چطور همه‌ی کارها را با هم انجام ندهیم؟

  • توسط فرانک مجیدی
  • ۲۸ شهریور ۱۳۹۴
  • ۸ دیدگاه

فرانک مجیدی: همه‌‌ی ما احساس می‌کنیم کارهای فراوانی هست که باید انجام‌شان دهیم. به تمام درخواست‌هایی ک دیگران در ایمیل‌های‌شان از ما دارند، عمل کنیم، لیست ناتمام وظلیف و پروژه‌های مان را انجام دهیم، به همه کمک کنیم، به همه جا سفر کنیم، هزاران مهارت را به خوبی فرا بگیریم، تمام کتاب‌ها را بخوانیم، تمام فیلم‌های خوب را تماشا کنیم، همسر، پدر و مادر و دوست برتری باشیم…

و با وجود این‌که همه‌ی این‌ها را بسیار می‌خواهیم، از پسِ انجام‌شان برنمی‌آییم! نه بیست و چهار ساعتِ روز برای‌مان کفایت نمی‌کند و نه ما توجه کامل و تمامی را وقف کارها می‌کنیم. حتی اگر شبانه روز با انظباطی ارتش‌وار عمل کنیم، به نصف کارهایی هم که دل‌مان می‌خواهد انجام دهیم، نمی‌رسیم! ما امیدهای‌مان را بر مبنایی بزرگ‌تر از آن‌چه در واقعیت می‌تواند رخ دهد بنا کرده‌ایم. امیدهای ما بزرگ‌تر از توان واقعیِ ما هستند! پس بیایید کاری کنیم: اصلاً ولش کنیم! چرا باید همه‌ی کارها را با هم انجام دهیم؟! زنده باد سادگی! نخواهیم که «کامل» باشیم. سعی نکنیم کامل‌ترین زندگی‌ای که در آرزوهای‌مان نقشه‌اش را کشیده‌ایم، برای خود بسازیم! بجای تمام این مشقت‌هایی که به خود می‌دهیم، چنان زندگی کنیم که هر روزش، ارزش داشته‌باشد و به حساب آید! اما این‌که چطور چنین هدف جدیدی را محقق سازیم، با ایده‌هایی که در ادامه می‌آید، می‌تواند توضیح داده شود.

اهمیت بدهیم

وقتی غذایی خوشمزه می‌خوریم، اما با همه‌ی وجود از آن لذت نبرده‌ایم و سرمان در گوشی همراه و شبکه‌های اجتماعی است، در حقیقت آن را تلف کرده‌ایم! ارزش و لذت یک غذای خوب وقتی مشخص می‌شود که با تمام وجود، تمام طعم‌های خوب و احساس خوب لذتِ خوردن‌ش را درک کنیم. حالا این را به لحظات تعمیم دهیم و هر لحظه را به مثابه یک غذای لذت‌بخش بنگریم، طعم هر لحظه را با تمام وجود درک کنیم. تنها در این صورت است که هر لحظه، ارزش واقعیِ خود را می‌یابد.

9-18-2015 12-22-15 AM

روز خود را مدیریت کنیم

هرروز بهترین کارها را برای انجام انتخاب کنیم. اجازه ندهیم اعمال بیهوده وارد روزمان شود. اگر قرار است مطلبی را بخوانیم، واقعاً انتخاب‌گر عمل کنیم. تنها روی‌ش کلیک نکنیم که رفع تکلیف کرده باشیم و در انبوهی از مطالب گشتی زده‌باشیم. وقتی قرار است وظایف روزانه‌مان را انتخاب کنیم، مهم‌ترین‌شان را برگزینیم، نه آن‌هایی را که فقط سرمان را شلوع می‌کنند. وقتی قرار است به درخواست کسی پاسخ مثبت دهیم، مطمئن شویم که این تعامل در زندگی ما تأثیری مثبت ایجاد خواهد کرد. آیا ارزش‌ش را دارد که برای انجام آن کار، هزینه‌ای هم صرف کنیم؟ آیا حاضریم بابت خواندن مطالبی که در لیست خواندنی‌های‌مان هستند، بهای مالی بپردازیم؟ اگر چنین نیست، پس احتمالاً این همکاری یا این مطلب، چندان برای‌مان ارزشمند و دارای نفع نخواهند بود.

بیرحم باشیم

ما نیاز داریم چیزهایی را که تلاش می‌کنند زندگی‌مان را پایمال کنند، کنار گذاریم. مثل این است که کارها همه‌ی تلاش‌شان را می‌کنند که بیش از توان مدیریت ما بر آن‌ها، در حیطه‌ی توجه‌مان قرار گیرند. بنابراین باید بیشتر آن‌ها را از لیست خارج کنیم: به اغلب درخواست‌ها پاسخ منفی دهیم و آن‌ها را به‌عنوان وظیفه‌ای که ما را ملزم می‌کند به دیگران جواب پس دهیم، انتخاب نکنیم. لازم نیست تمام مطالبی را که در دسترس‌مان قرار دارد، بخوانیم. در انبوهی از شبکه‌های اجتماعی همیشه آنلاین نباشیم. یاد بگیریم که برای مدتی تلفن همراه مان را خاموش کنیم. هر روز، یک قدم به عقب برداریم و فکر کنیم امروز می خواهیم چه چیز تازه‌ای برای انجام دادن، در آن قرار دهیم.

9-18-2015 12-23-34 AM

قانع باشیم

ما همیشه از خودمان انتظار داریم بیشتر کار کنیم، بیشتر تجربه‌اندوزی کنیم، بیش از چیزی باشیم که اکنون هستیم. بجای همه‌ی این‌ها بهتر است که یاد بگیریم با آن چه که انتخاب کرده‌ایم تا انجام دهیم، شاد باشیم و یادمان باشد اگر انتخاب کرده‌ایم که کارهای دیگری را انجام ندهیم، به‌خاطر وجود دلیلی موجه بوده‌است. ‌ ما می توانیم به‌خاطر آن‌چه که واقعاً برای انجام دادن پیشِ رویِ ماست و فرصت تجربه‌اندوزی‌ای که در اختیارمان قرار گرفته، سپاسگزار باشیم. بهتر است چنین دیدگاهی داشته‌باشیم تا آن‌که مدام وقت‌مان را به حسرت خوردن درباره‌ی فرصت‌های ظاهراً بهتری که در اختیار دیگران است، بگذرانیم.

با نقص‌های‌مان کنار بیاییم

حتی اگر به خوبی کارهای‌مان را گلچین کنیم و مدیریت‌شان نماییم، هرگز یک روز «کامل» یا بزرگ‌تر از آن، یک زندگی «کامل» را نخواهیم ساخت. بارها گفته ام و باز می گویم که قرار نیست ما «کامل» باشیم. چنین ایده‌هایی در واقعیت، هرگز عملی نمی‌شود. زندگی بسیار پیچیده است و باید همواره به یاد داشته‌باشیم که واقعیت با ایده آل‌ها هماهنگ نخواهند شد و طبعاً همین موضوع، ایجادِ نقص می‌نماید. می‌توانیم این حقیقت را بپذیریم یا آن‌که با چنین توجیهی قانع نشویم. اما من پیشنهاد می‌کنم که مسیر اول را برگزینیم و با نقص، خودِ واقعی‌مان و مشکلاتی که در مسیر زندگی‌مان پیش می‌آید، کنار بیاییم.

9-18-2015 12-25-03 AM

درک کنیم که واقعاً تحت کنترل نیستیم

چند گزینه‌ی اول در این لیست ممکن است این تصور را در ما به وجود بیاورد که می‌توانیم زندگی‌مان را با ساده گرفتن کارها، کنترل کنیم. اما حقیقت این است: روزِ ما دقیقاً آن‌طور که برای‌ش برنامه‌ریزی کرده ایم، پیش نخواهد رفت! می‌توانیم همه‌ی تلاش‌مان را بکنیم، اما همیشه حوارث غیرمنتظره و برنامه‌ریزی‌نشده پیش خواهند آمد. این روند طبیعی همه‌ی اتفاقات بزرگ و کوچک است. می‌خواهیم بر اوضاع مسلط باشیم و کارها دقیقاً بر وفق مراد ما پیش نمی‌روند و به دنبال آن احساس بد سرخوردگی به سراغ‌مان می‌آید. اگر به‌جای این روند، بدانیم که ما کنترل‌کننده‌ی تامّ اوضاع نیستیم و تنها آن‌چه را که پیش خواهد آمد تجربه می‌نماییم،خواهیم آموخت که آن تجربه را، هر چه که باشد، گرامی بداریم.

درک می کنم که به نظر خوانندگان، برخی موارد در این لیست یکدیگر را نقض می‌کنند. واقعاً هم همین‌طور است. همه‌ی این‌ها به این دلیل است که به ما یادآوری نماید درباره‌ی آن‌چه که باید نگاه داریم آگاهانه تصمیم بگیریم، و گاهی اجازه دهیم برخی از فرصت‌ها و کارها از لیست‌مان خارج شوند.

هر یک از این ایده‌ها می‌توانند در زمانی متفاوت، عملکردی مؤثر داشته‌باشند و ما را متوجه سازند که در حقیقت آن چه که روی‌ش تمرکز کرده‌بودیم، نقص‌های‌مان، خدشه در ایده‌های کمال‌گرای‌مان، آرزوهای دور و درازمان برای بیش‌تر بودن از آن‌چه که اکنون هستیم، میل مان به پاسخ مثبت دادن به تمامِ درخواست‌ها، امیدمان برای به اتمام رساندن لیست بلندبالای وظایف‌مان، و عطش‌مان برای انجام تمام کارها بوده‌است. هیچ‌کدام از این‌هایی که تمرکزِ کنونی مان را به آن‌ها اختصاص دادیم و نقایص‌شان باعث نگرانی مان می‌شوند، اهمیتی اساسی در زندگی‌مان ندارند. می‌توانیم تمام این ایده‌های نگران‌کننده را رها کنیم و تنها می‌توان زمانی واقعیت را درباره‌ی بیهوده بودن این باورها پذیرفت که رهای‌شان کنیم و با همه‌ی وجود احساس کنیم که نبود‌شان، تغییری معنی‌دار در زندگی‌مان ایجاد نمی‌کند.

منبع

قبلی «
بعدی »

نظرات

  1. اما تناقض هایی در زندگی وجود دارد که غیر قابل حل می باشند. مثل وجود هزاران هزار شهر دیدنی که در دنیا وجود دارد و بخاطر محدود بودن عمر آدمی نمی توان همه را دید. ویا انسانهای زیادی هستند که ملاقات با آنهم از حوادث مهم زندگی ما بشمار می آید و لی تقدیر ممکن است هیچ وقت نگذارد آنها را ببینیم .

    کلا ما انسانها نمی توانیم آنطور که باید عشق مان باشد زندگی کنیم. چون اول باید نیازهای فیزیولوژیک مان را برطرف کنیم . چه یک انسان اولیه که از صبح تا غروب به دنبال شکار بود و چه کارمند امروز که از صبح تا غروب اسیر محیط کارش است .

    شاید این تقدیر ما است و گریزی از آن نیست.

  2. این بحثو ما تو روانپزشکی داشتیم که تحقیقات نشون داده بود اغلب وقت انسانها صرف کارهای urgent میشه تا important. اما در واقع کارهای important هستن که پیشرفت و موفقیت رو بهمراه دارند نه کارهای urgent.برای خود من مشکل اینه که هم خودمو بعنوان یک پزشک میبینم که باید توش سواد کافی داشته باشم و بروز باشم و هم میبینم این همه ابعاد من نیست! و دوست دارم فرضا نقد آثار هنری رو هم تا حد زیادی بفهمم و درک کنم.. و ابعاد دیگه…خلاصه اینکه این مطلب مفیده اما اینکه چقدر برای خود من عملی باشه نمی دونم…

  3. یک فرایند واقعی در زمان گذشته از زبان پدربزرگم:
    در قدیم هر خانه تعداد کمی گوسفند داشت که هر چند روز یکبار نوبت یکی از اهالی بود تا همه گوسفندها را به چرا ببرد، هر چند روز یک بار نوبت شیر بهره بود یعنی همه شیرشان را به یک نفر میدادند تا او مقدار قابل توجهی محصولات لبنی تولید و ذخیره کند. هر چند روز یکبار نوبت آبیاری یک نفر میشد و آب جوی به او میرسید تا باغ خود را آبیاری کند. هر چند روز یکبار نوبت یکی از اهالی بود تا سوخت تهیه کرده و آتش حمام را روشن کند و . . .
    اما به دلیل نبود برنامه ریزی دقیق در آن موقع، مواردی پیش میامد که همه این کارها در یک روز بر عهده یک نفر می افتاد. امکان نداشت که یک نفر بتواند همه این کارها را انجام دهد. فکر میکنید راهکار چه بود؟
    خیلی ساده! خواب
    یعنی از گذشته های دور میگفتند که اگر اینگونه شد شما در آن روز نباید هیچ کاری انجام بدهید و باید بخوابید و بدانید که کارها به هر حال توسط کسی انجام خواهد شد.
    یعنی استرس و فشار کاری بسیار زیاد مختص اکنون نیست و در گذشته هم گاهی پیش میامده و مردم هم راهی برای حل آن داشته اند.

  4. خانم مجیدی سلام . متن خیلی عالی بود . بسیار به من کمک کرد. این سایت رو سالهاست میخونم همیشه عالیه ولی نظر نمی ذارم. این دفعه خواستم حرف دلم رو بنویسم. برای شما ، برادرتون و همه دست اندرکاران سایت بهترین ها رو آرزو می کنم.

  5. ممنون مطلب مفیدی بود

  6. اگه قرار نیست به دنبال یک زندگی ایده آل بریم و تلاش کنیم
    پس هدف ار زندگی چی هست؟

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.

اینستاگرام ما را لطفا دنبال کنید!

پیشنهاد می‌کنیم