« February 2008 | خانه | April 2008 »
سه شنبه 6 فروردینماه
ویژگی جدید: توییتر کردن در فرندفید
ویژگی خوبی از امروز به FriendFeed اضافه شده است:
میدانید که هنگام دیدن نوشتههای دوستانتان در فرندفید، میتوانید در همان سایت توییتر برای این نوشتهها پاسخ بگذارید. از امروز با تیک زدن گزینه Also send this comment as an @reply twitter، پاسخ شما به توییتر هم فرستاده میشود. به این ترتیب دوست شما حتی اگر فرندفید را هم چک نکند، پاسخ شما را در توییتر خواهد دید.
البته شما نمیتوانید در فرندفید، نوشته تازهای را برای توییتر بفرستید، فقط میتوانید پاسخی برای نوشتههای قبلا ارسال شده، بنویسید.
راستی بد نیست با افزونه استایلیش، یک استایل باری فرندفید تعریف کنید، اگر این کار را نکنید، خواندن نوشتههای فارسی به خاطر فونت کوچک و نامناسب، کمی دشوار است.
دوشنبه 5 فروردینماه
دو سوی جنگ

و جایزه خلاقیت در تبلیغات تعلق میگیرد به...!
موسم عطر بهار است، نفس تازه کنید، کوکب عشق دمیده است، دل اندازه کنید، بر سر سفره خورشید، شکر پاره کنید، دو بهار است، کنون شکر دو صد باره کنید، سال نو مبارک، ...، بانک ایرانیان.
جشنواره نوروزی وبلاگستان فارسی و تمرین مشارکت
وبلاگ «یک فتحی» و «زنگوله» دست به کار شدهاند و «جشنواره نوروزی وبلاگستان فارسی» را با راه انداختهاند. برای وبلاگنویسهای فارسی شرکت در هر گونه کار مشارکتی و تمرین و ممارست در این کار، کار خجستهای است.
هدف «جشنواره نوروزی وبلاگستان فارسی» ظاهرا گردآوردن یک سری پست خواندنی و سرگرمکننده مناسب با حال و هوای روزهای اول سال نو است.
شما هم به عنوان یک وبلاگنویس می توانید در این جشنواره شرکت کنید، اگر وبلاگنویس تازهکاری هستید، شرکت در این جشنواره میتواند عده بیشتری را با وبلاگتان آشنا کند.
من هم فعلا پست عجیبترین پروژه مهندسی کشاورزی جهان را تقدیم میکنم به این جشنواره.
یکی دیگر از کارهای اشتراکی نوروزی، ایده مزیدی است که وبلاگ نوروز 87 را راه انداخته است.
ایدهآل برای من این است که این تمرینهای مشارکت آنقدر ادامه پیدا کنند که انجام پروژههای اشتراکی بزرگ دیگر چیز محال و دور از دسترس نباشد، تصور کنید وبلاگستانی را که بتواند در قبال رویدادهای علمی، فرهنگی و اجتماعی مهم واکنش سریع داشته باشد، بعضی از این رویدادها خیلی مهم هستند، منتها نوشتن درباره آنها از عهده یک نفر برنمیآید و یک نفر نمیتواند حق مطلب را ادا کند. حالا اگر همکاری خوبی بین وبلاگها وجود داشته باشد با یک تقسیم کار ساده میشود نوشتن درباره جنبههای مختلف یک رویداد مهم را بین چند نفر تقسیم کرد تا هم از اتلاف انرژی جلوگیری شود، هم نوشتههای به هم پیوسته جامعی ایجاد شود و هم بر محتواسازی پویا در وبلاگستان اضافه شود.
مثلا در انتهای سال قبل آرتور سی کلارک فوت کرد که اتفاقا نویسنده مورد علاقه بسیاری از وبلاگنویسهاست. تصور کنید که میشد، پروندهای مفصل برای این نویسنده درست کرد و هر وبلاگنویس گوشهای از کار را انجام می داد، یکی در مورد زندگی شخصی او مینوشت و یکی در مورد آثارش، یکی کار چند رسانهای را برعهده میگرفت و دنبال ویدئوها و فایلهای صوتی او میگشت و پادکست درست میکرد، یک نفر چند داستان کوتاه او را پیدا میکرد و احیانا مطلبی را ترجمه میکرد و ...
عجیبترین پروژه مهندسی کشاورزی جهان
حدود 3 هزار سال پیش مردمان مناطق کوهستانی فیلیپین، یکی از شگفتانگیزترین پروژههای کشاورزی را پیاده کردند: آنها برای اینکه بتوانند در کوهها کشاورزی کنند، شروع به تسطیح و پلکانی کردن کوهها کردند.
ارزش کار آنها وقتی نمایان میشود که بدانیم، مردم فیلیپین در ان زمان هیچ وسیله و ماشین مدرنی در اختیار نداشتند.
البته ایده کشت پلکانی چیز تازهای نیست که مختص به مردم فیلیپین باشد، ولی عظمت کشت پلکانی در فیلیپین وقتی نمایان میشود که بدانیم اگر زمینهای کشاورزی موجود در کوههای فیلیپین در کنار هم قرار داده شوند، طولی به اندازه نصف دور زمین خواهند داشت و مساحت آنها 10360 کیلومتر مربع برآورد میشوند.
اما برای کشاورزی در ارتفاعات فقط پلکانی کردن زمین کافی نیست و فیلیپینیها باید کار مهمتری هم انجام میدادند: انتقال آب! برای این کار آنها شبکه پیچیدهای از کانالها و دریچههای آب ایجاد کردند، طوری که آب با استفاده از لولههای چوبی به مزارعی در ارتفاع بالا میرسید. وقتی زمینهای واقع در ارتفاع از آب سیراب میشدند، آب به سمت زمینهای با ارتفاع پایینتر حرکت میکرد.
شالیزارهای پلکانی فیلیپین اکنون یکی از جاذبههای توریستی این کشور هستند. البته همین توریستها، ناخواسته تدریجا صدماتی به این کشتزارهای عجیب و غریب وارد میآورند، چرا که درآمد ناشی از توریسم تمرکز مردمان این نواحی را حرفه کشاورزی منحرف کرده است و درآمد جایگزینی برای آنها ایجاد کرده است. مشکل دیگر کمبود آب است که متعاقب زلزله سال 1990 شروع شده است و آب مصرفی در صنعت توریسم این میزان کمبود را تشدید کرده است.
یونسکو این زمینهای کشاورزی را در لیست اماکن میراث جهانی قرار داده است.
پانورامایی از مزارع برنج در فیلیپین
شنبه 3 فروردینماه
قطعهای از ساندترک فیلم «لاک پشتها هم پرواز میکنند»
بد ندیدم با هم به قطعهای از ساندترک فیلم «لاک پشتها هم پرواز میکنند» ساخته بهمن قبادی که امروز از تلویزیون پخش شد، گوش کنیم. استاد حسین علیزاده آهنگسازی این فیلم را انجام داده است:
BodyMaps: دیدن آناتومی بدن انسان به سبک گوگل مپ!
BodyMaps به تازگی کار خود را به صورت بتا شروع کرده است. این سرویس اینترنتی هدف بلندپروازانهای دارد و میخواهد «گوگل مپی» باشد برای دیدن ساختمانهای بدن انسان.
این سرویس اگر تکامل پیدا کند، کاربرد زیادی پیدا خواهد کرد و میتواند از سوی نویسندگان سایتهای و وبلاگهای پزشکی و هر وبگردی برای فهم بهتر ساختمان آناتومیک بدن انسان مورد استفاده قرار بگیرد. فرضا اگر کسی بخواهد در مورد مغز انسان مطلبی بنویسد، میتواند خیلی راحت نقشه بدن انسان را به صورت توکار embed در پست خود قرار دهد:
تصور کنید در آینده بتوانید روی هر منطقه بدن انسان زوم کنید و این کار را تا ابعاد میکروسکوپی ادامه دهید و همزمان اطلاعاتی به صورت مختصر و مفید درباره منطقه آناتومیک بخوانید یا ساختمانهای پیچیده بدن انسان را از زوایای مختلف ببیند.
چرا باید «فرندفید»باز شویم؟!
سال قبل شاهد ظهور دو پدیده و دو اصطلاح در دنیای وب بودیم : میکروبلاگنیگ Microblogging و لایف استریمنیگ Lifestreaming.
میکروبلاگینگ همان گونه که از نامش برمیآید، به معنی نوشتن
متنهای کوتاه است، متنهای کوتاه 140 کاراکتری. نخستین سرویس موفقی که خدمات
میکروبلاگنیگ راه انداخت، توییتر بود.
به یاری توییتر و کلونهای فراوان آن، هر کس میتواند به آسانی در هر لحظه بنویسد
که در حال انجام چه کاری است و یا چه فکری در سر دارد.
از اصطلاح «لایف استریمینگ» Lifestreaming هم به آسانی میشود پی به ماهیت آن برد، لایف استریمنیگ به معنی ضبط آنلاین فعالیتهای یک شخص در وب است. بدیهی است که فعالیتهای هر شخص منحصر به پستهای وبلاگهایش نیست، هر کاربر در اینترنت در سرویسهای مختلفی حساب کاربری دارد، مثلا در فلیکر یا پیکاسا، عکس آپلود میکند، در سرویسهای لینکپراکنیای مثل دیگ یا دلیشس لینک میپراکند، در فیسبوک و توییتر مطلب مینویسد، در یوتیوب ویدئو آپلود میکند و در last.fm و یا پاندورا موسیقی گوش میکند.
چه راهی برای پیگیری همه یا دست کم تعداد قابل توجهی از فعالیتهای آنلاین یک شخص وجود دارد؟
راه چاره استفاده از سرویسهای لایف استریمنیگ است. یکی از بهترین از این سرویسها بیشک FriendFeed است.
کافی است در FriendFeed حساب کاربری باز کنید و بعد آدرس خودتان را در انواع سرویسها و سایتهای اینترنتی به خورد سایت بدهید. پس از این هر کس میتواند به آسانی فعالیتهای آنلاین شما را دنبال کند. شما هم می توانید فعالیتهای دوستانتان را دنبال کنید، به همین آسانی!
گمان نکنید که FriendFeed هم یک سرویس
وب 2.0 مثل صدها سرویس دیگر است. فعالیت و حسابهای کاربری تعدادی از بهترین و
مؤثرترین وبلاگنویسهای شناخته شده دنیا در این سایت، نشاندهنده درجه اهمیت این
سایت است، افرادی مثل کوین رز، مایکل ارینگتون، محمد سالم، پت کاشمر، فیلیپ لنسن،
رابرت اسکوبل، استیو روبل و .... هر یک از این اشخاص افراد شناختهشدهای برای دوست
داران و مشتاقان آیتی و اینترنت هستند.
لیستی از وبلاگنویسهای مشهوری را که در FriendFeed
حساب دارند، میتوانید در اینجا ببینید.
پس درنگ نکنید و حسابی در FriendFeed باز کنید! این هم حساب کاربری من:
http://friendfeed.com/alireza1356
شاید یک تحول! : چگونه برای مطالبی که در گوگل ریدر میخوانیم کامنت بگذاریم؟
اگر از کاربران فعال گوگل ریدر هستید، خواهش میکنم این مطلب را با دقت بخوانید!
اول: زمانی بود که بسیاری از وبلاگنویسها از فید واهمه داشتند، آنها فکر میکردند مهیا کردن نسخه کامل مطالبشان به صورت فید باعث میشود که ترافیک وبلاگشان پایین بیاید. اما به مرور زمان عده زیادی که از همین وبلاگنویسها دریافتند که خوانندگان نسخه فیدی وبلاگ، نه تنها از خوانندگان عادی وبلاگ اهمیت کمتری ندارند، بلکه به سبب اینکه آنها مشترک دائمی مطالب هستند و دانش فنی وبگردی بالاتری دارند، شاید چیزی افزونتر از خوانندههای عادی داشته باشند. از همین زمان بود که داشتن خواننده فیدی بیشتر اهمیت پیدا کرد و وبلاگنویسها به حق و با ترفندهای مختلف سعی میکردند، ترافیک خوانندگان فیدی خود را بلاتر ببرند.
دوم: تحول دوم زمانی رخ داد که گوگل ریدر جنبه اجتماعی را به خبرخوانی اضافه کرد. دیگر هر کسی میتوانست، مطالب به اشتراک گذاشته شده دوستان خود را ببیند. اشتراکگذاری sharing مطالب دوستان یا خود! از این زمان ترفندی شد برای معرفی وبلاگهای کمترشناخته شد به دیگران و افزایش ترافیک وبلاگ.
سوم: اما همیشه در زمان خواندن مطالب در گوگل ریدر حس کمبودی هم داریم: نمیتوانیم به آسانی کامنت بگذارم و در مورد یک نوشته ابراز نظر کنیم. وبلاگنویسها بیشتر از خوانندگان از این نقیصه نگران هستند، چون کمتر کاربر گوگل ریدر پیدا میشود که رنج کامنت گذاشتن را به جان بخرد!
آدم همیشه آنقدر انرژی و وقت ندارد که برای نوشتن نظرش، بعد از
خواندن یک مطلب در گوگل ریدر، وبلاگ یا سایت را باز کند و کامنت بگذارد. تازه این
را هم در نظر بگیرید که گذاشتن کامنت بسیاری از اوقات کار بسیار دشواری است!:
- اصولا گذاشتن کامنت در سرویسهای وبلاگنویسیای مانند بلاگر یا پرشین بلاگ
احتیاج به اراده قوی دارد!
- بعضی از دوستان از «کپچا»های فوق امنیتی استفاده میکنند و تا دو سه جمله حروف و
اعداد در هم و برهم تایپ نکنیم، اجازه گذاشتن کامنت نمیدهند.
بنابراین از خیلی وقت پیش آرزو داشتم که گوگل خودش فکری به حال کامنتگذاری در گوگل ریدر بکند و سیستمی برای کامنتگذاری اضافه کند که با آن هر کس بتواند خیلی راحت در زیر هر پست در گوگلریدر کامنتش را بگذارد.
امروز به صورت تصادفی یک افزونه فایرفاکس پیدا کردم که بعد از نصب آن، در زیر هر نوشته در گوگل ریدر، قسمت کامنت اضافه میشود. در واقع نویسنده این افزونه از ویژگیهای سایت IntenseDebate برای ساخت این افزونه استفاده کرده است.
کارهایی که شما باید انجام بدهید، اینها هستند:
- به اینجا بروید و افزونه را نصب کنید.
- به سایت IntenseDebate بروید و یک
حساب کاربری برای خود باز کنید. (بعد از باز کردن حساب کاربری میتوانید عکسی برای
پروفایل خود انتخاب کنید.)
- کار تمام است و شما از این به بعد می توانید برای هر نوشتهای در گوگل ریدر کامنت
بگذارید.
اما نصب این افزونه و کامنتگذاری در گوگل ریدر با واسطه
IntenseDebate، به خصوص وقتی که تعداد زیادی از کاربران ایرانی شروع به این کار
کردند، مزایای زیادی در پی خواهد داشت:
- شاهد افزایش بسیار زیاد کامنتها خواهیم بود.
- هر کس میتواند همه کامنتهای یک شخص را در وبلاگهای دیگر دنبال کند.
- حتی اگر وبلاگنویسی به طور پیش فرض سیستم کامنت را فعال نکرده باشد، میتوانید
برای نوشتههایش کامنت بگذارید. شما حتی میتوانید برای خبرهای سایتها هم کامنت
بگذارید.
- مشابه سیستم کامنت در بالاترین، هر کس میتواند بر حسب کیفیت یک کامنت به هر
کامنت امتیاز منفی یا مثبت بدهد.
- هر کس میتواند پاسخی برای کامنتهای دیگران بنویسد.
- کامنتهای هر نوشته، یک خروجی فید خواهند داشت، بنابراین اگر پستی چالشبرانگیز
بود و یا شما به هر علت خواستید، در جریان کامنتهای آتی آن پست قرار بگیرید
میتوانید فید کامنتهای آن پست را دنبال کنید.
نقض قوانین سهگانه روبوتیک
ایزاک آسیموف با داستانهای علمی تخیلیاش، ترس و وحشت انسانها را از روبوتها از بین برد و با قوانین سهگانه روبوتیک، روبوتهای پوزیترونیک را از موجوداتی شبه فرانکشتاین به موجوداتی دوستداشتنی تبدیل کرد.
طبق قوانین سهگانه روبوتیک:
1- یک روبوت هرگز به افراد بشر صدمه نمیرساند و از هر عملی که موجب آسیب
رسیدن به انسانها شود، جلوگیری میکند.
2- یک روبوت از دستورات انسانها اطاعت میکند، مگر دستوراتی که اجرای آنها
مغایر قانون اول باشد.
3- یک روبوت از موجودیت خود دفاع میکند، البته تاحدی که این دفاع مغایر
قانون اول یا دوم نباشد.
بر اساس مندرجات فرهنگ آکسفورد سر و کله قوانین سهگانه روبوتیک نخستین بار در سال 1941 و در داستان کوتاه «دروغگو»ی آسیموف پیدا شد. این داستان کوتاه در مورد روبوتی است که میتواند ذهن و اندیشههای نهان انسانها را بخواند، منتها چون به قانون اول روبوتیک سخت پایبند است و تفسیرهای خود را از این قانون دارد، گاهی اوقات به خود اجازه نمیدهد در پاسخ به دیگران حقیقت ذهنی افراد را بگوید و درست به همین خاطر ترجیح میدهد خانم سوزان کالوین (یک پیردختر ترشیده!) را امیدوار نگاه دارد و به دروغ بگوید که مردی خاطرخواه اوست تا از صدمه روحی این انسان جلوگیری کند!
اما ظاهرا انسانها به هیچ عنوان مایل نیستند که از روبوتها به سبک داستانهای علمی تخیلی آسیموف استفاده کنند و این قوانین را در برنامههایشان بگنجانند. بر اساس خبری که فاکس نیوز منتشر کرده است، یک مرد 81 ساله استرالیائی با استفاده از نقشههایی که از اینترنت دانلود کرده بود، روبوتی طراحی کرد و با استفاده از این روبوت خودکشی کرد.
این پیرمرد تنها زندگی میکرد و خویشاوندانش به او فشار میآوردند که خانهاش را ترک کند و مورد پرستاری قرار بگیرد، ولی او نمیخواست این کار را بکند. او سرانجام با ساعتها جستجو در اینترنت، ماشین پیچیدهای درست کرد که میتوانست اسلحهای را به کار بگیرد و شلیک کند.
ساعت 7 صبح روز پنجشنبه او این روبوت را روشن کرد و در برابر آن قرار گفت و با شلیکهای این روبوت که مسلح به یک طپانچه نیمهخودکار کالیبر 22 بود، به زندگیاش خاتمه داد.
منبع خبر: فاکس نیوز
اشتباه باورنکردنی در هنگام عمل جراحی یک پیرزن آلمانی!
خبرهای مربوط به عمل جراحی اشتباه گاهی به مطبوعات راه پیدا
میکنند: برداشتن آپاندیس در بیماری که مشکل دیگری داشته یا عمل روی اندام چپ و یا راست به صورت
اشتباه و ...
ولی آنچه بر سر یک پیرزن 78 ساله آلمانی آمد، شاید از همه موارد جالبتر باشد،
پزشکان جراح کلینیک Hochfranken به جای اینکه پای این پیرزن
را عمل کنند، یک اسفنکتر مصنوعی آنوس برای او کار گذاشتند!
بعضی از اعضای تیم جراحی که اشتباهاتشان باعث عمل جراحی نادرست روی این پیرزن شد، تنبیه شدهاند. این پیرزن هنوز منتظر عمل جراحی زانویش است و قصد دارد شکایت کند.
انتشار این عمل جراحی نادرست، بازتاب زیادی با تیترهای قابل توجه در نشریات مختلف پیدا کرده است.
چندی پیش یک مورد قابل توجه دیگر در بیمارستان Methodist رخ داد و در آن جراحان به جای برداشتن کلیه سرطانی یک زن، کلیه سالم او را برداشتند! (+)
منبع:
USA Today
خیلی وقتها وقتی موسیقیای آپلود میکنیم و میخواهیم آن را با
خوانندههایمان در وبلاگهایمان به اشتراک بگذاریم، احتیاج به یک پخشکننده فلش
پیدا میکنیم تا خواندگان بتوانند در همان محیط مرورگر و وبلاگ به آن موسیقی گوش
کنند. Mixwit میتواند این کار را برایتان انجام دهد، شما میتوانید
به آسانی لینک آهنگهای مورد نظرتان را اضافه کنید و بعد لینک یک پخشکننده فلش
زیبا را به صورت یک نوار کاست بگیرید. همچنین میتواند دنبال نام یک ترانه یا
خواننده بگردید. همچنین خواهید توانست ظاهر و برچسب نوار کاست را به دلخواه
تغییر دهید. این هم یک نمونه:جمعه 2 فروردینماه
Mixwit، نوستالژی نوارهای کاست در زمانه وب 2.0
عکاس بیپا
آن شعر سیمین بهبهانی را به یاد دارید؟
شلوار تا خورده دارد، مردی که یک پا ندارد / خشم است و آتش نگاهش یعنی تماشا ندارد
امروز در یاهو خبر بسیار جالبی خواندم که من را به یاد همین شعر انداخت:
وقتی کوین کونلی 10 ساله بود، والدینش او را به «دیسنی ورلد» بردند. اما آن روز این کوین بود که برای بعضی از بازدیدکنندگان از دیسنی مبدل به جاذبه اصلی شد.
کوین میگوید: «به یاد میآورم که توریستهای ژاپنی احاطهام کرده بودند و بدون اینکه با من صحبت کنند و یا از من اجازه بگیرند، سعی داشتند از من عکس بگیرند. پدرم پشت سرم بودم و نمیتوانست جلوی این کار را بگیرد، چون چنین چیزهایی هر روز اتفاق میافتاد.»
کوین به طور مادرزادی بدون پا متولد شده بود و همین مسئله باعث میشد همواره نگاههای خیره غریبهها را به سمت خود جلب کند. ولی آن لحظه به خصوص در دیسنی باعث شد که فکری به سرش بزند.
یک دهه بعد او به تنهایی به اروپا سفر کرد. در خیابانهای وین او سوار بر اسکیتبوردی حرکت میکرد، وقتی متوجه شد که مردی به او خیره شده است، دوربینش را برداشت و به سمت مرد گرفت و به سرعت و بدون اینکه از منظرهیاب دوربین نگاه کند، پنج شش عکس از او گرفت.
کونلی این کار را 32 هزار بار دیگر و در مورد مردمی از کشورهای مختلفی که او به آنها سفر میکرد، تکرار کرد. او تعدادی از این عکسها را به صورت آنلاین و در The Rolling Exhibition به نمایش گذاشته است.
عکسهایی که او گرفته است، در واقع تماشاکنندگان را به تماشاشوندگان مبدل کرده است، افرادی که وقتی او را بدون پا روی یک اسکیتبرود میدیدند، آمیزهای از ترحم و تأسف و کنجکاوی در چهرهشان نمایان میشد.
کونلی که در حال حاضر 22 سال سن دارد، دانشجوی عکاسی است. او به جز معلولیت از ناحیه پاها مشکل پزشکی دیگری ندارد و از بسیاری از افراد سالم زندگی ماجراجویانهتری دارد، والدینش از زمان کودکی او را مثل یک کودک عادی بزرگ میکردند و او را به گردش و پیک نیک میبردند. کونلی یک صخرهنورد است و توانسته در رقابتهای اسکی معلولان در آمریکا، یک مدال نقره بگیرد. کونلی با جایزه نقدی قهرمانیاش توانست هزینه سفر به اروپا و آسیا را تأمین کند.
در جریان سفرهایش مردم قبل از اینکه بپرسند چه بر سر او آمده است، در مورد علت معلولیت او پیشداوری میکردند، در نیوزیلند یک زن فکر میکرد که او قربانی حمله کوسههاست، در رومانی مردم فکر میکردند که او یک گدا است و در مونتانا شخصی تصور کرد که او یک معلول جنگ آمریکا و عراق است.
نتایج تحقیقات تازه درباره یک سؤال روتین: «پول خوشبختی میآورد یا نه؟»!
نتایج تحقیقات تازهای که توسط دانشکده بازرگانی هاروارد و دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور انجام شده است، نشان میدهد که پول موجب خوشبختی و شادی نمیشود، ولی چگونگی مصرف آن میتواند موجب شادی بیشتر افراد شود.
نتایج این تحقیق در آخرین شماره مجله Science منتشر شده است:
در مجموع 3 آزمایش انجام شد:
در اولین تحقیق از 632 آمریکایی خواسته شد که میزان شادی خود را شخصا ارزیابی کنند و به آن نمرهای بین 1 تا 5 بدهند، درآمد سالانه خودشان را گزارش کنند و تخمین بزنند که در عرض یک ماه چقدر پول صرف هزینههای جاری، خرید هدیه برای خود و دیگران میکنند و چقدر پول برای فعالیتهای خیرخواهانه خرج میکنند. این تحقیق نشان داد که کسانی که پول بیشتری برای دیگران خرج میکنند، احساس شادی بیشتری میکنند.
تحقیق دوم ابعاد کوچکتری داشت، در این تحقیق از 16 کارمند یک شرکت در بوستون خواسته شد که میزان شادی خود را یک ماه قبل از دریافت پاداش 5 هزار دلاری و سپس 6 تا 8 هفته بعد از دریافت پاداش ارزیابی کنند و به آن نمرهای بین 1 تا تا 5 بدهند. همچنین از آنها خواسته شد که چگونگی خرج کردن پاداششان را گزارش کنند. باز هم افرادی که میزان بیشتری از پول خود را صرف کارهای بشردوستانه و یا دیگران میکردند، میزان شادی بیشتری احساس میکردند.
تحقیق سوم در دانشگاه کلمبیا انجام شد و در آن مبلغی بین 5 تا 20 دلار به گروهی از مردم داده شد و به علاوه به آنها دستورالعمل هزینه کردن این مبلغ هم داده شد. این گروه از مردم مورد آزمایش مجبور بودند که این پول را تا ساعت 5 بعد از ظهر همان روز خرج کنند. بعضیهای وادار شدند که این پول را صرف کرایه و یا هزینههای جاری کنند و از برخی دیگر خواسته شد این پول را صرف خرید هدیه برای خودشان یا دیگران یا دادن اعانه کنند. باز هم مثل دو تحقیق قبل گروهی از مردم که پول را صرف دیگران کرده بودند، احساس شادی بیشتری داشتند.
به نظر میرسد که پول شادی نمیخرد مگر اینکه آن را صرف دیگران کرده باشید.
لینک از : Healthbolt
منبع اصلی:
Science
پنجشنبه 1 فروردینماه
پادکست ششم: پیام تبریک نوروزی تعدادی از وبلاگنویسها
دو روز مانده به آغاز سال نو از حدودا 40 نفر از وبلاگنویسها را دعوت کردم تا پیام تبریک نوروزیشان را به صورت یک فایل صوتی برایم بفرستند، تعدادی از دوستان دعوتم را قبول کردند و متأسفانه تعداد بیشتری به خاطر فرصت کم و یا مشکلات تکنیکی نتوانستند فایل صوتیشان را برایم بفرستند.
دعوت میکنم به پیام تبریک نوروزی رضا شکراللهی نویسنده وبلاگ خوابگرد، ویولت نویسنده وبلاگ من اماس ، معصومه ناصری نویسنده وبلاگ کافه ناصری، نسیم فکرت نویسنده وبلاگ یادداشتهایی از کابل، پانتهآ نویسنده وبلاگ غربتستان، رضا مقدری نویسنده وبلاگ آپدیت بلاگ، مینو صابری نویسنده وبلاگ آونگ خاطرههای ما و تبریک خودم! در قالب یک پادکست توجه کنید:
powered by ODEO
لینک دانلود مستقیم (1.85 مگابایت)
خوراک (خروجی فید) پادکست من صفحه پادکست من
پادکست پنجم: آرتور سی کلارک و آنتونی مینگلا
پادکست پنجمم را میخواستم به عید نوروز اختصاص بدهم، منتها چون میخواستم این پادکست مشارکتی باشد، به مشکلاتی برخوردم. امیدوارم حل شود.
پادکست پنجم را اختصاص دادهام به 2 درگذشته روزهای آخر سال 86 خورشیدی: آرتور سی کلارک، علمی تخیلی نویس برجسته دنیا و آنتونی مینگلا کارگردان مشهور. همه موسیقیهای متن این پادکست از ساندترک فیلم بیمار انگلیسی انتخاب شدهاند.
پادکست پنجم را میتوانید به صورت اسلایدکست ببینید:
میتوانید به پادکست گوش کنید:
یا میتوانید از اینجا دانلودش کنید. (4.39 مگابایت، با زمان 15:20)
خوراک (خروجی فید) پادکست من - صفحه پادکست من
پادکستهای قبلی وبلاگ یک پزشک:
پادکست اول : اینجا وبلاگستان است ، صدای یک پزشک
پادکست دوم : لوچیانو پاوارتی
پادکست سوم: دوریس لسینگ
پادکست چهارم: «جوانی بدون جوانی» کاپولا و کیهان کلهر
سه شنبه 28 اسفندماه
واکسن ترک سیگار
واکسنی که شرکت Nabi Biopharmaceuticals اختراع کرده است برنده جایزه ترک سیگار آمریکا موسوم به Frost & Sullivan در سال 2008 شد.
این شرکت فناوریای اختراع کرده است که باعث برانگیختن پاسخ ایمنی موجود زنده به مولکول نیکوتین و ممانعت از نفوذ آن به مغز میشود.
نیکوتین مولکول کوچکی است که پس از استنشاق به سرعت وارد جریان خون میشود و بعد از عبور از «سد خونی مغزی» وارد مغز میشود. نیکوتین در مغز به گیرندههای سلولی مغزی خاصی متصل میشود و پس از این اتصال موجب آزاد شدن موادی مانند دوپامین میشود، همان موادی که موجب احساس خوب در فرد معتاد به سیگار و در نتیجه اعتیادش میشوند.
اما NicVAX -واکسن ترک سیگار- باعث تحریک سیستم ایمنی و تولید پادتنهای علیه نیکوتین میشود. این پادتنها در جریان خون به نیکوتین متصل میشوند و از عبور نیکوتین از سد خونی مغزی جلوگیری میکنند.
اثر واکسن NicVAX پس از تزریق 6 تا 12 ماه باقی میماند و تأثیر آن به خاطر ماهیتش، غیرقابل برگشت است، بنابراین حتی اگر فرد معتاد تصمیم بگیرد که مجددا سیگار بکشد و دوره ترک سیگار را ترک کند، موفق به این کار نخواهد شد.
منبع : Medgadget
یکشنبه 26 اسفندماه
مایکروسافت اثبات کرد: فاصله من از هر اویی: تنها شش قدم!
بر اساس نظریه «6 درجه جدایی» Six degrees of separation
هر دو شخص دلخواه روی کره زمین با 6 واسطه به هم مربوط میشوند. مثلا شما به
عنوان یک شهروند ایرانی با واسطه حداکثر 6 نفر دیگر به یک شهروند کشور آفریقایی
مرتبط میشوید.
چگونه؟! شما ممکن است دوستی داشته باشید که دوستی داشته باشد که
حرفهاش خبرنگاری باشد و آن خبرنگار هم با خبرنگاری خارجی دوست باشد که مقیم آن
کشور آفریقایی باشد و این خبرنگار آفریقایی هم زمانی به محل اقامت آن شهروند
ناآشنای آفریقایی رفته باشد و گزارشی تهیه کرده باشد!
باور کردنش سخت است و اثبات این نظریه هم دشوار است، ولی شاید شما به طور تصادفی در زندگی به مواردی از این قبیل برخورده باشید.
به تازگی دانشمندان شرکت مایکروسافت توانستهاند نظریه 6 درجه جدایی را در دنیای اینترنت به اثبات برسانند. بر اساس مقالهای که در مجله نیچر منتشر شده است، این دانشمندان اطلاعات یک ماه استفاده از پیامرسان شرکت مایکروسافت Microsoft Messenger را تحلیل کردهاند. در این مدت کاربران پیامرسان مایکروسافت هر روز یک میلیارد مکالمه یا چت اینترنتی انجام میدادند که معادل روزانه 150 گیگابایت اطلاعات و 4.5 ترابایت اطلاعات در ماه شد.
این تحقیق که اطلاعات چتهای اینترنتی کاربران را در ژوئن 2006 تحلیل میکرد، نشان داد که درجه جدایی هر کاربر دلخواه پیامرسان مایکروسافت از هر کاربر دیگر تنها 6.6 است. عدد 6.6 بسیار نزدیک به عدد 6 «نظریه 6 درجه جدایی» است.(دانلود متن گزارش این تحقیق با فرمت pdf)
تصویر زیر نشان میدهد که پژوهشگران مایکروسافت بر اساس IP کاربران، نقشهای تهیه کردهاند. نقاط آبی نشاندهنده تعداد کاربران کم، نقاط سبز و زرد نشاندهنده تعداد کاربران متوسط و نقاط قرمز نشاندهنده کاربران زیاد است.
اما دانشمندان مایکروسافت تنها پژوهشگرانی نبودهاند که روی مفهوم «6 درجه جدایی» کار کردهاند:
نخستین بار استنلی میلگرم Stanley Milgram -دانشمند آمریکایی- عبارت «6 درجه جدایی» را ابداع کرد. او در آزمایشی برای بررسی شبکههای اجتماعی در آمریکا از مردم خواست نامههای مخشخصی برای دوستانی که میشنانسد بفرستند، او نشان داد که هر دو نفری را که در این آزمایش شرکت کردهاند، حداکثر 6 درجه با هم فاصله دارند.
فیسبوک: Six Degrees نام یک اپلیکیشن فیسبوک است که توسط «کارل بونیان» تهیه شده است. بعد از نصب این اپلیکیشن که تا به حال بیش از 11 میلیون کاربر آن را نصب کردهاند، هر کاربر میتواند فاصله خود را از کاربر دلخواه دیگر پیدا کند. درجه جدایی متوسط محاسبه شده توسط این اپلیکیشن 6.38 بوده است و حداکثر درجه جدایی که تا به حال این اپلیکیشن محاسبه کرده است 14 بوده است.
در سال 2001 یک استاد دانشگاه کلمبیا به نام «دونکان واتس» تصمیم گرفت که 6 درجه جدایی را در اینترنت به بوته آزمایش بگذارد، برای این کار او از ایمیل استفاده کرد. به این ترتیب که شرکتکنندگان در این آزمایش باید پیامی را برای دوستان خود میل میکردندو آنها هم پیام دریافتی را به افراد دلخواخه دیگر میل میکردند. بعد از ارسال مکرر میلها به وسیله 48 هزار کاربر در 157 کشور جهان مشخص شد که هر دو دریافتکننده پیام این تحقیق حداکثر 6 درجه از هم فاصله دارند.
کوین بیکن و بازی 6 درجه جدایی: کوین بیکن، هنرپیشه مشهور هالیوود در مصاحبهای که در سال 1994 درباره یکی از فیلمهایش به نام «رودخانه وحشی» انجام داده بود گفته بود که او با همه هالیوودیها یا مستقیما کار سینمایی انجام داده است و یا با واسطه دوستان و همکارانش با هالیوودیها همکار بوده است.
بر اساس همین اظهار نظر جالب، سه دانشجوی کالج آلبرایت به این فکر افتادند که بازی جالبی طراحی کنند.در این بازی که به زودی انجامش در جشنها و نشستهای دانشجویی همهگیر شد، نام یک هنرپیشه به شرکتکنندگان گفته میشد و آنها باید با دانش فیلمشناسی خود واسطههای همکاری کوین بیکن و آن هنرپیشه را کشف میکردند.
برای مثال آنها باید واسطههای همکاری کوین بیکن و رونالد ریگان را پیدا میکردند. آنها باید پاسخ میدادند که رونالد ریگان در سال 1961 در فیلم Young Doctors با ادی آلبرت بوده است و ادی آلبرت هم در سال 1989 در فیلم The Big Picture با کوین بیکن همکاری کرده است.
کوین بیکن و شبکه اجتماعی خیریه: در ژانویه سال 2007، کوین بیکن شبکه اجتماعی SixDegrees.org را تأسیس کرد. او تصمیم گرفت از مفهوم «جهان کوچک» استفاده کند و همگان را تشویق به شرکت در فعالیتهای خیرخواهانه آنلاین کند. او در گام نخست از افراد مشهوری مانند نیکول کیدمن، اشلی جاد و رابرت دووال دعوت کرد.
«بابل» ، روایت سینمایی غربت آدمهای جهان کوچک: در فیلم مشهور «بابل» که در سال 2006 ساخته شد و برنده جایزههای متعدد شد، نشان داده میشود که چگونه زندگی شخصیتهای فیلم که ظاهرا همدیگر را نمیشناختند و صدها کلیومتر از هم دور بودند، با هم برخورد و تلاقی پیدا میکند.
نمایشنامه و فیلم 6 درجه جدایی: ژان ژار John Guare نمایشنامهنویس آمریکایی در سال 1990 نمایشنامهای نوشت که از ایده 6 درجه جدایی ملهم بود. سه سال بعد بر اساس این نمایشنامه فیلمی با شرکت ویل اسمیت ساخته شد.
شنبه 25 اسفندماه
«برادر بزرگ» احساسات شما را میپاید!
در 1984، رمان بیهمتای جورج اورول، برادر بزرگ حرکات مردم را با صفحههای تلویزیون میپایید و زیر نظر داشت. قهرمان داستان -وینستون اسمیت- توانست مدتی در خانهاش در پناه فرورفتگیای که زمانی محل قفسه کتاب بود، از گزند نگاه همیشه حاضر «برادر بزرگ» در امان بماند، اما شاید در جهان امروز و تا مدتی دیگر حتی این آسودگیهای موقت هم با «سوء» استفاده از فناوری ممکن نباشد! و همین حالا هم وسایلی برای این کار وجود دارند!:
شما در یک شرکت خدماتی مشغول به کار میشوید و رئیستان میگوید که کیفیت خدمات و روابط شما با ارباب رجوع مورد پایش قرار خواهد گرفت. شما باید وسیلهای به اندازه ساعت مچی به دست ببندید. این وسیله اطلاعاتی در مورد وحل حضور شما، ضربان قلب، دمای بدن و رطوبت پوست را از طریق بلوتوث به پایگاه دادههای مرکزی شرکت میفرستد. اگر شما خیلی خوابآلود باشید و یا برخورد خشمگینانهای با مشتری داشته باشد، سیستم بیدرنگ با تحلیل اطلاعات دریافتی متوجه میشود و رئیستان را خبر میکند.
ممکن است چنین وسیلهای سوژه یک فیلم علمی تخیلی در ژانر کمیک به نظر برسد، اما چنین وسیلهای به وسیله Exmocare ساخته شده و BT2 نام دارد!
پیش از این وسایلی مشابه برای مراقبتهای پزشکی ساخته شده بود، اما BT2 نخستین وسیلهای است که برای نظارت «روانشناسانه» ساخته شده و به صورت تجاری راهی بازار شده است.
این هم تصویری از محیط برنامه این وسیله:
ترفندی برای دانلود ویدئوهای یوتیوب با فرمت mp4 با قابلیت resume
راهها و ترفندهای زیادی برای دانلود از یوتیوب تا به حال معرفی شدهاند: استفاده از افزونههای فایرفاکس، سایتهای که لینک دانلود میدهند، برنامههای مختلف. بد نیست یک ترفند دیگر را هم امتحان کنید:
برای دانلود از یوتیوب با فرمت mp4، کافی است، عبارت mp4 را به لینک ویدئو اضافه کنید، مثلا برای دانلود ویدئویی به آدرس http://youtube.com/watch?v=d3g8YowJsS4 ، عبارت Mp4 را به لینک اضافه میکنیم و به این آدرس میرویم http://youtubemp4.com/watch?v=d3g8YowJsS4.
در این آدرس لینک دانلود با فرمت mp4 به شما داده میشود.
در واقع شما در این روش از سایت http://youtubemp4.com برای دانلود استفاده میکنید. مزیت این روش این است که:
- نیاز به نصب افزونه یا دانلود برنامهای ندارد و در هر سیستمی
و در همه جا قابل استفاده است و نیازی به خاطر داشتن آدرس سایت نیست. هر سال Wellcome Trust جشنواره عکاسی سالانه Wellcome را برگزار
میکند. این مسابقه قبلا «جوایز عکاسی زیست پزشکی» نامیده میشد. در این مسابقه
بهترین عکسهای دانشمندانی که در حین کار پژوهشی خود عکسهای مسحورکننده و زیبایی
میگیرند، برگزیده میشوند. دو روز پیش آخرین دوره این مسابقه برگزار شد و با نظر گروهی از
داوران، 22 عکس به عنوان برنده نهایی انتخاب شدند. دیدن این عکسها برای هر کسی
میتواند جالب باشد، خواه در یکی از رشتههای مرتبط با زیستشناسی و پزشکی تحصیل
کرده باشد و خواه نه: 1- تشکیل عروق خونی جدید در شبکیه، ساختمانهای شبه انگشتی از
عروق قدیمی جوانه میزنند و به هم میپیوندند تا شبکه جدیدی را تشکیل دهند: 2- خوشهای از سلولهای سرطان سینه، شواهد تصویری مرگ
برنامهریزی شده (آپوتوزیس) را به رنگ زرد نشان میدهند: 3- این عکس به وضوح مقعر بودن دو سوی گویچههای سرخ خون را نشان
میدهد: 4- رگ خونی پاره شده: در این عکس گویچههای سرخ خون در حال نشت
از جدا رگ دیده میشوند. جهش در ژن ephrin-B2 موجب افزایش شکنندگی عروق خونی و
افزایش خونریزی میشود. شکنندگی در این اختلال به علت پوشش ناکافی جدار عروق به
وسیله سلولهای ماهیچههای صاف رخ میدهد. این نوع نشت خون از عروق در تومورها و
تعدادی از بیماریهای دیگر انسان به صورت شایعی دیده میشود: 5- مگس روی کریستال شکر: 6- سلول دودمانی عصبی که به مغز موش پیوند زده شده است:
سلولهای دودمانی عصبی مغز موش که به با پروتئین فلوئورسان سبز نشانگذاری شدهاند
به مغز تازه متولد شده پیوند زده شدهاند و به الیگودندروسیتها و آستروسیتها
تمایز مییابند: 7- سلول سرطانی سینه: 8- مدل مولکولی ریبوزوم: 9- سلولهای سرطانی پروستات: 10- باکتری کلستریدیوم دیفیشیل: 11- تحلیل تظاهر ژن: 12- پرزهای روده کوچک: 13- کریستال مایع زیر نور پلاریزه: 14- نیسریا مننژیتیدیس به صورت لکههای زرد در داخل سلولهای
پوششی راههای هوایی دیده میشود. نیسریا باعث مننژیت و سپتیسمی میشود: 15- پلاسمید DNA روی صفحه معدنی: 16- تراشه کرم ابریشم: 17- جنین موش در نیمه دوره حاملگی: 18- ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV): 19- کریستالهای ویتامین C: 20- سلولهای سرطان روده بزرگ (آبی): 21- لولههای حملکننده مایع سمن: 22- چگونگی ایجاد اسهال به وسیله باکتری ای کولی. این باکتری
(قرمز) با نابود کردن اتصالات محکم بین سلولی(آبی) باعث نشت آب میشود: 1- امروز خبر جالبی در اینجا خواندم، که در وبلاگها و سایتهای
مختلف آیتی هم به آن اشاره شده بود: خانم آدریانا تورس فلورس 38 ساله روز سهشنبه به دادگاه رفت. در ماه دسامبر از
او به خاطر فروش سیدیهای موسیقی دزدی شکایت شده بود. دادگاه او را به خاطر تخطی
از شرایط وثیقهاش محکوم به حبس کرد. او در سلول کوچکی در زندان دادگستری واشنگتن کانتی که تنها یک صندلی فلزی، دو
نیمکت و یک لامپ داشت، زندانی شد. اما در کمال تعجب او که در سلولی در طبقه چهارم
ساختمان زندانی شده بود، فراموش شد. به مدت 4 روز او در شرایطی که چیزی برای خوردن
و نوشیدن نداشت و حتی دستشویی هم در سلولش نبود، در زندان به فراموشی سپرده
شد. او در کف سلولش در حالی که کفشهایش را زیر سرش گذاشته بود، خوابید و حتی مجبور
شد ادرارش را بنوشد! با وجود اینکه او فریاد میکشید دو بر میز و صندلی میکوبید هیچ
کس به کمکش نیامد. سرانجام صبح روزدوشنبه مأموری که او را به زندان انداخته بود، متوجه اشتباهش شد
و در زندان را باز کرد! 2- اما سبک ایرانی کپیرایت شاید جالبتر باشد. این دو تصویر از دفترچه یک
مجموعه سیدی اسکن شدهاند: شرکتی که 100 هزار دلار نرمافزار بهروز را به بهای حدود 15 دلار به کاربران
ایرانی «هدیه» کرده است، خواسته است که از سیدیهایش کپیبرداری نشود. توقع زیادی
است؟!! این کپیرایت هم پارادوکسی شده برای ایرانی جماعت! بسیاری از مردم جهان از جمله 28 میلیون شهروند امریکایی از میگرن رنج میبرند،
بیماریای که سردردهای ناتوانکننده و جانکاهی به مبتلایانش تحمیل میکند،
هزینههای اقتصادی زیادی بر بیمار و جامعه وارد میآورد و گاه سیر زندگی یک فرد را
تغییر میدهد. نیویورک تایمز در اقدام جالبی مجله یا وبلاگ متفاوت درباره میگرن منتشر کرده است. در
این مجله میتوانید مقالاتی از اشخاص مختلفی که به نحوی با میگرن درگیر شدهاند،
بخوانید: یک خواننده راک، دو پزشک نورولوژیست، یک نویسنده و یک روزنامهنگار. این مجله گالری جالبی هم دارد که در آن تصاویری در مورد
توهمات و اختلالات بینایی که افراد مختلف در هنگام حمله میگرن با آن مواجه میشند،
قرار داده شده است. مطلب مرتبط:
- لینک دانلودی که به شما معرفی میشود، قابلیت resume
دارد و میتوانید آن را به خورد برنامههای مدیریت دانلودی مثل download
accelerator و نظایر آن بدهید و با سرعت خوبی ویدئوها را دانلود
کنید.
- مشاهده و ویرایش ویدئوهای با فرمت mp4 برای بسیاری از
کاربران راحتتر از ویدئوهای با فرمت flv است.
پنجشنبه 23 اسفندماه
برترین عکسهای زیست پزشکی سال (جوایز Wellcome Trust)
چهارشنبه 22 اسفندماه
4 روز تشنگی و گشنگی به خاطر فروش غیرقانونی سیدی!
سه شنبه 21 اسفندماه
مجله میگرن

میگرن و هنر
با Poodz، به صورت چندرسانهای توییتر کنید
از زمانی که نخستین بار در این وبلاگ در مورد توییتر نوشتم، زمان زیادی گذشته، اما من عملا در این مدت از توییتر استفاده چندانی نکردهام.
توییتر و کلونهای توییتر جزو سرویس میکروبلاگینگ ردهبندی میشوند. همانطور که از نام «میکرو»«بلاگنیگ» برمیآید، با استفاده از از توییتر و سرویسهای مشابه هر کاربر میتواند به صورت کوتاه و خلاصهشده و در قالب تعداد کارکتر محدود بنویسد و در مورد احساسش در یک لحظه و یا کاری که در حال انجام دادن آن است، بنویسد.
بسیاری از اوقات نمیخواهیم برای نوشتن یک جمله، یک پست به وبلاگ اصلیمان ارسال کنیم و درست در چنین مواقعی است که «توییتر» کردن به درد میخورد.
میتوان با استفاده از موبایل هم از سرویسهای میکروبلاگنیگ استفاده کرد. البته در ایران چنین امکانی به جز یکی دو سرویس بومی و کلون توییتر وجود ندارد.
اما سرویس میکروبلاگینگی که من با این مقدمه طولانی میخواهم به معرفی آن بپردازم به سبب رابط کاربری خوب و مهمتر از آن وجود امکانات چندرسانهای برتری محسوسی بر دیگر سرویسها دارد.
با استفاده از Poodz میتوان هم توییتر نوشتاری کرد و هم عکس و ویدئو و صدا ارسال کرد. از ما بهتران میتوانند میتوانند از طریق MMS هم Poodz را بهروز کنند.
پیش از این هم سرویسهای میگروبلاگنیگی داشتیم که میشد در آنها عکس فرستاد ولی به جز «جایکو» سرویس میکروبلاگنیگ دیگری سراغ نداشتم که بشود ویدئو و صوت هم فرستاد.
یکی از ویژگیهای خوب Poodz این است که میشود روی هر پست برچسب گذاشت، با افزایش کاربران این سایت و زیاد شدن تعداد پستها، در آینده میتوان با استفاده از همین برچسبها نوشتهها و عکسها و ویدئوها و فایلهای صوتی کاربران را درباره هر موضع خاص پیدا کرد.
میتوان هنگام بهروز کردن Poodz مشخص کرد که پست جدید برای همه قابل مشاهده باشد، خصوصی بماند و یا فقط برای دوستان قابل مشاهده باشد.
یکی از ویژگیهای جالب دیگر Poodz که خصوصیات «اجتماعی» این سرویس را افزایش میدهد این است که هر کس میتواند یک گروه در آن درست کند و یا در گروههای دیگر عضو شود. گروهها در Poodz، کانال یا Channel نام دارند.
Poodz خروجی فید هم دارد که با استفاده از آن میتوانید مطالب خودتان را در وبلاگ اصلیتان هم نمایش دهید.
پنجشنبه 16 اسفندماه
پایان اصلی و متفاوت «من افسانهام» I Am Legend را ببینید!
من افسانهام یا I Am Legend یک فیلم علمی تخیلی قابل اعتنای سال 2007 بود. این فیلم به کارگردانی «فرانسیس لورنس» و با بازیگری «ویل اسمیت»، تولید شده و اقتباسی است از نوول سال 1954 ریچارد ماتیسون.
اما امروز در کمال تعجب از طریق این سایت کشف کردم که رمان و همچنین فیلم پایان به کلی متفاوتی داشته است، پایانی احساسیتر و قابل قبولتر برای من!
در پایانی که ما تا پیش از این دیده بودیم، رابرت نویل با فداکاری و به قیمت جان خود، به «آنا» و دخترش این فرصت را می دهد که سرم نجاتبخش انسانها را به یک گروه از انسانهای سالم که در کوهستان زندگی میکنند برسانند، اما در پایانی به کلی متفاوت که به نمایش در نیامد ...
بهتر است خودتان ببینید!
صحنه پایانی را یا در این صفحه ببینید و یا از اینجا به حجم 17 مگابایت دانلود کنید.(فایل flv است و باید با یک برنامه نمایشدهنده فایلهای flv دیده شود.)
البته به نظرم بد نیست فیلمها چند پایان متفاوت داشته باشند، از پایانهای به سبک هندی گرفته تا پایانهای تراژیک و از پایانهای وفادار به رمان اصلی تا پایانهای مدرن نامفهوم!
سه شنبه 14 اسفندماه
ویژگیهایی که میتواند بر جذابیت خبرخوانها و سایتهای «دیگ»گونه بیفزاید
Vocal Nation که در اصل یک خبرخوان آنلاین است، ساختار جالبی دارد که شاید اگر فناوری به کار رفته در آن را بقیه خبرخوانها مثل گوگل ریدر و همچنین سایتهای لینکپراکنی اجتماعی به کار بگیرند، بتوانند بر جذابیت خود بیفزایند.
1- اشتراک در گوگل ریدر در حال حاضر محدود است، هر کاربر میتواند خبرهای جالبی را تنها به رؤیت دوستان خود برساند. به همین خاطر سایتهایی مثل readburner از آب گل آلود استفاده کردهاند و برای اینکه تعداد بیشتری از مردم از لینکهای محبوب به اشتراک گذاشته شده مطلع شوند، ابتکارهایی به خرج دادهاند.
2- در دیگ و کلونهای آن مثل بالاترین خودمان، هر کاربر تنها میتواند امتیاز مثبت یا منفی به یک لینک بدهد و نمیتواند، به یک لینک نمره بدهد.
سایت Vocal Nation چه میکند؟
Vocal Nation با اینکه یک خبرخوان است ولی به کاربران خود
اجازه میدهد که لینکها و همچنین مطالب مورد نظر خود را به سایت اضافه کنند.
هر کاربر میتواند هر خبر فیدهای ثبتنام شده خود را ارزشگذاری کند. کافی است نشانگر را به چپ و راست بلغزاند:
مجزا کردن نمره اهمیت و نمره جانبدارانه بودن خبر
یک چیز جالب دیگر در Vocal Nation این است که میتوان
جانبدارانه بودن یا بیطرفانه بودن هر لینک و خبر را هم معین کرد. به اعتقاد من
این ویژگی بسیار کاربردی است. در بالاترین بارها شاهد جدال کاربران در مورد این
مسئله بودهایم که چه زمانی باید به یک لینک رأی منفی داد. مثلا تصور کنید که لینکی
به حرفهای یک نفر در مورد مسئلهای سیاسی اجتماعی داده میشد. با اینکه این برداشت
خاص ممکن بود مهم، تأثیرگذار و جالب باشد، بعضیها تنها با تکیه به اینکه چنین
تلقیای جانبدارانه بوده و مستدل نبوده است، به آن رأی منفی میدادند.
اضافه شدن ویژگیهای سایت Vocal Nation به سایتهای خبرخوان آنلاین و در صدر آنها گوگل ریدر و هم به دیگر سایتهای لینکپراکنی اجتماعی آنها را بیش از پیش جذاب میکند.
دوشنبه 13 اسفندماه
چه چیزی در این عکس میبینید؟!
این عکس چیست؟

خوب متأسفم، فکر نمیکنم درست جواب داده باشید! شاید اگر نمای واضحتری ببینید بتوانید جواب بدهید:

باز هم که نتوانستید حدس بزنید. پس مجبورم جواب بدهم!
یکشنبه 12 اسفندماه
نسخه وب 2.0 ای شده جدول تناوبی
جدول تناوبیای که در سایت Ptable.com قرار داده شده، چیز فوقالعادهای هم برای دانشآموزان دبیرستانی و هم برای دانشجویان شیمی است، بر خلاف آن جدول تناوبی سنتیای که در ما در کتابهای درسی میدیدیم، این جدول یک جدول پویا و پر از اطلاعات گوناگون در مورد عناصر است.
- این جدول را میتوانید به زیانهای گوناگون از جمله فارسی
ببینید.
- اطلاعاتی مثل نقطه ذوب و جوش، الکترونگاتیویتی، سال کشف، فراوانی عنصر، چگالی و
شاعاع اتمی و ... قابل مشاهده است.
- با کلیک بر روی هر عنصر اطلاعات مربوط به آن را در ویکیپدیا میتوانید ببینید.
- اربیتال عنصر را میتوانید ببینید.
- جدول را می توانید به صورت یک فایل PDF دانلود کنید و از
آن پرینت بگیرید.
شنبه 11 اسفندماه
گیم سریال Lost، به بازار آمد
سریال Lost یا گمشده سریال محبوبی است که من اولین بار با تعریف چند نفر از وبلاگنویسهای دوست با آن آشنا شدم و فعلا چند قسمتی از این سریال را دانلود کردهام و دیدهام. از شواهد امر پیداست که این سریال در ایران هم طرفداران بسیار جدی و پر و پا قرصی دارد. این پست را تقدیم میکنم به این دسته از خوانندگان از وبلاگ.
مجموعه تلوزیونی گمشده، مجموعهای است که از شبکه ABC آمریکا و تعداد زیادی از شبکههای خارجی بخش میشود. این مجموعه تلویزیونی از ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ آغاز شدهاست و تا کنون سه فصل از آن کامل شده و فصل چهارم در حال پخش است.
این مجموعه تلویزیونی داستان گروهی از بازماندگان انفجار پرواز Oceanic 815 بر فراز جزیرهای ناشناس در اقیانوس آرام است. سبک کلی این مجموعه تلویزیونی معماگونه است و با یافتن هر پاسخ چندین سوال نو بوجود میآید.

در این مجموعه تلویزیونی از فلاش بک به شدت استفاده میشود. معمولاً در هر قسمت از سریال یکی از شخصیتها (گاهی چند شخصیت) در مرکز توجه قرار میگیرد و در لابهلای داستان، گذشتهای از او نمایش داده میشود که اطلاعاتی مربوط به دورهٔ قبل از سوار شدن به پرواز به ما میدهد. در قسمتهای پایانی فصل سوم، گاهی حالتی برعکس فلاش بک رخ میدهد به این نحو که تصاویری از آینده نمایش داده میشود (در اصطلاح سینمایی به این کار flash foward گفته میشود).
پخش چهارمین فصل این مجموعهٔ تلویزیونی از ۳۱ ژانویه ۲۰۰۷ آغاز شد. قرار بود که این فصل شامل ۱۶ قسمت باشد که به خاطر اعتصاب اصناف نویسندگان آمریکا فقط ۸ قسمت آن ساخته شد.
در ماه می سال 2006، شرکت Ubisoft امتباز تهیه بازیای بر اساس سریال Lost را خرید و سرانجام بعد از مدتی طولانی از چند روز پیش یعنی دقیقا 27 فوریه گیم این سریال هم در نسخههای مخصوص پیسی، ایکس باکس و پلی استیشن روانه بازار شده است.
بازی تا اندازهای با خود سریال متفاوت است و در آن داستانها و مأموریتهای متفاوتی گنجانده شده است. به شما به عنوان یک بازیگر این گیم، شخصیتی داده میشود که قبلا در این سریال وجود نداشته: یک فتوژرنالیست به نام الیوت که دچار فراموشی است.
این بازی سبکی شبیه رزیدنت اویل دارد و حالتی معماگونه دارد. مثل خود سریال به وفور از فلش بک در این بازی استفاده شده است.
بازیگر باید مناطقی مثل کمپ ساحلی، منطقه تاریکی ، ایستگاه شعله، صخره سیاه و ایستگاه قو را کاوش کند و با سایر شخصیتهای سریال مثل جک، کیت، بن و جولیت تعامل کند و با دوربینش عکسهایی بگیرد.
این بازی، 7 فصل دارد و بسیاری از بازیگرهای سریال، دوبلوری شخصیتهای گیم را انجام دادهاند.
فکر میکنم از چند روز دیگر این بازی در کلیه نرمافزارفروشیهای معتبر ایران، قابل تهیه باشد!

























