن هکرها انداخته شد ولی بعد معلوم شد که مشکل در یکی از 114 مرکز سوئیچ شرکت، باعث این حادثه شده است. در هنگام ارتقای نرمافزاری تنها در یک خط کدنویسی خطایی رخ داده بود.
| 3- سال 1996 - انفجار آریان 5: در سال 1996 راکت حاوی
ماهواره آریان 5 لحظاتی بعد از پرتاب منفجر شد. آژانس فضایی اروپا برای طراحی و
ساخت این موشک، 8 میلیارد دلار خرج کرده بود. به علاوه موشک یک ماهواره 500 میلیون
دلاری را حمل میکرد که دانشمندان قصد داشتند به کمک آن تأثیر بادهای خورشیدی را بر
میدان مغناطیسی زمین بررسی کنند. اما چرا موشک منفجر شد؟ هنگامی که کامپیوتر موشک میخواست اطلاعات مربوط به سرعت جانبی موشک را از یک فرمت 64 بیتی به یک فرمت 16 بیتی تبدیل کند، دچار مشکل و سرریز اطلاعات شد. موشک یک کامپیوتر رزرو هم داشت. اما این کامپیوتر هم چند میلیثانیه دیگر دچار مشکل مشابه شد، چون کامپیوتر دوم دقیقا از همان نرمافزار کامپیوتر اول استفاده میکرد! |
|
4- سال 2006 - ایرباس A380 به خاطر نرمافزار ناسازگار دچار مشکل شد: نرمافزاری به نام CATIA که برای طراحی و مونتاژ هواپیما به کار میرود باعث این مشکل شد. شرکتهای آلمانی و فرانسوی که قطعات مختلف هواپیما را میساختند از دو نسخه متفاوت این نرمافزار استفاده میکردند و همین عدم تطابق و سازگاری باعث مشکل در هواپیماهای ایرباس A380 میشد.
مشکل سرانجام شناسایی و برطرف شد ولی ضرر و زیان ناشی از ان را نمی توان تخمین زد. این مشکل پروژه ایرباس را یک سال و حتی بیشتر با تأخیر مواجه کرد.
5- سال 1998 - فضاپیماهای مریخنورد: دو فضاپیما راهی مریخ شدند. یکی قرار بود در مدار مریخ بچرخد و دیگری در یکی از قطبهای مریخ بنشیند. هدف از پرتاب این فضاپیماها این بود که ، آب و هوا و میزان دیاکسید کربن جو مریخ و همچنین وجود آب در این سیاره بررسی شود.
اما سیستم راهبری این فضاپیماها دچار مشکل شد. مشکل این بود که یکی از پیمانکارهای ناسا که در ساخت سیستم راهبری سهیم بود، از سیستم اندازهگیری متریک استفاده نمیکرد! یک سفر 186 روزه که 125 میلیون دلار برای آن خرج شده بود، به فاجعه منتهی شد و فضاپیمای مدارگرد گم شد!
6- مشکل آژانس حمایت از کودکان: آژانس حمایت از کودکان: مشکل در نرمافزارهای این کامپیوتر باعث شد، پرداختهایی بیش از اندازه به 1.9 میلیون نفر و پرداختهایی کمتر به 800 هزار نفر انجام شود.
7- باگ ملینیوم یا مشکل سال 2000: به احتمال زیاد درباره این مشکل خواندهاید و شنیدهاید. طراحان نرمافزارها هنگام ثبت تاریخ تنها دو رقم سمت چپ را در نظر میگرفتند، در نتیجه قوتی سیستمهای کامپیوتری وارد سال 2000 میشدند، ناخواسته با مشکل مواجه می شدندو هزینه زیادی برای رفع این مشکل انجام شد، تقریبا 400 میلیارد دلار!
8- سال 2006 - وقتی لپتاپهای آتش میگرفتند: موضوع وقتی شروع شد که در یک شوی تجاری در ژاپن یکی از لپتاپهای Dell ، آتش گرفت. البته موضوه منحصر به لپتاپ های دل نبود و شایعاتی در مورد آتش گرفتن لپِتاپهای شرکتهای دیگر هم وجود داشت ولی از بدشانسی دل، محترق شدن لپتاپش در مقابل دیدههای عموم مردم اتفاق افتاده بود.
عکسی از این صحنه
مشکل پیدا شد. اشکال در قسمت باطری و پاور لپتاپ بود. دل مجبور شد باطری 4.1 میلیون لپتاپ را تعویض کند. رئیس شرکت دل، مایکل دل تقصیر را به گردن باطریهای تولید شده سونی برای این شکرت انداخت.
اما موضوع، به لپتاپهای دل محدود نشد، اپل هم با آیپاد و Macbook و رایانههای شخصی خود مشکل پیدا کرد. شرکت سونی درگیر برنامه تعویض باطری شد و بین 20 تا 30 میلیارد دلار زیان دید.
9- زیمنس و مشکل سیستم صدور گذرنامه: تابستان سال 99 نیممیلیون شهروند بریتانیایی در گرفتن گذرنامه دچار مشکل شدند. قوانین عوض شده بود و آنها مجبور شده بودند قبل از رفتن به تعطیلات برای اطفال کمتر از 16 سال خود هم گذرنامه بگیرند. در همین زمان اداره گذرنامه سیستم کامپیوتریاش را به سیستم کنترلنشده زیمنس تغییر داده بود.
نتیجه این عدم هماهنگی این شد که صدها انگلیسی تعطیلات خود را از دست دادند و اداره گذرنامه مجبور شد مبالغ زیادی برای پرداخت غرامت و همچنین اضافهکاری کارکنان پربداخت کند.
10- سال 2007 - مشکل فرودگاه لوسآنجلس: به خاطر مشکلی در یک کارت شبکه ، به مدت 8 ساعت هیچ هواپیمایی نمی توانست بر زمین بنشیند.
دوشنبه 5 آذرماه
کلاه درویشی برای پرنس چارلز
روز شنبه پرنس چارلز در جریان بازید از اماکن دیدنی ترکیه، همراه همسرش از مقبره مولانا بازدید کرد و شاهد سماع درویشان بود.
کلاه درویشی برای پرنس چارلز:
روسری هم هدیهای برای کاملیا، همسر پرنس چارلز:
این هم عکسی از سماع:
تحصن نویسندگان هالیوود در اینترنت
اعتصاب نویسندگان هالیوود وارد چهارمین هفته خود شده است. نویسندگان هالیوود از دستمزد خود ناراضی هستند. آنها میخواهند در سود کلان حاصل از فروش دیویدیها و دانلودهای میلیونی آثارشان از طریق آیتونز اپل سهیم شوند.
از آخرین باری که نویسندگان هالیوود اعتصاب کردند، 19 سال میگذرد، اعتصابی که نزدیک به 500 میلیون دلار ضرر و زیان به هالیوود وارد کرد.
در حالی که به نظر نمیرسد اعتصاب نویسندگان در کوتاه مدت در تولید نمایشهای تلویزیونی یا فیلمهای سینمایی تأثیر بگذارد، نخستین پیامد اعتصاب نویسندگان در «تاک شو»های آخر شب تلویزیونهای آمریکا نمودار شده که تا حد زیادی به اتفاقات روز وابسته هستند.
برنامه های شبانه مانند Tonight Show با اجرای جی لنو، Daily Show با اجرای جان استوارت و Late Show با اجرای ديويد لترمن، از اولين برنامههای معروف تلويزيونی هستند که اعتصاب اتحاديه نويسندگان بر آنها تاثير گذاشته است. نمایش بسیاری از برنامههای نمایشی مثل «24»، «همسران آشفته»، «اسم من ارل است» و «دفتر کار» تعطیل شده است.
حتی تهيهكنندگان هاليوود براي آن كه پروژههای فيلمسازیشان با توقف و ضررهای مالي مواجه نشود، تصمیم گرفتهاند به فیلمنامهنویسان انگلیسی متوسل شوند.
نشانههایی از آثار اعتصاب نویسندگان آمریکایی در تولید فیلمهای سینمایی هم ظاهر شده است: تام هنکس که قرار بود در فیلم «فرشته و شیطان» که دنباله «کد داوینچی» است، نقش بازی کند، باید منتظر بماند و «براد پيت»، بهعلت نگراني از نگارش سناريوی جديدترين فيلمش، از بازی در آن كنار كشید.
در چهارمین هفته اعتصاب، دامنه اعتراضات به اینترنت هم کشیده شده است، نویسندگان از وبلاگهای شخصی، ویدئوها و شبکههای اجتماعی فیسبوک و مایاسپیس برای در میان گذاشتن عقایدشان با مردم استفاده میکنند.
ویدئویی به نام The Office is Closed در یوتیوب آپلود شده است که در آن Greg Daniels و سایر نویسندگان از دلیل اعتصابشان حرف میزنند. این ویدئو تا به حال 520 هزار بار تماشا شده است.
«پیتر رادر» یک از اعتصابکنندگان می گویند که آنها از سایتهای مختلف اینترنتی به مانند یک همایش اعتصابی مجازی استفاده میکنند.
در یکی از ویدئوهای دیگر بازیگران معروف هالیوودی از جمله شان پن دیده میشوند. در این ویدئو شان پن بیصدا، کلماتی را لب میزند.
شان پن در این ویدئوی اعتراضی
نویسندگان هالیوود در مایاسپیس
با فلیکرویژن، بیشتر درباره زمین بیاموزید
Flickrvision، یک سرویس اینترنتی جدید است که تازهترین عکسهای آپلود شده در فلیکر را به شما نشان میدهد. با ورود به سایت تصویری از کره زمین را در حال چرخش میبینید، هر چند وقت یک بار عکسهای آپلودشده متنوع کاربران به صورت پاپآپ با اشاره به جایی که از آن آپلود شدهاند، ظاهر میشوند.
چند دقیقه صرف وقت در فلیکرویژن بد نیست. با فلیکرویژن میشود به صورت تصویری چیزهایی در مورد مردم نقاط مختلف جهان و عادات و سلایقشان یاد گرفت.
منبع: لایف هکر
اپل با iTunes U دانشگاهها را به خانه شما میآورد
«آرتور مارکیز»، یک حقوقدان بازنشسته، قدم زدن را خیلی دوست دارد. او عادت دارد روزانه 10 کیلومتر قدم بزند. او در حالی که قدم میزند با آیپادش به کلاسهای فلسفه دانشگاه برکلی گوش میکند!
بکستر وود یکی از مشتاقترین دانشجویان هوبرت دریفوس Hubert Dreyfus استاد 78 ساله فلسفه دانشگاه برکلی است. ولی او نه تا به حال با این استاد ملاقات کرده است و نه هیچگاه در تالار سخنرانی برکلی بوده است. او راننده یک کامیون 18 چرخ است!
این راننده 61 ساله، سخنرانیهای این استاد را با نرمافزار
آیتونز اپل دانلود میکند و با استفاده از مدیاپلیر HP به
آنها گوش میکند. او وقتی به شهرها میرسد دکمه pause
مدیاپلیر را فشار میدهد، چون میخواهد تمرکز بیشتری روی ترافیک شهری داشته باشد و
حواسش با فکر کردن به سخنان نیچه پرت نشود!:
«من در یک آن دو جا هستم. صدای گچ روی تختهسیاه این حس و حال
را واقعیتر میکند.»
اپل با ارائه صدها سخنرانی از استادان برتر دانشگاهها حیات دوبارهای به مغزهای مستعدی بخشیده که از دسترسی فیزیکی به آنها ندارند.
چندین سال است که دانشگاهها در وبسایتهای خودشان دروس را به صورت آنلاین میگذارند تا در صورتی که دانشجویی کلاسی را از دست دهد، فرصت دوبارهای پیدا کند.
ولی حالا یک انقلاب واقعی به وقوع پیوسته است، 28 دانشگاه شامل دانشگاه MIT، استنفورد و ییل Yale کورسهای برگزیدهای را به صورت رایگان از طریق آیتونز در اختیار علاقمندان قرار میدهند.
هدف این دانشگاهها این است که ارتباط بهتری با فارغالتحصیلان ایجاد کنند و در ضمن روی والدین دانشجوها تأثیر بگذارند و نوعی تبلیغ انجام دهند.
این دانشجوهای غیر رسمی گرچه از چشمان استادانشان پنهان هستند و گاهی بعضی از استادان تمایلی به جواب دادن به مکاتبات آنها ندارند و اگر چه مدرک رسمی هم دریافت نمیکنند ولی میتوانند طعم دروس رایگان را بچشند.
به این ترتیب فارغ از سن و فاصله و شغل، همه میتوانند از دروس آنلاین رایگان استفاده کنند.
ریچارد مولر یک استاد دانشگاه برکلی میگوید که عده زیادی از مردم در سراسر جهان نیازمند آموزش بیشتر هستند. آنها تشنه آموختن و دانش هستند. او ایمیلی از یک دریانورد ساکن عراق دریافت کرده است که در آن از وی به خاطر دروسش تشکر شده است.
نخستین بار در اواخر سال 2004، اپل ارائه دروس را به صورت پادکست از دانشگاه دوک Duke آغاز کرد و بعد به تدریج بر تعداد این دانشگاهها افزوده شد.
تعداد دانلودها از ماه می به شدت اضافه شده است. برای مثال دانلود 86 کورس دانشگاه برکلی از 15 هزار دانلود، به 50 هزار دانلود در هفته رسیده است.
اما در این میان اپل چه سودی میبرد؟! تحلیلگران میگویند که
اپل با ذخیره و کاتالوگ کردن پادکستهای آموزشی میخواهد حسن نیت خود را به
دانشگاهها نشان دهد، دانشگاههایی که خریداران بزرگ کامپیوترهای مکینتاش هستند.
همچنین این کار به طور غیرمستقیم فروش آیپاد، مدیاپلیر مشهور شرکت اپل را بالا
میبرد.
در میان اساتید، پادکستهای هوبرت دریفوس محبوبیت زیادی پیدا کرده است، پادکستهای او به اندازه یک خواننده راک هندی طرفدار دارند. دانشجویان آنلاین او برای ملاقاتش به برکلی میآیند و حتی بسیاری مبلغی پول برای نشان دادن قدردانی از او و تهیهکنندگان پادکست، ارسال میکنند.
هوبرت دریفوس
سخنرانیهای این استاد بسیار مشهور هستند، به طوری که یکی از پادکستهای او در رتبه 58 پادکستهای آی تونز ایستاد و به دنیال آن BBC، برنامه Comedy Central برنامههایی درباره این سخنرانی پرطرفدار با عنوان «از خدا به خدا و برعکس» درست کردند.
دریفوس برای اینکه کیفیت پادکستها بهتر شود، موافقت کرده که کلاسش مجهز به میکروفن و سیستمهای ضبط ویژه شود.
یک دانشجوی 18 ساله فلسفه به نام الکساندر دیاز که گاه و بیگاه از کلاسها غیبت میکند، آیپاد به گوش و در حالی که در حاشیه کتاب «وجود و زمان» هایدگر مینویسد، به کلاسها گوش میکند.
دریفوس از سال 1968، در برکلی فلسفه درس میدهد. گرچه وی قبلا کارایی آموزش از راه دور را زیر سؤال برده است ولی شانسی که برای انتشار افکارش با آی تونز پیدا کرده است، این باور وی را تحلیل برده است.
منبع: لوس انجلس تایمز
بررسی از لحاظ فنی
طبق معمول کاربران ایرانی مشکل سرعت پایین اینترنت را دارند که
دسترسی به این دروس ارزشمند رایگان را ناممکن میکند.
شما نخست باید نسخه جدید برنامه iTunes را دانلود کنید که حجمی حدود 50 مگابایت دارد. البته میتوانید برنامه را از سیدیهای برنامه موجود در بازار هم نصب کنید.
برای نصب باید کمی صبور باشید، برنامه احتمالا از شما میخواهد که فایرفاکس و بعضی از برنامههای دیگر را در حین نصب ببندید و در انتها از شما می خواهد که ویندوز را restart کنید.
بعد از نصب برنامه به صفحه خانگی آیتونز بروید و روی iTunes U کلیک کنید. لیست بلندبالایی از دانشگاهها را خواهید دید که در میان آنها دانشگاههای بسیار معتبری دیده میشوند.
حالا کافی است لینکها را دنبال کنید و پادکست درسی مورد علاقه خودتان را دانلود کنید.
سخن نهایی:
- بگذارید بگویند اینترنت برای وقتگذرانی است.
- بگذارید بگویند که صحبت از آیپاد و اپل فقط شایسته تینیجرها است.
- نگذارید بگویند اینترنت پرسرعت به کار کاربران خانگی نمیآید.
- خیلی راحت میشود این کار را در مورد دانشگاههای ایرانی
تکرار کرد. گرچه:
الف- استادهایی که زحمت پادکست کردن حرفهایشان را میشود به جان خرید روز به روز
کمتر میشوند.
ب - بعضیها هم آلرژی به اینترنت دارند.
ج- و شاید حق داشته باشند که واهمه داشته باشند از آنلاین شدن درسهایشان!
د - فکر میکنید چند نسل باید بیایند و بروند تا مفهوم پادکست و اینترنت نسخه جدید
در سیستمهای آموزشی ما جا بیفتد؟!
- تازه یک پست دیگر هم دارم که حسرت شما را برای داشتن یک اتصال اینترنتی سرعت بالا بیشتر خواهد کرد. فعلا دلم نیامد دربارهاش بنویسم!
The Tank Man، جستجوی بینتیجه سوژه مشهور عکس
«مرد تانکی» یا «شورشی ناشناس»، لقب یک مرد ناشناس چینی است، مردی که ویدئو و عکسهایی که در جریان درگیریهای میدان تیانانمن Tiananmen در 5 ژوئن سال 1989 از وی گرفته شود، او را در سراسر جهان مشهور کرد.
این فرد ناشناس با ایستادن در جلوی ستونی از تانکهای تی 59 چینی، جلوی پیشروی آنها را گرفت.
چندین عکس از این صحنه گرفته شده است، عکسی که بیشتر تکثیر و منتشر شده است به وسیله «جف وایدنر» از خبرگزاری رویترز گرفته شده است. این فتوژورنالیست این عکس را از طبقه ششم هتل پکن از فاصله حدودا 800 متری با استفاده از یک لنز 400 میلیمتری گرفت. عکس دقیقا در خیابان چانگان که به شهر ممنوعه منتهی میشود، گرفته شده است. این عکس یک روز بعد از سرکوب خشونتآمیز گردهمایی دانشجویان چینی گرفته شد.
نسخه دیگر عکس را استوارت فرانکلین از آژانس عکاسی ماگنوم گرفت. این عکس میدان دید بیشتری دارد و تانکهای بیشتری را در جلوی مرد چینی نشان میدهد. فرانکلین بعدها به خاطر این عکس برنده جایزه عکس خبری سال شد. در سال 2003، مجله لایف این عکس را جزو 100 عکسی قرار داد که انتشارشان دنیا را تغییر داده است.
![]() عکس جف وایدنر از مرد ناشناس چینی |
![]() جف وایدنر سایت جف وایدنر |
عکس استوارت فرانکلین |
سایت شخصی استوارت فرانکلین |
اما در فیلمی که از این صحنه گرفته شده است، چیزهای بیشتری
میتوان دید. مرد ناشناس چینی که در هریک از دستهایش بستهای را جمل میکند، بعد از
قرار گرفتن در مسیر تانکها، مصمم در جای خود ایستاد. تانک جلویی تغییر مسیر داد،
اما همزمان، مرد حرکت کرد و مجددا در جلوی تانک ایستاد. این کار چند بار تکرار شد.
سپس مرد چینی از تانک بالا رفت و حرفهایی به زبان آورد که به درستی معلوم نیست، چه
هستند. بعد از مدتی چند نفر ناشناس که به نظر میرسد از تظاهرکنندگان بودند و یکی
از آنها سوار بر دوچرخه بودند به مرد چینی نزدیک شدند و او را از صحنه دور کردند.
شب بعد از گرفته شدن عکس و ویدئوی این مرد در جهان پخش شد و مبدل به خبر اصلی صدها روزنامه و مجله معتبر شد.
در آوریل 1998، مجله تایم، «مرد شورشی ناشناس» را در لیست صد شخصیتی مؤثر جهان در قرن بیستم قرار داد.
این مرد چه کسی است؟
هنوز کسی نتوانسته به درستی به این سؤال پاسخ بدهد. مدت زمان
کوتاهی بعد از وقوع حافظه نشریه زرد معروف انگلیسیها یعنی ساندی اکسپرس نام او را
«وانگ ویلین»، یک دانشجوی 19 ساله اعلام کرد ولی این ادعا را نتوانست اثبات کند.
شایعاتی در مورد سرنوشت این مرد وجود دارد. برخی میگویند او 14 روز بعد از حادثه اعدام شده است، عده دیگری میگویند او چند ماه بعد به جوخه آتش سپرده شد. حتی بعضیها معتقدند او زنده است و جایی در سرزمین پهناور چین، پنهان شده است.
یک عکاس که شاهد عینی ماجرا بود،میگوید که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است. اما منشی «ژیانگ زمین» ، در مصاحبهای در سال 90 گفت که او کشته نشده است. روزنامه هنگکنگی Apple Daily هم ادعا میکند که او هماکنون ساکن تایوان است.
مستند دیدنی The Tank Man
اما دلیل نوشتن این پست بیشتر معرفی مستند دیدنی
The Tank Man
شبکه pbs بود که در سال 2006
ساخته شده است. این مستند خوشبختانه در 8 قسمت در یوتیوب
قابل دیدن است و میتوانید آن را به راحتی دانلود کنید.
قسمت اول،
دوم،
سوم،
چهارم،
پنجم،
ششم،
هفتم و
هشتم
فیلم ظاهرا به دنبال یافتن ردپایی از مرد ناشناس چینی است. اما کاری بسیار ارزشمندتر انجام میدهد:
این مستند، نخست نقبی میزند به حادثه تیانانمن. در مستند روزهای قبل از درگیری و
سرکوب را میبنیم. صحنه صحبت مردم عادی با سربازان و سکوت آنها بسیار تأثیرگذار است:
بعد از بررسی سرکوب تیانانمن، مستند جستجوی مرد ناشناس را متوقف میکند و چین امروز را نشان میدهد. مستند نشان میدهد که شتاب افسارگسیخته چین برای پیشرفت صنعتی، جامعه چین را به چین A و چینB تقسیم کرده است. در چین A آسمانخراشهای پر زرق و برق و سر به فلککشیده را میبینیم و رویش قارچگونه کارخانههای صنعتی را و در چین B شاهد زندگی مردم روستایی، با آموزش و بهداشت کم و روستاهایی هستیم که به علت مهاجرت خالی از جمعیت جوان شدهاند.
مستندساز در اقدامی جالب سپس به میان چند دانشجوی دانشگاهی میرود که سالها قبل کانون مناقاشات داشجویی بوده و عکس «شورشی ناشناس» را به آنها نشان می دهد، با گذشت چندین نسل، نسل امروز دانشجوی چین تصور درستی از آن مرد چینی و شرایطی که او اقدام به آن کار خارخالعاده کرد، ندارد.
در یکی دیگر از قسمتهای این مستند، به محدودیتهای اینترنت در چین پرداخته میشود و کمک شرکتهای بزرگ اینترنتی مثل یاهو، گوگل و سیسکو برای محدود کردن آزادیهای اینترنتی مورد بررسی قرار میگیرد.
نتایج جستجو در گوگل در چین، با نقاط دیگر دنیا تفاوت بسیار دارد!
یکشنبه 4 آذرماه
چگونه پینگ کنم؟!
این سؤالی است که بارها از من شده، با توجه به اینکه بسیاری از ISPها دسترسی به بلاگرولینگ را ناممکن کردهاند (چقدر محترمانه!)، وبلاگنویسها چگونه بهروز شدن وبلاگ خود را اعلام کنند؟
1- فناوری خوراک Feed که در بین کاربران
ایرانی اینترنت رواج پیدا کرده است، ارزش و اعتبار پینگ کردن را به شدت پایین آورده
است. با یک خبرخوان آنلاین یا آفلاین خوب، دیگر نیازی نیست به لیست وبلاگهای
بهروز پینگشده نگاه کنیم و بعد با مرورگر به آنها سر بزنیم.
اما مسئله اساسی اینجاست که هنوز شمار قابل توجهی از وبلاگخوانها، به صورت سنتی
وبگردی میکنند.
2- بدیهیترین راه چنان که افتد و دانی میانبر زدن است. از هرگونه توضیح تکمیلی معذورم بدارید!
3- اگر از Windows Live Writer برای وبلاگپراکنی استفاده میکنید. در منو به قسمت Toolsو سپس Options بروید:
در قسمت Ping Servers، مربع را تیک بزنید و آدرس سروهای پینگ دلخواه را وارد کنید:
از همه واجبتر البته برای کاربران ایرانی، آدرس پینگ بلاگرولینگ! :
http://rpc.blogrolling.com/pinger
و در مرحله بعد:
http://ping.feedburner.com
http://rpc.technorati.com/rpc/ping
http://rpc.weblogs.com/RPC2
http://ping.blo.gs
4- اگر از مووبلتایپ استفاده میکنید، به قسمت Preferences بروید و:
5- و سرانجام آسانترین راه پینگ گردن در اندازه انبوه! استفاده از یکی از سایتهای زیر است:
| - pingomatic - pingoat - blogflux - pingmyblog - blogard - pingates |
|
با تیک زدن سرورهای پینگ مورد نظر میتوانید در یک مرحله، عملیات پینگ را انجام بدهید.
بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد 8 رساند
در دامنه کوه آلپ در شمال ایتالیا، در 30 مایلی شهر باستانی تورین، در درهای به نام Valchiusella، روستایی وجود دارد که قدمت آن به قرون وسطی میرسد، این دهکده منظرهای چشمنواز دارد، اما بنای عجیبی که در عنوان این پست به آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار دارد.
30 متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد که آن را میتوان با شهر افسانهای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب دنیا را به آن داد.
این بنای زیرزمینی شامل 9 معبد حیرتانگیز در 5 طبقه است که ابعاد و زیبایی آن، نفس را در سینه حبس میکند.
این ساختمان را میتوان به یک کتاب سهبعدی تشبیه کرد که تاریخ بشریت را روایت میکند. معبدها به وسیله تونلهای به شدت آراستهای به هم متصل شدهاند. حجم این تونلها به 300 هزار فوت مكعب میرسد. اما، تنها عده کمی اجازه بازدید از این بنای شگفتانگیز را دارند.
تالار زمین
جالب است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود چنین بنایی مطلع شده است.
اگر تا اینجای پست را خوانده باشید، شاید تصور کنید که این معبد که معبد Damanhur نام دارند، به جا مانده از یک تمدن قدیمی است. ولی اینطور نیست!
|
این بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است. در ابتدای دهه 60 میلادی وقتی «اوبرتو آیرودی» Oberto Airaudi ده ساله بود، دچار تجربههای دیداری عجیبی میشد ،او تصاویر عجیبی میدید که فکر میکرد مربوط به زندگی گذشتگان و معابد حیرتانگیز باشد. اوبرتو تواناییهای ماوراء طبیعی داشت، او میتوانست مناظر دور را ببیند و جزئیات ساختمانی هر بنایی را تصور کند. |
|
سرانجام او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند. اوبرتو که دوست دارد «فالکو» خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر خانه والدینش تا از اصول حفاری سر دربیاورد. در سال 1977 اوبرتو، جای مناسب برای ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای در آنجا ساخت.
شیشهکاری سقف تالار آینهها
تالار آینهها
در آگوست 1979، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر کردن معابد را آغاز کردند. نام Damanhur از نام معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که معنی شهر نور را میدهد.
از آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته بودند، تنها افراد محدودی با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه کردند. داوطلبانی از همه کشورهای جهان به مدت 16 سال، در 4 شیفت کاری روزانه مشغول حفاری و ساخت این معبد شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحیشدهای برای معبد داشته باشند، تنها به طرحها و تصورات اوبرتو متکی بودند.
در سال 91 کار ساخت چندین معبد از معابد 9 گانه تقریبا به اتمام رسید. سطح دیوارها با نقاشیها ، کاشیها، تندیسها و درهای مخفی و پنجرههایی با شیشه رنگی پوشیده شد.
تالار کرهها
|
اما در این زمان دیگر کار آنها از حالت سری خارج شده بود. نخستین بار پلیس به خاطر فرار از پرداخت ماليات مزاحم اوبرتو شد ولی یک سال بعد تهدید پلیس جدیتر بود، آنها اوبرتو را تهدید کردند که یا به پلیس اجازه بازرسی بدهد و یا کل بنا را دینامیت نابود خواهند کرد. دادستان منطقه همراه سه پلیس با تردید وارد بنا شدند و به مجرد وارد شدن به نخستین معبد به نام تالار زمین، دهانشان از تعجب بازماند. مقامات سعی کردند که این بنا را به نفع دولت ضبط کنند. به گروه گفته شد که کار روی تزئینات داخلی را ادمه دهند ولی معبد دیگری حفر نکنند. |
|
امروزه کسانی که در ساختن معبد Damanhur مشارکت داشتند، دانشگاه، مدرسه، سوپرمارکت و مزارع اختصاصی خودشان را دارند. البته آنها رهبر معنوی خود را پرستش نمی کنند و از معابد تنها به منظور مراقیه گروهی استفاده میکنند.
فالکو می گوید: «این معابد به انسانها یادآوری میکنند که هر کس تواناییهایی بیشتر از حد ادراکش را دارد و اگر بدانیم چگونه به گنجینههای نهان اندرونمان برسیم، میتوانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.»
منبع: dailymail
شنبه 3 آذرماه
جنگ داخلی اسپانیا، این بار به صورت ویدئوگیم
ویدئوگیم جدیدی به نام «سایههای جنگ» یا Shadows of War به کاربرانش امکان میدهد تاریخ را از نو بنویسند.
این بازی، نخستین بازیای است که در مورد جنگهای داخلی اسپانیا که از سال 1936 تا 1939 طول کشید، ساخته شده است.
جنگهای داخای اسپانیا وقتی شروع شد که نیروهای وفادار به ژنرال فرانکو علیه دولت جمهوریخواه منتخب، کودتایی ترتیب دادند. دوران دیکتاتوری ژنرال فرانکو 40 سال دوام آورد و تا سال 1975 ادامه یافت.
مرگ یک سرباز طرفدار دولت - عکس بسیار مشهوری از رابرت کاپا که
در سال 1936 در طی جنگ داخلی اسپانیا گرفته شده است.
روز پنجشنبه، در حالی فروش این بازی شروع شد که طبق قانون جدیدی پرداخت غرامت به قربانیان جنگهای داخلی قانونی شده و ساخت بنای یادبود برای فرانکو ممنوع شده است.
حتی قبل از شروع فروش بازی، بحثهایی در هر دو سر طیف سیاسی اسپانیا شروع شده است:
یک ستوننویس روزنامه محافظهکار ABC به نام «مانوئل کونترهراس» در این مورد میگوید که بازی جدید باعث درگیری میشود و شکاف بین جناحهای سیاسی را تشدید خواهد کرد.
اما خانم «کارلوتا لرت» فرزند یکی از اسپانیاییهای که در طی
جنگهای داخلی توسط نیروهای فرانکو اعدام شد، در گفتگو با روزنامه لیرال ال پائیس
ابراز نظر کرده است که این بازی گرچه کمکی به تجدید بنای حافظه تاریخی اسپانیاییها
نخواهد کرد ولی جلوهای از مرگ، استبداد و ابتذال خشونت را به تصویر خواهد کشید.
در این بازی از پدر خانم لرت یاد میشود ، او فرمانده یک پایگاه
هوایی در شمال آفریقا بود.
تصور نکنید که با گذشت زمان دیگر خبری از طرفداران فرانکو
نیست.دو عکس بالا 5 روز پیش از گردهمایی هواداران فاشیستها در مادرید گرفته شده
است.
در بازی «سایههای جنگ»، هر گیمر میتواند به دلخواه خود به نیروهای ملیگرا و یا جمهوریخواه بپیوندد و نتیجه جنگ و تاریخ را تغییر دهد.
این بازی به اسپانیاییهای جوان که تجربهای از جنگ ندارند، چهره جنگ را نشان میدهد و به همین خاطر میتواند مکملی برای نمایشنامهها، فیلمها ، کتابها و مقالههایی باشد که در سالهای اخیر در مورد جنگهای داخلی اسپانیا نوشته شده است.
صحنهای از بازی سایههای جنگ
بازی حاوی صحنههای مستندی از جنگ، از آرشیوهای مختلف است.
برای ساخت فیلم یک میلیون یورو هزینه شده است و بحثها و مناقشههایی که پیرامون این ویدئوگیم درگرفته است، فروش بازی را احتمالا بالا خواهد برد.
منبع: نیویورک تایمز
نیکولا سارکوزی، فرانسویها را از دانلود P2P غیرقانونی محروم کرد
قراردادی که به تازگی بین دولت فرانسه، ISPهای فرانسه و شرکتهای تهیه و توزیع موسیقی و فیلم بسته شده ، کاربران فرانسوی را از دانلود P2P غیرقانونی بازمیدارد. این خبر روز جمعه اعلام شد.
به هر کاربر در صورت هر دانلود غیرقانونی اخطاری داده خواهد شد و در سومین مرتبه، اتصال اینترنتی متخلف قطع خواهد شد.
یک مرجع قانونی مستقل که تحت نظارت یک قاضی است، در مورد قطع اشتراک کاربران و زمان این لغو اشتراک تصمیم میگیرد.
رئیس IFPI (تشکیلات بینالمللی ضبط موسیقی)، این اقدام را کار مبتکرانه بینظیری در جنگ علیه سرقت آنلاین ارزیابی کرده است.
اما از سوی دیگر سیاستمداران و گروههای حمایت از مصرفکنندگان، این اقدام را بیش از حد محدودکننده دانستهاند.
منبع: نیویورک تایمز، TechCrunch
جیمیل و مسابقه طراحی تیشرت
| جیمیل راههای زیادی را برای تبلیغ آزمایش کرده است، مرداد ماه
امسال آنها از علاقمندان خود خواستند، در ساخت یک ویدئوی تبلیغاتی
شرکت کنند، حاصل این مشارکت همگانی این ویدئو بود. اما به طور همزمان جیمیل یک مسابقه طراحی تیشرت هم با مشارکت Threadless راه انداخته بود. گوگلیها از کاربران جیمیل خواسته بودند یک طرح متناسب با شخصیت و خصوصیات جیمیل برای تیشرت، پیشنهاد کنند. مهلت ارسال طرح 16 اگوست بود. جایزه برنده هم قابل توجه بود: یک آیفون 8 گیگی، یک هندست بلوتوث، 400 دلار اعتبار برای پرواز در یک خط هوایی، 300 دلار اعتبار برای خرید از Threadless و دو هزار دلار هم پول نقد! هر شخص میتوانست سه طرح پیشنهاد کند. وبلاگ رسمی جیمیل دو هفته پیش برنده این مسابقه را اعلام کرد. برنده این مسابقه فردی به نام «رابرت گود» با طرح تیشرتی به نام Hello Dave است. این طرح توانست در رقابت با 420 طرح ارائه شده، برنده شود.
|
|

عادت خوردن مو - تریکوبزوآر
NEJM در شماره نوامبر خود یک گزارش مورد تصویری داشت. برای پزشکان این مورد شاید تازگی نداشته باشد، ولی باز هم نقلش با توجه به تصویری بودن، خالی از لطف نیست.
خانم 18 ساله سابقا سالمی با شکایت دردی در سمت بالا و چپ شکم به پزشک مراجعه کرده بود. درد از 5 ماه پیش شروع شده بود و توأم با تورم شکم، استفراغ بعد از صرف غذا و 18 کیلوگرم کاهش وزن بود.
معاینه یک توده شکمی را در ناحیه اپیگاستریک با قوام سخت که تندرنس داشت، نشان داد. سیتی اسکن یک معدی را که از فوندوس تا آنتروم نشان داد ولی نشاندهنده انسداد خروجی معده نبود.
اما اندوسکوپی ماهیت توده را یک بزوآر تشخیص داد.
وقتی از بیمار سؤال شد وی گفت که سالها عادت خوردن مو یا تریکوفاژیا داشته است.
توده مو با اندازه 37.5 در 17.5 در 17.5 آنقدر بزرگ بود که برداشتنش با آندوسکوپ ممکن نبود. بنابراین چارهای جز باز کردن شکم نبود. توده با جراحی برداشته شد. توده مو 4.5 کیلوگرم وزن داشت.
بعد از 5 روز بیمار مرخص شد و پیگیریهای روانپزشکی و جراحی هم در مورد او انجام شد.
یک سال بعد از جراحی، این بیمار دیگر درد و تهوع ندارد، 9 کیلوگرم وزن اضافه کرده و مهمتر از همه دیگر مویش را نمی خورد!
گراف اجتماعی
تیم برنرز لی -مخترع وب- دیروز در وبلاگش پست جالبی نوشت و در آن درباره مفهومی به نام «گراف» توضیح داد.
تلقیای که تیم برنرز لی از گراف دارد، احتیاج به توضیح دارد. او گراف را سطح سوم ارتباط بین کامپیوترها و شبکههای کامپیوتری میداند. او معتقد است که سطوحی برای شبکههای کامپیوتری میتوان قائل شد:
1- اینترنت: که کامپیوترها را به هم مرتبط میکند.
2- وب: که اسناد را به هم مرتبط میکند.
3- گراف: که اسناد و افراد را به هم مرتبط میکند.
با گذر از سطح اول به سطح سوم، دسترسی به اطلاعات آسانتر و در عین حال کنترل و مالکیت اطلاعات و اسناد، کمتر میشود.
OpenSocial گوگل تلاش میکند دسترسی به اطلاعات و خدمات
سرویسهای مختلف اینترنتی را وقتی یک کاربر در یک شبکه اجتماعی به سر میبرد، ممکن
کند و چنین فرایندی را برای همه شبکههای اجتماعی امکانپذیر کند. حالا فرض کنید که
پروسهای در وب آغاز شود که همین کار را به همه وب تعمیم
دهد و دسترسی به اطلاعات مختلف را برای همه سایتها و
وبلاگها ممکن کند.
حاصل کار را Social Gragh و یا آن گونه که خود برنرز لی در
عنوان پستش گفته Giant Global Graph (گراف جهانی بزرگ) میتوان نامید.
پنجشنبه 1 آذرماه
لینکها و مطالب پراکنده
- ویدئوهای پزشکی: قبلا در این وبلاگ در یک پست به صورت مشروح
یوتیوب را از لحاظ ویدئوهای پزشکی بررسی کرده بودم. سایت medical
videos هم سایت بسیار خوبی از لحاظ ویدئوهای پزشکی
است. در این سایت ویدئوهای جالبی از ABG گرفته تا توراکوسنتز
و از معاینه شکم گرفته تا آرتروسنتز.
راهنمایی: برنامه Orbit را دانلود کنید.
دانلود ویدئوها را برایتان بسیار سهال و آسان میکند.

- بازی فلش DNA : اگر وقتش را دارید، DNA برایتان جالب است و مهمتر از همه این صفحه برایتان قیلطر نیست، کمی با DNA بازی کنید!
- بیتتورنت و چالشها : پخش مطالب و محتواهای مشمول کپیرایت، تنها چیزی نیست که بیتتورنت را تهدید میکند، ISPها هم به سبب مصرف مقداری زیادی از پهنای باندشان دل خوشی از بیتتورنت ندارند.
Wi-Fi و اوتیسم: ظاهرا ارتباطی بین این دو پیدا شده!
15 توهم کلمهای جالب: خودتان ببینید.
تست حافظه فایرفاکس 3.0: انتظار داریم فایرفاکس 3.0 ، نسخه بسیار بهتری از فایرفاکس با باگهای کمتر باشد. یکی از اشکالاتی که فایرفاکس وارد است مصرف حافظه زیاد است. گویا در نسخه 3.0 این مرورگر این اشکال رفع شده.
8 کتابی که پسندیدم!
خواندن بسیاری از کتابها و دیدن شمار زیادی از فیلمها را مدیون پستهای وبلاگستان هستم. بد نیست هر از چند گاهی کتابها و فیلمهای خوب را به هم معرفی کنیم. مدتی بود در این وبلاگ در مورد کتاب، پستی نداشتم. یکی از خوانندگان هم کامنت گذاشته بود و از این کمکاری شکایت کرده بود.
1- هنر نویسندگی: این کتاب دربرگیرنده گفت و گوها و مقالهها و نامههای نویسندگانی است که در خلال آنها، حرفهای تازه و برداشتهای آموزنده و تجربههای زندگی درباره هنر نویسندگی فراوان آمده است و حاصل این آموخته ها با زیانی دلنشین در اختیار خواننده مشتاق قرار گرفته است.
شماری از نویسندگانی که در این کتاب مطالبی درباره آنها نوشته
شده به قرار زیر است:
خورخه لوئیس بورخس - گونتر گراس- اکتاویو پاز - میلان کوندرا - ای ال دکتورف و هنری
میلر
انتشارات مروارید - 384 صفحه - 4200 تومان
به نظر من این کتاب مجموعه بسیار باارزشی است و اطلاعات شما را در مورد ادبیات و نویسندگان بزرگ بیشتر میکند.
نمونه دو صفحهای: بورخس را در آستانه دعوا تصور کنید!
2- عطر پنهان در باد: داستانهای زنان درباره زنان:
عنوان کتاب گویاست: یک مجموعه داستان کوتاه از نویسندگان زن عمدتا مشهور که
درباره زنان نوشته شده است. در این کتاب میتوانید داستانهای کوتاهی از
دوروتی پاکر و ایزایل آلنده گرفته تا تونی موریسون و ماگارت اتوود بخوانید. این
کتاب به شدت برای مطالعه آخر شب توصیه میشود.
گردآوری و ترجمه: اسدالله امرایی
انتشارات نقش و نگار
قیمت 3500 تومان
287 صفحه
نمونه: داستان کوتاه انتقام از ایزابل آلنده
3- کیمیا خاتون: کیمیا خاتون دختر محمد شاه ایرانی و کراخاتون، زیباروی اکدشانی، که پس از مرگ شوهر به عنوان همسر دوم به عقد و ازدواج محمد جلال الدین بلخی درآمده بود، پس از ازدواج مادرش ساکن حرم مولانا شد و داستان حیرتانگیر زندگی وی نگاهی نیز به بخشی از از زندگی واقعی، خانوادگی و به عبارت دیگر بعد انسانی حیات مولانا دارد، یعنی آن بخش از زندگی که او همواره در سایه عظمت ابعاد روحانی، عرفانی و فراانسانی شخصیتش به محاق فراموشی سپرده شده.
نشر چشمه - نوشته: سعیده قدس - 380 تومان - 283 صفحه
4- سلاخخانه شماره پنج : من که ونهگات را بعد از فوتش شناختم. خوشبختانه سلاخخانه شماره پنج مشهورترین اثر این نویسنده تجدید چاپ شده است:
ونهگات در سال 1969 بر اساس خاطرات و مشاهداتش در درسدن کتاب سلاخ خانه شماره پنح را نوشت که هیاهوی بسیار برانگیخت و منتقدان درباره آن اظهارنظرهای گوناگونی کردند. کتاب به سرعت فروش رفت و فیلمی درباره هم بر اساس ان ساخته شد. ونهگات در این کتاب، ماجرا را از زاویه دید چندگانه روایت میکند که تنها بر تجارب شخصی او در درسدن متکی نیست. او معانی سمبلیک در درسدن را به تمامی بشریت تعمیم میدهد.
ونهگات در سال 1944 در جبهه جنگ اسیر نازیها شد و در انباری زیرزمینی که محل نگاهداری لاشههای گوشت بود، زندانی شد. در همان هنگام، متفقین شهر درسدن را بمباران کردند . در این بمباران 134 هزار نفر جان خود را از دست دادند.(درباره شمار تلفات البته اختلاف نظر وجود دارد.)
بعد از این حمله وحشتناک، زندانیانی را که جان سالم به در برده بودند، مأمور کردند تا اجساد کشتهشدگان را از زیر آوارها بیرون بکشند.
سلاخخانه شمار پنج بر اساس همین خاطرات پایهگذاری شده است.
سلاخخانه شماره پنج
ترجمه ع. ا. بهرامی
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
3500 تومان - 263 صفحه
5- آئورا: در مورد این کتاب در وبلاگها و سایتها بسیار نوشته شده است.
فیلیپه مونترو یک تاریخدان جوان است که یک روز صبح در کافهای کثیف به یک آگهی استخدام برمی خورد. آگهی استخدام یک تاریخدان جوان و مسلط به زبان فرانسه. کار انگ اوست. نشانی را دنبال می کند و به خانه عجیبی می رسد. خانه متعلق به خانم کونسوئلو بیوه بسیار پیر یک نظامی است که تصمیم دارد خاطرات پراکنده همسرش را مرتب و چاپ کند. مونترو استخدام می شود. کونسوئلو برادرزاده یی با نام «آئورا» دارد و در فضای عجیب این خانه، محصور در میان تاریکی و سرشار از بوی عجیب گیاهان دارویی، فیلیپه عشق را می یابد. در طول چند شبانه روز سه بسته از یادداشت های ژنرال را می خواند و از خلال آنها با شخصیت کونسوئلو آشنا می شود.
آئورا: نوشته کارلوس فوئنتس
نشر نی
1300 تومان - 94 صفحه
6- بازیگری متد: هر بار یک بیوگرافی از پاچینو و مارلون براندو میخوانیم، محال است اسم «بازیگری متد» به گوشمان نخورد و باور کنید کمتر کسی است که وجود دارد که به درستی به شما بگوید، آخر این بازیگری متد چیست!
بازیگری متد
نوشته احمد دامود
نشر مرکز
2500 تومان - 200 صفحه
7- چرا باید کلاسیکها را خواند: این کتاب نوشته ایتالو کالوینو - نویسنده مشهور ایتالیایی- است. دوستداران ادبیان در ایران کالوینو را بیشتر با آثار داستانیاش میشناسند ولی او یک منتقد و مقالهنویس هم بود.
مقالات این کتاب یک دوره تاریخی گسترده از قرن چهار پیش از میلاد تا قرن بیستم میلادی را پوشش می دهند. در این سیر تاریخی از گزنفون به نظامی گنجوی و از نظامی به ژرژ پرک معاصر میرسیم.
چرا باید کلاسیکها را خواند
نوشته: ایتالو کالوینو
ترجمه : آزیتا همپارتیان
نشر کاروان
4200 تومان - 276 صفحه
کتاب را از سایت انتشارات کاروان هم می توانید، سفارش دهید.
8- زندگینامه فدریکو گارسیا لورکا: نویسنده این کتاب -ایان گیبسن- ایرلندی ، متولد سال 1939 است. تخستین کتاب او به نام «قتل فدریکو گارسیا لورکا» بلافاصله توسط رژیم فرانکو تحریم شد. این کتاب توانست جایزه بینالمللی بهترین کتاب سال را از آن خود کند و به 10 زبان ترجمه شد.این کتاب، دروغ دولت فاشیستی فرانکو را که میگفت مرگ لورکا در حین اغتشاشهایی در اولین لحظات جنگ داخلی رخ داده است، برملا کرد و گوشههای تاریک شخصیت این شاعر را که نرودا «چکیده اسپانیای سالها و قرنها و سنتهای باستانی مردم آن آن سرزمین» می نامید، روشنی بخشید.
زندگینامه فدریکو گارسیا لورکا
کؤسسه انتشارت نگاه
ترجمه فریده حسنزاده
4000 تومان - 523 صفحه
فعلا همینها کافی است. توضیحات کتابها را بیشتر از صفحات معرفی خود کتابها برداشتهام. شما هم دست به کار شوید و کتاب و فیلم خوب معرفی کنید، مدتی است وبلاگستان در این زمینه کمکار شده!
چهارشنبه 30 آبانماه
دیگ سیاست
دیگ از امروز صفحهای را به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اختصاص داده است. با مراجعه به این صفحه می توان آخرین اخبار لینکشده در سایت دیگ درباره هر نامزد انتخاباتی را دید.
در غرب نقش اینترنت در تبلیغات ریاستجمهوری غیرقابلانکار است. من قبلا در 4 پست در همین وبلاگ گوشههایی از کارکرد اینترنت در عالم سیاست را شرح داده بودم:
فیسبوک و انتخابات آمریکا
به چه کسی رای بدهم؟! - انتخابات و وب 2.0
انتخابات 2.0
یوتیوب و سیاست
هر کاربر سایت دیگ میتواند به نشانه حمایتش از یک نامزد او را به لیست دوستانش اضافه کند.
استفاده نامزدهای انتخاباتی از وب، بسیار جالب است. مثلا در پروفایل باراک اوباما، لینکهایی به پروفایلش در یوتبوب، فیسبوک، مایاسپیس ،فلیکر و LinkedIn دیده میشود.
فعلا بسیاری از نامزدهای مطرح به صورت فعال در صفحه انتخابات حضور دارند. فقط در این میان خبری از «هیلاری کلینتون» نیست که با توجه به استفاده مکرر او از ظرفیتهای اینترنت، غیبت او کمی سؤالبرانگیز است.
در حال حاضر باراک اوباما و ران پال، از احزاب دموکرات و جمهوریخواه بیشترین دوست دیگی! را جمع کردهاند.
فکر میکنید با نزدیک شدن به انتخابات


