همه چیز در مورد فیلم پینوکیو – نکات جالبی که احتمالا نمی‌دانستید – Pinocchio (1940)

کارگردان: همیلتون لاسکه، بن شارپستین. تهیه‌کننده: والت دیزنی. فیلم‌نامه: اورلیوس باتا لیا، ویلیام کنترل، اوتو انگلاندر، ارمن پنر، ج. زف سابو، تد سیرز، وب اسمیت بر اساس کتاب کارلو کولودی. مدت: ۸۸ دقیقه. بودجه: ۲/۴ میلیون دلار، فروشک ۴۰ میلیون دلار.

اسکارها:

  • بهترین موسیقی متن: لی هارلین، پل اسمیت، ند واشینگتن.
  • بهترین ترانه: وقتی آرزویی می‌کنی و از ستاره‌ای چیزی می‌خواهی.

سایر برندگان اسکار سال ۱۹۴۰:

  • بهترین فیلم: ربه کا.
  • بهترین کارگردان: جان فورد (خوشه‌های خشم).
  • بهترین بازیگر مرد: جیمز استیوارت (داستان فیلادلفیا).
  • بهترین بازیگر زن: جینجر راجرز (کیتی فویل).
  • بهترین بازیگر مرد نقش دوم: والتر برنان (وسترنر).
  • بهترین بازیگر زن نقش دوم: جین دارول (خوشه‌های خشم).

فوت و فن «جاندار بودن»


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

پری آبی، با وجود آن صدای قشنگ و دلنشین، ولی از آن‌ها نیست که گاه، آن‌رویش بالا نیاید و بنابراین همان ابتدا برای پینوکیو خط‌ونشان می‌کشد: «بچه‌ای هم که خوب نباشد می‌تواند از چوب ساخته شده باشد». اگرچه پینوکیو تازه لحظاتی است جان گرفته، و درست نمی‌داند کیست و چیست و کجاست، همان ابتدا فوت و فن کامل «جاندار بودن» را یاد می‌گیرد. اگر ثابت نکند که شجاع و صادق است، هیج‌چیزی نخواهد بود مگر یک قطعهٔ خوش‌تراش و قشنگ کاج. پس از رقص و آوازی کوتاه با یک گربه، یک ماهی و سازنده‌اش، جپتو، پینوکیو را همراه با یک حشره راهی مدرسه می‌کنند.

در دهه ۱۹۴۰، کودکی، گزینه‌ای بین «غرق شو یا شنا کن» بود. بنابراین خیلی جالب است که پینوکیو حتی در این دوران لوس بار آوردن بچه‌ها، چه خوب تاب آورده و کهنه نشده است. اما حالا، پدر و مادرهای نگران چطور تمایل یک پیرمرد برای پسری کوچک داشتن را توضیح می‌دهند؟ یا آن بچه نگهداری بی‌خیالانه را از سوی ملخ شیک‌پوشی، که تا لنگ ظهر می‌خوابد و اجازه می‌دهد که بچهٔ تحت‌قیمومت‌اش توسط «کاشفان استعدتد» مست لایعقل ربوده شود؟ در حالی که روزهای پینوکیو، مملو از خطرات و اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی است، بچه‌ها مجذوب داستات، به صفحه تلویزیون خیره باقی می‌مانند. آنها شاید پیام فیلم را گرفته باشند: «زندگی بدون ریسک، یک تکه جنس بنجل بی‌جان و مایه است.»

خلاصه داستان

جپتو، مرد پیر و تنهایی است که کارش کنده‌کاری چوب و ساختن ابزار و چیزهای مختلف است. او که در آرزوی داشتن یک بچه می‌سوزد، تمامی عشق و علاقه خود را اجباراً معطوف به گربه و ماهی‌اش کرده است. جپتو از ستاره‌های آرزویش می‌خواهد که به آخرین ساخته‌اش، عروسک چوبی یک پسربچه، جان بدهد. این اتفاق می‌افتد و آرزوی پیرمرد برآورده می‌شود ولی پری آبی، از عروسک می‌حواهد قبل از آن‌که مقام پسر بچگی به‌طور کامل به او اعطا شود، باید شجاعت و صداقت خود را به اثبات برساند. پری خانم، جیمینی ملخ، راوی داستان را، به عنوان راهنمای عروسک تعیین می‌کند تا راه و چاه زندگی را به وی نشان دهد و در واقع، وجدان او باشد. در حالی که پینوکیو، سلانه‌سلانه راه مدرسه را در پیش گرفته، وسوسه‌ها در سراه انتظارش را می‌کشند. روباهی ریاکار او را می‌گیرد و به نمایشخانه‌ای سیار می‌فروشد. پری آبی ظاهر می‌شود و از پینوکیو می‌پرسد چرا توصیه‌های او را گوش نکرده است. پینوکیو دروغ می‌گوید و دماغش کمی دراز می‌شود. او دروغ مصلحتی دیگری می‌گوید و این‌بار دماغ‌اش آن‌قدر دراز می‌شود که شاخه‌ای درخت همراه با لانهٔ یک پرنده ار آن می‌روید. پینوکیو وحشت می‌کند و پری از او می‌خواهد دیگر هیچ‌وقت دروغ نگوید. اما پینوکیوی طفلک سر جایش برمی‌گردد ولی پری خانم به او هشدار می‌دهد که برای آخرین بار کمک‌اش کرده و دیگر دروغ نگوید. اما پینوکیوی طفلک را یک بار دیگر می‌ربایند و به جزیرهٔ لذت می‌برند که جایی است که بچه‌های بد را در آن‌جا به الاغ تبدیل می‌کنند. به خاطر کمک جیمینی، پینوکیو درست سر به زنگاه فرار می‌کند و به کمک چپتو می‌شتابد که توسط نهنگی بلعیده شده. پری آبی به دلیل شجاعتی که پینوکیو از خود نشان داده، اور ا به یک پسر بچه تمام عیار تبدیل می‌کند ولی می‌دانیم که او در تمامی این مدت مثل یک پسر خوبو واقعی رفتار کرده بود.

پشت‌صحنه

-پایگاه اینترنتی هست که فقط به گزارش آدم‌هایی اختصاص دارد که در سراسر پینوکیو به تصاویر میکی‌ماوس در پس نقاشی‌های فیلم برمی‌خورند.

– فردی که در ورسیون اصلی به جای پینوکیو حرف می‌زند، دیکی جونز نام دارد که پس از چند سال بازی در فیلم‌های اکثراً وسترن، وارد کار بانکداری و معاملات زمین شد.

– والت دیزنی پس از دریافت جایزه‌اش به خاطر سفیدبرفی، نخستین کسی بود که رسماً از این جایزه به عنوان اسکار نام برد.

– معروف‌ترین قهرمان دیزنی، میکی ماوس، برای نخستین بار در کارتون «ناطق» ویلی، کشتی بخار به مردم معرفی شد.

– در ۲۰۰۲، کمپانی میرامکس، ورسیونی زنده از پینوکیو با شرکت روبرتو بنینی تهیه کرد. لهجهٔ انگلیسی بنینی چنان غلیظ بود که قابل درک نبود. اجباراً او را دوبله کردند. ولی به هرحالف کسی از فیلم استقبال نکرد و پس از اکرانی کوتاه، به صورت ویدیویی وارد بازار شد.

لذت‌های خاص

-حواس‌تان به ساعت، و دراین مورد خاص، به ساعت‌ها باشد. کلبه کوچک و راحت جبتو، پر از آن‌هاست، که هریم طرحی مبتکرانه دارد و داستان خودش را.

– سکانس زیر اب به گروه انیماتورهای دیزنی اجازه داد تا به کندوکاو و تجربه در زمینه حرکت‌های فوق‌العاده زیر آب بپردازند. طراحی حرکات هیولایی حدوداً و ماهی‌هایی خوشگل با دم‌هایی چشم‌گیر، به طرز زیبایی انجام شده است.

– یکی از لحظات زیبای فیلم و بی‌شک، زیباترین ترانه فیلم، من هیچ سیستمی ندارم با صدای پینوکیو است پس از آن که به گروه نمایش سیار فروخته می‌شود. ورسیون دیگر آن را باربارا اترایسند خوانده است.

کارگردان

. التر الیاس دیزنی، پسر کشاورزی اهل میزوری بود که حیوانی جونده را به یک سلطان، کدویی را به درشکه و اردکی را به موجودی عزیز تبدیل کرد. او طی زندگی‌اش، بر ساخت و تولید ۸۱ فیلم بلند کارتون نظارت داشت. نخستین کارتون بلنداش، سفیدبرفی و هفت کوتوله در ۱۹۳۸، غوغایی به پا کرد و صاحب اسکاری شد که با هفت اسکار کوچک روی یک پایه، خاص آن طراحی شده بود. او که کمال‌گرایی بود خستگی‌ناپذیر، از تجربهٔ سفیدبرفی درس گرفت و آن را در پینوکیو، که سه سال تولیدش به طول انجامید، به کار زد. در ساخت این فیلم، ۷۵۰ طراح، ۸۰ نوازنده و موسیقیدان، ۱۵۰۰ ترکیب رنگی و یک میلیون نقاشی مورد استفاده قرار گرفته است. در پینوکیو، برای اولین بار دوربینی مخصوص به کار گرفته شد که مثل دوربین‌های معمولی فیلم‌برداری، می‌توانست از حرکت طرح‌ها فیلم‌برداری کند و به کل کار عمق و بعد بخشید.

موفقیت استثنایی این دو فیلم باعث گردید دیزنی فانتزیا (۱۹۴۰) را خلق کند که او امید داشت با آمیزه موسیقی کلاسیک و شخصیت‌های کارتونی، باعث ارتقاء فرهنگی مخاطبین آمریکایی شود. فیلم با شکست تجاری عجیبی روبه‌رو شد و فقط کم مانده بود که والت دیزنی از آن سلب مالکیت کند. او از مردم پوزش خواست و قول داد که دفعه بعد کاری بهتر ارائه دهد. و خب، حالا اگر نه بهتر، کارهای بعدی‌اش بزرگ‌تر و جاه‌طلبانه‌تر بودند که در بین‌شان دو پارک موضوعی، یکی در اورلاندو و دیگری در آنهایم کالیفرنیا به چشم می‌خورد. در بین محبوب‌ترین آثاری که والت دیزنی به مردم دنیا تقدیم کرد به این عناوین برمی‌خوریم: دامبو (۱۹۴۱)، باد در بیدهای مجنون (۱۹۴۹)، افسانهٔ اسلیپی هالو (۱۹۴۹)، سیندرلا (۱۹۵۰)، دیوی کراکن (سریال تلویزیونی، ۱۹۵۴)، بیست هزار فرسنگ زیر دریا (۱۹۵۴)، زورو (سریال تلویزیونی، ۱۹۵۷)، فریاد زن پیر (۱۹۵۷)، خانواده سوئیسی رابینسون (۱۹۶۰)، پروفسور کم‌حافظه (۱۹۶۱)، و مری پاپینز (۱۹۶۴). بر خلاف شایعاتی که روزنامه زرد بر سر زبان‌ها انداختند، دیزنی را پس از مرگ‌اش در ۱۹۶۶، منجمد نکردند، جسدش را سوزاندند و در گورستان لس‌آنجلس به خاک سپردند.

نظر منتقدها

راهنمای فیلم‌های تلویزیونی: «تکه جواهری که با اجاب و لذت تماشایش می‌کنی؛ از همان جنس که رویاها، و کابوس‌ها، از آن ساخته شده‌اند.»

راجر ایبرت (شیکاگو سان‌تایمز): «پینوکیو، بی‌شک، منفعل‌ترین و ساده‌لوح‌ترین قهرمان کارتونی دیزنی است…»

صحنهٔ فراموش نشدنی

پینوکیو را می‌دزدند و با ارابه‌ای سریع به جزیرهٔ لذت می‌برند. در آن‌جا لمپویک، هفت خط روزگار، او را از ارابه به در می‌کند و وی را با لذت‌های خاص سیگار کشیدن، نوشیدن و دعوا و مشت‌کاری آشنا می‌سازد. آن جزیرهف برای یک بچه مملو از چیزهای اعجاب‌انگیز و لذت‌بخش است: چرخ‌فلک و آب‌نبات و حتی خانه‌ای که آن را با کیف و خنده، داغون کنی. شب که می‌شود، همهٔ بچه‌های دیگر ناپدید می‌شوند و لمپویک و پینوکیو در سالن بیلیارد متروکه خود را سرگرم می‌کنند. جیمینی، مخفیانه وارد جزیره می‌شود و رازی وحشتناک را کشف می‌کند: همه بچه‌های شیطان به الاغ تبدیل شده‌اند تا برای کار به معادن نمک فرستاده شوند. جیمینی، پینوکیوی وحشت‌زده را در حالی بازمی‌یابد که گوش‌هایش دراز شده، دم درآورده و عرعر می‌کند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.