دسته: ادبیات

پروژه «کتابخانه آینده»: ۱۰۰ کتاب محرمانه چاپ نشده از نویسندگان معروف برای ۱۰۰ سال آینده

یک آرزو و حس و حال مشترک شاید به بسیاری از آدم‌ها از طیف‌های مختلف رسوخ کرده باشد. فرقی نمی‌کند که شخص یک سیاستمدار بوده باشد یا یک نویسنده بزرگ، یک روزنامه‌نگار باشد یا یک بلاگر یا اصلا یک آدم عادی. در هر صورت در زندگی لحظاتی هست که ما تصور می‌کنیم حرف‌هایی داریم که […]

داستان کوتاه بی‌بی از الکساندر پوشکین

در خانه ناراموف، ستوان گارد، بازی ورق برقرار بود. شب بلند زمستانی بی‌آن‌که حواس‌شان باشد طی شد و ساعت حدود پنج صبح بود که شام آماده شد و بازیکنان به صرف شام دعوت شدند. برنده‌ها با اشتها و میل بسیار غذا می‌خوردند و بقیه با بی‌میلی در کنار جاهای خالی نشسته بودند. با سر رسیدن […]

به مناسبت زادروز ری برادبری: مروری بر برخی فیلم‌هایی که بر اساس فیلمنامه‌های او ساخته شده بودند

ری بـرادبری را می‌توان از جمله نویسندگان انگشت‌شماری دانست که در داستان‌نویسی علمی-تخیلی توجه جدی منتقدان هنری را به خـود جلب کرده‌اند. وی در سال ۱۹۲۰ در شهر وکگان ایالت ایلینوی چشم به جهان گشود. برخی از کتاب‌های وی از این قرارند: «وقایع‌نگاری مریخی»، «سیب‌های طلایی خورشید»، «فارنهایت ۱۵۴»، «شراب قاصدک»، «دارویی برای مالیخولیا»، «سرزمین […]

به مناسبت سالگرد فوت فدریکو گارسیا لورکا: مروری بر زندگی و نمایشنامه‌های شاخص دونا رزیتای پیردختر: یرما، عروسی خـون و خـانه بـرناردا آلبا

در مـیان شـاعران و درام‌نویسان سرزمین شگفت‌انگیز اسپانیا، «فدریکو گارسیا لورکا» از بسیاری جهات شاخص است و او را به حق می‌توان فرزند انـدوه دانست. زندگی عجیب و کولی‌گونه او، اشعار تکاندهنده، نمایشنامه‌های مملو از موسیقی، رقص و آواز غم‌انگیز با فـرجام اندوه‌بارتر کار قهرمانان و از هـمه مـهمتر مرگ سوگ‌آور او از این شاعر […]

داستان کوتاه «یک شب پاییز»، از ماکسیم گورکی

یک‌بار در فصل پاییز از بدِ حادثه در وضع نامساعدی قرار گرفتم، با جیب خالی به شهری وارد شده بودم که نه چیزی راجع به آن می‌دانستم و نه جایی برای خوابیدن داشتم. در ابتدای ورودم با فروختن بخشی از لباس‌هایم که بدون آن ها می‌شد هرجایی رفت، از شهر به بخشی که «یست» نامیده […]

داستان کوتاه «آیا یک رؤیا بود؟» از گى دو موپاسان

دیوانه وار دوستش داشتم. دیروز از پاریس برگشتم، و وقتى دوباره چشمم به اتاقم افتاد- اتاق مشترکمان، تخت‌مان، اثاثیه‌مان، همه آنچه مرا یاد زندگى موجودى پس از مرگ مى‌انداخت- چنان اندوه شدیدى گریبانم را گرفت که خواستم پنجره را باز کنم و خود را به خیابان بیندازم. طاقت نداشتم در میان دیوارهایى که زمانى او را […]

داستان کوتاه «زخم نامریی»، نوشته کارولی کیسفالودی

یک روز صبح زود پیش از این که جراح مشهور از رخت خواب اش بیرون بیاید، بیماری به سراغ اش رفت که مصرانه تقاضای دیدار فوری او را داشت. بیمار ادعا می کرد در چنان وضیعتی ست که کوچکترین تأخیری در مورد او جایز نیست. پزشک جراح با عجله لباس اش را پوشید و با […]

داستان کوتاه آدم برفی از اسلاوومیر مروژک

آدم برفی اسلاوو میر مروژک زمستان آن سال برف زیادی بارید. چند کودک خردسال توی میدان محله مشغول بر پا کردن یک آدمک برفی بودند. میدان بسیار وسیع بود و مردم زیادی همه روزه از آنجا عبور می کردند و پنجره ادارات متعددی رو به آن باز می شد و طبعأ از این پنجره ها […]

داستان کوتاه «حساب بانکی مادرم» از کاترین فوربس

هـمیشه، در یـک‌شنبه شـب‌ها، مادرم پشت میز فرسودهٔ آشپزخانه می‌نشست، چین به پیشانی کاملاً صافش می‌انداخت و از تودهٔ کوچک سـکه‌هایی که پدرم در درون پاکتی کهنه، به خانه می‌آورد، ستون‌های مختلفی می‌ساخت. -«برای هزینهٔ منزل» و آنوقت بزرگ‌ترین سکه‌های نقره را برهم قـرار می‌داد. -«برای خواروبارفروش» و دومین ستون نقره‌ای بالا می‌رفت. -«برای نیم […]

داستان کوتاه: نان قندی از شارل بودلر

شارل پیر بودلر‏ (۹ آوریل ۱۸۲۱–۳۱ اوت ۱۸۶۷) شاعر و نویسندهٔ فرانسوی بود. شارل در پاریس زاده شد. او تحت تأثیر پدر به سمت هنر گرایش پیدا کرد، زیرا بهترین دوستان پدرش هنرمند بودند. شارل بیشتر روزها با پدرش به دیدن موزه‌ها و نگارخانه‌ها می‌رفت. در ۶ سالگی پدرش را از دست داد. یک‌سال بعد […]

۲۷ هزار صفحه آرشیو از آثار و زندگی مارکز به طور رایگان روی وب منتشر شد؛ خدمتی بی‌نظیر به فرهنگ و ادبیات، علیرغم زمزمه‌های مخالف

احتمالا این خبر برای طرفداران نویسنده بزرگ کلمبیایی معاصر؛ گابریل گارسیا مارکز بسیار جذاب باشد و روزها و ماه‌ها آن‌ها را سرگرم کند. دانشگاه تگزاس و مرکز «هری رنسم» بیش از ۲۷ هزار صفحه، عکس، ویدیو، نامه، دسته‌نوشته و یادداشت‌های شخصی مارکز را به طور آنلاین و رایگان روی وب منتشر کرد. این آرشیو بخشی از […]

داستان کوتاهی از ری برادبری: وضعیت دیگر

وقـتی که خبر را شنیدند از رستوران‌ها و کافه‌ها و هتل‌ها بیرون آمدند، به آسمان چشم دوختند و دسـت‌های سـیاهشان را سـایه‌بان چشمهای سفیدشان کردند. دهانشان بازمانده بود. در هوای داغ ظهر در وسعتی به طول هزاران مایل شهرهای کـوچک قرار داشتند و مردم سیاهپوستشان در حالی که سایه‌هایشان روی زمین بود، ایستاده بودند و […]

طراحی‌های روجلد زیبا و خلاقانه جدید برای رمان‌های کلاسیک

گرچه من شخصا عاشق بوی کهنگی کتاب‌های قدیمی کتابخانه‌ام و هر چین و شکن و تاخوردگی و حتی پارگی‌های آنها هستم. اما از همان کودکی وقتی کتابی را تمام می‌کردم، نگاهی به طراحی جلد کتاب می‌کردم و با خودم می‌گفتم که : نه! این طراحی خوب نیست. یعنی به نظر می‌رسید که تصویر انتخاب شده، […]
صفحه 1 از 2212345 » 20...آخرین »

پیشنهاد می‌کنیم

اینستاگرام ما را لطفا دنبال کنید!