همه چیز در مورد فیلم ژول و جیم – نکات جالبی که احتمالا نمی‌دانستید – Jules and Jim (1962)

کارگردان: فرانسوآ تروفو. نویسندگان فیلمنامه: فرانسوآ تروفو، ژان گرونو؛ بر اساس رمان هانری- پی‌یر روش. بازیگران: ژان مورو (کاترین)، اسکار ورنر (ژول)، هانری سر (جیم)، وانا اوربینو (ژیلبرت)، بوریس بسیاک (آلبر). تهیه کننده: مارسل پربر، جانوس فیلمز. مدت: ۱۰۴ دقیقه. فروش: ۳/۱ میلیون دلار.

نامزدهای اسکار:

  • بهترین تدوین: فریس وبستر.

سایر برندگان اسکار ۱۹۶۲:

  • بهترین فیلم: داستان وست ساید.
  • بهترین کارگردان: رابرت دانیر و جروم رابینز (داستان وست ساید).
  • بهترین بازیگر مرد: ماکسیمیلیان شل (محاکمه در نورنبرگ).
  • بهترین بازیگر زن: سوفیا لورن (دو زن).
  • بهترین بازیگر مرد نقش دوم: جورج چاکریس (داستان وست ساید).
  • بهترین بازیگر زن نقش دوم: ریتا موره‌نو (داستان وست ساید).

خلاصه داستان


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

پاریس، ۱۹۱۳٫ ژول آلمانی‌تبار (اسکار ورنر) و جیم فرانسوی‌تبار (هانری سر) دوستانی صمیمی هستند که از لحاظ هنری و فکری نیز وجه اشتراک زیادی دارند. آنها از همنشینی یکدیگر هیچ وقت خسته نمی‌شوند. آن دو وقتی کنده‌کاری سر زنی را می‌بینند، عاشقش می‌شوند و تصمیم می‌گیرند او را بیابند. این زن را با شکل و شمایل کاترین پیدا می‌کنند. برای مدتی پیوندی دوستانه بین آنها به وجود می‌آید ولی کاترین زنی است غیرقابل پیش‌بینی و مقداری «ویری» (یک بار هیمن طوری به سرش می‌زند و خود را توی رودخانه می‌اندازد). وقتی جیم متوجه می‌شود که کاترین به ژول علاقه دارد، بزرگوارانه کنار می‌کشد. درست پس از ازدواج کاترین و ژول، جنگ جهانی اول آغاز می‌شود و ژول و جیم از این واهمه دارند مبادا در دو جبهه مقابل قرار بگیرند و مجبور شوند به طرف هم شلیک کنند. پس از پایان جنگ، جیم به عنوان خبرنگار ویژه به آلمان فرستاده می‌شود و در آنجا به سراغ دوستانش می‌رود که حالا در خانه‌ای ویلایی به اتفاق دخترشان زندگی می‌کنند. در همانجاست که ژول و جیم پی می‌برند که زندگی کولی‌وار گذشته‌شان به پایان رسیده. ولی کاترین همچنان شخصیت یاغی و ناراضی گذشته باقی مانده است.

زندگی کولی‌وار

فرانسوآ تروفو زمانی گفت: «می‌خواهم فیلمی که تماشا می‌کنم یا لذت فیلمسازی را به من منتقل کند و یا هیجان و اضطراب‌شان را. فیلم‌هایی که نبضشان نمی‌تپد برایم جالب نیستند.» ژول و جیم نمونه بارز چیزی است که تروفو و دوستانش از «موج نو» انتظار داشتند و بی‌شک در کنار چهارصد ضربه بهترین کار اوست. این حکایت تراژیک بیش از آنکه بررسی زندگی چند شخصیت زن و مرد باشد، یک تجربه سینمایی است. ولی آن زن اغواگر، که محور اصلی داستان است، چه به ما می‌گوید؟ از شادی و لذت زندگی کولی‌وار می‌گوید یا از غم و مصیبتش؟ آیا حس و حال متغیر کاترین- از زنی پرانرژی و جذاب تا زنی مستبد و نومید کننده- نمادی است از حس و حال حاکم بر اروپای بین جنگ جهانی اول و دوم؟ ژول و جیم حالت چرخ و فلکی را دارد که با حرف‌های خوب، رفاقتی رویایی، آرزوهای عقیم، شور و بی‌کله‌گی و مفاهیمی غلط، می‌چرخد. در این رابطه غیر ممکن بین شخصیت‌های داستان، فقط یک نکته واضح و آشکار است: این قصه پریان پرشور و گاه بدبینانه، به خاطر شاعرانگی تصویری و موسیقایی و ابتکارات تکنیکی و نگرش بشردوستانه و دلچسب‌اش به زندگی، به هیجان می‌آورد و مسحور می‌کند. قلب‌تان را در مشت می‌گیرد و ول نمی‌کند.

اگر بگویید که تروفو موج نو را ابداع کرد و یک تنه سر و شکل و حس سینما را تغییر داد، حرفی بدیهی زده‌اید. تاثیر سینمای تروفو بر سینمای اوخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ آمریکا- یعنی آنچه به سینمای نئوکلاسیک شهرت دارد- و بر فیلم‌هایی چون بانی و کلاید کاملا آشکار است. حتی فیلمی چون فارغ التحصیل از میراث تروفو تغذیه کرده است.

کارگردان

فرانسوآ تروفو، که هم به خاطر نظریه‌های سینمایی و هم به خاطر فیلم‌های خودش، شهرت و محبوبیت داردف با ساختن فیلم‌های کوتاه و دستیاری روبرتو روسلینی کارش را در عالم سینما آغاز کرد. ولی مرشد و استاد اصلی‌اش ژان رنوار بود. نخستین فیلم بلند تروفو چهارصد ضربه، فیلمی اتوبیوگرافیک، حکایت دوران نوجوانی‌اش بود که به سه گانه معروفش بوسه‌های دزدکی (۱۹۶۸)، کانون خانواده (۱۹۷۰) و عشق گریزان (۱۹۷۸) منجر شد. در همه این فیلم‌ها، ژان- پی‌یر لئو در نقش آنتوان دوآنل بازی دارد.

تروفو یکی از مهم‌ترین پیشگامان «موج نو» ی سینمای فرانسه بود؛ جنبشی که از «نظریه مولف» دفاع و کارگردان را ستون اصلی یک فیلم تلقی می‌کرد. تروفو پس از ژول جیم، تعدادی دیگر فیلم ساخت از جمله کودک وحشی (۱۹۶۹)، دختر خوشگلی مثل من (۱۹۷۳)، شب آمریکایی (۱۹۷۳)، پول توجیبی (۱۹۷۶)، مردی که زن‌ها را دوست داشت (۱۹۷۷)، جانمی یکشنبه (۱۹۸۳). تعدادی دیگر از فیلم‌های تروفو، تیره و تار در مایه‌های فیلم‌های هیچکاک بودند از جمله: عروس سیاهپوش (۱۹۶۸)، دو دختر انگلیسی و قاره (۱۹۷۲)، داستان آدل اش (۱۹۷۵)، اتاق سبز (۱۹۷۸)، و زن خانه بغلی (۱۹۸۱). آخرین مترو که آن را در سال ۱۹۸۰ ساخت، آمیزه‌ای است از آن دو سبک فیلمسازی. تروفو در سال ۱۹۸۴ درگذشت.

بازیگران:

*ژان مورو: مهم‌ترین نقش ژان مورو در تمامی دوران بازیگری‌اش، نقش کاترین، زن پر معمای ژول و جیم بود. او که در سنین ۲۰ سالگی کارش را در تئاتر و بازی در کمدی فرانسه آغاز کرده بود، با آسانسور اعدام (۱۹۵۸) و سپس عشاق (۱۹۵۹) هر دو ساخته لویی مال، وارد عالم سینما شد. از همان ابتدا آشکار بود که مورو مانند کاترین شخصیتی پرقدرت دارد و می‌تواند لحظه‌ای زشت و لحظه‌ای زیبا و جذاب به نظر برسد. راجر ایبرت نوشت: «در پس آن چشم‌ها و لبخند پررمز و راز زنی با کله نهفته است.» از مهم‌ترین فیلم‌های مورو در دهه ۱۹۶۰ باید به اینها اشاره کرد: شب (۱۹۶۱)، محاکمه (۱۹۶۳)، خاطرات یک پیشخدمت (۱۹۶۴)، زنگ‌ها در نیمه شب (۱۹۶۶)، عروس سیاهپوش. او در دهه ۱۹۷۰ در تعدادی فیلم آمریکایی نیز بازی کرد و از جمله مونته والش (۱۹۷۰)، آخرین غول (۱۹۷۶)، Going Places (1974) و نیکیتا (۱۹۹۰). او یکی از محترم‌ترین شمایل‌های عالم سینماست.

*اسکار ورنر: نقش ژول غمگین را بازی کرده که با کاترین ازدواج می‌کند ولی نمی‌تواند نگهش دارد. او که در اصل بازیگر تئاتر بود، مهارت و قابلیت خود را در تعدادی فیلم مهم نیز به رخ کشید از جمله: تصمیم پیش از سپیده‌دم (۱۹۵۱)، لولا مونتز (۱۹۵۵)، کشتی احمق‌ها و جاسوسی که از سرما آمد (هر دو در سال ۱۹۶۵)، فارنهایت ۴۵۱ (۱۹۶۷)، کفش‌های ماهی‌گیر (۱۹۶۸) و نیز سفر نفرین شده (۱۹۷۶). ورنر در سال ۱۹۸۴، دو روز بعد از تروفو درگذشت.

توضیحی درباره ترجمه فارسی نام فیلم

در خود فیلم ژول و جیم در صحنه کافه وقتی یکی از قهرمانان داستان «جیم» را «ژیم» صدا می‌کند، جیم او را تصحیح می‌کند و می‌گوید تلفظ درست اسم من «جیم» است. این توضیح را از آن رو آوردیم که بسیاری در ایران تصور می‌کنند که چون فیلم فرانسوی است همه «J» ها «ژ» تلفظ می‌شود. حال آنکه استثناهایی وجود دارد و عنوان فیلم تروفو یکی از همین استثناهاست.

جملات به یادماندنی

«می‌خواستم فیلم شبیه یک آلبوم عکس‌های قدیمی به نظر برسد.»

تروفو

«می‌دانید روانکاوی فرانسوی چه گفته؟ ژول و جیم درباره دو بچه است که عاشق مادرشان هستند.»

تروفو

«کاترین (شخصیت ژان مورو) فوق العاده است. اگر چنین زنی را در زندگی واقعی ملاقات کنید، احتمالا فقط عیب‌هایش را می‌بینید، چیزهایی که فیلم نادیده گرفته است».

تروفو

«کار را باید همیشه با تقابل پیش برد. اگر موقعیت غیر عادی و عجیب باشد باید بازیگرها را مجبور کرد که طبیعی باشند؛ همین‌طور برعکس».

تروفو

نظر منتقدها

پالین کیل (نیویورکر): «شوخ و درخشان و پر از اشارات مبهم و دوپهلو، این بهترین فیلمی است که درباره چیزی که ما اسمش را «دوره اسکات فیتز جرالد» گذاشته‌ایم، ساخته شده است».

صحنه فراموش نشدنی

صحنه‌های جذاب یکی پس از دیگری فرا می‌رسند و کوتاهی و تاثیرشان نفس‌تان را می‌گیرند. در یکی از صحنه‌ها کاترین ترانه‌ای را که نوشته، می‌خواند. گاهی لبخند می‌زند، گاهی چشم‌هایش را می‌بندد و غمگینانه، نفسی می‌کشد و گاه شادمانه، لبخند می‌زند. زمان برای یک بار هم که شده، گویی از حرکت باز ایستاده است.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.