چگونه ایرانیان به جنبش ترجمه و بازنشر کتاب بعد از سلطه اعراب هویت ملی و شأن خود را حفظ کردند

0

عبد الرفیع حقیقت (رفیع)

از اواسط نیمهٔ اول قرن دوم هجری، یعتی از سال ۱۳۲ هجری پس از سقوط دولت امویان و تـشکیل دولت عباسی که به همت و پایمردی ایرانیان تأسیس گردید، چون سیاست دولت عباسیان نسبت بـه موالی و ملل غیر عـرب بـه‌ویژه ایرانیان تغییر کرد و نژاد ایرانی در همهٔ شئون خلافت و حکومت نفوذ و دخالت یافت طبعاً به سائقهٔ سابقه‌یی که ایرانیان در تمدن داشتند به ترویج علوم و فنون شروع کردند، حتی خلفای عباسی هم از ایـن حیث تحت تأثیر محیط ایرانی خود قرار گرفتند و بهمین سبب توجه به علوم و ترجمه و نقل کتابهای علمی از یونانی و پهلوی و سریانی و هندی شروع شد.

از میان خلفای عباسی نخستین کسی که به عـلوم تـوجه کرد ابو جعفر منصور دوانقی است. در همین ایام یکی از بزرگترین دانشمندان ایرانی که مهر وطن را به میزان غیرقابل وصفی در دل می‌پروراند بی‌آنکه از منصور فرمان و اقبالی یافته باشد، با شوق و شوری عـجیب بـه ترجمهٔ برخی از کتابهای منطق و ادب و تاریخ از پهلوی به عربی مبادرت کرد و وجود او به تنهائی مایهٔ تحولی عظیم در ادب و فرهنگ عرب گردید چون آشـنائی کـامل به تاریخ و آداب و زبان کشور باستانی خود داشت و زبان تازی را نیز تا سر حد کمال می‌دانست و از حکیم‌ترین و هوشیارترین مردم روزگار بود. او روزبه یا داد به پسر جشنش معروف به ابـن مـقفع اسـت که از مردم شهر جو (فـیروزآباد) فـارس بـود و پس از قبول اسلام بنام عبد اللّه بن مقفع نایده شد و ابو محمد را کنیهٔ خود قرار داد. پدرش مقفع پسر مبارک است. ابن خلکان در ذیـل تـرجمهٔ حـسین بن منصور حلاج گوید: «او عبد اللّه بن مقفع کـاتب مـشهور به بلاغت است.»

«صاحب رسائل بدیعه عبد اللّه از اهل فارس و در اول زرتشتی بود سپس بدست عیسی بن علی عموی سـفاح و مـنصور خـلفای عباسی مسلمانی گرفت و درخواص عیسی درآمد و کاتبی او کرد.» و هیثم بـن عدی گوید: «ابن المقفع نزد عیسی بن علی شد و گفت مسلمانی در دل من راه کرد و خواهم بدست تو مسلمانی گـرفتن. عـیسی گـفت اسلام آوردن تو فردا به محضر قواد و جوه مردمان سزاوارتر و چون عـشا بـگستردند ابن مقفع بر خوان هم به رسم مجوسان زمزمه گرفت و عیسی بدو گفت با نیت مـسلمانی نـیز زمـزمه آری…گفت آری نخواهم شبی را بی دین بروز کردن و بامداد بدست عیسی مـسلمان شـد و ابـن مقفع با همهٔ فضل مطعون به زندقه بود.»

تبلیغ: دوره آموزش الکترونیکی: پداگوژی، ابزارها و تولید محتوای آموزشی

بهرحال، ابن مقفع بخوبی می‌دانست کـه انـقراض یـک قوم به مغلوبیت سیاسی و نظامی آن نیست بلکه فنای آن مترادف بانیست شدن آداب ملی و تاریخ و اخـلاق و عـادات و یادگارهای باستانی آن است بنابراین از روی ذوق شخصی آنچه توانست از کتابهای ایران قدیم را که مـتضمن ایـن فـضایل بود از طریق نقل و ترجمه از زبان و خط پهلوی به عربی درآورد و از انقراض نجات داد و منظور از این کـار آن بـود که هم مسلمین غیر عرب را به حشمت و شوکت ایران قدیم آشنا کند و هـم ایـرانیان مـسلمان را به یاد جلال و درخشانی آداب و اجداد با فرو جاه خود بیندازد و دلایل وشواهدی بدست ایشان دهـد تـاکمیت هم وطنان او درمقابل عرب که به نسب خود و اخبار گذشتگان خود می‌بالیدند لنـگ نـماند. و نیز افکار و عقاید دینی و حکمتی و اخلاقی ایران عهد ساسانی که ابن المقفع خود تربیت شـده آنـها بـود باطبع ایرانیان نیز کمال سازش را داشت در میان ایرانیان دوباره ریشه بدواند و فـکر و تـدبیر ایشان را در میدان مبارزات فکری و مجادلات مذهبی تقویت نماید. ابن مقفع بقدری در این راه ملی فعالیت کرد کـه ابن؟؟؟ می‌نویسد، مـهدی خلیفه گفته است، «من هیچ کتاب زندقه بدست نیاوردم که اصل آن از ابـن مـقفع نباشد.» این اندیشمند بزرگ ایرانی سرانجام بـعلت عـشق زایـد الوصف خود به میهن، طبق دستور مـنصور دوانـقی، بدست سفیان بن یزدید بن المهلب بن ابی صفره والی بصره با وضع بـسیار فـجیع و ناراحت کننده‌ای به شهادت رسـید. بـدن این دانـشمند عـالیمقدار و کـم نظیر را که در مدت عمر کوتاه ولی پرارزش خـود یعنی ۳۶‌ سال با جوش و خروش وصف ناشدنی ارزنده‌ترین خدمت را به نهضت عـلمی و فـرهنگی ایرانیان کرد تکه تکه کردند و در آتـش شعله‌ور تنوری که بـرای هـمین کار آماده کرده بودند افـکندند. بـا بیان مطالب بالا بخوبی درخواهیم یافت که ایرانیان در دوران شوم تسلط تازیان بر ایـران بـعلت اعتقاد و دلبستگی عمیق به آئیـن کـهن خـود، هنگامی که امـکان فـعالیت سیاسی برای رهائی مـیهن از دسـت بیگانگان نبوده است، کوشش خود را در راه نهضت فکری که تأثیر آن بمراتب از نهضت سیاسی بیشتر اسـت کـار برده و سرانجام به توفیق سیاسی نـیز نـائل شده‌اند. و از طـریق دخـالت کـردن و راه یافتن در زبان و ادبیام قـوم غالب (اعراب) مأموریت خطیر خود را انجام دادند و تأثیری عمیق در آن بجا گذاردند که به تصدیق عـموم مـحققان غیرقابل انکار است.

مهم‌ترین نتیجهٔ ایـن کـار، تـرجمه و نـقل کـتب پهلوی به نـثر و نـظم عربی است که آداب و رسوم و سنن کهن ایرانی و هم چنین علوم و تجربیات خیره کنندهٔ ایرانیان مـربوط بـه دورانـ قبل از اسلام در انها مورد بحث قرار گـرفته اسـت. بـی‌تردید اگـر اعـتقاد و دلبـستگی ایرانیان به آئین کهن ملی و تدبیر دانشمندان متفکر و عاقبت‌اندیش ایرانی د رانتخاب این راه مهم فکر یعنی راه یافتن به زبان و ازبیات عرب ونقل ونشر اثار کهن ایرانی بـه آن زبان نبود با در نظر گرفتن تعصب عجیب تازیان برای از بین بردن کتایهائی که به قول آنان به مجوس وزنادقه مربوط بود هیچگونه آثار علمی و ادبی از دوران افتخارآمیز گذشته ایرانیان، مربوط بـه قـبل از تسلط تازیان بر ایران، بدست ما نمی‌رسید چنانکه عده بسیار کثیری از این کتابها بطور کلی از بین رفت و حتی نامی از آنها باقی نماند. درود بروان اینگونه اندیشمندان عاقبت بین که بـرای بـه ثمر رسیدن آرمان مقدس نهضت فکری ایرانی از هیچ‌گونه کوشش و فعالیت دریغ نکردند و سرانجام جان خود را بر سر این کار عظیم ملی گذاردند.

نـتیجه‌گیری کـلی

ایرانیان در مقابلهٔ با دشمنان خـود بـویژه اقوامی که برای مدتی محدود بر ایران غالب شده‌اند از طرق مختلف سیاسی و فکری مبارزه کردند و سرانجام ذات ملی خود را حفظ نموده و به استقلال سیاسی نـیز نـائل شده‌اند. در دوران تسلط تازیان بـر ایـران با اینکه آنان آئین بسیار ارزنده‌ای را با خود همراه آوردند مع الوصف ایرانیان برای رهائی از قید آنان با بر پا کردن نهضتهای مختلف دینی، ادبی، هنری، علمی، فلسفی و غیره به مـقابله شـتافتند و با توجه به سوابق درخشانی که در این باب داشتند موفقیت‌هائی چشمگیر یافتند. از جمله از اواسط قرن دوم تا اوایل قرن چهارم هجری که سلسله‌های ایرانی در اکناف ایران تأسیس شد و فشار و تسلط بـیگانه را بـرانداخت، چنین مـذهب مختلف در نقاط متعدد ایران توسط ایرانیان بوجود آمد که گاهی اساس آن متکی بر نفاق و تفرقه در میان مـسلمانان وافتراق عقیدهٔ ایرانیان با سایر مسلمین بود تا بدین وسیله ایـران از سـلطهٔ بـیگانه رها شود. شعوبیه و نیز باطنیان آن زمان جز ایرانیان نبودند و گاهی هم رجعت به سوی عقاید زرتشتی احـیای ‌ ایـران قدیم اساس نهضت را تشکیل می‌داد. در مدت صدو پنجاه سال نظیر نهضت‌های ابو مـسلم خـراسانی در اوایـل قرن دوم، بهافرید در همان زمان ظهور غالیان و سنباد در خراسان و جهیم بن صفوان درترند واسحق ترک در مـاوراء النهر و راوندیه در عراق و جمعیت (اسب نوبتی) و ظهور استاد ذسیس در هرات و تادغیس در سیستان و نـهضت مقنع و سپید جامگان در مـاوراء النـهر در سال ۱۵۹ هجری و ظهور بابک خرم دین و اصحاب او به اسم (سرخ علم) در سال ۲۰۱ هجری و همچنین مازیار طبرستانی و افشین اسروشنی و ظهور عبد اللّه بن کران در خراسان و تأسیس مذهب کرامیه در اوایل قرن سوم و نهصت قـرمطیان در خوزستان و بحرین در همان زمان و اصحاب صاحب الزنج در سال ۲۵۵ هجری در همان نواحی وزیدی شدن تمام مردم طبرستان در سال ۲۵۱ هجری و آغاز کارفرقه‌ای از صوفیه به توسط صوفیان متفکر ایرانی از جمله حسین بن منصور حـلاج در اواخـر قرن سوم هجری و نهضتهای مشابه دیگر، همه برای آن بوده است که ایرانیان می‌کوشیده‌اند تا از فشار حکومت عرب خود را رها کنند و به حکومت مستقل ملی سیاسی و فکری خود مانند گذشته ادامـه دهـند و بهمین جهت مدت نزدیک به سیصد سال در میان ایرانیان مغلوب و تازیان غالب در سراسر ایران کشمکش دائمی در میان بود و سرانجام ایرانیان مأموریت خطیر ملی خود را انجام دادند و تأثیر عمیق خـود را در کـلیهٔ امور تمدن، باصطلاح اسلامی، باقی گذاردند. از لحاظ تأثیر فکری نیز پس از قرنها تلاش و کوشش پی گیر مذهب و آئینی که مورد توجه و حمایت عموم مردم ایران است در این سرزمین متداول گردید کـه در حـقیقت نـتیجهٔ تلفیقی عمیق و دقیق و قبل تـقدیس از مـذهب اسـلام و آئین و عقاید دیرین ایرانیان است که با درنظر گرفتن حقانیت علی بن ابیطالب (ع) و فرزندان حق گو و حق جو و پرهیزگارش در اسلام و اعـتقادات کـهن و قـبل توجه و قبول عمومی ایرانیان پایه گذاری شده اسـت. دلایـل غیرقابل انکار این تلفیق ارزندهٔ ملی و دینی بسیار است و مظاهر آشکار و روشن آنرا می‌توان در آداب و رسوم متداول اکثریت مردم ایـران کـه هـمان شیعیان باشند مشاهده کرد. از جمله اعتقاد به آخرین منجی کـه در مقررات آئین زرتشت نیز هست و مطابقت داشتن جزئیات مقدمات ظهور منجی مورد بحث که درکتابهای اخبار شیعیان آمـده اسـت. دیگر؟؟؟ ایزدی کـه برای ائمه دوازه گانه‌در نظر گرفته شده و نوشته‌اند که در بالای سـر آنـان نوریزدانی بچشم می‌خورد، چنانکه در تصاویر خیالی که برای امامان در نظر گرفته شده این نور را بطور خـیلی واضـح تـجسم داده و می‌نمایند. همچنین برقراری مقررات شمع افروزی در زیارتگاههای متعدد تحت عناوین دخـیل گـاه و نـذرگاه و معجزگاه و مقابر متبرکه که به تعداد بسیار در تمام نقاط ایران حتی در کوچکترین دهکده‌ها وجـود دارد وایـن شـمع افروزی جزو اعتقادت غیرقابل تغییر ایمانی عموم ایرانیان است. دیگر مظاهر تلفیق و تألیف مـذهبی مـورد بحث، اعتقادات مختلف در فروع دین و معاد است مثلاً آمدن سه تن از فرشتگان بـر بـالین مـردگان در شب اول مرگ و تلاش در مطابقت دادن روز تعیین یا جلوس حضرت علی (ع) امام اول شیعیان به خلافت بـا اول فـروردین و همچنین صلوات فرستادن ایرانیان در موقع روشن شدن شمع یا چراغ در محوطهٔ تاریک و قـسم خـوردن آنـان به آتش و تنور گرم و گذاردن قرآن و آئینه و بخصوص شمعدان و آب و سبزه بر سر سفره و خنچه عـقد و ازدواج و بـرگزاری اعیاد مختلف ایرانی مانند نوروز، مهرگان، سده، چهارشنبه‌سوری و غیره که همهٔ آنـها نـشانهٔ بـسیار بارز و ارزنده‌ای از اعتقاد و دلبستگی عمیق و غیر نابل تغییر ایرانیان به آئین کهن ملی خود می‌باشد کـه پسـ از گذشت قرنها در اثر توجه و شدیدنژاد سرافراز ایرانی محفوظ و پایدار مانده است.


منبع: مجله گوهر , مرداد ۱۳۵۵

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.