شنبه 21 اردیبهشتماه
لپ تاپ دزدیده شده، سارقان را لو داد
سرقت یک لپ تاپ «مک» برای 2 سارق جوان 20 و 23 ساله آمریکایی اصلا آخر و عاقبت خوشی نداشت و باعث لو دادن این دو شد.
ادمون شاهیکیان و یان فریاس، حدود دو هفته قبل از آپارتمانی سرقت کردند. اجناس سرقت شده توسط آنها حدود 5 هزار دلار ارزش داشت و علاوه بر لپتاپ، شامل اینها بود: 2 تلویزیون فلت، 2 آیپاد ، کنسولهای بازی و همچنین مقداری DVD و گیم.
روز سهشنبه یکی از دوستان یکی از این مالباختهها با او تماس گرفت و از او پرسید که آیا با کامپیوترش آنلاین شده است یا نه. این خانم مالباخته ناگهان متوجه شد، که دزدان با استفاده از لپتاپ او آنلاین شدهاند. اینجا بود که فکری به سرش زد و تصمیم گرفت از برنامه Back to My Mac استفاده کند، این برنامه سیستم عامل مکینتاش به کاربر اجازه می دهد از طریق اینترنت و از راه دور به کامپیوترش دسترسی پیدا کند و آن را کنترل کند.
این خانم با استفاده از Back to My Mac، دوربین لپ تاپش را فعال کرد، با فعال شدن دوربین او دیگر میتوانست مناظر جلوی لپتاپ را دقیقا ببیند. اول او چیزی به جز یک صندلی خالی ندید، اما کمی بعد سرو کله یکی از دزدان در جلوی لپتاپ پیدا شد و سپس با جستجویی که این خانم در فایلهای کامپیوتر انجام داد، توانست عکس دزد دیگر را هم پیدا کند.
خانم مال باخته هیچ کدام از دزدان را نمیشناخت، اما وقتی عکس آنها را به یکی از هماتاقیهایش نشان داد، او توانست آنها را شناسایی کند.
سرانجام عکسها در اختیار پلیس قرار داده شد و دزدها دستگیر شدند.
به نام علم، بپیچانش!
Foldit یک بازی کامپیوتری انقلابی است که به شما اجازه میدهد در پژوهشهای علمی مهم مشارکت کنید.
برای اینکه با مفهوم این بازی و هدف طراحان آن پی ببرید، باید کمی در مورد پروتئینها و اهمیت تاخوردگی یا پیچ خوردن پروتئینها توضیح دهم:
بدن انسان از تریلیونها سلول تشکیل شده است: سلولهای عضلانی، مغزی، عصبی، خونی و ... اما چیزی که واقعا این سلولها را در انجام دادن کارهایشان توانا میکند، چیزی نیست جز پروتئین. این پروتئینها هستند که غذاها را تجزیه میکنند، باعث انتقال پیامهای عصبی میشوند و مواد غذایی را در خون منتقل میکنند.
هر پروتئین از زنجیره درازی از اسیدهای آمینه درست شده است. اسیدهای آمینه، پروتئینهای کوچکی هستند که از کربن، اکسیژن، گوگرد و نیتروژن درست شدهاند. در مجموع 20 نوع اسید آمینه مختلف وجود دارد که خواص شیمیایی مختلفی دارند.
اما زنجیره دراز اسیدهای آمینه، به صورت یک زنجیر ساده باقی نمیماند و تاخوردگی زیادی پیدا میکند تا پایدارترین شکل ممکنه را پیدا کند. هر پروتئین خاص در موقعیت و شکل خاصی پایدارترین شکل خود را پیدا میکند.
شکل پروتئینها بسیار مهم است، مثلا پروتئینی که گلوکز را میشکند تا از این طریق انرژی سلولها را تأمین کند، باید طوری شکل بگیرد که به راحتی قادر به شناسایی گلوکز باشد.
با توجه به این مقدمات میتوان گفت که شناخت ساختمان پروتئینها، کلیدی است برای فهم چگونگی کارکرد آنها. وقتی ساختمان یک پروئتئین مشخص شد، میتوان داروها را چنان طراحی کرد که پروتئینهای خاصی را هدف بگیرند.
حتی یک پروتئین ساده و کوچک میتواند به شکلها بسیار متفاوتی تا بخورد و شکلهای متفاوتی پیدا کند. تنوع بسیار زیادی که هر پروتئین به صورت بالقوه برای پیچ و تاب خوردن و شکل گرفتن دارد، کار پژوهشگران را بسیار دشوار میکند چرا که آنها را وادار میکند با صرف پول و انرژی زیاد و بهرهگیری از کامپیوترها، حالات ممکن تا خوردن پروتئینها را شناسایی کنند.

محاسبه اشکل مختلف تاخوردگی یک پروتئین با استفاده از کامپیوتر و الگوریتمهای کامپیوترهای، ممکن است در نگاه اول بهترین روش به نظر برسد. اما با همه تلاش برنامهنویسها، این برنامهها آنچنان که باید و شاید هوشمند نشدهاند. این برنامهها برای پیشبینی شکل یک پروتئین، سیستمهای کامپیوتری را مجبور میکنند که همه حالات ممکنه را در نظر بگیرند و میلیاردها محاسبه انجام بدهند. حتی به خاطر نیازی که دانشمندان و زیستشناسان به ابرریانهها برای این محاسبهها داشتند، آنها دست کمک به سوی رایانههای شخصی داوطلبانی از سراسر جهان هم دراز کردهاند و از سه سال پیش از نیروی محاسباتی پردازشگرهای رایانه های شخصی هم استفاده میکنند. در حال حاضر 200 هزار داوطلب از سراسر جهان حاضر شدهاند، توان پردازشی رایانههای خود را در زمانی که کاری با آنها ندارند، در اختیار دانشمندان قرار بدهند.
اما نه ابررایانهها و نه پردازشگرهای کامپیوترهای خانگی نتوانستند کمک زیادی به محققان کنند. آنها کم کم به این نتیجه رسیدند که چیزی که نیازمند آن هستند، نیروی پردازش انسانی است و نه الگوریتم های کامپیوتری!
بازی Foldit، دقیقا به همین منظور طراحی شده است. این بازی با مشارکت دانشمندان دانشگاه واشنگتن و انستیتوی پزشکی هاوارد هیوز، طراحی شده است. بعد از ثبت نام در سایت و دانلود برنامه 50 مگابایتی، برنامه ابتدا کاربران را در قالب یک بازی با مفهوم تاخوردن پروتئینها آشنا میکند، کاربران هیچ نیازی به داشتن دانش بیوشیمی و یا مفهوم حقیقی تاخوردگی پروتئینها ندارند، برنامه آنها را وادار به بازی میکند و در حین بازی آنها با تا کردن پروتئینها امتیازهای بیشتری کسب میکنند و به طور همزمان با استفاده از توان پردازشی خود به دانشمندان کمک میکنند.
شناخت ساختمان پروتئینها کلید درمان بیماری هایی مانند ایدز، سرطان و آلزایمر است.
ممکن است دانلود یک برنامه 50 مگابایتی برای کاربران ایرانی ممکن نباشد و شاید آنها علاقهای به این گونه معماهای هندسی و توپولوژی نداشته باشند، اما چیزی که برای من بسیار جالب بود، فکر بکر دانشمندان برای استفاده از توان پردازش انسانی، در قالب یک بازی و به صورت اجتماعی برای تحقیقات علمی بود.
جمعه 20 اردیبهشتماه
کنترل ذهن با گوشیهای موبایل
مجله ساینتفیک امریکن: استفاده از موبایل در بیمارستانها و هواپیماها ممنوع شده است، چون تشعشعات اکترومغناطیسی آنها میتوانند روی دستگاههای حساس الکتریکی تأثیر بگذارند. اما آیا مغز هم میتواند تحت تأثیر گوشیهای تلفن همراه قرار بگیرد؟
همه اعمال و احساسات و افکار ما برخاسته از فعالیت الکتریکی زیستی نورونهای مغز ما هستند. نورونها، سلول های عصبی مغز هستند که در درون مغز، مدارهای الکتریکی بسیار پیچیده ایجاد میکنند. فعالیتهای الکتریکی نورونها، به وسیله دستگاه نوار مغز یا EEG ثبت میشوند و به این وسیله یک ابزار تشخیصی در اختیار پزشکان قرار میدهند.
بسته به اینکه یک فرد هوشیار یا ناهوشیار باشد و بسته به درجه برانگیختگیاش، طرح EEG او متفاوت خواهد بود. به علاوه میتوان با تحریک الکترومغناطیسی قسمتهای خاص مغز TMS، موجب تحریک یا تضعیف فعالیت الکتریکی مدارهای مغزی شد.
گرچه اشعه الکترومغناطیسی ساطع شده از یک موبایل بسیار ضعیفتر از اشعه TMS است، اما هنوز این سؤال ذهن را مشغول میکند که آیا امواج موبایل هم میتواند موجب تغییر EEG یک فرد شوند؟ محققان برای پاسخ به این سؤال دو تحقیق انجام دادهاند:
تحقیق اول به وسیله دانشمندان انستیتوی علوم مغز دانشگاه فناوری ملبورن انجام شد، آنها در تحقیق خود تأثیر امواج ساطع شده از گوشی نوکیا 6110، روی امواج مغزی 120 مرد و زن سالم را بررسی کردند. این تحقیق به صورت علمی و با روش «دو سو کور» انجام شد، به این معنی که حین تحقیق نه افراد مورد آزمایش و نه دانشمندان مطلع نبودند که گوشیها چه زمان فعال هستند و چه زمانی غیرفعال.
بر اساس این تحقیق، امواج موبایل بر قدرت امواج آلفای مغز میافزایند. میزان تقویت اثر امواج آلفای مغزی در قسمتی از مغز که درست زیر گوشی موبایل، بود، بیشتر بود!
امواج آلفا با فرکانس 12 سیکل در دقیقه در مغز تولید میشوند، این امواج نشاندهنده سطح برانگیختگی و هوشیاری یک فرد هستند. وقتی شخصی افکارش را از دنیای خارج متوجه افکار درونی و ذهنی خود میکند بر قدرت امواج آلفا افزوده میشود.
سوال دوم این است که آیا تقویت امواج آلفا، هیچگونه تأثیر عملی بر رفتار و سطح هوشیاری استفادهکنندگان گوشیهای همراه دارند؟
تحقیق دوم برای جواب دادن به این سؤال انجام شد. این تحقیق در مرکز مطالعات خواب دانشگاه Loughborough انگلیس انجام شد. نتایج این تحقیق شگفتآور بود: امواج ساطع شده از گوشیهای همراه نه تنها بر رفتار یک شخص در هنگام تماس تلفنی تأثیر میگذارد، بلکه اثرات آنها مدتها بعد از اتمام تماس تلفنی ادامه پیدا میکند.
این بار محققان برای آزمایشهای خود از گوشی نوکیا 6310 استفاده کردند، آنها این گوشی را به سر 10 فرد سالم، ولی محروم از خواب متصل کردند. گوشی به وسیله کامپیوتر به صورت خودکار در حالت روشن و خاموش میشد و در حالت صحبت و یا استندبای قرار میگرفت و در همین حین امواج EEG افراد مورد آزمایش، در مؤسسه تحقیقات خواب در هنگام شب مورد بررسی قرار میگرفت.
این پژوهش نشان داد که امواج موبایل، موجب تضعیف امواج خاصی موسوم به امواج دلتا میشوند. امواج دلتا، شاخص دقیق و حساس مرحله دوم خواب هستند. تقریبا 50 درصد از کل زمان یک فرد را مرحله دوم خواب تشکیل میدهد. امواج دلتا، تواتری بین یک تا 4 سیکل در ثانیه دارند. مثل تحقیق قبل تأثیر موبایل بر روی امواج دلتا تا یک ساعت بعد از خاموش شدن موبایل ادامه پیدا میکرد.
با وجود اینکه افراد مورد آزمایش شب قبل وادار شده بودند که خواب کوتاهی داشته باشند، ولی روشن شدن موبایلها حتی تا یک ساعت بعد از خاموش شدن آنها، موجب اختلال خواب و بیدار ماندن افراد مورد آزمایش میشد.
با این وجود اصلا نگران نشوید و یا خیال راحت از موبایلهایتان استفاده کنید! چون تأثیر ناشی از موبایل تنها به اندازه نصف فنجان قهوه است و بسیاری از عوامل محیطی بر کیفیت و کمیت خواب شبانه بیشتر از امواج موبایل تأثیر میگذارند.
نتایج این دو نحقیق از آن جهت مهم هستند که نشان می دهند، امواج الکترومغناطیسی موبایلها با وجود اینکه ضعیف هستند میتواند بر رفتار انسانها تأثیرگذار باشند. به علاوه باید سایر منابع تشعشعات الکترومغناطیسی را در زندگی مدرن امروزی هم در نظر گرفت و تأثیر آنها را هم مورد بررسی قرار داد.
نامتان را به ماه بفرستید!
عجله کنید! فقط کمی بیش از یک ماه و نیم فرصت دارید، تا با رفتن به اینجا، ثبتنام کنید تا نامتان به ماه فرستاده شود!
قضیه از این قرار است که ناسا قرار است اواخر سال 2008 میلادی یک فضاپیمای بیسرنشین به ماه بفرستد. این مأموریت به منظور شناسایی مناطق مناسب در سطح ماه برای فرودهای ایمن، شناسایی ذخایر بالقوه و میزان تشعشعات انجام میشود.
ناسا تصمیم گرفته اسم کسانی را که به این مأموریت علاقه نشان دادهاند، جمعآوری کند، در این فضاپیما قرار بدهد و به ماه بفرستد و به عبارتی میخواهد یک تبلیغ آنلاین مؤثر برای این مأموریت انجام بدهد.

شما فقط تا 27 ژوئن برای ثبت نام در سایت دانشگاه جانز هاپکینز فرصت دارید. بعد از ثبتنام گواهینامه مشارکتی دریافت میکنید که میتوانید آن را با فرمت PDF دانلود کنید.
اعزام مدارگرد اکتشافی ماه یا LRO، نخستین گام ناسا برای مأموریتهای سرنشیندار آینده اکتشافی به ماه و سیارات دیگر است. این مدارگرد یک سال، در مداری در ارتفاع پایین 50 کیلومتری دور ماه گردش خواهد کرد.
اطلاعات بیشتر در مورد LRO را میتوانید در این صفحه بخوانید.
استعداد آقای جواد خیابانی
مسابقه دیشب بارسلونا با رئال مادرید طرفداران بارسلونا را متأثر کرد، شکست سنگین با آن کیفیت پایین بازی، چیزی نبود که بتوانیم پیشبینیاش بکنیم.
در این میان تنها چیزی که توانست مرهمی بر دردهای ما باشد، گزارشگری مجری محبوب تلویزیون آقای جواد خیابانی بود. به خصوص صحنهای از گزارش ایشان در نیمه دوم، در هنگام یک تعویض در تیم بارسلونا، توانست خود مسابقه را تحتالشعاع قرار بدهد! این ویدئو را همین الان آپلود کردم:
پنجشنبه 19 اردیبهشتماه
بلای جان مطالعه آنلاین: سرسریخوانی و اسکن کردن ذهنی نوشتهها
این حقیقت را باید قبول کرد که اینترنت عرصه را بر مطالعه آفلاین یعنی خواندن معمول روزنامهها و مجلهها و کتابها، تنگ کرده است. اما این هم همه مشکل نیست! مطالعه آنلاین مطالب به خاطر ماهیت محیط اینترنت غالبا به دقت مطالعه آفلاین صورت نمیگیرد.
وبلاگ Read Write Web در دو مقاله جدا (+ و +) به قلم «سارا پرز» به بررسی همین موضوع پرداخته است. به برداشت آزادی از این دو مقاله توجه کنید:
هنگامی که آمازون ابزار خوانش کتابهای الکترونیکی به نام کیندل
Kindle را عرضه کرد، استیو جابز در شرایطی که این محصول با استقبال خوب صنایع چاپ و
نشر کتاب مواجه شده بود، اظهار نظر جالبی کرد:
«مهم نیست که این محصول چقدر خوب یا بد باشد، حقیقت این است که
مردم اصولا دیگر مطالعه نمیکنند.»
نویسنده مقاله وبلاگ Read Write Web معتقد است که تنها نیمی از این اظهار نظر میتواند درست باشد، مردم مطالعه میکنند، منتها مطالعه آنلاین! اقبال به خواندن کتابها و نسخههای کاغذی مجلهها و روزنامهها هر روز کمتر میشود و مردم بیشتر به مطالعه آنلاین روی میآورند.
منتها سؤالی که اینجا مطرح میشود، این است که کیفیت این مطالعه چگونه است. مردم حقیقتا محتواهای آنلاین را میخوانند یا سرسری از آنها میگذرند؟
بر اساس نتایج یک پژوهش جالب که شما می توانید نسخه کامل آن را از اینجا با فرمت PDF دانلود کنید، کاربران به ازای هر 100 کلمهای که به مطالب یک صفحه اینترنتی افزوده میشود، تنها 4.4 ثانیه وقت بیشتر صرف خواندن آن میکنند، به عبارت دیگر وقتی شما به نوشته خودتان سطور و پاراگرافهایی میافزایید، فقط باید انتظار داشته باشید 18 درصد آنها خوانده شود.
- در یک بازدید معمول کاربران از یک صفحه اینترنتی، آنها فقط نیمی از مطالب یک صفحه اینترنتی با 111 کلمه یا کمتر را میخوانند.
- تازه این را هم باید در نظر بگیرید که زمان قابل توجهی از زمانی که صرف بازدید یک صفحه میشود، برای دیدن ظاهر و عکسهای آن است!
- اگر فرض کنیم که کاربران در همه زمانی که یک صفحه را باز نگه داشتهاند، مشغول خواندن آن باشند، با یک محاسبه معلوم میشود که تنها 28 درصد کلمات آن را میخوانند. البته اگر واقعبینتر باشیم، به عدد 20 درصد میرسیم.
جاکوب نیلسن، یکی از افرادی که روی این قضیه زیاد کار کرده است به این نتیجه رسیده است که مردم مطالب را واقعا اسکن میکنند. این مطلب دلایلی هم میتواند داشته باشد و نباید خوانندگان را زیاد مقصر دانست!

وقتی نسخه کاغذی کتابها، مجلهها و روزنامهها را در درست میگیریم، فقط عکسها آنها ممکن است توجه ما را از مطالعه حقیقی منحرف کنند، اما هنگام مطالعه آنلاین انبوهی از چیزهای دیگر باعث پرت شدن حواس خواننده میشوند. یک کاربر امروزی وب، در حین خواندن یک مطلب تمرکز لازم را ندارد چرا که قسمتی از حواسش متوجه ایمیلهای تازه، نوشتههای و پیامهای دوستانش در توییتر و پیامرسانهای فوری است و انبوهی از مطالب خوانده نشده در خبرخوان خود دارد!
سخن پایانی: خوانده شدن و درک شدن برای یک وبلاگنویس باسابقه، بسیار مهمتر از عدد خام بازدیدکنندهها است. به آمارگیر وبلاگ خود نگاه کنید و ببینید بازدیدکنندگان بعد از باز کردن صفحه وبلاگ شما چقدر در وبلاگتان میمانند، این زمان به خصوص اگر مفصل مینویسید، میتواند شما را مأیوس کند!
حتما به تجربه دریافتهاید که کامنتهای وبلاگنویسی که عادت به نوشتن پستهای بلند و تا حدی انتزاعیتر داشته باشد، اصلا متناسب به متن نوشته نیست. مثلا کامنتهای نوشتههای روزنامهنگاران معروف، نشان میدهد که اصلا وقتی صرف خواندن، تأمل و هضم مطلب نشده، خواننده صرفا تیتر و قسمتی از پاراگراف اول را میخواند و به سرعت کامنت میگذارد.
گاهی که خودم را جای این روزنامه نگاران میگذارم،خوشحال میشوم، چرا که لااقل به خاطر اینکه اصطلاحا وبلاگی مینویسم و کمتر پستهای تمام انتزاعی دارم، مطالبم بیشتر خوانده میشوند!
اما صرف نظر از آنچه گفته شد، باید گفت شمارگان چاپ کتابها فوقالعاده پایین آمده است، وقتی رمانهای دهه 60 را از کتابخانهام برمیدارم، میبینم که شمارگانی 5 هزار جلدی در آنها معمول بوده است، این شمارگان تا 5 سال پیش به 3 هزار رسید، اما امروز به عدد تأسفآور 1500 جلد رسیده است.
این اعداد را اگر در کنار آمار مربوط به جمعیت جوان و دانشگاهی کشور بگذاریم، به یک پارادوکس میرسیم، جمعیت جوان و دانشگاهیای با مدارک بالای تحصیلی که اصلا کتاب نمیخواند!

پیداست که من قادر به تحلیل چرایی این پدیده جالب نیستم! ولی در انتهای پست میخواستم به این مطلب هم اشاره کنم که متأسفانه مطالعه آنلاین ما هم با 3 دشواری عمده روبرو است:
- تولیدکنندههای محتوای دست اول بسیار کم هستند.
- اصولا اکثریت قریب به اتفاق کاربران به وب، به عنوان ابزاری برای سرگرمی و
وقتگذارانی صرف نگاه میکنند!
- کیفیت مطالعه آنلاین هم با توجه به چیزهایی که پیشتر در این پست گفته شد، بسیار
پایین است.
مطلب مرتبط: بازدیدکنندگان طبق الگوی F ، وبلاگ شما را میخوانند
چهارشنبه 18 اردیبهشتماه
شخصیتهای تأثیرگذار جهان از نگاه تایم - قسمت سوم: بیماران تأثیرگذار
در ادامه بررسی افرادی که توسط تایم به عنوان افراد تأثیرگذار سال انتخاب شدهاند، در این پست دو فرد دیگر را معرفی خواهم کرد که مثل لانس آرمسترانگ و اسکار پیستوریوس، کسانی هستند که علیرغم داشتن بیماری توانستهاند، هر یک از جهاتی خبرساز و تأثیرگذار باشند.
ژیل بولت تایلور
سکته مغزی حادثه ناتوانکننده و توأم با تنش در زندگی بیماران است، برخلاف
بسیاری از بیماریهای دیگر ناتوانایی ناشی از این بیماری به صورت تدریجی ظاهر نمیشود.
بیماری که پیش از دچار شدن به سکته مغزی سالم بوده و در زمینه شغلی و اجتماعی فعال
بوده است، ناگهان خود را ناتوان میبیند و مشاهده میکند که قادر نیست حتی کارهای
شخصیاش را به درستی انجام بدهد.
خانم ژیل بولت تایلور 48 ساله، نوروآناتومیست (کالبدشناس دستگاه عصبی) و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا است. او در سال 96، وقتی 37 ساله بود، دچار خونریزی مغزی شد. بیماری او AVM (نقص ساختاری شریانی وریدی) بود. یک هفته بعد او تحت عمل جراحی قرار گرفت و یک توده دچار خونریزی به اندازه یک توپ گلف از مغز او برداشته شد که بر مرکز مسئول پردازش گفتار در نیمکره چپ مغزش فشار میآورد.

در طی یک دهه او با بیماریاش مبارزه کرد و سعی کرد تواناییهای از دست رفتهاش را مجدد پیدا کند. و به علاوه به توانست به هدف مهمتری هم دست پیدا کند: آشنا کردن مردم و بیماران با مغز و اعمال آن و بیماری سکته مغزی.
او در سال 2006 کتابی با عنوان A Stroke of Insight منتشر کرد و در آن درباره ساختار مغز و تجربهاش از بیماری نوشت.

از طریق نوشتهها و سخنرانیهایش او شاید بیش از هر شخص دیگری هم به افراد سالم و هم مبتلایان سکته درباره ماهیت سکته مغزی توضیح داده است.
اما آنچه به شناختهشده تر شدن خانم تایلور کمک کرد، سخنرانی کمنظیرش در کنفرانس TED و انتشار متن و ویدئوی این سخنرانی هم در سایت کنفرانس TED و هم در سایتهای اشتراک ویدئویی همچون یوتیوب بود. این ویدئو تا به حال صدها هزار بار دانلود و تماشا شده است.
شما میتوانید این ویدئو را در اینجا در یوتیوب ببینید و یا از اینجا به حجم 70 مگابایت دانلود کنید. متن کامل سخنرانی را هم می توانید در اینجا بخوانید.
بیماران مبتلا به سکته مغزی یا بیماریها ناتوانکننده دیگر، نیازی به دلسوزی ندارند، آنچه آنها نیازمند آن هستند، کمک و فهم درست است.
-------------------------
رندی پاش Randy Pausch
رندی پاش، در حال مرگ است اما در همین حال به میلیون ها نفر درس زندگی میدهد.
رندی پاش 47 ساله است و سه فرزند 2، 3 و 6 ساله دارد، او استاد علوم کامپیوتر دانشگاه کارنیگی ملون Carnegie Mellon است. زمینه کاری که او بیشتر در آن تخصص دارد، «دنیاهای مجازی» است. وی همکاریهایی با والت دیسنی و Electronic Arts هم داشته است و به گوگل هم در زمینه طراحی رابط کاربری کمک کرده است.
سپتامبر سال قبل به رندی گفته شد که مبتلا به سرطان پانکراس شده است و با وجود آنکه یک برنامه درمانی سفت و سخت را دنبال کرد، عمل جراحی کرد و تحت برنامههای شیمیدرمانی تحقیقاتی هم قرار گرفت، ولی در ماه آگوست به او گفته شد که سرطان به کبد و طحال متاستاز پیدا کرده است و او فقط 3 تا 6 ماه فرصت دارد. پزشکان اکنون تخمین میزنند که او برای 3 تا 6 ماه دیگر هم میتواند به زندگی ادامه بدهد.
هر کسی با این حقیقت مواجه شود، دچار افسردگی میشود ولی رندی از این فرصت برای آموزش درس زندگی استفاده کرد. سخنرانی مشهور وی با عنوان «آخرین سخنرانی» توانست چیزهایی به دانشجویان بیاموزد که در برنامه درسی معمول، یاد نمیگرفتند. این سخنرانی در 18 سپتامبر سال 2007 انجام شد، در حالی که او انتظار نداشت در هوای گرم ماه سپتامبر بیش از 150 نفر از سخنرانیاش استقبال کنند، سالن کنفرانس پر شده بود و 400 نفر وقتی سخنرانی او شروع شد، برای دقایقی به صورت ایستاده او را تشویق کردند.
او سخنرانیاش را با نشان دادن تصاویر سیتی اسکن شکمش نشان داد و پس از آن گفت که قصد ندارد در این سخنرانی در مورد بیماریاش صحبت کند، بلکه دوست دارد در مورد اهمیت رؤیاهای کودکی و راههای رسیدن به آنها توضیح دهد. او در سخنرانی 70 دقیقهایاش از حضار خواست در مورد جاهطلبیهای خود فکر کنند، او به مدعوین گفت که دیوارها و موانع برای متوقف کردن ساخته نشدهاند، آنها به این منظور ساخته شدهاند که درجه تلاش و سرسختی افراد مقاوم را به رخ بکشند و ثابت کنند.

رندی پاش در حال رؤپاپردازی در زمان کودکی!
در طی چند هفته، این سخنرانی بازتاب گستردهای در اینترنت و بین مردم پیدا کرد، طوری که متن آن به چندین زبان از جمله چینی، عربی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شد. رندی به شوی «اپرا وینفری» دعوت شد، ABC News او را یکی از سه شخصیت برتر هفته انتخاب کرد و هزاران بلاگر در مورد آن نوشتند.
او انتظار نداشت که سخنانش در مورد آرزوهای کودکیاش در مورد کاپیتان کیرک مجموعه تلویزیونی Star Trek و جاذبه صفر مخاطبی بیش از آن چند صد نفر حاضر داشته باشد، ولی به لطف یوتیوب و سایتهای اشتراک ویدئو، حدود 10 میلیون نفر تا به حال سخنرانیاش را دیدهاند.
بعد از این سخنرانی او کتابی با عنوان The Last Lecture نوشت که بسیار پرفروش شد. سالها قبل همسر رندی از او خواسته بود که نصیحتهایش را در قالب کتابی برای او و فرزندانش به رشته تحریر در آورد ولی او آن موقع از این ایده استقبال نکرده بود، اما بعد بیماری تصمیم گرفت این ایده را عملی کند. او به شوخی در مورد این کتاب میگوید که این کتاب تنها کتابی در دنیا است که در صفحه سپاسگزاریاش از داوری شیمی درمانی Gemcitabine هم تشکر شده است!
اما مردم آمریکا هم بیکار ننشستند و با اقدامات تحسینبرانگیزی سعی کردند بعضی از آرزوهای رندی را در دوران کودکی برآورده کنند: اعضای یک تیم فوتبال حرفهای فوتبال آمریکایی به نام Pittsburgh Steelers بعد از اینکه متوجه شدند یکی از آرزوهای دوران کودکی رندی، بازی کردن در لیگ حرفهای فوتبال آمریکایی موسوم به NFL بوده است به او پیشنهاد کردند که یک روز در تمرین آنها شرکت کند. به علاوه وقتی تهیهکنندگان فیلم استار ترک متوجه علاقه او به این مجموعه در دوران کودکی شدند، از او درخواست کردند که در آخرین قسمت این فیلم نقش کوتاهی بازی کند. رندی هم این پیشنهاد را پذیرفت، او در این فیلم یک خط دیالوگ هم دارد!
رندی در حال حاضر تحت شیمیدرمانی تسکینی است، درمانی که صرفا سرعت رشد تومور را کاهش میدهد. رندی، تلاش میکند از شهرت غیرمنظره خود برای افزایش توجه رسانهها و مردم در مورد نبود سرمایهگذاری کافی در پژوهشهای مربوط به بیماری سرطان پانکراس استفاده کند.
رندی پاش با یکی از فرزندانش
لینکهای مفید:
- مشاهده سخنرانی 76 دقیقهای رندی پاش در یوتیوب
- دیدن این ویدئو در گوگل ویدئو
- دانلود این سخنرانی با فرمت پاورپوینت
- دانلود متن سخنرانی با فرمت
pdf
- مشاهده ویدئوی برنامه رندی پاش با اپرا وینفری
- سایت رندی پاش
سه شنبه 17 اردیبهشتماه
چرخ توییتری!
اگر میخواهید بدانید که followerهای شما در توییتر چه تعاملاتی با هم دارند، کدام یک از آنها همدیگر را میشناسند و اگر میخواهید این روابط حسنه را در یک قالب زیبا ببینید به اینجا یعنی سایت TweetWheel بروید، نام کاربری خودتان را بدهید و دقایقی منتظر بمانید تا اطلاعات از توییتر وارد سایت شود و سایت نمودار را برای شما رسم کند.
بعد از رسم نمودار، اگر موس را روی نام هر کاربر نگه دارید، میتوانید روابط توییتری او را ببینید.
این هم چرخ توییتری من، روی عکس کلیک کنید تا آن را در نمای بزرگ ببینید:
خبرهای خوش گوگل ريدری: اشتراک همه چیز در همه جا و همه وقت
خوب، صبح خود را با خبرهای بسیار خوش از نوع گوگل ریدری شروع کردم! سرانجام گوگلیها تکانی به خود دارند و امکانات جدید و بسیار خوبی به گوگل ریدر اضافه کردند.
وبلاگ رسمی گوگل ریدر در مقالهای با عنوان «در همه جا و همه وقت، هر چیزی را به اشتراک بگذارید» در این مورد توضیح داده است:
اشتراک مطالب در گوگل ریدر، تحولی در خبرخوانی به وجود آورد و در واقع مطالعه آنلاین را از یک حالت فردی به یک حالت اجتماعی تبدیل کرد. اما قابلیت اشتراک در گوگل ریدر محدودیتهایی (تا پیش از این) داشت:
- فرض کنید شما در حال خواندن یک مطلب جالب در مرورگر خود هستید، مثلا به طور اتفاقی پستی از یک وبلاگ نظرتان را به خود جلب کرده باشد و شما دوست داشته باشید که آن پست را با بقیه در گوگل ریدر به اشتراک بگذارید. تا پیش از این تنها راه ممکن این بود که اگر مشترک فید آن وبلاگ نیستید، مشترک فیدش بشوید، دنبال آن مقاله در گوگل ریدر بگردید و بعد آن پست را به اشتراک بگذارید. پیداست که مشترک شدن فید وبلاگی که شما ممکن است تنها از یک مطلب آن خوشتان آمده باشد و اصولا مراحل اشتراک فید، کار چندان خوشایندی نیست و وقتگیر است.
- این را هم در نظر بگیرید که در بسیاری از موارد سایتها، اصولا فیدی ندارند.
برای مثال:
- سایت اکثر روزنامهها و مجله های ایرانی یا فید ندارند و یا فید درست و حسابی و
تماممتن در اختیار خواننده نمی گذارند.
- یوتیوب و سایتهای اشتراک ویدئو فید ندارند.
- یک مقاله جالب ویکیپدیا را چطور باید در گوگل ریدر به اشتراک گذاشت؟
اما حالا به یاری امکانات جدید گوگل ریدر اشتراک هر چیز، در همه جا و همه وقت ممکن شده است، کافی است لینک «Note in Reader» را بوکمارک کنید. برای این کار میتوانید خیلی ساده این لینک را در بوکمارک خودتان «درگ» کنید یا اینکه کلیک راست کنید و گزینه bookmark this link را انتخاب کنید. (در اینترنت اکسپلورر به بوکمارک کردن Add to favorites میگویند.)
بعد از این کار هر وقت در خارج محیط گوگل ریدر بودید و خواستید مطلبی را به اشتراک بگذارید، کافی است به بوکمارک مروگر خود بروید و روی Note in Reader کلیک کنید. صفحهای باز میشود، به این شکل:
- شما میتوانید توضیحات خود را به عنوان مطلب بیفزایید.
- اگر قبل از اینکه روی Note in Reader قسمتی از متن نوشته را انتخاب کرده باشید و
اصطلاحا «های لایت» highlight کرده باشید، به طور خودکار همان عبارات و جملات وارد
قسمت توضیحات میشوند.
- بسته به میل خود میتوانید تیک قسمت Add to shared items
را نگه دارید یا بردارید. اگر تیک را بردارید، نوشته فقط وارد صفحه
Note page شما در گوگل ریدر میشود.
- گذاشتن نظر (کامنت) برای مطالب به اشتراک گذاشته شده: گوکل امکان این کار را فراهم کرده است. از این به بعد هر وقت مطلبی را در گوگل ریدر به اشتراک میگذارید، میتوانید نظر خودتان را هم بنویسید. مثلا بنویسید از کجای مطلب خوشتان آمده یا نظر متفاوت خودتان را بنویسید. (بعضیها! هم میتوانند توجیه کنند که چرا به صورت انبوه مطلب به اشتراک میگذارند.)
برای این کار به جای اینکه به صورت معمول روی Share در زیر هر مطلب کلیک کنید روی Share with note کلیک کنید.
- افکار خودتان را در گوگل ریدر به اشتراک بگذارید!: پس از این دیگر اشتراک در گوگل ریدر منحصر به اشتراک پستها و نوشتهها نیست. هر وقتی مطلبی به ذهنتان رسید، میتوانید مستقیما آن را در خود گوگل ریدر بنویسید و با دیگران به اشتراک بگذارید! کافی است به صفحه Note page بروید.
- افزوده شدن چند استایل به صفحه اشتراکی گوگل ریدر: چند استایل هم به صفحه اشتراکی اضافه شده است.
- همچنین وقتی فیدها را به صورت لیست مرور میکنید اگر مطلبی از فیدهای شما به وسیله دوستان شما به اشترام گذاشته شده باشد، به صورت های لایت شده به نمایش درمیآید.
سخن پایانی: امکانات جدید گوگل ریدر تواناییهای بیشتری به آن میدهند. مخصوصا ویژگی اضافه کردن نظر به مطالب اشتراکی، بسیار جالب است. هم وبلاگنویسها و هم وبلاگخوانها، همیشه شاکی بودند که فید با وجود همه خوبیهایی که دارد باعث کم شدن کامنتها میشود و نویسنده مطلب را از نظرهای خوانندگان فیدی محروم میکند. حالا با این ویژگی میشود انتظار داشت که تعاملات جدیدی بین وبلاگنویسان و وبلاگخوانها را شاهد باشیم.
مطلب مرتبط: انقلاب در گوگل ریدر، هر چیزی را از هر جا به اشتراک بگذارید
پینوشت: ویژگیهای جدید گوگل ریدر معایب عمدهای هم دارند. مثلا:
- یک نفر میتواند به میل خود هنگام اشتراک یک مطلب، قسمتی از پست را که خود صلاح
میداند و یا برداشت خاص خود را اضافه کند و در مواردی ممکن است توضیحات این فرد با
قصد و مراد اصلی نویسنده مطلب، تفاوت بسیار داشته باشد. بنابراین میتوانیم انتظار
داشته باشیم، در روزهای آینده در این زمینه چالشهایی را بیبنیم.
- وقتی چند نفر پستی را به اشتراک میگذارند و در مورد آن نظر خود را مینویسند،
گوگل ریدر هر بار مطلب به اشتراک گذاشته را به صورت جدا و فقط با یکی از نظرات در
قسمت مطالب اشتراکی به نمایش میگذارد. به این ترتیب مطلبی که مثلا 10 بار به
اشتراک گذاشته شده است و 10 نظر در مورد آن نوشته شده، 10 بار به نمایش درمیآید.
پیداست که چنین چیزی اصلا، جالب نیست.
- بعد از اینکه یک کاربر مطلبی را با گذاشتن نظر به اشتراک میگذارد، راهی برای ویرایش یا حذف کردن نظر وجود ندارد، ظاهرا تنها کاری که میتواند بکند این است که مطلب را از اشتراک دربیاورد یا اصطلاحا unshare کند!
با این همه ویژگیهای جدید گوگل ریدر، کاربردهای ثانوی خوبی هم دارند. مثلا وقتی که یک مقاله به زبان انگلیسی را به اشتراک میگذاریم، می توانیم خیلی راحت در چند جمله چکیدهای از مقاله را بنویسیم، تا هر کس به راحتی از دلیل اشتراک و دلیل اشتراک سر دربیاورد.
دوشنبه 16 اردیبهشتماه
شخصیتهای تأثیرگذار جهان از نگاه تایم - قسمت دوم: لانس آرمسترانگ
در مورد لانس آرمسترانگ پیش از این در وبلاگ، پست مفصلی نوشته بودم، او هم یکی دیگر از افرادی است که در لیست 100 شخصیت تأثیرگذار جهان در سال 2008 به انتخاب تایم قرار گرفته است.
مسئولیت نوشتن مقاله مربوط به آرمسترانگ را در مجله تایم، «الیزابت ادوارد» بر عهده داشته است، نویسندهای که مادر 4 فرزند است و مبتلا به سرطان است. وی در مورد آمرسترانگ مینویسد(نقل به مضمون):
هیچ کسی مثل او نیست و شاید در آینده هم هیچ کسی مثل او پیدا نشود. بهترین دوچرخهسوار تاریخ، «تور دو فرانس» را هفت بار از سال 99 تا 2005 برده است. ولی قبل از اینکه موفق به انجام چنین چنین کاری شود، مجبور بود پیروزی شخصی مهمتری کسب کند و آن غلبه بر سرطان بود. در سال 96 تشخیص داد که آرمسترانگ مبتلا به سرطان بیضه شده است، سرطانی که به شکم، مغز و ریههای او گسترش پیدا کرده بود. پزشکان امید چندانی به بهبود او نداشتند، ولی ناامیدی مفهومی برای آرمسترانگ نداشت.
او توانست بهبود پیدا کند و بعد از بهبودی، بنیاد آرمسترانگ را تأسیس کرد و حلقههای زردرنگ پلاستیکی را مبدل به بیانه مقاومت و سرسختی در تمام کره خاکی کرد. بنیاد او اشخاصی را مبتلا به سرطان شدهاند تشویق به زندگی میکند، از پژوهشهای مربوط به سرطان حمایت میکند و جامعه بیماران سرطانی را ترغیب میکند که از یکدیگر حمایت کنند و به کمک هم توانمندتر شوند، توانمندتر از آنچه هر کدام از آنها به تنهایی میتوانند باشند.
شخصیتهای تأثیرگذار جهان از نگاه تایم - قسمت اول: اسکار پیستوریوس
در سال 1999، مجله تایم در ویژهنامهای 100 فرد تأثیرگذار قرن بیستم را انتخاب کرد. مسئولان این مجله از سال 2004 تصمیم گرفتند که به طور سالانه این کار را ادامه دهند و اشخاص تأثیرگذار هر سال را برگزینند. آنها تأکید کردهاند که همه افرادی که در لیست صدنفره آنها قرار میگیرد به جهت تأثیر مثبت انتخاب نمیشوند، بلکه در مواردی افرادی که با اعمال منفی خود، جهان را به عقب بردهاند هم در لیست قرار میگیرند.
اپرا وینفری Oprah Winfrey، مجری مشهور برنامههای تلویزیونی آمریکایی و اجرا کننده یک «تاک شو»ی بارها تحسینشده، 6 بار در لیست تایم قرار گرفته و از این حیث رکورددار است، پس از او جورج بوش، هیلاری کلینتون، کوندیلوزا رایس، هو جینتائو، استیو جابز و بیل گیتس قرار دارند که 4 بار توسط کارشناسان تایم، انتخاب شدهاند و در لیست قرار گرفتهاند.
سعی میکنم در این پست و پستهای بعدی، مختصری در مورد برخی از افراد لیست صد نفره تایم در سال 2008 و دلیل انتخابشان بنویسم.

اسکار پیستوریوس Oscar Pistorius: اسکار پیستوریوس، دونده 21 ساله معلول اهل آفریقای جنوبی یکی از کسانی است که در لیست صد نفره تایم قرار گرفته است. او دچار «فقدان مادرزادی استخوان نازکنی» بود، در این بیماری نوزاد به جای استخوان فیبولا فقط باندهای فیبری دارد. همین بیماری باعث شد که پاهای او در یک سالگی قطع شوند.
اما او با پاهای مصنوعی کربنی و البته سعی و تلاش بیمانندش، آنقدر خوب میدوید و نتیجه میگرفت که رکوردهایش روز به روز به رکورد افراد سالم نزدیکتر میشد، تا جایی که تصمیم به شرکت در مسابقات انتخابی مقدماتی المپیک پکن و رقابت با افراد سالم را گرفت، اما مسئولان فدراسیون بینالمللی ورزشکاران IAAF شرکت او را با پاهای مصنوعی غیرمنصفانه ارزیابی کردند و اظهار نظر کردند که او با این پاها بر ورزشکاران سالم، برتری پیدا میکند.

بعضی از ماها در همان زمان تولد یا به علت حوادثی دیگر، برتریها بر دیگران پیدا میکنیم و این برتریها به مانند هدیههایی هستند که به ما داده میشوند. اما تنها سعی و تلاش، ساعتهای متوالی تمرین، میل به پیروزی و بهترین شدن هستند که به این برتریها معنی میدهند و در حقیقت روح اصلی رقابت و قهرمانی در همینها مستتر است. پیستوریوس توانسته ناتوانی و معلولیت خود را به نقطه قوت و برتری خود تبدیل کند.
یکشنبه 15 اردیبهشتماه
مروز بر «ابربازی» این روزها: Grand Theft Auto IV
بازی Grand Theft Auto IV که به صورت اختصاری به آن GTA IV یا GTA 4 هم گفته میشود، این روزها مبدل به بازی خبرسازی شده است و توجه منتقدان را به خود جلب کرده است.
این ویدئوگیم حادثهای ساخته شرکت Rockstar North است و نهمین بازی در سری بازیهای Grand Theft Auto و نخستین بازی نسل چهارم این سری از بازیهاست.
چند روزی بیشتر از عرضه جهانی این بازی برای پلیاستیشن 3 و ایکس باکس 360 نمیگذرد، در نخستین روز فروش در بریتانیا 609 هزار کپی از این بازی به فروش رسید و به این ترتیب این بازی توانست رکورد فروش روز نخست را در بریتانیا جابجا کند.
حوادث بازی در یک شهر تخیلی به نام شهر آزاد Liberty City رخ میدهند، البته این شهر تخیلی بر اساس شهر نیویورک طراحی شده و به صورت دیجیتالی بنا شده است. شهر آزاد محلههایی دارد که کاملا بر اساس محلههای نیویورک مثل بروکلین و دوکس ساخته شدهاند.
شخصیت اصلی GTA 4، کاراکتری به نام نیکو بلیچ Niko
Bellic است، او یک کهنهسرباز صرب است که در جنگ بوسنی شرکت داشته و جرایمی مثل قتل و
قاچاق انسان مرتکب شده است، او قصد دارد با ورود به شهر آزاد، زندگی جدیدی را شروع
کند، او هم مثل همه آمریکاییها در این سرزمین به دنیال «رؤیای آمریکایی» است.
ترغیبکننده اصلی مهاجرت نیکو به نیویورک پسرعموی او -رومن- است، او در ایمیلهایی
که به نیکو زده بود، به دروغ نوشته است که زندگی توأم با رفاه زیاد در آمریکا پیدا
کرده است.
در عین حال بعد از مدتی معلوم میشود که هدف دیگری که نیکو در
امریکا دارد این است که شخص خیانتکننده به گروهی از سربازان صرب را پیدا کند.
150 برنامهنویس بازی، تهیه GTA 4 را به عهده داشتند، این گروه 150 نفره اکثرا همان هسته مرکزی تیمی بودند که GTA 3 را ساخته بودند. «دان هوزر» -مؤسس شرکت راک استار- داستان GTA 4 را نوشته است. اعضای گروه سازنده GTA 4 برای اینکه بتوانند تصور بهتری از شهر آزاد داشته باشند، دو سفر به شهر مدل یعنی نیویورک انجام دادند، یکی از این سفرها در شروع کار انجام شد و سفر دیگر در طی مراحل ساخت بازی به انجام رسید، در عین حال یک تیم تحقیقی مستقر در نیویورک در همه وقت اطلاعاتی مثلا در مورد طرحهای ترافیکی شهر نیویورک را به تیم اصلی میداد.
به یاری موتورهای بازی RAGE و Euphoria، این بازی به هیچ عنوان حالت یک انیمیشن از پیشنوشته شده را ندارد و حرکات بازیگران در آن واقعگراست.
هسته اصلی بازی GTA 4 شبیه نسخههای قبلی آن است: یک بازی سوم شخص که در آن کاربر باید کاراکتری را به حرکت درآورد و او را وادار به تیراندازی و رانندگی در شهری شلوغ کند. بازی روال خطی ندارد و در آن بازیکننده می تواند تصمیم بگیرد که از چه طریقی به هدف خود برسد، البته برای رسیدن از مرحلهای به مرحله دیگر حتما باید بازیکننده مأموریتهای خاصی را به پایان رسانده باشد.
اما فقط وجه دیداری این بازی نیست که نظرها را به خود جلب میکند، در ساندترک این بازی 200 ترانه متعلق به دهههای مختلف گنجانده شده است و در آن میتوان ترانههایی مثلا از آر کلی، التون جان، گروه آر ای ام و یا مثلا بری وایت را شنید. اگر بازی را تهیه کردید، هر وقت سوار اتوموبیل شدید، رادیو را روشن کنید، یکی از 18 ایستگاه رادیوی شهر آزاد را انتخاب کنید و شروع کنید به گوش کردن موسیقی! جالب اینجاست که حتی در انتخاب مجریهای رادیو هم دقت فراوانی شده است و از افراد اکثرا مشهوری استفاده شده است.
شخصیت پردازی و انسانشناسی خلاقانه
بازی GTA 4 تصویر دقیقی از وضعیت جوامع در شهرهای مدرن
امروز در جلوی چشم علاقمندان بازی قرار میدهد، خصوصیات رؤیای آمریکایی را
میتوان به وضوح در صحنه صحنه بازی دید و لمس کرد.
نیویورک تایمز مینویسد که ستاره اصلی این بازی خود شهر است، شهر تخیلی این بازی، ظاهر و صدایی مثل نیویورک دارد و حس و حال در نیویورک بودن را به بازیکننده منتقل میکند و حتی میتوان بوی شهر را هم از ورای آن احساس کرد!
کاراکترهای بازی با دقت طراحی شدهاند، بعضیها دوستداشتنی هستند و بعضیها پست و زبون هستند، دلهدزدها، قاچاقچیها، اعضای خانوادههای ایتالیایی و ایرلندی، گنگسترهای روسی، افسرهای پلیس رشوهگیر همه و همه در این بازی حضور دارند.
GTA 4 و منتقدین
یک مطلب جالب دیگر این است که تا قبل از اینکه بازی راهی بازار شود، شرکت
راکاستار، کپیهای آن برای هیچ یک از مجله های بازی و یا منتقدین نفرستاد، کسانی
که مابل بودند بازی را ارزیابی و نقد کنند، مجبور بودند در دفاتر شرکت راکاستار یا
هتلهای تحت حفاظت! بازی را تست کنند.
نمراتی که این بازی از سوی وبسایتها و مجلات تخصصی بازی کسب کرده، مایه تعجب و نشاندهنده کیفیت بازی است، Official Xbox Magazine، IGN ، GameSpot، PlayStation Official Magazine به این بازی نمره 10 از 10 دادهاند، نیویورک تایمز به آن نمره 5 از پنج داده است و دیلی استار آن را ستوده است!
با توجه به نمره 99 از 100ی که این بازی در سایت متاکریتیک به دست آورده است، نباید در استقبال خوب منتقدین از آن شک کرد.
GTA 4 و جابجا کردن رکوردها
تخمین زده میشود 9.5 میلیون نسخه از این بازی که قیمت
هر نسخه آن 60 دلار است، در هفته اول به
فروش برسد و درآمدی به میزان 466 میلیون دلار برای راکاستار به همراه بیاورد.
پیشبینیهای دیگر حاکی از آن هستند که تا پایان سال 2008، میزان فروش 11 تا 13
میلیون کپی برسد که در این صورت این بازی به تنهایی 3.2 درصد از کل فروش بازار
نرمافزار آمریکا و اروپا را به خود اختصاص خواهد داد!
GTA 4 و آرای مخالف
به خاطر صحنههای خشونتآمیز و نامناسبی که در این بازی وجود دارد، بعضی از افراد
تلاشهایی را برای ممنوعیت فروش آن به کودکان انجام دادهاند. در عین حال مقامات
شهر نیویورک که شهر آزاد این بازی با الهام از آن ساخته شده است، معتقدند فیلم به
صورت درستی جرم و جنایتهای این شهر را به تصویر نمیکشد. یک گروه از مادران هم که
فعالیتهایی برای مبارزه با رانندگی حین مستی انجام میدهد، شکایت کردهاند که این
بازی صحنههایی نامناسب از این حیث دارد و خواستار درجهبندی سفت و سختتری برای
این بازی شدهاند.
در عین حال تنها ساعاتی بعد از آغاز فروش بازی، بعضی از کسانی که با پلیاستیشن و ایکس باکس بازی را شروع کردند، شکایتهایی را در وبلاگهایشان منعکس کردند مبنی بر اینکه بازی در همان مراحل اولیه مشکلات تکنیکی دارد که باعث اصطلاحا «فریز» شدن سیستم میشود.
منابع: نیویورک تایمز، متاکریتیک، ویکیپدیا
سؤالی بیپاسخ در سریال شهریار: بیماری لاله و عزیزه چه بود؟!
سؤالی که بار دیگر بعد از تماشای یکی دیگر از قسمتهای سریال شهریار ذهنها را به خود مشغول میکند این است که بیماری «عزیزه» -همسر شهریار- چه بود؟ با توجه به صحنههای نشان داده شده، بیماری، بیماری بدخیمی بود که با faint (غش) بیمار همراه بود و با توجه به معاینه مختصر پزشک در سریال، منشأ آن در شکم بیمار بوده است!
از سوی دیگر شهریار در دیالوگی میگوید که «عزیزه» دچار همان بیماری شده که «لاله» به آن مبتلا بوده و به علت آن درگذشته است. لاله با بازیگری الهام حمیدی، دختری بود که در جوانی و زمان دانشجویی شهریار به او عشق یک طرفهای داشت و مرگ ناگهانی او شهریار را بسیار متأثر کرد.
در قسمتی از سریال شهریار که مرگ «لاله» نشان داده شد، آشکارا پیدا بود که سریال مورد «تعدیل» قرار گرفته است، لاله هم به طور ناگهانی یک حمله غش داشت.

به درستی معلوم نیست که علت این پردهپوشی و شرم و حیای بیمورد در سریال ایرانی شهریار چیست، برای سریالها و فیلمها می توانند کارکردی جانبی هم قائل بود، افزایش معلومات مخاطبان عام در حوزه بهداشت و سلامت یکی از این کارکردهای اجتماعی است. متأسفانه سنت عدم تحقیق، جزئینگریها و پردهپوشیها در این قسمت مثل سابق ادامه دارد.
مروری بر فیلمهای هالیوود که فیلمهایش را غالبا «گیشهای» و «تجاری» تصور میکنیم، نشان میدهد که هر سال فیلمهای بیشتری که اشاره مستقیم و یا غیثر مستقیم به امورات پزشکی دارند، ساخته میشوند و غالبا مراحل تحقیق، فیلمنامهنویسی و ایفای نقش در آنها چنان با دقت صورت میگیرد که حتی یک پزشک با دیدن آنها نگرش جدیدی نسبت به بیماریها پیدا میکند، میتواند از زاویه دید بیمار به بیماری نگاه کند، در عین حال هر بیننده این فیلمها میتواند با عوامل خطر بیماریها، نشانههای ابتدایی بیماری، سیر پیشرفت و راههای تشخیصی آنها آشنا شود.
فرقی نمیکند که بیماری این دو زن در سریال شهریار چه بوده است: سرطان سینه، تخمدان، دهانه رحم، لنفوم و یا احیانا بیماری وخیم قلبی عروقی، اشاره سریع به این بیماریها، کنجکاو کردن بینندگان تلویزیونی و گذشتن توأم با هراس و یا احیانا جرح و تعدیل از بیماری آنها، یا ناشی از مراحل تحقیق ضعیف عوامل سریال بوده است یا ناشی از چیزی که نمیتوان آن را شرم و آزرم نامید!
مطالب مرتبط:
نرگس ، سریالی برای تحمیق خلق
از آتوسا تا اوریانا فالاچی : سرطان سینه در گذر تاریخ
سیپیآر به سبک ایرانی
جنجال فیلم Awake
اسکار و پزشکی - بررسی فیلم «اتاقک غواصی و پروانه»
شنبه 14 اردیبهشتماه
چه کسی را در توییترم «فالو» کنم؟!
اگر از کاربران توییتر هستید و یکی از دغدغههایتان این است که لیست کسانی که توییتهایشان را دنبال میکنید یا اصطلاحا follow میکنید، کامل باشد، یک راهش این است که در لیست فالوهای دوستانتان بگردید. بدیهی است که انجام این کار در فواصل زمانی مرتب، خیلی دشوار و وقتگیر است.
سایت Who should I follow، به صورت خودکار کسانی را که در توییتر محبوبیت زیادی دارند و در لیست دوستانتان هستند، اما شما از فالو کردن آنها، غافل ماندهاید، پیدا میکند و به شما برای فالو شدن، پیشنهاد میکند.
در تستی که من کردم، 4 نفر را برای فالو کردن پیدا کردم. شما هم تست کنید!
پنجشنبه 12 اردیبهشتماه
راههای رسیدن به خوراک بسیار است
خوب امروز روز جهانی خوراک است و گرچه حسابی سرما خوردهام و مجبورم جسارتا بعد از تایپ هر چند کلمه یک بار سراغی از دستمال کاغذی بگیرم، ولی این دلیل نمیشود از خوراک (فید سابق) ننویسم!
عرض شود که گرچه آمار جهانی نشان میدهد که هنوز خیلیها خوشخوراک نیستند و گرچه تا صحبت از خوراک میکنیم، خیلیها تصور برنامههای پیچیده در ذهنشان متبادر میشود، ولی وضعیت خوراک دوستی کاربران ایرانی خیلی بهتر از دو سه سال پیش شده است.
اگر امروز میبینید که خیلی از وبلاگنویسها به سرعت در جریان اخبار مهم سیاسی و اجتماعی و آیتی قرار میگیرند، همهاش به یاری همین خوراک است!
من از همان نخستین روزهایی که با مفهم فید آشنا شدم، عاشق قابلیتها آن و تواناییهایی شدم که این فید میتواند در اختیار هر وبلاگنویسی قرار بدهد. پس با سواد اندک خودم به سرعت شروع کردم به نوشتن یک سری مقاله سریالی در مورد فید!
اولین پست من در مورد خوراک در تاریخ 14 خرداد سال 1384 نوشته شد، در این مقاله در مورد مفهوم فید نوشته بودم، به فاصله یکی دو روز کمکم متوجه شدم که فیدها فرصتی تازه برای کاربران فراهم میآورند و بعد از آن انبوه مقالات آغشته به خوراک من شروع شد!
یادش به خیر! آن موقع که هنوز خبری از گوگل ریدر نبود، یک سری برنامه دسکتاپ خوراکخوان بود و یک سرویس اینترنتی به نام بلاگلاینز.
تلاش چندین وبلاگنویس برای جا افتادن خوراک! ادامه داشت، راه افتادن سایت «دو در دوي در این میان شاید یک تحول بود، چون به خوبی و آشکاری نشان میداد که هر کاربر با استفاده از خوراک میتواند همان کاری را کند که دو در دو میکند، منتها به صورت شخصیشده و بهتر.
روز جمعه 11 آذر سال 84، نقطه عطفی برای فید بود، چون گوگل سرویس گوگل ریدر را راه انداخت و تحولی در خوراکخوانی کاربران دنیا به وجود آورد، یادم میآید همان صبحی که خبر را خواندم آنقدر ذوقزده شدم که بلافاصله در موردش نوشتم و در بلاگ نیوز به نوشته خودم لینک دادم تا اولین وبلاگنویس ایرانی باشم که از گوگل ریدر مینویسد!!
راههای رسیدن به خوراک بسیار است، باور کنید!
شما میتوانید به عنوان یک وبلاگنویس با نوشتن یک مطلب و لینک دادن به سایت روز جهانی فید یا خوراک یا به قول نیما اکبرپور عزیز -خبرمایه- فید را فراگیرتر کنید و این روز را گرامی بدارید.
بسیار خوشحال میشوم که شما هم به جمع مشترکین فیدی من بپیوندید: لینک فید وبلاگ من.
ای بیخبر! بکوش که صاحب خبر شوی!
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
