دسته: معرفی کتاب

معرفی کتاب « هاگاکوره: کتاب سامورایی »، نوشته یاماموتو چونه‌تومو

روز شانزدهم ماه می سال ۱۷۰۰، نابشیما میتسوشیگه، سومین امیر منطقه‌ای که اکنون به استان ساگا معروف است، در سن شصت و نه‌سالگی درگذشت. یکی از نزدیک‌ترین مریدان وی، یاماموتو چونه‌تومو، که از کودکی به خدمت میتسوشیگه مشغول بود، در آن زمان چهل و دوساله بود. او که به‌واسطهٔ فرمان‌های خاندان خویش و نیز فرمان […]

معرفی کتاب « تهوع »، نوشته ژان پل سارتر

این نوشته‌ها بین مدارک آنتوان روکانتن پیدا شده‌اند و ما بدون هیچ تغییری چاپ‌شان می‌کنیم. صفحهٔ اول تاریخ ندارد، ولی ما به دلایل محکمی معتقدیم که این صفحه چند هفته قبلِ شروعِ دفتر خاطرات نوشته شده است. بنابراین تاریخ نگارشش نهایتاً به اوایل ژانویهٔ ۱۹۳۲ بازمی‌گردد. در آن دوران، آنتوان روکانتن پس از سفر به […]

معرفی کتاب « آخرین قارون »، نوشته اسکات فیتزجرالد

اسکات فیتزجرالد ۲۱ دسامبر ۱۹۴۰، یک روز پس از اتمام اولین بخشِ فصل ششم رمانش، ناگهان بر اثر حملهٔ قلبی فوت کرد. متنی که می‌خوانید پیش‌نویس نویسنده بعدِ بازنویسی اصلی است اما آن را به پایان نرسانده است. فیتزجرالد تقریباً در حاشیهٔ تمام داستان‌هاش نظراتش را نوشته است. تعداد اندکی از آن‌ها شامل نوشته‌های اوست […]

معرفی کتاب « بازیکن مخفی »، نوشته ناشناس

به «ایرج باباحاجی» که داغش همیشه تازه است و رفتنش باورنکردنی… پیش‌گفتار مترجم بچه‌پول‌دارهای بی‌خیال. تازه‌به‌دوران‌رسیده‌های عوضی. عقده‌ای‌های رنگِ پول ندیده. خیلی‌ها با این القاب صدای‌شان می‌کنند. از دنیایی دیگر، کُره‌ای دیگر یا کهکشانی دیگر نیامده‌اند، اما دنیای‌شان با همهٔ ما فرق دارد. کم‌وبیش همان چیزهایی را می‌خورند که ما می‌خوریم، چیزهایی به تن می‌کنند […]

معرفی کتاب « در رویای بابل »، نوشته ریچارد براتیگان

به‌گمان‌ام من از جمله به این دلیل هرگز کارآگاه خصوصی قابلی نشدم که بیش از حد در رؤیای بابل بودم. خبر خوب، خبر بد دوم ژانویهی ۱۹۴۲ خبرهای خوب و بدی داشت. اول خبر خوب: فهمیدم مرا برای خدمت در نظام وظیفه «نامناسب» تشخیص داده‌اند و به‌عنوان بچه‌سرباز به جبههٔ جنگ جهانی دوم اعزام نمی‌شوم. […]

معرفی کتاب « حمایت از هیچ »، نوشته هارتموت لانگه

هارتموت لانگه در مارس ۱۹۳۷ در برلین به دنیا آمد. پدرش قصاب بود و مادرش فروشنده. دوساله بود که خانواده تن به برنامهٔ کوچ اجباریِ حکومت نازی‌ها داد و به لهستان اعزام شد. هفت سال بعد، هارتموت لانگه با مادرش به برلین برگشت. دبیرستان را رها کرد و به کارهای گوناگونی مشغول شد، تا این‌که […]

کتاب « در قلمرو مرگ »، نوشته ادگار آلن‌پو، توماس مان، گاستون لرو

در اهمیت ادبیات هول‌وهراس و ریشه‌های آن چرا باید داستان‌های هول‌وهراس‌آوری دربارهٔ مردگان بخوانیم؟ مگر نه این است که دورهٔ ادبیات گوتیک و اصولاً رمانتیسیسم سپری شده است و پرسش مهم‌تر این‌که آیا اساساً ادبیات هول‌وهراس گوتیک واجد ارزش‌های ادبی شمرده می‌شود؟ شاید امروزه کمتر کسی داستانی گوتیک بنویسد، اما حتا خرده‌گیرترین منتقدانی که در […]

کتاب « تا در محله گم نشوی »، نوشته پاتریک مودیانو

تقریباً هیچ. مثل نیش یک حشره که اول خیلی خفیف به‌نظرت می‌رسد. لااقل برای روحیه گرفتن هم که شده، این را آهسته به خودت می‌گویی. حدود ساعت چهار بعدازظهر، تلفن خانهٔ ژان داراگان (۱)، توی اتاقی که اسمش را گذاشته «دفتر»، زنگ می‌خورد. او روی کاناپهٔ انتهایی، دور از آفتاب چُرت می‌زند. زنگ قطع نمی‌شود، […]

کتاب « تصادف شبانه »، نوشته پاتریک مودیانو

سال‌ها پیش، موقعی که دیگر داشتم پا به سن بلوغ می‌گذاشتم، دیروقت از میدان پیرامید می‌گذشتم تا به کنکورد بروم که یک‌هو اتومبیلی از تاریکی بیرون آمد. اول خیال کردم از بغلم رد می‌شود. ولی بعد، درد شدیدی از قوزک پا تا زانویم احساس کردم. افتادم روی پیاده‌رو. ولی توانستم بلند شوم. اتومبیل از مسیرش […]

معرفی کتاب « جسارت امید: تأملاتی در باب بازیابی رؤیای امریکایی »، نوشته باراک اوباما

باراک اوباما زمانی این کتاب را نوشت که، حداقل علناً، صحبتی از نامزدی‌اش برای انتخابات ریاست‌جمهوری در میان نبود. شهرت او در زمان نوشتن جسارت امید تنها به‌عنوان تک‌سناتورِ سیاه‌پوست ایالات متحده بود که در کنوانسیون سراسری حزب دموکرات در سال ۲۰۰۴ سخنرانی اصلی را ایراد کرد و افکاری ظاهراً جدید راجع به جامعه و […]

معرفی کتاب « کتابخانه‌ی عجیب »، نوشته هاروکی موراکامی

(۱) کتابخانه حتا ساکت‌تر از معمولش بود. کفش‌های چرمیِ تازه‌ام روی کفِ خاکستری‌رنگِ آن‌جا تق‌تق می‌کردند. صدای تیز و زمخت‌شان شبیهِ صدای معمولِ قدم‌هایم نبود. هربار کفشِ تازه‌ای می‌خرم، مدتی طول می‌کِشد تا به سروصدایش عادت کنم.   زنی که تا قبل آن هیچ‌وقت ندیده بودمش، نشسته بود پشتِ میزِ مراجعان و داشت کتابِ کُلُفتی […]

معرفی کتاب « افق »، نوشته پاتریک مودیانو

ژان‌پاتریک مودیانو در سال ۱۹۴۵ در بولونی‌بیانکورِ پاریس از پدری ایتالیایی و مادری بلژیکی به دنیا آمد. والدینش در زمان اشغال پاریس باهم آشنا شده بودند. پدرش به دلیل عقایدی که داشت، باید جایی خودش را پنهان می‌کرد و مادرش به خاطر شغل هنرپیشگی مدام در سفر بود؛ کودکی پاتریک در شرایط سختی سپری شد […]

کتاب « ویلای دلگیر »،نوشته پاتریک مودیانو

تو دیگر که هستی، ای نظاره‌گر اشباح؟ دیلن توماس ۱ هتل وردون (۱) را خراب کرده‌اند. این ساختمان عجیب، روبه‌روی ایستگاه بود و کنارش ایوانی چوبی در حال پوسیدن. تاجران مسافر، در فاصلهٔ بین دو قطار، می‌آمدند آن‌جا و می‌خوابیدند. مشهور شده بود به خانهٔ فساد. کافهٔ دایره‌ای‌شکلِ مجاور هم ناپدید شده. اسمش کافه کادران […]
صفحه 39 از 86« اولین...2040«3738394041 » 6080...آخرین »

اینستاگرام ما را لطفا دنبال کنید!

پیشنهاد می‌کنیم