حماسه ایلیاد، نوشته هومر

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۷ خرداد ۱۳۹۶
  • ۱ دیدگاه

این بزرگترین، عظیمترین و کهنسالترین اثر رزمی کلیه زبانهای اروپایی است، منظومه ای است شش وزنی به لهجه «یو نی»، یکی از سه گویشهای زبان یونانی، با عمری قریب سه هزار سال که هنوز، با وجود گذشت دورانی نزدیک به سی قرن، اثری همطراز آن سروده نشده است. حماسه ای است به شعر که ماجرای دهمین و آخرین سال محاصره شهر باستانی «تروآه و سقوط و انهدام بارویی تسخیر ناپذیر و شکست و فنای قومی دلیر و مبارز را به زیباترین و شورانگیز ترین شیوه بیان می کند، در عین حال شرحی است از ستیز و کینه توزی ایزدان با یکدیگر بر سر صیانت یا اضمحلال قومی که سلحشورانش آماج عشق یا نفرت آنان بودند، و سخن کوتاه آنکه، به عقیده عموم نقادان ادب جهان، این مجموعه منظوم در میان آثار حماسی بشر، عالیترین و برترین محصول فکری قرون و اعصار شناخته شده است.

این شاهکار حماسی نامش ایلیاد یا به گفته یونانیان ایلیاس است و سراینده آن شاعری است بلندمرتبت به نام «هومر» که به زبان یونانی او را « هومروس، میخوانند. ایلیاد اثر هومر قدیمیترین سند زنده روشنگری و اندیشمندی بشر است و این واقعیت مسلم را به ثبوت می رساند که انسان، حتی در سه هزار سال قبل، قدرت آفرینش اثری را داشته است که بعدها، با وجود گسترش دانش و پرورش فکر و ذوق، شاعران و متفکران قادر به خلق اثری نظیر آن نشده اند.

نگاهی به این اثر بزرگ و توجهی به زندگی این سخنور عالیقدر شاید این حقیقت را بهتر جلوه گر سازد. ” هومر کیست و زندگانی او چگونه بوده است؟ کسی به درستی نمی داند.

دنیا او را شاعری میشناسید که دو شاهکار حماسی به نام ایلیاد و اودیسه خلق کرده است و این دو اثر نشان میدهد که او سخنوری توانا و ضمنا شاعر « حرفه ای بوده است. روایاتی که از دوران حیات او باقیمانده، همه رنگ افسانه و خیال دارد و از دیدگاه یک مورخ یا بیوگرافی نویس فاقد ارزش است. نام او در سه گویش یونانی، دارای مفهومی نیست در حالی که اسامی یونانی همه دارای معنی هستند. در باره اش نوشته اند که نابینا بوده اما این شایعه امروز مردود شناخته شده است. دلیل آنکه قدما او را از دو چشم محروم پنداشته ند این بوده که در مجموعه سرودهاه هومر در یکی از منظومه ها زیر عنوان «سرودی به آپولون» از خنیاگران و نغمه سرایان می خواهد که وقتی ستایشگران می پرسند سراینده این نغمه های دلنواز کیست بگویند که «او شاعری نابینا بوده که در جزیره کوهستانی کیوس ۶ میزیسته.» اما بعدا بر محققان و تاریخ نگاران مسلم گشت که این سرودها به هومر تعلق نداشته و قرنها پس از وی سروده شده اند، از طرفی امعان نظر و ژرف نگری سراینده ایلیاد و اودیسه در همه صحنه های داستان، گویای این واقعیت است که وی دیدگانی روشن و بینا و موشکاف داشته و همه چیز را با چشمان خویش می دیده و ترسیم می کرده است. اینکه هومر در چه سال یا چه قرن پای به عرصه وجود نهاده، معلوم نیست اما بعضی شواهد گویای آن است که وی بین قرن دهم تا هشتم قبل از میلاد زندگی می کرده است.

آیا دو مجموعه ایلیاد و اودیسه براستی محصول فکر و ذوق هومر است و این او بوده که به تنهائی چنین شاهکارهای بی بدیلی را خلق کرده است؟

و به این پرستش با صراحت نمی توان پاسخ داد، بلکه مواردی هست که ثابت می کند در کتاب عظیم موجود، نوشته و سروده یکتن نیست. فردریک – آگوست – ولف» محقق و ادیب نامی آلمان در قرن هجده، در کتابی که پیرامون زندگانی هومر نوشت می گوید «ایلیاد و اودیسه از نوع حماسه هایی نیست که مردم بتوانند چنین دقیق و پیراسته در سینه های خود محفوظ بدارند و لاجرم بقای چنین آثار عظیمی لازمه اش نوشتن است.» ایلیاد به تنهایی مرکب از ۲۴ دفتر و ۱۵۶۸۱ بیت است؛ بنابراین چگونه می توان تصور کرد که مردم دقیقا این ابیات را بدون کم و کاست به خاطر سپرند و از سینه به سینه نقل کنند. در دوران حیات هومر، خط و رسم برای مردم یونان مجهول بود بنابراین چنین مجموعه ای قرنها بعد می بایستی تدوین و کتابت شده باشد. اینجاست که تردید به وجود می آید و این حدس را تقویت می کند که ایلیاد و اودیسه محصول فکر دهها نفر و ساخته و پرداخته جمعی است. می توان پنداشت که هومرنامی وجود داشته و او شاعر اندیشمند و توانایی بوده که کارش سرودن و خواندن اشعار حماسی برای مردم و شهریاران بوده است؛ دو داستان ایلیاد واودیسه را او برای دوستداران و هواخواهانش بازگو می کرده است. پس از مرگ او، این حماسه های منظوم از سواحل «ایونی، واقع در جزایری از دریای «اژه» به دیگر نقاط یو نان رفته و مورد ستایش و قبول دیگر اقوام یونانی قرار گرفته؛ پاره ای اسناد موجود گواهی میدهند که خطیب و قانو ندانی «لیکور گوس» نام از اهالی اسپارت، حدود هشت قرن قبل از میلاد مسیح، ایلیاد و اودیسه را به مردم اسپارت معرفی کرده و از آنجا این منظومه به دیگر نقاط یونان راه یافته است. طی قرنها، هر یک از شاعران و سخندانان یونانی، گامی در راه تدوین و جمع آوری این آثار برداشته اند. برای مثال، نوشته اند که «سولون»۹ یکی از هفت دانایان یونانی که در حوالی قرن ششم قبل از میلاد می زیسته، آیین ویژه ای برای بازخوانی اشعار ایلیاد و اودیسمه مرسوم داشته بود که تا قرنها بعد رعایت می شده است. همچنین مسلم است که نسخه موجود ایلیاد و اودیسه، باز نویسی و تنقیح دانشمندانی از مکتب اسکندریه، مانند زنودوتوس و آریستوفان و آریستار کوس بوده که کلیه نسخ را گردآوری کرده و با حشو زواید و حاشیه نویسی بر واژه ها و تعبیرات مجعول، نسخه منقحی از این دو حماسه جاودانی فراهم آورده اند.

از طرفی محتوای دو کتاب ایلیاد و اودیسه از حیث مضمون و انشاء و نوع اصطلاحات و تعبیرات و همچنین شیوایی و روانی شعر یکدست است و نشان می دهد که یک فکر و یک ذوق واحد این دو اثر را از آغاز تا انجام به رشته تحریر آورده است، در اینصورت این پرسش به میان می آید که هومر اگر خود خالق این دو شاهکار بوده است در کجا و به چه طریق این مضامین را حفظ کرده است که مصون از حوادث به نسلهای بعد رسیده است؟ بهرحال، تاریخ، بویژه پژوهشهای معاصران، موجودیت شاعر بزرگی به نام «هومروس » را اذعان دارد و معتقد است این روشنگر عالیقدر نه تنها شاعر توانایی بوده بلکه در آن آغاز تمدن، زمانی که قسمت اعظم جهان در ظلمت جهل و بیخردی بسر می برده، وی به فرهنگهای بزرگ، مانند فرهنگ شرق و فرهنگی «مصری» آشنایی داشته و در دو کتاب عظیم خود از همه این دانشها استفاده کرده است.

ایلیاد، این شاهکار رزمی دوران باستان، از چه سخن می گوید؟

ایلیاد، با تمام عظمتش، ماجرای چهل روز از آخرین روزهای جنگی دهساله یونانیان است که بر ضد شهر «تروا، صورت گرفته. «تروآ» یا «تروی»مرکز استانی بود ترواس نام که در باختر آسیای صغیر، در کرانه دریای اژه و در دهانه تنگه دار دانل قرار داشته؛ حادثه مربوط است به حدود سال ۱۱۸۴ قبل از میلاد، یعنی متجاوز از سه هزار و یکصد و پنجاه سال پیش. نبرد برس زنی خوبروی صورت گرفته به نام «هلن» ۱۵. هلن روزگاری همسر خوشبخت « منه لائوس» ۱۶ فرمانروای اسپارت بود. پاریس شهزاده تروی، و فرزند برومند «پریام» پادشاه آن سامان، ده سال پیش از آن تاریخ، در سفری که پنهانی به اسپارت کرده بود، از غیبت منه لائوس استفاده کرده، هلن زیبا را | ربوده و با خود به تروی آورده بود. منه لائوس هنگام بازگشت به وطن، از طریق خدایان، از ربوده شدن همسر به دست پاریس آگاه می شود و آنگاه از همه شهریاران یونان می خواهد تا به او یاری کنند و به سوی دشمن بتازند. سپاهی گران آماده می شود. فرمانده این سپاه که مرکب از سلحشوران همه نواحی یونان است، مبارزی است برومند و جنگاور اما سبک مغز به نام «آگاممنون، که در عین حال برادر منه لائوس نیز هست. داستان رزمی ایلیاد اثر جاویدان هومر، تصویر گویا و هیجان انگیزی است از آخرین روزهای نبردی که از آغاز تا انجام مدت ده سال بطول انجامید و سرانجام به فنای تروی منجر گردید. قبل از آنکه سخن از سوانح داستان به میان آید، نخست باید چند پرسش را پاسخ داد: اول آنکه چه پیش آمد که پاریس، شاهزاده شجاع و محبوب اقلیم تروآ، به فکر ربودن هلن افتاد و مصمم گردید به سرزمین دور دست دیگری سفر کند و از میان تمام پریچهرگان جهان، هلن نامی را برای همسری برگزیند و به زادگاه خویش آورد، در حالی که می دانست به یقین رفتارش مصیبتی به دنبال خواهد داشت. دوم اینکه چه شد هلن، ماهروی اسپارت، با وجود آنکه خود از میان همه خواستگاران سراسر یونان، منه لائوس را به شوهری برگزیده بود، به پیشنهاد پاریس تن در داد و با او به دیار ناشناخته ای رفت که از آن آگاهی نداشت. و سوم اینکه به فرض منه لائوس غرورش از این عمل ناجوانمردانه پاریس جریحه دار شده باشد و عشق و آرزوی دستیابی به همسر، آزارش دهد. به چه سبب دیگر شهریاران یونان به او یاری کنند و سپاهیان خود را برای جنگی توانفرسا و مصیبت اور همراه او گسیل دارند؟

اینجاست که بسیاری از نکته های مجهول حماسه ایلیاد روشن می گردد و همینجاست که برای خواننده مسلم میشود که نبرد فاجعه آور «تروآ، در حقیقت نبرد ایزدان بوده که سرانجام به انهدام کامل این شهر و فنای مردم آن دیار و همچنین شکست رب النوعی منجر گردید که تروا را در پناه حمایت خود گرفته بود. در پاریس بدان سبب به سوی اسپارت ره سپرد که «آفرودیته الهه زیبایی به او قول عشق و همسری زیباترین زن جهان را داده بود و ضمنا هم او بود که شور و جذبه و هیجان در دل هلن افکند و او را به یک نگاه شیفته و بیقرار پاریس ساخت. چرا آفرودیت به پاریس چنین قولی داده بود؟ سبب آنرا باید در ضیافتی جستجو کرد که در پیشگاه زئوس ، ایزد ایزدان، برپا بود. سه الهه زن که هریک خود را زیباتر از دیگری می پنداشت در میهمانی رب الارباب حضور داشتند . در آنجا سیبی به وسیله یکی از خدایان تقدیم زیباترین الهه می گردد. هر سه ربه النوع خواستار گرفتن سیب بودند. این داوری به خود رب الارباب داده میشود. زئوس برای اینکه الهه کان را نرنجاند و یکی را بر دو دیگر رجحان ندهد، این کار را به پاریس، شهزاده برازنده اقلیم تروا واگذار می کند. پاریس، مسحور آفرودیت می شود و او را بر دیگران برتر می شمارد. آفرودیت، الهه زیبایی، به او وعده پاداش نیکو می دهد اما این کار پاریس برای او و سرزمین او، دو دشمن قهار و بیرحم بوجود می آورد که سرانجام پیروزی با آنان می گردد.

اما اینکه دیگر شهریاران یونانی آماده گشتند به نبردی فرساینده پای نهند دلیلش پیمانی بود که پیش از آن تاریخ بر سر هلن با یکدگر بسته بودند. هلن شیفتگان و خواستگاران بسیاری داشت، چون هیچیک از آنان حاضر نبود از آن ماهروی آشوبگر چشم بپوشد ناچار جملگی بر آن شدند که انتخاب همسر را به خود «هلن» واگذار شد و در همانجا هم پیمان شدند که او هر کس را بر گزید، دیگران حافظ آندو باشند و اگر خطری آنان را تهدید کرد، علیه دشمن متفقا دست به پیکار بزنند. از این رو بود که منه لائوس دست تمنا به سوی یاران دراز کرد و در نتیجه سپاهی عظیم گرد آمد.

ده سال کشمکش و خونریزی ثمری ببار نیاورده است. تروی بخاطر باروهای بلند و دیوارهای ستبر، تسخیر ناپذیر است. ادامه جنگ، دوری از وطن، ناامیدی از غلبه بر دشمن، خطاهای گاه و بیگاه سرکردگان و پاره ای ناسازگاری۔ های سپهسالاران، همه را فرسوده و بیتاب کرده است. اکنون آگاممنون فرمانده کل جنگاوران یونان عملی مرتکب شده که رنجی به دنبال آورده است.

کر سه شهری در مجاورت تروآ به دست یونانیان افتاده و مردم به اسارت سپاه غالب در آمده اند. آگاممنون، از میان اسرا، نتوانسته دل از کریسه ئیس» دختر خوبروی کاهن معبد آپولون بردارد و او را به خیمه و خرگاه خویش برده است. کاهن از سرکرده سپاه می خواهد تا دختر او را پس دهد و سخنش این است که می خواهد دختر معبود خود را در پای پیکره آپولون قربانی کند، آگاممنون سر باز می زند، آپولون، رب النوع جوانی و موسیقی و هنر، بر آگاممنون خشم می گیرد و بر سر آنان طاعون فرود می آورد، دیگر فرماندهان از او می خواهند تا اسیر نگونبخت را آزاد کند، آگاممنون این تقاضا را می پذیرد اما به جای او دختر صاحب جمال دیگری به نام «بریزیس» را به بند می گیرد. این دختر به دیاری تعلق داشت که در قلمرو «آشیل» سردار دلاور یونانی بود. آشیل سخت از این رفتار سپهسالار خشمگین می گردد و از ادامه پیکار با دشمن سر باز می زند. «ته تیس»، مادر آشیل که خود یکی از الهه گان است، نزد رب الارباب شکایت می برد و از او می خواهد تا سپهسالار آتشین خوی را کیفر دهد. زئوس، برای گوشمالی او، وی را به خوابی می برد و در عالم رؤیا به او می گوید که «بامداد بر باروی تروا حمله کن. تو آنرا تسخیر خواهی کرد.»

صبحگاه آگاممنون با سپاه خویش آماده پیکار می گردد. «هکتور» فرزند پریام شاه و دلاور شکت ناپذیر تروا، برابر سپاه خود آماده دفاع است. نخست منه لائوس برادر آگاممنون و شوی پیشین هلن، جلو می آید تا با پاریس، فرزند دیگر پریام شاه و رباینده هلن، مبارزه تن بتن کند، نبرد آغاز می گردد و پاریس که در مقابل دشمن توان ایستادگی ندارد به آستانه مرگ می افتد، اما أفرودیت که نگران اوست، وی را از مهلکه می رهاند و در مقابل پا نداروس» دیگر دلاور ترور را مأمور مقابله با منه لائوس می سازد. پانداروس با پیکانی دشمن را مجروح می سازد و به دنبال آن، افراد سپاه بر جان یکدیگر می افتند، نبردی مغلوبه می شود و سرانجام سپاه یونان با کشتکاں بسیار و تحمل زیان فراوان به اردوگاه عقب می نشینند.

آشیل، تهمتن شکست ناپذیر، از شکست دیگر یاران یونانی اندوهگین می شود و ناگزیر خویشتن را آماده نبرد می سازد، نخست ساز و برگ خویش را در اختیار «پا تراکلوس، دوست دلیر دیرینش می گذارد و او را با سپاه «میر میدون» که تحت فرماندهی اوست برای شکست دشمن می فرستد. پاتراکلوس، افواج تروی را عقب می راند اما در اثر یک بیمبالاتی، به خون خویش می غلتد؛ هکتور شجاع، فرزند پریام شاه، ساز و برگ او را می گیرد و بر جان دشمن می افتد، آشیل که وضع را چنین می بیند، با آگاممنون از در آشتی در آمده، از مادرش ته تیس، الهه دریا که نگران اوست، سلاح تازه می گیرد و برای مقابله با هکتور می رود. هکتور، رزم آور تروی، از یک راز شگرف بی اطلاع است و آن اینکه آشیل رویین تن است و هیچ سلاحی به او کارگر نیست. پیکار آغاز می شود و سرانجام هکتور به خاک هلاکت می افتد. سردار پیروزمند در اینجا عملی مرتکب می شود که ایزدان به خشم می آیند و آن اینکه وی، پس از افتادن هکتور، قوزک پای او را سوراخ کرده، طنابی از آن می گذراند و سپس جنازه اش را به دنبال گردو نه اش به هر سوی می کشد.

با مرگ هکتور، سردار بزرگ تروا، شهر در ماتم فرو می رود، پریام شاه جنازه فرزند را از آشیل مطالبه می کند و او دوازده روز بعد این خواهش را می پذیرد، در حالی که در همان روز نبرد پس از شکست هکتور، جنازه دوستش پاتر و کلوس را با تشریفات ویژه به خاک می سپارد و بر منوال سنت زمان، به گرد مزارش مراسم با شکوه بازیهای ورزشی برگزار می کند.

هومر، سخنور توانای یونانی، در تجسم صحنه نبرد بین دو قهرمان، آشیل و هکتور، اعجاز کرده است. صفحات عدیده از کتاب ایلیاد منحصر به توصیف پیکار این دو تهمتن اختصاص یافته و به گفته مترجمان یونانی، برگردان این بخش به زبان امروزی نزدیک به شانزده هزار سطر را تشکیل میدهد.

حماسه ایلیاد، در همینجا و با شکست هکتور و به خاک سپردن او، پایان می گیرد در حالی که روایت به ظاهر نیمه تمام است. از اینجا آنچه براین مبارزه پایان ناپذیر بین یونانیان و مبارزان تر وی گذشته نتیجه فکر و ذوق دیگر شاعران و تاریخ نویسان و قصه پردازان و نمایشنامه آفرینان بوده که صحنه ها و ماجراهایی بدان افزوده اند، از آنجمله «ویرژیل» ۳۲ شاعر حماسه سرای ایتالیائی که قصه اسب کوه پیکر چوبین و خدعه یونانیان و سرانجام، تسخیر شهر تروا را در رزمنامه خود زیر عنوان اینه ئید آورده است.

چنانکه گذشت، حماسه ایلیاد در حقیقت نبرد بین ایزدان بوده، در اینجا خدایان مانند انسانها، وظایفی برعهده داشته اند، هرا و آته نه الهه گانی هستند که دشمن پاریس و زادگاه اویند زیرا پاریس آفرودیت را بر آنان رجحان داده است. ایزد ایزدان مشتاق نیست که تروا با خاک یکسان گردد و دلاورانش به خاک وخون غلتند، اما غالبا از حال آنان غافل است و دلیلش هم این است که هرا، این الهه افسونگر که ملکه خدایان است، در مواقعی که ضروری بوده رب الارباب از حال بی پناهان غافل بماند، با وی به دلدادگی می نشسته است. «آته نه» نیز مسئول مرگ هکتور بوده، زیرا وی پانداروس را تحریک می کند که پیکانی بر پیکر منه لائوس وارد سازد و نبرد را چنان آشفته کند که آشیل، تهمتن رویین تن، به خشم آید و قهرمان تروا را به خون خویش غلتاند. از طرف دیگر آپولون و آفرودیت یاران مردم تروی هستند و در این میان «آرس» یا مریخ که رب النوع جنگ است کاری جز این ندارد که دو سپاه را به جان هم اندازد.

بازی و تفریح خدایان در این میان، واقعیتی را به ثبوت می رساند و آن اینکه روشنگران اقلیم «میسین» در یونان، در عهدی که منظومه سرای اندیشمند یونانی میزیسته، پایبند خرافات ثبوده اند و هر چند به وجود ایزدان اعتقاد داشتند اما هراس و وحشتی از آنان نداشتند و بنا بر روشن بینی خود، آنان را تا منزلت انسانها پایین می آوردند.

ایلیاد و اودیسه، بی تردید نقش مهم و انکار ناپذیری در پرورش ذوق هنر آفرینان یونانی و دیگر شاعران و نمایشنامه نویسان و نویسندگان جهان ایفا کرده است. طی سالها و قرنها، مردم یونان این اشعار حماسی را از بر داشتند دلاوران و بهادران از شنیدن روایات منظوم آن لذت می بردند و احساس غرور می کردند، در مواقعی که هر گوشه از خاک یونان آماج تهاجم دشمنی قرار می گرفت، مردم بیش از پیش به این اشعار شورانگیز و هیجان آور روی می آوردند. بسیاری از شاهکارهای فنا ناپذیر ادب جهان، با الهام از این دو کتاب به وجود آمده، چنانکه حماسه جاویدان ایثهئید که افتخار مردم ایتالیاست و نام سراینده اش ویرژیل را در تاریخ ادب آن سرزمین، ابدی ساخته، ملهم از همین رزمنامه بوده است. متفکران بزرگی چون ارسطو در کتاب فن شعر خود و

هوراس ۳۶، شاعر رومی در دیوان اشعار خود، هومر را به درجه خدائی ستوده اند. این ستایش و تکریم، منحصر به سخنوران قدیم نبوده بلکه طی قرنها بیشتر اندیشمندانی که با آثار کلاسیک سر و کار داشته اند، خالق ایلیاد و اودیسه را ستوده اند.

منظومه اودیسه، داستان شاعرانه و خیال انگیز بازگشت «اولیس» ، سلحشور نامدار یونانی، به زادگاه خویشتن است. «پنه لوپه همسر وفادار و «تله ماک پسر برومند و پاک سرشت، انتظار او را می کشند تا به «ایتاک، باز گردد اما از دوران بازگشت او به خانه دیر زمانی گذشته است. در آن دیار دیگر کسی نیست بپندارد که اولیس هنوز در این جهان باقی است، از اینرو خود کامان در خانه قهرمان ایتاک گرد آمده و مصرانه از زن زیبا می خواهند تا شوی دیگری برگزیند. اولیس در ساعات حساس به دیار دیرین باز میگردد و پس از نبردی دلیرانه، انتقام خویش را از بدخواهان باز می ستاند و صاحبنظران در انتساب اودیسه به سراینده ایلیاد تردید ندارند، زیرا صرف نظر از آنکه زبان و فکر هر دو اثر یکی است، در چند بخش از این منظومه، نام بهادران و پهلوانانی به میان می آید که نقش آفرینان اصلی حماسه ایلیاد بوده اند و این خود می رساند که یک فکر هر دو اثر را به وجود آورده است.

قبلی «
بعدی »

نظرات

  1. مطلب خیلی خوبی بود

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.

پیشنهاد می‌کنیم

اینستاگرام ما را لطفا دنبال کنید!