جِرِمی عزیز، هلمز نازنین – در ستایش جرمی برت، کسی که شرلوک هلمز را همیشه با نقش‌آفرینی او تصور می‌کنیم

فرانک مجیدی: هنوز خیلی واضح یادم هست، حتی محل نشستنم نسبت به تلویزیون را. تابستان سالی که داشتم می‌رفتم دوم ابتدایی، برای اولین بار سریال «شرلوک هلمز» از تلویزیون به نمایش درآمد. آن‌موقع هیچ آشنایی‌ای با «سِر آرتور کانن دُیل» و اثر معروفش نداشتم. هیچ ذهنیتی درباره‌ی هنر بازیگری هم نداشتم. آن‌قدر صفر کیلومتر که حتی آل پاچینو و مارلون براندو را هم نمی‌شناختم! خب، فقط ۷ سالم بود؛ برای همین نفهمیدم این بازیگر نقش هلمز، «جرمی برِت»، دقیقاً چه کار کرد که هلمز شد قهرمان بزرگ من!

«پیتر جرمی ویلیام هاگینز» در ۳ نوامبر سال ۱۹۳۳ زاده‌شد. او پس از برادرانش، جان، پتریک و مایکل کوچکترین فرزند خانواده بود. پدرش یک سرهنگ سخت‌گیر ارتش، یک لُردزاده و وارث یک کارخانه‌ی شکلات‌سازی بود. جرمی جوان در کالج اِتِن (Eton) تحصیل می‌کرد. پیشرفت تحصیلیش به فاجعه می‌ماند؛ چرا که او مبتلا به «دیسلکسیا» بود، خیلی ساده یعنی کمبود توانایی در خواندن. به‌علاوه، او در گویش مشکلی داشت که نمی‌توانست حرف R را درست تلفظ کند، بنابراین در تمام عمر، هرروز فنّ بیان کار می‌کرد تا به مشکلش فائق آید. جرمی عضو گروه کُر کالج بود و همین موضوع باعث شد هر چند به کندی، تحصیلاتش را ادامه دهد. اما پدرش برای حفظ آبروی خانواده به او دستور داد نام خانوادگیش را عوض کند! این شد که از یک نام پرطمطراق اشرافی تبدیل شد به «جرمی بْرِت».

جرمی پس از این عدم موفقیت پی استعدادش در بازیگری رفت و در Central School Of Speech And Drama تحصیل کرد. جرمی برای اولین بار در سال ۱۹۵۴در منچستر روی صحنه ی تئاتر رفت. در سال ۱۹۵۶ به تئاتر برادوی رسید و نقش‌های نمایش‌های شکسپیر را بازی کرد.


ژوئن سال ۱۹۶۱ درنقش هملت درتئاتر استرند


خرید کتاب از نزدیک‌ترین کتاب فروشی شهر


در فوریه‌ی ۱۹۶۹، به نقش «چه» در تئاتر «گوارای مک‌رون»

روی صحنه‌ی تئاتر بود که برای اولین بار بدل به «شرلوک هلمز» شد. او در سال ۱۹۵۸ ازدواج کرد و حاصل ازدواجش، پسری به نام «دیوید ریموند ویلیام هاگینز» شد که اکنون ۵۱ سال دارد و یک کاریکاتوریست و رمان‌نویس است. اما همسر جرمی، او را با ماجراهایی ترک کرد و جرمی هم در سال ۱۹۶۲ مجبور به طلاق شد. او وارد تلویزیون هم شد و در سال ۱۹۶۶ در سریال «سه تفنگدار» در نقش «دارتانیان» بازی کرد و به شهرت رسید و کاراکترش در «رقبا» (The Rivals) هم بین انگلیس‌ها محبوبیت داشت، همچنین در سریال «قهرمان» (The Champions) و بارُن (The Baron) هم نقش‌های منفی درخشانی خلق کرد. جرمی همیشه به شوخی می‌گفت در قرن بیستم زندگی می‌کند، اما هرگز نقش امروزی ندارد. به دنیای سینما هم راه یافت و در سال ۱۹۶۴ در فیلم معروف «بانوی زیبای من» در نقش فرِدی بازی کرد، اما با آن‌که مدت‌ها آوازخوان کالج بود، صدای آوازش دوبله شد! با پیشنهاد «اُدری هپبورن» نقش برادر او را در فیلم «جنگ و صلح» گرفت و برای دومین بار با بانو هپبورن هم‌بازی شد. در سال ۱۹۶۷ حتی کاندید بازی در نقش «جیمز باند» به جای «شان کانری» در فیلم «در سرویس مخفی اولیاحضرت» و «زندگی کن و بگذار بمیرد» شد، اما نقش هربار به «جرج لِیزِنبی» و «راجر مور» رسید. در سال ۱۹۷۶ دوباره ازدواج کرد، این‌بار با «جوآن سولیوان ویلسن»، و این‌بار زندگیش عاشقانه بود. آخرین فیلم او در سال ۱۹۹۶، یک سال پس از مرگش اکران شد. فیلم Moll Flanders نام داشت و «رابین رایت پن» هم در آن نقش‌آفرینی می‌کرد.

جرمی برت
برت در کنار همسر و فرزندش

دیگر ۵۰ سال از عمرش سپری می‌شد که برای بازی در بزرگترین کاراکترش انتخاب شد. سری شرلوک هلمز که با «ماجراهای شرلوک هلمز» در سال ۱۹۸۴ آغاز شد و با «بازگشت شرلوک هلمز» و «خاطرات شرلوک هلمز» تا سال ۱۹۹۴ ادامه یافت.

جرمی در ۴۱ اپیزود تلویزیونی در نقش هلمز ظاهر شد و نقش دستیارش، دکتر «جان واتسن» ابتدا به «دیوید بروک» و سپس «ادوارد هاردویک» سپرده‌ گردید. خودِ جرمی برت قبلاً در نقش واتسن در تئاتر ایفای نقش کرده‌بود و به این ترتیب، در دسته‌ی سه بازیگری قرار گرفت که هم نقش هلمز و هم نقش واتسن را بازی کرده‌‌اند (دو بازیگر دیگر این سری «رجینالد اوون» و «پتریک مک‌نی» هستند). او تصمیم گرفت بهترین شرلوک هلمزی شود که دنیا به خود دیده، بنابراین تحقیق گسترده‌ای روی نقشش و سِر آرتور کانن دیل انجام داد. به شهادت یک جهان بیننده، او محبوب‌ترین هلمز دنیا شد. بازی شگفت‌انگیز او، نبوغی که از چهره و چشمان درخشان و حرکاتش ساطع می‌شد، میمیک چهره‌ی عصبی و لبخندهای دهم ثانیه‌ای، کوچکترین نگاه‌ها، زبان بدن و حرکات پر از اعتماد به نفس و همچون یک رقاص پرآوازه، نشان از بازیگر اَبَرستاره‌ای داشت که یک کاراکتر افسانه‌ای را جان بخشیده‌بود.

شرلوک گاه ماده‌ی مخدر به خود تزریق می‌کرد (یادم هست چقدر غصه می‌خوردم وقتی می‌دیدم باز تزریق کرده!) اما وقتی جرمی فهمید بچه‌ها مثل یک سوپرقهرمان خیلی دوستش دارند، برای آن‌که تأثیر بدی را ایجاد نکند در اپیزود The Devil’s Foot داوی مخدر هلمز را روی زمین ریخت و سرنگش را در خاک پنهان کرد. جرمی همیشه به شوخی می‌گفت «هلمز آدم اخمو و تنها و درون‌گرایی است، اما من اجتماعی و شوخ هستم.» اما حقیقت در یکی از نقل‌قول‌هایش بود: «بعضی از بازیگران تبدیل‌شونده‌اند- آن‌ها تلاش می‌کنند که بدل به کاراکترهایشان شوند. وقتی که جواب گرفت، بازیگر شبیه یک اسفنج می‌شود، خود را از شخصیتش می‌چلاند و خشک می‌کند و شخصیت کاراکترش را مثل یک مایع جذب می‌کند.» جرمی برت با بازی درخشانش، به شهرتی جهانی رسید، اما همان‌طور که هلمز لحظه‌لحظه کاراکتر عظیم‌تری می‌گشت، جرمی برای زایشش رنج بیشتری را متحمل می‌شد، او بدون پذیرش یک بدل برای صحنه‌های خطرناک، امنیت جانی‌اش را به خطر می‌‌انداخت تا هلمز بهتری خلق کند. اما تنها مضرات این نقش در دنیای بیرونی نبود، شخصیت افسرده‌ی هلمز روز به‌روز بیشتر جرمی را در خود می‌بلعید. جرمی به زبان می‌گفت بازیگر خوب کسی است که با پایان نقشش آن را همان‌جا بگذارد و بقیه‌ی روز، خودش شود؛ اما باطناً نتوانست به حرفش عمل کند. کم‌کم به آن‌جا رسید که شب‌ها خواب هلمز را می‌دید، این خواب‌ها تدریجاً مبدل به کابوس‌هایی چنان مهیب شد که او جرأت بر زبان راندن نام «شرلوک هلمز» را نداشت و خیلی ساده او را «اسمش رو نیار» و «اون» خطاب می‌کرد: «واتسون «او» را ذهنی بدون قلب تصویر می‌کند، که بیانش دشوار است. سخت برای بدل شدن به او. پس کاری که من کردم این بود که زندگی درون‌گرایانه‌تری را اختراع کنم.» جرمی دیوانه‌وار وابسته‌ی نقشش شد، وقتی عوامل صحنه برای ناهار می‌رفتند، او تنها می‌نشست و بارها فیلمنامه را می‌خواند و صحنه‌هایش را مجسم می‌کرد، در تعطیلات و وقت‌های آزادش شخصیت هلمز را مطالعه می‌کرد و اصلاً یک شخصیت خیالی هلمز خلق کرده‌بود و در دنیای خیال به او جان داده‌بود. چنان‌که خودش گفت، برخی از بازیگران می‌ترسند نقش هلمز را بازی کنند و هلمز روحشان را تسخیر کند، این دقیقاً همان اتفاقی بود که داشت برای او می‌افتاد.

اما تراژدی بدتری هم برای جرمی در راه بود. همسر محبوبش، جوآن، در میانه‌ی فیلمبرداری سری «بازگشت شرلوک هلمز»، در سال ۱۹۸۵ بر اثر سرطان درگذشت. این حادثه آخرین ضربه را بر جرمی وارد کرد و بیماری روحیش علنی شد. او به‌شدت مبتلا به افسردگی گردید و مجبور به مصرف لیتیوم و داروهای بسیار قوی شد. از این به بعد، آن‌چه در قسمت‌های آتی سریال دیده‌ می‌شود، خودِ جرمی برت است، نه شرلوک هلمز. اگر خاطر بینندگان حرفه‌ای باشد، در بسیاری از اپیزودها، او روی خود را با پتو می‌پوشانَد و بیمار است. این یک حقیقت بود. کار به جایی رسید که به ضرب و زور دارو و ویلچیر و ماسک اکسیژن خود را به سر صحنه می‌رساند، دوستان و همکارانش همگی نگرانش بودند اما او تنها می‌گفت: «دوستان، نمایش باید ادامه یابد!» تا سال ۱۹۹۴، جرمی به سختی بازی در آخرین سناریوهای نگاشته‌شده را به پایان رساند و در این حین، بارها بخاطر بیماری روحی در بیمارستان بستری شد، اما پس از پایان نقشش، کاملاً از پا افتاد. سرانجام جرمی برت، در ۱۲ سپتامبر سال ۱۹۹۵ و در ۶۱ سالگی، بر اثر نارسایی قلبی در منزلش، واقع در کلَفَم لندن فوت کرد.


امروز، دقیقاً ۱۵ سال از مرگ جرمی برت می‌گذرد. نسل من، با حداقلِ کارتون‌ها و سریال‌ها در یک برهه‌ی حساس تاریخی بزرگ شد. ما یاد گرفتیم چگونه این حداقل‌ها را عاشقانه دوست بداریم و در عزیزترین جای قلبمان برای همیشه خاطره‌اش را حفظ کنیم. «شرلوک هلمز» برای نسل من همان‌قدر خاطره دارد که سریال‌های «جنگجویان کوهستان»، «قصه‌های جزیره»، «ناوارو» و… ما شب‌هایی که با خون‌دل از والدینمان اجازه می‌گرفتیم تا بیدار بمانیم و آدم‌های دوست‌داشتنیمان را تماشا کنیم، هرگز از یاد نمی‌بریم.

در کنار درخشش بی‌بدیل جرمی برت در این نقش برای ماندگاری این سریال، یک دلیل شیرین ایرانی هم داریم. استاد «بهرام زند» با آن صدای جادویی، کلامی را از دهان جرمی خارج می‌کرد که او را برای ما عزیزتر می‌ساخت. البته چند قسمتی ر «جلال مقامی» به‌جای برت صحبت می‌کرد، اما بیننده تنها زمانی می‌تواند به ارزش کار بهرام زند پی ببرد که سریال را به زبان اصلی ببیند و بشنود که جنس صدا و بیان این دو، تا چه حد به هم نزدیک است. من برای تمام خاطرات خوشی که از صدای زیبای آقای زند دارم، دست‌بوس و قدردان ایشان هستم. اصولاً ویژگی بارز جرمی را صدای زیبایش و بیان اشرافی واژه‌ها می‌دانند، صدایش نسخه‌ی انگلیسی صدای بهرام زند است!

هنوز خیلی واضح، خودم را می‌بینم که ۷ سال دارم، جمعه شب است و دوان‌دوان به سمت تلویزیون می‌روم تا هلمز را ببینم. نمی‌دانم این مرد در نقش هلمز چه کار می‌کند که لحظه به لحظه برایم «قهرمان»تر می‌شود. ۸ سالم که بود، چندین کتاب شرلوک هلمز را برای آموزش زبان انگلیسی به خودم خریدم تا بخوانم، از این کتاب‌های کوچک جیبی که آخرش هم تست و سئوال است. پریروز دوتایشان را پیدا کردم، و ساعت‌ها به عکس جرمی برت رویشان خیره شدم. هیچ‌کدام از تست‌ها را جواب نداده‌ام، بهانه‌ام فقط این بود که بخوانم و جرمی برت را تصور کنم که چطور در آن اپیزودها بازی می‌کرد، حتی جملات انگلیسی هلمز را هم با صدای بهرام زند در ذهنم تصور می‌کردم! من تازه چهار، پنج سال است که فهمیده‌ام جرمی برت فوت کرده. از ابتدای عمرم به‌صورت کودکانه‌ای می‌اندیشیدم که کسانی که دوستشان دارم، هرگز نخواهند مرد، این ساده‌اندیشی هنوز هم در من هست! در آن لحظه یاد خودم افتادم که در داستان پایانی «ماجراهای شرلوک هلمز»، وقتی هلمز و موریارتی با هم از آبشار پرت شدند، تا چند روز چه گریه‌های جگرسوزی می‌کردم و وقتی دوباره بازگشت، چقدر روی آسمان‌ها سیر کردم. این‌بار، جرمی دیگر هرگز باز نمی‌گردد و آن غصه‌ی بزرگ سال‌های کودکی، برای همیشه در من ماندگار شد. رنگ علاقه‌ی من به او، از جنس دوستی‌های سالم و رنگین کودکی است که آدم‌های خیلی بزرگ و باهوش و قدرتمند را ستایش می‌کنند. حالا ۱۷ سال از اولین‌باری که جرمی برت را در لباس هلمز دیدم می‌گذرد، هنوز هم به همان روش و کشش این دوستی را در قلبم احساس می‌کنم. من یک ایرانی هستم و خاطرات تاریخی، اجازه نمی‌دهد به‌راحتی در قلبم را به‌روی یک انگلیسی بگشایم، اما بی‌تردید او همواره جایی بسیار عزیز و محفوظ در تمام زندگی‌ام خواهد داشت. حالا ۱۷ سال گذشته و من در سنی نیستم که یک کاراگاه قرن نوزدهمی قهرمانم باشد، بعلاوه بازیگران تراز اول بسیاری را شناخته‌ام. اما فراموش نمی‌کنم که هلمز اولین قهرمانم بود و اولین بازیگری درخشانی را که در عمرم دیدم، جرمی برت انجام داد.به گونه‌ای کودکانه، گمان می‌کنم در آن «دنیای دیگر» هم یک خیابان بیکر وجود دارد و خانه‌ی پلاک ۲۲۱ برپاست و جرمی در آپارتمانش روی صندلی محبوبش نشسته، فکورانه با چشمانی سبز و درخشان، صورت رنگ‌پریده، گوش‌های نوک‌تیز و بینی دراز و موهای مشکی به دقت فرق‌گرفته و آب و شانه شده، ملبس به کت و شلوار و جلیقه‌ی مشکی و پیراهن سفید مرتبش نشسته و چپقش در کنارش دودی غلیظ ساطع می‌کند. ایمان دارم که او منتظر پرونده‌ایست که برایش جالب باشد و چای عصرگاهی خانم هادسن که دیگر به‌زودی سرو کله‌اش پیدا می‌شود.

جرمی برت، به‌رغم هلمز جاودانه‌ای که خلق کرد، جزو بازیگرهایی است که هرگز حتی نامزد هیچ جایزه‌ای نشد! در این زمینه، گمان می‌کنم اصالت با رأی جمعی مرم دنیا باشد که او را برترین شرلوک هلمز تاریخ می‌دانند. باور دارم با شروع نقش‌آفرینی جرمی در نقش هلمز، دیگر شرلوک یک شخصیت صرفاً داستانی نبود، او به میان مردم آمد و چنان زندگی کرد که با مرگ جرمی برت هم از خاطر نمی‌رود، کما این‌که همواره با چهره‌ی او به خاطر می‌آید. راستش من فیلم «شرلوک هلمز» را که در آن «رابرت داونی جونیور»، نقش هولمز را بازی کرده، ندیده‌ام. مسلماً هرگز هم نمی‌توانم تماشایش کنم. صادقانه بگویم، چون خودم را می‌شناسم که نمی‌توانم فرد دیگری را به جای جرمی در لباس هلمز تحمل کنم. راست است که می‌گویند آدمی به آنچه دوست دارد تعصب می‌ورزد، این هر دو را درباره‌ی جرمی برت در خود احساس می‌کنم. شرلوک هلمز و مردی که زاده‌شد تا شرلوک هلمز باشد، برای من این معنی را دارند. پایان‌ناپذیر و همواره عزیز!

پ.ن: موسیقی خاطره‌انگیز سریال هلمز را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید و بشنوید.

منابع: ویکیپدیا
آی‌ام دی‌بی
وبسایت هواداران جرمی برت

نظرات

  1. عالی بود و یادآور خاطرات ….وبلاگ من مزین به نام و عکس شرلوک و جرمی است…با سابقه ۸-۹ ساله

  2. به نظر من ورژن امروزی شرلوک را هم ببینید! اولا دیگر داستانش مال آرتور کانن دویل نیست و ثانیا بازی زیبای رابرت داونی جونیور و کارگردانی و فضاسازی گای ریچی به آن ارزش دیدن می‌دهد. هرچند، فیلمنامه افتضاح است و از داستان چیزی در نمی‌آید.

  3. بیشتر از هر چیز این پستتون برای من خاطره انگیز بود و اشک به چشمم آورد… من هم مثل شما تنها جرمی برت رو شرلوک هلمز می دونم و بس. شاید نه به اندازه ی شما متعصب.. فیلم هایی که شرلوک هلمزهای دیگری رو هم داشتن دیده ام اما هیچ کدوم برام او نشدن.
    وقتی بانوی زیبای من رو هم دیدم حتی تعجب کردم که مگه می شه شرلوک هلمز توی یه فیلم فانتزی بازی کنه؟؟؟؟؟
    ممنونم از مطلبتون… بی اغراق می گم عالی بود.

  4. سلام. من مطالب شما را از طریق فییدتون توی اپرا دنبال میکنم. مطالب زیبایی دارین ولی این یکی واقعا تاثیر گذار بود.
    کاش میتوانستم سریالهایش را پیدا کنم و دوباره ببینم. نمیدونیی از کجا پیدا میشه؟ میشه دانلودش کرد؟

  5. قشنگ نوشتی خانم مجیدی. پیشنهاد میکنم درباره ی ارتش سری هم بنویسی.

  6. خیلی عالی بود بدجوری حس نوستالژیک بهم می داد، وااااااااای خدا
    دستت درد نکنه دکتر

  7. بسیار گیرا و زیبا نوشته شده است.

  8. من هم موافقم. اون بهترینه. اون شاهکاره!

  9. یادش بخیر چه خاطرات خوبی البته با شرلوک هلمز بدون صدای جادویی بهرام زند اینقدر جاودان نبود.با تشکر از زحماتشان…

  10. من واقعاً این شخصیت رو دوست داشتم و ختی این فیلم جدید هالیووود و به خاطر متناقض بودن با این خوشم نیومد

  11. albate yeki do ghesmat ro ostad maghaami duble kardan ke vaghti moghayese mikardam kare jalebi az ab darumade bud.

  12. ««هنوز خیلی واضح، خودم را می‌بینم که ۷ سال دارم، جمعه شب است و دوان‌دوان به سمت تلویزیون می‌روم تا هلمز را ببینم.»»…
    چه خاطره هایی رو زنده کردید…

    نوشته و نحوه نگارشش و احساسی که در جمله جمله و کلمه کلمه اش موج می زد…چندین بار بغضی رو به گلوم تحمیل کرد…

    چه خاطراتی زنده شد…
    انگار همین دیروز بود…که هر هفته برای دیدن شرلوک لحظه شماری می کردم…
    به راستی که بازیگر این نقش در نقشش فرو رفته بود…
    نمی تونم تصور کنم کسی دیگه ای شرلوک هلمز باشه…

    ««هنوز خیلی واضح، خودم را می‌بینم که ۷ سال دارم، جمعه شب است و دوان‌دوان به سمت تلویزیون می‌روم تا هلمز را ببینم.»»…
    روی تک فرش کوچکی جلوی تلویزیون…تنهایی اون جلو می نشستم تا کسی اطرافم نباشه و خودم رو تو همون فضایی ببینم که شرلوک هست…

    ««هنوز خیلی واضح، خودم را می‌بینم که ۷ سال دارم، جمعه شب است و دوان‌دوان به سمت تلویزیون می‌روم تا هلمز را ببینم.»»…

  13. ممنون فرانک عزیز
    خیلی شیرین بود
    حوش دیدن دوباره شرلوک هلمز رو کردم

  14. به همه دوست داران جرمی برت پیشنهاد میکنم عضو صفحه مربوط به اون در فیس بوک بشین….

  15. نوشته تون خیلی زیبا بود. البته لازم به ذکره که رابرت داونی جونیور برای شرلوک هلمز حتی نامزد اسکار هم نشده، بلکه جایزه ی بهترین بازیگر مرد در گلدن گلوب رو برد. 🙂

  16. ممنون از به یاد آوردنه یکی از زیباترین خاطرات دوران جوانیه من ، بی تردید این سریال یکی از زیبا ترین سریال هایی بود که بعد از انقلاب از سیمای ایران پخش شد ، و نقش به یاد ماندنی جرمی برت از یک طرف و صدای جادویی آقای زند از طرف دیگر این سریال رو به نحوه عجیبی زیبا و جذاب و به یاد ماندنی کرده بود ، خیلی دلم میخواد بتونم از جایی این سریال رو با دوبله آقای زند گیر بیارم ، باز هم از این متنه زیبا و تاثیرگذار ممنون

  17. خانم مجیدی من هیچ کدوم از پست های شما را تا به حال کامل نخوندم چون حوصله‌اش رو نداشتم.
    اما این پست برای من خیلی زیبا بود و تا آخر خوندم، یاد کودکی خودم افتادم.
    بی نهایت ممنون.

  18. “«شرلوک هلمز» را که «رابرت داونی جونیور» برای بازی در نقش اصلی اسکار گرفت”
    من داخل imdb نگاه کردم این فیلم حتی نامزد بهترین بازیگر هم نداشته چه برسه به گرفتن اسکار
    http://www.imdb.com/title/tt0988045/awards

  19. دوستی که در مورد امکان دانلود سریال پرسیده بودن، اگه مایل هستن یه نگاهی به اینجا بندازن:
    http://www.farsisubtitle.com/forum/index.php?topic=10992.0

  20. یک بار یک آدم ارزشمند و فرهیخته از متنی که نوشته بودم تعریف کرد و گفت: “برای خوب نوشتن علاوه بر استعداد به یک روح حساس، و در کنار آنها به انگیزه و اشتیاق شدید هم نیاز هست”.
    به نظرم خانم فرانک در اینجا از همه این مواهب برخوردار بوده که این گونه زیبا و قشنگ در مورد حس نوستالژیک خودش (و همه ماهایی که آن سریال را در کودکی یا نوجوانی دیده‌ایم) قلم زده است. آفرین و زنده باد!

  21. چقدر زیبا .واقعا به شرلوک هلمز با بازی برت عشق می ورزیدم …نبوغ همراه با جنون ! هیچ وقت یادم نمی ره چقدر از “سگ زرد باسکرویل” می ترسیدم 🙂 ! می دونم برای نوشتن این مطلب خیلی زحمت کشیدی ولی این یکی شرلوک هلمز رو هم ببین مطمئن هستم احساسات تو رو ارضاء می کنه..این یکی هم پر از نبوغ همراه با جنونه …ریتم تند و یک موسیقی فوق العاده !

  22. امشب دوباره برای کودکی ام گریستم

  23. دوست دارم دختر
    منو برگردوندی به بچگی هام و قهرمانی که از یادم رفته بود

  24. ممنون بابت زنده کردن اینهمه خاطرات خوب. من “جنگ سرد” رو هم خیلی دوست داشتم با اون فیلمبرداری سیاه وسفید بی نظیرش. و البته ارتش سری و تا حد زیادی هم “معما” یا همون کارآگاه “آلبرت کمپیون”.

  25. وقتی که دانشجو بودم و یکی از دوستان ازم پرسید به نظرت کدوم بازیگر نقش شرلوک هلمز رو از همه بهتربازی کرد بهش گفتم خود شرلوک هلمز تو سریال دوره بچهگی مون
    با وجود اینکه می دونستم جرمی برت این نقش رو بازی کرد اما همیشه شرلوک هلمز یه شخصیت کاملا مستقل و واقعی برام بود و همیشه فکر می کردم خود شرلوک هلمز تو نقش خودش بازی کرده و جرمی برت رو برای نقشش تو سریال چمپیون دوست داشتم.
    من هیج وقت داستان شرلوک هلمز رو نخوندم اما امروز که شما تو مقاله تون گفتین که
    “برخی از بازیگران می‌ترسند نقش هلمز را بازی کنند و هلمز روحشان را تسخیر کند”
    از قدرت شخصیت پردازی «سِر آرتور کانن دُیل» بسیار شگفت زده شدم و تصمیم گرفتم تا کتاب های اونو تهیه کنم و بخونم
    از شما خیلی ممنونم برای زنده کردن خاطرات کودکیم

  26. سلام. دیروز صبح چند بار سعی کردم وارد وب سایت شما شوم، ولی صفحه مربوطه باز نمی شد. خوشحالم که مشکل برطرف شده است.

  27. سلام خانم دکتر
    هرزمان و تقریبا ۵روزدر هفته به مدت ۷ الی ۸ ساعت به مدد اینترنت مجانی محل کارم و حتی در زمانی که مثل الان روحیه خوبی بابت برخی نامردیها ندارم پست هایت رامیخوانم و قدری خودم را فراموش میکنم اما تا امروز هرگز در فضای مجازی ندیده بودم کسی از جرمی عزیز و هلمزی که دیگر برای همیشه او را از سر آرتور گرفت و به خودش متعلق کرد حرفی زده باشد به رسم تشکر.راستی چقدر از دنیای کودکی و نوجوانی مان را به او بدهکاریم و میخواستیم توی دنیای واقعی مثل او باهوش باشیم و سر از معماهای زندگیمان دربیاوریم چقدر شیرین بود وقتی نا امیدانه تلاش میکردم مثل جرمی عزیز و شرلوکش باهوش و تیزبین باشم و این مخدر روحی اش تا چند ساعت بعد از هر اپیزود مرا نشئه میکرد.وقتیکه به اهل خانه فخر میفروختم که وسط هراپیزود مثل شرلوک محبوبم قاتل را شناختم اما نمیگویم تا کف کنید و اورا – شرلوک من – صدامیکردم.یادت بخیر ویادت بخیر
    راستی همان زمانها -اگه اشتباه کردم تصحیح کن- سریال پوارو با بازی ماندگار دیوید ساچت پخش میشد و دوبله دوپینگ روحی میشدم و اورا نیز -عمو هرکول- صدا میکردم و حالی داشتم بااین دو.
    اگه میشه راجع به این عمو هرکول ما که بحمد اله هنوز زنده اس وهر از چندی در فیلمی دست چندم نقش دست چندم تری بازی میکند و حال مرا اساسی میگیرد هم پستی ما رامهمان کن و البته شاید این پوارو، عمو هرکول تو نباشد اما ندیدم از او پوارو تر توی این هنر هفتم.مرسی و باقی بقایت

  28. واقعا نمیشه نسل جدید لذتایی رو که مابردیم ببرن…من هنوز اون صحنه ای رو که شرلوک میله شومینه خم شده سرهنگو با دست برگردوند به حالت اولش جلو چشامه . تیتراژآخرش که بعد اسمها یه هو نشونش داد که شمع روشن کرده که مارو با چوب بزنه…کی یادشه؟

  29. سلام،
    مثل همیشه از مطالبتون بسیار لذت بردم.
    ارادتمند
    میثم

  30. من اون موقع ها کلاس اول و دوم راهنمایی بودم … یادمه وقتی در قسمت پایانی سری اول شرلوک هولمز به همراه موریارتی از دره پرت شدن پایین به قدری ناراحت و افسرده شده بودم که انگار یکی از بستگان خودم فوت شده !!! … این سریال تاثیر زیادی روی من داشت و چه زیبا گفتید که ما حداقل ها را دوست داشتیم …لذتی که از تماشای سریال شرلوک هولمز می بردم بعدها هرگز با سریال ها و فیلم های دیگه نتونستم تجربه کنم … و چه روزهای خوبی بود وقتی سریال بازگشت شرلوک هولمز نمایش داده شدو ما فهمیدیم هولمز همیشه زنده ست ! و واقعا که هولمز همیشه زنده خواهد بود !

  31. من هم با شرلوک هلمز خاطرات زیادی دارم. من هم از بچگی سری اولش رو دیدم. البته توی دید من هلمز زیادی باهوش بود، باهوشِ خطرناک…

  32. آیا می دانستید که جسد مرحوم جرمی برت سوزانده شد و هیچ مزاری ندارد و هواداران او تنها با پرتاب کردن شاخه های گل در رودخانه تایمز خود را تسلی میدهند .

  33. نمیدونم چرا وقتی یه اپیزود رو دانلود میکنم فقط پارت اولشو با km player نشون میده اما برا بقیه ارور میده و با وین رر هم باز نمیشه….!:-(

  34. یادش به خیر. حقیقتا بازی قابل تحسینی داشت. من هم مثل شما نمی توانم هیچ کس دیگری را به عنوان شرلوک هلمز تصور کنم.

  35. ممنون از بیان احساسات مشترک همه ما!
    اوج بازی جرمی برت وقتی معلوم میشه که بازیش رو با بازی ” رابرت داونی جونیور” تو فیلم شرلوک هولمز سال ۲۰۰۹ مقایسه کنیم!
    یه بازی باوقار و سنگین و دلنشین در برابر بازی سبک و اکشن!

  36. نمیدونم چی بگم ولی خیلی مطلبتون قشنگ و پر محتوا بود و این نشان از عشقتون به شرلوک هلمز فقید میباشد. باتشکر

  37. یادمه اون اواخر صورتش پف کرده بود انگار که چاق شده بود
    چقد دوسش داشتم
    چقد گشتم یه کلاه مثش پیدا کنم
    تمبر نقش برجسته بازگشت شرلوک هولمز رو که داشت پروفسور موریارتی رو تو دره مینداخت هنوز دارم

  38. یادم نمیره روزی که چشمم به تیتر تو روزنامه توی کیوسک افتاد که جرمی برت، بر اثر سکته قلبی درگذشت… فاصله برگشتن به خونه رو اون روز اصلاً یادم نمیاد چرا که شوکه شده بودم….

  39. درود . بسیار زیبا بود ، رفتم به دوره ی بچگیم . الان که دارم فکر می کنم می بینم که چقدر روی هلمز حساس بودم . منم نمی تونم بازیگر دیگه ای رو در لباس هلمز ببینم .
    ممنون از پست بسیار زیباتون .

  40. وای یادش بخیرررررر…واقعا یادش بخیررر :<

  41. I downloade the whole serial and watched it twice. and still like to watch.
    Jeremy beret was the real Sherlock Holmes!

  42. متنی که نوشتید انگار اعماق قلب من بود. حق با شماست. من هم فقط سریال های شرلوک هلمز رو با بازی جرمی برت همیشه دنبال کردم و همه قسمت هاش رو دیدم. (بقیه نقش ها چندان برام جذاب نبودن که بخوام همه قسمت هاش رو ببینم).
    نمی دونستم دچار بیماری روحی شده بود.
    ازتون ممنونم که من رو بردید به همه زمان هایی که عاشقانه شرلوک هلمز رو به خاطر جرمی برت نگاه می کردم.

    و بعد

  43. عالی بود من یکی که رفتم تو اون سالها وبه قول شما اون خاطرات شیرینی که نمیدونم چرا تکرار نمیشه ..جلبه با این همه حجم سریالها وفیلمها که اینقدر دردسترس ترند نسبت به قبل اما لذت قبل و ندارن ….چرا؟

  44. شرلوک هلمز معروفترین شخصیت غیر حقیقی است و در همه کشور ها انجمن های مختلف و حسابی پر پروپاقرض داره. انجمن اصلی که طبیعتا در انگلستان هست به استاد زند بخاطر دوبله زیبایشان یک سری کامل از رمان شرلوک هلمز رو هدیه می دهند.
    دوبله این مرد طعمش زیر زبون آدم می مونه. یک سالی هست تونستم سریالهای اورجینال بازگشت شرلوک هلمز رو بگیرم، اما وقتی صدای خود جرمی رو می شنوم اصلا نمی تونم تحمل کنم، همش تو ذهنم صدای زند بازسازی میشه.

  45. وقتی این مطلبتو خوندم دلم خیلی گرفت چون واقعا دلم برای سریالای اون دوره تنگ شده.
    ممنون از مطالب زیبا و پرمحتوات

  46. جهان تهاجم سنگ است ، کودکانه و شاد
    از آنچه با سره دیوانه می کند ، فریاد

    به موهبت قلم تو و کودکی سیال من ..گریستم.
    سپاس.فرانک

  47. آقا این چه پستی که زدی حالمون گرفتی
    دوباره دلم هوای دیدن ۱۰۰ باره شرلوک هلمز کرد واقعاً عالی بود دست درد نکند اگه بهت بگم بخاطر این نوشته هات گریه کردم ، دروغ نگفتم

  48. آ ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
    هلمز
    مایکراف
    واتسون
    موریاتی مخوف
    اسکاتلندیار احق
    قلبم به درد آمد
    راستش این سریال هنوز هم برای من جذاب تا جایی که بیشتر قسمتهاشو چهار پنج بار دیدم

  49. یه چیزی توی وبلاگ شما دو تا خواهر و برادر خیلی جالبه!
    مطالبتون که عالی هستند و پر بار به کنار
    کامنت های هر قسمت هم خیلی جالب هستند.خوانندگان وبلاگ شما هم از شعور و فهم بالایی برخوردارن اینو از طرز نوشتنشون میشه فهمید
    فرانک جان خیلی با احساس نوشتی فکر کنم واسه چند لحظه اشک شوق رو به چشمای خواننده هات اوردی

  50. فقط خواستم از شما تشکر کنم .اکثر متن ها با دقت وعالی انتخاب شده اند.
    پیروز و پایدار باشید

  51. خانم مجیدی،
    یکم:برای اطلاعات کامل و جامع ممنون
    دویم:از اینکه ما رو بردید به فضای روزهای گذشته سپاسگزارم

  52. سلام
    نمی دونم چی بگم
    بغض کردم
    یاد روزهای سیاه و سفید کودکی ام افتادم
    یادش به خیر همه چی قشنگ تر بود
    شرلوک هلمز،پووارو، ارتش سری
    دوان دوان میدویدیم پای تلویزیون واسه دیدن چیزایی و کسایی که دوسشون داشتیم تفریحی نداشتیم
    الان همه چی هست ولی دیگه لذتی نداره
    نمیتونم بنویسم دیگه
    بغضم ترکید
    واسه جرمی واسه شرلوک واسه روزای خوش و بی ریای کودکی
    واسه خودم

  53. واقعا عالی بود.منم یاد گذشته و بازی محشر جرمی افتادم و غمگین از اینکه دیگه نیست.ممنون نوشتتون عالی بود.

  54. گفتنی ها رو گفتن همه …. من هم به سهم خودم مرسی از نوشتتون ….

  55. زیبا زیبا زیبا
    چشمام خیس شده ان
    من هم همین عشق و همین تعصب رو نسبت بهش داشته ام و دارم. زنده باد!

  56. دلاوری وقدرت وعشق بی همتای لین چان به همسرش اورا در نظر بسیاری از مردم که سریال جنگجویان کوهستان را دهدهاند وی را در چشمآنان بزرگ وستودنی ساخته است.آفرین بر بازیگر چینی وبر سناریست چینی.

  57. راستش اولین بار که جلال مقامی به جای شرلوک هلمز حرف زد -علی رغم علاقه ای که به صدای ایشون دارم-با این که ۷ ۸ سال بیشتر نداشتم انقدر عصبی شدم که با مادر و خواهرام یه جنگ مفصل و بیخودی راه انداختم
    بدون صدای بهرام زند اصلا هلمز رو نمیشناختمش حس میکردم ازم گرفتنش
    کلی فحش و بد و بیراه به مسوولای صدا و سیما دادم
    ممنون که به یادم اوردین

  58. پست فوق العاده ای بود اتفاقآ من اون فیلم جدید هلمز رو دیدم به نظر من که هیچ شباهتی به شرلوک هلمز باهوش دوره ما نداشت بیشتر واتسن بود که بهش کمک میکرد…
    اما در مورد جرمی برت و بازیه شاهکارش اتفاقآ من دی وی دی کامل فیلم رو به زبان اصلی خریدم و یک بار دیگه دیدم اگه هزار بار دیگه هم ببینم از بازیه زیباش و حس فوق العاده ای که به من میده سیر نمی شم !

  59. خانم مجیدی
    واقعاً ازت تشکر می کنم ، مطلبت خیلی احساسی و قشنگ بود. راست میگی اینا اسطوره ها و افسانه های بچگیه ما هستن که با ما بزرگ شدن ، با ما زندگی کردن و ما از شنیدن خبر مرگشون انگار که یه عزیزی رو از دست می دیم ناراحت می شیم. واقعاً از اینکه منو یاد اون روزا و خاطراتش ادختی تشکر می کنم.

  60. فکر می کنم داستانهای کشور انگلیس باید بازیگران انگلیسی هم داشته باشند. چونکه با شخصیت خودشون سازگارتره و بیشتر می تونن زیر و بم شخصیت ها رو نشون بدن. این شرلوک هلمز قرن ۲۱ با بازی بندیکت کامبربچ خیلی جالبه. مطمئنا طرفداران شرلوک قدیمی اونم دوست دارند.

  61. خیلی ساده و شیرین نوشتی ، جز قطره های اشکم چیزی ندارم ……….

  62. من میخواستم درباره ی کسی که شرلوک رادرقرن ۲۰۱۰دوباره زنده کرد ونام اصلی ان اطلاعات کسب کنم ولی متعسفانه چیزی نیافتم ولی بازم…خوب مطالب جالبی بود ممنون

  63. خیلی عالی . واقعا که نفوذ شخصیت هلمر در نسل ما با بازی جرمی برت زیاد بود . یک اپیدمی . البته خود داستانها دویل هم عالی هستند و من از سال ۷۴ کلی تحقیق کردم درباره داستانهای هلمز از همه منابع . گاهی ازش دور میشم مدتی ولی دوباره برمیگرده .حتی ۲ داستان ترجمه نشده در ایران رو دادم ترجمه کردن .

  64. میشه لطف کنین اهنگ روبفرستین واسم

  65. یادمه منم وقتی شرلوک از ابشار پرت شد دیگه شام نخوردم مثل بچه ها گریه میکردم وبه نظرم هیچ کس جرمی برت نمی شه حتی بازی بندیکت کمبریج تقلیدی افتضاح از بازی جرمیه چه برسه ب بقیه به هر حال ممنون از مطلبت خیلی تاثیر گذار بود

  66. شرلوک هلمز فقط جرمی برت.بی نظیر…

  67. خیلی عالی بود من عاشق این سریالم
    میتونید راهنمایی کنید فیلم اورجینالشو از کجا تهیه کنم مرسی

  68. نقشش تو سریال شرلوک هلمزواقعا تاثیر و گذار و بیاد ماندنی است………خودمونیم جوونیاشم خیلی باحال بوده!خوشگل و خوش تیپ

  69. سلام
    جالب است است این نوشته سال ۸۹ نوشته شده است ولی هنوز هم برای آن کامنت می گذارند .
    حانم فرانک عزیز ، آنچه که شما با قلم زیبای خود نوشته بودید باعث شد که احساس نوستالژیک دوران کودکی من زنده شود .
    هر وقت که می خواستم نشانه ای از ذکاوت خود را به دیگران القا کنم ناخودآگاه خنده های چند ثانیه ای و حرکات تند و تیز جرمی برت به سراغم می آمد.
    جالب اینست که در باز پخشی که این روز ها در شبکه تماشا از شرلوک هلمز پخش می شود ؛ من با تمام رویاهای کودکی ام به نظاره هلمز عزیز می نشینم و به یاد می آورم که چگونه کودکی ام را شکل داد.
    جالب اینست که شاید یکی از دلایل جذاب بودن مهران مدیری در برخی نقش هایش تاثیر پذیری خودآگاه و یا ناخودآگاه وی از نقش شرلوک هلمز بوده است ( البته این نظر شخصی من است !) همچنین یکی از اساتید من نیز به صورت کاملا مشهود تحت تاثیر کاراکتر او بود.
    و این چنین است که رفتار و گفتار شرلوک هلمز تبدیل به یک استاندارد نمایش ذکاوت و هوش در آمده است .
    بازهم از نوشته بی نظیر شما سپاسگزارم.

  70. پاسخ: دختر نارنج و ترنج » بایگانی بلاگ » هولمز دوست داشتنی…
  71. دوست عزیز این مطلب شما رو بارها وبارها خوندم وهر بار همون حس غریب وخاطرات زیبا در من زنده میشه انگار شما حرفای دل من رو زدید من هم جز جرمی کسیو لایق هلمز بودن نمیبینم بارها به خاطر دیدن این سریال از خیر امتحان مهمونی وحتی پارک که تو بچگی خیلی دوست داشتم گذشتم تاثیر هلمز اونقدر رو من زیاد بود که حرکات دست وصورتش رو تقلید میکردم و چند بار هوس پیپ وسیگار کشیدن به سرم زد من حالا بزرگ شدم و جایی برای قهرمان پروری در ذهنم ندارم ولی ماهی یکبار مطلب شمارو میخونم تا لا اقل در بین اون همه شخصیت های کودکی سریال شرلوک هلمز و غر زدنهای مادرم که دختر شرلوک واسه تو نونو آب نشد رو فراموش نکنم به یاد جرمی برت دوست داشتنی ومحبوب من

  72. من واقعا شیفته شخصیت کاراگاه انگلیسی شرلوک هلمز هستم گاهی با خودم فکر می کنم جرمی برت واقعا برای این نقش ساخته شده بود ای کاش زنده بود و دوباره داستانهای شرلوک هلمز رو از سر می گرفت چون شرلوک هلمزهای بعد از اون دیگه شرلوک هلمز واقعی نبودن شرلوک هلمز با جرمی برت معنا پیدا کرد و با رفتن اون برای همیشه معنای خودش رو از دست داد……………….
    جرمی عزیز ،هلمز نازنین
    جرمی عزیز تا ابد ماندگارترینی…………………….

  73. در ضمن من سریال زبان اصلی شرلوک هلمز رو با صدای خود جرمی برت خیلی دوست دارم خیلی روان و زیبا صحبت می کنه امیدوارم بتونم یک روز انگلیسی رو همین جوری صحبت کنم واقعا بی نظیره……………….
    “البته ناگفته نمونه که دوبلوری بهتر از آقای بهرام زند هم نمیشد برای شخصیت شرلوک هلمز پیدا کرد”

  74. از اینکه یک نفر تمام حرفای دلم و احساسات کودکیم رو در مورد تنها شرلوک هولمزی که باورش داشتم و دارم، گفته بینهایت خوشحال شدم و از بیماری و مرگ جرمی برت عزیز که با نبوغ خاص خودش، باعث شد یاد و خاطره‌اش تاابد در قلب ما بمونه، بسیار ناراحت و متأثر شدم. از اینکه کلی آدم هست که مث من در مورد اون فکر میکنن و همیشه دلتنگ اون هستن و تنها اسمش کافیه تا لبخند رو لباشون بشینه و همینطور بغض گلوشون رو بگیره(هم بخاطر ازدست دادن چنین بازیگر ارزشمندی و هم یادآوری اینکه چقدر کودکیمون زود گذشت و داریم پیر میشیم) کلی ذوق کردم و از تمامی کسانیکه باعث شدن تمام خاطراتم در مورد جرمی برت برام تداعی بشه و کلی مطلب راجع بهش بدونم، صمیمانه تشکر میکنم.

  75. ممنون. امیدوارم خداوند بهشت خودش رو بر اون ارزانی بداره چون واقعا با بازیش سالها ذهن و دل خسته و بی رمق ما رو شاد و سرزنده نگه داشت.حرف زیاده جرمی برت واقعا از حد تصور هم فراتر رفت.

  76. سلام
    برادرم دیشب یکی از بازیگران هالیوود رو نشون داد و به من گفت جذابترین آدمیه که دیدم . اگه رو دستش پیدا کردی . امشب گشتم تا عکس های شرلوک هلمز رو بهش نشون بدم و با یادآوری بازی به یاد موندنیش روشو کم کنم . اما … از روی اتفاق به نوشتتون برخوردم . شاید تعجب کنید از حرفم ولی حقیقت داره ، من هم مثل شماواقعاأ شرلوک هلمز دیگری ندیدم و احساساتم نسبت به ایفای این نقش قدرتمند ذره ای کمتر از شما نبود . تا این متن رو خوندم . بله حقیقت برهنه و عیان روی آدمها تأثیرات معکوسی میذاره . این نوشته با واگویی بخش پنهان بازیگر در خلق اثر هلمز برای من احساس معکوسی رو به وجود آورد . فقط برام جالب بود . برای همین احساسم رو به زبون میارم شاید شما هم تعجب کنید . بله درد جانکاهی در وجودم جای احساس قبلی رو گرفت . احساسی که این نقش رو چون فردی با اقتدار ، زیرک و باهوش و دست نیافتنی کرده بود ، و بیش ازین ها … حالا به پوچی و احساس ترحم تبدیل شد . امیدوارم درک کنید . من هرگز نمیتونم بپذیرم نقش یک انسان رو از پا دربیاره . چرا که زمانی نقشی برام جالبه که از گوشه ای از ذهنت اون رو رهبری کنی نه اینکه چون دیوانگان مست به جانت بیفته و چون مالیخوریا وجودت رو از بین ببره . نقش وحشتناکی شد این هلمز . در حالیکه حس تأثر انسان رو برانگیخته میکنه . انگار اثری خوب تاوان سنگین و بدی رو داشته باشه . من با چنین تضادی نمیتونم قهرمانی رو بپذیرم. ! از این به بعد این نقش برای من جایگاه ویژه ای نداره . از این بابت که احساس خودم رو ازش جدا میکنم . چون احساساتم ارزش بیشتری برام دارند تا این همه تآثر رو بپذیرند . بله باور کنید این اتفاق افتاد همونطور ک برای دیگری اتفاق میفته تا ترغیب بشه و کتابهارو بخونه . ممنون بابت نوشتتون . امیدوارم نظر یک مخالف هم در دیدگاهش به اندازه یک موافق محترم باشه .

  77. ای کاش جرمی زنده بود…

  78. عاللی بود هیچ وقت اینجوری راجع بهش نخونده بودم من هنوز قهرمانم جرمی برته و در تنهایی اونو تقلید می کنم و سعی میکنم زندگی واقعیم همین باشه جالبه شغل من بیشباهت به علاقه ام نشد معماهای کامپیوتری و شبکه رو حل میکنم هر جا همکارام به بنبست میخورن ازم کمک میگیرن منم حس میکنم اونموقع شکل جرمی برت شدم

  79. سلام واقعا وقتی اسم شرلوک هلمز میشنوی فقط جرمی برت و حرکات دوستداشتنیش میاد تو ذهنت و بس هیچ بازیگری هیچوقت نمیتونه به قدرت اون نقش هلمز بازی کنه، منم داستانهای جدید هلمز با بازیگرای جدید دیدم ولی هیچکس به پای جرمی برت نمیرسه، من کلا عاشق هلمز و پوآرو و مارپل هستم خصوصا هلمز

  80. فقط می گم دمت گرم.

  81. جرمی تجسم یک اندیشمند والا و خردورزی نیک برای من بوده است.گمان نمیکنم اکنون که ۲۹ ساله ام،اولین بار بیش از ۷ سال سن داشتم که با شخصیت این کاراکتر اسطوره ای آشنا شدم.او را یک جنتلمن نجیب ارزیابی میکنم،طوریکه هنوز برخی از رفتارهای اجتماعی من،اقتباسی ست از هنر پسیکولوژیک وی…
    جرمی؛اکنون هم که آرامیده ای،به تو درود میفرستم.یادت همواره در دل من زنده است و بدان که هیچ شروع هلمز ی نخواهد توانست،پا در رکاب تو گذارد…
    بدرود @):-

  82. من با شرلوک هلمز از طریق کتابهاش آشنا شدم و احتمالا سر اولین یا دومین داستانش بود که با تمام وجود مجذوب و فریفته شخصیتش شدم؛ برای موفقیت هاش خوشحال شدم و سر داستان درگیریش با موریارتی ساعتها همینطور اشک ریختم!! کمتر از یک ماه کل دیوار اتاقم پر شد از جمله ها و تکیه کلامای شرلوک هلمز؛ پر از نقاشی پیپ و ذره بین و هرچیز دیگه ای که فقط اون رو به یادم بیاره… خلاصه اینکه شرلوک هلمز در زمان نسبتا کوتاهی شد تمام فکر و ذکر و زندگی من…!
    تعریف جرمی برت و اون بازی بینظیرش رو از مامانم شنیده بودم،برای همین تصمیم گرفتم داخل اینترنت سرچ کنم تا ببینم چقد شبیه به اون هلمزیه که داخل کتابا توصیف شده بود و من میتونستم چهره ش رو به وضوح ببینم؛ عجیبه! اما بار اولی که عکس جرمی برت رو دیدم، داشتم دیوونه میشدم!! واقعا نمیتونستم چنین شباهتی رو باور کنم؛ انگار که کانن دویل در کتابهاش خود برت رو توصیف کرده بود…!!
    بعد از اون بود که جرمی برت برای منم به”شرلوک هلمز” تغییر کرد…(یا حتی شاید برعکس!)
    بعد از اون یک بار سری های جدید شرلوک هلمز رو دیدم؛ اما گریه شدم و حالم بد شد!!! چون نمیتونستم ببینم چنین کسایی بدون حتی یک ذره شباهت دارن نقش این شخصیت به این بزرگی رو بازی میکنن و بنظرم کاملا داشتن از اسم و جایگاه شرلوک هلمز دوست داشتنی سوء استفاده میکردن!
    (یکبار دیگه تاکید میکنم که من هیچ خاطره و نوستالیژی با جرمی برت ندارم و این حرف رو از روی احساس نمیزنم، بلکه با منطق و یک مقایسه ساده بین شاهکاری که اون خلق کرد و کارهای دیگران که بیشتر به ادا درآوردن نزدیکه میگم!)

  83. شخصیتش عالیه بازیگر عالی اما نیمدونم چرا هر چی ادم خوبه زود میمیره یه مشت ادم بیخود و بد دوبرابر بقیه عمر میکنن:|

  84. عالییییییییژعالیییییییی بود. مرسی از شما. منم عاشق جرمی برتم.

  85. عالی بود. ممنونم از نوشته عالی تون. من شیفته شرلوک عزیز هستم. مانا باشید

  86. من تمام زندگیم شرلوک هلمزه، مثلا آدرس ایمیل یا بک گراند گوشی و کامپیوتر حتی رو درب اتاقم ۲۲۱B حک شده. و همش به لطف زندگی کردن سلطان جرمی برت در قالب هلمزه (میخواستم بگم بازی و نقش ولی دیدم حق مطلب ادا نمیشه) من هم نمیتونم کسی دیگه رو در نقش هلمز ببینم و فکر کنم این سندروم یا فوبیا (اصطلاح پزشکیشو دقیق نمیدونم) نه فقط دوستداران جرمی برت بلکه تمام عاشقان هلمزه
    و در آخر: بدترین هلمزه تاریخ بطور یقین رابرت داونی جونیور و بعد از سلطان میشود با اکراه بندیکت کامبربچ رو بعنوان هلمز قبول کرد چون به هلمزه سر آرتور بیشتر شبیه

  87. تنها نقطه ضعف این سریال صحنه های اکشنش بود.

  88. با سلام خدمت عزیزان، اول از همه از خانم مجیدی عزیز بخاطر روان کردن احساس زیبایش سپاسگزارم و دوم اینکه، خیلی خوبه آدم بتونه در زندگی از عواطف و احساساتش برداشت خوبی بکنه! خوبه که احساسات انسان به اون درس های خوبی بده و باعث حرکتش به سمت جلو بشه! حالا خودتون بشینید و لحظه ای فکر کنید، چه چیزی از شرلوک یه کارآگاه توانا ساخت؟! من خودم به شخصه از این سریال درس های خوبی گرفتم و با احساسات خانم مجیدی عزیز کاملاً هماهنگم. یادتون نره که همه ی آمدم ها پتانسیل بهترین شدن رو دارند!

    • سلام وممنون از متن زیبا تون من با اینکه ۱۷سالمه و سریال رو پارسال دیدم ولی وقتی رمان رو خوندم حس خیلی عجیبی نسبت به هلمز پیدا کردم نمیدونم شاید واقعا روح رو میتونه تسخیر کنه ولی اقای برت بهترین بازی رو ارائه دادند و واقعا خیلی ناراحت کننده بود برام بیماریشون به خاطر نقششون ولی همیشه تو قلب من باقی میمونند بعد از خوندن این مقاله احساس میکنم دیگه نمیتونم فیلم هاشون رو مثله قبل نگاه کنم با تصور رنجی که در زمان فیلم برداری کشیدن احساس خیلی بدی بهم دست میده وباز هم ممنون به خاطر مقالتون

پاسخ دادن به حامد لغو پاسخ

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.