فیلم اتاق گاز – The Chamber (1996)

امریکا (ران هوارد، برایان گریزر و جان دیویس).

کارگردان:  جیمز فولی.

فیلمنامه:  ویلیام گلدمن و کریس ریس، بر مبنای رمانی نوشته جان گریشام.

فیلمبرداری:  ایان بیکر.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

موسیقی متن: کارتر برول.

بازیگران:  جین هاکمن، فی داناوی، کریس اودانل، رابرت پراسکی، ریموند باری، هاروه پرسنل و لیلا راچن.

رنگی، ۱۱۳ دقیقه.

«آدام هال» (او دانل)، وکیل دعاوی موفق ساکن شیکاگو، برای رسیدگی به پرونده سام «کیهال» (هاکمن) به میسیسیپی سفر می‌کند. در سال‌های آغازین دهه ۱۹۶۰، «کی‌هال» که عضو گروه نژادپرست کوکلوکس کلان بوده، به طور مشخص مسئولیت قتل یک وکیل حقوق مدنی یهودیان و فرزندانش را به عهده داشته است. به دلیل رد شدن فرجام خواهی به نظر می‌رسد او محکوم به مرگ شده و «آدام» می‌خواهد ببیند چه کار برایش می‌تواند بکند. «آدام» معمولا علاقه ای به رسیدگی به این نوع پرونده‌ها را ندارد، اما راز ماجرا در این جاست که او نوه «کی‌هال» است و با وجود نژادپرست بودن او، می‌خواهد سعی کند شاید بتواند زندگی اش را نجات دهد.

­«کی‌هال» به «آدام» و مهارت او در امر وکالت چندان اعتمادی ندارد و به آن اهمیتی نمی‌دهد. از آن جایی که «آدام» اوقات بسیاری را با «عمه لی» (داناوی) که سالها پیش شاهد قتل یک مرد سیاه پوست (به دست «کی‌هال») بوده می‌گذراند، بنابراین می‌تواند تصویر وحشت انگیز و کامل تری از نفرت نژادی «اکی‌هال» و خسارت هولناکی که به خانواده و شهر کوچکشان زده را در ذهنش مجسم کند…

اتاق گاز البته پیشاپیش تأثیر نویسنده موفق و محبوبش، گریشام را باز می‌تاباند؛ قصه دادگاهی دشوار و پرونده حساس و باز تب و تاب کینه توزی های مربوط به نژادپرستی گره اصلی در این جا بحران شخصی وکیل جوانی است که می‌خواهد پدربزرگ بی اعتنایش را از اتهام قدیمی و ظاهره مسلم بمب گذاری منجر به قتل تبرئه کند. پژواک هایی از به سوی اعدام (تیم رابینز، ۱۹۹۵، که ظاهره تأثیرگذار تر از آنچه در نظر اول پنداشته می‌شد، بوده است) حاضرند، ولی فولی داستان تلاش برای نبش قبر واقعیت های مدفون شده و ناخوش آیند را با لحنی متین روایت می‌کند و به هیجان های کاذب متوسل نمی‌شود و تراژدی خانواده از هم پاشیده در طول مسیر رابطه تدریجی عشق و نفرت میان پدربزرگ و نوه، ابعاد مختلفی می‌یابد. مشکل اصلی، الگوی پیش بینی پذیر این نوع فیلم های تجدید نظر طلبانه است. فولی به حال و هوای تلخ و افسرده روابط وفادار می‌ماند و به لطف بازی‌ها – به ویژه هاکمن در نقش نژاد پرست قدیمی و عبوس – شخصیت‌های باورپذیری خلق می‌کند. سر آخر مایه دل خوشی تماشاگر این است که پیرمرد قبل از رفتن به اتاق گاز، وفاداری‌های متحجرانه به حزب و گروه را زیر سئوال می‌برد و وکیل جوان و عمه اش، به عنوان قربانیان مشترک این وفاداری‌ها، ارزش پیوندشان را کشف می‌کنند. تلخکامی هالیوودی در همه حال روزنه ای برای امید و بازسازی اخلاقی به جا می‌گذارد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.