مشکل شما در ازدواج و همسرتان احتمالا یکی از این مسائل است

نـظر بـه اینکه ازدواج یک پیوند عاطفی است، حل و فصل اختلافات در آن در مقایسه با گرفتاریهای شغلی، دوستی‌ها و رابـطه با خویشاوندان بسیار دشوارتر است. همچنین با توجه به تغییر و تحولات دهه‌های اخـیر نگرش نسبت به خـانواده و سـازمان آن متحول گردیده و نیاز به یادگیری مهارت‌های جدید در این زمینه به وجود آمده است.

داشتن ارتباط سالم و در عین حال طولانی با دیگران (همسر) کار دشواری است و نیازمند برقراری تعادل و توازن میان فردگرایی (مـن) و گروه‌گرایی (ما) است. زیرا کشش از هر سو بسیار نیرومند است. از یک سو می‌خواهیم جدا و مستقل باشیم و از حقوق فردی خود به بهترین وجه بهره‌مند شویم و از سوی دیگر به برقراری ارتباط و دوستی بـا دیـگران شدیداً نیازمندیم و ناچار باید به گروه و یا خانواده‌ای تعلق داشته باشیم. هنگامی که زوج‌ها [تعادل] بین این دو کشش را از دست بدهند، مشکلات زندگی‌شان اغاز خواهد شد.

نداشتن مهارتهای لازم و طرز تلقی‌های مناسب روابط زن و شـوهر را بـا مشکل روبرو می‌سازد و این در شرایطی است که اگر قرار باشد زن و شوهر به هدفهای علمی زندگی زناشویی (انجام وظایف روزمره، اداره خانواده، اداره امور مالی، تربیت فرزندان و…) و هدفهای عاطفی خود جـامعهٔ عـمل بپوشند به آن نیاز مبرم

دارند. تحقق این اهداف مستلزم روحیهٔ همکاری در برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری مشترک، تقسیم منطقی کار و اجرای مؤثر آن است.


خرید کتاب از نزدیک‌ترین کتاب فروشی شهر

از طرفی ازدواج در مرتبه دوم اهمیت است، پدیده اولیه باید با عـشق بـاشد تـا بتوانند باهم باشید. با هـم بـودن یـک دوستی و یک مسئولیت است. وقتی دو نفر عاشق یکدیگر باشند باید از یکدیگر مراقبت کنند برای ایجاد چنین مسئولیتی و مراقبتی به هیچ قـانون و قـاعده‌ای نـیازی نیست. در بالاترین حد قانون می‌تواند ساختارهای تشریفاتی بـر شـما تحمیل کند که عشق و دوستی شما را نابود خواهد کرد. ازدواج باید حاصل عشق باشد نه برعکس.

به علاوه زن و شوهر بـا بـیش‌فرضها و تـعصبات گوناگونی درباره موضوعات عاطفی و فعالیتهای زندگی تن به ازدواج می‌دهند. ایـن انتظارات اغلب در اوایل سالهای زندگی و در دوران کودکی به وجود می‌آیند که توقعات ما از همسرمان نشان می‌دهند به علاوه ارتباطات فـعلی زوجـین و فـرزندان اثر تعیین‌کننده‌ای در سلامت ازدواج دارد.

مطالعات نشان می‌دهند که ما بیشتر وقت خـود را در مـحل کار صرف می‌کنیم به طوری که گویی از منزل فراری هستیم (بخصوص در مورد مردان) اوضاع در اغلب خـانواده‌ها آشـفته و بـه هم ریخته است. بدون شک آمارهای طلاق نشان می‌دهند که ما در مـنزل‌هایمان در شـرایط جـنگ داخلی به سر می‌بریم. پنجاه درصدد ازدواج‌ها با طلاق پایان می‌پذیرد (البته در کشورهای اروپایـی و آمـریکایی) و بـقیه نیز رضایت‌بخش نیست. امروزه اغلب زندگی‌ها کیفیت خود را از دست داده‌اند. برای انجام امور مـنزل مـشاجره رخ می‌دهد و مذاکرات به دعوا ختم می‌شود. همکاری و مشارکت در کارها نتیجه‌بخش است و راهکار ایـن اسـت کـه مشارکت دیگران را جلب نمائید و دورنمای از نیازهای آنها را در نظر داشته باشید. گوش دادن به حرفهای دیـگران هـمیشه از ضروریات است. شما نمی‌توانید به موفقیت یابید یا مشکل دیگران را حل نمائید مـگر ایـنکه بـه دقت به صحبت‌های آنها گوش دهید و نیازهای آنها را درک کنید.

چنانچه شما زوجی هستید که مـشکل یـا مشکلاتی در ازدواجتان داشته باشید احتمالاً یک یا چند مورد از شرایط زیر شـامل حـال شـما می‌باشد:

  1. مهارت‌های زندگی: علاقه و هیجان عشق با آنکه محرک قدرتمندی برای زن و شوهر است تا بـه زنـدگی ادامـه دهند، ولی اینگونه احساسات برای ادامه زندگی کافی نیست. امروزه ما نیاز بـه خـصوصیات و مهارت‌هایی داریم تا بتوانیم ازدواج‌مان را زا میان طوفانهای زندگی به سلامت به مقصد برسانیم. مهارت‌هایی از نوع مـهارتهای ارتـباطی، تغییر نگرشهای قدیم، مسائل جنسی، تربیت فرزندان و غیره را شامل می‌شود.
  2. ندیدن نـکات مـثبت: وقتی بین زن و شوهری سوء تفاهم‌هایی به وجود مـی‌آید بـاید به چگونگی کار ذهن به هنگام افـسردگی و عـصبانیت توجه کرد. در اغلب موارد وقتی مأیوس هستیم دستگاه ذهن ما معنای رفتار دیـگران را یـا به درستی تفسیر نمی‌کند و یـا آن را بـه مبالغه‌گیری و تـصویری مـنفی از آن‌ها به وجود می‌آورد، سپس همه چیز زنـدگی تـیره و تار می‌گردد. این امکان‌پذیر نیست که همه چیز زندگی مشترک منفی بـاشد مـا از نقاط مثبت زندگی غفلت می‌کنیم.
  3. کـم دیدن خود: گردن نـهادن نـیازهای بی‌چون‌وچرا به دستورات و اوامر هـمسر بـه مفهوم نادیده انگاشتن شخصیت، هدف‌ها و نیازهای خویش است. تن دادن به حمایت یـک مـنبع قدرت یعنی اعتراف به ضـعف، نـاتوانی و نـیازمند بودن. ازاین‌رو هـیچ انـسانی آنقدر وارسته نیست کـه نـاتوانی دیگری را ببیند و از آن سوء استفاده نکند.

با دلی زخم خورده و بی‌پناه به دنبال یـافتن عـشق می‌گردم، اما بیش از آنکه عشق به بنیم، عـشق ورزیدم. آنـچه بـه مـن دادند، خیلی کم‌رنگ و سـاده بود، اما من شتاب‌زده و حریصانه ببخشیدم و قلبم را احساسم را، حتی وجودم را تا شاید پاسخی دو چندان بـگیرم، ولی نـشد. آنچه را که می‌خواستم نیافتم.

درخواست‌ها و تـوقعات زن وشـوهر مـی‌بایست تـا حـدودی زیادی تعادل داشـته بـاشد. چنانچه شما به خاطر ملاحظاتی و یاد خود کم‌بینی اجازه می‌دهید مرتباً همسرتان از شما درخواستهایی داشته باشد بـه احـتمال زیـاد از ازدواج شما به مشکل برخواهد خورد. قبول و انـجام درخـواستهای هـمسر مـی‌بایست دو طـرفه بـاشد.

  1. مهارت‌های ارتباطی: زن و شوهر با دهها تصمیم‌گیری کوچک و بزرگ روبرو هستند. تقسیم وظایف، مسائل دخل و خرج خانواده، ارتباط با خویشان زن یا مرد، انتخاب محل زندگی، داشتن فرزند، تـربیت فرزند و…وجود ارتباط مناسب اتخاذ این قیبل تصمیمات را تسهیل می‌کند. سبک گفتگو یا آداب صحبت آموختنی است. با قدرتی تمرین می‌توان سبک گفتگو را تغییر داد. زنان و مردان تفاوت زیادی در صحبت کردن دارنـد. بـه نظر می‌رسد مردان و زنان نه تنها در زمان گوش دادن بلکه هیچ‌گاه در روابطشان درست عمل نمی‌کنند. شما می‌بینید که عدم توانایی در برقراری ارتباط، یکی از دلایل شکست بسیاری از روابط و ازدواج‌ها است. شـنونده خـوب نبودن، یکی از دلایل اصلی جدایی بین زن و مرد است.
  2. تفاوت‌های شخصیتی: بسیاری از برخوردهای زن و شوهر ناشی از تفاوتهای شخصیتی زن و شوهر است. یکی یا عینک شفاف بـه حـوادث می‌نگرد و دیگری با عینک تـیره و سـیاه. شخصیت مستقل پیشنهاد کمک را نشانه تحقیر می‌داند و حال آنکه شخصیت وابسته آن را به حساب توجه و علاقه می‌گذارد. انسان مستقل جدایی را مترادف آزادی می‌داند و حال آنکه انـسان وابـسته جدایی را نشانه انزوا و تـنها مـاندن تلقی می‌کند. ۶٫ منفی دیدن امور: یکی از موانع مهم بهبود در ازدواج‌های ناموفق تمایل زن و شوهر به این است که به شخصیت و رفتار یکدیگر انواع و اقسام صفات منفی را نسبت می‌دهند. (خودخواه، متکبر، ظـالم و…) و از کـنار رفتارهای مثبت بی‌تفاوت می‌گذرند.
  3. نظام تفسیری: وقنی انگاره‌های فکری ما در مورد مسائلی ترکیب می‌شود تشکیل یک نظام تفسیری یا قالب فکری را می‌دهند. از این پس ما با همین نظام تفسیری به دنـیا نـگاه می‌کنیم. مـردی که از همسرش شکایت می‌کند و او را بی‌احساس می‌داند و یا زنی که معترض است شوهرش سلطه‌جویی می‌کند هریک با نـظام تفسیری خود رفتارها را قضاوت می‌کنند بدون اینکه انگاره‌های فکری خود را تـجریه و تـحلیل قـرار دهند، چه بسا ممکن است برداشت هریک از رفتار دیگری اشتباه باشد. بنابراین زن و مرد با یک نظام تـفسیری ‌ از پیـش تعیین شده وارد ازدواج می‌شوند و تا زمانی که توسط خود و یا دیگری مورد سؤال قـرار نـگیرند آن نـظام فکری را حفظ می‌کنند.
  4. معیارهای مطلق‌گرایانه: نمونه متداول مطلق‌گرایانه را در تعلیم و تربیت کودکان مشاهده می‌کنیم. در ایـنجا اغلب زن و شوهر متکی به تجربیات گذشته خود هرکدام روشی را توصیه و پافشاری می‌کنند کـه فقط این روش درست اسـت. در زمـینه مسائل دیگر نیز چنین می‌بینیم، مثل اینکه کودک چگونه تکالیفش را انجام دهد، پول توجیبی، اوقات فراغت، ارتباط با دوستان و غیره. معمولاً در اینگونه موارد نظرات متفاوتی وجود دارد. چنانچه زن و شوهر در اینگونه موارد به تـوافق نرسند می‌بایست به مشاوره بپردازند.
  5. بروز ندادن احساسات: برای همسر خود وقت بگذارید. یک ازدواج موفق وقتی محقق می‌شود که هر کدام زوجین برای یکدیگر وقت بگذارند و حرف دلشان را بزنند. اگر مـی‌خواهیم عـشق به وجود آید برای آن باید وقت و نیرو بگذاریم. باید از خودمحوریها خط بطلان کشید به عبارتی تمام ابعاد [من [به [ما[تبدیل می‌شود. دریغ داشتن صمیمیت و بروز ندادن احساسات درونی ممکن است سالها ادامه یابد زیـرا زن (یـا مرد) پس از تلاش بسیار برای تشویق دیگری به برون‌ریزی احساسات و همدلی ممکن است فکر کند همسرش اصولاً آدم ساکتی است یا تودار است ولی در اصل همسر او یکی از اولین پیمان زناشویی خود را هـمان صـمیمیت است را نقص می‌کند.
  6. به گفته مسترز و جانسون، محققین امور جنسی، آمیزش صمیمانه‌ترین شکل ارتباط بین زن و مرد است. بنابراین انتقادهای اتاق خواب خیلی زود به سایر جنبه‌های زناشویی گسترش می‌یابد. امـا بـر عـکس آن هم صحیح است. روابط جـنسی مـی‌تواند آیـنهٔ تمام‌نمای روابط خانوادگی باشد. بنابراین انتقادها و تضادهایی که در سایر زمینه‌ها وجود دارد ممکن است به شکل انتقاد از روابط جنسی مطرح می‌شود. امـروزه بـا پیـشرفت علم تکنولوژی، دانش روانشناسی و پاتولوژی ازدواج نیز پیـشرفت فـراوانی کرده است. زوج‌های مشکل‌دار با اطلاع از این دانش توسط مراکز مشاوره می‌توانند از مشکلات خود باخبر و در رفع آنها بکوشند و بـه بـلاهایی کـه نیاکان، ما با آن مواجه بودند (سوختن و ساختن) دچار نشوند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.