چگونه مادری به کمک اینترنت، بیماری دختر ۱۳ ساله‌اش را تشخیص داد!

این عنوان خبری بود که در اینجا خواندم. وقتی خبر را خواندید، ممکن است مادری را تصور کنید که ناگهان فکر بکر جستجوی اینترنتی به سرش می‌زند و به جادوگری به نام گوگل متوسل می‌شود و ناگهان مسئله‌آموز صد مدرس می‌شود! اما باید با دقت بیشتری در مورد این خبر فکر کرد و به نتایج ژرف‌تری رسید.

خلاصه خبر: بیماری‌ای که باعث شد بوده یک دختربچه، به مدت شش ماه زمین‌گیر شود، فقط موقعی تشخیص داده شد که مادرش در اینترنت علایم او را جستجو کرد.

دانیل فیشر ۱۳ ساله، ماه اکتبر بیمارشد ولی پزشکان نتوانستند بیماری مرموز او را تشخیص بدهند. این دختر علایمی شبیه بیماری مننژیت (التهاب پرده های مغزی) داشت، علایم ابتدایی او سردرد شدید و خستگی بود. دومینیک، مادر ۳۵ ساله این دختر بعد از بیمار شدن این دختر او را نزد پزشکان برد.

طی چند ماه بعد علایم دانیل بدتر شد، چشم‌هایش به شدت به نور حساس شد و دچار سرگیجه و تنگی نفس شد. دانیل که اهل وایتفیلد منچستر است، طی این مدت دخترش را نزد پزشکان مختلفی برد و به بیمارستان‌های زیادی مراجعه کرد. تشخیص‌ها، متفاوت بودند: مننژیت، عفونت با ویروس اپشتین بار، تومور و حتی اختلال روانپزشکی. دانیل چند بار هم برای بررسی‌های تشخیص در بیمارستان بستری شد ولی هیچ یک از تشخیص‌های اولیه، تأیید نمی‌شدند.

دومینیک خسته از وضعیت دخترش و تشخیص‌ها نادرست، سرانجام فکری به سرش زد و تصمیم گرفت، علایم دخترش را در اینترنت جستجو کند. او در اینترنت به دنبال تشخیص‌های احتمالی علایم اصلی بیماری دخترش یعنی، سرگیجه شدید، ناتوانی در راه رفتن، درد عضلانی و مفاصل جستجو کرد، یکی از تشخیص‌ها، بیماری‌ای بود که به وسیله کنه انتقال پیدا می‌کند، کنه انگل کوچکی است که خون میزبانانش را می‌مکد و معمولا از حیوانات تغذیه می‌کند.

نام این بیماری، لایم Lyme است، بیماری‌ای که اختلاف نظراتی بر سر شیوه درمانی آن وجود دارد. دومینیک علایم دخترش را با علایم بیماری لایم، مطابقت داد و به این نتیجه رسید که بیماری لایم همه علایم دخترش را توجیه می‌کند. او سپس دخترش را نزد پروفسوری در نیوکاسل برد، و در آنجا تشخیص داده شد که دختر واقعا مبتلا به لایم است.

ظرف دهه گدشته میزان بروز بیماری لایم در انگلیس، پنج برابر شده است.

مختصری در مورد بیمار لایم: عامل بیماری لایم، باکتری‌ای به نام بورلیا است. در نیمکره شمالی، لایم شایع‌ترین بیماری انتقال‌یابنده به وسیله کنه است. لایم به وسیله گزش کنه‌های آلوده به انسان انتقال پیدا می‌کند.

دوره کمون بیماری یک تا دو هفته است. اما می‌تواند کوتاه‌تر یا بلندتر هم باشد. برای بیماری لایم سه محله بالینی در نظر گرفته می‌شود. البته همه بیماران لزوما همه این علایم را بروز نمی‌دهند.

در مرحله ابتدایی بیماری، در محل گزش یک ضایعه پوستی قرمزرنگ خاص به نام erythema chronicum migrans بروز پیدا می‌کند. بیمار ممکن است به طور همزمان علایمی مثل سردرد، درد عضلانی و تب و لرز را داشته باشد.

Bullseye_Lyme_Disease_Rash.jpg

علایم مرحله دوم بیماری شامل ضعف عضلانی، فلج عضلات صورت، سردرد شدید و سرگیجه هستند. این علایم ظرف چند روز تا چند هفته بعد از ابتلا به عفونت رخ می‌دهند.

مرحله سوم بیماری، در صورتی رخ می دهد که بیماری در مراحل قبلی درمان نشده باشد و ظرف چند ماه بروز پیدا می‌کنند. در این مرحله اعضای متعددی در بدن می‌توانند درگیر شوند: مغز، عضلات، چشم‌ها، اعصاب و قلب. دردهای شدید، بلوک قلبی، اختلال بینایی و بی‌حسی دست ها و پاها و سرگیجه از جمله علایم محتمل این مرحله هستند.

تشخیص بیماری با تکیه بر علایم بالینی و همچنین تست‌های سرولوژیکی مثل الایزا و وسترن بلات  و یا PCR ‌میسر می‌شود.

به کمک آنتی‌بیوتیک‌های مناسب می توان این بیماری را درمان کرد، در مرحله سوم بیماری باید از آنتی‌بیوتیک‌هایی استفاده شود که توان عبور از سد خونی مغزی را داشته باشند.

تفسیر خبر: بعد از خواندن خبر من خودم را هم جای پزشکانی گذاشته که بیماری با این علایم را نزدش می‌برند و هم جای مادر کودک!

نگاه از زاویه بیماران و خانواده آنها: فرض کنید با مادری روبرو هستیم که آشنایی خوبی با جستجو در اینترنت دارد و انگلیسی زبان است و می‌خواهد علایم دخترش را جستجو کند. راستش من با جستجوی علایم عمده کودک در گوگل به بیماری لایم نرسیدم. مثلا مادر با جستجوی vertigo، headache، arthritis یا چند سری ترکیب دیگر از علایم در گوگل، نمی‌توانسته بیماری منطبق با بیماری دخترش پیدا کند.

فکر دیگری که کردم این بود که این مادر بعد از جستجوی اولیه در اینترنت که به احتمال زیاد او را به نتیجه‌ای نرسانده، سعی کرده روی علامت عمده کودک یعنی سرگیجه تمرکز کند.

به طور حتم این مادر در جستجوی خود بسیار ساعی بوده است و کلیه مباحث مربوط به سرگیجه را خوانده و در آنها تأمل کرده است. مثلا فهمیده که سرگیجه حقیقی دو دسته محیطی و مرکزی دارد و بعد در ضمن مطالعه تشخیص‌های افتراقی سرگیجه مرکزی که با علایم دخترش جور بودند، در متون پزشکی به بیماری لایم رسیده است. بعد از آن ناگهان علایم ابتدایی دخترش یادش آمده و همه چیز را منطبق با این بیماری یافته است.

همه اینها نتیجه ساعت‌ها جستجو و مطالعه مادر کودک بوده است.

اما در مورد استفاده‌ای که بیماران و اعضای خانواده بیماران از اینترنت می‌توانند بکنند، حرف و حدیث بسیار است. اگر تشخیص یک بیمار مشخص باشد، منابع انگلیسی بسیار خوبی و نامحدودی برای مطالعه وجود دارند، اما سؤال اصلی این است که آیا جستجوی اینترنتی با فرض اینکه یک کاربر آشنا به ترفندهای جستجو باشد و همچنین زبان انگلیسی را به خوبی بداند، می‌تواند در همه حال مفید باشد؟

vk5laptop.jpg

– موضوع اصلی این است که کدام علایم را باید به خورد موتور جستجو داد. تشخیص علایم و نشانه‌های اصلی و برجسته کار هر کسی نیست. به علاوه هر چقدر علایم و نشانه‌ها را بیشتر با زبان تخصصی پزشکی وارد کنیم، به سایت‌های معتبرتری وارد می‌شویم.

– بعضی از بیماری‌ها، علایم پراکنده‌ای در بدن دارند و بعضی‌هایشان مثل همین بیماری لایم، مراحل مختلفی دارند، چنین چیزی جستجو را بسیار دشوارتر می‌کند.

– همواره خطر بدفهمی وجود دارد. در حقیقت خواندن متون پزشکی بدون آشنایی قبلی با اصطلاحات پزشکی و کار عملی پزشکی، بسیار دشوار است. این خطر وجود دارد که این بدفهمی‌های احتمالی موجب وارد شدن خدشه به ارتباط دو طرف پزشک – بیمار شوند.

– یک موضوع مهم دیگر چگونه برخورد یک پزشک با بیماری است که مستقلا مطالعه کرده و به نتایج متفاوتی رسیده است. پزشک می‌تواند بسیار آسان بیمار را به خاطر عدم اعتماد و دخالت در کار تخصصی‌اش سرزنش کند. اما او راه دیگری هم دارد: او می تواند به بیمار اطمینان دهد که خودش با جستجو در اینترنت آشنا است و متوجه اهمیت این فناوری است و در مواردی شخصا از آن استفاده کند و در مورد بیماری بیمارش از همه راه‌های تشخیصی استاندارد و مناسب استفاده می‌کند.

female_doc_laptop_standing_patient_hemera_1655h0114.jpg

نگاه از زاویه دید یک پزشک: خطر تشخیص ندادن یک بیماری یا miss ‌کردن یک بیمار همواره برای هر پزشکی وجود دارد. در مورد این خبر خاص دلایل مختلفی را برای عدم موفقیت پزشکان در تشخیص می‌توان متصور شد:

– ماهیت بیماری: تشخیص لایم اصلا ساده نیست. بیمار احتمالا همه علایم کلاسیک را بروز نداده است، مثلا راش پوستی مشخص بیماری را نداشته است. از طرف دیگر توالی بروز علایم ممکن است پزشکان را به اشتباه انداخته باشد.
– دست به دست شدن بیمار: این یکی به نظر من فاکتور خیلی مهمی است. راستش در مورد بسیاری از بیماری‌ها راه های تشخیصی استانداردی وجود دارند. گرچه مهارت و تجربه تشخیصی بسیار مهم است، اما متون پزشکی پر هستند از الگوریتم‌های استاندارد تشخیصی. مثلا پیروی از الگوریتم تشخیصی که شما می‌توانید در این صفحه در سایت پزشکان خانواده آمریکا بخوانید، در موارد زیادی منجر به تشخیص علت سرگیجه و درمان آن می‌شود.
دست به دست شدن بیمار و صبور نبودن بیمار و خانواده آنها، در موارد زیادی نتیجه معکوس به بار می‌آورند.
– شرح حال نادرست: بیماران در موارد زیادی از تشخیص به شرح حال می‌رسند، گرچه پزشکان سعی می‌کنند، روند شرح حال را به مسیر درست برگردانند، اما گاهی شرح‌حال‌ها بیشتر گمراه‌کننده هستند تا یاری‌رسان. برجسته‌سازی یک علامت یا بیماری زمینه‌ای قبلی، بازگو نکردن یک علامت به صورت سهوی یا گاه عامدانه، بی‌اهمیت دانستن یا نامربوط بودن بعضی از سؤالات پزشکان و بسیاری از موارد دیگر، باعث کم اعتباری شرح‌حال می‌شوند.
استفاده صرف از ابزاری تشخیصی گران‌قیمت هیچگاه نمی‌تواند جای شرح‌حال درست و معاینه را بگیرد.
و البته خطای پزشکان!

قبلی «
بعدی »

نظرات

  1. سلام. خیلی جالب بود معلومه مادر دختر خیلی تلاش کرده.

  2. خیلی زیبا بود
    ما و خانواده یکی از دوستان برای تشخیص هوجکین مدتها همین مسئله عدم آشنایی با علائم رو داشتیم و فقط خدا بهمون رحم کرد که کار از کار نگذشته بود ( مال خواهرم که ریه ها رو درگیر کرده بود خیلی خیلی دیر تشخیص داده شد)

  3. درود
    یک سوال آماتوری: آیا در کار تشخیص بیماری ها از بانکهای اطلاعاتی یا احتمالاً روشهایی کمی هوشمند برای جستجو در وب استفاده میشه؟
    یه نکته درمورد بیماری Lyme-Borreliose معمولاً در آلمان و اتریش در مطب دکترها پوسترهایی همراه عکسهایی مشابه همین عکس بالا وجود داره وکترها هم هر بهار تو رادیو و تی وی در موردش توضیح میدن. خلاصه اکثر المانی زبانها علایم بیماری رومیشناسن.
    پاسخ: یک سری سایت چک علایم بیماری وجود داره، سایت webmd را ببینید.

  4. سلام
    شما از google health استفاده کردید؟
    این مادر میتونست یک سری بزنه و مشاوره کنه

  5. Dear Doctor Majidi,

    Also there was a chance for the mom to talk with Dr House MD .

    Have you watched that :
    http://en.wikipedia.org/wiki/House_(TV_series)
    or
    http://www.imdb.com/title/tt0412142/

    Though it would be really tough facing these kind of diseases .

  6. با سلام به آقای دکتر عزیز
    نگاه علمی و دید خردگرایانه شما به این خبر(تشخیص بیماری توسط مادر ازطریق اینترنت)برایم جالب بود.انتشار خبرهایی از این نوع برای کسانی که ذهنی هیجانی و غیرمنطقی دارند جالب هستند و به ویژه برای مجلات و روزنامه ها ی غیرعلمی.

  7. ‎اگه ایران بود نمیتونست!
    اولاً که همه سایتا براش فیلتر بودن!
    تازه، مادری که اینترنت بره و بلد باشه پشتش ۱۰۰۰ تا حرف در میاد خود به خود!
    زن حاج اقا که نمیفهمه اینترنت به چه دردی میخوره. فقط بلده غیبت کنه!

    😀

  8. سلام. مطلب جالبی بود .

    ممنون از زحماتتون

  9. سلام دکتر – نویسنده محترم سایت یک پزشک
    خبر جالبی بود و اگرچه هیجان انگیز و رویا پرور هم هست اما برخلاف نظر رویه گرایانه جناب برزکار که آنرا خوراک ذهن های هیجانی و غیرمنطقی و مجلات غیرعلمی می دانند به تجربه شخصی می دانم که اینکار عملی و امکان پذیر است.
    البته روشن است که بدون مطالعه کافی و داشتن حداقل هایی از مهارت در جستجوی اینترنتی و آشنایی با زبان های زنده علمی توفیق چندانی حاصل نخواهد شد.
    اما مهارت ها انچنان تخصصی و دست نیافتنی هم نیستند که مردم را از یافتن و بدست آوردنشان ناامید بشود کرد.
    اما نکته اساسی بنظر بنده هم مساله تشخیص است و گرنه یافتن توضیحات برای بیماری مشخص در اینترنت ساده است.
    از نگاه من اهمیت و جذابیت این خبر و انتشار آن در اینست که جرقه آغازی می تواند بود جهت تمهید و فراهم سازی و در دسترس سازی سامانه های الکترونیکی بر اساس فناوری اینترنت (در ایران) برای خانواده ها تا بتوانند به سرعت و سهولت علایم و عوارض خود را به یک پزشک یا تیم پزشکی آنلاین (یک سامانه حداقلی) ارایه کنند و درصورت امکان با ارسال عکس، تصویر مدارک و … از امکان تشخیص سریع، کمکهای اولیه مورد نیاز، چاره اندیشی های درمانی، ایزولاسیون، پیشگیری و … و دریافت نشانی و شماره تماس برای مراجعه به متخصصان مرتبط بهره مند شوند. شبیه یک اورژانس آنلاین یا اینترنتی.
    راهکار دیگر ایجاد و فراهم آوری یک پایگاه داده عظیم و پیشرفته برای مراجعه عمومی (هم بصورت اینترنتی و هم بصورت یک مکان فیزیکی با امکانات دسترسی به فناوری و جستجوی آنلاین) و جستجوی علایم و بیماری ها و نرم افزارهای هوشمندی که بتوانند فهرست قابل اعتمادی از بیماری ها و علت ها را و نیز متخصصان مرتبط و در صورت لزوم مقالات و متون علمی مربوطه را ارایه کند.
    از سوی دیگر وجود یک رایانه ساده و استفاده از یک نرم افزار پایگاه داده ساده تر اینچنینی در مطب پزشکان خالی از فایده نخواهد بود.
    البته با وجود برخی پزشکان که گهگاه برخرود می کنیم که حتی حوصله شنیدن شرح حال و معاینه دقیق و جامع بیمار را هم ندارند این ها بنظر انتظارات فوق تصوری می آیند.
    خود من در تهرانسر و یک مورد در شمال کشور (نور) و چند مورد در خانه های بهداشت روستاها و شهرهای کوچک با پزشکانی مواجه شدم که بدون گرفتن هیچگونه شرح حال و معاینه دقیق شروع به نوشتن نسخه کردند و من با ناراحتی مطب را ترک کردم.
    و یک بار پزشک خانم که گویا بسیار مومنه بودند و مراقب بودند برای معاینه درد قفسه سینه و اسپاسم گوارشی انگشتان دست شان پوسن نامحرم بنده را لمس نکند …!
    خوشبختانه این موارد زیاد نیست و امیدوارم کمتر شاهد اینگونه مسایل باشیم.

  10. من در ایران زندگی میکنم و زبان انگلیسی ام هم نسبتاً خوبه.
    معمولاً برای هر کاری توی اینترنت جستجو میکنم و بعد اقدام میکنم؛ اما چیزی که این چند وقته برام اتفاق افتاده این بوده که به نظر میرسه دکترها وقتی ازشون میپرسی که من در اینترنت و فلان سایت این چیزها را در مورد شرایط خودم خوندم ؛ اغلب قضیه را شخصی برداشت میکنن و فکر میکنن شما به عنوان مراجع قصد تخریب شخصیت ایشان را داشتی.
    البته فکر کنم نسل آینده خیلی خوب با این قضیه کنار بیان ؛ چرا که از قبل هم گفتند : همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاییده نشده اند.(از بزرگمهر)

  11. با سلام و تشکر از اطلاع رسانی شما , من و خواهرم هم بیماری مادرم را در اینترنت جستجو کردیم و بعد از ۱ سال و ۳ ماه دربدر بودن در مطب ها و بیمارستان با بیماری لایم آشنا شدیم . دکترها تشخیص بیماری مادرم را ALS داده بودند و به راحتی به ما گفتند که او رفتنی است و تا نهایتا ۲ سال دیگر پیش شماست. اما به لطف خدا ما ناامید نشدیم و خودمان به دنبال علایم بیماری رفتیم و نتیجه گرفتیم. و خوشبختانه جناب آقای دکتر صادقیان (روماتولوژیست) حرف های ما را جدی گرفتند و بعد از تحقیق نظر ایشان هم همینطور بود. و درمان را شروع کردند. امیدوارم تعویق درمان صدمه جدی نزده باشد. به امید داشتن دکترهایی همچون دکتر صادقیان.

  12. امروز بعد از گذشت ۲ ماه ما تغییرات مثبتی در بیماری مادر (لایم) دیدیم که تمامی آن را مدیون زحمات جناب آقای دکتر محمدرضا صادقیان می دانیم. دقت ، پیگیری، اهمیت به بیمار و تلاش های ایشان کمیاب و مثال زدنی است . با تشکر از زحمات شبانه روزی ایشان ، امیدوارم این پیغام سبب آشنایی بیماران سردرگم با ایشان و نجات زندگیشان شود. جناب آقای دکتر صادقیان سپاسگزاریم

  13. برخی از علایم در پزشکی برای پزشک شبیه یک کابوس است از جمله آنها سرگیجه یا درد شکم یا سردرد است. الگورریتم های تشخیصی در باره ابن علایم وجود دارد که به صورت درختی به حدود ۴۰-۲۰ تشخیص منتهی می شود. هنر پزشک می تواند این باشد که با بررسی و معاینه بالینی و همچنین شرح حال و سوابق بیماری و فامیلی و اپیدمیولوژی بتواند بسیاری از این تشخیص ها را در معاینات اولیه حذف کند و نهایتا به چند تشخیص افتراقی برسد. و سپس با استفاده از پاراکلینیک به تشخیص درست دست پیدا کند.
    متاسفانه این واقعیت که پزشک باید بیمار را ببیند نا فقط بیماری را در جامعه ما و در اغلب موارد به دست فراموشی سپرده شده است. بطوریکه اغلب هر پزشک فقط از عینکتخصص خود به علامت بیماری می نگرد. این باعث می شود که تشخیص اصلی در این میان گم می شود.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.

پیشنهاد می‌کنیم

اینستاگرام ما را لطفا دنبال کنید!