دسته: معرفی کتاب

کتاب « نکسوس: تصلیب گلگون »، نوشته هنری میلر

فصل یکم هاپ! هاپ هاپ! هاپ! هاپ! پارس کردن در شب. پارس کردن، پارس کردن. جیغ می‌کشم، اما هیچ کس جوابم را نمی‌دهد. فریاد می‌زنم، اما صدایم حتی پژواک ندارد. «کدام را می‌خواهی، شرق خشایارشا یا شرق مسیح؟» تنها هستم، با مغزی ملتهب. عاقبت تنها شدم، چه محشر! فقط آن چیزی نیست که انتظارش را […]

معرفی کتاب: « خاطرات خانه‌ مردگان »، نوشته فئودور داستایفسکی‌

پیش‌گفتار نویسنده در اعماق سیبری، میان استپ، کوه و جنگلی غیرقابل عبور، این‌جا و آن‌جا، دهکده‌هایی دیده می‌شود. حداکثر دو هزار نفر در آن زندگی می‌کنند و جز کلبه‌هایی چوبی محقر و دو کلیسا یکی در مرکز ده و دیگری کنار گورستان چیز دیگری در آن به چشم نمی‌خورد. شهر نیست، بیش‌تر دهکدهٔ بزرگی است […]

کتاب بائودولینو ، نوشته اومبرتو اکو

۱. بائودولینو دست خود را در نوشتن می‌آزماید راتیسبون ماه دسامبر سنه یک هزار و یک صد و پنجاه و پنج بعد از میلاد وقایه‌نامه بائودولینو از خانه‌دان آئولاریو من بائودولینو پسر گائلیادوی آئولاری با یک سر شبیه سر شیر هللویا سپاس گادر متعال را که بادا گناهم را ببخشد بنده فی‌الواقع بزرگ‌ترین دزدی زندگی‌ام […]

کتاب موریارتی ، نوشته آنتونی هوروویتس

یک: آبشار رایشنباخ (۶) آیا کسی واقعاً آنچه را که در آبشار رایشنباخ اتفاق افتاد، باور می‌کند؟ شرح و توضیحات زیادی دربارهٔ این واقعه نوشته شده است، ولی به نظر من همهٔ آنها چیزی کم دارند… حقیقت را. برای مثال به گزارش ژورنال ژنو (۷) و همین‌طور خبرگزاری رویترز (۸) توجه کنید. من داستان آنها […]

معرفی کتاب « زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند »، نوشته گوزل یاخینا

یادداشت نویسنده برای خواننده ایرانی چند سال پیش وقتی داشتم این رمان را می‌نوشتم حتی تصور هم نمی‌کردم که آن را به زبان فارسی ترجمه خواهند کرد. صادقانه بگویم، حتی مطمئن نبودم این رُمان منتشر شود. تنها نشسته بودم و داستانی که الهام گرفته از زندگی و سرنوشت مادربزرگم بود را می‌نوشتم. مادربزرگ من مانند […]

کتاب بوسه ، نوشته آنتون چخوف

دو ولادیمیر «رهایم کن، می‌خواهم برانم. می‌خواهم کنار کالسکه‌چی بنشینم» سوفیا لوونا (۱) بلند گفت: «کالسکه‌چی صبر کن. می‌خواهم کنارت بنشینم.» او روی لوژ ایستاد و همسرش ولادیمیر نیکیتیچ (۲) و دوست دوران کودکی‌اش ولادیمیر میخایلیچ (۳) دستش را گرفتند تا نیفتد. کالسکهٔ سه اسبه‌شان بسیار تند می‌رفت. ولادیمیر نیکیتیچ با تندی در گوش همراهش […]

معرفی کتاب اعترافات یک قاتل: روایت‌شده در یک شب ، نوشته یوزف روت

دربارهٔ یوزف روت یوزف روت در سپتامبر سال ۱۸۹۴ در برودی (۱) به دنیا آمد. حضور پدر را هرگز تجربه نکرد و نزد مادر و پدربزرگش بالید. دوران ابتدایی و دبیرستان را در همین شهر پشت سر گذاشت و پس از دریافت دیپلم، همراه مادرش به وین نقل مکان کرد. روت در وین به تحصیل […]

معرفی کتاب آینه‌‌های شهر ، نوشته الیف شافاک

شنل گابوی جادوگر وقتی رمدیوس خوشگله به آسمان می‌رفت، اورسولای کهن‌سال نیمه‌کور دست او را دید که به علامت خداحافظی تکان می‌داد اما آرامشش به‌هم نخورد. در رویارویی با صحنه‌ای جادویی، اگر آرامشت را حفظ می‌کنی، به این معنا نیست که اتفاقی نیفتاده یا اتفاقی که افتاده چندان مهم نبوده. به این معنا هم نیست […]

معرفی کتاب « مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است »، نوشته فردریک بکمن

فردریک بَکمَن، وبلاگ­نویس و نویسندهٔ جوان و بسیار موفق سوئدی، سال ۱۹۸۱ در استکهلم به دنیا آمد. او پس از ناتمام گذاشتن تحصیلات دانشگاهی، مدتی به عنوان رانندهٔ کامیون، کارگر رستوران و رانندهٔ لیفتراک کار کرد. در سال ۲۰۰۷ به استخدام روزنامهٔ مور در آمد، ولی پس از یک سال و نیم کار، از شغلش […]

کتاب میهن فروش ، نوشته پل بیتی

شاید باورش سخت باشد که این حرف را از زبان یک مرد سیاه‌پوست می‌شنوید، اما من هیچ‌وقت چیزی ندزدیده‌ام. هیچ‌وقت در قماربازی یا پرداخت مالیات تقلب نکرده‌ام. هیچ­وقت بدون بلیت سینما نرفته‌ام. هیچ­وقت یادم نرفته بقیهٔ پولم را به صندوقدار حواس‌پرت داروخانه بدهم که انگار اصلاً از اصول حرفه‌ای تجارت و حداقل دستمزدها خبر ندارد. […]

معرفی کتاب « نقطه‌ امگا »، نوشته دان دلیلو

دربارهٔ دان دلیلو دن دلیلو در سال ۱۹۳۶ در خانواده ای ایتالیایی در نیویورک دیده به جهان گشود. او بین سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۴ در دبیرستان کاردینال هایس برانکس مشغول به تحصیل بود. پیش از این دلیلوی نوجوان علاقه ای به ادبیات نداشت اما در یکی از همین سال ها هنگامی که در طول […]

کتاب « مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید »، نوشته ویلا کاتر

«مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» یک رمان فوق‌العاده و پر از فضاسازی است. ویلا کاتر از بطن تخیل پُربار و احساس همدلانه‌اش، یک اثرِ نابِ ادبی را بیرون داده، که از تن‌دادن به هرگونه رده‌بندی سر باز می‌زند، و برجستگی و شتخص بودن آن نیز به همین دلیل است. نیویورک تایمز ویلا کاتر این پراحساس‌ترین […]

کتاب خانه اشباح، نوشته چارلز دیکنز

من تا به حال در محیط هایی روح مانند و ناشناخته قرار نگرفته بودم و تحت تاثیر چنین پیرامونی نبودم، بنابراین تصمیم گرفتم نخست با آن خانه آشنا شوم (که موضوع داستان کریسمس نیز همین می‌باشد.) خانه را در روشنایی روز در حالی‌که که نور خورشید بر آن می تابید دیدم. از باد و باران، […]
صفحه 5 از 43« اولین...«34567 » 2040...آخرین »

پیشنهادات ما

پیشنهاد می‌کنیم