فیلم هجوم ربایندگان جسم -بررسی ، نقد و تحلیل و داستان کلی – Invasion of the Body Snatchers (1956)

کارگردان: دان سیگل. تهیه‌کننده: والتر ونگر. فیلم‌نامه: دانالد مین ویرینگ، بر اساس کتاب جک فینی. بازیگران: کوین مک کارتی (دکتر مایلز بنل)، دینا ئنتر (بکی)، لری گیتس (دکتر دن کافمن) کینگ دونووان (جک)، کارولین جونز (تدی)، جین ویلز (پرستار سلی)، سام پکین‌پا (چارلی). مدت:۸۰ دقیقه. بودجه: ۴۱۷ هزار دلار.

برندگان اسکار سال ۱۹۵۶:

  • بهترین فیلم: دور دنیا در هشتاد روز
  • بهترین کارگردان: جورج استیونس (غول)
  • بهترین بازیگر مرد: یول براینر (سلطان و من)
  • بهترین بازیگر زن: اینگرید برگمان (آناستازیا).
  • بهترین بازیگر نقش دوم مرد: آنتونی کوئین (شور زندگی).

قلمرویی از رعب و وحشت

صدایی مرموز و شبح‌گون روانکاوی به گوش می‌رسد که می‌گوید: «سنتامیرا مثل شهرهای دیگر بود. با مردمی که فقط مشکل و دردسر داشتند (…) عشق. میل و آرزو. جاه‌طلبی. ایمان و اعتقاد… بدون آن‌ها زندگی، خیلی راحت‌تر است. باور کن.» خیر، این جملاتی از یک آگهی تجاری نیست. این دکتر خوب سعی دارد دوست‌اش، مایلز را ترغیب کند که چشم‌اش را روی آن غلافی که می‌خواهد ذهن‌اش را بپوشاند، ببندد. این یکی از لحظات آرام و در عین حال، رعب‌آور یکی از کوبنده‌ترین تریلرهای پارانویایی تاریخ سینماست؛ فیلمی که با هزینه اندک ساخته شد و با این وجود توانست همه نت‌هایش را درست بزند. ربایندگان جسم، آشکارا، نمونه بارزی یک فیلم دهه ۱۹۵۰ ای است؛ فیلمی که در اوج جنگ سرد و سینمای پروپاگاندا آن زمان که علیه بی‌اعتنایی علیه «تهدید سرخ‌ها» هشدار می‌داد، ساخته شد. ولی آن‌چه این اثر را به یک کلاسیک تبدیل کرده این است که توانسته بسیار فراتر از پیام آن دوره و زمانه‌اش برود و مثل همان غلافی که صحبت‌اش رفت، زندگی و دنیای خود را به وجود آورده است. دان سیگل تقریباً بدون هیچ جلوه ویژه‌ای، یک شهرک آرام و معمولی حومه‌ای را به قلمرویی غیرقابل تصور از رعب و وحشت تبدیل می‌کند. وآن هم فقط به این خاطر که همه این کارها در روز روشن و در بین آدم‌هایی مثل من و شما انجام می‌دهد.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

خلاصهٔ داستان

مایلز بنل (کوین مک‌کارتی)، دکتری که در شهر کوچک سانتامیرا مطب دارد، با تعدادی بیمار سروکار پیدا می‌کند که شکوه دارند که همسرن و عزیزان‌شان آنی نیستند که بودند و گویی دیگر حس و عاطه‌ای در وجودشان باقی نمانده است. مایلز موقع شام با محبوب قدیمی‌اش، بکی (دینا ویتر)، پیامی از دوست‌اش جک (کینگ دونووان) و همسرش تدی (کارولین جونز) دریافت ممی‌کند که به وی خبر می‌دهند که غلاف عجیبی را در خانه‌شان یافته‌اند؛ موجودی شبیه غلاف لوبیا که زنده به نظر نمی‌رسد و انگشت و دست‌وپایی هم ندارد. همان شب، مایلز سرزده به خانه دوست‌اش بی، می‌رود و صورت تکثیر شده او را در زیرزمین خانه‌اش کشف می‌کند. او بکی را از آن‌جا خارج می‌کند و دوباره به دوستانش می‌پیوندد و به این نتیجه می‌رسد که، شاید نوعی تهدید از سوی موجودات فضایی روبه‌رو هستند. آن‌ها باید این خبر را به مردم خارج شهر و به دنیا برسانند. ولی برای جک وتدی دیگر دیر شده است: آن‌ها به خواب می‌روند و اجازه می‌دهند که غلاف ذهن‌شان را در خود بپوشانند. مایز و بکی سعی می‌کنند فرار کنند ولی همه شهر دنبال آن‌ها هستند. آن دو به تپه‌های اطراف شهر پناه می‌برند و حالا مایلز فقط باید دعا کند که بکی آن‌قدر استقامت دارد تا در انتظار رسیدن کمک، خود را بیدار نگه دارد.

بازیگران

*کوین مک کارتی: زندگی حرفه‌ای نسبتاً کوتاه کوین مک کارتی به عنوان بازیگر نقش‌های اصلی، پس از چندی به تیپ‌سازی و ایفای نقش‌های فرعی در بیش از صد فیلم منجر شد. (او به خصوص در نقش کوتاه‌اش در بازسازی تهاجم ربایندگان در ۱۹۷۸، بسیار به‌یادماندنی است). کوین مک‌کارتی، برادر مری مک‌کارتی نویسنده و یوجین، نامزد ریاست‌جمهوری بود. او به خاطر مرگ یک دستفروش در ۱۹۵۱، نامزد جایزهٔ اسکار هم شد. بیشتر فیلم‌های او در ژانر سینمایی وحشت/ علمی/ خیالی بودند و بخش اعظم‌شان فراموش نشدنی. ولی تعدادی از ان‌ها بسیار مورد استقبال قرار گرفتند، از جمله: پیرانا (۱۹۷۸)، زوزه (۱۹۸۱) و برزخ: فیلم (۱۹۸۳).

* دیتا وینتر: شیکی و خوش‌پوشی انگلیسی دیتا وینتر، انتخاب عجیبی است برای طرف عشقی یک پزشک شهرستانی که خب، این علاوه می‌کند به عجیب‌وغریب بودن خود فیلم. در میانهٔ فرار آن‌ها با پای پیاده، وینتر بیشتر شبیه یک شاهزاده خانم است تا یک زن معمولی شهرک‌نشین. وینتر تحت قرارداد یکی از کمپانی‌های کوچک هالیوودی بود و تعدا زیادی فیلم‌های رده- ب بازی کرد و فقط چندتایی فیلم بازی کرده که برای سینما دوستان آشنا می‌زنند: فهرست آدرین مسنجر (۱۹۶۳) و فرودگاه (۱۹۶۹) دو تا از ان‌ها هستند. نقش‌های فرعی را تعدادی از بازیگران کمابیش معروف دهه ۱۹۵۰ تشکیل می‌دهند: امکان دارد کارولین جونز را بازشناسید که بیشتر به خاطر سریال خانواده آدامز شهرت دارد. ریچارد دیکان در برنامه تلویزیونی دیک وان دیک شرکت می‌کرد و سام پکین‌پا هم که در این‌جا در نقش یک پارکبان ظاهر شده!

پشت صحنه

-سام پکین‌پا به عنوان «کارگردان دیالوگ‌ها» در فیلم کار کرد و نقش کوتاهی نیز برعهده داشت.

– والتر ونگر، تهیه‌کننده فیلم، تازه از زندان آزاد شده بود؛ او به خاطر تیراندازی و مجروح کردن فردی که مزاحم همسر بازیگرش (جون بنت) شده بود، مدتی زندانی بود.

کارگردان

«فکر می‌کنم خیلی‌ها هیچ احساسی نسبت به مسائل رهنگی ندارند؛ یعنی اصولاً نه احساس دردی دارند و نه غمی می‌خورند. می‌خواستم به همین موضوع بپردازم و هیچ روش بهتری هم جز ساختن این فیلم خاص به نظرم نمی‌رسید.»

دان سیگل با داستان‌های سرراست و غیراستعاری، راحت‌تر بود؛ حکایت‌هایی در باب قهرمان‌هایی تک‌افتاده و در تنگنا، که مستأصلانه با دشواری‌های زندگی معاصر آمریکایی درگیرند. فیلم‌هایش لایه‌های پیچیده ندارند و بدون تکلف، حرف‌شان را می‌زنند و خیلی روان شخصیت‌ها را به به بیننده معرفی می‌کند. به عنوان مثال، به صحنه‌ای توجه کنید که مایلز و بکی با عجله خود را به خانه دوست نویسنده‌شان، جک می‌رسانند که تازه صورت تکثیرشدهٔ خود را روی میز بیلیاردش پیدا کرده. این لحظه‌ای است عجیب و باورنکردمی، اما فقط با چند خط دیالوگ، همه روابط، واضح و واقعی به نظر می‌رسند. سیگل حتی موفق می‌شود لابه‌لای دیالوگ‌ها، طنز و شوخی هم بدمد. سبک بی‌پیرایه و ساده‌اش، همان چیزی است که کلینت ایستوود جوان را (که به اتفاق چند فیلم کار کردند) تحت تأثیر قرار دهد. کارهای مشترک‌شان از جمله عبارت بود از بلوف کوگان (۱۹۶۸)، دو قاطر برای خواهر سارا (۱۹۷۰)، فریب‌خورده (۱۹۷۱)، هری خبیث (۱۹۷۲)، و فرار از آلکاتراز (۱۹۷۹)،. سیگل با سایر قلدرهای هالیوودی هم خوب کار کرد: با استیو مک کوئین در دوزخ برای قهرمانان است (۱۹۶۲)، لی ماروین در آدمکش‌ها (۱۹۶۴)، چارلز برانسون در تلفن (۱۹۷۷) را، و جان وین در آخرین فیلمش تیرانداز (۱۹۷۶). به همه این‌ها، نفرین‌شده، فیلمی با شرکت بت میدلر اضافه کنید که معلوم نیست سیگل آن را برای چه ساخت. مفتضحانه بودن فیلم، البته خوشبختانه به عنوان کارگردانی پرقدرت و ماهر که می‌توانست به بودجه‌ای اندک، بهترین، روان‌ترین و هیجان‌انگیزترین فیلم‌ها رابسازد، لطمه‌ای نزد.

بازسازی

هجوم ربایندگان جسم در ۱۹۸۷ توسط فیلیپ کافمن بازسازی شد. فیلم‌نامه را دابلیو. آر. ریشتر نوشته بود و فیلم هم با این شغار به نمایش درآمد: «دیگر از این پس چشم به هم نخواهید گذاشت». دانلد سالترلند و بروک آدامز نقش‌های اصلی را بر عهده داشتند و بازیگران فیلم اصلی و خود دان سیگل در نقش یک راننده تاکسی، و کوین مک‌کارتی در نقش «مردی فراری در بزرگراه»، حضوری کوتاه در فیلم داشتند. از نقش‌های کوتاه و به‌یادماندنی دیگر، لئونارد نیموی است در هیبت دکتر کیبنر؛ مردی که به‌طور مشکوکی معقول و منطقی به نظر می‌رسد. وهمین طور رابرت دووال در نقش یک کشیش دکور داستان از شهر سانتامیرا به سان‌فرانسیسکوی بزرگ منتقل شدهه که به خاطر فرقهٔ مشکوک‌اش شهرت دارد و بنابراین با مضمون فیلم هم کاملاً می‌خواند. پالین کیل، منتقد نیویورکر، یکی از طرفداران پروپاقرص فیلم بود. او نوشت: «ورسیون بازسازی شدهٔ تهاجم ربایندگان جسم، یکی از بامزه‌ترین فیلم‌هایی است که از کری و آرواره‌ها به این طرف، دیده‌ام.»

نظر منتقدها

آندرو ساریس (ویلیج ویس): «یکی از معدود کلاسیک‌های واقعی علمی و تخیلی».

ورایتی: «یک اثر غیرمتعارف و هیجان‌انگیز علمی/ تخیلی.»

صحنهٔ فراموش نشدنی

مایلز و بکی پس از فرار از شهری کامل از آدم‌های «تسخیرشده»، در تونلی زیر یک تپه مخفی می‌شوند. آن‌ها تلاش دارند تا خود را بیدار، یا به عبارتی دیگر، انسان نگه دارند و مستأصلانه امیدوارند نجات پیدا کنند. صدای قطعه اپرای زیبایی به گوش می‌رسد. آیا آدم‌هایی واقعی در همان نزدیکی هستند؟ در حالی که مایلز در جستجوی یافتن مبدأ صداست، بکی که دارد از خستگی از حال می‌رود، دنبال‌اش می‌رود. مایلز فقط مزرعه‌ای متعلق به آدم‌های تکثیر و مسخ‌شده را می‌یابد و رادیویی که با صدای بلند موسیقی پخش می‌کند. برای آخرین بار او را در آغوش کشد. ولی ناگهان با وحشت عقب می‌کشد. این صدای بکی است: «مایز، دست خودم نبود، خوابم برد». بکی به یکی از آن‌ها تبدیل شده. با صدایی ربات‌مانند و بی‌خیال، بکی از مایلز دعوت می‌کند خالی از مشکل و دغدغه او قدم بگذارد. مایلز سرباز می‌زند و بنابراین، بکی فریاد می‌زند تا دیگران را خبر کند. مایلز مجبور می‌شود برای نجات زندگی‌اش، بدود و با این حال هنوز در فکر این است تا دنیا را به گونه‌ای، نجات دهد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.