گوناگون

آیا ترامپ را می‌توان با کاراکتر «میول» در «بنیاد» ایزاک آسیموف مقایسه کرد؟

پیش‌تر هم برایتان نوشتم که بعد از روی کار آمدن ترامپ، قشر روشنفکر جامعه آمریکا، مثل بقیه اقشار نگون‌بخت دیگر کشورها، در فاز مطالعاتی و تفکر در مورد چرایی این امر است و در حال حاضر تعداد کسانی که می‌کوشند که با ادبیات خود را تسکین بدهند و در مسئله مداقه کنند و در پی راه حال باشند، بسیار زیاد شده است.

چیزی که این شهروندان آمریکایی دگراندیش را نیرو می‌دهد، کتاب‌های پادآرمانشهری یا دیستوپیایی هستند. درست به همین خاطر است که در حال حاضر میزان فروش کتاب‌هایی مثل ۱۹۸۴ و یا دنیای قشنگ نو زیاد شده است.

اما سایت مشیبل در مقاله زیبایی، به یک اثر مغفول در زمینه بررسی پادآرمانشهرها پرداخته است.

متأسفانه هنوز که هنوز است، کسی نوع خاص جهان‌نگری آسیموف را در کتاب‌هایش جمع‌بندی نکرده است و خیلی‌ها کتاب‌های او را آثار مخصوص نوجوان‌های می‌دانند که در آنها صحبت از مسافرت‌های فضایی و روبات‌ها و مسائل فناوری می‌شود. در صورتی که بینش آسیموف بسیار ژرف‌اندیشانه بود.

باید بگویم که هنوز خاطره روزهایی که من سری بنیاد آسیموف را می‌خواندم، در ذهنم برجسته است. بنیاد اثری است که دست‌کم ارزش یک بار خواندن دوباره را دارد و کسی چه می‌داند شاید اگر روزی توفیق مطالعه آن به دست داد، شاید با یادداشت‌برداری بتوانم کتابچه‌ای در تحلیل نکات جالب آن بنویسم. امیدوارم که آن فراغت پیش بیاید.

البته ما در آرزوی روزی هستیم که جوناتان نوالان به وعده خود عمل کند و همان طور که خودش گفته بعد از فارغ شدن از ساخت سریال وست‌ورلد، بنیاد آسیموف را برای شبکه HBO بسازد. تصور می‌کنم که سال‌ها برای تحقق این رؤیا باید صبر کنیم.

اما نویسنده سایت مشیبل، نکته جالبی را به یاد ما آورده است. او در مقاله خود نوشته است که کاراکتر «میول» سری بنیاد یاد کرده است و شرایط او را با ترامپ مقایسه کرده است.

سری بنیاد آسیموف را به یاد بیاورید: امپراتوری در حال فروپاشی است و هری سلدون در این میان با پیشبینی‌های متکی به دانش خود، سعی می‌کند آینده را پیشبینی کند و راهی پیدا کند تا دوره هرج و مرج متعاقب فروپاشی ناگزیر، به حداقل ممکن برسد.

خود هری سلدون می‌میرد، اما پیشبینی‌ها و راهکارهایش را در قالب هولوگرام‌هایی برای آیندگان به جا می‌گذارد.

اما در این میان، یکی از پیشبینی‌ها اشتباه از آب درمی‌آید. او نمی‌تواند ظهور یک دیکتاتور را پیشبینی کند. (همان طور که خیلی برد ترامپ را اصلا محتمل نمی‌دانستند.)

میول شخصیت عجیب و غریبی است که متعاقب یک جهش یا موتاسیون ژنتیکی بسیار نادر، توانایی بسیار شگفت‌انگیزی پیدا کرده، اینکه فکر خود را در ذهن دیگران بکارد و از آنها برده بسازد. فرمانبرداران او به خشنودی ظاهری می‌رسند و در دل مخالفان او، یأس فوران می‌کند.

در این میان یک پیشرفت فناوری در دست میول، او را تبدیل به موجودی خوفناک‌تر می‌کند. به کمک این پیشرفت او می‌تواند به کمک یک ابزار موسیقیایی، قدرت تغییر ذهن خود را بسیار تقویت کند. (اوه! وسیله موسیقیایی هیپنوتیزم کننده را مقایسه کنید با شبکه‌های اجتماعی تخدیرکننده که ما را احاطه کرده‌اند و به جای دانش‌افزایی، ذهن‌ها را تنبل و پررخوت کرده‌اند و اخبار دروغ به خورد آنها می‌دهند!)

میول به کمک این قدرت، خیلی سریع کهکشان‌گشایی می‌کند و به قدرت بسیار زیاد می‌رسد، اما میول تنها کسی نیست که چنین قدرت‌های ذهنی‌ای دارد، یک دسته مخفی از حافظان کهکشان هم هستند که توانایی تأثیر بر ذهن‌ها را دارند … (این دسته را می‌توانید مقایسه کنید با ژورنالیست‌های باهوش و تأثیرگذار و سیاسیون معدود آرامانگرای عصر ما)

میول سرانجام شکست می‌خورد. او یک سوپرمن نبود. میول مثل بیشتر دیکتاتورها، توانایی مغزشویی و پیدا کردن یاران و سربازان گوش به فرمان را داشت.

در اینجا می‌رسیم به چند جمله کلیدی هوشمندانه از آسیموف:

او در رمان خود نوشته که اطاعت ار سر ترس فرمانبرداران از میول خودکانه یا حتی احترامی که آنها به او می‌گذاشتند، یک مشکل عمده داشت:

این اطاعت مصنوعی بود و آن شور و نشاط ذاتی را نداشت. او نمی‌توانست همین اطلاعت را در کسانی که تحت مغزشویی او قرار نگرفته بودند، برانگیزد.

و اینجا بود که متوجه یأس و تنهایی غریب میول، در عین داشتن آن همه قدرت می‌رسیدیم.

تنهایی میول، در عین داشتن همه یک ابزار کنترل ذهن شگفت‌انگیز، من را ناگزیر به یاد مقاله درخشان شروع و پایان توتالیتاریسم ایوان کلیما می‌اندازد.

از تعارف‌ها که بگذریم، این روزها خواندن یک پست ساده وبلاگی برای خیلی‌ها دشوار شده، اما اگر در دوره درخشان وبلاگستان فارسی بودیم، می‌توانستم تصور کنم که کسی بعد از خواندن این مقاله به صرافت خواندن سری بنیاد آسیموف بیفتد یا مقاله کوتاه ایوان کلیما را جستجو کند و در آن اندیشه کند!

۱۴ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • بعد از مدتها بالاخره شروع به خوندن سری بنیاد کردم. با وجود نداشتن وقت آزاد فایلهای پی دی افش رو روی گوشی ریختم و در هر فرصتی هرچند کوتاه میخونمش. همین که حس کردم این مطلب داره داستان رو لو میده از خوندنش دست کشیدم. خوندن این مطلب یک پزشک رفت برای وقتی که مطالعه مجموعه بنیاد رو تموم کنم. اما درباره ی اون کتابچه ای که گفتین ای کاش این ایده رو عملی میکردین. فکر خیلی خوبیه. همیشه بعد از خوندن یک کتاب دوست دارم نقدی هم راجع بهش پیدا کنم و بخونم. اینجوری لذتش چند برابر میشه.
    راستی دکتر خیلی وقت پیش نوشته بودین چند کتاب خوب علمی تخیلی خوندم بهم یادآوری کنین معرفیشون کنم. فکر کنم یه کتابم معرفی کردین. آیا کتاب جالب دیگه ای هم هست که بخواین راجع بهش بنویسین؟

  • در کتاب ریاضیات زیبا چند مورد با واژگان آسیموف و بنیاد برخورد داشتم ولی چون شناخت کافی نداشتم برام گنگ بود .با این پست کمک زیادی کردید و اگر نسخه ترجمه شده یالینک خود کتاب بنیاد دارید معرفی کنید تشکر

  • چون خیلی وقت پیش داستان را خواندم، الان دقیقاً یادم نیست ولی در یکی از کتابهای آغازین بنیاد (سرآغاز بنیاد یا پیشبرد بنیاد) آسیموف یک سیاستمدار پوپولیست را در مقابل هری سلدون معرفی کرده بود. و من برای اولین بار با این واژه آشنا شدم. یادش بخیر. واقعاً مجموعه بینظیری بود.

  • در رابطه با جمله آخر، اتفاقا من بعد از خواندن این پست دنبال خرید کتاب بودم که دیدم اصلا پیدا نمیشه در نتیجه دانلودِش کردم.
    کاشکی این کتاب هارو فیدیبو برای خرید داشت.

  • آسیموف رو با کتاب‌های نجومش شناختم. بهترین کتاب‌هایی که تا به امروز در مورد نجوم خوانده‌ام مال آسیموف بوده. هرچه در نجوم به دست آوردم پایه‌گذارش آنچه بوده که او در کتاب‌هایش نوشت . من مدیون او و البته پدرم هستم که در کودکی چنین کتاب‌هایی را برایم می‌خرید و من را سوق می‌داد در جهت علمی. بعدها با علمی-تخیّلی‌های آسیموف نیز آشنا شدم ولی هرگز به طور جدی به آن‌ها نپرداختم. اما این موردی که شما معرفی کردید بسیار جالب است. باید تهیه کنم. در همان ابتدای مطلب تصمیم گرفتم این سری را بخوانم و با خواندن آخرین پاراگراف، خنده‌ام گرفت. و البته مصمم‌تر شدم. این کامنت را نوشتم تا بگویم خیر جناب آقای دکتر مجیدی، هستند هنوز هم کسانی که … .
    با سپاس از شما و مطالب خوب‌تان. مدتی بود که کمتر سر می‌زدم، اما کم‌کم، رنگ و بوی مطالب همان شده است که من می‌خواستم و خوراک مغزم بود. دست‌ شما درد نکند. باز هم سپاس‌گزارم.

  • پست جالبی بود. با اینکه به نظرم یه کم مقایسه عجیبی اومد، ولی منو به فکر فرو برد چون از این زاویه به ترامپ نگاه نکرده بودم.
    اما خب با توجه به اینکه ترامپ با ایجاد هیجانات کاذب توی سخنرانی‌ها و وعده‌هاش داره یه جورایی با تعادل نوروترنسمیترهای مغز طرفداران ساده‌لوح و هیجان طلبش بازی می‌کنه و با ایجاد لذت کاذب براشون داره اونا رو مثل فلوت زن افسونگر هاملین دنبال خودش می کشونه، شاید به نوعی بشه گفت اونم داره مثل میول افسونی رو برای فریب توده‌ها به کار می بره. خوبی ماجرا اینه که هیچ افسونی عمر درازی نداره.
    در مورد سری بنیاد، امیدوارم فرصتش دست بده و اون پستی که گفتین رو بنویسین. فک کنم تا حالا ۳ بار این مجموعه رو خوندم و قطعا بازم می خونمش. انقدر دنیای بنیاد دقیق و بی نقص به تصویر کشیده شده که انگار خارج از کتاب هم برای خودش موجودیت داره و سخته بهش به عنوان یه داستان تخیلی نگاه کردن.

  • چیزی که هیچکس ازش هیچوقت حرفی نزده این بوده که در واقع بنیاد آسیموف خیلی وقت پیش تبدیل به فیلم شده ولی با یکسری تغییرات یا به عبارتی دزدی ادبی و اسم این فیلم هم چیزی نیست جز جنگ ستارگان که میول هم ارز شخصیت دارث ویدر یا لورد ویدر هست!!!!!!!

  • یک درخواست از محضر دوستان
    من خارج از ایران زندگی می کنم و امکان خرید کتاب های فارسی را ندارم. آیا روشی را سراغ دارید که بتونم کتاب های آسیموف بخصوص سری بنیاد را بصورت الکترونیکی دریافت کنم. طبیعتا هزینه اش رو هم متقبل خواهم شد.
    تشکر

    • نسخه pdf کتاب های آسیموف رو به راحتی میتونین توی اینترنت پیدا کنین البته چند تا کتاب از آسیموف انتشارات کتابسرای تندیس چند سال اخیر چاپ کرده که بهتره به سایت “شهر کتاب آنلاین” مراجعه کنین و ببینید که آیا به خارج کشور هم ارسال میکنن یا نه . انتشارات کتابسرای تندیس سه کتاب با نام های ایزدان هم, آخرین جواب و برجیس را بخر در چند سال اخیر از آیزاک آسیموف چاپ کرده که تو بازار موجوده .

تبلیغات بنری