کاراکتر سینمایی اسی دربه در با بازی داریوش ارجمند در فیلم آدم برفی – ۱۳۷۳ : بررسی و تحلیل

برای شناخت ویژگی‌های اسی در به در فیلم آدم برفی یک مقدمهٔ کوتاه ضروری است. اسی دربدر تمام ویژگی‌های تیپیکال جاهل‌های فیلم فارسی‌های پیش از انقلاب را دارد، میرباقری در کنار علاقه‌اش به تاریخ اسلام، توجه ویژه‌ای به سنت‌های تئاتر روحوضی و دراماتیزه و به روز کردن شخصیت‌های فیلم‌های عامه پسند دارد، نمایش سریال دندون طلا نمایش عشق آباد، سریال شاهگوش و فیلم آدم برفی موید این قضیه هستند. او در این آثار سعی دارد به فرم و زبانی ایرانی برخاسته از سنت‌های متون کهن و آیین‌های همگانی وطنی برسد. آدم برفی ادای دین میرباقری به فیلم فارسی‌های پیش از انقلاب است. او قصد داشته است تمام المان‌های آن سینما را رعایت کند و در عین حال با دیالوگ‌های طولانی و مطنطن که گاهی به دیالوگ‌های کیمیایی هم پهلو می‌زند، شناختش از ادبیات کوچه بازاری را هم نشان دهد، بررسی موفقیت یا شکست او در این مسیر هم به موضوع این نوشته مرتبط نیست و مجالی دیگر را می‌طلبد.

عباس درنا مردی که مجبور می‌شود به هیئت یک زن در بیاید، اسی دربه در جاهل اصلی که در کنار تمام خباثت هایش لوطی منش است و وجدان و مردانگی را بر هر چیزی ترجیح می‌دهد، جواد کولی، وردست حراف پاوه پاف، دنیا، ژن بی‌گناه و پاکی که در میان جمعیتی مردانه سعی می‌کند نجابتش را حفظ کند و چرچیل، مرد هوسران و چشم چران پولدار همگی از درون فیلم فارسی‌های پیش از انقلاب آمده اند. به خاطر دور زدن ممیزی هم فضا از ایران به ترکیه منتقل و کافه و رقص و آواز هم حذف شده است. اسی در به در به صورتی افراطی وطن پرست و ناموس پرست است و از خط قرمزها و ایده آل‌های ذهنیش عدول نمی‌کند. او جاهل به روزشده‌ای است که از راه دلالی و کلاهبرداری از این و آن و نقش بازی کردن دلار در می‌آورد. علیرغم حرف هایش دربارهٔ وطن و هم وطن می‌خواهد عباس را هم سرکیسه کند. به همین خاطر در طی یک بازی حماقت بار عباس را به خاطر منفعت‌های خودش به دریا بدل می‌کند و در نهایت با کارگردانی یک سناریوی مضحک کمک می‌کند که عباس و دنیا به هم برسند و دست در دست هم به وطن بازگردند.

اسی در به در در میانهٔ یک تیپ و شخصیت می‌ماند. از طرفی تمام المان‌های رفتاری تیپیکال جاهل‌های فیلم فارسی را دارد و از سویی دیگر ویژگی‌های متناقضی دارد که او را از آن‌ها جدا می‌کند: مکار خیرخواه، بذله گوی تلخ، مهربان خبیث، زورگوی دل رحم، دروغگوی باوجدان و…

او در کشور بیگانه به باد وطن خوش است و هویت واژگون شدهٔ خودش را پشت و نقابی از خیرخواهی برای وطن و هم وطن پنهان می‌کند. برای آمریکایی‌ها دم تکان می‌دهد و در مذمت ینگهٔ دنیا شعار می‌دهد. پول و دلار را بر همه چیز ترجیح می‌دهد و با وجود این به خاطر این که سرنوشت عباس شبیه خودش نشود کاری می‌کند که عشق سبب ساز بازگشت عباس به وطن شود. می‌شود حدس زد که او هم در ابتدای مهاجرتش سرگذشتی بیش و کم یکسان با عباس داشته و بعدتر مجبور شده است برای ارتزاق دست به هر کاری بزند.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

او با وجود آن که می‌داند عباس چقدر سختی کشیده است، طی یک سناریوی از پیش طراحی شده با جواد کولی سر هم وطنش را کلاه می‌گذارد. اما همین آدم به محض این که می‌بیند ترک‌ها پول‌های عباس را دزدیده‌اند و کنکاش زده اند. تلافی می‌کند هم پول‌ها را برمی گرداند و هم پیش چشمان عباس ترک‌ها را کتک می‌زند. به خاطر این که خود را رئیس جلوه دهد وارد همهٔ مناسبات چرچیل مکار می‌شود، اما وقتی می‌بیند روزگار دنیا سیاه شده است، چرچیل را ادب می‌کند.

جواد کولی را تا سر حد مرگ کتک می‌زند اما دوستش دارد، همین ویژگی‌های متناقض اسی در به در را به مرزهای یک شخصیت ویژه نزدیک می‌کند. اسی با وجود آس و پاس بودن و دربه در بودن اش، بر جواد و چرچیل و عباس و دنیا جیره است. او همه را فریب می‌دهد و در نهایت به خاطر جبر فیلمنامه و اصرار فیلمنامه نویس بر رعایت الگوهای فیلم فارسی ور با معرفتش گل می‌کند و به یک باره به کلیشه ای‌ترین شکل ممکن تبدیل به همان لوطی با مرام فیلم فارسی بدل می‌شود. اسی در به در کسی است که هم می‌خواهد مراد باشد و مورد احترام، با مرام باشد و مورد وثوق، اما در نهایت لات آسمان جل است که مانند تمام جاهل‌های حاشیه‌ای فیلم فارسی‌ها باید در انتها در گوش‌هٔ کادر بایستد و با عشق شخصیت‌های اصلی خوش باشد در پایان باید از بازی داریوش ارجمند هم یاد کرد؛ داریوش ارجمند با ویژگی‌های فیزیکی خاص اش، بیان پخته و صدای رسا و چشمان ناقد و نگاه‌های تیزش بهترین انتخاب برای ایفای نقش اسی در به در برده است. او مناسب نقش‌های مقتدر و کاریزماتیک است. اسی در به در یکی از نقش‌های چالش برانگیز کارنامه‌اش است. ارجمند سه سویهٔ متناقض را در بازیش رعایت می‌کند: سویای رهبری یک جماعت که در اکثر نقش هایش هست، جنبهٔ مکار بودن شخصیت دروغگویی که سر همه را کلاه میگذارد و اغراق در تمام الگوهای رفتاری تیپیکال جاهل‌های فیلم فارسی. او به خوبی و با ظرافت تمام این ویژگی‌ها را در بازیش لحاظ می‌کند و از آزمون این نقش سربلند بیرون می‌آید.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.