سوگ یا داغدیدگی – راه‌های درمان و تفاوت آن با افسردگی

سوگ

سوگ (Grief) سندرمی است که معمولاً با از دست دادن یکی از عزیزان بروز می‌کند.

سوگ ممکن است به دلایلی غیر از مرگ عزیزان نیز روی دهد که نمونه‌هایی از آن‌ها در زیر آمده است:

۱- جدا شدن از عزیزان به واسطه جدایی، طلاق یا زندانی شدن


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

۲- از دست دادن موقعیت یا یک شیء که دارای ارزش احساسی زیادی برای فرد بوده است مانند از دست دادن شغل یا منصب باا ارزش

۳- از دست دادن چیز محبوبی که در تصور فرد بوده است مانند مرگ جنین در داخل رحم یا تولد نوزاد ناقص‌الخلقه

۴- آسیب خودشیفتگی مانند قطع اندام یا ماستکتومی.

مراحل سوگ

۱- کرختی (numbness) یا اعتراض: این مرحله با ناراحتی، ترس و عصبانیت مشخص می‌شود.

۲- اشتیاق دیدار و جستجوی فرد از دست رفته: در این مرحله زندگی دنیوی به نظر پوچ و بی‌معنی می‌رسد ولی عزت‌نفس آسیبی نمی‌بیند. اشتغال ذهنی درباره فرد از دست رفته، ناآرامی فیزیکی، گریستن و خشم در این مرحله شایع است.

۳- آشفتگی (disorganization) و یاس: ناآرامی و بی‌هدف بودن، افزایش اشتغال ذهنی در مورد مسائل جسمی، کناره‌گیری، درونگرایی، تحریک پذیری و بازسازی مکرر خاطرات از ویژگی‌های این مرحله است.

۴- ساماندهی مجدد: (reorganization) با جایگزین کردن الگوها، اهداف و افراد جدید، سوگ کاهش می‌یابد. همانند سازی (identification) با فرد از دست رفته روی می‌دهد.

افتراق سوگ از افسردگی

افکار خودکشی در سوگ نادر و در افسردگی شایع است.

در سوگ فرد خود را در مورد نحوه رفتار با متوفی مقصر می‌داند. در افسردگی فرد خود را به طور کلی مقصر می‌داند. سوگ موجب برانگیختن همدلی و همدردی در روابط بین‌فردی می‌شود ولی افسردگی موجب بروز ناراحتی و تحریک پذیری در روابط بین فردی می‌گردد.

در سوگ احساس کلی بی‌ارزش بودن وجود ندارد. فرد افسرده خود را از تمام جهات بد و بی‌ارزش می‌داند.

واکنش سوگ به تدریج فروکش می‌کند و معمولاً پس از ۶ ماه تا ۱ سال برطرف می‌شود، علایم افسردگی برطرف نمی‌شود و گاهی به تدریج بدتر می‌شود.

واکنش سوگ با اطمینان‌دهی و تماس‌های اجتماعی بهتر می‌شود. افسردگی با اطمینان‌دهی بهتر نمی‌شود و این افراد از تماس‌های اجتماعی خودداری می‌کنند.

داروهای ضد افسردگی در درمان علایم سوگ کمکی نمی‌کنند ولی موجب علایم افسردگی می‌شوند.

عوامل خطر بروز افسردگی پس از مرگ همسر عبارتند از:

  • سابقه افسردگی یا اختلال دوقطبی
  • سن کمتر از ۳۰ سال
  • ضعف سلامتی عمومی
  • ضعیف بودن نظام تامین اجتماعی
  • بیکاری
  • سازگاری ضعیف با فقدان همسر

کنترل و درمان سوگ

برون‌ریزی احساسات را تشویق کنید. به بیمار اجازه دهید در مورد عزیزان خود صحبت کند. یادآوری خاطرات مثبت مفید است.

از گفتن عباراتی مانند «گریه نکن» به فرد عزادار خودداری کنید.

گروهی از افراد که فرد متوفی را می‌شناسند در حضور شخص سوگوار درباره متوفی صحبت کنند.

از تجویز دوز بالای ضد اضطراب یا افسردگی خودداری کنید. به جای استفاده از دارو بهتر است بی‌قراری فرد با کلمات تسلی‌بخش کاهش یابد. با این حال در موارد آژیتاسیون حاد می‌توان از دوز کم دارو (دیازپام ۵ میلی‌گرم) در کوتاه مدت استفاده کرد.

ملاقات‌های کوتاه مدت و متعدد بهتر از ملاقات‌های طولانی‌مدت و کم است.

مراقب واکنش سوگ تاخیری باشید. چنین واکنشی مدتی پس از مرگ وی روی می‌دهد. این واکنش تاخیری در سالگرد فوت فرد شایع‌تر است و با تغییرات رفتاری، آژیتاسیون، ناپایداری خلق و سوء مصرف مواد بروز می‌کند.

شخصی که به دلیل خودکشی یکی از اعضای خانواده سوگوار است، ممکن است برای حفظ آبرو تمایلی به صحبت کردن در مورد این موضوع نداشته باشد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.