« November 2005 | Main | January 2006 »

December 31, 2005

اول : علی پروین رفت یا حداقل فعلا اینطور می‌گوید. گرچه چشم دیدنش را مدتی بود نداشتم ولی همیشه رفتن و خداحافظی متاثرم می‌کند. خوب ، چه می‌شد ، زودتر و در اوج می‌رفتی؟

دوم: بی‌انصافی است که آدم از سایت قالب‌ساز خودکار سایکو ، ننویسد. ولی جدا کار ابتکاری و جالبی است. از این بعد کاربران پرشین‌بلاگ ، بلاگفا و بلاگر ، نگرانیی برای ساخت تمپلیت ندارند. نمی‌دانم ورژن انگلیسیش را هم روی سایت گذاشته‌اند یا نه. اگر گذاشته باشند ، وبلاگرهای خارجی هم شدیدا از آن استقبال خواهند کرد.

سوم: یک اشتباه کوچک وقتی دیروز تمپلیت را بعد از مدتها کمی دستکاری کردم ، باعث شده بود ، آدرس سایتهای کامنت‌گذارها پست نشود ، یک ساعت از وقتم امروز برای رفع این مشکل تلف شد. اینطور اتلاف وقت را اصلا دوست ندارم. حالا خوب شد ، زود متوجه شدم.

سوم: می‌گویند که به امروز ، اسکاتلندیها Hogmanay می‌گویند. الان که دارم این سطور را تایپ می‌کنم ، فقط 3 دقیقه به پایان سال 2005 مانده ، البته برای خوانندگان خارج کشور ، چند ساعتی تا پایان سال وقت باقیست. سال نوی میلادی مبارک همه، مخصوصا هموطنان مسیحیمان باشد.

Posted by alireza1356 at 10:59 PM | Comments (5)

اول :چند ساعتی است که دیتای مخابرات کاملا "فی ل تر"  را برداشته و همه سایتها و وبلاگها باز هستند. احتمالا با دستکاری سیستم در ساعات آینده ، شاهد اضافه شدن سایتها و وبلاگهای دیگری به لیست" فی ل ترینگ" خواهیم بود. گویا سرعت کانکشن اینترنتی خیلی از آی‌اس‌پی‌ها پایین آمده است.

دوم: امروز، عکسهای فلیکرم را در وبلاگ گذاشتم. نظر شما چیست؟ البته می‌دانم که فلیکر در خیلی جاها "فی ل تر" است. گاهی عکسهایی در حین وبگردی می‌دیدم که نمی‌شد پست مستقلی برایشان نوشت ، ولی مایل بودم ، آن عکسها را خوانندگان وبلاگم ببینند. اینطور مواقع است که فلیکر به داد می‌رسد. احتملا یک قسمت موسیقی روزانه هم به زودی به وبلاگ اضافه خواهم کرد.

سوم : حالا تا راه افتادن قسمت " نوای روز" وبلاگم ، این قطعه را از "قمر‌الملوک وزیری" دانلود کنید و گوش کنید : آتشی در سینه دارم جاودانی. همایون شجریان هم این قطعه را خوانده است ولی شنیدنش با صدای قمر لطف دیگری دارد. البته سعی می‌کنم در این قسمت ، موزیکهای متنوعی بگذارم از سنتی تا راک و پاپ و بی‌کلام.

Posted by alireza1356 at 12:14 AM | Comments (6)

December 29, 2005

هودر لینک جالبی داده به یک وبلاگ با عنوان Iranic thoughts یا افکار ایرانی که نویسنده‌اش یک زن فیلمساز آمریکایی است و در آن درباره سفرش به ایران مطلب نوشته است. مطالب و عکسهای زیبایی در این وبلاگ قرار داده شده است. در این وبلاگ می‌توانید درباره سفره افطاری ، عمل جراحی زیبایی بینی ،شیرین عبادی ،بم ،آلودگی هوا،  سرگرمیهای ایرانیان ، توالتهای ایرانی!  و خیلی چیزهای دیگر مطالبی بخوانید و عکسهایی ببینید. با خواندن این وبلاگ یاد داستانی از "عزیز نسین" افتادم با عنوان" خارجیها بهتر از ما بلدن" ، در این داستان عزیز نسین درباره مهمان شدن یک زوج آمریکایی در منزل یک کارمند دون‌پایه ترک در استانبول نوشته بود و در آن در قالب طنز شرح داده بود ، که چگونه این زوج تازه از راه رسیده از فرنگ از یک کارمند میانسال ترک ، اماکن توریستی و گردشگاهها را بهتر می‌شناسد و با خلقیات هموطنان وی آشنایی بیشتری دارد.

در هیاهوی نگرش صرفا پولیتیکال رسانه‌های غربی به ایران ، دیدن مطالبی از این دست تا اندازه‌ای امیدوارکننده است. فکر می‌کنم خواندن این مطالب برای ما ایرانیها جالب باشد ، حالا می‌خواهد این مطلب سفرنامه یک کارگردان تلویزیونی آمریکایی باشد و یا تحلیل رویترز از شبهای برره.  

Posted by alireza1356 at 07:02 PM | Comments (4)

December 21, 2005

اول: آمدم امشب با توجه به سرعت خوب کانکشن در شب یلدا ، مثل بچه آدم کمی وبلاگ و سایت پزشکی مرور کنم. چند خبر خوب دیدم . مشغول شدم ولی وقتی در یک وبلاگ مطلبی در ایران و اینکه پخش موسیقی غربی در ایران ممنوع شده ، خواندم ، شرایطم عوض شد. برای آن پزشک متخصص بیهوشی امریکایی چه کامنتی می‌توانستم بگذارم؟ سلامی و لینکی به این صفحه جالب ویکی‌پدیا درباره موسیقی ایرانی و لینکی به این صفحه ، برای این همکار نادیده ، تا ایشان هم "سلسله موی دوست" ، "آستان جانان" و "بت چین" گوش کنند.

فارغ از همه تفسیرها ، به باورم وبلاگستان فارسی به یکی از وظایف خود که همانا آشنایی کاربران غیر ایرانی با فرهنگ و علایق ما وبلاگرها باشد ، به درستی عمل نمی‌کند. باور کنید که نوشتن درباره زندگی روزمره‌مان خیلی از باورهای غلط را درباره ایران و ایرانی در غرب پاک خواهد کرد. وبلاگرهای غیرایرانی باید بدانند که ما هم فیلم هالیوودی می‌بینیم و در بعضی موارد فقط با فاصله یکی دو هفته از اکران شدن آنها در سینماها موفق به دیدنشان می‌شویم. باید بدانند ما هم در گوگل سرچ می‌کنیم و اخبار آی‌تی را دنبال می‌کنیم. باید بدانند که کتاب می‌خوانیم. فوتبال نگاه می‌کنیم ، همه انواع موسیقی را گوش می‌کنیم... و باید بدانند ما هم می‌توانیم دوست داشته باشیم و دوستمان داشته باشند.

بیایید هر کداممان یک صفحه انگلیسی داشته باشیم ، در این صفحه ممکن است با مهارت وبلاگ فارسیمان ننویسیم ، شاید در آن فقط لینک بدهیم و یا مطالبی را درباره ایران کپی‌پیست کنیم، ولی همه اینها آغازی است برای بهتر شناخته شدنمان.

پی‌نوشت : نویسنده وبلاگ bookofjoe دکتر Joseph Stirt ، خوشبختانه کامنتم را خواندند و جواب دادند:

" Dear alireza,Thank you for your excellent comment and insight.
I'm listening to the music you referred me to, and I like it.
You might find the following story of interest: it appeared in the December 17 Financial Times.

در ادامه ایشان لینکی به مقاله‌ای درباره کتاب"ما ایران هستیم" نوشته نسرین علوی دادند. می‌بینید که برای شناساندن خودمان استفاده از وبلاگهایمان یکی از آسانترین و بهترین راه‌ها است.وبلاگ bookofjoe یکی از پربیننده‌ترین وبلاگهایی است که در آمریکا و شاید جهان بوسیله یک پزشک راه‌اندازی شده و ترافیک وبلاگ ایشان به مراتب از خیلی از وبلاگهای پربیننده ما بیشتر است. نویسنده این وبلاگ تمایل زیادی برای معرفی محصولات و سرویسهای اینترنتی عجیب دارد.

دوم: هودر آمده لینک داده و شیوه به ظاهر جدیدی برای گذر از "فی ل تر" معرفی کرده. نه! جواب نمی‌دهد. آنجایی که شما هستید که نمی‌شود ، "فی ل تر"های ایرانی را تست کرد. اشکال این روش هم که مشخص است. من فقط مانده‌ام که چرا وبلاگهایی که دسترسی به آنها ممکن نیست ، چرا فید کاملشان را نمی‌گذارند ، با google reader به آسانی می‌شود ، این فیدها را خواند.

سوم : چند تا جوجه داشتید؟

چیستان : سابقا دوستش داشتیم. از اینترنت چیزی نمی‌داند. فرق کافی‌شاپ و کافی‌نت را نمی‌داند. تایپ کردن بلد نیست. به زور وبلاگ‌نویسش کرده‌اند. در اولین پستش کامنتهای معتدل را حذف می‌کند. همواره از تحریف حرفهایش شاکی است و شکایت از نداشتن رسانه برای مطرح کرده دیدگاه‌هایش می‌کند. معتقد بود "فی ل تر" وجود خارجی ندارد و کسی چه می‌داند شاید هنوز معتقد است. فقط از دریچه اینترنت و آی‌تی راهنماییهایی کردم. آن شخص کیست؟  

 

Posted by alireza1356 at 11:23 PM | Comments (22)

December 18, 2005

طرح یک فیلمنامه: فیلمهایی که داستانشان بر مبنای اختلالات روانی و شخصیتی باشند ، همواره مورد توجه منتقدان و مخاطبانی از اقشار مختلف و جشنواره‌های فیلم بوده‌اند. هر سال فیلمهای زیادی که کاراکترهای دچار اختلال روحی-روانی دارند ، ساخته می‌شود ، امروز یکی برای من تعریف می‌کرد که چگونه برای معاف شدن از خدمت نظام وظیفه یکی دو شب تمارض کرده و در بخش روانی بستری شده. چیزهای جالبی می‌گفت. می‌گفت که انگار که تفاوت بیماران با افراد"نرمال" ، تنها در آن لباسی بود که تنشان کرده بودند ، حتی آشنایش در بیمارستان بعد از اینکه لباس بیمارستان تنش کردند ، با نگاه دیگری به وی نگاه می‌کرد. خوب خودتان تصور کنید ، همین نمی‌تواند طرحی برای یک فیلمنامه خوب باشد؟ همین آدم را در چنین فضایی قرار می‌دهیم و چند کاراکتر بیمار دیگر اضافه می‌کنیم. در روانپزشکی مطرح می‌شود که بیماریهای روانی اساس روانی- بدنی-اجتماعی دارند ، پس می‌شود چند بیمار را که هر کدام بیماریشان به علت یکی از این سه علت ایجاد شده یا تشدید شده به داستان اضافه کرد و بعد برخورد شخص متمارض ، با این سه نفر و با پزشکان و پرستاران را وارد داستان کرد.

دوم: محمد رضا لطفی به ایران بازگشت. خدا کند بماند و باز اسباب رنجشش را فراهم نکنند.

سوم : کسی نرم‌افزاری سراغ ندارد ، که آدرس سایتها را بشود به خوردش داد و بعد نرم‌افزار به طور خودکار صفحه آغازین آنها را دانلود کند و در یک فولدر سیو کند و دست آخر سیستم را shut down کند. البته اگر خودش بتواند فید سایت یا وبلاگ را چک کند و در صورت تغییر فید ، سراغ سایت برود ، بهتر است. کم توقعم؟ نه!

چهارم: آن نویز مشکوک روی خط تلفنم که با روشن شدن لامپ تیر برق جلوی خانه‌مان شروع می‌شد و با خاموش شدنش ، ناپدید ، مدتی است دست از سرم برداشته.

Posted by alireza1356 at 11:33 PM | Comments (13)

December 16, 2005

وردپرس بدجوری مشغولم کرده ، عجب چیز خوبی است این وردپرس. تازه به حرف دوستان در مورد کارآیی آن دارم می‌رسم. چقدر هم راحت نصب شد. حجم کم ، سهولت کار با وردپرس ، وجود منابع بیشمار برای گرفتن پوسته‌ها و پلاگین‌ها ، همه و همه من را شیفته‌اش کرده. البته کار با CSS آن برای من تا اندازهای دشوارتر از ام‌تی است . از من به شما نصیحت اگر می‌خواهید دات کام شوید از اول روی وردپرس کار کنید.

Posted by alireza1356 at 04:40 PM | Comments (8)

December 13, 2005

 آقا ، از من می‌شنوید وقتی مطلب و سوژه برای وبلاگتان کم می‌آورید ، کمی رسانه ملی نگاه کنید. دیروز در حین پخش آگهی در سریال شبهای ببره ، کانال 4 را گرفتم ، داشت اخبار شبانگاهی می‌داد و یک گزارش خبری پخش  می‌کرد ، خبر جالب و شگفت‌انگیز بود ، آنقدر جالب که بلافاصله با ویدئو ضبطش کردم. خبر را می‌توانید در اینجا بخوانید ، در صبحانه لینک خبر را گذاشته بودند. حالا کمی خبر را با هم تحلیل کنیم:

- درست است که فیزیک نخوانده‌ام، ولی واقعا منظور از "معماي‎‎ مدالهـاي اتمـي آلبرت انيشتين‎‎" چیست؟ مدال یا مدار؟

- شاید این دختر خانم واقعا کار و یا تحقیقی انجام داده باشد ، ولی رشته مديريت بازرگاني چه ربطی به فیزیک دارد؟ چرا در مورد تحقیق به این مهمی خبر دقیق پخش نشده است.

- در سایت دیلی نیوز سرچ کردم ، خبری نبود.

- تا اواسط خبر ، مبهم بودنش را می‌شد به حساب ، کم‌دانشی تهیه‌کنندگانش دانست ولی به این قسمت خبر توجه کنید:" اين دانشمند ساخـت مـدالهـاي اتـمـي بهاره كمالي‎‎ سروستاني را جوابگوي‎‎ بسيـاري از مشكلات در زمينه انرژي اتمي و نويد بخش ساخت‎‎‎ ماشين هاي پرنده‎‎ و توجيه قدرت شگفـت انگيز مثلت برمودا مي داند. "

ماشین پرنده؟! ، مثلث برمودا؟! راستی بخشهای خبری رسانه ملی ما ، ویراستار علمی ندارند؟

- این حرف را هم که در دهان اینشتین گذاشته‌اند:" او در سال 1948 بر اين باور بود كـه چون قدرت‎‎ انرژي‎‎ اتمي مهار نشده است بـراي مهارشدن انرژي‎‎ هسته‎‎ اي نياز به شناسـايـي ذرات‎‎ نگهدارنده‎‎ هسته اتم است."

- اما در مصاحبه کوتاهی که این خانم نابغه انجام شد ، ایشان اظهار داشتند که از" سایت اینترنت" بهره گرفته‌اند ، و بعد ایشان در حال کار با سایت یاهو نشان داده شدند.

- جالب بود که دوباره این گزارش خبری در بخش خبری ساعت 22 شبکه 3 نشان داده شد.

-ارزشش را نداشت وگرنه عکس و فایل صوتی این خبر را می‌گذاشتم.

- آدم گاهی احساس می‌کند به شعور مخاطب بدجوری دارد توهین می‌شود.

Posted by alireza1356 at 10:00 PM | Comments (17)

December 11, 2005

اول: شب می‌آیی ام‌تی 3.2 را دانلود کنی ، دفعه اول خود سایت sixapart مشکل‌دار می‌شود ، یکی دو ساعنی منتظر می‌مانی ، مشکل سایت برطرف شود ، این بار سرعت کانکشن آنقدر پایین است که کلا بی‌خیال آپگرید وبلاگ می‌شوی.

دوم: بی‌حیاها تیتر می‌زنند :"هایدی کلوم" مارا چه را سانسور کردید؟ باید بگویم ما که با کسی غرض و مرض نداریم، مخصوصا اگر آن کس از جماعت نسوان باشد. واقعا اگر ایشان اینطوری لباس می‌پوشیدند:

Heidi Klum.jpg

 و اینطوری لباس نمی‌پوشیند ، ما بیکار بودیم ، خودمان را از مراسم قرعه‌کشی جام‌جهانی محروم کنیم. از حالا به شما گفته باشیم اگر این خانم در مراسم افتتاحیه ، اختتامیه و یا در استادیوم در حین بازیها باشند ، ما باز هم بازیها و مراسم شما را تحریم می‌کنیم ، با کسی هم تعارف نداریم. هیچ اهمیتی هم به بازیهای ژورنالیستی کثیفتان نمی‌دهیم.

اگر فتوشاپم خوب نیست به بزرگی خودتان ببخشید. هر چه باشد محجبه کردن این دست خانمها گرچه ثواب دارد و صواب هم است ، ولی قدری کلیک ، سلکت و باقی اعمال روی این عکسها در حین کارهای فتوشاپی ، کراهت دارد و بهتر است آدم زود کار را تمام کند.

سوم: حالا اگر یک روز آدم خبر آی‌تی پیدا نکند ، حتما باید بنویسد؟ زردنویس شدیم ، رفت!

Posted by alireza1356 at 09:56 PM | Comments (9)

December 08, 2005

اول: نیمی از فیلم u turn را دیدم ، حق با دوستان بود ، کاراکتر تعمیرکار تبلیغ موبایل ساژم کاملا از روی این فیلم کپی‌برداری شده است. خود فیلم u turn هم فقط سرگرم‌کننده بود ، خوب ، الیور استون بزرگ هم گاهی هم به گیشه احتیاج پیدا می‌کند. کلا اگر شما از جنیفر لوپز فیلم خوب دیده‌اید ، ما هم دیده‌ایم. البته شاید در نیمه دوم فیلم که امشب خواهم دید ، تحولی رخ بدهد که بعید می‌دانم. حالا نپرسید چرا نصفه نصفه فیلم می‌بینم ، خوب آخر شب همیشه خسته‌ام و کمتر فیلم یا برنامه‌ای می‌تواند باعث چشم‌پوشی من از زود خوابیدن شود.

 در مورد همین کپی‌برداری از فیلمها و تبلیغات خارجی نمونه‌های موفق و ناموفق زیاد داریم. تازه یکی دو هفته پیش متوجه شدم که فیلمنامه "مارمولک" از روی فیلم " ما فرشته نیستیم" با شرکت شان پن و رابرت دنیرو کپی شده. البته این یکی از جهاتی موفقتر از نسخه اوریجینال از دید ما ایرانیها شده است! خود فیلم "ما فرشته نیستیم" هم جالب بود و لحظات مفرحی داشت . تصور کنید دنیرو وسط آن گیر و واگیر گیر داده به جنیفر کانلی. مثل اینکه قرار است "رسانه ملی" این فیلم را پخش کند ، فقط نمی‌دانم "جنیفر کانلی" در این فیلم چگونه معرفی می‌شود!

دوم: این موبایل نوکیا 888 واقعا وجود خارجی دارد یا نه؟ آخر وقتی در سایتهای معتبری که در مورد موبایل می نویسند ، سرچ می‌کنم ، چیزی پیدا نمی‌کنم. خوب شکل ظاهرش خیلی منحصر به فرد است. البته علاقه‌ای به خرید اینطور موبایلها ندارم.

nokia2_small.jpg

سوم: تیم فوتبال امید ایران از سوریه در ضربات پنالتی باخت. این جواد خیابانی را چه می‌شود؟! برد تیم سوریه را به " بر و بچه‌های خوب تیم سوریه" تبریک گفت.

متوجه شده‌اید تلویزیون ایران مفت و مجانی تیتراژ مسابقات جام باشگاههای اروپا را که دارای تبلیغ playstation 2 و یا master card است ، پخش می‌کند ، البته من به این موضوع اعتراضی ندارم. خودمانیم کمی هم احساس پیشرفته بودن کشورمان در این لحظات به من دست می‌دهد ، پخش مستقیم که داریم ، تبلیغ باکلاس هم که می‌بینیم ، دیگر چه می‌خواهیم. شرط می‌بندم تهیه‌کنندگان پخشهای مستقیم نه می‌دانند پلی‌استیشن چیست و نه تا به حال نام مستر کارد را شنیده‌اند. فردوسی‌پور و مزدک میرزایی هم می‌دانند این دو چه هستند، ولی به روی خودشان نمی‌آورند. حیف نیست موسیقی زیبای چام باشگاهها اروپا را نشنویم؟

منچستر هم که حذف شد. با سلطان "الکس فرگی"  بهتر از این نمی‌شود نتیچه گرفت. نمی‌دانم چرا بعضی مربیها و بازیگران ، سپری شدن و تمام شدن دورانشان را باور نمی‌کنند.

چهارم و از همه مهمتر: حادثه سقوط هواپیمای C 130 را به همه تسلیت می‌گویم. دست‌کم یکی از درگذشتگان ، وبلاگر بوده است. آدرس وبلاگ ایشان یادم رفته.

پنجم: چقدر طولانی شد ، این روزنوشتم.

Posted by alireza1356 at 09:40 PM | Comments (9)