کاراکتر بزرگ آقا با بازی علی نصیریان در مجموعه نمایش خانگی «شهرزاد» – ۱۳۹۴-۱۳۹۳ : بررسی و تحلیل

سریال شهرزاد یک ملودرام عاشقانه است و محور اصلی آن، داستان عشق قباد و فرهاد به شهرزاد. اما آن چه سطح سریال را بالاتر برده و وجوه مختلفی به آن بخشیده، چیزی نیست جز حضور بزرگ آقا، از این رو می‌توان شخصیت مرکزی فصل اول این مجموعه را بزرگ آقایی در نظر گرفت که مثلث عشقی و اغلب روابط موجود در سریال، زیر سایه او شکل گرفته اند. کسی که تاثیر زیادی بر زندگی و سرانجام آدم‌های اطراف خود گذاشت و ماجراهای مربوط به تشکیلات اش، جنبه‌های جنایی و سیاسی به اثر اضافه کرد.

بزرگ آقا، با نقش آفرینی ممتاز علی نصیریان، کسی است که با وجود علاقمندی به برخی از اطرافیان و خویشاوندان خود، رنج‌های فراوانی به آن‌ها تحمیل می‌کند. به گونه‌ای که اغلب شخصیت‌های این سریال هر کدام به شکلی قربانی جبر او بوده و به واسطه تصمیمات او سرنوشتشان به هم گره خورد، گره‌های گاه کوری که تنها راه رها شدن از آن‌ها، پذیرش زخم‌های دردناک و تحمل آسیب‌های روحی و جسمی بود. بزرگ آقا همه را به نوعی مدیون خود کرده بود. آدم‌های اطراف او هر یک به شیوه‌ای به او وابسته بودند. همین باعث شده بود که او بدون آن که با اعتراض آشکاری مواجه شود، حق دخالت در زندگی دیگران را برای خود قائل باشد و تلاش کند سیر اتفاقات را آنگونه که می‌پسندد و گمان می‌کند درست است رقم بزند. او به جای افراد برایشان تصمیم می‌گرفت و به پشتوانه قدرت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اش، سعی می‌کرد همه چیز را طبق خواست خود جلو ببرد. از این رو تصمیم‌های گاه ضد انسانیش را نیز تحت نام مصلحت به سرانجام می‌رساند و با غرور فراوان اعتقاد داشت که صلاح امور را بهتر از هر کس دیگری می‌داند و هیچ راهی جز آن چه او مشخص کرده است وجود ندارد.

از سوی دیگر ما در این سریال شاهد شبکه‌ای از روابط حکومتی و زد و بندهای افرادی بودیم که هر یک به سهم خود با سیستم حاکم در ارتباط بودند. بزرگ آقا هم یکی از آن‌ها بود و این قسمت از زندگیش فرصت این را فراهم کرد تا در بخش‌هایی از سریال به مسائل مربوط به بازی قدرت و مختصات آن نیز پرداخته شود، تاثیر پذیری و الگو گرفتن سازندگان شهرزاد از مجموعه سترگ و ماندگار پدرخوانده باعث شد تا مناسبات حرفه‌ای بزرگ آقا با فراز و فرودهای جالبی به تصویر کشیده شده و بخش مهمی از جذابیت‌های مجموعه را رقم بزند. مناسباتی که پس از حوادث فراوان، در نهایت به آن شطرنج مرگ ختم شد تا بزرگ آقا به شیوه مایکل کورلئونه، دشمنانش را از پیش رو بردارد، هر چند درست مانند مایکل، با وجود خنثی کردن تهدیدهای خارجی، به خاطر

تصمیم‌های خودخواهانه‌اش نتوانست در نهایت آرامش و تعادل خانواده‌اش را حفظ کند و همین موضوع باعث فروپاشیش شد، وقتی به زور بخواهی روند وقایع را طبق علایق شخصیات پیش ببری و در کار طبیعت دخالت کنی، نتیجه گردابی می‌شود که هر چه بیشتر دست و پا بزنی، بیشتر در آن فرو می‌روی با وجود این ما علاوه بر سنگدلی و بی‌رحمی‌های بزرگ آقا، در مواردی شاهد درایت و ابعاد عاطفی و انسانی او نیز بودیم. ویژگی‌هایی که باعث شدند او نه تنها شخصیت منفی داستان نباشد، که اتفاقا گاهی نیز همدلی مخاطب را برانگیزد. بزرگ آقا در برخی از موارد به خاطر جلوگیری از خسارت‌های بیشتر از مواضع خود کوتاه می‌آمد، به خانواده‌اش علاقه زیادی داشت و بسیاری از انتخاب هایش در جهت حفظ آرامش و امنیت آن‌ها و افراد تحت فرمانش بودند. او همیشه راه حل مشکلات را در خشونت جستجو نمی‌کرد و گاهی نیز با سیاست ورزی به جای جنگ مصالحه را در پیش می‌گرفت. هر چند در نهایت و وقتی همه دشمنانش در پی نابود کردنش بودند، خون به پا کرد و تمام مخالفانش را از پیش رو برداشت.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

از سوی دیگر خیر او در طول داستان به هر ترتیب شامل حال افرادی زیادی از جمله فرهاد شد و پسر هاشم را در حالی که امیدی به زنده ماندنش نبود از مرگ و اعدام نجات داد. مهم‌تر از همه این‌ها اما علاقه پنهانش به شهرزاد بود. حسی که به پیچیدگی‌های شخصیت او افزود و موجب شد تا علت برخی از تصمیماتش مشخص شود. این که چرا او اصرار داشت شهرزاد را به خانواده‌اش اضافه و فرزندش را وارث خود کند. اما همه چیز همواره آن طور که میخواهی پیش نخواهد رفت و تکروی و بی‌اعتنایی به خواست، حریم شخصی و نظر دیگران بالاخره شکافی به وجود خواهد آورد که جبران آن به سادگی ممکن نیست.

به همین دلیل نیز از جایی به بعد رقابت قباد و فرهاد برای به دست آوردن شهرزاد، تا حدی از کنترل بزرگ آقا خارج شد. شرایطی که به همراه آسیب‌های روحی دخترش، او را پس از سال‌ها اداره تشکیلاتش کاملا خسته کرده بود. به گونه‌ای که در لحظات آخر عمرش تنها می‌خواست زندگیش به پایان برسد و پیش از این‌ها شاهد وقایع ناگوار نباشد. بزرگ آقا در پایان توسط قباد با این حقیقت مواجه شد که دیگر دوره‌اش سر آمده است. آن چه از این به بعد اهمیت دارد دوران پس از اوست. وقتی قرار است در غیاب بزرگ آقا دو قطبی جدیدی در قصه شکل بگیرد در این شرایط تازه هم قباد و هم فرهاد، که هر کدام شهرزاد را سهم خود می‌دانند، باید در ساختار قدرت جدید برای رسیدن به خواسته شان با یکدیگر رقابت کنند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.