« نظرسنجی در مورد یوتیوب | خانه | هیت وبلاگ »
پنجشنبه 17 خردادماه
سینمای پاپکورنی غرب و سینمای ارزشی ما
بچه که بودیم ، زنگهای انشاء از ما میخواستند ، نوشته هایمان نتیجهگیری داشته باشد و چه مضحک بود در انتهای «پاییز را توصیف کنید» و «تعطیلات تابستان را چگونه گذراندید» ، نتیجهگیری کردن.
امروز صبح که شبکه خبر نگاه میکردم ، دیدم در مورد فیلمهای پرفروش تابستانی امریکا صحبت میکنند : قسمت سوم دزدان دریایی کارائیب ، شرک 3 و مرد عنکبوتی 3.
صحبت چندان نامعقول شروع نشد ولی وقتی طبق معمول کشیده شد به چیزی به نام گیشهای بودن سینمای غرب و نامتعهد بودنش ، رنگ دیگری به خود گرفت ، انگار که سینمای فعلی ما چیزی به جز نسخههای به روز «فیلم فارسیهای» سابق است و انگار که سینماگران ما اصلا گیشه برایشان مهم نیست.
در یک فیلم نیم ساعت ، البته نه مجانی ، تبلیغ دبی میشود و گفته میشود که دبی شهری است که در آن هر کاری بخواهی میتوانی بکنی. در فیلمی دیگر دو داستان کاملا جدا به طرز ناشیانهای به هم پیوند می خورند و لابد کارگردانش راضی از تقابل دو نسل و دو فرهنگ است ، در انتها ، این فیلم دوم ، نه بازتابی میشود از رنج و مصائب جنگ و نه مبدل میشود به یک سینمای حادثهای. امثال این مثالها فراوانند.

- اینم سیتی سنتری که دنبالش میگشتی.
- هوم تعریفش را ایران زیاد شنیده بودم!
نظرم این نیست که تبلیغ به این صورت عیب است ، بلکه میخواستم شاهدی ارائه کنم که رویکرد به گیشه و دنبال منافع مالی بودن در جهان امروز در همه جا معمول است. در همین ایران خودمان کارگردانان و تهیهکنندگانی داریم که به تناوب یک فیلم برای گیشه و یک فیلم برای دل خودشان میسازند.
صحبت ادامه پیدا کرد تا اینکه کارشناس محترم ، بحث را به اینجا کشاند که جناب «کاپیتان جک اسپارو» نماد ولنگاری و زندگی غربی است و ابزاری است برای تبلیغ فرهنگ غرب و فیلمسازان از خلق این کاراکتر سودای دیگری در دل میپروراندند.
تریلر دزدان دریایی کارائیب 3
در انتها گریزی هم زده شد به فرهنگ کتابخوانی در غرب و با استهزاء داستان آن کتابفروشی که کتابهای مازدادش ، طالبی پیدا نکرد و مجبور شد همه را به آتش بکشد ، بازگو شد. در مورد تیراژ کتاب در ایران چیزی نمینویسم. میدانید کتابفروشیها در شهرستانها دانهای کتاب سفارش میدهند؟ میدانستید که تیراژ کتابهای ادبی به طور نسبی از دهه 60 هم پایینتر آمده است.
رویکرد ایدئولوژیک و نگاهی که باید از آن همه چیز و همه کس نتیجه گرفته شود ، به تحلیلهایی مثل این ختم میشود. همین سینمای «سرگرمیساز» و چرا منصف نباشیم در برخی موارد «هدفدار» هالیوودی گاهی شاهکارهایی خلق میکند مثل «هزارتوی پن» که جبران همه کاستیها و فیلمهای تینیجریاش را میکند، هرچند که سرگرمیسازی صرف هم هنری است برای خود.
آقاي مجيدي خودتان بهتر مي دانيد كه رويكرد شبكه هاي (ایران) به تصوير كشيدن غرب به عنوان دنيايي بدبخت و بي هويته كه هيچي درونش نداره.ولي نمي دونه سينما براي همون هاست.
دزدان دريايي كاراييب 2 وقتي اسكار مي گيره،به خاطر جلوه هاي تصويري و زحمتي است كه واسه به تصوير كشيدن تخيل آدمي صورت گرفته .اين نوع سينما به سينماي سرگرم كننده تعلق داره و قرار نيست بعد از فيلم به فكر فرو رفت و بحث فلسفي راه انداخت.به ژانر فيلم هم دقت كنيد نوشته اكشن و ماجرايي.
خبرنگاراي ايران (...) نه هيچ.
آقاي مجيدي خودتان بهتر مي دانيد كه رويكرد شبكه هاي (ایران) به تصوير كشيدن غرب به عنوان دنيايي بدبخت و بي هويته كه هيچي درونش نداره.ولي نمي دونه سينما براي همون هاست.
دزدان دريايي كاراييب 2 وقتي اسكار مي گيره،به خاطر جلوه هاي تصويري و زحمتي است كه واسه به تصوير كشيدن تخيل آدمي صورت گرفته .اين نوع سينما به سينماي سرگرم كننده تعلق داره و قرار نيست بعد از فيلم به فكر فرو رفت و بحث فلسفي راه انداخت.به ژانر فيلم هم دقت كنيد نوشته اكشن و ماجرايي.
خبرنگاراي ايران (...) نه هيچ.
نظر atheist June 8, 2007 01:15 AM
برایم خیلی عجیب است که هنوز عده ای سعی می کنند تلوزیون را نقد کنند. هنوز ایرادهایش را پیدا می کنند، پای برنامه هایش می نشینند و تحلیلهایش را گوش می کنند. با اینکه این رسانه خیلی وقت است که ثابت کرده گوشش به حرف کسی دهکار نیست. کار خودش را می کند. به قول معروف آدم نمی شود. آخر از تلوزیون ما چه انتظار؟!
نظر hoseina June 8, 2007 01:21 AM
راستش من پريشب تو سينما اين فيلم رو ديدم و به نظرم فيلم كمدي و سرگرمكنندهاي اومد و گمون نكنم سازندگان فيلم هدف ديگري هم داشته باشند. بعد هم من نميدونم چه اشكالي داره كه بعضي فيلمها صرفاَ سرگرمكننده باشن ؟ چرا منتقدين ما فكر ميكنن حتماَ بايد يه برچسبي به سينماي هاليوودي ببندند و اونو بيارزش كنن. به قول شما چرا نسبت به سينماي سرگرمي ساز منصف نباشيم
نظر دختر كولي June 8, 2007 07:25 AM
سلام. خسته نباشيد. واقعا وبلاگ شما مفيد است. من خيلي بهره بردم. دارم سرگذشت ويكي پديا را مي خوانم كه خيلي جالب است.
نظر salimi June 8, 2007 11:11 AM
عجب... گفتم اين جک اسپارو يک جورهايی است. حالا که فکر میکنم، ديوی جونز هم لابد نماد کشورهايی است که سر ستيز با جک اسپارو دارند.
نظر لرد شارلون June 8, 2007 06:19 PM
سلام متاسفانه صدا و سیما رویکرد بی طرفانه ندارد و مجری سیاستهای بی چون و چرای دولت است از صبح تا عصر ببینید ما چقدر اخبار و گزارش ضد غربی داریم؟(که البته در بین جوانان نتیجه عکس دارد)اما مسئله جالب تر آن که مثلا آهنگی که روی فیلم دزدان کارائیب هست زینت بخش مهم ترین برنامه های صدا و سیما شده مثل مردم ایران سلام و تبلیغی که چند وقت پیش سپاه برای یک همایش داشت؟نفی در سخن تایید در عمل
نظر nikravan June 8, 2007 07:25 PM
تلویزیونی که به فیلم ایرانی خودش هم رحم نمی کند(دل شدگان راکه فراموش نکرده اید؟)،انتظاردارید تبلیغ فیلم غیرخودی(بامفهوم غیرسیاسی آن!)رابکندواین که فیلمی درطول سه روزاول فروش خودرکوردفروش رادرجهان شکسته؟
گاه بحث دراین مواردقضیه راسیاسی می کندولی واقعاوضعیت تهوع آوری راشاهدیم.
نظر دل زده June 8, 2007 11:03 PM


