آیا همه ما در ژرفای افکارمان، رگه‌هایی از نژادپرستی داریم؟

  • توسط علیرضا مجیدی
  • 2 ماه قبل
  • ۲

سؤالی که در عنوان این پست مطرح شد را می‌توانیم تعمیم بدهیم و بسیار گسترده‌تر کنیم:

آیا من دیکتاتور درون دارم؟ آیا آدم خیانتکاری هستم که فرصت این کار را پیدا نکرده‌ام؟ آیا در درون فساد اقتصادی را دوست دارم؟ آیا تمایلات جنسی پلیدی دارم؟


آگهی متنی میان‌متنی:

این سؤالات را آدم‌های زیادی، مخصوصا آنهایی که اندیشه والاتر یا وجدان حساس‌تری دارند از خود می‌پرسند.

چرا این سؤال اهمیت دارد؟

چون بیم داریم، این تمایلات و اندیشه مدفون در درون افکار ما که ممکن است هیچگاه در زندگی ما فرصت رونمایی پیدا نکرده باشند، مانند دملی چرکی، روزی سر باز کنند.

پس خیلی وقت‌ها باخودمان می‌گوییم که چطور من با این ظاهر آراسته، ناتوان از زدودن کامل این امیال از درون خودم هستم؟

جالب است بدانید که ۲۰ سال پیش سه روانپزشک اجتماعی با نام‌های آنتونی گرینوالد، ماه‌زرین باناج و برایان نوسک، آزمایشی و شیوه‌ای برای عیان کردن همین افکار فروخورده پیدا کردند.

مثلا برای پیدا کردن تمایلات نژادپرستانه، نخست به سوژه‌های آزمایش عکس‌های آدم‌های سفید و سیاهوپست را نشان می‌دادند و می‌خواستند آنها را از هم تفکیک کنند. بعد روی کاغذ صفات و ویژگی‌های متضادی مانند خوب/بد، فوق‌العاده/وحشتناک، آرامش/خشم را نوشتند و از داوطلب‌های آزمایش خواستند که آنها را منتسب به افراد دو گروه کنند.

بر این اساس مشخص شد که بسیاری افکار پنهانی نژادپرستانه دارند.

اما در عین حال در تفسیر نتیجه این آزمایش باید دقت زیادی کرد. این آزمایش محدودیت‌های خاص خود را داشت. برای مثال حتی برخی از افراد که خودشان سیاهپوست و آفریقایی‌تبار بودند، بر اساس این آزمایش به سمت سفیدپوست‌ها تمایل داشتند. این آزمایش نمی‌توانست یک آزمایش با پاسخ قطعی باشد و برای بررسی ضمیر ناخودآگاه، آزمایشات دیگری هم لازم بود. مشکل بعدی تفاوت‌ها افراد در درک واژگان بود.

اما نکته‌ای که از همه مهم‌تر بود این بود که افکار پنهانی که در این مورد افکار نژادپرستانه باشد، نمی‌توانند احتمال بروز عملی رفتارهای نژادپرستانه را هم پیش‌بینی کنند.

و این آخری، واقعا قابل تأمل است و به صورت مشابهی برای مایی که از افکار پنهانی خود بیمناک هستیم، می‌تواند مورد استفاده مثبت قرار بگیرد.

مذهبیون و فلاسفه بسیاری تأکید می‌کنند که انسان در نهاد خود نقاط مثبت و هم منفی دارد. شما نمی‌توانید همه سیاهی‌های ناپیدای روح خود را از بین ببرید، اما می‌توانید از بروز آنها پیشگیری کنید و باید قبول کنید که در طول زندگی وجه مثبت شما، در پیکاری دائمی با وجه منفی است و در جنبه‌های مختلف، ممکن است یکی از آنها بر دیگری چیرگی داشته باشند.


رمان‌نویس‌های بزرگ معمولا شناخت و ادراک عمیقی از روح و روان آدمی دارند.

یکی این رمان‌نویس‌های بزرگ فئودور داستایوفسکی است. او در رمانی با عنوان یادداشت‌های زیرزمین که به فارسی هم برگردان شده است، جملات درخشانی دارد:

هر انسانی، خاطراتی دارد که فقط به دوستانش می‌توان بگوید. خاطرات دیگری هم وجود دارند حتی نمی‌تواند در نزد دوستانش آشکار کند و باید در نزد خود به عنوان یک راز حفظ کند.

اما خاطراتی هم هستند که او حتی واهمه دارد نزد خودش بازگو کند و هر انسان شرافتمندی تعدادی از این خاطرات ذخیره شده در ذهنش را داراست.

منبع

قبلی «
بعدی »

۲ دیدگاه‌ها

  1. نژاد پرستی خیلی هم خوبه،نبودش مشکل ایجاد میکنه،نژاد ستیزی مذموم.#بدیهیات

  2. سوال دیگری که پیش میاید : ما که جلوی انجام این افکار را در جامعه میگریم و خودمان کنترل میکنم برای چه چنین پرسه ایی انجام میگیرد و خودمان را تبدیل به فرد دیگری با اعمال جامعه پسند میکنم ؟
    و اگر برای تداوم جامعه به چنین خویش تن داریهایی نیاز داریم چرا افکار ما به شکل ناخواسته باید برخلاف منطق و بر علیه انسان عمل بکند ؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بنرهای تبلیغاتی