دسته: گوناگون

می‌ترسم بمیره

اول : پیرمرد ، عاشقانه و مثل پروانه دور پیرزن می‌چرخید،  مبتلا به رعشه دست بود. یک لحظه پرستار نمونه آزمایش خون را دست پیرمرد داد تا بگیرد. حواسش نبود به پیرمرد گفت در فاصله‌ای که نمونه بعدی را می‌گیرد ، نموه اول را تکان بدهد تا نمونه لخته نشود و نمی‌دانست دست‌های پیرمرد اصلا […]

قابل توجه شما

پیشنهادات ما

پیشنهاد می‌کنیم