روی دیگر رؤیای آمریکایی: مهاجرهایی که آسیب دیدند!

فرانک مجیدی: اخطار: تصاویری که در این پست به نمایش در آمده، بسیار ناراحت‌کننده هستند. لذا از نشان دادن آن‌ها به کودکان و نوجوانان خودداری نمایید!
این پروژه‌ی عکاسی، درباره‌ی بخشی از یک حقیقت است که معمولاً نادیده مانده‌است. مهاجرینی که با امید تابیدنِ نوری به روز تیره‌شان، از سرزمین خود رخت سفر بسته‌اند و به امید وعده‌ی شیرین رؤیای آمریکایی، با مصائب فراوان خود را به آن جا رسانده‌اند. اما رؤیا، تنها وجهه‌ای شیرین و لطیف ندارد. کابوس هم نوعی رؤیاست. سوژه‌های این پروژه، آن‌هایی هستند که کابوس را تجربه کرده‌اند، آن‌هایی که به امید آینده‌ای بهتر، بدون مدرک در مرزهای مکزیک گرفتار شده‌اند و یا تحت سوء استفاده‌ی جن.سی قرار گرفته‌اند و اگر هم بتوانند خود را به آمریکا برسانند، متحمل آسیب‌هایی جبران‌ناپذیر شده‌اند.

ماجرای این افراد، سرتاسر اندوه و شکست است. آن‌هایی که با این شیوه خود را به مقصد رسانده‌اند، تحقیر و نقض حقوق انسانی خود را تجربه کرده‌اند و از انواع تحقیرها رنج برده‌اند و با گروه‌هایی جانی و خلافکار دست و پنجه نرم کرده‌اند. نمایشگاه Al otro lado del sueño (روی دیگر رؤیا) که آثاری از Nicola Frioli هستند، چهره‌ای خشن از مهاجرت در آمریکای مرکزی و بهای سنگینی را که در ازای آرزوی شغل بهتر و آینده‌ای روشن پرداخته شده، نشان می‌دهد. بی‌رحمی وحشتناکی که در مرزهای مکزیک هست و شاید از آن چیزی نشنیده‌بودیم.




پرواضح است که درد مهاجرت، گذشتن از وطن به کورسوی یک امید، تنها گریبانگیر مهاجران به آمریکا نیست. ایرانی‌هایی را به یاد بیاورید که به امید زندگی‌ای بهتر، خواستند که استرالیا را وطن جدید کنند، اما سر از جزیره نائورو درآورده‌اند و خبرهای دردناک مربوط به آنها را هر از چند گاه می‌خوانیم.

اما در عین حال باید به افغان‌هایی هم فکر کنیم که به طرز معکوسی، سال‌ها ایران را مأمنی برای خود می‌دانستند. شمار اندکی از آنها از فضای آرام کشورمان استفاده کردند، به شماری از آنها کارهای مشقت‌بار فوق‌انسانی تحمیل کردیم و راه‌ها و خطوط گاز خودمان را ساختیم. به بهانه نوع رفتار، پوشش یا احیانا جرم‌های قلیلی از آنها، با نگاه فخرفروشانه و حتی نژادپرستانه به آنها نگاه کردیم.

واقعیت این است که مهاجرت‌های کور تکانه‌ای، خیلی کم پیش می‌آید که اسباب خوشبختی ما انسان‌ها را فراهم کنند.

به صورت متناقضی تحت شرایطی خاص مهاجرت می‌تواند خوب هم باشد، چه بسیار مواردی که در حال حاضر، حتی در زمانی که رؤیای آمریکایی رنگ باخته است، داستان‌های موفقیت حیرت‌انگیز بعضی از آشنایان را در آن سرزمین شنیده باشیم. از سوی دیگر کشورهای مهاجرپذیر، تحت برنامه‌های زیرکانه و مدبرانه، می‌توانند از ظرفیت‌ها، نیروی کارگر و مغزهای مهاجران استفاده کنند و حتی گونه‌گونی نژادی و فرهنگی حاصل هم می‌تواند غنی شدن جو فرهنگی کشور مهاجرپذیر شود.

در کل مهاجرت و مهاجرپذیری، هر دو روی سکه را دارند.


۱- تئوفیلو سانتوس ریورا، ۴۲ ساله و اهل پاناما است. او در حین مهاجرت، در خاک مکزیک گرفتار گروهی خلافکار شد و برای نجات خود، از سقف قطار پایین پرید. حالا این وضعیت رقت‌بار اوست، برای همیشه فلج و در هم‌شکسته. تیره‌روزی او تنها به همین‌جا ختم نمی‌شود. او دچار سیروز کبدی است و پزشکی در زمان ثبت این عکس به او گفته تنها ۴۰ روز فرصت زندگی دارد. او آرزو داشت فرزندان و نوه‌هایش به آمریکا بیایند تا بتواند با آن‌ها خداحافظی کند. عکس در سال ۲۰۱۴ گرفته شده و احتمالاً الآن ریورا مرده‌است.

4-28-2015 2-05-55 AM

۲- این زن، ماریانا نام دارد و تنها ۲۹ ساله است. در مسیر مهاجرت غیرقانونی، او بارها تحت تجاوز قرار گرفت. یک‌بار که برای دفاع از خود در برابر تجاوز تازه در تقلا بود، خلافکاران او را به دره‌ای پرت کردند و او چنین جراحتی برداشت. مردی که هم‌سفر ماریانا بود، تلاش کرد از او دفاع کند، اما به سختی مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او به چند بیمارستان مختلف منتقل شد، اما هیچکدام جراحی‌ای را که به آن نیاز داشت، روی او انجام ندادند. ۱۵ روز از ماجرا گذشته‌بود که جراحی برای او ضروری شد. آخرین پزشکی هم که او را ویزیت کرد، گفت تنها نیاز به آتل‌های تازه دارد.

4-28-2015 2-06-42 AM

۳- آرماندو، در سمت چپ تصویر، توانست خود را به آمریکا برساند، اما در Bajaی کالیفرنیا او را مجدداً به مبدأ ارجاع دادند. او تسلیم نشد و سعی کرد با قطاری باری مجدداً خود را به آمریکا برساند. در حین تلاش برای سوار شدن به قطار، افتاد و قطار از روی بازویش رد شد. حالا او با یک دست، در انتظار رسیدن اسناد و مدارک‌ش است که او را به عنوان یک پناهنده معرفی خواهد کرد.

4-28-2015 2-07-19 AM

۴- این کوله‌پشتی از آن سالوادور سانتوی ۲۱ ساله است. او داخل کوله‌پشتی‌اش، شماره تلفن یکی از اقوام را در هندوراس یادداشت کرده است. پنهان کردن اطلاعات شخصی در مکزیک، برای جلوگیری از آدم‌ربایی و اخاذی از خانواده، برای افرادی مانند او که قصد مهاجرت دارند، امری مرسوم به شمار می‌آید. طبق ادعای نهاد ملی امنیت عمومی، در سال ۲۰۱۳، ۳۶۰۰ مورد آدم‌ربایی به دادستانی کل گزارش شده‌است این میزان در سال ۲۰۱۲، ۱۲۵۹ مورد بود.

4-28-2015 2-07-50 AM

۵- مردی ناشناس با دو دخترش پشت پلاکاردی پنهان شده تا هویت‌ش شناخته نشود. او نوشته است: «من با قاچاقچی‌ها مواد مخدر (در هندوراس) کار کرده‌ام تا خرج خانواده‌ام را در بیاورم. تا زمانی‌که بخاطر امنیت فرزندانم فرار کردم.» همکاری با قاچاقچیان امری معمول در آمریکای مرکزی محسوب می‌شود.

4-28-2015 2-08-28 AM

۶- کلاهی که از یک شوهر برجای مانده‌است. لیدیا و همسرش اهل هندوراس بودند و شوهرش تلاش کرد خود را برای شغل بهتر به امریکا برساند. دو سال قبل، شوهرِ لیدیا در اثر تصادف با قطار دچار ترومای مغزی شد و فوت کرد. این کلاه چرک و کهنه، تنها چیزی است که به همراه جنازه‌ی همسرش، به لیدیا تحویل دادند.

4-28-2015 2-09-12 AM

۷- گونزالو در طی سفر قاچاق به عنوان یک پناهنده، در مکزیک ۲۲ ساله شد. او هندوراسی است و خانواده‌اش امیدوارند او بتواند خود را به آمریکا برساند. او روی این مقوا برای همسر و دختر ۹ ماهه اش نوشته: «لورنا، رافائلا، دلم برای‌تان خیلی تنگ شده. زود برمی‌گردم!»

4-28-2015 2-09-35 AM

۸- این تسبیح متعلق به روزاری سانتوس ۲۸ ساله، اهل گواتمالا است. کارفرمای روزاری این را به او داده تا از خطرها در طول سفر، محافظت‌ش کند.

4-28-2015 2-10-30 AM

۹- یِنیفر ۸ ساله است و اهل گواتمالا است. او در طول سفر به سمت امریکا با خواهر ۱۲ ساله و ۱۱ تن دیگر از پناهندگان، بر اثر تصادف اتومبیل‌شان که با لاستیک‌های صاف به سرعت می‌راند در چیواس، مجروح شد. راننده‌ی اتومبیل تنها کشته‌ی این حادثه بود.

4-28-2015 2-10-55 AM

منبع

قبلی «
بعدی »

نظرات

  1. متاسفانه همگی مهاجرای غیر قانونی بودند، مثل همون ایرانی هایی که سر از کمپ مانوس و … در آوردند.
    بهتره همه بدونند که بدون داشتن سطحی از قابلیت شغلی ویا تحصیلات، نباید مهاجرت کنند، چون تو هیچ جای دنیا برای کسی سفره پهن نشده. اتفاقا تو جامعه مقصد کار پیدا کردن و داخل شدن بسیار سخته. من تا به حال ندیدم و نشنیدم کسی با مهاجرت غیر قانونی و قاچاقی به جایی برسه. همون هایی هم که قانونی میان به مشکل می خورند چه برسه …
    بعد هم وقتی راه کار های قانونی هست، چرا مهاجرت غیر قانونی؟

    • چقدر راحت در مورد درد و رنج این مهاجران قضاوت می کنید ، بسیاری از اونها اگر چاره ای داشتن آواره کشورهای مختلف نمی شدند .

      • به خاطر اینکه خودم مهاجرم عزیز
        یه جاهایی خوبه کسایی که تو رویای مهاجرت بی دردسر و آروم و راحت هستند و بسیار مستعد افتادن تو دام مهاجرت غیرقانونی ورفتن پیش قاچاقچیان آدم و پناهندگی و … این قبیل مصیبتها هستند واقعیت رو گفت و بیدارشون کرد.
        آدمی که تو کشور خودش چیزی نشده مطمئنا تو کشور غریبه به هیچ چیزی نخواهد رسید
        تجربه این رو به من اثبات کرده. بار ها دیده ام که میگم
        مطمئن هم باش اگر این آدمها وارد آمریکا میشدن خیلی بدتر بود براشون. اینجا مهاجر غیر قانونی جزو آدم محسوب نمیشه رسما

    • درسته، اگر به صورت قانونی مهاجرت انجام بشه، دولت اون کشور در قبال شما مسئولیت داره، اما اگر غیر قانون باشه دولت هیچگونه مسئولیتی رو بر عهده نمیگیره، چون رواج زیر پا گذاشتن قانون حساب میشه. اما دولت مقصد در مقابل مهاجرینی که جانشون در خطر هست به دلایل سیاسی یا مذهبی میتونن کمی راحت تر اقامت بگیرن و دیپورت نشن

    • قبل از اینکه سختگیریهای استرالیا مبنی بر مهاجرتها زیاد بشه خیلیها تونستن برن و الان زندگی خوبی هم دارن. من دو نفر از آشناهای بسیار نزدیکمون رو میشناسم وهنوزم باهاشون در ارتباطم که به صورت قاچاقی رفتن و امکانات خیلی خوبی هم در اختیارشون گذاشتن و نسبت به وضعی که در ایران داشتن چندین برابر راضی ترن

  2. خانم مجیدی مطااب شما فوق العادس

  3. بسیار دردناک بود. و البته به نظرم همیشه باید توجه داشته باشیم که کشور مبدا هم بسیار گناهکار است. چون این جامعه و کشور مبدا است که عضو و شهروندش را به سر حدی از ظلم و عذاب می‌رساند که حاضر به تن دادن به چنین ریسک بزرگی می‌شود. وگرنه چرا از اروپا کسی اینگونه مهاجرت نمی‌کند؟

  4. یاد اون مستند افتادم که درمورد مهاجرت غیرقانونی آفریقایی هایی بود که از کشورهای همسایه می خواستند شبانه و بطور قاچاقی وارد کشور آفریقای جنوبی ه شوند که نسبت به کشور خودشان شرایط کار و زندگی بهتر است وکشوری توسعه یافته باست ولی بسیاری از اونها در حین عبور از مرز مفقود الاثر می شدند وقتی تعداد این مفقودین زیاد شد مسئولین تصمیم گرفتند تحقیق کنند ببینند چه اتفاقی برای اونها افتاده درحین تحقیق دربیشه های اطراف مرز متوجه حجم زیادی از استخوانهای انسان شدند که جابجا پراکنده بودند و بعد در تحقیقات بیشتر متوجه شدند بله این بداقبال ها گرفتار شیرهای آدم خوار شده اند یعنی شبانه که قصد ورود به مرز آفریقای جنوبی شده اند توسط این شیرهای آدم خوار دریده شده اند.

  5. مهاجرت همواره به دلایل زیادی اتفاق می افتد و یکی از مهم ترین آن ها،فرار از فقر و رسیدن به زندگی بهتر از آنچه تاکنون داشته اند است.این فشارها هم،گاه تاحدی است که بدون حتی هیچ برنامه ریزی ای و در کمترین زمان ممکن رخ می دهد،تنها به امید رسیدن به هر جایی غیر از محل سکونت فعلی.
    سپاس سرکار خانم مجیدی!

  6. البته اینا ربطی به آمریکا نداره!
    اگه داره چطور ربط داره؟

  7. مهاجران غیر قانونی از مرز مکزیک به آمریکا وضعیت بسیار بدی دارند و میشه گفت که در بین تمام مهاجران دارای بدترین وضعیت هستند. مهاجران غیر قانونی که نه در کشور خودشون جایگاهی دارن نه در کشور آمریکا.

  8. رفتن از مرز مکزیک به آمریکا روش شخصی به نام رامین دلاوری هست که هموطنان خود را فریب میدهد.!!!

  9. ممنون
    روایت این راهیان گستره ای پرپیچ و خم و جزئیات هستش که خالی از لطف و ظرفیت نیست که مقاله ای تفصیلی با نمونه های وطنی در موردش ارائه شه و قطعا طیف مخاطبینش در همه جای ایران وسیع. در صورتی که وقتش رو داشته باشید برای ارائه همچین مطلبی بسیار عالی “تر” خواهد بود.
    ممنون.

  10. واقعن از سبک جدید گزیده نویسی شما تشکر می‌کنم، به مطالب به‌جا و کمتر پرداخت‌شده‌ای در وب فارسی می‌پردازین.

  11. بهتره به جای «ز نشان دادن آن‌ها به کودکان و نوجوانان خودداری نمایید!» بنویسید مخصوص نوجوانان و جوانان چون خیلی عظیمی از این قشر جامعه ما چنین هدفی رو در سر می پرورند.

  12. سلام ، قدیما ک مجله دانستنیها میخریدم اشتباه نکنم نام فرانک مجیدی رو بعنوان مدیر مجله میدیدم . یادش بخیر

    • آ آ ! کاملاً اشتباه می کنی محمد آقا !. آن خانم فرانه بهزادی بودند که سردبیر دانستنیها بود ( دختر دکتر علی بهزادی که قدیما مجله سپید و سیاه را در می آورد).

  13. مطلب یه اشکال تو ترجمه داره. Rosary یعنی تسبیح و تو منبع که نگاه کردم، اسم صاحابش السا سانتوس بوده که قاطی شده با هم. 🙂

  14. مهاجرت گاهی سرابی ست برای رسیدن…
    از کجایی که آسایش داری به جایی که آرامش میخواهی !!!
    آسایش و آرامش،واژگانی آشنا و غریب بس دور و نزدیک …

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.

قابل توجه شما

پیشنهادات ما

پیشنهاد می‌کنیم