تحلیل: هریسون فورد در نقش ایندیانا جونز

ماجراجویی به چه معناست؟ بی پروایی، دل به دریا زدن، به مخاطره افکندن خود و… اینها اولین تعریف‌ها و مترادف هایی هستند که بهشان برمیخوریم و البته هیچکدام هم معادل دقیقی نیستند. شاید بهتر باشد بگوییم که ماجراجویی یعنی تلاش برای لذت بردن از تجربه ای غیرمعمول در تضاد با زندگی امن و قابل پیش بینی.

حالا ماجراجویی را در دنیای سرگرمی ( که خودش ماجراجویی کنترل شده ای است که تجربه ای فراتر از زندگی معمول را برای انسان رقم میزند) دنبال کنیم. معروف ترین ماجراجوهایی که می‌شناسید چه کسانی هستند؟ خیلی ها میگویند تن تن. خبرنگاری که به گوشه و کنار دنیا سفر می‌کند و تجربه‌های غریبی را از سر می گذارد. تن تن هم در قالب ماجراجویی و به زبان ساده سعی دارد تا تصویری واقعی از جهان معاصرش ترسیم کند. عده ای هم شاید به یاد دکتر هو بیافتند. موجودی که با سفر کردن در زمان و مکان، سعی دارد تا جلوی کسالت بار شدن عمر تقریبا جاویدان اش را بگیرد. البته جنبه پررنگ تخیل و فانتزی داستانهای دکتر را هم باید در نظر داشته باشیم.

اما تمام اهالی پروپا قرص سینما وقتی که صحبت از ماجراجویی محض باشد، فقط و فقط به یک گزینه فکر می کنند: دکتر ایندیانا جونز، مردی که حتی در سخت ترین شرایط نمی تواند نگران پیدا کردن کلاه‌اش نباشد؟ استاد دانشگاه بودن آن هم در رشته ی باستان شناسی ظاهرا باید شغل خسته کننده ای باشد. اما به لطف جادوی سینما، ایندیانا جونز یکی از محبوب ترین شخصیت های خیالی دنیای ماست.

شخصیتی که از نظر ظاهری جذابیت ویژه ای ندارد. از نظر هوش یا قوای جسمانی هم در حدی نیست که قهرمان پسربچه ها باشد. به جنون موفقیت هم دچار نشده که در راه رسیدن به گنج، همه را قربانی کند. قضیه ساده تر از این حرف ها است.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

ایندی (اکثر طرفداران ایندیانا جونز این لفظ را به کار می برند) سرش درد میکند برای ماجراجویی و شغلی که انتخاب کرده، شکارچی گنج‌های باستانی، در دنیای خودش سرگرم کننده ترین گزینه ی ممکن و راهی است برای سرک کشیدن به رمز و رازهای فراموش شده در تاریخ و پدیده هایی که کسی وجودش را باور نمی کند. البته با چاشنی‌هایی چون صخره‌نوردی، دره نوردی، سروکله زدن با موجودات خطرناک و فعالیت‌های دیگری که با ترشح آدرنالین رابطه ی مستقیم دارند.

به غیر از ماجراجویی محض، انگیزه ی دیگری را نمی شود برای ایندی متصور شد. سفرهایش معمولا در گروی عشق و عاطفه نیست (همان قدر که برای نجات شخصیت های مونث تلاش می کند، در فرار کردن از دست آنها هم ید طولایی دارد!)، به ساختن کاخ و قصر برای خودش فکر نمی‌کند و به دنبال پرده برداشتن از حقیقت های مدفون هم نمی گردد. اتفاقا بامزه است که رقبایش (نازیها و کمونیستها) کشف گنج موردنظر را راهی می دانند برای رسیدن به قدرت و آگاهی بی پایان، لذا سرشان به باد می رود. ایندی به آنچه که در پشت دیوارهای معبد و مقبره پنهان شده بی حرمتی نمی کند و می داند که بهتر است تا از خیلی چیزها سر درنیاورد! به همین دلیل برخلاف ایکاروس بالهایش نمی سوزد. برای ایندی پرواز کردن در عین حفظ فاصله مشخص با خورشید جذاب تر است.

میل به ماجراجویی در شخصیت ایندیانا جونز (که معمولا به دستاورد ویژه ای برای اش منجر نمیشود) را باید با بازیگوشی کودکانه مقایسه کرد. در ماجراجویی مقصد مهم نیست، لذت واقعی در طی کردن مسیر و عبور از موانع آن است. کسی وسایل شهر بازی را برای رسیدن به نقطه ای خاص سوار نمی شود.

ایندیانا جونز - هریسون فورد

ایندی هم دور دنیا را میگردد تا بازی را سریعتر از رقبای اش تمام کند و اجازه ندهد که آنها با سوءاستفاده از گنجهای باستانی، قاعده بازی را به هم بزنند. در ادبیات کلاسیک هم ماجراجویی جزو جدایی ناپذیری از قصه گویی است. اما داستان اسطوره هایی چون اودیسه، زیگفرید و بیوولف بر مبنای کهن الگوی سفر قهرمان شکل می گیرد؛ قهرمان در راه پرخطری گام میگذارد تا به گنجی ناممکن دست پیدا کند. سختی و شگفتی های راه بهانه ای می شوند تا قهرمان به درکی تازه از خود و جهان پیرامون اش نائل آید. در نمونه های متاخری چون سفرهای گالیور و پینوکیو هم شگفتی های سفر حکم استعاره از خلقت و پدیده های انسانی را دارد.

در مورد ایندیانا جونز همین سفرهای دور و دراز و پر از شگفتی تبدیل شده به اصل ماجرا و از این نظر تاحدودی با سندباد بحری قابل مقایسه است. در دنیای واقعی هم از این دست ماجراجوها کم نداشته ایم. مثلا خیلی از دانسته های امروزی ما درباره ی تمدن مصر باستان، حاصل ماجراجویی های جیووانی باتیستا بلزونی، نمایشگر سابق سیرک در بیابانهای جیزه قرن هجدهم است.

ایندیانا جونز محصول مشترک فانتزی های دو فیلمساز ماجراجو (استیون اسپیلبرگ و جورج لوکاس) است که انگار با این سری فیلم ها، بیش از هر چیز سعی داشته اند تا زمینه ی سرگرمی و تفرج کودک درون خود را فراهم کنند. برای خیلی از منتقدان و سینمادوستان، به ویژه در کشور ما که جریان نقد معمولا در برابر سرگرمی سازی موضع مشخصی دارد، حضور همیشگی ایندیانا جونز در فهرست های معروف شامل شخصیت های ماندگار تاریخ سینما، کمی غیرمنطقی به نظر می رسد. به هر حال ایندیانا جونز در دنیای مدرن به شمایلی یکه تبدیل شده، نمونه ای عینی از میل فطری ماجراجویی که مقلدان و بدل های بیشماری دارد. حتی در دنیای واقعی هم خیلی ها مسیر زندگی خود را با الهام از ایندیانا جونز در نقاط دوردست و پرخطر دنبال می کنند.

در این میان هریسون فورد نقش غیرقابل انکاری دارد. اگر سری فیلم های ایندیانا جونز و جنگهای ستاره ای را کنار بگذاریم، در دیگر نقش آفرینی های شاخص او کمتر ردپایی از شوخ طبعی به چشم می خورد. می‌شود به چند شگرد اصلی در بازیگری فورد اشاره کرد؛ نمایش شیرین و بامزه شخصیت های تلخ و بداخلاق، پوزخندهای یک وری برای نمایش تمسخر و بی حوصلگی و نشان دادن واکنش های تماشایی به عناصر صحنه باز هم در عین خونسردی. مامور امنیتی جدی و سخت کوش تریلرهای دهه نودی، در دنیای ایندیانا جونز فرصت داشته تا نقش کسی را بازی کند که از کارهای دیوانه وارش لذت می برد. مهاجمان صندوقچه گمشده را به یاد بیاورید، جایی که ایندی به جای شمشیر بازی ترجیح می دهد تا اسلحه اش را بیرون بکشد و با یک شلیک ساده کار دشمن را بسازد. یکی از بامزه ترین لحظات تاریخ سینما که در کمال جدیت و خونسردی اجرا شده. این که تماشاگر داستانهای ایندی را باور میکند و با او در ماجراجویی هایش همراه می شود، مدیون حضور بازیگری چون فورد است که می تواند در موقعیتهای غیرواقعی، واقعی و بامزه به نظر برسد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.