به مناسبت سالروز درگذشت میخائیل بولگاکف (خالق مرشد و مارگاریتا و دل سگ)- مختصری از فضایی که نویسندگان روسیه در عهد استالین با آن مواجه بودند

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۲۰ اسفند ۱۳۹۴
  • ۱ دیدگاه

امروز – ۱۰ مارس- سالروز درگذشت میخائیل بولگاکف است، ما در «یک پزشک»، پیش از این نوشته‌هایی را به این نویسنده اختصاص داده بودیم. (+ و + و +) اما به بهانه سالروز مرگ ایشان، نگاهی مختصر و مفید می‌اندازیم به فضایی که نویسندگان روسیه در عهد استالین با آن مواجه بودند.

در همین جا توصیه می‌کنم برای مطالعه دقیق و مستدل در مورد وضعیت اجتماعی روسیه از انقلاب سال ۱۹۱۷ تا زمان مرگ لنین، کتاب «تراژدی مردم» را بخوانید.


نتایج زنده فوتبال
لیفت صورت

پرواضح است که برای درک درست وضعیت هر برهه تاریخی حساس، باید ده‌ها کتاب خواند تا با مطالعه هر یک، از یک زاویه مجزا به قضایا نگریست.

کتاب تراژدی مردم، دو جلدی است و توسط نشر نی با ترجمه احمد علیقلیان منتشر شده است. ضمن اینکه شخصا ۵ کتاب ترجمه‌شده توسط بیژن اشتری با نام‌های تروتسکی کاهن معبد سرخ- راسپوتین: ابلیس یا قدیس- لنین: زندگی انقلابی سرخ – استالین جوان – از تولد تا انقلاب اکتبر – استالین: از غصب قدرت تا مرگ: دربار تزار سرخ را هم می‌توانم به شما به عنوان کتاب‌های خوب «موجود» در بازار کتاب توصیه کنم.

«ظاهرا شـما‌ نـخستین‌ نـویسنده‌ای‌ هستید که با پای خود به اینجا آمده‌اید.»

با این جمله که با لحنی خشک‌ ایـراد شد،به ویتالی شنتالینسکی (Vitaly Shentalinsky) در اداره‌ی مرکزی‌ ک.گ.ب.در لوبیانکا (Lubyanka‌) که در قلب مسکو‌ قرار‌ دارد، خوشامـد گفته شد. پس از ماه‌ها مـذاکره، شـنتالینسکی به عنوان نماینده‌ «کمیسیون تحقیق درباره‌ی میراث ادبی نویسندگان‌ گردید، سرانجام به هدف رسیده بود: دسترسی به پرونده‌ نویسندگانی که در‌ طی تصفیه‌های‌ استالین سرکوب و یا ناپدید شده بودند.

2016-03-10_19-42-19

وظیفه‌ای او که در سـال ۱۹۹۰ آغاز شد این بود که با یاری ژنرال کرایوشکین از گ.گ.ب.در نقاط تاریک تاریخ ادبی روسیه شوروی‌ کنکاش‌ کند و با انتشار در روزنامه‌ی کثیر الانتشار اگونیوک (Ogonyok) اطلاعاتی را که احیانا به دست می‌آورد در معرض قـضاوت هـمگان قرار می‌داد.او می‌نویسد:

«تاریخمان را از ما دزدیده بودند‌ و هرآنچه‌ هم که می‌دانستیم به طرز فجیعی‌ تحریف شده بود. اما بدون داشتن گذشته نمی‌توان آینده‌ای را متصور گشت.»

شنتالینسکی که خود نویسنده و شـاعر اسـت، وقتی از مرگ استالین اطلاع‌ پیدا‌ کرد ۱۳ سال داشت‌ و به یاد می‌آورد:

«مثل این بود که دنیا به پایان رسیده است.»

شکل‌گیری ادبی او همانند بسیاری از هم نسلان خودش با خـواندن ادبـیات ممنوعه‌ از‌ طریق‌ سامیزدات (Samizdat) ،شنیدن برنامه‌های‌ رادیوهای‌ خارج‌ و -بدون‌ شرکت علنی در تظاهرات ضد دولتی-تا جای امکان فاصله‌گیری از «واقعیت شوروی».

هیجان و شور و شوق شنتالینسکی که به هدف خود‌ رسید‌ و تـوانست‌ در پرونـده‌های‌ ک.گ.ب.بـه پژوهش بپردازد، کاملا قابل لمـس‌ اسـت‌. اسـناد و مدارکی که یافت بسیار جالب توجه‌ و خواندنی‌اند. مثلا دفتر خاطرات میخاییل بولگاکف که در دهه‌ی ۱۹۲۰ نوشته‌‌ شده‌ است‌ و در آن تلخ کامی و ناامیدی فـزاینده‌اش را ثـبت کـرده است‌،ب ولگاکف هرگز دستگیر نشد (ظاهرا استالین نـمایشنامه‌های او را خـوش داشت) اما همواره تحت نظر قرار داشت و علیرغم‌‌ تلاشهای‌ مکرر‌، هرگز اجازه نیافت جلای وطن گفته به تبعید بـرود.

2016-03-10_19-50-11

پرونـده‌ آیـزاک‌ بابل‌، به مراتب اسفناک‌تر است. ظاهرا هیچ‌یک از دست‌نویس‌های توقیف‌شـده‌اش بر جای نمانده‌اند اما در‌ پرونده‌اش‌ سوابق‌ بازجویی‌هایش منعکس است که سرانجام به اعتراف به فعالیت‌های ضد دولتی، جـاسوسسی‌ هـمزمان‌ بـه‌ نفع فرانسه (ادعا می‌شود آندره مالرو او را به استخدام درآورده باشد) و به نـفع‌‌ اتـریش‌،و توطئه‌ برای قتل استالین می‌رسد. (سابقه‌ای از شکنجه‌هایی که منجر به چنین اعتراف‌هایی‌ گردیده است‌ موجود‌ نـیست، امـا نـامه‌ای از مایرهوله (Vesvolod Meyerhold) که مدیر یک تئاتر بود خطاب‌ به‌ مولوتف‌ موجود است کـه جـزییات دهـشتناک شکنجه‌های آیزاک بابل را شرح می‌دهد.در محاکمه‌ی شتاب‌زده‌ای‌ که‌ در پی‌آمد، بابل منکر تمام اتهامات خـود شـد امـا با این وجود در‌ مقابل‌‌ جوخه‌ی‌ اعدام قرار گرفت.تاریخ اعدام او ژانویه ۱۹۴۰ بود.

2016-03-10_19-52-55

پرونده‌های‌ ک.گ.ب.همچنین‌ تاریخ مرگ ازیپ ماندلشتام (Osip Mandelstam) را فاش‌ می‌کنند. پس از اینکه‌ ماندلشتام‌ در‌ سـال ۱۹۳۸ بـرای بـار دوم دستگیر و از مملکت اخراج شد، همسرش نادژدا نتوانست کمترین اطلاعی‌ از‌ سرنوشت‌ او پیدا کند. نادژدا هـنگامی فـهمید که‌ شوهرش مرده است که یک‌ حواله‌ی‌ بانکی با مهر برگشت «به خـاطر فـوت گـیرنده» به دستش رسید. اما هرگونه تلاش برای اطلاع‌ از‌ چگونگی مرگش بی‌ثمر باقی ماند. در این پرونـده‌ها مـی‌خوانیم که‌ به مدت‌ ۱۸‌ ماه ماندلشتام در اردوگاههای کار اجباری در‌ شرایط‌ بسیار‌ سختی ایـام را گـذراند تـا سرانجام در‌ تاریخ‌ ۲۷ دسامبر ۱۹۳۹ جان باخت.

شنتالینسکی در کتاب خود اظهار تعجب می‌کند که‌ حتی‌ ماکسیم گـورکی نـیز از بـازجویی‌‌ ک.گ.ب.در‌ امان نبود‌.ب ی‌گمان‌ نویسنده‌ در این مورد دچار اندکی ساده‌اندیشی‌ شده‌ است کـه دال بـر بی‌اطلاعی‌اش از پژوهشهای غرب درباره‌ی آن دوران است‌. او‌ در خاتمه می‌نویسد:

«هنوز پژوهش‌ در‌ آرشیوهای حزب و آرشیوهای ریاست‌ جمهوری‌ باقیست کـه اسـرار دست‌نیافتنی زیادی‌ در‌ سینه‌ نهفته دارند.» اما تعهد شنتالینسکی غیرقابل انکار است و پژوهـشهای او بـدون شک‌ آغازگر‌ جهشی‌ برای ارزیابی مجدد خـوانندگان‌ از‌ نـویسندگانی‌ اسـت که در‌ دوران‌ حکومت استالین سرکوب و خاموش‌ شـدند‌. ایـن پژوهش تنها وصیت‌نامه‌ی آن نویسندگان نیست، بلکه سندی است از سالیان‌ «گلاسنوست»که‌ همه‌چیز‌ زیـر سـؤال رفت و از نو ارزشیابی‌ گردید‌.

عنوان اصلی کتاب شنتالینسکی، The KGB’s Literary Archive است که در ایران با عنوان روشنفکران و عالیجنابان خاکستری توسط انتشارات مازیار با ترجمه غلامحسین میرزا صالح، چاپ شده است.

2016-03-10_19-41-43

مـنبع:روزنـامه‌ گاردین‌،۵ ژانـویه‌ ۱۹۹۶

قبلی «
بعدی »

نظرات

  1. در همین زمینه (انقلاب روسیه و روسیه استالینی) می شه از کتاب امید علیه امید نوشته نادژدا ماندلشتام، همسر اوسیپ ماندلشتام، شاعر روس و ترجمه آقای بیژن اشتری رو هم نام برد. سایر کتاب های ترجمه آقای اشتری مثل مائو؛داستان ناشناخته،پل پوت؛کابوس سرخ،رفیق؛زندگی و مرگ ارنستو چه گوارا،آکواریوم های پیونگ یانگ؛از پشت پرده آهنین کره شمالی هم کمک شایانی می کنه که شناختی عمیق تر از دورانی مهم از حیات بشری میلیون ها انسان رو داشته باشیم

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.

پیشنهادات ما

پیشنهاد می‌کنیم