« January 2006 | Main | March 2006 »

February 25, 2006

از بیگانگان لوگو دریوزه مکن!

داستان از این قرار است : جمعی از وبلاگرها ، در اینجا در حال تنظیم یک پتیشن هستند تا گوگل در روز عید نوروز لوگوی سفره هفت‌سین را در سایت خود قرار دهد. اما نظر من درباره این کار :

persian_newyear05.jpg

1- اگر به تاریخچه تنظیم پتیشنهای اینترنتی نگاه کنیم ، می‌بینیم که عملکرد و نتیجه مثبت و قابل قبولی نداشته‌ایم. گاه ایجادکنندگان یک پتیشن ، در ابتدا تصور امضاء شدن به وسیله دهها هزار نفر را دارند ولی در نهایت حتی پتیشنشان به تأیید ، کسری از توقعشان نمی‌رسد. گرچه رأی‌گیری اینترنتی در مورد حسین رضازاده و مهدوی‌کیا ، دو ورزشکار برجسته کشورمان را نمی‌توان یک پتیشن خواند ، ولی در هر دو مورد ، علاوه بر اینکه ایرانیان به نتیجه مورد نظر نرسیدند ، اسباب تحقیر فرهنگ ایرانی را هم فراهم کردند.

2- فکر می‌کنم این تقاضا از گوگل را می‌توان به تقاضای یک نفر در یک روز مانده به سالگرد تولدش  ، از دوستان و آشنایان ، برای دریافت هدیه ، تشبیه کرد. مثل این می‌ماند که شما بخواهید دسته‌گلی را برای خودتان پست کنید.

3- سال قبل هم لوگوی هفت‌سین فقط در گوگل فارسی به نمایش درآمد و نه در سایت اصلی گوگل. بنابراین نقشی در شناساندن این عید باستانی به جهانیان نتوانست ایفا کند.

4- سؤال اساسی این است : چرا گوگل ما را تحویل نمی‌گیرد؟ چرا ما برای تحویل گرفته شدن ، مجبور به درخواست می‌شویم؟ آن هم از سایتی که چندی پیش بعد از عرضه بسته نرم‌افزاری google pack ، ما ایرانیها را آدم حساب نکرد. هنوز هم می‌توانید با رفتن به google pack، شاهد آن جمله کذایی باشید. (خواننده‌های خارج کشور می‌توانند برای دیدن صفحه نخست این سرویس ، به گونه‌ای که در داخل ایران دیده می‌شود ، این اسکرین‌شات را ببینند.)

5- اگر به شما بگویند برزیل به یاد فوتبالش می‌افتید ،اکر بگویند ایتالیا به یاد فوتبال ، ونیز و مافیایش می‌افتید ، اگر بگویند فرانسه ، لقب پایتخت فرهنگی اروپا به ذهنتان متبادر می‌شود ، آیا توانسته‌ایم کاری کنیم که دیگران با شنیدن نام ایران به یاد کتاب ، شعر ، موسیقی ، فرهنگ ، شادمانی ، درستکاری و سختکوشی‌مان ، بیفتند؟ ایجاد این تلقی از خودمان ، با درخواست ممکن نمی‌شود.

6- بارها در وبلاگم گفته‌ام که فرهنگ هم به سمت دیجیتالی شدن پیش می‌رود. کاری کرده‌ایم که خارجیان با یک جستجوی ساده بتوانند مینیاتورهایمان را ببینند ، موسیقی سنتیمان را گوش گنند ، نویسندگانمان را بشناسند؟ بدانند شاهنامه چیست؟ در همین روزنوشت چندی قبل به یکی از پستهای یکی از پزشکان امریکایی اشاره کرده بودم که بعد از دیدن آثار هنری ارزشمند غربی در سایت موزه هنر معاصر تهران ، شگفت‌زده بود و با خودش گفته بود : ایران و هنر مدرن؟! لازم نیست اشاره کنم که بمباران خبری رسانه‌های غربی و سکوت همیشگی ما ، باعث شده چه تصور هولناکی از ایران و ایرانی در غرب ایجاد شود.

7- از موضوع دور نشوم. اگر هدف تنظیم‌کنندگان این پتیشن ، شناساندن فرهنگ ایرانی به جهانیان باشد ، باید بگویم با یک لوگو کاری درست نمی‌شود و اگر هدفشان ایجاد یک حس درونی و شادمانی ناشی از تحویل گرفته شدن ، باشد ، من با اساس این حس و حال مشکل دارم.

8- این پتیشن را امضاء نمی‌کنم ، از بیگانگان لوگو ، دریوزه مکن!

Posted by alireza1356 at 08:40 PM | Comments (26)

February 24, 2006

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست!

اول :اگر فوتبال بارسلونا – چلسی را ندیده‌اید ، باید بگویم متأسفانه نصف عمرتان بر فنا شد. بعد از مدتها یک فوتبال ناب را دیدم. هیچگاه چلسی را در این یکی دو ساله اینقدر دفاعی ندیده بودم. چه می‌کرد ، این لیونل مسی ، رونالدینیو هم که اواخر بازی تازه گرم شده بود. البته همیشه از باخت چلسی با رئیس مافیایی روسش ، لذت برده‌ام.

dance football.jpg

دوم: وبلاگ یعنی همین ، یعنی هر چه می‌خواهد دل تنگت بنویسید. حالا اگر وارد وبلاگم شدید و از یک طرف رقص رونالدینیو و از طرف دیگر خبر سرویس جدید گوگل و از سوی دیگر مطلب جیمز جویس را خواندید و از این همه پراکنده‌نویسی ، سرگیجه گرفتید ، باید بگویم اعتراضتان وارد نیست.

Posted by alireza1356 at 11:46 PM | Comments (8)

February 20, 2006

استاد حسین قوامی و هنر چاقوسازی

الان ، تنها برنامه "رسانه ملی" که به موسیقی سنتی می‌پردازد ، برنامه آوای ایرانی است. همین چند دقیقه پیش یک قطعه زیبا از استاد قوامی از همین برنامه داشت ، پخش می‌شد. اما چه پخش شدنی! پیش از این بک‌گراند تصویری خطاطی و تذهیب و نگارگری را به جای تصویر سازها و اساتید ، می‌دیدیم  و تحمل می‌کردیم ، ولی در برنامه امشب ، در ابتکاری جالب تصاویری از هنر چاقوسازی روی صدای استاد قوامی پخش شد. فکر می‌کردم ، زود از این نما عبور می‌کنند ، اما ،نه! تا آخر صحنه‌های جالب و روح‌نواز چاقوسازی بدون وقفه پخش شد. حالا خودتان تصور کنید ، ربط صدای لطیف موسیقی سنتی و منظره چاقوهای چندتیغه و تیز و براق را. باور ندارید به عکسی که از این برنامه گرفته‌ام ، نگاه کنید:

knife and music.jpg

 

Posted by alireza1356 at 10:36 PM | Comments (10)

February 10, 2006

بعد از دیدن نوشته‌ای در وبلاگ ctrl+f5 (عجب اسم زیبایی دارد) ، می‌خواستم نوشته‌ای در نقدش بنویسم ، ولی دیدم دوستانی پیش‌دستی کرده‌اند. امروز به فکر افتادم تا به سبک نویسنده این وبلاگ ، من هم یک تقسیم‌بندی داشته باشم ، البته نه از وبلاگ‌نویسها ، بلکه از نقادان وبلاگستان و نقدهایشان :

weblogger's treatment.jpg

1- سرخورده‌ها : اینها کسانی هستند که علیرغم انرژی کم و یا زیادی که روی وبلاگ خود صرف می‌کنند ، خواننده‌ای چه گذری و چه دائمی ، پیدا نمی‌کنند.خودشان تصور این را دارند که در حقشان جفای بسیار می‌شود. پس اشکال را نه از خود و شیوه‌شان در وبلاگ‌نویسی ، بلکه از وبلاگستان می‌بینند و شروع می‌کنند به آوردن انواع استدلالها و نقدها.

2- طمع‌کاران خوش‌نهاد : اینها کسانی هستند که وبلاگهای خوبی می‌نویسند و "هیت" بدی هم ندارند ، منتها با توجه به شیرینی و نیز پرمخاطب شدن اینگونه نقدها ، هر از چند گاه یک مطلب جنجالی درباره وبلاگستان می‌نویسند.

3- باندبازان : به سبک دار و دسته‌های گانگستر آمریکایی ، بعضی وبلاگها هم اجتماع و "خانواده‌ای" برای خود دست و پا کرده‌اند. کافی است به پدرخوانده‌شان نگاه چپ بیندازید ، بعد دو سه هفته نباید اصلا وارد وبلاگستان شوید ، تا ترکشها به شما اصابت نکند. چه نقدهای محیرالعقولی که در این مدت در وبلاگهای آنها نمی‌توانید بخوانید.

4- ناامیدان و سرخورده‌های سیاسی- اجتماعی : اینها که جز نالیدن کار دیگری ندارند ، پس طبیعی است از وبلاگستان هم بد بگویند.

5- نقدکنندگان برای بودن : این بنده‌خداها هم اگر حرف نزنند و نقد نکنند ، نمی‌توانند زنده بمانند.

6- تازه‌واردین عجول : اینها ، هنوز وبلاگهای پرمخاطب خوب را نمی‌شناسند ، با دیدن چند وبلاگ تینیجری سرگیجه‌شان شروع می‌شود و با خود فکر می‌کنند :"این وبلاگ ، وبلاگ که می‌گن ، همین بود؟!"

7- منتقدان خیرخواه : اینها در پستهایشان از خوبی و بدی وبلاگها و نویسندگانشان می‌گویند ، اگر به درستی می‌گویند که در بیشتر از 80 درصد وبلاگستان ایران ، جز گل و پروانه و شعرهای آبکی و کامنتهای عشقولانه چیز دیگری نمی‌توان پیدا کرد ، صحبت از 20 درصد باقیمانده هم می‌کنند. کلی نمی‌نویسند. راهکار هم دارند و در وبلاگشان می‌شود همواره مطالب دست اول خواند.

دیدید تقسیم‌بندی چقدر آسان است! توجه کنید که در تقسیم‌بندی خود ، دسته هفتمی هم داشتم.

Posted by alireza1356 at 03:44 PM | Comments (19)