پدر صنعت نوین چاپ در ایران: مرتضی نوریانی

در این دو هفتهٔ اخیر، مطبوعات کشور، بمناسبت اعـطای نـشان و دیـپلم افتخار، بدوست عزیز القدر و مغتنم الوجود ما، آقای مرتضی نوریانی، موسس و بانی بنیاد نیکوکاری نـوریانی لقب «پدر صنعت نوین چاپ» باو داده‌اند و این لقب بر او زیبنده و برازنده و در حقیقت جـامه‌ایست رسا و تن‌چسب که بـر بـالای نام نیک او راست میاید. زیرا کسی‌که حدود نیم قرن، یعنی ۴۵ سال از عمر شصت و پنج ساله خود را، در راه تجارت این صنعت مصروف داشته و در بنیان نهادن و بکار انداختن اکثر چاپخانه‌های سراسر کشور مساعی جـمیل بکار برده است حقا باید او را «پدر» خواند. بویژه که آقای نوریانی، نه‌تنها با عشق و شور و علاقه و پشتکار باین کار مبادرت جسته بلکه در پیشهٔ خود همواره راستی و درستی را مرعی و ملحوظ داشته و از آنرو و عـلاوه بـر درایت و لیاقت، با مانت و صداقت نیز شهرت یافته است.

وی، در چهار سال پیش نیز، بصرافت طبع و از روی کمال حسن نیت و خلوص عقیدت و صفای طویت، بایجاد و تأسیس بنیاد نیکوکاری نوریانی پرداخت و قـسمتی از مـال و منال خویش را بر طبق اخلاص نهاد و بسرمایهٔ این دستگاه غیرانتفاعی فرهنگی نثار کرد.

امروز همه کسانیکه در زمینهٔ دانش و بینش بصیرت و معرفت دارند میدانند که این بنیاد، در مدت چهار سـال عـمر خود، در راه صیانت و حمایت زبان دری و ترویج و تبلیغ شعر و ادب پارسی و تبجیل و تکریم بزرگان و دانشمندان و طبع و نشر کتابهای ممتع و ممتاز، خدماتی بسزا انجام داده است. بنابراین جا??? نیست که اگر مؤسسه مـعظم و مـعتبر هـایدلبرک آلمان که یکصد و دویست و هـفت سـال، یـعنی بیش از یک قرن، از عمر آن میگذرد بپاس خدمات و زحمات نوریانی، ممتازترین نشان طلا و دیپلم افتخاری خود را باو اعطا کند و این مزیتی اسـت کـه تـاکنون در جهان تنها ۱۲‌ شخصیت بآن نائل شده‌اند البته مـحامد اوصـاف و مناقب اخلاق نوریانی فراوان است ولی آنچه که برای نگارنده در خور ارزشی بیشتر است آنست که او همهٔ کارهای خود را در کـمال آرامـی و سـادگی و دور از هرگونه روی‌وریا و هیاهو و غوغا انجام داده و میدهد و براستی نمیخواهد خدمت او بـا شهرت مشوب شود و مراتب صدق و صفای او بشوائب ریب و ریا آلوده گردد ولی غافل از اینکه خیرات و مبرات مانند نافهٔ مـشک اسـت کـه خود ببوید بی آنکه عطار بگوید و بقول خاقانی:

نافهٔ مشکم کـه گـربندم کنی درصد حصار سوی جان پرواز گیرد بوی‌جان افزای من

بنیاد نیکوکاری نوریانی وظیفه دارد که از این مـزیت عـظیم کـه نصیب بانی و مؤسس بنیاد شده و اغلب مطبوعات معتبر کشور آنرا با عـکس و تـفضیل انـتشار داده‌اند، برای ضبط و ثبت در دفتر تاریخ، در ماهنامهٔ تحقیقی گوهر که در حقیقت یکی از مظاهر اعـمال و افـعال بـنیاد است شرحی بنگارد و لوبر خلاف میل و رغبت آقای نوریانی باشد.

نوریانی در بهمن ۱۲۹۰ شمسی در تـهران مـتولد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در ایران و تحصیلات عالی را در ایتالیا و در رشتهٔ اقتصاد بپایان رساند و بـدرجهٔ فـوق لیـسانس نائل آمد و در زبانهای فرانسه و انگلیسی و آلمانی و ایتالیائی تسلط یافت. (اویکی از نخستین گروه حسابداران خـبره ایـران است). نوریانی پس از فراغ از تحصیل و بازگشت بایران با آنکه برای تصدی مشاغلی مهم در وزارت دارائی و شـرکت نـفت خـوانده شد نپذیرفت و کار آزاد را مرجح شناخت و به تجارت پرداخت. هرچند در ۴۵ سال قبل در ایران راه‌های تجارت‌های بـی‌رقیب و پرسـود و آسان و هموار بود، اما نوریانی بصرافت طبع رشتهٔ تجارت چاپ را برگزید و تـمام وقـت خـود را به آن منحصر ساخت.

روزی، از وی پرسیدم چرا رشتهٔ تجارت چاپ را با همهٔ دشواریهایی که از لحاظ مالی وقـتی دربـردارد، برگزیده‌ای؟ در پاسـخ من گفت:

«پس از فراغ از تحصیل برای مطالعه و اخذ تصمیم در باب نوع تجارتی کـه بـاید برگزینم باروپا رفتم. در ضمن آشنائی با یکی از روشنفکران آلمانی به هنگامی‌که از هر دری سخنی بمیان آمـد گـفت: «ما در آلمان عقیده داریم کتاب از اسلحه مهم‌تر زیرا کتاب رکن اصلی فـرهنگ بـشمار میرود و هر ملتی که فرهنگی??? خودبخود بـه تـمام اصـلاحات بنیادی اعم از اقتصاد و بهداشت قادر خواهد بـود» ایـن سخن در من اثری شگرف داشت بویژه که می‌دیدم آموزشگاه‌های ایران وضعی اسفناک دارد و مـهمترین وسـیلهٔ بهبود آنها، چاپ و نشر کـتاب بـمقدار فراوان اسـت. در آن زمـان چـاپخانه‌های موجود در ایران انگشت‌شمار و وسایل کار عـبارت بـود از مشتی آهن‌پاره و ماشین‌های فرسوده که اشخاص متفرقه، گاه‌بگاه از خارج وارد می‌کردند. پس، بـی‌دولتی، تـصمیم جزم کردم برای صنعت چاپ در ایـران، اساسی محکم و شالدهٔ مـتقن بـنهم. خوشبختانه چون تمام کارخانه‌های سـازنده مـاشین‌های مربوط به صنایع چاپ، آزاد و در ایران تعهدی نداشتند، گرفتن نمایندگی از آنها کاری مشکل نـبود. ولی مـن بهترین آنها را انتخاب کردم تـا صـنعت چـاپ ایران با مـمتازترین مـاشین‌ها مجهز شود و اگر روزی بـا کـشورهای همجوار مقایسه بعمل آید ایران از همه برتر باشد. در آن زمان نه صاحبان چاپخانه‌ها سرمایه‌ای داشـتند و نـه وضع مالی من خوب بود و نـه بـانک‌های ایران اعـتبار طـویل المـدت می‌دادند. پس تنها چاره ایـن بود که از کارخانه‌های فروشنده اعتبار تحصیل و عین آن در راه صنعت چاپ مصروف شود. در اثر رعایت امانت و دقـت و نـظم و ترتیب و خوش‌حسابی، این اعتبار بدست آمـد و روزبـروز افـزایش یـافت و تـوانستم به بسیاری از چـاپخانه‌ها کـمک کنم و حتی برای ایجاد چاپخانه‌های جدید اعتبار بگیرم.»

طبق آمارهای موجود بیش از ۹۰% از چاپخانه‌های فعلی کشور بـا کـمک و ارشـاد مؤسسه نوریانی بوجود آمده و کم و کیف ایـن خـدمت، بـکرات، مـورد قـدرشناسی اشـخاص و مقامات قرار گرفته است. بعلاوه کسانیکه با صنعت چاپ سروکار دارند خوب میدانند که، بر اثر تشخیص صحیح و مراقبت تام و دقت کامل آقای نوریانی، امروز تمام چـاپخانه‌های ایران با یک نوع ماشین چاپ مسطح (سربی) ساخت کارخانه‌ها یدلبرک مجهز است که شهرت جهانی دارد و چندی قبل دو هزارمین دستگاه آن بایران وارد و در اصفهان نصب شد. با احتساب تعداد چاپخانه‌های ایران مـیتوان گـفت بهر چاپخانه بطور متوسط سه دستگاه ماشین هایدلبرک تقسیم شده است و تمام کارگران این صنعت با نحوهٔ کار آن آشنائی کامل دارند و درحقیقت این نوع ماشین چاپ، استاندارد ایران شـناخته شـده است.

گویا ماشین چاپی که چهل و پنجسال پیش بایران و اردو نصب شد هنوز کار میکند و این امر میرساند که مؤسسهٔ نوریانی برای دائر نگاهداشتن ایـن مـاشین تا چه حد مراقب و مـواظب اسـت.

اهمیت صنعت چاپ از نظر دوربین ارباب معرفت و اصحاب بصیرت پوشیده و پنهان نیست و آن را از صنایع اساسی و بنیادی بشمار می‌آورند و صنایع دیگر را به آن نیازمند و وابسته میدانند. ایـن صـنعت را از لحاظ اهمیت، بعد از خـوراک و پوشـاک و مسکن و حمل و نقل، یعنی در مرتبهٔ چهارم، از احتیاجات اولیهٔ بشر قرار داده‌اند.

در جهان امروزین صدها مجله فنی مخصوص صـنعت چـاپ منتشر مـی‌شود و صدها مؤسسات فنی و تعلیماتی و ازجمله هنرسراهای عالی چاپ دائر و بکار است.

در ایالات متحدهٔ آمریکا و اروپا، مدارسی برای دوره‌های آمـوزش چاپ و مراکزی برای تربیت مدیر چاپخانه وجود دارد. در آمریکا سالانه متجاوز از دوازده مـیلیارد دلار بـرای کـارهای چاپی بمصرف میرسد و این رقم شگرف نمایانگر اهمیت این صنعت است. چاپ، جزء ده صنعت مهم طبقه‌بندی شـده ‌ و از نـظر تعداد مؤسسات، در ردیف دوم از اهمیت و از نظر حد متوسط درآمد، در ردیف اول قرار دارد.

امروز، موضوع کـتب درسـی و شـمارهٔ روزافزون آن در ایران، یکی از مسائل مورد تأمل و قابل توجه است و از آن میتوان بمقام والای صنایع چاپ پی برد.

در ایـنجا، از فرصت استفاده میکند و این نکته مهم را خاطرنشان میسازد که چاپخانه های فعلی کـشور، از لحاظ کارگران ماهر و سـرمایهٔ مـالی، در وضعی ناخوش قرار دارد، وزارت کار و امور اجتماعی باید برنامهٔ تأسیس کلاس‌های کارآموزی صنعت چاپ را هرچه زودتر تنظیم کند و لباس عمل پوشاند. دولت نیز باید اعتبارات کافی برای توسعه و تکمیل وسائل و رفع نـواقص در اختیار متصدیان و صاحبان چاپخانه‌ها بگذارد تا این صنعت مهم بتواند همدوش و همعنان دیگر صنایع کشور پیش رود.

بسیار بجا خواهد بود که برای تأمین این منظورها یک بانک مخصوص کاغذ و چاپ تـأسیس شـود و دولت و مردم یعنی بخش عمومی و خصوصی سرمایهٔ آنرا تأمین کند و این بانک در راه نو و بزرگ کردن صنعت چاپ بکار افتد. اینک که تهیه و ساختن کاغذ در ایران براه افتاده بسیار لزوم دارد که وضع چـاپخانه‌ها هـم از لحاظ مهارت فنی و وسائل کار بهبود یابد.

بنیاد نیکوکاری نوریانی طبق فصل «امور صنعتی و هنری» اساسنامه مصوب، بنوبهٔ خود، حاضر و آمداه است که در این راه شرکتی مؤثر داشته باشد و در ایـن قـسمت هم وظیفه خود را انجام دهد.

ما در این زمینه و بخصوص فوائد و محسنات «بانک کاغذ و چاپ» باز سخن خواهیم گفت و موضوع را دنبال خواهیم کرد.


نوشته: دکـتر‌ نصره اللّه کاسمی

منبع: مجله گوهر , بهمن و اسفند ۱۳۵۵

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.