همه چیز در مورد دایی جان ناپلئون – نقد و تحلیل و داستان کلی

1

رمان «دایی جان ناپلئون» نخستین‌بار در اواخر سال‌های دهه ۱۳۴۰ ، به صورت پاورقی در مجله «فردوسی» منتشر شد و سپس تا قبل از نمایش مجموعه تلویزیونی آن، در یک مجلد هفت‌بار تجدید چاپ یا به صورت از آن تا امروز این رمان بارها، تجدید چاپ یا به صورت افست و زیراکسی تکثیر شده و اگرچه آمار دقیقی از نوبت‌های چاپ و تعداد نسخه‌های منتشر شده آن در دست نیست، باید آن را در زمره کتاب‌های پرفروش چهار دهه اخیر به حساب آورد. ممنوعیت انتشار «دایی جان ناپلئون» یا به عبارت دیگر قرار گرفتن آن در فهرست کتاب‌های «ممنوعه»، نه فقط از تعداد خواستاران و خوانندگان کتاب نکاسته، بلکه بر آن افزوده است و رغبت مردم را به خواندن آن افزایش داده است…و خیال می‌کنم که این رغبت، احتمالا در ابعادی گسترده‌تر، نسبت به تماشای مجموعه تلویزیونی دایی‌جان ناپلئون نیز وجود داشته باشد.

اما علت این استقبال را، قبل از هر چیز، باید در کیفیت روایت رمان «دایی جان ناپلئون»، در اصالت و بداهت سبک آن، جست‌وجو کرد؛ کیفیتی که «دایی‌جان ناپلئون» را به یک اثر ممتاز بدل ساخته است. امتیاز این رمان، چنانکه ناصر تقوایی گفته است، در «کلام کتاب و طنز شیرین» آن نهفته است و همین امتیاز است که او را موفق ساخته تا تصاویر بسیار مناسب و زنده‌ای در فیلم خود بیافریند. رمان «دایی جان ناپلئون» اگرچه به شیوه اول شخص مفرد نوشته شده است، حد اقل تعریف و توصیف در آن به کار رفته است و کمتر اثری از نثر مباحثه‌ای یا تشریحی در آن می‌توان یافت. من راوی در رمان دارای قدرت ادراک و بینش فوق بشری نیست و درباره موقعیت و شخصیت هر آدمی که در رمان حضور دارد از جایگاهی برگزیده سخن نمی‌گوید. او داستان را روایت می‌کند، اما نماینده نویسنده نیست. نویسنده کوشیده است راوی را به هر رو، در مرکز رویدادها و ماجراها قرار دهد تا در معرض حوادث اصلی و فرعی رمان قرار بگیرد. گزینش نظرگاه اول شخص مفرد نشانه علاقه نویسنده به گونه‌ای خاطره‌نویسی و حدیث نفس است و به واسطه همین نظرگاه است که نویسنده توانسته است پنهانی‌ترین و صمیمی‌ترین عواطف راوی را در اختیار خواننده بگذارد.

در رمان «دایی جان ناپلئون» تقریبا هیچ توصیفی از قیافه و ظاهر آدم‌ها نشده است و این کیفیتی است که نویسنده آگاهانه و با صرافت طبع رعایت کرده است. در واقع ساختار رمان متکی بر عنصر «گفت‌وگو» است و گفت‌وگو در رمان خصلتی نمایشی (دارماتیک) و شوخی‌آمیز دارد. به عبارت دیگر «دایی جان ناپلئون» نوعی «رمان گفتاری» است، بی‌آنکه مانند حکایت‌ها و مقامه‌های کلاسیک راوی در آن سخن‌گوی فعال مایشا باشد و شنوندگان او را برای کلام حکمت‌آمیز و بلاغتش تحسین کنند. راوی-جوان عاشق‌پیشه رمان-چنان‌که اشاره شد، از دیگر آدم‌ها برتر نیست، هم سخن‌گو است و هم مستمع. او از قول آدم‌های رمان گفت‌وگو را نقل نمی‌کند، بلکه آدم‌ها به جای خودشان، به زبان خاص خود سخن می‌گویند. به این ترتیب خواننده فقط با گفت‌وگو و بینش آدم‌ها مواجه نیست، بلکه غریزه و احساس و جزئیات چهره آدم‌ها را نیز حس می‌کند. در به دست دادن محیط و صحنه طبیعت و رفتار آدم‌ها همین نازک کاری، کمابیش مشهود است و این همه مرهون کیفیت گفت‌وگونویسی نویسنده است؛ آنچه که باعث شده است تا «دایی جان ناپلئون» خودجوش و طبیعی به نظر برسد.

در حقیقت «دایی جان ناپلئون» موقعیت‌های کمیک و طنز شیرین خود را از زبان و لحن آدم‌های رمان می‌گیرد. به همان اندازه که زبان و لحن آدم‌ها معرف شخصیت آن‌ها است، موقعیت‌های کمیک و حس شوخی سرشته در رمان نیز از زبان و جنبه روانی کلام آدم‌ها مایه می‌گیرد. خود پزشک‌زاد درباره اهمیت زبان «دایی جان ناپلئون» گفته است: «من روی دیالوگ بسیار دقت کرده‌ام.متأسفانه در بسیاری از ادبیات دراماتیک امروز ما توجه زیادی به دیالوگ نمی‌شود. روستایی، کارگر، کاسب، دانشگاهی و اداری همه یک‌جور حرف می‌زنند. دهاتی هم همان کلمات و اصطلاحات آدم تحصیلکرده را به کار می‌برد، حد اکثر کمی کلمه را کج‌وکوله می‌کند. کلمه انسانیت را در دهن یک آدم عامی بی‌سواد می‌گذراندو فقط آن را به «انسونیت» مبدل می‌کنند. فقط مانده که امعان نظر را هم به صورت «امعون نظر» در دهن آب‌حوضی یا کاگر ساده بگذارند.» در حقیقت نویسنده بر آن بوده است تا هریک از آدم‌ها به فراخور موقعیت اجتماعی و اخلاقی و روانی خودشان سخن بگویند و مثلا کلام دایی‌جان و مش‌قاسم و اسد الله و شیرعلی قصاب و روای رمان بایکدیگر خلط نشوند و حضور و فردیت هرکدام از آن‌ها حتی اگر در صحنه نباشند، به واسطه نوع زبان‌شان محسوس باشد.

هریک از آدم‌های رمان، صاحب یا مالک گونه‌ای گفتار هستند که حفظ آن دقیقا مانند حفظ اموال شخصی آن‌ها ضروری است. به عبارت دیگر هرکدام از آدم‌ها از حق زبان خودشان جانبداری می‌کنند و طبعا هویت هم دارند. حتی مش‌قاسم که نوکر وفادار و سایه دایی جان است مثل او حرف نمی‌زند و آدمی مانند اسد الله میرزا که ظاهرا دچار بحران هویت است و اشرافیات فرسوده خانواده دایی جان را مورد تمسخر قرار می‌دهد، از حق زبان خود، ولو با رگه‌ای از شوخ‌وشنگی، حراست می‌کند. در عین حال زبان آدم‌های «دایی‌جان ناپلئون» با نوعی عدم قطعیت شکل گرفته است؛ زیرا آن‌ها هیچ‌کدام احساس امنیت نمی‌کنند. متزلزل و نامتعادل و ناپایدارند؛ هرچند سعی می‌کنند کلماتی را که به زبان می‌رانند سبک سنگین کنند و گستاخ و بی‌ملاحضه نباشند. آن‌ها دائما دچار این تردید یا توهم‌اند که پا را از گلیم یا از محدوده احساسات خود فراتر نگذارند و از این جهت مدام مشغول سرزنش خود یا دیگری هستند.

لیزر هموروئید درمان بواسیر در کلینیک تخصصی هموروئید تهران

زبان در «دایی جان ناپلئون» یک عنصر ساختاری است و به هیچ‌وجه به عنوان روکار یا تزئین مصرف نشده است. ماده یا مصالح سازنده این زبان، به مقدار فراوان، اصطلاحات و ترکیبات و تعابیر عامیانه‌ای است که دارای اصالت است و نماینده زبان قشر خاصی از اشرافیت ناساز و تجزیه شونده تهران پنجاه سال گذشته است. زبان لفظ قلم و نستعلیق دایی‌جان دارای خاستگاه سیاسی است و متعلق به قشر و دوره‌ای است که طبقات حاکم امیدوار بودند شیوه زندگی و اخلاق و فرهنگ خود را به جامعه ایرانی تحمیل کنند و وانمود کنند که منطق زبان آن‌ها منطق مطلق است؛ همان چیزی که از آن به نبوغ زبان اشراف، یا آریستوکراسی ادبی تعبیر می‌کردند. سیطره این زبان، جنبه مرعوب‌کننده و روان‌شناختی آن، بر خانواده پرزاد و رود دایی‌جان محسوس است؛ گیرم همه آدم‌های خانواده، به ویژه جوان‌ترها خود را ناگریز از تبعیت از این زبان نمی‌دانند. اسد الله میرزا با زبان کنایی و آمیخته به طنز و هزل خود ادای دیگران را درمی‌آورد و در تمسخر آدم‌های خانواده، حتی تمسخر خودش که نماینده حدّاعلای صداقت او است، کاملا بی‌ملاحضه و گستاخ است. زبان مش قاسم که یکی از آدم‌های محوری رمان است، براساس نوعی گویش و زبان لهجه‌دار که گاه به سیاق زبان دایی جان فصیح و ادیبانه می‌نماید، شکل گرفته است و در عنصر همان‌گویی (toutologie‌) -یا تکرار مکرر-زبان او هربار نکته تازه و شیرینی وجود دارد که مانع از ملال‌آور شدن کلام او می‌شود. این ویژگی زبانی که به صورت لحن و لهجه و لفظ و سبک خاصی جلوه‌گر می‌شود، تقریبا در هر یک از آدم‌های رمان وجود دارد که در عین حال دارای ارزش مستقل و مهمی است.

چنانکه اشاره شد، آدم‌های «دایی جان ناپلئون» را قبل از هر چیز از نحوه سخن گفتن و لحن،‌ یعنی جنبه روانی کلام آن‌ها می‌شناسیم؛ زیرا فقط شیوه خاص کلام آن‌ها که از زبان زنده جاری در دهان مردم سرچشمه می‌گیرد، برای معرفی آن‌ها بسنده است. نویسنده در کاربرد گونه‌های زبانی و متغیرهایی چون موقعیت اجتماعی و جنسیت آدم‌ها -تفاوت در گفتار زن و مرد-قابلیت خیره‌کننده‌ای از خود نشان داده است؛ به‌ویژه اگر در نظر آوریم که در فضای محدود این رمان-یک خانه اعیانی دنگال-تقریبا هیچ حادثه-عمل داستانی-مهمی رخ نمی‌دهد و در واقع رمان به مقدار فراوان، مختصات یک نمایشنامه را دارد. زبان یا گفت‌وگوهای «دایی جان ناپلئون» جز در موارد استثنایی، عینا در فیلم حفظ شده است و نویسنده از این بابت خود را بسیار ممنون فیلمساز دانسته است؛ زیرا گفت‌وگوها برای او کمال اهمیت را داشته است و این چنانکه اشاره شد، نشان می‌دهد که نویسنده از سر آگاهی و صرافت طبع رمان خود را نوشته است.

به عبارت دیگر در «دایی جان ناپلئون» نوعی (به تصویر صفحه مراجعه شود) زیباشناسی مردم‌پسند وجود دارد که به گمان من، با فراست پرورده شده است. همین کیفیت و جنبه زیباشناسی مردم‌پسند، باعث شده است که اغلب، «دایی جان ناپلئون» را رمانی عامیانه وغیر روشنفکرانه ارزیابی کنند. این رمان، از زمان انتشار تاکنون با سکوت روبه‌رو بوده است و فقط چند نقد و نظر و البته مقداری هو و جنجال، درباره فیلم آن منتشر شده است. جامعه ما بیش از آنکه مصرف‌کننده کتاب و آثار ادبی باشد-تولید یا بازتولید آثار ادبی که جای خود -مصرف‌کننده سینما و بیش از آن تلویزیون است و چه بسا اگر مجموعه تلویزیونی دایی جان ناپلئون ساخته نمی‌شد هیچ منتقدی هم به فکر نوشتن نقد و مقاله درباره کتاب و نویسنده آن نمی‌افتاد.

   

پستهای اخیر

بهترین راه رایگان برای رنگی کردن خودکار عکس‌های سیاه و سفید: هوش مصنوعی سایت My Heritage

راه‌های زیادی برای رنگی کردن عکس‌های سیاه و سفید وجود دارد. اگر کسی فتوشاپ‌کار خوبی باشد، می‌تواند با کیفیت خوبی این کار را انجام بدهد. اما به جز فتوشاپ نرم‌افزارهای جانبی زیادی هم برای این کار وجود دارند که طیف متفاوتی دارند. برخی از…

گوشی زنفون ۸ فلیپ ایسوس، دوربین پشت را با یک اشاره شما به سمت جلو می‌چرخاند و به دوربین سلفی تبدیل…

از زمانی که گوشی‌های با صفحه نمایش لبه و لبه و سطح جلویی بدون حاشیه مد شدند، تولیدکننده‌ها وارد یک چالش جدی شدند: اینکه چطور باید حسگر اثر انگشت، دوربین سلفی و یا حسگرهای مرتبط برای تشخیص چهره را در جلوی گوشی جا بدهند. امید زیادی بود…

ای کاش ایلان ماسک اجازه می‌داد این موتورسیکلت الکتریکی مفهومی تسلا ساخته شود

یک طراح، تصاویری از موتورسیکلت الکتریکی مفهومی تسلا را جمع‌آوری و منتشر کرده است. با دیدن این موتورسیکلت، آرزو می‌کنید تسلا وارد بازار موتورسیکلت شود ولی ایلان ماسک هرگز این اجازه را نمی‌دهد. در سال ۲۰۱۸، یکی از سهامداران تسلا از ایلان…

محک‌زنی‌ها نشان می‌دهند آیپد پرو M1 بیش از ۵۰ درصد سریع‌تر شده و بالاتر از قوی‌ترین مک‌بوک پرو است

اولین آیپد پروهای مجهز به پردازنده M1 اواخر همین ماه میلادی به دست مشتریان می‌رسند. اما نتایج اولیه محک‌زنی قدرت پردازشی این تبلت‌های جدید توسط Geekbench منتشر شده است که نشان می‌دهد آیپد پرو M1 بیش از ۵۰ درصد سریع‌تر از نسل قبل است. این…

فیلم بزرگ کردن بیبی – خلاصه داستان و بررسی – Bringing Up Baby 1938

به مناسبت زادروز کاترین هپبورن، در این پست می‌خواهیم فیلم بزرگ کردن بیبی را برای تماشا به شما پیشنهاد کنیم. تهیه‌کننده و کارگردان: هاوارد هاکس فیلمنامه: دادلی نیکولز، هاگار وایلد بازیگران: کاترین هپبورن (سوزان)، کری گرانت (دیوید)،…

تنها بلندگوی بلوتوثی دنیا با نور پس‌زمینه و آبشار کوچک آرامش‌بخش

احتمالا اگر شما بخواهید از یک بلندگوی بلوتوثی قابل حمل برای پخش موسیقی در خانه یا روی میز کارتان استفاده کنید؛ به طور همزمان نیاز به یک چراغ با نور پس‌زمینه داشته باشید و البته بخواهید از یک سیستم آبشار داخلی برای تغییر روحیه و نتایج…
1 نظر
  1. احسان کریمی می گوید

    من خود کتاب دایی جان ناپلئون را یکبار خوانده ام و لی سریال فیلم آنرا یا دست کم بعضی از قسمت های آنرا دهها بار دیده ام و هربار بقول حافظ:یک قصه بیش نیست حدیث عشق،وین عجب _ از هر زبان که میشنوم، نامکرّر است./اگرچه پایان اصل کتاب با پایان خود فیلم کاملاً متفاوت است ولی باز این فیلم از نظرم در مقایسه بادیگرفیلمهای ایرانی،ایرانی تر است.رنگ وبوی ایرانی دارد.اشخاص،صحبت ها و کارهایشان و حتی موسیقی متن فیلم(نه موسیقی تیتراژ و پایانی)همه رنگ و بوی ایرانی دارد.اصیل است.گویی فرهنگ و اصالت ایرانی را درقالب یک فیلم،نمایش میدهد.یعنی حتی فارغ از خود داستان،همه گفتارها،رفتارهاوتصاویر ساختمان ولباس هاو…همه رنگ و بوی ایرانی دارد؛که البته کارگردان هم بصورت فاخر و اصیل آنرا نمایش داده است.

پاسخ به احسان کریمی
لغو پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.