تشخیص وبلاگی تب ۳۹ درجه!

مقدمه: ممکن است خیلی از پزشک‌ها، فقط برای مطالعه مقالات ژورنال‌های معتبر پزشکی وقت بگذارند. اما من هم به آنها و هم به آن دسته از خواننده‌هایی که تسلط نسبی به زبان انگلیسی دارند، توصیه می‌کنم که مقالت پزشکی نیویورک تایمز را از دست ندهند.

با مطالعه این مقالات هر کسی، چیزی یاد می‌گیرد. بیماران، با روند تشخیص و درمان بیماری‌ آشنا می‌شوند. پزشکان، ضمن مرور یک مورد، با نحوه عملکرد و تعامل پزشکان غربی آشنا می‌شوند و در عین حال یاد می‌گیرند که چطور ساده و در عین حال دقیق می‌توان به جامعه اطلاعات پزشکی داد.

در مقاله‌ای که ترجمه آن را در زیر می‌خوانید نکات زیادی وجود دارد که در انتهای مقاله به آنها اشاره می‌کنم.


دکتر «جان هنینگ شومن»، یک متخصص داخلی است. او یک دوست از زمان کالج دارد، دوستی که عادت دارد سؤال پزشکی‌اش را از او بپرسد.


خرید کتاب از نزدیک‌ترین کتاب فروشی شهر

این دوست، تلفنی به وی گفته بود که از چند هفته پیش ظاهرا به یک بیماری ویروسی مبتلا شده، ولی با گذشت این زمان هنوز تبش از بین نرفته. به همین خاطر دکتر شومن شک کرد و از دوستش خواست برای ویزیت، نزد یک پزشک برود.

چند روز بعد، شومن یک ایمیل دریافت کرد: دوستش در بیمارستان بستری شده بود و سی‌تی اسکن شکم نشان داده بود که توده‌ای در کبد دارد. پزشکش برای بررسی بیشتر او را بستری کرده بود.

پزشک معالج او اندرو مودست نام داشت. او به مرور مدارک پزشکی الکترونیک بیمارش قبل از ویزیت او، متوجه شد که با بیمار ۴۰ ساله‌ای سر و کار دارد که استاد دانشگاه است و سالم بوده و آزمایشان خونی او هم فقط نشاندهنده کم‌خونی در وب بودند و البته سی‌تی او هم توده کبد را در او مشخص کرده بود.

بیمار، در بیمارستان راحت بود و روی تخت، کامپیوتری در کنارش داشت. کمی رنگ‌پریده بود ولی از جهات دیگر سالم به نظر می‌رسید. بیمار تصمیم گرفته بود که در اینترنت چیزهایی در مورد بیماری‌اش بنویسد.

تب او، از چند هفته پیش بعد از بازگشت از همایشی از سوئیس شروع شده بود. تب‌های او فقط هنگام شب ظاهر می‌شدند و هر شب تکرار می‌شدند. بعد از تب او دچار عرق‌ریزش می‌شد. گاهی آنقدر زیاد عرق می‌کرد که مجبور می‌شد پیژامه و ملافه‌اش را عوض کند. او سرفه هم می‌کرد ولی دردی در بدن نداشت. به علاوه در ماه‌های گذشته، بیمار حدود ۷ کیلوگرم وزن کم کرده بود، اما خاطرنشان می‌کرد که رژیم غذایی تازه‌ای را در این مدت پی گرفته بود.

در معاینه ظاهری، پزشک معالج او چیزی پیدا نکرد، بیمار با اینکه نزدیک به ۳۹ درجه در شب تب می‌کرد ولی تبی در روز نداشت. ضربان قلب و فشار خون و همه چیز دیگر در این بیمار طبیعی بودند.

دکتر مودست با خودش فکر کرد: منشأ تب کجا است؟ آیا واقعا عفونتی در کار بود. شاید هم تب ناشی از بیماری‌های خودایمنی مثل لوپوس باشد؟ یا شاید اصلا بدخیمی موجب این تب شده باشد.

تب 39 درجه
طرحی از بیماری که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته

آیا توده بزرگ کبد می‌تواند منشأ تب باشد؟ شاید هم این توده اصلا چیز خاصی نباشد و اصطلاحا یک incidentaloma یعنی توده‌ای باشد که مشکلی از لحاظ سلامتی مشکلی ایجاد نمی‌کند. اندازه بزرگ آن هم، نشاندهنده این است که توده مدت زیادی آنجا بوده و کاری به کار مریض نداشته است و نمی‌توان تصور کرد که بعد از گذشت سال‌ها، ناگهان باعث تب شده باشد.

پس اگر توده باعث تب نشده باشد، علت تب چیست؟ نکند بیماری منتقله از طریق کنه مثل بیماری لایم یا آناپلاسموزیس علت تب باشد. این بیماری‌ها می‌توانند تب مداوم ایجاد کنند. شاید هم بتوان تب را به بیماری‌های مثل HIV، سل یا هپاتیت یا یک دو جین عفونت دیگر نسبت داد.

دکتر مودست، یک متخصص رادیولوژی را ملاقات کرد و با هم عکس‌های کبد بیمار را مرور کردند. رادیولوژیست عقیده داشت که به احتمال زیاد توده، همانژیوما است. همانژیوما، توده‌ای از عروق خونی خوش‌خیم است. ولی حاشیه ناصاف توده، او را به شک انداخت که نکند که توده بدخیم باشد. رادیولوژیست باید مطمئن می‌شد که با شکل بدخیم همانژیوما، یعنی آنژیوسارکوما، روبرو نیست. آنژیوسارکوما، می‌تواند تب ایجاد کند، ولی بیماری بسیار نادری محسوب می‌شود.
البته این امکان هم وجود داشت که توده، همان همانژیوما باشد ولی عفونتی در داخل ان ایجاد شده باشد که نیازمند درمان آنتی‌بیوتیکی باشد.

برای تشخیص دادن این موضوع، آنها سوزن بزرگی را به داخل شکم بیمار هدایت کردند. وقتی سوزن در داخل توده گرفت، رادیولوژیست، سرنگ را کشید، تا مایع خونی را به داخل محفظه سرنگ هدایت کند. آزمایشات نشان داد که خبری از چرک یا عفونت نیست.

تا اینجای کار دکتر مودست نتوانسته بود، منشأ تب را پیدا کند، وی این موضوع را با بیمار در میان گذاشت. در این میان یک متخصص عفونی و یک متخصص بیماری‌های گوارشی هم بیمار را معاینه کردند.

یکی از شب‌های آخر هفته، بیمار ما، آنقدر نگران شد، که اصلا خوابش نبرد. صبح روز بعد ، او به دوست قدیمی‌اش -دکتر شومن- زنگ زد و موضوع را به وی گفت. او تا اینجای کار آزمایشات زیادی انجام داده بود، ولی آنها به نتیجه ای نرسیده بودند. همین عدم اطمینان پزشکان، او را می‌ترساند.

شومن هم نگران دوستش شد، گرچه آنها هزار مایل از هم فاصله داشتند، و شومن برایش مقدور نبود که به نزد دوستش بیاید، اما به پاسخ همه آزمایشات دسترسی داشت و می‌توانست آنها را پیگری کند. شومن ناگهان فکری به نظرش رسید، چرا از نظر پزشکان دیگر استفاده نکند؟ چرا از اینترنت استفاده نکند و این کیس را مطرح نکند؟ بیمار با این ایده موافقت کرد.

بعد از ظهر آن روز، ‌شومن، کیس را در یکی از وبلاگ‌های پزشکی شناخته‌شده در آمریکا که توسط دکتر کوین فو اداره می‌شود یعنی وبلاگ Kevin MD قرار داد، در طی چند ساعت، ده ها کامنت پای آن نوشته گذاشته شد. چند نفر کیس‌های کاملا مشابهی داشتند، بیمارانی که همانژیومای بزرگ و تب شبانگاهی مداوم داشتند. در چند مورد برداشتن تومور، تب را متوقف کرده بود.

همانژیوماها، شایع‌ترین تومورهای خوش‌خیم کبدی هستند. آنها بیشتر موارد، کوچک و بدون علامت هستند. ولی گاهی بزرگ می‌شود و در این صورت می توانند همراه درد یا حس پری در شکم باشند. درموارد بسیار نادر و به دلایلی که هنوز به درستی شناخته نشده است، این تومورها، می توتند تب، کاهش وزن و کم‌خونی هم ایجاد کنند، یعنی همان علایمی که بیمار ما داشت.

دکتر معالج بیمار ما، هرگز این گزارش این موارد بیماری را در جایی نخوانده بود و اگر روش سنتی تشخیص را پی می‌گرفت، هیچگاه به تشخیص نمی‌رسید. اما دکتر مودست، برای اطیمنان حاصل کردن از اینکه واقعا همانژیوما مسبب تب بیمارش است، باید دلایل احتمالی دیگر تب را با انجام آزمایشات تکمیل رد می‌کرد، او همین کار را هم کرد و در ماه آوریل بیمارش را به دست یک جراح سپرد. گرچه دوره نقاهت بعد از عمل، برای بیمار چندان خوب نبود ولی بعد از بهبودی او سلامت خود را بازیافت، دیگر خبری از تب، خستگی نبود و حتی سرفه‌هایش هم محو شده بودند.

در پزشکی، پزشک‌ها می‌پذیرند که هیچ کس همه چیز را نمی‌داند و دانش ما به وسیله تجربه وعلایق شخصی‌مان شکل می گیرد. وقتی به عنوان یک پزشک به مورد دشواری برمی‌خوریم برای چاره‌جویی به دوستان و همکاران خود پناه می‌بریم، اما می‌توان از طریق اینترنت به جامعه بزرگ‌تری از پزشکان دسترسی داشت.


خوب! مقاله جالبی بود. سعی می کنم به تکات جالب این مقاله اشاره کنم:

– نتیجه‌گیری اول مقال: پزشکان باید اینترنت را جدی بگیرند، نه فقط به عنوان جایی برای پیدا کردن مقاله، بلکه به عنوان محلی برای مشاوره با سایر همکاران. صد البته، من قبول دارم که فعلا در جامعه پزشکی ایرانی اراده‌ای برای مشاوره گرفتن و مشاوره دادن اینرنتی وجود ندارد، اما می توان به جامعه پزشکی غربی متصل شد و از دانش آنها بهره گرفت.

– در این مقاله با هم روند تشخیصی یک مورد FUO یعنی بیماری که تب تشخیص داده نشده دارد، در قالب یک گزارش مورد، با هم مرور کردیم.

– یاد گرفتیم که تشخیص و درمان، باید و باید، روند خود را طی کند و ما باید به پزشکانمان، زمان لازم برای بررسی، مشاوره و رسیدن به پاسخ را بدهیم. نباید از آنها انتظار داشته باشیم که در همان وهله اول و به محض رؤیت به تشخیص قطعی برسند. نباید از انها تقاضای نسخه شفابخش بکنیم. عوض کردن پزشک، هم اصلا راهکار مناسبی نیست.

–  دریافتیم که وبلاگ‌های پزشکی غربی چقدر ارج و قرب دارند! طوری که مرتب در روزنامه‌های معتبر از آنها ذکر خیر می‌شود.

نظرات

  1. حالا هم من برای حل مشکلماون رو به اشتراک میذارم. ممکنه پستی بذارید یا راهنمایی کنید که چطور میشه آرشیو وبلاگ رو از روی ریدر پاک کرد؟
    (۹۰% پستهای وبلاگم رو حذف کردم، اما هنوز همه اش رو توی گوگل ریدر نشون میده. چطور میتونم رفرش کنم که دیگه توی گوگل ریدر نشون نده؟ دوست دیگری کل وبلاگش رو هم حذف کرده، اما آدرسش رو که وارد میکنی همه مطالب قبلیش رو میاره)
    متشکرم

  2. جناب دکتر مجیدی عزیز ، بنده یکی از کسانی هستم که درمورد بیماری برادرزاده ام (آلوپشیا توتالیس) از اینترنت استفاده کردم و به خوبی مشکل را از طریق شما و سایر دوستان پیگیری کردم و از این بابت از شما به عنوان یکی از پیشگامان تعامل اینترنت و پزشکی در همه جا یاد خواهم نمود. امیدوارم که سربلند و پاینده باشید.

  3. دقیقا به نکته خوبی اشاره کردید “باید اینترنت را جدی بگیرند”.
    ولی بعضی از افراد هستن که بدلیل کمبود اطلاع و یا خود بینی و خود شیفتگی نمیتونن قبول کنن که چیزی رو بلد نیستن. مثلا در حیطه کاری من، من دقیقا در مواردی که اطلاعی از راه حل مشکل بوجود آمده ندارم سریعا به دنیای نت سری میزنم و ۱۰۰ درصد جواب خوبی رو پیدا میکنم و خیلی خوشحالم. ولی در همین حال همکارانم منو مورد تمسخر قرار میدن که فلانی چیزی رو بلد نیست میره از اینترنت میپرسه و جالب اینکه خود طرف هم اطلاعی نداره از راه حل موجود. متاسفانه اکثر ما ایرانیها با مریضی حسودی و خود شیفتگی مواجه هستیم در صورتی که دیگران از موفقیت همکارانشان خشنود میشن.

    با تشکر از پست بسیار مفیدتان.

  4. محظوظ شدیم دکتر جان..
    خیلی عالی

  5. آقای مجیدی،شما واقعا یک پزشک ایرانی هستید؟
    علت سوالم اینه که دکترهای ایرانی حاضر نیستن بیشتر از یک خط درباره بیماری با مریض صبحت کنن ولی وبلاگ شما نشون میده شما خیلی شباهت به پزشک های غربی دارین که برای توجیه بیمار حتی حاضرن کلاس توجیهی برپا کنن.
    اینکه یک پزشک ایرانی چنین روحیه ای داره واقعا باعث غروره

  6. Aksi ke baraye in maghale entekhab kardid ke alan dar homepage ham hast be sheddat azar dahandast, ye chizi shabihe hamoon 10 ta symbole.

  7. ممنون از راهنمایتون. اما توی کش مشکل ندارم. گوگل ریدره که حتی شش ماه بعد از حذف وبلاگ هنوز اون رو نشون میده!

  8. سلام .من یه سرچ کوچیک درموردپزشکی تو گوگل کردم و جالب اینه که هر وبی رو باز میکردم اسم آقای مجیدی رو می دیدم .برام جالب بود .لطفا اگه با تبادل لینک موافقید خبرم کنید .
    ممنون

  9. ۱- ممنون که پست های پزشکی هم می گذارید، مخصوصا پیوند پزشکی با آی تی.

    ۲- در جامعه ما وقتی یک نفر انگشتش زخم می شود باید به فوق تخصص پوست یا عروق مراجعه کند. تا بحال فقط یکی از دوستانم رو یافتم که در هر اتفاقی به پزشک عمومی که پزشک ِ اوست مراجعه می کنند و اگر در تشخیص یک متخصص را نیاز بداند بیمار را به یک متخصص که مورد تایید خودش است معرفی می کند (این پزشک علارقم سن علاقه خاصی به رشته خود دارد، و شدیدا پی گیر بیمارن هست تا بفهمد متخصص چه تشخیصی داده و آیا درمان نتیجه ای داده است یا خیر. تا در نهایت علم خود را افزایش دهد.)

    ۳- وقتی وارد اتاق پزشک نوزادان می شوی، شش نوزاد را در شش ترازوی بقل هم مانند بلال گذاشته و سری وار وزن ها را یادداشت می کند و مابقی تشخیص ها و در نهایت ۶ نسخه را درجا تجویز می کند…آیا این مادر که جانش برای فرزندش فدا می کند و تلاش کرده به این متخصص اطفال مراجعه کند باید به تشخیص درست این دکتر اطمینان کند؟ تازه بعد از تحمیل هزینه ویزیت.
    یا حتی متخصص پوست! که تا شما برای مثال پیرهنتان را در میارید به بیمار اونور پرده رسیدگی می کند و بعد بیمار اونورتر پرده و بدون شستن دست میاد پشت شما را وارسی می کند که مثلا این ها قارچ اند یا خیر.

    ۴- پرونده پزشکی که دیگر معنایی ندارد.

  10. من برای درمان میخچه توی وب گشتم و پیشنهاد بیمارها رو خوندم و میخچه پاهام خوب شد ولی نسخه دکتر باعث درمان من نشد بلکه بدتر هم کرد

  11. ممنون دکتر
    خیلی مفید و جذاب بود…

  12. سلام علیرضا.مقاله جالبی بود . مدتی قبل راجع به یک مورد از بیمارانم که مبتلا به سوریازیس هست از چند همکار پزشک دارای وبلاگ در ایران پرسشهایی کردم جالبه بدونید حتی یک نفر پاسخ درست و حسابی نداد و همه خواستند برای ویزیت به مطب آنها ارجاع بدهم .هرچند من خودم را کامل معرفی کردم . توی وبلاگ یک پزشک کانادایی یک کامنت درباره آن بیمار گذاشتم بعد از یک روز تا همین امروز بیش از ۲۹۰ مطلب . مقاله و ارجاع … باریم ایمیل شد . بعضی از مقالات نزدیک به ۱۰۰ صفحه بود . امید که همکاری مشابه بین ما شکل بگیره چون هم ما سود می بریم هم بیماران .

  13. سلام دوست عزیز
    مطلب بسیار مفید و آموزنده ای بود
    پیشنهادم اینه که یه سایت یا وبلاگی شبیه این وبلاگ دکتر کوین فو برای پزشکان فارسی زبان درست بشه که همه همکاران و بیماران عزیز فارسی زبان بتونن استفاده کنن
    با توجه به علاقه و پشتکار و تسلط شما به نت
    خود شما بهترین گزینه برای سامان دهی چنین سایتی هستید
    به امید سرافرازی همه پارسی زبانان

پاسخ دادن به یک مهندس لغو پاسخ

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.