« رمان شبهای سپید از داستایفسکی | خانه | شجریان »
چهارشنبه 2 شهریورماه
کتاب زندگی تولستوی به همراه بیوگرافی رومن رولان
در این پستم قصد دارم،کتاب ارزشمندی را تقدیمتان کنم:کتاب زندگی تولستوی اثر
رومن رولان. نخست کمی درباره این کتاب و نویسنده مشهورش رومن رولان مینویسم و در
انتهای پستم ،لینکهای دانلود را میآورم.
رومن رولان کتابهای دیگری هم به سبک بیوگرافی به رشته تحریر درآورده
است،همچون:زندگینامه بتهوون،میکل آنژ و ماهاتما گاندی.که تصور می کنم این آخری هم
به تازگی ترجمه و چاپ شده است.
دوست داران عرصه رمان و فرهنگ از تولستوی زیاد خواندهاند ولی گمان میکنم کمتر
موفق شدهایم درباره تولستوی بخوانیم.با مطالعه کتاب زندگی تولستوی با جنبههایی از
زندگی تولستوی آشنا میشوید که پیش از این برایتان مکشوف نبوده است ،با این که چه
افکار و آرای بزرگی در سر داشته و با این که روس بوده اما ذهن و اندیشه خود را در
محدوده زمانی و مکانی خاصی محدود نکرده است. نمونهای از مطلبی که به تازگی درباره
وی خواندهام را در زیر میآورم:
تولستوی هر بار با خواندن حكمتهای فارسی، سعی مي كرد آنها را مختصرتر و در عين حال
نزديكتر به اصل ترجمه كند. با مشاهده كتابهای منتشره سالهای مختلف، مي بينيم چطور
تولستوی روي ترجمه اين حكمتها كار كرده و آنها را به اصل فارسی اشان نزديكتر و در
عين حال شبيه به ضرب المثلهای روسي كرده است. تولستوی روی آثار فولكلور فارسی نيز
همين كار را انجام داده است. او از ترجمههای انگليسی و فرانسوی گوناگوني استفاده
كرده و با دقت روی آنها كار كرده و آنها را برای خوانندگان روسی جالب ساخته در حالي
كه سعی نموده اصالتشان حفظ شود. به آسانی مي شود احساس كرد كه تولستوی علاوه بر
مسائل و ايدههای اخلاقی برای حكمت آدمی، آزادیخواهی، دشمني با بردگی و استهزا در
داستانهای تودهای مردم ايران اهميت زيادی قائل بوده و اين نمونهها را طوری ترجمه
كرده كه به گوش روسها كه به زرق و برق شرقی كمتر عادت كردهاند خوشايند و پندآموز
باشند.
تولستوی به موسيقی ايرانی نيز علاقه زيادی داشت. به اعتقاد او اين موسيقي خيلي خوش
آهنگ، صميمي و عامه فهم است. او مینویسيد: "من با موسيقی شرقی آشنايی دارم. آهنگ
هاي فارسي با وجود اينكه ساخت موسيقی اشان فرق دارد برای من كاملاً قابل فهم و
دلنشين است. از اين رو فكر مي كنم كه موسيقی ما هم برای آنها كاملاً قابل فهم باشد.
آهنگ تازه، اول به گوش ناآشناست ولي وقتي انسان آن را فهميد لذت مي برد. موسيقي
خلقي را همه مردم خوب درك مي كنند. موسيقي فارسي را دهقان روسي خواهد فهميد همانطور
كه موسيقي خلقي روس را يك نفر ايراني كاملاً درك خواهد كرد."
تولستوي آثار سعدی را خيلي دوست ميداشت. در ايام جواني وقتي گلستان را مطالعه
میكرد، مجذوب اين امر شده بود و از همان وقت تا آخر عمر برای نظم و حكمت فارسي ارج
فراوان قائل بود. وقتي در سالهای هفتاد قرن 19، تولستوی روی كتاب الفبا و كتابهای
روسی براي قرائت كار مي كرد، يكي از داستانهای باب سوم گلستان (دو درويش خراساني
ملازم يكديگر سفر كردندی) را به شكل قصه جداگانه ای در آورد. تولستوی در سال 1904
ميلادی برای مجموعه دائره القرائت بسياري از حكمت های سعدی را كه از ترجمه روسي
گلستان گرفته بود، وارد اين كتاب كرد. مقصود از نشر اين كتاب آن بود كه به مردم درس
انسانيت، نيكي، محبت و صلح بياموزد. از اين روی تولستوی به پند و حكمتهای سعدی روی
آورده و از جمله از حكمتهای زيرين استفاده كرده است:
انديشه كردن كه چه گويم، به از پشيمانی خوردن كه چرا گفتم.
به نطق آدمی بهتر است از دواب
دواب از توبه، گرنگويی صواب
گربه شير است در گرفتن موش
ليك موش است در مصاف پلنگ
نيم نانی گر خورد مرد خدا
بذل درويشان كند نيمی دگر
ملك و اقليمی بگيرد پادشاه
همچنان دربند اقليمی دگر
سرچشمه شايد گرفتن به بيل
چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گر چه با آدمي بزرگ شود
راستی موجب رضای خداست
كس نديدم كه گم شد ز ره راست
لو تولستوی نويسنده شهير روسيه ادب فارسي اهميت زيادي مي داد. او ادبيات كلاسيك
فارسي را مطالعه كرده ،به آثار فردوسی، سعدی و حافظ ارج میگذاشت. تولستوی با تاريخ
و ادب فارسی هم به زبان روسی و هم به زبانهای ديگر اروپايی آشنايی پيدا كرد. در
كتابخانه شخصی او كتابهايی در باره تاريخ و ادب ايران موجود بود.
تولستوی در جواني با اشعار حافظ از طريق ترجمه های اشعار او به زبانهای اروپای غربی
آشنا شده بود. او در سالهای بعدی ترجمه اين غزلها را به زبان روسي كه فت شاعر معروف
روس برايش فرستاده بود، بارها مطالعه كرد. نام حافظ در بسياري از نامه های تولستوی
و فت دراين دوره آمده است. ايوان تورگنف نويسنده معروف روس در سال 1859، ديوان حافظ
چاپ آلمان را به فت هديه داد و فت به قدري از آن خوشش آمد كه خودش شروع به ترجمه
روسي آنها كرد. تولستوی باور نمی كرد كه غزلهای فلسفي و صوفيانه حافظ را فت كه شاعر
عاشق پيشه و ليريك بود، بتواند خوب ترجمه كند و به او چنين نيشخند میزد: “اگر شما
تا اين حد سرگرم اين كار شدهايد كه بدون آن نمي توانيد زندگی كنيد، خدا به شما
توفيق بدهد كه بتوانيد بخوبي حافظ غزلسرايی كنيد”. اين نامه را تولستوی اوايل اكتبر
1859 به فت نوشته بود. تولستوي در نامه ديگرش مي پرسد: "خب، بالاخره حافظ شما چه
شد؟ خواهشمندم يكي از بهترين غزلهاي حافظ را كه ترجمه كرديد برايم بفرستيد تا دهنم
آب بيفتد". تولستوی به فرانسه مینويسد: "و من برايتان گندم میفرستم"
فت ، در ماه نوامبر 1859 چند ترجمه خود از غزلهاي حافظ را براي وي فرستاد، ولي
تولستوي همانطور كه تصورش میرفت اين ترجمه ها را نپسنديد. وي در تاريخ 20 دسامبر
1859، برای باريسوف، يكي از خويشاوندان فت، چنين مي نويسد: “به فت بگوييد خيلي
معذرت میخواهم، اما از غزلسرايی حافظانه او خوشم نيامد. در ترجمه هايی كه فرستاده
معاني عميق يافت نمیشود و رنگ و شكل فارسی در اين ترجمهها ديده نمیشد.” ولي
وقتی چندی بعد مجله روسكويه سلوو ترجمه 27 غزل حافظ را به قلم فت منتشر كرد،
تولستوی از آشنايی بيشتر با اين شاعر بزرگ ايرانی بسيار خوشحال شد.
البته در جای جای متن کتاب هم آثار علاقه و آشنایی تولستوی با فرهنگهای مشرقزمین
از ایران گرفته تا هند و چین و همچنین اعتقاد وی به یگانگی ذاتی مذاهب را میتوانید
مشاهده کنید.
درباره رومن رولان:
رومن رولان را در ايران بيشتر با "جان شيفته" و "ژان كريستف" مي شناسند. او در ۲۶
ژانويه سال ۱۸۶۶ در كلامسی فرانسه به دنيا آمد. بيشك وی يكی از بزرگترين
رماننويسان و نمايشنامهنويسان فرانسه است. مقالات وی در طرفداری از صلح و مبارزه
عليه فاشيسم او را به شخصيتی سياسی و خاص بدل كرد. تجزيه و تحليل هاي او درباره
خلاقيتهای هنری، دربردارنده ذهنيتی متفاوت و منحصربهفرد است. در عين حال رولان در
نوشتن بيوگرافی نيز مهارت عجيبي داشت.
رومن رولان در چهارده سالگی براي ادامه تحصيل راهي پاريس شد ؛ در همان دوران با
افكار اسپينوزا آشنا شد و تولستوي را كشف كرد. در سال ۱۸۸۹ در رشته تاريخ ادامه
تحصيل داد و در ۱۸۹۵ با مدرك دكتری در رشته هنر فارغ التحصيل شد. پس از اين سير، به
رم رفت. در۱۹۱۲ پس از دورهای كوتاه در تدريس هنر و نيز موسيقي به نوشتن روی آورد.
ماحصل اين دوره و قبل تر از آن يعني از ۱۹۰۴ تا ۱۹۱۲ رمان ۱۰ جلدی ژان كريستف است.
در اين ميان او مقالاتی را نيز در نشريات به چاپ مي رساند. اين ياداشتها در كتابي
تحت عنوان "موسيقيدانان روزگار قديم و موسيقيدانان معاصر" به چاپ رسيد كه هنوز هم
جزو بهترين تحليلها در عرصه موسيقی بهشمار میرود. علاقه رولان به موسيقي سبب
نگارش "زندگينامه بتهوون" (۱۹۰۳) شد.همين علاقه شخصی بعدها زمينهای شد برای نوشتن
"زندگينامه ميكل آنژ" (۱۹۰۵) و "تولستوي" (۱۹۱۱).
در اين كتابها علاوه بر معرفی هنرمندها، بررسي هاي روان شناسانه ای از شخصيت آنها و
افكارشان، كشف ذهنيت و خلاقيت هنرمندان و نقد و بررسی آثار هم به چشم مي خورد.
رولان با همين نوع تلقی و برداشت در آثارش جايزه نوبل در سال ۱۹۱۵ را از آن خود
كرد. اين جايزه براي اثر جاودانه و ماندگارش "ژان كريستف" و نيز مقالاتی درباره جنگ
به نام "فراتر از جنگ" (۱۹۱۵) به وی اعطا شد.
ژان كريستف كه به نظر بسياري از منتقدان ادبی شاهكار رومن رولان به حساب میآيد،
درباره موسيقيدانی آلمانی است.
رولان در اثر ديگرش جان شيفته (23-1922) كه به زعم بسياری گيرايی و موفقيت ژان
كريستف را ندارد، اين بار جامعه و پيرامونش را از ديدگاه زنی توصيف میكند.
يكي از مشخصات آثار رولان، موضع گيري هاي سياسي او بود. او در سال ۱۹۱۵ يعني درست
همان سال هاي اوليه جنگ جهانی اول با نوشتن مقاله" فراتر از جنگ" ديدگاه خود را
نسبت به جنگ و متقابلا صلح جهاني اعلام كرد. مقاله به روابط انسان دوستانه آلمانها
و فرانسویها طي جنگ جهانی اول میپرازد. رولان هيچگاه به حزب و گروهي وارد نشد.
قصد او صلح جهاني بود و جنگ از هر نوعش با ديدگاه فلسفی او در تضاد بود.
كمی قبل از جايزه نوبل يعني يك سال قبل از آن در ،۱۹۱۴ رولان به سوئيس رفت و كماكان
مینوشت. نوشتههای ضد جنگ او در كتابي گردآوری شد و در همان سوئيس به چاپ رسيد؛
بازتاب آن در فرانسه با اعتراضهای شديدی مواجه شد و او را وطن فروش و خائن
ناميدند. رولان در رماني به نام لی لولی (۱۹۱۹) اين بار جنگ را در قالب طنز ترسيم
كرد. اين اثر هم از بهترين آثارش محسوب مي شود. جالب است ارنست لوبيچ نيز در فيلم
بودن يا نبودن (۱۹۴۲) وقايع جنگ جهاني دوم را با طنز خاص خودش به تصوير می كشد و از
اين نظر تاثير فيلم بر مخاطب بدون اغراق بيشتر است.
در سال ۱۹۲۰ رولان به فلسفه بودايي و مشرق زمين و در راس آن كشور هند گرايش زيادي
پيدا كرد و كتابي به سبك زندگينامه درباره مهاتماگاندی (۱۹۲۴) نوشت.
رولان گاندي را در سوئيس ملاقات كرده بود. با گاندی در واقع رولان با مشرق زمين و
تفكر شرقی آشنا شد. او تحت تاثير تعاليم بودايي قرار گرفت و تاثير گاندي بر او به
قدري زياد بود كه در سال ۳۰ـ۱۹۲۹ كتابي تحت عنوان "پيغمبران هند جديد" را منتشر
كرد.
رولان تا سال ۱۹۳۷ در سوئيس اقامت داشت و در سال ۱۹۳۸ به فرانسه بازگشت. همچنان به
كار نگارش مشغول بود و با شروع جنگ جهاني دوم بار ديگر مقالات ضد جنگش جنجال هاي
زيادي به پا كرد. او در اين مقالات فاشيسم را مورد حمله قرار داد و در راس مقالاتش
از تاثير مخرب افكار نازیها بر اروپا و بلافاصله جهان سخن راند. با توجه به رد
افكار استالين در سال هاي ۳۶-۱۹۳۵ فرانسوي ها ديگر او را به حزب كمونيست منسوب
نكردند و از ديدگاه هاي ضد جنگ او استقبال هم شد. رولان در سال ۱۹۳۵ ملاقاتي با
استالين در مسكو داشت و همان زمان در مقالاتی انتقادی حزب كمونيست را زير سؤال برد
و سياستهای جنگ طلبانه و خشونت گرايانه آنها را به شدت تقبيح كرد.
رومن رولان سي ام دسامبر سال ۱۹۴۴ بر اثر بيماری سل ، در فرانسه درگذشت. رولان
يكبار در سال ۱۸۹۲ و بار ديگر درسال ۱۹۳۴ ازدواج كرد.
رولان درباره خود مي گويد: "من شهروندی جهانیام. غالبا در حال جنگ با تبعيضهای
اجتماعیم. در هنر و در راس آن به بتهوون، شكسپير و گوته عشق مي ورزم ... رامبراند
نقاش محبوبم است. اما كشور مورد علاقه ام بیشك ايتالياست."
نوشته بالا خلاصهای از مقاله خانم شبنم رضایی در روزنامه ایران است.
اما لینکهای دانلود کتاب زندگی تولستوی.هر قسمت شامل 40 صفحه میشود و نزدیک به 650
کیلوبایت حجم دارد،که تصور می کنم برای دانلود شما مناسب باشد.
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم