دسته: معرفی کتاب

معرفی کتاب « شهبانو »، نوشته کیارا کاس

وقتی اولین‌بار شروع به خواندن کتاب انتخاب کردم، انتظار داشتم درست وسط افسانه سیندرلا پرتاب شوم. دختران رقابت‌جو، پیراهن‌های باشکوه و شاهزاده‌ای که قلب همه را ربوده. اما در ایلیا همه چیز به این سادگی جلو نمی‌رود. نه تنها رقابت بر سر قلب شاهزاده نیست، بلکه خود شاهزاده هم با یک نگاه عاشق نمی‌شود. ریزودرشت […]

معرفی کتاب « تفکر »، سایمون بلک برن

این کتاب حاصل سال‌ها دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی است که برای جلب توجه مردم به اندیشه‌ها داشته‌ام. این کار را به عنوان معلم و همچنین به عنوان کسی که تلاش کرده تا ارزش علوم انسانی را به طور کلی و ارزش فلسفه را به طور خاص برای طیف گسترده‌تری از مخاطبین روشن […]

معرفی کتاب « گهواره سنگی »، نوشته لوییز دوتی

لوییز دوتی نویسنده‌ای است انگلیسی از تبار کولی‌ها، (Romany People)، متولد سال ۱۹۶۳ در میدلندز شرقی در انگلستان، که در روت لند بزرگ شد، در دانشگاه لیدز (Leeds University) در رشتهٔ ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و در دانشگاه ایست آنگلیا (East Anglia) زیر نظر مالکوم برادبری و آنجلا کارتر در رشتهٔ ادبیات خلاق فوق‌لیسانس گرفت. […]

معرفی کتاب « چطور مثل داوینچی فکر کنیم »، نوشته دانیل اسمیت

پیشگفتار «او در تاریکی شب، زمانی که همه در خواب بودند، بیدار شد.» دمیتری مِرِژکوفسکی (۱) لئوناردو داوینچی زندگی خود را از «هیچ» آغاز کرد. حتی تا زمانی که زنده بود، اکثرا او را یک هنرمند «معمولی» و اندیشمندی که گاهی فکرهای عجیب و غریب به سرش می‌زند، می‌دانستند. اکنون نزدیک به پنج قرن و […]

کتاب « وقتی عاشق شدیم »، نوشته دنیس لیهان

وقتی عشق می‌ورزی و عشقی دریافت نمی‌کنی بهتر است بی‌خیال عاشق شدن شوی می‌دانم واقعیت دارد اما این را هم می‌دانم که نمی‌توانم تو را از قلبم بیرون کنم. ـ بادی جانسون، ترانهٔ «وقتی عاشقت شدم» در خفا پیش می‌روم، با نقابی بر چهره. ـ رنه دکارت پیش‌درآمد: بعد از راه‌پله سه‌شنبه روزی در ماه […]

معرفی کتاب « بیشعوری: درمان خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت »، نوشته خاویر کرمنت

مقدمه نویسنده مثل هر کس دیگری، من هم در تمام زندگی‌ام با بی‌شعورها (۱) سروکار داشته‌ام؛ اما در بیشترِ این اوقات مثل بیشترِ افرادِ جامعه، درگیر مفاهیم و تعاریفِ قدیمیِ بی‌شعوری (۲) بوده‌ام. من هم مثل دیگران بی‌شعوری را به عنوان بیماری نمی‌شناختم و فکر می‌کردم بی‌شعوری نوعی کمبود شخصیت است که صرفاً با اراده […]

کتاب « پاییز فصل آخر سال است »، نوشته نسیم مرعشی

تابستان تکهٔ اول دنبال تو می‌دویدم. روی سرامیک‌های سرد و سفید سالن. در آن سکوت ترسناکِ هزارساله. هن‌وهنِ نفس‌هایم با هر گام بلندتر در گوشم تکرار می‌شد و گلویم را تلخ می‌کرد. بخش پروازهای خارجی آن‌طرف بود. امام نه، مهرآباد بود انگار. و سالن پروازش هی دورتر می‌شد. رسیدم به گیت. پشتت به من بود، […]

معرفی کتاب « خاطرات خفته »، نوشته پاتریک مودیانو

مقدمهٔ مترجم مودیانوی فرانسوی از چهره‌های شناخته شده و مطرح حال‌حاضر در جهان است و برای دوستداران رمان و شیفتگان ادبیات مدرن در ایران نیز نیاز به معرفی ندارد؛ او هفتادوسه ساله، نویسنده و سناریست نوگرا و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات سال ۲۰۱۴ است که پیش از این نیز کسب جوایز متفاوت و معتبر ادبی […]

معرفی کتاب « مرد سوم »، نوشته گراهام گرین

دیالوگِ محبوب و مشهوری که به گفتهٔ گراهام گرین، اُرسن ولز شخصاً آن را نوشته و در صحنهٔ چرخ‌فلکِ فیلم (احتمالاً یکی از مشهورترین صحنه‌های تاریخِ سینما) گفته، از این قرار است: این‌قدر اخم نکن رفیق. به‌هرحال همه‌چی این‌قدرها هم افتضاح نیست. یکی می‌گفت سی سال تو ایتالیایی که خانوادهٔ بورجا بهش حکومت کردند فقط […]

کتاب « در دنیای تو ساعت چند است؟ »، نوشته صفی یزدانیان

فیلم‌نامهٔ باران‌خورده در همان اولین مراحل تولید فیلمْ متن فیلم‌نامه را اگر وجود داشته باشد در قطع کوچکْ چیزی نزدیک به قطع پالتویی چاپ می‌کنند و می‌دهند به دست آدم‌های مختلفِ درگیر کار؛ فیلم‌نامه‌ای پرتابل که بشود راحت‌تر به آن رجوع کرد و دیالوگ‌ها یا تعداد خارجی/ داخلی‌ها را دانست. دفترچه‌ای با قابلیت جا گذاشتن […]

کتاب « دوزخ »، نوشته ژان پل سارتر

نمایش‌نامه در یک پرده شخصیت‌ها: مستخدم: (مردی میان‌سال، حدوداً ۶۰ سال) ژوزف گارسن: (مرد نسبتاً جوان، حدوداً ۴۰ سال): Gozef Garcian استل ریگو: (دختر جوان، حدوداً ۳۰ سال): Estelle Rigo اینس سرانو: (زن میان‌سال، حدوداً ۵۰ سال): Inez Cerano صحنه: اتاقی تزیین شده به سبک دورهٔ امپراتوری دوم فرانسه است. سه کاناپه با رنگ‌های مختلف […]

کتاب « تو با من سالسا میرقصی »، نوشته گلزار رضوی

پشت پرده شیشه ای بهمن ۱۳۹۰ تابلوی اول دور تا دور صحنه، آینه های قدی است. دو سوی صحنه دو مجسمه، یکی برنزی و دیگری نقره ای، ایستاده اند. بانو با لباس تور اندود داخل می شود. مرد ملازم به دنبالش. بانو سراسیمه، از آینه ای به سوی آینهٔ دیگر می رود. از داخلشان به […]

کتاب « دوستان ما انسان‌ها »، نوشته برنارد وربر

برای انسانی تمام‌عیار، برای همسرم، غلامرضا زهری، که… پریچهره ریاحی ۶ / ۷ / همهٔ سال‌ها به یاد حضرت آدم، فرشته‌ای که خیلی زود بهشت را ترک کرد. صدای سه ضربهٔ زنگ در تاریکی. بلافاصله تابش نور شدید. مردی تنها که در اثر نور شدید با دست چشم‌ها را پوشانده است، عقب عقب می‌رود. با […]
صفحه 38 از 87« اولین...2040«3637383940 » 6080...آخرین »

اینستاگرام ما را لطفا دنبال کنید!

پیشنهاد می‌کنیم