NLP یا برنامه ریزی عصبی – کلامی چیست؟

این روزها اصطلاح NLP که مختصر شده Neuro-Linguistic Programming است و به معنی برنامه ریزی عصبی – کلامی است را به وفور در زندگی روزمره می شنویم – در شرکت ها، دانشگاه ها، یا حتی کافی شاپ ها. اما با NLP چه کارهایی می شود کرد؟

وقتش رسیده که اصطلاح NLP را از فضاهای علمی و حرف های بیرون بیاوریم و آن را وارد زندگی روزمره کنیم.

یکی از علت های محبوبیت NLP این است که درکی سریع و روشن به ما می دهد و خیلی معنی دار و کاربردی است. با این حال گاهی اصطلاحات تخصصی آن باعث می شود مردم عادی زیاد سراغش نروند.

بعضی ها NLP را به این صورت تعریف می کنند:

مطالعه ی ساختار تجربیات درونی و بعضی دیگر می گویند: «هنر و دانش ارتباط با دیگران».

ما ترجیح می دهیم بگوییم NLP کمک می کند دلیل رفتارهایتان را بفهمید؛ بفهمید که چطور فکر می کنید، چگونه احساس می کنید و چگونه اتفاقات روزمره ی زندگی در دنیای پیرامون خود را درک می کنید. وقتی به این دانش مسلح شدید، کل زندگی تان می تواند به طرزی جادویی تغییر کند.

در ارتباط بین دو انسان همیشه بیشتر از یک دیدگاه وجود دارد. بعضی وقت ها مردم این را نمی فهمند، چون ساز و کار آن را نمی دانند.

برنامه ریزی عصبی-کلامی (NLP) یکی از پیشرفته ترین و مؤثرترین روش های موجود برای ارتباط مؤثر است . تمرکز اصلی NLP روی ارتباط و تحول است. این روزها همه ما به مهارت هایی نیاز داریم که انعطافمان را بیشتر کنیم. حقه و کلک به درد نمی خورد، همه باید طبیعی باشیم.

آشنایی با NLP

پایه و اساس سیستم عصبی تمام انسان های سالم یکی است. سیستم عصبی، اطلاعاتی را که ما از طریق حواس پنجگانه از محیط دریافت می کنیم به مغزمان منتقل می کند. محیط در اینجا به معنی همه ی چیزهایی است که بیرون از ما وجود دارد، اما شامل اعضای بدنمان هم می شود، مثلا چشم، گوش، پوست، و معده و شش ها. مغز ما این اطلاعات را پردازش می کند و دوباره به اندام ها می فرستد. مثلا یکی از نتایج این فرایند در مورد چشم، چشمک زدن است. این اطلاعات می تواند باعث ایجاد احساسات هم بشود، مثلا خنده، گریه یا لذت.

به طور خلاصه، این روند باعث می شود رفتار خاصی از خودمان نشان بدهیم. توانایی ما در انجام هر کاری، از شنا کردن در استخر گرفته تا پختن یک غذا یا خواندن این کتاب، به نحوه پاسخ مان به محرکها در سیستم عصبی بستگی دارد. بنابراین NLP بیشتر به کشف این می پردازد که چطور می توان مؤثرتر فکر کرد و با خود و دیگران ارتباط بهتری داشت.

اصطلاح برنامه ریزی عصبی – کلامی از این قسمت ها تشکیل شده است:

-برنامه ریزی تا حد زیادی برگرفته از نظریه ی یادگیری است و به این مربوط می شود که چطور تجربیات را در ذهنمان کدگذاری می کنیم یا به صورت ذهنی بیان می کنیم. برنامه ریزی شخصی شامل فرایندها و استراتژی های ذهنی (یا همان الگوهای فکری) ماست که برای تصمیم گیری، حل مسئله، یادگیری، ارزیابی و نتیجه گیری به کار می بریم. NLP به ما نشان می دهد چطور تجربه هایمان را دوباره کدگذاری کنیم و برنامه ریزی درونی مان را طوری سازمان بدهیم که به خواسته هایمان برسیم.

-عصبی به سیستم عصبی بدن مربوط می شود. اساس NLP این اندیشه است که ما جهان را از طریق حواسمان تجربه می کنیم. ما اطلاعات حسی دریافتی را، هم آگاهانه و هم ناخوداگاه، به فرایندهای فکری تبدیل می کنیم. فرایندهای فکری باعث فعال شدن سیستم عصبی می شود و در نتیجه روی فیزیولوژی، عواطف و رفتار ما تأثیر می گذارد.

-کلامی اشاره به این مفهوم است که ما چطور از کلام استفاده می کنیم تا جهان را برای خودمان معنی کنیم، تجربه هایمان را درک کرده، برای خودمان تعریف کنیم و این تجربیات را با دیگران در میان بگذاریم. زبان شناسی درNLP بررسی چگونگی تأثیر کلماتی که به کار می بریم روی تجربه های ماست.

برای اینکه بفهمید این روش چطور کار می کند، به شیوه ی فکر کردنتان توجه کنید. و تصور کنید غروب یک روز داغ تابستان است. شما به خانه برگشته اید، در آشپزخانه ایستاده اید و یک لیموترش دست تان است که تازه از یخچال در آورده اید. به ظاهرش نگاه کنید؛ پوست زرد براق با نقطه های سبز رنگ دو طرفش را ببینید. خنکی اش را در دست تان حس کنید. لیمو را نزدیک بینی تان بگیرید و بویش کنید… اوممم. کمی فشارش بدهید و وزنش را در کف دست تان حس کنید. حالا یک چاقو بردارید و نصفش کنید. صدای آبش را بشنوید که بیرون می زند و بویش را حس کنید که شدیدتر می شود. لیمو را لای دندان هایتان فشار بدهید و بگذارید آبش در دهانتان پخش شود. یادتان باشد: کلمات. کلمات ساده این قدرت را دارند که غده های بزاقی شما را فعال کنند. به محض اینکه شما کلمه ی «لیموترش» را می شنوید مغزتان شروع به فعالیت می کند. کلماتی که خواندید به مغزتان اعلام کرد که شما یک لیموترش دست تان است. شاید فکر کنید کلمات فقط معنی را می رسانند، اما در واقع کلمات دنیای واقعی شما را خلق می کنند. در ادامه اطلاعات بیشتری دربارهی این حقیقت کسب می کنید.

چند تعریف

NLP را به چند صورت می شود تعریف کرد. تعریف سریع این اصطلاح این است: lمطالعه ی ساختار تجربیات ذهنی.» اما در پاسخ به پرسش «NLP چیست؟» می شود این موارد را هم در نظر گرفت:

-هنر و دانش ارتباط با دیگران

-کلید یادگیری

-راهی برای فهمیدن انگیزه ی رفتارهای خود و دیگران

-مسیر دستیابی به نتایج دلخواه در تمام جنبه های زندگی

-روش تأثیرگذاری صادقانه روی دیگران

-کتابچه ی راهنما برای مغز

-راز موفقیت افراد موفق

-روشی برای خلق آینده ی دلخواه

-روشی برای کمک به دیگران تا به زندگی شان معنا بدهند

-ابزاری برای تحول شخصی و سازمانی


NLP از کجا شروع شد و به کجا می رود؟

NLP برای اولین بار در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی در دانشگاه کالیفرنیا مطرح شد. یک دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی به نام ریچارد بندلر همراه با یکی از استادان زبانشناسی به نام دکتر جان گریندر ، تصمیم گرفتند روی افرادی که با دیگران به خوبی ارتباط برقرار می کردند و به طرزی فوق العاده می توانستند به مراجعین شان کمک کنند که زندگی شان را متحول کنند، مطالعه ای انجام دهند. این دو پژوهشگر به شدت تحت تأثیر این موضوع قرار گرفتند که چطور بعضی افراد می توانند به درون افراد به اصطلاح دشوار یا به شدت بیمار راه یابند، درحالی که بعضی دیگر به هیچ وجه نمی توانند با چنین افرادی ارتباط برقرار کنند.

به این صورت NLP از روان درمانی نشات گرفت؛ به واسطه ی سه روانشناس مشهوری که بندلر و گریندر مورد مطالعه قرار دادند: ویرجینیا ستیر (بنیانگذار خانواده – درمانی یکپارچه)، فریتس پرلز (بنیانگذار روانشناسی گشتالت) و میلتون اریکسون (تأثیرگذارترین فرد در پیشرفت روان درمانی با هیپنوتیزم).

بندلر و گریندر در کارشان از مهارت های آلفرد کورزیبسکی و نوآم چامسکی زبانشناس، گرگوری بیتون انسان شناس اجتماعی و پاول واتزلاویک روان درمانگر نیز استفاده کردند.

NLP از همان روزهای اول گسترش زیادی پیدا کرد و در بسیاری از کشورهای جهان، در رشته های متعددی گنجانده شد. امروزه دیگر نمی توانیم تمامی مربیان و اطبای تأثیرگذار این حوزه را نام ببریم. در دهه ی ۱۹۸۰ میلادی، جان گریندر رضایتش را نسبت به بعضی از اصولی که همراه با بندلر تدوین کرده بودند از دست داد. او الان این اصول را به عنوان «قوانین قدیم» معرفی می کند. گریندر مجموعه ای از الگوهای جدید را با همکاری جودیت دلوزیرا مطرح کرد که به عنوان «قانون جدید» شناخته می شود (که در کتابش به نام زمزمه در باد آمده است).

خب، NLP بعد از این چه می شود؟

مطمئنا این رشته از دهه ی هفتاد میلادی تا کنون راه زیادی را پیموده است و به نظر نمی رسد از علاقه ی عموم نسبت به آن کاسته شده باشد. تعداد روزافزونی از مبتکران سراغ NLP آمده اند تا آن را کاربردی تر کرده و به متحول کردن زندگی مردم کمک کنند. متون و کاربردهای مربوط به NLP بسیار پویا و بارور است – این را با جست وجویی در گوگل متوجه می شوید. این روزها کاربرد NLP را بین پزشکان و پرستارها، راننده های تاکسی، فروشنده ها، مربیان ورزشی، حسابداران، معلم ها، مربیان حیوانات، پدر و مادرها، کارمندها، سالمندان و نوجوانان می توان دید.

هر نسلی اندیشه های مطرح در رشته ی مورد علاقه اش را می گیرد، آنها را غربال و پالایش می کند و بعد آنها را به دانش خودش وارد می کند. علم NLP امروزی بیشتر به کاربردها مربوط می شود تا الگوهای اصلی؛ افرادی که در یک زمینه تخصص دارند، از ابزار NLP استفاده می کنند و آن را به رشته خود وارد می کنند. اگر NLP فکرهای تو و انتخاب های تازه را تشویق می کند و وجود نیت خوب در پشت هر اقدامی را قدر میداند، آینده ای تابناک پیش رو دارد. بقیه اش با شماست.

نکته ای درباره صداقت

شاید چیزهایی دربارهی صداقت و تقلب در حوزهی NLP به گوشتان خورده باشد، به خاطر همین می خواهیم همین جا قضیه را روشن کنیم. شما همیشه در حال تأثیرگذاری روی دیگران هستید. وقتی این کار را آگاهانه انجام می دهید تا به آنچه می خواهید برسید، صداقت زیر سوال می رود. آیا ما این حق را داریم که طوری دیگران را جهت بدهیم که به حساب آنها به خواسته ی خودمان برسیم؟ وقتی مثلا در حال خرید و فروش هستید، از خودتان یک سوال ساده بپرسید:

نیت خوب شما برای طرف مقابل (چه یک فرد باشد و چه یک شرکت چیست؟ اگر نیت خوبی دارید و می خواهید به او نفعی برسانید، پس صداقت دارید – یک موقعیت برد – برد. اگر نه، دارید تقلب می کنید. وقتی دنبال دستیابی به موقعیت برد – برد هستید، در مسیر موفقیت قرار دارید و همان طور که خودتان می دانید، از هر دست بدهی از همان دست هم می گیری.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.