کاراکتر سینمایی آیدین با بازی هالوک بیلگینر در فیلم خواب زمستانی: بررسی و تحلیل

آیدین بازیگر اسبق تئاتر است که در شهر آناتولی هتلی که به ارث برده را اداره می‌کند، او مسیر زندگی‌اش را در نیل به سوی گرایش‌های روشن‌فکری برگزیده است، پس از خداحافظی با عالم بازیگری قلم به دست گرفته و در روزنامه‌ای به نقد مسائل هنری، اخلاقی و مذهبی پرداخته است و در کنار آن سعی در نوشتن فرهنگی جامع برای تئاتر کشور ترکیه دارد. از سویی او مدیری مقتدر به نظر می‌رسد، با مشتریان هتل‌اش گپ می‌زند و خاطراتی از دیدار کوتاه‌اش با عمر شریف برای‌شان تعریف می‌کند و در نهایت با اتخاذ ترفندهای مدیریتی مایملک‌اش که شامل هتل و خانه کوچکی که اجاره داده است می‌شود را اداره می‌کند. زمانی که پسر کوچک مستاجرش با سنگ شیشه ماشین او را هدف قرار می‌دهد گویی ضربه‌ای مهلک به شخصیتی که تا آن روز آیدین برای خود ساخته وارد می‌کند زیرا در همین زمان او متوجه تنفر خانواده مستاجر از خودش می‌شود، سپس طی مشاجره‌ای با خواهرش نیجلا (دمت اکبگ) خودخواه، کینه‌توز و بدبین خطاب می‌گردد و در سخت‌ترین مرحله به میزان انزجاری که همسر جوان‌اش نیهال (ملیسا سوزن) نسبت به او دارد آگاه می‌شود. آیدین به ناگاه دچار تناقضی سخت میان شخصیتی که پرورش داده و شخصیتی که دیگران از او می‌بینند می‌شود. صراحت کلام، تفکرات ناتورالیستی و نگاه متفاوت‌اش به مذهب گرچه برای خودش نشان‌گر روشن‌فکر مدرن ترکیه‌ای است اما در نگاه اطرافیان شکلی دیگر پیدا کرده و باعث نفرت تمام اطرافیان از او شده است. این در صورتی‌ست که آیدین خود را روشن‌فکری طرفدار هنر و نیکوکار می‌داند و با پی بردن به این طرز نگاه دیگران به شخصیت‌اش، دچار تزلزل و سقوطی سخت می‌شود.

نمایان کردن ابعاد مختلف این تزلزل رکن اصلی جذابیت و پیچیدگی شخصیت خلق شده توسط نوری بیگاه جیلان به شمار می‌رود. شخصیتی که تناقض‌هایش به ناگهان مبدل به مسئله‌ای جان‌کاه برای او می‌گردد، چه زمانی که برای انجام عملی نیکوکارانه تلاشی مذبوحانه دارد اما در مواقعی ناخودآگاه بخشنده می‌شود، چه زمانی که نگاه اطرافیان در تضاد با مقاله‌اش در مورد حجاب را مهم تلقی نمی‌کند اما بحث که به خودش و مشکلات رفتاری‌اش می‌رسد به جمله ژان‌پل ساتر رجوع کرده و جهنم را در حضور دیگران می‌یابد.

روان‌شناسی شخصیت آیدین زمانی وجهی تراژیک به خود می‌گیرد که او با اصرار سعی می‌کند ثابت کند دیگران دچار اشتباهی عظیم شده‌اند و وجوه مثبت شخصیت‌اش را درست نشناخته‌اند. اثبات چیزی که خود باور دارد در وجودش هست و حال دیگر امکان بروزش وجود ندارد زیرا پیش از این آیدین در طول زندگی‌اش خود را روشن‌فکری می‌دانست که به فرهنگ مملکت‌اش کمک کرده است (حتی نام‌اش هم در زبان کشورش به معنای روشن‌فکر است)، حال به این واقعیت تلخ پی می‌برد که نزدیک‌ترین افراد زندگی شخصی‌اش نیز او را قبول ندارند. این مقوله را می‌توان مهلک‌ترین شکنجه روحی برای روشن‌فکر در نظر گرفت، شخصی که با ادعای تفکری سوسیالیستی بر استفاده نکردن از صابون پافشاری دارد ناگهان خود را مالکی سنگدل می‌یابد که رنجی طولانی را به مستاجرش وارد کرده است. شخصیتی که عکس‌العمل‌اش در برابر شناخت دیر هنگام وجوه خارجی شخصیت‌اش را می‌توان به شاه‌لیر تشبیه کرد و از سویی دیگر مرز میان درون‌گرایی و انفجارهای گاه و بی‌گاه‌اش توامان شخصیت‌های داستایوفسکی را در ذهن تداعی می‌کند.

هالوک بیلگینر سه بار پیشنهاد حضور در این نقش را رد کرد اما پافشاری جیلان در نهایت نتیجه داد و به جرات می‌توان گفت بیلگینر موفق به تجسم بخشی به یکی از بهترین شخصیت‌های تاریخ سینما شده است. بیلگینر با تجربه مشابه حضور بر صحنه تئاتر بهترین گزینه برای اثر جیلان که برگرفته از دو داستان کوتاهِ چخوف (زن، مردم بسیار عالی) است، محسوب می‌شود، بیلگینر با قدرت سخن می‌گوید، مرز میان خشم و اندوه را به خوبی با بازی‌های چهره‌اش به نمایش می‌گذارد و وجوه مشترک فراوانی با شخصیت آیدین دارد، در اتاق کار وی پوستری از نمایش آنتونی و کلئوپاترا وجود دارد، نمایشی که در حقیقت بیلگینر در آن ایفای نقش کرده و موفقیت‌های قابل توجهی به دست آورده است.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.