دسته: ادبیات

داستان علمی تخیلی: نور تاریکی- نوشتۀ آرتور سی.کلارک

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۶ آبان ۱۳۹۳
  • ۷
ترجمۀ حسین ابراهیمی (الوند) من از آن آفریقایی‌‌‌‌هایی نیستم که احساس شرم دارند از اینکه کشورشان طی ۵۰ سال، کمتر از اروپا طی ۵۰۰ سال، پیشرفت داشته است. ما هر جا نتوانسته‌‌‌‌ایم با سرعت لازم پیشرفت کنیم، به واسطۀ وجود دیکتاتورهایی چون چاکا بوده است و در این مورد هم فقط باید خودمان را سرزنش […]

نود و چهارمین سالروز تولد ری بردبری، نویسنده تأثیرگذار فقید دنیای علمی- تخیلی

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱ شهریور ۱۳۹۳
  • ۴
در روزی چون دیروز در ۲۲ آگوست، یکی از برترین نویسنده علمی-تخیلی تاریخ به دنیا آمد: ری بردبری. ما دو سال پیش این نویسنده بزرگ را از دست دادیم، اما دوست داریم به مناسبت‌ها و بهانه‌هایی، یاد این نویسنده تأثیرگذار را زنده کنیم. ری بردبری، نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آمریکایی و فیلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسی است که شهرت جهانی او هم […]

ادبیات علمی- تخیلی در دهه پنجاه و شصت

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
  • ۷
محمد قصاع: هدف از نگارش این مقاله بررسی جایگاه ادبیات علمی- تخیلی در گسترۀ ادبیات داستانی بعد از سال ۱۳۵۷ است. ادبیات علمی- تخیلی تعاریف گوناگونی از ادبیات علمی -تخیلی وجود دارد. با نگاهی به داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کوتاه و رمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های علمی- تخیلی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان موارد اصلی کاربری این شاخۀ ادبی را به شرح زیر برشمرد: الف- بیان […]

نامه آلبرت اینشتین به زیگموند فروید: جنگ برای چه؟

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۲۲ تیر ۱۳۹۳
  • ۵
پوتسدام، ۳۰ ژوئیه‌‌‌‌‌‌‌‌ی ۱۹۳۲٫ دوست گرامی: آیا راهی وجود دارد تا بتوان جان آدمی را از شر جنگ نجات داد؟ امروزه به‌‌‌‌‌‌‌‌طورکلی پذیرفته‌‌‌‌‌‌‌‌اند که با پیشرفت‌‌‌‌‌‌‌‌های فن، این مسئله دیگر برای بشر متمدن، جنبه‌‌‌‌‌‌‌‌ی حیاتی پیدا کرده است، منتها کلیه‌‌‌‌‌‌‌‌ی تلاش‌‌‌‌‌‌‌‌های شدیدی که برای حل این مشکل مبذول گشته، هنوز به جایی نرسیده است و […]

چرا باید به صدای بلند بخوانیم (تکه‌‌‌‌‌ی دیگری از کتابی درباره‌‌‌‌‌ی کتاب)

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۲۰ تیر ۱۳۹۳
  • ۱۴
نویسنده: سرگی له وو مترجم: پرویز شهریاری واقعاً چرا؟ حرکت لب‌‌‌‌‌ها، باقی‌‌‌‌‌مانده‌‌‌‌‌ی خواندن به صدای بلند و نشانه‌‌‌‌‌ای از بی‌تجربگی در مطالعه است و اگر چنین است به چه مناسبت کسی که خیلی خوب می‌‌‌‌‌تواند پیش خودش مطالعه کند، به صدای بلند می‌‌‌‌‌خواند؟ این، کندترین روش مطالعه است: با صدای بلند می‌‌‌‌‌توان در هر ساعت […]

داستان کوتاه انشاء از آنتونیو سکارمتا

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۶ تیر ۱۳۹۳
  • ۸
آنتونیو سکارمتا اهل شیلی است و پس از کودتای پینوشه در آلمان، زندگی می‌کرد، اما در سال ۱۹۸۹ سرانجام به وطنش بازگشت. سکارمتا که گذشته از نویسندگی، کارگردانی فیلم هم می‌‌‌‌کند. او بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ سفیر شیلی در آلمان شد. نمایشنامه منتشرنشده به نام El Plebiscito پایه فیلم No، اثر به یادماندنی پابلو […]

داستان کوتاه «شاعر برقی» از استانیسلاو لم

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۳ تیر ۱۳۹۳
  • ۱۲
داستان کوتاه «شاعر برقی» از استانیسلاو لم ترول تصمیمش را گرفته بود. دیگر نمی‌‌خواست تجربۀ ناموفق ساخت روبات محاسبه‌‌گر را تکرار کند؛ یک روبات هشت طبقه که علی‌‌رغم زحمات ترول فقط از پس انجام یک عملیات ساده برمی‌‌آمد: جمع‌‌بستن دو با دو و اغلب حتی همین عملیات را هم اشتباه انجام می‌‌داد. به‌‌علاوه خیلی هم […]

سوژه‌ها چگونه به ذهن آسیموف راه می‌یافتند؟ نوشتن به سبک آسیموف

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۱ تیر ۱۳۹۳
  • ۳
در پایین مقاله جالبی از آسیموف را می‌خوانید که حاوی نکات جالبی است، اینکه خیلی سوژه‌ها تصادفی به ذهن او راه می‌یافتند، اما او نویسنده فرصت‌طلبی بود و آنها را خوب شکار می‌کرد یا اینکه او ابتدا و انتهای داستان‌ها را می‌آفرید و بعد بینشان را پر می‌کرد و جالب‌تر اینکه برخلاف میلیون‌ها نفر از […]

خطر قرض دادن کتاب، از دست دادن آنها یا تبدیل شدن به کلکسیونر کتاب

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۹ تیر ۱۳۹۳
  • ۹
نویسنده: س.هیوجونس مترجم: پرویز شهریاری چند روز پیش، در قسمت کودکان یک کتاب‌‌‌‌‌‌فروشی، کوچولویی را دیدم که ظاهراً چهارسالش بود. او با دقت و نظم، همه‌‌‌‌‌‌ی کتاب‌‌‌‌‌‌ها را، تا آن‌‌‌‌‌‌جا که دستش می‌‌‌‌‌‌رسید، در یک توده‌‌‌‌‌‌ی بزرگ روی هم گذاشته بود. روشن بود که می‌‌‌‌‌‌خواست با آن‌‌‌‌‌‌ها، کتاب‌‌‌‌‌‌خانه‌‌‌‌‌‌ی شخصی خودش را تکمیل کند. احتمالاً روش […]

داستان کوتاه: نمیر شاعر!

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۶ تیر ۱۳۹۳
  • ۳
نویسنده: آنتونیو سکارمتا – مترجم: مدیا کاشیگر گروهی نظامی، راه را در نزدیکی خانه‌‌‌‌‌ی نرودا بسته بودند. پشت سرشان، کمی دورتر، چراغ آژیر کامیونی ارتشی بی‌‌‌‌‌صدا می‌‌‌‌‌چرخید. بارانی سبک می‌‌‌‌‌بارید، یکی از آن باران‌‌‌‌‌های سرد ساحلی که انسان را بیش‌‌‌‌‌تر از خیس‌‌‌‌‌شدن می‌‌‌‌‌ترساند تا این‌‌‌‌‌که واقعاً خیس کند. پستچی از بیراهه به بالای تپه رفت […]

مجله هفتگی یک پزشک : از دنیای لئو تا بازی جدید Martin Freeman

  • توسط سینا سلماسی
  • ۲۳ خرداد ۱۳۹۳
  • ۳۴
این جمعه هم با قسمت جدید مجله هفتگی به خانه‌هایتان آمده‌ایم. در این قسمت، علاوه بر موضوعات قبلی، فیلمی بسیار زیبارا معرفی می‌کنیم و با کتاب رفقای خیالی همراه می‌شویم. علاوه براین‌ها پابه دنیای فوقوالعاده زیبای بازی لئو می‌گذاریم و صدالبته عکاسان خلاق هفته را هم معرفی می‌کنیم. این جمعه هم همراه ما باشید. سریال […]

داستان کوتاهی از آنتوان چخوف: شادی

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
  • ۸
در این پست می‌خواهم یک داستان بسیار کوتاه از نویسنده مورد علاقه‌ام -چخوف- را به شما به اشتراک بگذارم. این داستان مفرح و در عین حال پندآموز است و طعنه‌ای می‌زند که به انسان‌های بی‌هویتی در جامعه که هر شهرتی و هر نوع مطرح‌شدنی در جامعه، باعث شادی‌شان می‌شود. سؤالی که در پایان مطرح می‌شود […]

داستان کوتاه: چهره‌ غمگین من از هانریش بل

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۹ خرداد ۱۳۹۳
  • ۱۰
هاینریش بل Heinrich Boll، نویسنده مطرح آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبی است. او در ۲۱ دسامبر سال ۱۹۱۷ میلادی در حالی که جنگ جهانی اول ماههای پایانی عمر خود را می‌گذراند، در شهر کلن به دنیا آمد. بل پانزده ساله بود که آدولف هیتلر به قدرت رسید. بیشتر آثار بل به جنگ (به خصوص […]
صفحه 4 از 21« اولین...«23456 » 20...آخرین »

بنرهای تبلیغاتی

مطالب برتر یک پزشک در یک سال اخیر (نمایش تصادفی از مجموعه پست‌ها)