دسته: معرفی کتاب

معرفی کتاب قلعه حیوانات، نوشته جورج اورول‌

مقدمه جورج اورول در سال ۱۹۰۳ در هندوستان متولد شد. نام اصلی او اریک بلر(۱) و پدرش یک کارمند دولتی در شهر بنگال بود. در همان اوان کودکی به‌همراه خانواده به انگلستان بازگشت و اگرچه خانواده‌اش وضع مالی چندان خوبی نداشتند؛ ولی او را در یکی از مدرسه‌های خصوصی معتبر در شهر اتون(۲) ثبت‌نام کردند. […]

معرفی کتاب «مسخ»، نوشته فرانتس کافکا

مقدمه هدایت درمیان نویسندگان خارجی که به ترجمه برخی از آثار آنها همت گماشت، بیشتر از همه به کافکا علاقه دارد؛ زیرا او را در افکار و اعتقادات بسیار به خود نزدیک می‌بیند. ازجمله کارهای کافکا که هدایت به آن بسیار علاقه‌مند بود، مسخ است. مسخ سرگذشت انسانی است که تا وقتی می‌توانست فردی مثمرثمر […]

بخشی از کتاب «بیگانه»، نوشته آلبر کامو

بخش اول فصل ۱ امروز مامان مرد، شاید دیروز؛ نمی‌دانم. تلگرامی از آسایشگاه دریافت کردم: «مادر مرد، خاکسپاری فردا، با عرض تسلیت و احترام» هیچ چیز دیگری ذکر نشده، شاید دیروز مرده. آسایشگاه سالمندان در «مارنگو(۱)» «است هشتاد کیلومتری الجزیره، اتوبوس ساعت دو را سوار می‌شوم و بعد از ظهر آن جا خواهم رسید. به‌این […]

معرفی «بار هستی»، نوشته میلان کوندرا

پیشگفتار مترجم بر چاپ نخست رمان بار هستی، آخرین اثر میلان کوندرا، نویسندهٔ چک(۱)، تفکر و کاوش دربارهٔ زندگی انسان و تنهایی او در جهان است، جهانی که درواقع «دامی» بیش نیست و بشر ـ مغرور و سرگردان ـ در ریسمان‌های به‌هم‌تنیدهٔ آن تلاش می‌کند. چگونه بار هستی را به دوش می‌کشیم؟ آیا «سنگینی» بار […]

معرفی کتاب «شب‌های روشن»، نوشته فئودور داستایفسکی‌

شب‌های روشن(۱) و شاید تقدیرش چنین بود که لحظه‌ای از عمرش را با تو همدل باشد. ــ ایوان تورگنیف ــ سخن مترجم این ترجمه را به سیما و مجید کنی تقدیم می‌کنم.   شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد   شب‌های روشن، عنوان این گوهر […]

معرفی کتاب «قدرت هوش خلاق: ده روش به‌کارگیری نبوغ خلاقه‌تان»

مقدمهٔ ویژهٔ نویسنده مقدمه عجیب ولی واقعی…   کسانی که معجزه‌آسا از بیماری‌های مهلکی مثل سرطان نجات پیدا کرده‌اند و تنها با نیروی اراده بر ناتوانی‌های جسمی‌شان فائق آمده‌اند، در واقع مغزشان فرمانروای بدن بوده است. شما می‌توانید با قدرت اندیشه، فرایندهای جسمی مانند دما و ضربان قلب، سلامت فیزیکی و عملکرد ورزشی‌تان را کنترل […]

معرفی کتاب «کمال زن بودن»، نوشته مورین مورداک

مقدمه زنان و مردان دنیای امروز، جای خالی طبیعت زنانهٔ خود را احساس می‌کنند و همانند پرسیفونه آن را در اعماق دوزخ می‌بینند. هر جا که چنین خلأ، شکاف یا شاید بهتر است بگوییم زخمی در کار باشد، بهترین درمان آن در خون خود زخم است. یکی از اصول کهن کیمیاگران می‌گوید: «جز از درون […]

معرفی کتاب «هنر عشق ­ورزیدن»، نوشته اریک فروم

دیباچه مطالعهٔ این کتاب برای آنها که دنبال یک دستورالعمل ساده برای هنر عشق­ورزی هستند، تجربه­ای مایوس­کننده خواهد بود. بالعکس، کتاب می­خواهد نشان دهد که عشق احساسی نیست که فرد بتواند به‌آسانی و بدون رسیدن به درجهٔ مشخصی از بلوغ شخصیتی به آن دست یابد. کتاب می­خواهد خواننده را متقاعد کند که اگر با جدیت […]

معرفی کتاب: «و من دوستت دارم»، نوشته فردریک بکمن

چند کلمه پیش از شروع این کتاب داستانی کوتاه است دربارهٔ آنچه در ازای نجات یک زندگی باید قربانی کنیم. اگر نه آینده، که گذشته هم مهم باشد، اگر نه تنها جایی‌که می‌رویم، بلکه ردّپایی هم که به‌جا می‌گذاریم اهمیت داشته باشد، اگر مجبور باشیم همهٔ دار و ندارمان را بگذاریم؛ خود را فدای چه […]

کتاب «سیزده دلیل برای اینکه»، نوشته جی اشر

مقدمه تکرار می‌کند: «آقا؟ می‌خواین چه‌قدر سریع به مقصد برسه؟» دو تا از انگشت‌هایم را محکم بالای ابروی سمت چپم می‌مالم. درد شدید شده است. می‌گویم: «فرقی نمی‌کنه.» کارمند بسته را می‌گیرد. همان جعبه‌کفشی که کمتر از بیست‌وچهارساعت پیش روی ایوانم قرار داشت؛ دوباره با کاغذی قهوه‌ایْ بسته‌بندی و با نوارچسب شفاف مهروموم شده، درست […]

معرفی کتاب «جنایت و مکافات‌»، نوشته فئودور داستایفسکی‌

پیشگفتار مترجم داستایوسکی جنایت و مکافات را در سالِ ۱۸۶۶ نوشت. هفت سال پیش از نگارشِ آن، در سالِ ۱۸۵۹، در نامه‌ای به برادراَش، گفته بود طرحِ این داستان را در زندان ریخته، در دورانی که «با درد و دریغ و سرخوردگی» روزگار می‌گذراند. او این اثر را «اقرارنامه‌یی در شکلِ رمان» خوانده بود و […]

معرفی کتاب «و هرروز صبح راه خانه دورتر و ‌دورتر می‌شود»، نوشته فردریک بکمن

خوانندهٔ عزیز زمانی یکی از بت‌های زندگی من گفت: «یکی از بدترین چیزهای پیری این است که دیگر هیچ ایدهٔ تازهای به ذهنم نمی‌رسد». این کلمات را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم زیرا که بزرگترین ترس من این است که تخیلم را قبل از بدنم از دست بدهم. حدس می‌زنم که تنها من نیستم که چنین ترسی […]

کتاب «دروغ‌گویی روی مبل»، نوشته اروین د. یالوم

فصل ۱ پنج سال بود که جاستین آسترید(۷۳) سه روز در هفته نزد دکتر ارنست لش می‌آمد. ملاقات امروزش همانند تمام هفتصد جلسهٔ درمانی قبلی‌اش شروع شده بود: ساعت هفت و پنجاه دقیقه از پله‌های بیرونی ساکرامنتو استریت ویکتورین(۷۴) که به زیبایی ارغوانی و ماهاگونی رنگ شده بود، بالا رفت، از راهرو گذشت و به […]
صفحه 20 از 43« اولین...20«1819202122 » 40...آخرین »

پیشنهادات ما

پیشنهاد می‌کنیم