معرفی کتاب: صدای تاریخ: نقش آفرینان تاریخ ایران از ورود آریایی‌ها تا بعد

نویسنده : عباس پارس‌وا


بخش یکم: اسامی پادشاهان، حکمرانان و فرمانروایان ایران از ابتدا تا پهلوی


نتایج زنده فوتبال
لیفت صورت

سلسله‌ها و اسامی پادشاهان، خلفای عرب، حاکمان، امیران و کسانی‌که به‌هر طریق ممکن، به‌طور کامل و یا منطقه‌ای و محلی در گوشه و کنار سرزمین ایران، به‌صورت مستقل و غیرمستقیم یا دست نشانده، از ابتدای تاریخ حکومت و فرمانروایی کرده‌اند، فهرست‌وار به‌شرح ذیل نام می‌بریم.

پیشدادیان (افسانهٔ کهن)

– کیومرث فرزند ولاد

– هوشنگ (سیامک)

– طهمورث فرزند هو نُلهد فرزند هوشنگ

– جمشید فرزند هوشنگ

– ضحاک (ده اُک) نبیره کیومرث

– فریدون از نسل جمشید گویند او پوست آهنگری کاوه را به درفش کاویان مبدل ساخت.

– منوچهر (منشخور نار فرزند هوشنگ فرزند فریدون)

– نوذر فرزند منوچهر

– افر اسیاب

– زاب، فرزند طهماسب فرزند منوچهر

– گرشاسب فرزند طهماسب فرزند منوچهر

کیانیان (افسانهٔ کهن)

ـ کیقباد ابن زاب بن طهماسب بن منوچهر

ـ کیکاووس

ـ کیخسرو بن سیاوش بن کیقباد

ـ لهراسب ابن اروند شاه بن کی پشن بن کیقباد

ـ گشتاسب ابن لهراسب بن اروند شاه بن کی پشن بن کیقباد

ـ بهمن بن اسفندیار بن گشتاسب بن لهراسب بن اروند شاه

ـ همای وهی شمیران بنت بهمن داراب ابن اسفندیار بن گشتاسب بن

لهراسب بن اروند شاه بن کی پشن بن کیقباد داراب ابن داراب.

سلسله ماد

۵۸۴ ـ ۷۰۸ پیش از میلاد

دیوکِس (دیا اوکوّ): ۷۰۸ ـ ۶۵۵ پ. م

فرورتیش (فراُرتِس): ۶۵۵ ـ ۶۳۳ ”

هو وخ شتر (کیاسار): ۶۳۳ ـ ۵۸۵ پ.م

آستیاگس (اژدهاک)(ایختو ویگ): ۵۸۴ ـ ۵۵۰ ”

هخامنشیان

(۵۵۰ ـ ۳۳۰) پیش از میلاد

هخامنش، بزرگ هخامنشیان بنا به نوشته هرودوت مورخ یونانی همراه با اسنادی که نشان می‌دهد شجره و نسب کوروش بزرگ چنین بوده است:

هخامنش

(۷۳۰ پیش از میلاد)

چیش پش

کمبوجیه اول

کوروش اول

چیش پش

الف – کوروش دوم – کمبوجیه دوم – کوروش بزرگ – کمبوجیه سوم

ب- آرِیارَمن – اَرشام – ویشتاسب – داریوش بزرگ.

کوروش کبیر، مؤسس امپراطوری هخامنشیان: ۵۲۲ ـ ۵۵۰ پ.م

کمبوجیه (کامبیز) فرزند ارتیس پس: ۵۲۲ ـ……. ”

داریوش بزرگ: ۴۸۶ ـ ۵۲۲ ”

خشایارشاه: ۴۶۶ ـ ۴۸۶ ”

اردشیر اول: ۴۲۴ ـ ۴۶۶ ”

خشایارشاه دوم: ۴۲۴ ـ ۴۶۶ ”

داریوش دوم: ۴۰۲ ـ ۴۲۴ ”

اردشیر دوم: ۳۶۲ ـ ۴۰۲ پ.م

اردشیر سوم: ۳۴۲ ـ ۳۶ ”

ارسِس

داریوش سوم: ۳۳۰ ـ ۳۳۶ ”

فاصله زمانی پایان سلطنت داریوش ۱ سوم تا قیام ارشک و شروع سلسله اشکانی، حکومت‌گران غاصب سلوکیه به‌جا مانده از اسکندر مقدونی از ۳۱۲ تا ۱۲۹ پیش از میلاد.

سلکوس اول (نیکاتور): ۳۱۲ – ۲۸۱ پ. م

ان تیوخوس اول (سورتر): ۲۸۱ – ۲۶۱ ”

ان تیوخوس دوم: ۲۶۱ – ۲۴۶ ”

سلکوس دوم (کالی نی کوس): ۲۴۶ – ۲۲۶ ”

سلکوس سوم (سورتر): ۲۲۶ – ۲۲۳ ”

ان تیوخوس سوم (کبیر): ۲۲۳ – ۱۸۷ ”

از این تاریخ به بعد دنباله حکومت سلوکی‌ها در سرزمین‌های تابعه غربی ایران ادامه داشته است.

سلسله اشکانیان

(۲۴۹ پ. م ـ ۲۲۴ م)

اشک اول (آرشک): ۲۴۷ ـ ۲۴۹ پ. م

اشک دوم ـ تیرداد اول: ۲۱۴ ـ ۲۴۷ ”

اشک سوم ـ اردوان اول: ۱۹۶ ـ ۲۱۴ ”

اشک چهارم ـ فری پاپت: ۱۸۱ ـ ۱۹۶ پ.م

اشک پنجم ـ فرهاد اول: ۱۷۴ ـ ۱۸۱ ”

اشک ششم ـ مهرداد اول: ۱۳۶ ـ ۱۷۴ ”

اشک هفتم ـ فرهاد دوم: ۱۲۷ ـ ۱۳۶ ”

اشک هشتم ـ اردوان دوم: ۱۲۴ ـ ۱۲۷ ”

اشک نهم ـ مهرداد دوم: ۷۶ ـ ۱۲۴ ”

اشک دهم ـ سنتروک: ۶۷ ـ ۷۶ ”

اشک یازدهم ـ فرهاد سوم: ۶۰ ـ ۶۷ ”

اشک دوازدهم – مهرداد سوم: ۶۰ ـ ۵۵ ”

اشک سیزدهم – ارُد اول: ۵۵ ـ ۳۷ ”

اشک چهاردهم – فرهاد چهارم: ۳۷ ـ ۲ ”

اشک پانزدهم – فرهاد پنجم: ۲ ـ ۴ ”

اشک شانزدهم – ارد دوم: ۸ ـ ۴ میلادی

اشک هفدهم ـ وُ نُنُ اول: ۱۷ ـ ۸ ”

اشک هیجدهم ـ ارد سوم: ۴۲ ـ ۱۰ ”

اشک نوزدهم ـ بَردان: ۴۶ ـ ۴۸ یا ۴۵ ـ ۴۰ ”

اشک بیستم ـ گودرز: ۵۱ ـ ۴۶ ”

اشک بیست و یکم ـ وُ نن دوم: چهار ماه ”

اشک بیست و دوم ـ بلاش اول: ۷۸ ـ ۵۲ ”

اشک بیست و سوم ـ پاکر دوم: ۱۰۸ ـ ۷۸ ”

اشک بیست و چهارم ـ خسرو: ۱۱۰ ـ ۱۰۸ ”

مشخص نیست: ۱۳۰ ـ ۱۱۰ ”

اشک بیست و پنجم ـ بلاش دوم: ۱۴۹ ـ ۱۳۰ ”

اشک بیست و ششم ـ بلاش سوم: ۱۹۱ ـ ۱۴۹ ”

اشک بیست و هفتم ـ بلاش چهارم: ۲۰۸ ـ ۱۹۱ میلادی

اشک بیست و هشتم ـ بلاش پنجم: ۲۱۶ ـ ۲۰۸ ”

اشک بیست و نهم ـ اردوان پنجم: ۲۲۴ ـ ۲۱۶ ”

سلسله ساسانیان

(۶۵۲ ـ ۲۱۲ میلادی)

اردشیر اول (اَرت خشر) بابکان: ۲۴۱ ـ ۲۱۲ میلادی

شاپور اول: ۲۷۱ ـ ۲۴۱ ”

بهرام اول (اَوَره ران): ۲۷۵ ـ ۲۷۱ ”

بهرام دوم: ۲۸۲ ـ ۲۷۵ ”

بهرام سوم: چند ماه

نرسی: ۳۰۱ ـ ۲۸۲ ”

هرمز دوم (اَنوهرمزد): ۳۱۰ ـ ۳۰۱ ”

آذر نرسی: ۳۱۰ ـ ۳۱۰ ”

شاپور دوم: ۳۷۹ ـ ۳۱۰ ”

اردشیر دوم: ۳۸۲ ـ ۳۷۹ ”

قباد اول: ۵۳۱ ـ ۴۸۷ ”

خسرو اول (انوشیروان عادل): ۵۷۹ ـ ۵۳۱ ”

هرمز چهارم: ۵۹۰ ـ ۵۷۹ ”

خسرو دوم (خسرو پرویز): ۶۲۸ ـ ۵۹۰ ”

ق اردشیر سوم: ۶۲۹ ـ ۶۲۹ ”

باد دوم (شیرویه): ۶۲۹ ـ ۶۲۸ ”

خسرو سوم: ۶۲۹ ـ ۶۲۹ ”

جوانشیر: ۶۲۹ ـ ۶۲۹ ”

پوراندخت: ۶۳۰.. ـ ۶۲۹ ”

گشتاسب بنده: ۶۳۱.. ـ ۶۲۹ ”

آذرمیدخت: ۶۳۱. ـ ۶۲۹ ”

هرمز پنجم: ۶۳۱ ـ ۶۲۹ ”

شاپور سوم: ۳۸۸ ـ ۳۸۲ ”

بهرام چهارم: ۳۹۹ ـ ۳۸۸ ”

یزدگرد اول: ۴۲۰ ـ ۳۹۹ ”

بهرام پنجم: ۴۳۸ ـ ۴۲۰ ”

یزدگرد دوم: ۴۵۷ ـ ۴۳۸ ”

هرمز سوم: ۴۵۹ ـ ۴۵۷ ”

فیروز اول: ۴۸۳ ـ ۴۵۹ ”

بلاش: ۴۸۷ ـ ۴۸۳ ”

خسرو چهارم: ۶۳۱ ـ ۶۲۹ ”

فیروز دوم: ۶۳۱. ـ ۶۲۹ ”

خسرو پنجم: ۶۳۱ ـ ۶۲۹ ”

یزد گرد سوم: ۶۵۲ ـ ۶۳۱ ”

خلفای راشدین

(۱۱ ـ ۴۰ هجری قمری)

ابوبکر: ۱۱ – ۱۳ هـ. ق

عمربن خطاب: ۱۳ تا سال ۲۳ ”

عثمان بن عفان: ۲۳ – ۳۵ ”

علی بن ابیطالب: ۳۵ – ۴۰ ”

بنی‌امیه (خلفای اموی)

(۴۱ ـ ۶۳ هجری قمری)

الف – آل سفیان

معاویه بن ابی سفیان بن حرب بن امیه بن عبد مناف بعد از حسن بن علی: ۴۱ – ۶۰ هـ. ق

یزید بن معاویه: ۶۰ – ۶۳ ”

معاویه بن یزید: ۶۳ به‌مدت ۴۰ روز

ب – مروانیان (آل مروان)

مروان بن الحکم بن العاص بن امیه: ۶۴ – ۶۶ ه-ق

ابوالوالید عبدالملک بن مروان: ۶۶ – ۸۶ ”

ولید بن عبدالملک: ۸۶ – ۹۶ ”

ابوایوب سلمان بن عبدالملک بن مروان: ۹۶ – ۹۹ ”

عمر بن عبدالعزیز: ۹۹ – ۱۰۱ ”

ابوخالد یزید بن عبدالملک: ۱۰۱ – ۱۰۵ ”

هشام بن عبدالملک: ۱۰۵ – ۱۲۵ ”

ابوالعباس ولید بن یزید بن عبدالملی: ۱۲۵ – ۱۲۶ ”

ابوالولید یزید بن ولید بن یزید: ۱۲۶ – ۵ ماه ”

ابواسحاق ابراهیم بن ولید بن یزید: ۱۲۶ – ۱۲۷ ”

ابو عبدالملک مروان بن الحمار بن محمد بن مروان: ۱۲۷ – ۱۳۲ ”

خلفای عباسی

عبدالله ابوالعباس عبدالله بن محمد: ۱۲۶ – ۱۳۶ ه-ق

الکامل بن علـی بن عبدالله بن عباس

منصور دوانقی: ۱۳۲- ۱۵۸ ”

محمد المهدی: ۱۵۸ – ۱۶۹ ”

موسی الهادی: ۱۶۹ – ۱۷۰ ”

هارون الرشید: ۱۷۰ – ۱۹۳ ”

محمد امین: ۱۹۳ – ۱۹۸ ”

عبدالله مأمون: ۱۹۸- ۲۱۸ ”

ابوالحسن محمد معتصم: ۲۱۸ – ۲۲۷ ”

ابوجعفر هارون الوافق بالله: ۲۲۷ – ۲۳۲ ”

جعفر المتوکل علی الله: ۲۳۲ – ۲۴۷ ”

محمد المنتصر: ۲۴۷ – ۲۴۸ ”

ابوالعباس احمد المستعین: ۲۴۸ – ۲۵۲ ”

ابو عبدالله المعتز: ۲۵۲ – ۲۵۵ ”

محمد المهتدی بالله: ۲۵۵ – ۲۵۶ ”

احمد المعتمدی بالله: ۲۵۶ – ۲۷۹ ”

احمد المعتضدی بالله: ۲۷۹ – ۲۸۹ ”

علی المستکفی بالله: ۲۸۹ – ۲۹ ”

ابو عبدالله المرتضی المعتز: یک روز

جعفر المقتدربالله: ۲۹۵ – ۳۲۰ ”

ابو منصور محمد القاهر: ۳۲۰ – ۳۲۲ ”

ابوالعباس احمد الراضی: ۳۲۲ – ۳۲۹ ”

ابراهیم المتقی بالله: ۳۲۹ – ۳۳۳ ”

عبدالله المستکفی بالله: ۳۳۳ – ۳۳۴ ”

القاسم مطیع الله: ۳۳۴ – ۳۶۳ ”

ابوبکر الطایع بالله: ۳۶۳ – ۳۸۱ ”

احمد القادر بالله: ۳۸۱ – ۴۲۲ ”

عبد الله القائم بامرالله: ۴۲۲ – ۴۶۷ ”

عبدالله المقتدی بامرالله: ۴۶۷ – ۴۸۷ ”

احمد المستظهر بالله: ۴۸۷ – ۵۱۲ ”

فضل المسترشد بالله: ۵۱۲ – ۵۲۹ ”

المنصور الراشد: ۵۲۹ – ۵۳۰ ”

محمد المتقی بامرالله: ۵۳۰ – ۵۵۵ ”

یوسف المستنجد بالله: ۵۵۵ – ۵۶۶ ”

حسن المستضین بالله: ۵۶۶ – ۵۷۵ ”

احمد الناصرالدین الله: ۵۷۵ – ۶۲۲ ”

محمد الظاهر بامرالله: ۶۲۲ – ۶۲۳ ”

منصور المنتصربالله: ۶۲۳ – ۶۴۰ ”

عبدالله المستعصم بالله: ۶۴۰ – ۶۵۶ ”

ازاوایل سده سوم هجری قمری مناطقی از ایران از جانب خلفای عباسی به فرمانروایان محلی و یا به قبایلی که از شمال خاوری باین سرزمین حمله هایی داشته و نفوذ پیدا کرده بودند، واگذار می گردید که بیشترآن‌ها در مناطق تحت فرمانروایی خود بطور مستقل اما با تأیید خلفاء و خراجگذار آن‌ها بودند.

حکومت‌های منطقه‌ای با تأیید و در چهارچوب سلطه خلفای عباسی در ایران:

طاهریان

(۲۰۵ – ۲۲۹) محل فرمانروایی «خراسان»

طاهر ذوالیمینین: ۲۰۵ – ۲۰۷ هـ. ق

علی بن طاهر: ۲۰۷ – ۲۰۷ ”

طلحه بن طاهر: ۲۰۷ – ۲۱۳ ”

عبدالله بن طاهر: ۲۱۳ – ۲۳۰ ”

طاهربن عبدالله: ۲۳۰ – ۲۴۸ ً ”

محمد بن طاهر: ۲۴۸ – ۲۵۹ ”

امرای ساجی

(۲۶۶ – ۳۱۸) هجری قمری آذربایجان

ابوالساج دیوداد: ۲۶۶ – ۲۶۶ هـ. ق

ابوالمسافر محمد افشین: ۲۶۶ – ۲۸۸ ”

دیودادبن محمد: ۲۸۸ – ۲۸۸ ”

ابوالقاسم یوسف: ۲۸۸ – ۳۱۵ ”

ابوالمنصور فتح بن محمد: ۳۱۵ – ۳۱۸ ”

صفاریان

۲۴ – ۲۶۵ هجری قمری

یعقوب لیث صفاری: ۲۴۷ – ۲۶۵ ه-ق

عمرو بن لیث: ۲۶۵ – ۲۸۷ ”

طاهربن محمد بن عمرو: ۲۸۷ – ۲۹۶ ”

لیث بن علی: ۲۹۶ – ۲۹۷ ”

ابو علی محمد بن علی: ۲۹۷ – ۲۹۸ ”

معدل بن علی: ۲۹۷ – ۲۹۸ ”

عمرو بن یعقوب بن محمد: ۲۹۸ – ۲۹۸ ”

ابو جعفر احمد بن ابو عبدالله: ۳۱۱ – ۳۵۲ ”

خلف بن احمد: ۳۵۲ – ۳۹۳ ”

علویان طبرستان

(۲۵۰ – ۳۱۶ هجری قمری)

حسن بن زید علوی (داعی کبیر): ۲۵۰ – ۲۷۰ ه-ق

محمد بن زید: ۲۷۰ – ۲۸۷ ه-ق

ابو محمد حسن بن علی (ناصرکبیر): ۳۰۱ – ۳۰۴ ”

حسن بن قاسم (داعی صغیر): ۳۰۴ – ۳۱۶ ”

سلسله سامانیان

ترک‌نژاد، ضمن اینکه آنان خود را منتسب به بهرام چوبینه می‌دانستند.

امیر اسماعیل سامانی: ۲۷۹ – ۲۹۵ ه-ق

ابونصر احمد بن اسماعیل: ۲۹۵ – ۳۰۱ ”

نصر بن احمد سامانی: ۲۹۵ – ۳۰۱ ”

نوح بن نصر: ۳۳۱ – ۳۴۳ ”

ابوالفوارس عبدالملک بن نوح: ۳۴۳ – ۳۵۰ ”

ابونصر احمد بن اسماعیل: ۲۹۵ – ۳۰۱ ”

نصر بن احمد سامانی: ۲۹۵ – ۳۰۱ ”

نوح بن نصر: ۳۳۱ – ۳۴۳ ”

ابوالفوارس عبدالملک بن نوح: ۳۴۳ – ۳۵۰ ”

نصر بن عبدالملک: یک روز ”

ابو صالح منصور بن نوح: ۳۵۰ – ۳۶۶ ”

ابوالقاسم نوح بن منصور: ۳۶۶ – ۳۸۷ ”

ابوالحارث منصور بن نوح: ۳۸۷ – ۳۸۸ ”

ابوالفوارس عبدالملک بن نوح: ۳۸۸ – ۳۸۹ ”

سلسله غزنویان

غلامان ترک غزنین

(۳۸۷ – ۵۸۲) هجری قمری

یمین الدوله ابوالقاسم محمود بن سبکتکین: ۳۸۷- ۴۲۱ ه-ق

جلال الدوله ابو احمد محمد بن محمود: ۴۲۱ – ۵ ماه ”

شهاب الدوله ابوسعید مسعود بن محمود: ۴۲۱ – ۴۳۲ ”

شهاب الدوله ابوالفتح مودود بن مسعود: ۴۳۲ – ۴۴۱ ”

سلطان مسعود بن مودود: ۴۴۱ – ۵ روز ”

بهاء الدوله ابوالحسن علی بن مسعود: ۴۴۱ – چند ماه”

عزالدوله ابو منصور عبدالرشید بن محمود: ۴۴۱ – ۴۴۴ ”

طغرل (کافر نعمت): ۴۴۴ – ۴۰ روز”

جمال الدوله ابوالفضل فرخ زادین مسعود: ۴۴۴ – ۴۵۱ ”

ظهیرالدوله ابراهیم بن مسعود: ۴۵۱ – ۴۹۲ ”

علا الدوله ابو سعید مسعود بن ابراهیم: ۴۹۲- ۵۰۹ ”

سلطان الدوله ابوالفتح ارسلانشاه بن مسعود: ۵۰۹– ۵۱۱ ”

یمین الدوله ابوالمظفر بهرامشاه بن مسعود: ۵۱۱ – ۵۴۸ ”

تاج الدوله ابو شجاع خسروشاه بن بهرام: ۵۴۸- ۵۵۵ ”

سراج الدوله ابوالملوک خسرو ملک بن خسرو: ۵۵۵ -۵۸۲ ”

دیلمیان

آل زیار، گیلان

مردآویزبن زیار: ۳۱۶ – ۳۲۳ ه-ق

وشمگیر بن زیار: ۳۲۳ – ۳۵۰ ”

ابومنصور ظهیرالدوله بهستون بن وشمگیر: ۳۵۷ – ۳۶۶ ”

شمس المعالی پسر وشمگیر: ۳۶۶ – ۴۰۳ ”

فلک المعالی منوچهر فرزن قابوس: ۴۰۳ – ۴۲۳ ”

نوشیروان پسر فلک المعالی: ۴۲۳ – ۴۳۵ ”

اسکندر بن قابوس بن وشمگیر: ۴۴۳ – ۴۴۱ ”

کیکاووس بن اسکندر: ۴۴۱ – ۴۶۲ ”

گیلانشاه فرزند کیکاووس: ۴۶۲ – ۴۴۷ ”

آل بویه

(۳۲۰ – ۳۷۲ هجری قمری)

حکومت‌گران رسمی: ۳۲۰ – ۳۳۸ هـ. ق

ابوالحسن علی عماد الدوله: ۳۲۳ – ۳۶۶ ”

ابوعلی، حسن رکن الدوله: ۳۳۴ – ۳۶۶ ”

ابوالحسن احمد معزاالدوله:

ابوشجاع عضدالدوله: ۳۳۸ – ۳۷۲ ”

امرای موضعی مناطق

الف – امرای دیلمی فارس

ابوالحسن علی عماد الدوله فرزند بویه: ۳۲۰- ۳۳۸ ه-ق

ابوشجاع فنا خسرو عضدالدوله فرزند رکن الدین: ۳۳۸ – ۳۷۲ ”

ابوالفوارس شیر ذیل فرزند عضدالدوله: ۳۷۲ – ۳۷۹ ”

ابوکالیجار مرزبان صمصام الدوله: ۳۷۹ – ۳۸۸ ه-ق

ابونصر فیروز بهاء الدوله: ۳۸۸ – ۴۰۳ ”

ابوشجاع سلطان الدوله فرزند ابو نصر: ۴۰۳ – ۴۱۲ ”

ابوعلی الحسن مشرف الدوله: ۴۱۲ – ۴۱۵ ”

عماد الدین ابوکالیجار مرزبان: ۴۱۵ – ۴۴۰ ”

ابونصر الملک الرحیم فرزند مرزبان: ۴۴۰ – ۴۴۷ ”

ابونصر فیروز بهاء الدوله: ۳۸۸ – ۴۰۳ ”

ابوشجاع سلطان الدوله فرزند ابو نصر: ۴۰۳ – ۴۱۲ ”

ابوعلی الحسن مشرف الدوله: ۴۱۲ – ۴۱۵ ”

عماد الدین ابوکالیجار مرزبان: ۴۱۵ – ۴۴۰ ”

ابونصر الملک الرحیم فرزند مرزبان: ۴۴۰ – ۴۴۷ ”

ب – امرای دیلمی آل بویه

در خوزستان، عراق و کرمان

ابوالحسین احمد معزالدوله: ۳۲۴ – ۳۵۶ ه-ق

ابو منصور بختیار عزالدوله: ۳۵۶ – ۳۶۷ ”

ابو شجاع فنا خسرو: ۳۶۷ – ۳۷۲ ”

ابوالفوارس شیرذیل: ۳۷۲ – ۳۷۹ ”

ابونصر فیروز بهاء الدوله: ۳۷۹ – ۴۰۳ ”

ابو شجاع سلطان الدوله: ۴۰۳ – ۴۱۲ ”

ابوعلی حسن مشرف الدوله: ۴۱۲ – ۴۱۶ ”

ابوطاهر جلال الدوله فرزند ابو نصر: ۴۱۶ – ۴۳۵ ”

ابوکالیجار عماد الدین: ۴۳۵ – ۴۴۰ ”

ابونصر حسرو فیروز الملک الرحیم: ۴۴۰ – ۴۴ ه-ق

ابوالفوارس قوام الدوله فرزند ابونصر الملک الرحیم: ۴۰۳ – ۴۱۹ ”

ابومنصور فولادستون: ۴۴۰ – ۴۴۸ ”

ج) امرای دیلمی در مناطق: ری، اصفهان، همدان، گرگان، طبرستان و…

ابوعلی حسن رکن الدوله فرزند بویه: ۳۲۳ – ۳۶۶ ه-ق

ابو منصور مویدالدوله فرزند رکن الدوله: ۳۶۶ – ۳۸۷ ”

ابوالحسن علی فخر الدوله: ۳۶۶ – ۳۸۷ ”

ابوطالب رستم مجدالدوله: ۳۸۷ – ۴۲۰ ”

ابوطاهر شمس الدوله: ۳۸۷ – ۴۱۲ ”

ابوالحسن سماء الدوله: ۴۱۲ – ۴۱۴ ”

ابو جعفر بن کاکویه علاء الدوله: ۴۰۳ – ۴۱۲ ”

سلسله سلجوقیان

ترکمنان خزر و غز

(۴۲۹ – ۴۵۵) هجری قمری

محمد الب ارسلان فرزند چغری بیک: ۴۵۵ – ۴۶۵ هـ. ق

جلال الدین ابوالفتح حسن ملکشاه: ۴۶۵ – ۴۸۵ ”

رکن الدین ابوالمظفر برکیارق: ۴۸۵ – ۴۹۸ ”

غیاث الدین ابوشجاع محمد: ۴۹۸ – ۵۱۱ ه-ق

سلطان محمود بن محمد: ۵۱۱ – ۵۱۳ ”

معزالین ابوحارث احمد سنجر (سلان سنجر): ۵۱۱ – ۵۵۲ ”

سلسله‌هایی تحت عنوان اتابکان نیز ابتدا به‌عنوان امیران محلی سلجوقیان و سپس به‌صورت مستقل در مناطقی نیز از جمله در فارس و آذربایجان از ترکان قبچاق و سلغریان حکومت کردند و همچنین با انشعاب از این سلسله سلاجقه‌هایی به این شرح در مناطق مختلف تشکیل شد: سالاجقه بزرگ یا ماوراءالنهر (۷ نفر)، سلاجفه کرمان (۱۳ نفر)، سلاجقه شام (۵ نفر)، سلاجقه روم (۲۰ نفر)، سلاجقه مغرب (۹ نفر)، حکومت کردند.. در زمان ملکشاه سلجوقی با توجه به وسعت زیاد متصرفات برای هر منطقه‌ای، امیری تحت عنوان اتابک تعیین می شد که در بعضی از مناطق با ضعف حکومت مرکزی، تبدیل به حکومتی مستقل و یا نیمه مستقل شدند. عبارتند از: (اتابکان فارس، اتابکان آذربایجان، اتابکان موصل، اتابکان شام، اتابکان لرستان ۵۳۴ -۸۲۷ – ۱۷ نفر)، اتابکان لر کوچک (۵۸۰ – ۹۷۸) ۲۳ نفر)، اتابکان الجزیره (۳ نفر)، اتابکان ارمنیه (۴۹۳ – ۶۰۴) ۸ نفر.

اتابکان فارس (سلغریان)

ترکمانان دست نشانده سلجوقیان

سنقر بن مودود: ۵۴۳ – ۵۵۶ ه-ق

اتابک مظفرالدین زنگی بن مودود: ۵۵۶ – ۵۷۰ ”

تکله بن زنگی: ۵۷۰ – ۵۹۰ ه-ق

طغرل بن سنقر بن مودود: ۵۹۰ – ۵۹۹ ”

سعد بن زنگی: ۵۹۹ – ۶۲۸ ”

ابوبکر بن سعد بن زنگی: ۶۲۸ – ۶۵۸ ”

اتابک سعدبن ابوبکر: ۱۲ روز ”

محمد بن سعدبن زنگی: ۶۵۸ – ۶۶۰ ”

محمد بن سلغر: ۶۶۰ – ۶۶۱ ”

سلجوقشاه بن سلغر: ۶۶۱ – ۶۶۳ ”

ملکه آبش خاتون دختر سعدبن ابی بکر: ۶۶۳ – ۶۸۶ ”

اتابکان آذربایجان

ترکان قبچاق – دست نشانده سلجوقیان

شمس الدین ایلدگز: ۵۳۱ – ۵۶۸ هـ. ق

محمد جهان پهلوان: ۵۶۸ – ۵۸۱ ”

قزل ارسلان: ۵۸۱ – ۵۸۷ ”

اتابک ابوبکر فرزند جهان پهلوان: ۵۸۷ – ۶۰۷ ”

مظفرالدین ازبک بن محمد: ۶۰۷ – ۶۲۲ ”

خوارزمشاهیان

ترک نژاد شمال خاوری دریای خزر

قطب الدین محمد: ۴۹۰ – ۵۲۲ هـ. ق

اتسز بن قطب الدین محمد: ۵۲۲ – ۵۵۱ ”

ایل ارسلان بن اتسز: ۵۵۱ – ۵۶۷ ”

سلطان‌شاه: ۵۶۷ – ۵۶۸ هـ. ق

علاء الدین تکش: ۵۶۸ – ۵۹۶ ”

علاءالدین محمد خوارزمشاه: ۵۹۶ – ۶۱۷ ”

سلطان جلال الدین منکبرنی: ۶۱۷ – ۶۲۸ ”

مغولان

تیره مغول و منچو از نژاد زرد

حمله وحشیانه و فراگیر بوسیله چنگیز به نام تموچین (متولد ۵۴۹)، در مغولستان، ابتدا ازمیان قبایل وابسته و در عین حال رقیبای خود شروع شد تا به سرزمین های غرب آسیا و شرق اروپا نیز گسترش یافت.

تا قبل از حمله هولاکو به ایران نمایندگانی از آن‌ها به صورت فرمانروا به اداره کردن ایران پرداختند و با حمله ن‌هایی توسط هولاکو به ایران رسماً سلسله ایلخانیان در ایران بوجود آمد. وپس از پایان حکومت آنان تا حمله تیمور لنگ به ایران و تشکیل سلسله تیموریان، فرمانروایانی محلی و اتابکان در مناطق مختلف ایران شکل گرفت که به صورت دست نشانده و خراجگذار و یا مستقل در حیطه قلمرو کوچک محدوده خود، حکومت می‌کردند.

چنگیز (تیموچین): وفات ۶۲۴ ه-ق

تولی: ۶۲۴ – ۶۲۴ ”

اوگتای قاآن: ۶۲۶ – ۶۳۹ ”

توراکیناخاتون: ۶۳۹ – ۶۴۴ ”

گیوک خان: ۶۴۴ – ۶۴۷ ”

منگو قاآن: ۶۴۸ – ۶۵۷ ”

قوبیلای قاآن: ۶۵۸ – ۶۹۳ ”

فرمانروایان مغول تا تاسیس سلسله ایلخانیان

جور ماغون: ۶۲۶ – ۶۳۰ ه-ق

جنتمور: ۶۳۰ – ۶۳۳ ”

نوسال: ۶۳۳ – ۶۳۷ ”

گرگوز: ۶۳۷ – ۶۴۱ ”

امیر ارغون: ۶۴۱ – ۶۵۴ ”

ایلخانیان (مغولان ایران)

(۳۶۳ – ۷۵۶ هجری)

هولاکوخان: ۶۵۱ – ۶۶۳ ه-ق

آباقاخان: ۶۶۳ – ۶۸۰ ”

احمد تگودار: ۶۸۱ – ۶۸۳ ”

ارغون خان: ۶۸۳ – ۶۹۰ ”

گیخاتوخان: ۶۹۰ – ۶۹۳ ”

بایدوخان: ۶۹۴ – ۶۹۵ ”

غازان خان: ۶۹۵ – ۷۰۳ ”

محمدخدابنده اولجایتو: ۷۰۳ – ۷۱۶ ”

ابوسعید بهادرخان: ۷۱۶ – ۷۱۶ ”

ارپا گاون: شش ماه

موسی خان: ۷۳۶ -۷۳۶ ه-ق

محمد خان: ۷۳۶ – ۷۳۸ ”

طغاتیمور خان: ۷۳۸ – ۷۵۴ ”

ساتی بیک: ۷۳۹ – ۷۴۱ ”

تیمورخان شاه جهان: ۷۳۹ – ۷۴۰ ”

سلیمان خان: ۷۴۱ – ۷۴۵ ”

انوشیروان: ۷۴۴ – ۷۵۶ ”

در فاصله دو حکومت اخیر ایلخانیان، بعضی از متصرفات آنان به قطعات کوچک‌تری تقسیم شده و بصورت پراکنده فرمانراوایانی با استفاده از نام آن‌ها تا حمله تیمور و تشکیل سلسله تیموریان، حکومت‌های خود را در حیطه قلمرو خود ادامه دادند.

حکومت‌های منطقه‌ای و کوچک

اتابکان یزد – باقیمانده از حکومت سلجوقیان، ده نفر بین سال‌های ۴۴۳ تا ۷۱۸ هجری قمری حکومت کردند.

آ قراختائیان کرمان – نه نفر (۶۱۹ – ۷۰۳ هجری قمری) در کرمان.

سربداران – دوازده نفر (۷۳۷ تا ۷۸۸ هجری قمری)

در خطه سبزوار (بیهق) آل کرت – هشت نفر (۶۴۳ ت- ۷۸۳ هجری قمری) در نواحی هرات..

سلسله جلایریان ایلـکانیان – ده نفر (۷۴۰ تا ۸۳۵ هجری قمری) در بغداد.

سلسله آل مظفر – هفت نفر (۷۲۳ تا ۷۹۵ هجری قمری) در محدوده کرمان و، بم و فارس.

آل اینجو – سه نفر (۷۲۵ یا ۷۴۲– ۷۵۹ هجری قمری) در جنوب تا قسمتی از فارس و کرمان.

چوپانیان- دو نفر (۷۳۸ تا ۷۵۸ هجری قمری) در نواحی آذربایجان و اران و قسمتی از گرجستان و…

ملوک شبانکاره – پانزده نفر (۴۴۸ – ۷۵۶ هجری قمری) در سرحداد فارس و کرمان

گورکانیان (تیموریان)

(۷۷۱ – ۹۱۳) هجری قمری

امیر تیمور گورکان: ۷۷۱ – ۸۰۷ هـ. ق

میرزا خلیل سلطان: کمتر از یک سال

میرزا معین الدین شاهرخ: ۸۰۷ – ۸۵۰ ”

علاءالدوله میرزا الغ بیک (محمد ترغای): ۸۵۰ – ۸۵۳ ”

رکن الدین میرزا عبدالطیف: ۸۵۳ – ۸۵۴ ”

عبدالله بن ابراهیم بن شاهرخ: ۸۵۴ – ۸۵۵ ”

ابوسعید تیموری فرزندمیرزا محمد: ۸۵۵ – ۸۷۳ ”

سلطان حسین بایقرا: ۸۷۳ – ۹۱۱ ”

بدیع الزمان میرزا و مظفر حسین میرزا: ۹۱۱ – ۹۱۳ هـ. ق

ترکمانان امرای قراقویونلو

(۸۱۰ ـ ۸۷۳)

قره محمد تورمش: ۷۸۲ ـ ۷۹۲ هـ. ق

ابو نصر قرایوسف بن قرا محمد: ۸۱۰ – ۸۲۳ ”

اسکندر بن قرایوسف: ۸۲۳ – ۸۳۹ ”

جهانشاه قرایوسف: ۸۳۹ – ۸۷۲ ”

حسنعلی میرزا: ۸۷۲ – ۸۷۳ ”

امرای آق قویونلو

(۸۷۲ – ۹۲۰)

امیر حسن بیک بن علی بن قرا عثمان: ۸۷۲ – ۸۸۲ هـ. ق

سلطان خلیل و یعقوب بیک: ۸۸۲ – ۸۹۶ ”

یعقوب بیک حسن بیک: ۸۸۳ – ۸۹۶ ”

بایسنقر یعقوب: ۸۹۶ – ۸۹۷ ”

رستم بن مقصود بن حسن بیک: ۸۹۷ – ۹۰۲ ”

احمد بن اغور لو محمد بن حسن بیک: ۹۰۲ – ۹۰۳ ”

الوند بیک بن یوسف بن حسن بیک: ۹۰۳ – ۹۰۷ ”

سلطان مراد بن یعقوب بن حسن بیک: ۹۰۳ – ۹۰۸ ”

سلسله صفویه

از تیره ترک و تاتار (نژاد زرد)

۹۰۶ – ۱۱۴۸ هجری قمری

شاه اسماعیل صفوی: ۹۰۶ – ۹۳۰ هـ. ق

شاه طهماسب: ۹۳۰ – ۹۸۴ ”

شاه اسماعیل دوم: ۹۸۰ – ۹۸۱ ”

سلطان محمد خدابنده: ۹۸۵ – ۹۹۶ ”

شاه عباس کبیر: ۹۹۶ – ۱۰۳۸ ”

شاه صفی: ۱۰۳۸- ۱۰۵۲ ”

شاه عباس دوم: ۱۰۵۲- ۱۰۷۷ ”

شاه سلیمان: ۱۰۷۷- ۱۱۰۵ ”

شاه سلطان حسین: ۱۱۰۵ – ۱۱۳۵ ”

فتنه افغان‌ها، از تاریخ ورود محمود افغان به ایران در سال ۱۱۳۴ تا پایان فتنه و فرار اشرف افغان به‌سال ۱۱۴۲ هجری قمری.

محمود افغان: ۱۱۳۴ – ۱۱۳۷ ه-ق

اشرف افغان: ۱۱۳۷ – ۱۱۴۲ ”

دنباله سلطنت سلاطین صفوی

شاه طهماسب دوم: ۱۱۳۵ – ۱۱۴۵ ه-ق

شاه عباس سوم: ۱۱۴۵ – ۱۱۴۸ ”

سلسله افشار

تیره‌ای از نژاد آریانی

(۱۱۴۸ – ۱۲۱۸) هجری قمری

نادر شاه افشار: ۱۱۴۸ – ۱۱۶۰ ه-ق

علیقلی عادل‌شاه: ۱۱۶۱ – ۱۱۶۱ ”

ابراهیم خان ابراهیم شاه: ۱۱۶۱ – ۱۱۶۲ ”

شاهرخ شاه: ۱۱۶۲ – ۱۱۶۲ ”

شاه سلیمان دوم: ۱۱۶۲ – ۱۱۶۲ ”

شاهرخ شاه: ۱۱۶۲ – ۱۲۱۰ ”

نادر میرزا: ۱۲۱۰ – ۱۲۱۸ ”

سلسله زندیه

ایرانی، (۱۱۶۳ – ۱۲۰۹) هجری قمری

کریمخان زند: ۱۱۶۳ – ۱۱۹۳ هـ. ق

زکی خان: یک‌صدروز ”

ابوالفتح خان: هشتادروز ”

صادق خان: ۱۱۹۳ – ۱۱۹۵ ”

علیمراد خان: ۱۱۹۵ – ۱۲۰۰ ”

جعفر خان: ۱۲۰۰ – ۱۲۰۳ ”

صید مرادخان: ۱۲۰۳ – ۱۲۰۳ ”

لطفعلی خان: ۱۲۰۳ – ۱۲۰۹ ”

سلسله قاجاریه

تیره‌ای از ترک و تاتار. (نژاد زرد) شاخه‌ای از ایلات ترک

۱۲۰۹ قمری – ۱۳۰۴ خورشیدی

آغا محمد خان: ۱۲۰۹ – ۱۲۱۲ ه-ق

فتحعلی‌شاه: ۱۲۱۲ – ۱۲۵۰ ”

عادل‌شاه: سه ماه ”

محمد شاه: ۱۲۵۰ – ۱۲۶۴ ”

ناصر الدین شاه: ۱۲۶۴ – ۱۳۱۳ ”

مظفرالدین شاه: ۱۳۱۳ – ۱۳۲۴ ”

محمد علی شاه: ۱۳۲۴ – ۱۳۲۷ ”

احمد شاه: ۱۲۸۸-۱۳۰۴ خورشیدی

سلسله پهلوی

دو و سومین سلسله ایرانی بعد از اسلام

(۱۳۰۴ ۱۳۵۷ خورشیدی)

رضا شاه: ۱۳۰۴ – ۱۳۲۰ خورشیدی

محمد رضا شاه: ۱۳۲۰ – ۱۳۵۷ ”


بخش دوم: بنیان‌گذاران فرهنگ اجتماعی و اعتقادی در فلات ایران

ورود آریایی‌ها به خاورمیانه

تاریخ ورود آریایی‌های جداشده از مردم هند و اروپایی به این سرزمین به درستی معلوم نیست. مورخی به تحقیق و یقین معلوم نکرده است. محققینی تاریخ ورود آریان‌ها و اسکان یافتن در فلات ایران را دو هزار سال (پ.م) دانسته‌اند ولی به‌گفته مورخین متأخر شروع مهاجرت آن‌ها را قرن چهاردهم پیش از میلاد گفته‌اند که تا قرن هشتم (پ.م) ادامه داشته است. آنچه که گفته شده، محل ورود آریان‌ها از شمال به جنوب ابتدا در فلات ایران سکنی یافته‌اند، که در اوستا آن‌را «آیرن وَاَجَ» بمعنی سرزمین آریان‌ها نامیده شده است. در مورد گسترش یافتن و پخش آن‌ها پس از ورود به فلات ایران به دیگر سرزمین‌ها، در اوستا به ۱۶ مملکت اشاره می شود که اولی در «آیرن وَاِجَ» وآخرین آن‌ها در صفحات البرز و پنجاب هند مسکن گزیده‌اند.

گریشمن، نحوه ورود آریایی هارا به فلات ایران چنین توصیف کرده است: آن‌ها به دو دسته تقسیم شده گروهی از آن‌ها شعبه آریانی های غرب را تشکیل داد ه و در محدوده دریای سیاه و تنگه بسفر اقامت میگزینند و دسته دوم به‌نام شعبه شرقی که به «هندو ایرانی» شهرت یافته است، از طریق شمال باختری دریای خزر به نواحی کوه‌های زاگروس گسیل یافته و ساکنین غرب کوههای زاگروس و نواحی رود فرات که با هوریان ممزوج گشته و حکومت جداگانه‌ای تشکیل داده اند و در همین محدوده خاور و جنوب و شمال کوه‌های زاگروس،، مادها، کردها و پارسی‌ها اسکان یافته‌اند. (۱)

و خاورشناسانی چون «سولاک» و «فون لوشان» معتقدند: آندسته از آریایی ها که در حال حرکت به جنوب بودند، دو قسمت شده عده ای از طریق کوههای هیمالیا رهسپار هندوستان و گروهی دیگر به سرزمین ایران آمدند و در منطقه‌ای به نام پارس، سکنی یافته و عده‌ای هم به کوههای زاگروس رفته و شعبه‌هایی را به نام‌های: (مانای، کاردوخ، گوتی، کرد، ماسای و لؤلو) تشکیل دادند (۲)

شروع تاریخ این سرزمین به نام ایران را باید ابتدای مهاجرت قوم آریایی از تیره هند اروپایی به خاورمیانه و ادامه آن به جنوب خاوری یعنی سر زمین هندوستان باید دانست. از میان آریایی‌های ساکن در فلات ایران، ابتدا مادها حکومت مستقلی را تشکیل دادند و قوم پارس با شروع کار خود، ابتدا در معیت آسوری‌ها و سپس مادها، بودن خود را مطرح ساختند اما به‌صراحت می‌توان گفت، این پارس‌ها بودند که ضمن آمیختگی با دیگر اقوام، شیراز ه بنیادی انسان‌های مستقر در این سرزمین را بنا نهادند. مورخان به‌نام همچون هرودت و…. این منطقه را به نام سرزمین پارس‌ها خوانده‌اند.

آریان‌های ایران باستان

ورود آریان‌ها ایران را که به‌درستی مشخص نیست که بیست قرن پیش از میلاد و به قول برخی محققان، چهارده قرن (پ.م) بتدریج به فلات ایران آمده‌اند. به‌هر روی، آنچه به ظاهر در تاریخ نمایان شده است (۳) پایان ورود تدریجی آریان‌های ایران را قرن هشتم (پ.م) مشخص کرده‌اند ضمن اینکه زمان پیش از آن در تاریخ مستور مانده است. (۱)

پارسی‌ها به خاطر پاکی اخلاق، بر همسایگان برتری داشته‌اند. با برداشت مورخان، آنان دارای منشی نیک، گفتار نیک و کردار نیک بودند. مورخین قدیم یونان زمانی‌که صحبت از صفات خوب و بد آریان‌های قدیم ایران می‌کنند، راست‌گویی و راست‌قولی را از صفات اختصاصی آن‌ها می‌دانستند. از قول کوروش بزرگ گفته شده است که وقتی یونانی‌ها را تخفیف می‌کرده است می‌گوید: «… پارسی‌ها نباید از مردمی به ترسند که در بازار گرد هم می‌آیند، برای اینکه به یکدیگر دروغ بگویند.» ایرانیان قدیم قرض را بد می‌دانستند زیرا تصور می‌کردند که آدم مقروض مجبور است دروغ بگوید. دروغ آفریده اهریمن است، همچنین اعتقاد به کوشش و عمل داشتند و تنبلی و کاهلی و لاابالی‌گری را یاری رساندن به اهریمن می‌پنداشتند، همان‌طورکه این اعتقاد در اوستا نیز مذکور است.

نفوذ فرهنگ آریانی‌های ایران باستان در تمدن بشر:

ویزگی‌های فرهنگ آریانی‌های ایران باستان را می‌توان چنین برشمرد:

۱ – تشکیل دولت بزرگی که تا آن روز در تاریخ نظیر نداشته چه از حیث بسط و چه جنبه تشکیلات و اداره کشور.

۲ ـ داخل کردن باورهایی چون پاک تر و اخلاقی عالی تر به باورهایی که در آسیای شرقی و غربی نزدیک، نسبت به آنجه پیش از آن بیشتر قوم ها بدان‌ها معتقد بودند. همان‌طور که باور آن‌ها: (کفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک) سر لوحه ای به عنوان شعار در اعتقادات آیندگان جهان باقیست.

آریان‌های ایرانی از ابتدا برخلاف تمدن‌های عصر خود مانند یونانی‌ها، رومی ها، سومری‌ها و بابلی‌ها مجموعه‌ای به عنوان خدایان نداشته‌اند. آن‌ها «هرمزد» را موجودی مجرد دانسته که دیده نمی‌شود، جای خاصی ندارد یعنی همه جا هست. از صورت «هرمزد» و نام او نمادی از سنگ یا با نقش نمی‌ساختند در حالی‌که در تمدن‌های یاد شده چنین نبوده است. آریان‌های ایران «هرمزد» را نشان روشنایی هجون آفتاب، ماه، ناهید و آتش مورد تقدیس بوده است به‌خصوص آتش را که علاوه بر روشنایی، آن‌را مظهر پاکی می‌دانستند. محققین معتقدند (۴) که مذهب آریان‌های ایران بر تمام مذاهب قدیمه برتری داشته جز مذهب بنی‌اسراییل که در اقلیت بوده است.

۳ ـ طرز سلوک و اداره کردن مردم تابعه موافق اصولی که باعث نزدیکی ملت‌ها و قوم‌ها به هم شده و زمینه اختلاط آن‌ها را مهیا نموده زیرا این طرز حکومت برای مللی که بعد از آریان‌های ایرانی آمدند، سرمشق مملکت داری شد. اصول مزبور عبارتست: ادب، فتوت وجوانمردی که در قرون بعد هم در آریان‌های ایران دیده می‌شود چنانکه نظر محققین جدید هم همین است مانند: «Art Christensen. Empire Sassanides»

۴ ـ خط‌هایی که در ایران باستان مورد استفاده می‌شده است:

ـ خط میخی که اقتباس اولیه از سومری‌ها بوده و از چپ به راست نوشته می‌شده است.

ـ خط پهلوی اقتباص از خط آرامی‌هاست و بر دو قسمت، پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی بود که از راست به چپ می‌نوشتند.

ـ خط سغدی

ـ خط مانی

و اما مبدع خط اوستایی که ریشه در خط میخی داشت، ایران بوده است:

ابداع خطی که بخط الفبایی نزدیک است. خط میخی پارسی در میان خطوط عالم قدیم که اکثر میخی بوده، مقام بالایی را دارا بوده. آن‌ها خطوط سیلابی با ایدیوگرام تبدیل به خطی کردند که نزدیک است به خط الفبایی یعنی صدها علایم، تبدیل ۴۱ علامت شده و این کار آریان‌های ایرانی است. خط اوستایی نیز دارای چهل علامت است و برای همه صداهای ساکن و متحرک علامتی دارد. این خط را کاملترین خط قدیم می‌دانند. عقیده بر این است که این خط از خطوط اروپایی نیز کامل تربوده زیرا برای بعضی صداها در خط اروپایی علامتی موجود نیست و گاهی یک علامت نماینده صداهای مختلف است. از راست به چپ نوشته شده و گمان بر این است این خط در قرن ششم از خط پهلوی اقتباس شده است. از متخصصان خط پهلوی شخصی به نام «وستر گارد»(۲) دانمارکی است که در سال ۱۸۵۴ میلادی آنرا به طبع رسانید و از متخصصین خط اوستایی «آنک تیل دو پرون»(۳) فرانسوی است که این خط را نزد علمای پارسی هند فرا گرفت و بعد از چند سال آنرا در اروپا انتشار داد. آن‌طور که در تاریخ ایران باستان آمده می‌توان متخصصین خط اوستاو خط پهلوی را دو نفر فرانسوی به‌نام های «بورنوف و دار مس تِتِر»(۴) و یک نفر دانمارکی که نامش برده شد «وِستِر گارد» و دیگر یگ انگلیسی به‌نام «وِست»(۵) است که اوستا را به چند زبان اروپایی ترجمه کرده است.

و اما با گذشت زمان، یعنی حدود سال ۱۰۰۰ میلادی خط عربی جایگزین خط پهلوی شده و از این تاریخ پهلوی زبان محاوره نمی‌باشد. طرز نگارش آن که پر از هزوارشهای املاء تاریخی و آرامی بود به مشکلات تفهیم آن، افزوده و ایرانیان نگارش زبان خود را به الفبای عربی آغاز کردند. متعاقب آن ادبیات درخشانی شکل یافت و نتیجه آن دو شکل جدید فارسی میانه ظاهر شد. پازند که عبارت است از پهلوی آوانویسی شده به الفبای اوستایی و نیز فارسی که از همان آوانویسی شده به الفبای عربی بوده. (۶)

۵ ـ تصرف در صنایع و معماری قدیمه به‌اندازه‌ای‌که آنرا ظریف‌تر و زیباتر کرد. نمونه‌های آن در معماری تخت جمشید که الهام گرفته از معماری مصری‌ها بوده اما تغییرات سر ستون‌ها و بعضی از سردرها وورودی‌ها هنر ایرانی است.

قبلی «
بعدی »

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.

پیشنهادات ما

پیشنهاد می‌کنیم