با خواندن کتاب، پرواز کنید

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۲۵ تیر ۱۳۹۱
  • ۱۲

استیو مک‌کوری، عکاس نامداری که تا به حال چند بار از او در یک پزشک یاد کرده‌ام، در یکی از تازه‌ترین پست‌های وبلاگش، عکس‌هایی از مردم مناطق مختلف دنیا در حال مطالعه منتشر کرده است، که بسیار دیدنی است.

او پست‌اش را با نقل قولی از ای. سی. گریلینگ -فیلسوف انگلیسی- شروع کرده است:


آگهی متنی میان‌متنی:

خواندن، پرواز کردن است، صعود به بلندایی است که منظره‌ای رو به قلمرو وسیع تاریخ، تنوع انسان‌ها، ایده‌ها، تجارب مشترک و محصولات کنکاش‌های انسان به دست می‌دهد.

پست مک‌کوری، پست شورانگیزی است در ستایش مطالعه کتاب به همراه جملات قصاری در این مورد.

با دیدن این عکس‌ها و خواندن این جملات ناخودآگاه این سؤال به ذهن متبادر می‌شود که کجا رفت آن شور محسوس جامعه ما برای خواندن کتاب؟ در دهه شصت خودمان من بسیاری از آشنایانی را سراغ داشتم که برای لذت خواندن و نه هدف دیگر، کتاب می‌خواندند، کتاب‌های چندصدصفحه‌ای، آن زمان کتابفروشی‌های کوچک شهرستان‌های شعبه مؤسسات کنکور نشده بودند و پر بودند از رمان‌ها، کتابخانه‌های کوچک مردم هم به مراتب به‌روزتر از حالا بودند، شاید قضاوت من بدبینانه باشد، اما من در دهه ۹۰ ، نه‌تنها هیچ نشانی از آن علاقه‌‌مندی نمی‌بینم، بلکه حس می‌کنم، مطالعه بی‌چشمداشت در جامعه ضدارزش هم شده است! بر این جمله آخر اصرار دارم.

استیو مک‌کوری پست خود را با عکس به یادماندنی از «آنگ سان سوچی» در حال مطالعه شروع می‌کند که شاید پیش از این هم دیده باشید:

کتاب,کتاب خوانی

عکس‌ها را به صورت کامل باید در خود وبلاگ ببینید، اما در اینجا چند عکس را برای نمونه می‌آورم:

هند:

کتاب,کتاب خوانی

کتاب,کتاب خوانی

تایلند:

تایلند,کتاب خوانی

برمه:

برمه,کتاب,کتابخوانی

افغانستان:

کتاب,کتاب خوانی

یمن:

کتاب ,کتابخوانی

قبلی «
بعدی »

۱۲ دیدگاه‌ها

  1. فوق العاده بود،
    به شخصه یبشتر به دنبال اینجور مطالبی هستم،
    اگر سایت عکاسانی بیشتری رو میشناسید یا در وبلاگ معرفی کنید یا از راه ایمیل اونها رو به من معرفی کنید

  2. تصور غلطی در جامعه به خصوص در قشر دانشگاهی به وجود آمده که من خودم بارها تجربه کردم که مطالعه بی‌ چشمداشت رو، چیزی جز تلف کردن وقت نمی‌دونه و معتقد هستند که در حال و هوای امروز وقتی‌ برای این کارها نباید در نظر گرفت که البته بسیار تصور اشتباهی هست.

  3. لاااایک..

    مثل همیشه جالب.
    گسستن مرزهای جغرافیایی با کتاب

  4. شرایط فعلی جامعه ایران در موقعیتی قرار داره که مردم رو در اولین لایه از لایه های هرم مزلو درگیر کرده. شاید بفرمایید در دهه شصت این مشکل هایلایت تر بوده…درسته با این حال افق دید مردم نسبت به وضعیت فعلیشون در حال حاضر نسبت به دهه شصت کوتاه تر و احساس متزلزل بودن شرایط کمتر از حال بوده!!!…
    بحث افزایش قیمت یک جلد کتاب نیست…جامعه ای که تمام ذهنش درگیر در استرس شرایط اقتصادی فعلیه …وقتی روحیه جامعه مصرف گرا شده و برای مصرف بیشتر به پول بیشتری نیاز داره در اون جامعه به جای فرهنگ و هنر؛ ثروت بدل به ارزش میشه…وقتی صحبتهای ضد فرهنگی گاها از جایی شنیده میشه که هرگز نباید شنیده میشد؛ ضد فرهنگ در یک جامعه ارزش میشه…
    شما وقتی یک سری دغدغه در ذهنتون برجسته میشه مثلا وضعیت وخیم یک فرد در اورژانس؛ آیا در اون لحظه میتونید به یک خرید یک اپ جذاب فکر کنید یا تهیه یک جلد کتاب ارزشمند؟ حال تصور کنید خانواده بیمار هم در این وضعیت شروع به تنش زایی کنه و در عین حال مدیریت بیمارستان به حدی ضعیف باشه که نتونه در راستای تصمیم گیری شما خدمات ضروری رو به موقع در اختیار شما بگذاره… وضعیت فکری و تمرکز شما برای رفع مشکل اون بیمار در اون لحظه مشابه وضعیت فکری لحظه به لحظه مردم این جامعه ست…
    راستی پست زیبایی بود ممنون!

  5. این عکس ها از هر نظر فوق‌العاده بودند. نور،‌ترکیب بندی، سوژه،‌ادیت. حرف نداشتند. عالی بودند. انتخاب‌های شما هم عالی بودند. مرسی.

  6. با دیدن این عکس ها یاد دوران دانشجوئی و خدمت سربازیم افتادم..توی هر جفتش هم تنها بودم و هم وقت زیادی داشتم..اینقدر کتاب میخوندم که وقتی تصادفا با یک نویسنده همسفر شده بودم از به روز بودم مطالعات یک آدم معمولی تعجب کرد و همون کتاب خوندن ها باعث شد با اون آقای نویسنده و کارگردان هنوز یک دوستی بسیار خوب رو داشته باشم..ولی متاسفانه حالا اینقدر درگیر کار و هزار گرفتاری شدم که آخرین باری که یک کتابو تموم کردم یادم نمیاد

  7. در دهه شصت تا اواسط دهه هفتاد ، بزرگترین افتخار ما ،بزرگترین لذت زندگی ما ، کتابهایی بود که می خوندیم . همیشه خوشحال از نزدیک شدن روز تولدمون ؛ از دوستان صمیمی می خواستیم کتابی رو که دلمون می خواست داشته باشیم وبه هر دلیلی نداشتیم ، برامون هدیه بیارند. بهترین کادوی تولدی که می گرفتیم ، بهترین هدیه تولدی که می دادیم ، کتاب بوذ به همراه یک کارت نقاشی از آتشزاد ، چند بیت شعر و گه گداری یک کاست موسیقی کلاسیک.
    من و دوستانم ،نوجوانیمون رو با این لذتها پر کردیم و گذروندیم.

  8. شدیدا” با این جمله آخر (ضد ارزش شدن مطالعه) موافقم، من این مساله رو به چشم دیدم!

  9. مطالعه بی چمداشت یعنی چی؟
    آیا اینکه یه نفر هدفمند کتاب بخونه مشکلی داره؟
    به نظر من کتاب خوندن فقط بخاطر لذت کتاب خوندن هم بی چمداشت نیست یعنی در این حالت هدف همون لذت بردنه.

    به هرحال تو این وضعیت فعلی افراد کتابخون تعداشون هی داره کمتر میشه. یه موقعی به بعضی ها می گفتم رمان های زرد نخونید اما حالا اگه کسی پیدا بشه که همون رمان های زرد رو هم بخونه غنیمته.

    • مطالعه بی‌چمداشت یعنی اینکه شما فقط برای امتحان پایان ترم یا گرفتن یک مدرک نخونین برای زیبایی و والایی ادبیات بخونید، برای تجربه تخیل رفتن به یک دنیا مجازی بخونید، در کوتاه‌مدت این نوع مطالعه سودی نداره، اما این نوع مطالعه در بلندمدت فرد و جامعه را «تغییر» می‌ده.

  10. البته سایت بسیارخوبی است لطفا کتاب خوانی را آسانتر قرار بدهید تابتوانیم روی سایت کتاب دلخواه را بخوانیم یا شاید من نتوانستم بخوانم به حر حال دست شمادردنکند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بنرهای تبلیغاتی