فیلم چشمان بازبسته Eyes Wide Shut با بازی نیکول کیدمن و تام کروز – نقد و بررسی

0

چشمان بازبسته، آخرین ساختهٔ استنلی کوبریک که مدت‌ها همه منتظر آن بودند، نتیجهٔ مطلوبی است از زندگی حرفه‌ای متمایز این کارگردان، مجموعه‌ای است از دیدگاه‌های او در مورد نقش هنر در فرهنگ، خصوصا نقش هنرهای روایی از جمله سینما در این حوزه. فیلم ظاهرا به مشکلات زناشویی یک زوج جوان و موفق نیویورکی، بیل و آلیس هارت فورد (تام کروز و نیکول کیدمن) می‌پردازد که بعد از گرفتار شدن در اغواگری‌هایی بی‌ضرر در مهمانی اعیانی ویکتور زیگلر (سیدنی پولاک) ثروتمند و مهمان‌باز، تعهدشان نسبت به یکدیگر را زیر سؤال می‌برند. آلیس حسادت خود را نسبت به توجه بیل به دو مانکن جوان نشان می‌دهد. این توجه بیل، آلیس را بر آن می‌دارد تا ماجرای توجه جدی‌تر خود را به یک افسر نیروی دریایی که آن‌ها در تعطیلاتشان با او آشنا شده بودند برای بیل تعریف کند. این ماجرا از آن‌جا آزاردهنده می‌شود که آلیس به وضوح اعلام می‌کند که اگر آن افسر نیروی دریایی او را خواسته بود، او بیل، دخترشان هلنا، و در واقع تمام زندگی‌شان را رها می‌کرد تا یک شب را در کنار آن افسر بگذارند. تعجبی ندارد که این ماجرا باعث بحران اعتماد زناشویی در بیل می‌شود. او هم زمانی‌که ناگهان به بالین یک بیمار در حال مرگ خوانده می‌شود، در یک شب عجیب نیویورکی از محله‌ای از نجیب‌خانه‌های سطح پایین می‌گذرد و بالاخره با گذر از تعدادی دروازه پایین می‌رود و وارد دنیای زیرزمینی‌ای سری، کابوس‌وار، و احتمالا خطرناک از روابط عشرت‌طلبانهٔ آیینی و نظربازانه شد. اما بیل هم مثل دروتی متوجه می‌شود که «هیچ کجا خانهٔ آدم نمی‌شود».

کروز و کیدمن با بازی‌های قوی خود در نقش‌های اصلی با ظرافت تمام روح و روان یک زوج مدرن موفق را به تصویر می‌کشد که امیال جنسی خود را فرو خورده‌اند و از نظر احساسی سرد شده‌اند. بازی‌های کروز و (خصوصا) کیدمن شهوانیت سطحی و خود فریب‌خورده‌ای را به ما نشان می‌دهد و در عین حال چنین پیشنهاد می‌دهد که شور و هیجانات عمیق‌تر درست در زیر سطح می‌جوشند. سعادت این زوج «موفق»، همچون شهوت‌رانی آن‌ها، کاملا سطحی است. دوربین کوبریک با تغییر مداوم از یک جانب به جانب دیگر از دوگانگی شخصیت‌های فیلم او حکایت دار و یک سری شخصیت‌ها را از دو جهت مخالف به ما نشان می‌دهد. سیدنی پولاک همان ویکتور زیگلر زن‌باز و شیاد است که با هنر احاطه شده اما شدیدا فاسد و خوار است. او نمونه کابوس‌واری از جادگر است و همانا اوست که اسرار پشت نقاب‌ها را فاش می‌کند، اما آن طور که بعدا معلوم می‌شود هیچ سری وجود ندارد.

چشمان باز بسته فیلمی است که در بسیاری سطوح عمل می‌کند: فیلم راجع به هوس‌بازی‌های روابط بزرگسالان است، اما در عین حال راجع به نظربازی هم هست؛ فیلم راجع به مرض نگاه کردن یا «تماشابارگی» است و همچنین راجع به نقش «تصوی» در دنیای پست مدرن است. کوبریک از همان آغاز فیلم ما را در نگاه کردن همدست می‌سازد. صحنهٔ آغازین فیلم، که تعریف‌های بسیاری را از آن خود کرده است، صحنه‌ای است که در آن آلیس/نیکول کیدمن لباس خود را در می‌آورد. این آغاز حال و هوای فیلم را تعیین می‌کند: کوبریک با قرار دادن مورد توجه‌ترین زوج آمریکا در نقش‌های اول فیلم خود به «ما» نقش تماشاگر را داده است. ما از دیدن آلیس و بیل که عشق ورزیدن خود را (با نوای «این بچه کار خیلی خیلی بدی کرد!» با صدای کریس آیزاک) در آینه به تماشا می‌نشینند لذت می‌بریم. ما همچنین از این‌که تام کروز و نیکول کیدمن «خود» را نمایان می‌کنند لذت می‌بریم. این صحنه احتمالا تصویر اصلی فیلم است و در آن واحد هم به عنوان محرک جنسی و هم به عنوان تفسیری فرهنگی عمل می‌کند. این صحنه در جریان فیلم به عنوان الگوی جذبه و کشش قوی تصویر، صورت ظاهری و سطحی چیزها و «داستان فیلم» عمل می‌کند، «داستانی» که افسون آن موجب مشکلات میان بیل و آلیس هارت فورد می‌شود. خارج از جریان فیلم هم، این صحنه نمونهٔ مهمی است از این‌که چرا این فیلم، با بازی این زوج، چنین قابل توجه ماست: این دو مسلما افسون‌گرترین زوج دنیای سینما هستند. ما به سوی آن‌ها کشیده می‌شویم؛ ما می‌خواهیم به آن‌ها نگاه کنیم. (در واقع، این سکانس حتی بیان‌گر آن است که تصاویر ستاره‌ها منبع افسونی «برای خود ستاره‌ها هم هست»، اما این موضوع به محدودهٔ نقد ما مربوط نمی‌شود.) اما تصاویر یک وسوسه‌اند، دامی که هر آن ممکن است در آن بیافتیم، دامی که با تاریخچه ابهامات تصویر به مثابه شمایل در الهیات مسیحی هم‌خوانی دارد.

فیلم چشمان بازبسته Eyes Wide Shut

چشمان بازبسته این مسأله را مطرح می‌کند که هرچه بیشتر به چیزی نگاه کنید، در عمل کمتر آن را می‌بینید. نگاه کردن یک جور عشوه‌گری است، اما باید برای این عشوه‌گری هزینه‌ای پرداخت. در مورد بیل، این هزینه تحقیر شدن است؛ در مورد خود ما هم این هزینه از دست دادن حس شهوت‌رانی خودمان از طریق زیستن آرزوهایمان از ورای زندگی دیگران است. هرچه بیشتر به چیزی که خصوصی و شخصی است نگاه کنیم، کمتر می‌توانیم با زندگی خصوصی خودمان کنار بیاییم. اما در این‌جا به چیزی بیش از نقش تصویر پرداخته می‌شود. کوبریک این مسأله را مطرح می‌کند که هنر، خصوصا هنرهای روایی مثل فیلم، در هشیاری خودآگاهانهٔ یک فرهنگ نقش مهمی دارند. ما داستان‌ها را بیان می‌کنیم تا راجع به خودمان چیزهایی یاد بگیریم. اما هرگز نباید «خود» داستان‌ها را جدی بگیریم. «بحران» بیل از داستانی نشأت می‌گیرد که آلیس برایش می‌گوید، اما واقعیت این است که بیل و آلیس هنوز با هم هستند؛ آلیس زندگیش را به خاطر یک افسر نیروی دریایی ترک نکرده و بیل هم به دنبال آن دو مانکن نرفته است. به این ترتیب، آفرینندگان فیلم‌ها برای ما داستان می‌گویند و هنرپیشه‌ها خود را بر ما آشکار می‌کنند، اما هیچ یک از این‌ها واقعی نیست. کارگردانان فیلم‌ها بازی‌هایی به راه می‌اندازند و مخاطبان فیلم‌ها در آن‌ها شرکت می‌کنند. کوبریک از ورای سیدنی پولاک به ما می‌گوید: «همهٔ این‌ها جعلی است. هیچ یک واقعی نیست.»(«فقط کافی است مرد پشت صحنه را نادیده بگیرید.») این مسأله تصادفی نیست که کوبریک، سیدنی پولاک، کارگردان مشهور آمریکایی، را در نقش آدم شیاد ثروتمندی ظاهر می‌کند که دوست دارد روابط بسیار شخصی غریبه‌ها را به تماشا بنشیند. واکنش بیل به داستان آلیس به ما یادآور می‌شود که داستان‌ها می‌توانند همه نوع احساساتی را برانگیزند؛ ترس، تحریک جنسی، سرگرمی، هیجان، و خشم. (در مورد سینما، این احساسات موجب می‌شود که ما تلوتلوخوردن از تئاتر فاصله بگیریم، خصوصا اگر کارگردان فیلم استنلی کوبریک باشد.) به این ترتیب، هنر فیلم، مثل دیگر انواع هنرهای روایی، عاملی است ه باید مورد توجه قرار گیرد. هنر روایی ههمچون تعبیر گادامر از «اجرا» (Play) بازی‌ای (game) جدی است. این‌گونه هنر می‌تواند نوع دیدگاه ما را نسبت به خودمان، حتی گاه نوع زندگی ما را تغییر دهد؛ اما این زندگی واقعی نیست. زندگی واقعی آن است که ما هر روز زندگی می‌کنیم.

چشمان باز بسته اثر کارگردانی استثنایی در اواخر (با آن‌طور که بعدا معلوم می‌شود دقیقا در آخر) زندگی حرفه‌ایش است که نقش هنر فیلم را در فرهنگ عامه و جذابیت تصویر نشان می‌دهد. این فیلم همان‌قدر که ‌ راجع به هوس‌بازی‌های روابط بزرگسالانه است، به تماشابارگی و دغدغهٔ ما با خداوندگار پست مدرن، یا همان شمایل هالیوودی هم می‌پردازد. این موضوع شاید جدای از فرصت نادر کار با یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان دنیا، در علاقه و توجه تام کروز و نیکول کیدمن به این پروژه تأثیرگذار بوده است: چشمان باز بسته در مورد انسان‌هایی است که توسط تصاویر اغوا می‌شوند، انسان‌هایی که آن‌چنان جذب تصویر می‌شوند که ماهیت آن‌چه را که بدان خیره شده‌اند فراموش می‌کنند. کارگردانان فیلم‌ها/ راویان داستان‌ها-که به کوبریک محدود نمی‌شوند، اما بالاخص خود کوبریک-احساسات ما را به بازی می‌گیرند و با گاه به گاه مبهم ساختن تفاوت میان رویا و واقعیت، هنر و زندگی واقعی، هویت شخصی را به بازی می‌گیرد. اما همان‌طور که آلیس و بیل متوجه می‌شوند، داستان‌ها اساسا «جعلی» هستند. زندگی ما واقعی است، از آن ماست تا آن را زندگی کنیم، از آن ماست تا در آن به سر بریم. آن‌چه را که مفید است از این «رویا که برای چشمان باز و بیدار است» بگیرید، اما زیادی در آن نمانید، چرا که در نهایت همه چیز راجع به واقعیت است، نه رویاها.

فارابی , پاییز 1384 – شماره 57


“چشمان بازبسته” فیلمی تحریک‌آمیز و معمایی به کارگردانی استنلی کوبریک است که در سال 1999 منتشر شد. در این فیلم تام کروز در نقش دکتر بیل هارفورد و نیکول کیدمن در نقش همسرش آلیس هارفورد بازی می‌کنند. این بر اساس رمان “Traumnovelle” اثر آرتور شنیتزلر است و موضوعاتی مانند میل جنسی، حسادت و هنجار‌های اجتماعی را بررسی می‌کند.

این فیلم دکتر هارفورد را دنبال می‌کند که پس از اعتراف همسرش به خیال‌پردازی‌های جنسی خود در خلال یک مکالمه، اودیسه‌ای سورئال را از طریق دنیای پنهان میل جنسی و وسواس آغاز می‌کند. او تحت تأثیر حسادت و کنجکاوی، وارد دنیای مرموز و مرموز جنسی در شهر نیویورک می‌شود.

در اینجا به برخی از عناصر و جنبه‌های کلیدی فیلم اشاره می‌شود:

 اتمسفر و فیلمبرداری:

کارگردانی استنلی کوبریک با توجه دقیق به جزئیات و لحن بسیار اتمسفریک مشخص می‌شود. این فیلم از لحاظ بصری خیره‌کننده است، با نما‌های ترکیب‌بندی زیبا و کیفیتی رویایی که در کل روایت نفوذ می‌کند. استفاده کوبریک از نور و رنگ به ویژه چشمگیر است و فضایی ناآرام و ماورایی ایجاد می‌کند.

 تام کروز و نیکول کیدمن:

این فیلم از بازی قوی دو بازیگر اصلی خود بهره می‌برد. تام کروز تصویر پیچیده‌ای از دکتر هارفورد ارائه می‌دهد که او در هزارتوی جنسی و عاطفی داستان حرکت می‌کند. نیکول کیدمن به همان اندازه آلیس تأثیرگذار است و آشفتگی عاطفی و آسیب‌پذیری شخصیتش را به نمایش می‌گذارد.

 مضامین و سمبولیسم:

«چشمان بازبسته» به موضوعات پیچیده میل جنسی، وفاداری و نقابی که مردم در زندگی روزمره خود می‌زنند می‌پردازد. همچنین به نقش پنهان کاری و فریب در روابط می‌پردازد. این فیلم سرشار از نمادگرایی است و بسیاری از صحنه‌ها را می‌توان به روش‌های مختلف تفسیر کرد و فضایی را برای تماشاگران ایجاد کرد تا در تحلیل و تفسیر خود شرکت کنند.

 جنسیت و جامعه:

این فیلم به بررسی تنش بین روکش احترام جامعه و تمایلات پنهانی که در زیر سطح پنهان هستند می‌پردازد. مرز‌های هنجار‌ها و اخلاق جنسی را زیر سوال می‌برد و بینندگان را به چالش می‌کشد تا باور‌ها و قضاوت‌های خود را در نظر بگیرند.

 جنجال و سانسور:

«چشمان بازبسته» به دلیل محتوای جنسی صریح و دخالت ستاره‌های برجسته‌اش، تام کروز و نیکول کیدمن، پس از اکران جنجال برانگیخت. کوبریک مجبور شد صحنه‌های خاصی را به صورت دیجیتالی تغییر دهد تا رتبه R را برای فیلم در ایالات متحده کسب کند، که منجر به بحث بیشتر در مورد یکپارچگی هنری و سانسور شد.

 کاوش روانشناختی:

این فیلم بینندگان را به سفری روانی می‌برد، زیرا دکتر هارفورد با ناامنی‌ها، خواسته‌ها و ترس‌های خود روبرو می‌شود. اودیسه او در طول شب او را در معرض جنبه‌های مختلف جنسیت انسانی قرار می‌دهد و به لحظاتی از درون نگری و خودشناسی منجر می‌شود.

 ابهام و تفسیر:

کوبریک عمداً بسیاری از جنبه‌های فیلم را برای تفسیر باز می‌گذارد. ماهیت مبهم روایت، همراه با کیفیت رویایی آن، بینندگان را دعوت می‌کند تا مدت‌ها پس از پخش تیتراژ درگیر بحث و تحلیل شوند. به ویژه پایان معمایی فیلم، نظریه‌ها و بحث‌های متعددی را برانگیخته است.

 همکاری هنری:

“چشمان بازبسته” تلاش‌های مشترک برخی از با استعدادترین افراد در صنعت فیلم را به نمایش می‌گذارد. کار فیلمبردار لری اسمیت، طراح تولید روی واکر و آهنگساز جوسلین پوک، در میان دیگران، کمک قابل توجهی به فضا و سبک منحصر به فرد فیلم می‌کند.

 تفسیر اجتماعی:

فراتر از کاوش در موضوعات جنسی، این فیلم همچنین تفسیر اجتماعی در مورد محافل نخبگان و ممتازی که در داستان به تصویر کشیده شده است، ارائه می‌دهد. دنیایی را به تصویر می‌کشد که در آن ثروت، قدرت و رازداری بر اعمال و انتخاب‌های افراد حاکم است.

تأثیرگذاری:

«چشمان بازبسته» تأثیری ماندگار بر فرهنگ عامه و صنعت فیلم داشته است. در اشکال مختلف رسانه‌ها به آن ارجاع داده شده و تقلید شده است و بر فیلم‌های بعدی تأثیر گذاشته است که مضامین مشابهی از میل، حسادت و هنجار‌های اجتماعی را بررسی می‌کنند.

 میراث و ارزیابی مجدد:

در طول سال‌ها، «چشمان بازبسته» هم توسط منتقدان و هم از سوی مخاطبان مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته است. واکنش‌های اولیه متفاوت بود، اما بسیاری از شایستگی‌های هنری، داستان‌سرایی پیچیده و سبک بصری مشخص کوبریک قدردانی کردند. مطالعه و بحث در متن مجموعه آثار کوبریک ادامه دارد.

وفاداری و اعتماد:

این فیلم به بررسی شکنندگی اعتماد و مفهوم وفاداری در یک ازدواج می‌پردازد. سفر دکتر هارفورد شکاف‌های رابطه‌اش با همسرش آلیس را آشکار می‌کند و پرسش‌هایی درباره ماهیت تک‌همسری و تعهد ایجاد می‌کند.

 نقاب‌ها و هویت:

در سرتاسر فیلم، نقاب‌ها یک موتیف تکراری هستند. آن‌ها نماد جنبه‌های پنهان زندگی مردم و نما‌هایی هستند که به جهان ارائه می‌دهند. صحنه توپ بالماسکه، به ویژه، نمایش قدرتمندی از نحوه پنهان کردن خود واقعی افراد است.

 موسیقی متن و موسیقی:

موسیقی متن فیلم شامل موسیقی‌های هیجان‌انگیز و هیجان‌انگیز است، از جمله قطعاتی از آهنگسازانی مانند گیورگی لیگتی و دیمیتری شوستاکوویچ. موسیقی به صحنه‌ها عمق و احساس می‌بخشد و به فضای کلی فیلم کمک می‌کند.

 صمیمیت در مقابل انزوا:

«چشمان بازبسته» لحظات ارتباط صمیمانه را با احساس انزوا و بیگانگی در تضاد قرار می‌دهد. رویارویی دکتر هارفورد با شخصیت‌های مختلف، تأثیر متقابل پیچیده بین میل انسان برای ارتباط و موانعی را که از صمیمیت واقعی جلوگیری می‌کند، برجسته می‌کند.

 مضامین معاصر:

علیرغم اکران در سال 1999، کاوش این فیلم در مورد میل جنسی، فشار‌های اجتماعی و نقش پنهان کاری در روابط، امروزه همچنان مطرح است. همچنان با بینندگانی که با مسائل مشابه در زندگی خود دست و پنجه نرم می‌کنند، طنین انداز می‌شود.

 تحلیل و تفسیر فیلم:

«چشمان بازبسته» الهام‌بخش بسیاری از تحلیل‌های آکادمیک و انتقادی است. محققان و علاقه مندان به فیلم، نمادگرایی، ساختار روایی و عمق موضوعی آن را کالبد شکافی کرده‌اند و به طیف وسیعی از تفاسیر و نظریه‌ها منجر شده است.

 تأثیر بر فیلمسازی:

انتخاب‌های سبکی و تکنیک‌های داستانی فیلم بر فیلمسازان بعدی تأثیر گذاشته است. استفاده از برداشت‌های طولانی، نمادگرایی و تصاویر جوی، اثری را در چشم‌انداز سینمایی بر جای گذاشته است.

 نقش رویا‌ها:

عنوان “چشمان بازبسته” به ایده زندگی در حالت ناخودآگاه یا انکار، با چشمان بسته به حقایق ناراحت‌کننده اشاره دارد. رویا‌ها و خیالات نقش مهمی در فیلم دارند و مرز‌های بین واقعیت و تخیل را محو می‌کنند.

«چشمان بازبسته» فیلمی چندلایه و قابل تامل است که همچنان مخاطبان را مجذوب خود می‌کند و جرقه بحث‌ها را برمی انگیزد. کاوش آن در مورد میل، هویت و هنجار‌های اجتماعی، همراه با داستان سرایی معمایی و هنر بصری آن، به جایگاه ماندگار آن به عنوان یک اثر مهم سینما کمک می‌کند.


اگر خواننده جدید سایت «یک پزشک»  هستید!
شما در حال خواندن سایت یک پزشک (یک پزشک دات کام) به نشانی اینترنتی www.1pezeshk.com هستید. سایتی با 18 سال سابقه که برخلاف اسمش سرشار از مطالب متنوع است!
ما را رها نکنید. بسیار ممنون می‌شویم اگر:
- سایت یک پزشک رو در مرورگر خود بوک‌مارک کنید.
-مشترک فید یا RSS یک پزشک شوید.
- شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال کنید: صفحه تلگرام - صفحه اینستاگرام ما
- برای سفارش تبلیغات ایمیل alirezamajidi در جی میل یا تلگرام تماس بگیرید.
و دیگر مطالب ما را بخوانید. مثلا:

خانه کوچک هم می‌تواند محل زندگی شادی باشد، اگر چیدمان هوشمند و به‌روز در آن استفاده شده باشد

کسانی که در کودکی در خانه‌های بزرگ زندگی کرده‌اند، چندان میانه‌ای با خانه‌های آپارتمانی ۵۰ - ۶۰ متری که این روزها آنها را هم به سختی می‌شود خرید، ندارند. اما تصور کنید که ساخت و سازها متفاوت بودند و کسی به فکر مصرف‌کننده جوان کم‌درآمد بود و…

خانه‌های با مبلمان‌هایی از غذاهای خوشمزه

هانسل و گرتل، نام داستانی شاه‌پریانی با منشأ آلمانی است که برادران گریم آن را ثبت کرده‌اند. این داستان ماجرای یک برادر و خواهر کوچک به نام‌های هانسل و گرتل را روایت می‌کند که پس از رها شدن در جنگل به خانه‌ای که از کیک و آب‌نبات ساخته شده…

خوشمزه‌ترین غذاها در کشورهای مختلف دنیا از دید میدجرنی

ذائقه مردم کشورهای مخالف متناسب با فرهنگ و مواد غذایی اولیه در دسترس به میزان زیادی با هم متفاوت است تا آن حد که گاه باعث شگفتی ما می‌شود که چطور به خوردن این غذاها می‌شود فکر کرد. اما به صورت متناسب ممکن است برخی غذاهای ما هم برای شهروندان…

250 فیلم برتر imdb به همراه معرفی و خلاصه و بررسی آنها + 23 فیلمی که حیف بود در این فهرست نباشند

مسلم است که آرای IMDB به خصوص از دید فیلم‌بین‌های حرفه‌ای فقط چیزی نسبی برای پی بردن به محبوبیت نسبی فیلم‌ها هستند. چه بسیارند فیلم‌هایی که نمره بالای 7 دارند، اما ارزش واقعی‌شان خیلی کمتر است و چه بسیارند فیلم‌هایی که آدم درمی‌ماند چرا…

عکس‌های قدیمی از یخ‌فروش‌های آمریکایی

یخ‌فروش‌ها در دوران قدیم اهمیت زیادی داشتند. قبل از رواج یخچال‌های مدرن، زندگی بدون آنها مختل می‌شد.عکس‌های این نوشته نگاهی اجمالی به دوران گذشته می‌اندازند، زمانی که صدای یخ‌فروش‌ها و شکستن بلوک‌های یخی در خیابان‌ها طنین‌انداز می‌شد.…

کاریکاتورهای و تصاویر ساده، مفرح و تفکربرانگیز لوکاس لویتان

لوکاس لویتان هنرمند برزیلی، ساکن مادرید است. او بیشتر برای پروژه‌اش به نام «هجوم عکس» مشهور شده، در این پروژه او نقاشی‌هایی را به عکس‌های اینستاگرام افراد اضافه می‌کند و داستان‌های پنهان را به روشی خلاقانه آشکار می‌کند.کارهای او جذاب و…
آگهی متنی در همه صفحات
دکتر فارمو / قیمت گوسفند زنده / موتور فن کویل / سپتیک تانک /کپسول پرگابالین / لیزر زگیل تناسلی /بهترین کلینیک کاشت مو مشهد /داروخانه آنلاین / بهترین سریال های ۲۰۲۴ / خرید دستگاه تصفیه آب / تجهیزات و وسایل دندانپزشکی /ثبت برند /خدمات پرداخت ارزی نوین پرداخت / کلینیک زیبایی دکتر محمد خادمی /جراح تیروئید / پزشکا /تعمیر فن کویل / سریال ایرانی کول دانلود / مجتمع فنی تهران / دانلود فیلم دوبله فارسی /خرید دوچرخه برقی /موتور فن کویل / شیشه اتومبیل / نرم افزار حسابداری / خرید سیلوسایبین / هوش مصنوعی / مقاله بازار / شیشه اتومبیل / قیمت ایمپلنت دندان با بیمه /بهترین دکتر لیپوماتیک در تهران /بهترین جراح بینی در تهران /کاشت مو / درمان طب / تجهیزات پزشکی /داروخانه اینترنتی آرتان /اشتراك دايت /فروشگاه لوازم بهداشتی /داروخانه تینا /لیفت صورت در تهران /فروش‌ دوربین مداربسته هایک ویژن /سرور مجازی ایران /مرکز خدمات پزشکی و پرستاری در منزل درمان نو /سایت نوید /پزشک زنان سعادت آباد /کلاه کاسکت / لمینت متحرک دندان /فروشگاه اینترنتی زنبیل /ساعت تبلیغاتی /تجهیزات پزشکی /چاپ لیوان /بهترین سریال های ایرانی /کاشت مو /قیمت ساک پارچه ای /دانلود نرم افزار /

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.