تعریف افسردگی – افسردگی چه علایمی دارد؟

تعریف افسردگی

افسردگی یک بیماری جسمی و روحی است. اکثر افراد هر دو علایم جسمی و روحی را دارند اما ماهیت دقیق این علایم از فردی به فرد دیگر متفاوت است. افراد کم و بیش علایم واضح بیماری را نشان می دهند.

بعضی از افراد هیچ علائمی از افسردگی را ندارند اما رفتار آنها غیرعادی است. مثلا خانمی به مطب من مراجعه کرد که قبلا یک آدم مطیع قانون بود؛ اما، پس از ابتلا به افسردگی شروع به دزدی از مغازه ها می کرد.

علائم روانی افسردگی

به رغم استفاده از نام افسردگی، همه افراد مبتلا به این بیماری افسرده و نومید نیستند. بعضی مضطرب هستند؛ بعضی می گویند که از لحاظ عاطفی بی تفاوت شده اند؛ و برخی هم تغییراتی در حالات خلقی خود ندارند، اما با مشاهده علائم جسمی بدون دلیل و یا تغییرات رفتاری به دکتر مراجعه می کنند. علائم روانشناختی شایع به شرح زیر می باشند.

حالت گرفتگی و نومیدی


خرید کتاب از نزدیک‌ترین کتاب فروشی شهر

در بیماری افسردگی، حالت گرفتگی و نومیدی بسیار شدیدتر از زمانی است که فرد هنگام یأس و بی حوصلگی احساس می کند. در این بیماری، فرد دچار احساس اندوه مداوم، پوچی و ترس و کمبود می شود. چنانکه گویی ابری بر زندگی آنها سایه افکنده است و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی آنها تأثیر گذاشته است. در افسردگی متوسط یا شدید، حالت افسردگی و یأس اغلب در هنگام صبح در بدترین وضعیت است و بتدریج در طول روز بهبود می یابد گرچه هیچگاه از بین نمی رود. به این وضعیت تغییرات روزانه گفته می شود. حالت افسردگی و یأس لذت بردن از زندگی را ناممکن می سازد و فرد حتی از سرگرمی های خود نیز لذت نمی برد. هیچ چیز برای او شادی آور نیست. پزشکان به این علائم آنهدونیا (ناتوانی در دستیابی به لذتها) می گویند.

در بعضی از موارد خفیف بیماری، حالت افسردگی و یأس هنگام شب بدتر از صبح است که در این صورت ممکن است فرد روز نسبتا خوبی را داشته باشد. به هر حال روزهای بد این افراد بیش از روزهای خوب آنها است. در افسردگی خفیف، فرد شاید از مصاحبت با دیگران لذت ببرد. هرچند بدون هیچ دلیلی، خیلی زود این حالت شادی از بین می رود. شخص در اثر افسردگی و نومیدی اغلب با کمترین ناراحتی و یا حتی بدون هیچ گونه ناراحتی تمایل به گریه دارد.

علائم افسردگی

علائم روانی افسردگی، شامل حالت اندوه یا اضطراب و نیز کژپنداری می باشد، در حالی که علائم جسمی ممکن است شامل بی خوابی و کاهش وزن باشد.

علائم روانی

• افسردگی و ناامیدی

• بی علاقه بودن نسبت به چیزهایی که قبلا به آن علاقه داشته اند.

• اضطراب

• بی تفاوتی عاطفی

• تفکرات افسرده کننده

• مشکلات مربوط به حافظه و تمرکز حواس

• کژپنداری

التدخل

• تحریک به خودکشی

علائم جسمی

• بدخوابی – به سختی به خواب می روند، زودتر از موقع بیدار می شوند یا زیاد می خوابند.

• کم تحرکی روحی و جسمی

• افزایش یا کاهش اشتها

• افزایش یا کاهش

وزن

بی میلی جنسی

و خستگی

• یبوست

• نامنظم شدن عادت ماهیانه

• حالت اضطراب

هنگام احساس خطر، هورمونی به نام آدرنالین آزاد می شود و جریان خون به ماهیچه ها و مغز افزایش می یابد تا فرد بتواند به طور سریع تصمیم گیری نماید؛ و در صورت لزوم فرار کند. شخص سالم، عصبانی و هیجان زده می شود؛ اما اگر اتفاقی نیفتد، این حالت پس از چند

دقیقه از بین می رود. در فرد مبتلا به افسردگی، حس نگرانی و اضطراب ممکن است ماهها ادامه یابد. بعضی از اشخاص به دلیل ترس از اتفاقات احتمالی، با اضطراب و نگرانی شدید از خواب بیدار می شوند. اضطراب ممکن است بیشتر از افسردگی و یأس دیده شود و بارزترین علامت بیماری افسردگی همان اضطراب است. انسان مضطرب ممکن است به زودرنجی و خشونت بیش از حد خود پی ببرد؛ که این حالت آشکارا زندگی را هم برای خود او و هم برای کسانی که با او زندگی می کنند، دشوار خواهد کرد.

• حالت بی تفاوتی

بعضی از اشخاصی که به افسردگی حاد مبتلا هستند، اظهار می دارند که عواطف خود را به کلی از دست داده اند و این حالت یکی از ناراحت کننده ترین علائم افسردگی است. فرد احساسی ندارد، نمی تواند گریه کند و حس می کند اشکی برایش نمانده است. ممکن است خود را جزئی از جهان نداند زیرا فکر می کند هیچ احساسی ندارد. حتی ممکن است از اشخاصی که بسیار به او نزدیک هستند مانند همسر، خانواده و بچه ها، دوری کند و هیچ احساسی نسبت به آنها نداشته باشد.

و تفکرات افسرده کننده

طرز تفکر شخص دراثر ابتلا به افسردگی تغییر می کند. با دیدگاهی متفاوت به جهان می نگرد. به هر چیز با دید منفی نگاه می کند. این طرز فکر مخرب باعث تشدید افسردگی می شود.

اغلب اوقات شخص افسرده خودش را به خاطر پیشامدهای ناگوار سرزنش می کند. در حالی که خود را به خاطر کارهای خوب خود تحسین نمی کند. کارهای مفیدی که در طول زندگی انجام داده است، به فراموشی می سپرد، در حالی که کارهای بد به طور زنده در خاطر او می ماند و بیش از حد در مورد آنها اغراق می کند.

شاید خود شخص نیز متوجه شود که بر جزئیات ناخوشایند منفی تکیه می کند و از موفقیت بزرگ چشم پوشی می کند. مثال بسیار خوب،

کسی است که امتحان را با امتیاز ۹۹٪ و با موفقیت گذرانده است اما از نتایج خوب چشم پوشی و بر آن یک درصد اشتباه خود تکیه می کند.

همچنین فرد ممکن است به طور سریع نتیجه گیری منفی داشته باشد و از هر پیشامد ساده یک نتیجه کلی بگیرد. به عنوان نمونه، خانمی که قبلا معالجه کردم، فکر می کرد چون در خیابان مردی از کنار او گذشته و نگاهی خنده دار به او کرده است پس زنی زشت است و همه از او متنفرند.

این نوع الگوی تفکر منفی باعث تضعیف فرد می شود. باعث اضطراب، عدم اعتماد به نفس و احساس بی فایدگی می شود و دنیای او مملو از تفکرات دلتنگ کننده، اضطراب و حس اینکه توانایی او کافی نیست، خواهد شد. پس، شخص افسرده تر و مضطرب تر می گردد، و در نتیجه دوری باطل، پایه گذاری می شود.

• یک شرح حال: تفکر منفی

«کری» یک منشی است. رئیس او برای رسیدن به قطار دیرش شده است در مسیر رفتن به «کری» می گوید: «این گزارش را به طور کامل تایپ کن، من مواردی را در آن تصحیح کرده ام». کری دچار افسردگی است به همین دلیل فکر می کند که در کارش موفق نبوده است. او معتقد است چون کارش را بد انجام داده است، گزارش را باید تصحیح کنند.

پس از آن، کری افسرده تر نیز می شود زیرا این انتظار غیر منطقی را دارد که اگر قرار باشد از زندگی لذت ببرد، باید کارش عالی باشد.

در واقع او در کار خود موفق است ولی خودش این موضوع را قبول ندارد. کری بر اشتباهات جزئی خود بیشتر از کارهای بزرگ مفید انگشت می گذارد و این حقیقت را فراموش کرده که اگر رئیس شرکت حقوق او را افزایش داده است، به این دلیل بوده که برای او ارزش بسیار زیادی قائل است. همچنین این موضوع را فراموش کرده که رئیس او شخصی است که بر شک و تردید کردن در کارهایش معروف

است و مدام گزارش هایی را که «کری» برایش نوشته است تغییر می دهد. «کری» توجه خود را بر جزئیات منفی متمرکز می کند و تنها از یک اتفاق، نتیجه کلی و غیرواقعی می گیرد و این کار بر افسردگی وی می افزاید.

هنگام تایپ گزارش، فکر دیگری به ذهن «کری» خطور می کند؛ آیا ممکن است دلیل دیر رسیدن رئیس او این باشد که مجبور شده است کار ناقص او را تصحیح کند؟ و اگر کار شرکت انجام نشود همه تقصیرها با من است! «کری» خود را برای کارهایی که مقصر آن نیست، سرزنش می کند و همین موضوع افسردگی او را دامن می زند.

عوامل تفکر افسرده کننده

تفکر افسرده کننده باعث می شود که انسان جهان را با دیدی منفی بنگرد. سه عامل سازنده تفکر افسرده کننده عبارت است از

افکار منفی، مانند اینکه «من در کارم موفق نیستم».

انتظارات زیاد و غیر منطقی از خود، مانند من زمانی خوشبخت هستم که همه مرا دوست بدارند و مرا در شغلم موفق بدانند.

افکار غلط مانند.

الف) نتیجه گیری سریع و کلی

ب) توجه به جزئیات منفی در یک موفقیت و چشم پوشی از موارد مثبت

پ) اعتقاد بر اینکه مقصر هر کار غلط خود شخص است.

د) نتیجه گیری منفی

مشکلات تمرکز حواس و حافظه

اگر نگرانی ها و افکار ناراحت کننده ذهن شخص را اشغال کند، تفکر در مورد مسائل دیگر مشکل می شود. فرد متوجه بروز مشکل در تمرکز حواس می شود و این موضوع مشکلاتی را به همراه دارد؛ زیرا برای به یاد آوردن هر چیزی باید تمرکز حواس داشته باشد. تعجبی ندارد، اگر تمرکز حواس ضعیف و مشکلات حافظه با هم بروز کنند. |

مشکلات مربوط به حافظه منجر به دودلی و بی توجهی نیز می شود و شخص ممکن است گیج و وامانده شود. این علائم ممکن است آنقدر شدید باشند که با «دمانس (زوال عقل به علت بیماری مغزی) اشتباه شوند.

توهم و کژپنداری

اگر فرد به افسردگی شدید مبتلا باشد، ممکن است تفکر او نیز دچار اختلال بسیار شدید شود. به طوری که قدرت درک واقعیت از او سلب

شود. او بازیچه ذهنیت ها و تفکرات اشتباه خود می شود و ممکن است از آن بترسد که مبادا به دیوانگی مبتلا شده است. در حالی که دیوانه نشده بلکه به افسردگی دچار گشته است و با معالجه بهبود خواهد یافت. کژپنداری ممکن است در افسردگی شدید ایجاد شود، اما خدا را شکر این پیشامد بسیار نادر است.

کژپنداری، طرز فکر باطل است که فرد مبتلا به کژپنداری بر آن قاطعانه اصرار می ورزد. هنگام ابتلا به افسردگی، توهمات، افسردگی شخص را منعکس ساخته و مانند همان مشکلی که برای جیمز پیش آمد و چند وقت پیش او را معالجه کردم، حالت افسردگی را تشدید می کنند. جیمز معتقد بود که باید خود را به پلیس تحویل دهد، چرا که ۵ سال پیش اشتباها قبل از پرداخت پول اجناس خود، فروشگاه را ترک کرده بود. همچنین فکر می کرد که پلیس به دنبال اوست و راه خلاصی وجود ندارد. در اصل معتقد بود که باعث شرمندگی

خانواده اش شده است و فردی بی فایده است. مشکل می شد، او را وادار کرد بپذیرد که دشمن شماره یک اجتماع نیست و هر کسی ممکن

است اشتباه کند و هیچ کسی از اشتباه او ناراحت نمی شود.

بقیه مراجعه کنندگان هم اغلب اعتقاد داشتند که شرورترین افراد دنیا هستند و به این دلیل که اشخاص بدی هستند مردم می خواهند از شر آنها خلاص شوند.

بعضی افراد معتقدند هیچ پولی ندارند، بعضی دیگر هم معتقدند که در حال زوال و نابودی هستند و یا مرده اند. به همان مقدار که نظرات متفاوتی در ذهن بشر وجود دارد، به همان اندازه هم انواع بسیار متفاوتی از کژپنداری ها وجود دارند، اما همه آنها افسردگی و افکار افسرده کننده را منعکس می کنند.

در حالی که کژ پنداری به تفکرات غلط گفته می شود، توهم در اثر درک مسائل غیر واقعی و معمولا صداهای غیرواقعی به وجود می آید. مثلا بعضی از افراد مبتلا به افسردگی شدید، با وجودی که کسی در اطراف آنها وجود ندارد، باز صداهایی را می شنوند. به نظر می آید که این صداها، صدای اشخاصی است که با وی صحبت می کنند و به طرز وحشتناکی واقعی به نظر می رسند. صداها ممکن است آنها را مورد انتقاد قرار داده و به ایشان بگویند که انسان هایی غیر مفید و بد هستند. این صداها باعث تشدید افسردگی می شوند. بعضی اشخاص نیز بوهایی را

استشمام می کنند یا چیزهایی به نظر آنها می آید که واقعا وجود ندارد. در عین حال این موارد نادر تر هستند.

تحریک به خودکشی

زمانی که شخصی عمیقا دچار افسردگی است، گذشته اش را ناگوار و پر از اشتباه می بیند و زمان حال برایش هولناک جلوه می کند و از آینده می هراسد. بعضی اشخاص به این نتیجه می رسند که زنده بودن آنها ارزشی ندارد، طوری که همه افراد بدون آنها بهتر زندگی خواهند کرد و باید به زندگی خود پایان دهند.

واقعا خودکشی نمی کنند، اما شب به آن امید بسیاری از افراد افسرده به طوری گذرا به فکر خودکشی می افتند. بسیاری از اشخاص می خوابند که صبح روز بعد از خوب بیدار نشوند.

بسیاری از اشخاص به دلیل اعتقاد مذهبی یا به دلیل تأثیر خودکشی بر خانواده هایشان و یا شاید به خاطر آنکه کاری سخت و ناگهانی است، نمی توانند تصمیم به خودکشی بگیرند. بعضی نیز به این نتیجه رسیده اند که دلیل خودکشی نکردن آنها، ترسو بودنشان است و همین موضوع آنها را حتى خجل تر و افسرده تر می سازد.

اگر به فکر خودکشی افتاده اید، پس در معرض خطر انجام آن هستید و باید فورا به فکر چاره باشید. به پزشک خانوادگی خود مراجعه کنید، به اورژانس مراجعه کنید و یا با مشاور روان شناس تماس بگیرید. افسردگی قابل درمان است.

علائم جسمی افسردگی

افسردگی ممکن است باعث بروز بعضی از علائم جسمی شود. آن دسته از افراد مبتلا اغلب به این نتیجه می رسند که به بیماری جسمی دچار شده اند زیرا بسیار کسل و خسته و بی رنگ و رو هستند و از درد جسمی رنج می برند.

بدخوابی

بدخوابی از علائم رایج افسردگی است و گاهی خستگی ایجاد شده را به آن ربط می دهند. فردی که از افسردگی متوسط و یا شدید رنج می برد، ممکن است ساعت ها زودتر از وقت معمول از خواب برخیزد و دیگر به خواب نرود. همه افراد افسرده ممکن است متوجه شده باشند که دلیل بدخوابی آنها، نگرانی است و ممکن است در نیمه های شب چندین بار از خواب بیدار شوند.

نگرانی ها و افکار ناخوشایندی که به همراه افسردگی می آیند، اغلب باعث بیدار شدن زودتر از موقع شخص هنگام صبح میشود.

کاهش فعالیت جسمی و ذهنی

شخص افسرده ممکن است مانند ماشینی رو به توقف باشد. همیشه خسته است. هر کاری برایش سخت است، به گونه ای که همه کارها به کندی پیش می روند. گفتار شخص کند و بدون زیر و بم می شود و حتی ممکن است به آهستگی راه برود. پزشکان این حالت را کندی اثر حرکتی مغز (Psychomotor Retardation) می نامند. گاهی عملکرد اندامها کند یا متوقف می شود. شخص ممکن است متوجه خشکی دهان گردد یا دچار یبوست شود. قاعدگی در بعضی زنان متوقف می شود و یا ممکن است قاعدگی آنها نامنظم شود.

بی اشتهایی

وقتی شخصی به افسردگی دچار می شود، ممکن است وزن او به اندازه قابل توجهی کاهش یابد. به نظر می رسد که غذاها اشتهای او را تحریک نمی کنند و بی مزه هستند و حتی فرد احساس گرسنگی نمی کند. بعضی از افراد مبتلا به افسردگی شدید به طور کامل از خوردن و آشامیدن دست می کشند که این مورد نادر است.

علائم جسمی معکوس

بعضی از اشخاص، به جای دارا بودن علائم جسمی چون کم خوابی، بی اشتهایی و کاهش وزن، علائم جسمی معکوس را بروز می دهند یعنی زیاد می خوابند، اشتهای زیادی دارند و اضافه وزن پیدا می کنند. اگر افسرده و ناراحت هستید و این علائم را در خود می بینید، باید به دکتر مراجعه کنید.

سایر علائم جسمی

در افسردگی ممکن است علایمی شبیه بیماری های دیگر دیده شود. احساس درد و فشار از علائم رایج این بیماری است که اغلب پیشانی، صورت، کمر، قفسه سینه و شکم را در برمی گیرد. اشخاصی که مکرر به بیمارستان و بخش اورژانس مراجعه می کنند و از درد قفسه سینه شکایت دارند، نگران هستند که مبادا قلبشان دچار مشکل شده باشد. این افراد فقط دچار افسردگی هستند. درد واقعی است اما در اثر افسردگی ایجاد شده است و قلب آنها هم هیچ مشکلی ندارد.

مشکلات جنسی

بسیاری از اشخاص مبتلا به افسردگی روابط جنسی را کنار می گذارند که دلایل زیادی هم برای این کار وجود دارد. بعضی افراد وقتی که از نظر عاطفی بی تفاوت می شوند، نمی توانند از لحاظ جسمی روابط محبت آمیز و عاشقانه داشته باشند. بعضی نیز آنقدر نسبت به خودشان دیدگاه منفی دارند که نمی توانند آرامش اعصاب داشته باشند. این مشکلات روانی ممکن است منجر به مشکلات جسمی شود. مردان ممکن است متوجه شوند که در نعوظ دچار ناتوانی شده اند و زنان متوجه می شوند که دچار خشکی مهبل شده اند به طوری که مقاربت برایشان دردناک می شود. بسیاری از افراد افسرده نسبت به جنس مخالف احساسی ندارند و نمی توانند دلیل آن را ذکر کنند.

افسردگی پنهان

همه افراد مبتلا به افسردگی احساس ناراحتی و اندوه ندارند. بعضی افراد احساس افسردگی ندارند، اما با علائم جسمی چون درد، دردسر یا خستگی به پزشک مراجعه می کنند که اینها علائمی از افسردگی است. معاینات و بررسی ظاهری دلیل جسمی را برای بیماری آنها نشان نمی دهد و تنها درمان آن داروی ضدافسردگی است. شاید آنها بازیچه ذهن ناخودآگاه خود شده اند؛ پس، سبب ذهن خود آگاه شان از پذیرش حس افسردگی باز می ماند.

دلیل بروز علائم جسمی

افسردگی ممکن است در اثر کمبود مواد شیمیایی خاصی در مغز ایجاد شود. برای درک علت چنین وضعیتی باید مطالبی را درباره نحوه عملکرد مغز بدانیم. مغز از بیلیونها سلول عصبی ساخته شده است. مغز قادر است به صدها سلول عصبی فرمان دهد تا عملی را انجام دهند و حتی در مورد انجام کاری فکر کنند.

برای آنکه سلول ها با هم انجام وظیفه کنند، باید با یکدیگر در ارتباط باشند و این کارها را از طریق آزاد کردن مواد شیمیایی به نام ناقل های عصبی انجام می دهند.

بین انتهای یک سلول عصبی و انتهای سلول عصبی مجاور، فضای کوچکی به نام سیناپس وجود دارد. اولین سلول با آزاد ساختن ماده شیمیایی به نام ناقل عصبی در محل سیناپس با سلول مجاور ارتباط برقرار می کند. این ناقلها عصبی به سلول های مجاور متصل می شوند و در نتیجه پیام عبور می کند.

مطالعات نشان داده است که در افراد مبتلا به افسردگی مقدار سه ناقل عصبی مهم به نام «دوپامین»، «سروتونین» و نورآدرنالین با کمبود مواجه است. سطح این مواد در سیناپس کاهش می یابد و این امر باعث می شود که ارتباط مغز و انتقال پیام دچار اختلال شود و سبب بروز علائم افسردگی شود.

دلیل کاهش سطح این مواد شیمیایی ناشناخته است. دانشمندان نمی دانند که کاهش سطح این مواد باعث افسردگی می شود و یا افسردگی باعث کاهش این مواد می شود. شاید پایین آمدن سطح ناقل های شیمیایی در اثر فشارهای روانی به وجود آید و بعد افسردگی ایجاد شود. داروهای ضدافسردگی باعث افزایش سطح این مواد در بدن می شوند.

نقش هورمونها

هورمون ها ممکن است در ایجاد علائم افسردگی نقش مهمی داشته باشند. می دانیم که آدرنالین باعث بروز نگرانی می شود و نقش

هورمون های زنانه در ایجاد افسردگی به تفصیل در صفحات آینده آورده شده است. هورمون کورتیزول، هورمون دیگری است که ممکن است در ایجاد افسردگی مؤثر باشد.

هورمون کورتیزول در واکنش فرد نسبت به فشارهای روحی و روانی نقش مهمی دارد. کورتیزول اعمال متعددی را در تمام بخش های متابولیسم بدن به عهده دارد. به همین دلیل است که فرد در یک موقعیت اورژانسی برای هر نوع واکنش آماده است. این هورمون واکنش ایمنی بدن، عملکرد کلیه ها و سطح چربی و قند خون را تغییر می دهد. در افراد مبتلا به افسردگی، آزادسازی این هورمون که از طریق غده هیپوفیز در مغز کنترل می شود، مطابق با روال معمول خود انجام نمی شود. در افراد سالم، هنگام صبح کورتیزول به مقدار بسیار زیاد و در طول روز به مقدار کم آزاد می شود. در حالی که در بعضی از افراد افسرده میزان آزاد شدن این هورمون در تمام روز یکسان است. هیچ کس نمی داند که آیا این وضعیت باعث ایجاد افسردگی می شود و یا افسردگی دلیل بروز آن است، اما به طور مسلم کورتیزول بر سطح ناقل های شیمیایی مغز اثر می گذارد.

تغییر سطح هورمون کورتیزول به عنوان نوعی تست افسردگی مورد استفاده قرار می گیرد اما آنچنان دقیق نیست و از هر ۱۰ نفر در ۳ نفر درست عمل می کند. این آزمایش برای افراد مبتلا به افسردگی شدید که از علائم جسمی نیز رنج می برند، مؤثر است.

نکات مهم

  • افسردگی علاوه بر علائم روحی دارای علائم جسمی نیز می باشد.
  • علائم افسردگی از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
  • برای همه اشخاصی که به فکر خودکشی می افتند، خطر انجام خودکشی وجود دارد و باید فورا از دیگران کمک بخواهند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.