کاراکتر سینمایی ترانه با بازی ترانه علیدوستی در فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم – ۱۳۸۰: بررسی و تحلیل

در سه گانهٔ نوجوانانه صدرعاملی، من ترانه ۱۵ سال دارم از بقیه فیلم هایش، اثر بالغ‌تری است. فیلمی که درست وسط این سه گانه، مابین دختری با کفشهای کتانی و دیشب باباتو دیدم آیدا ساخته شده و هر سه قرار است به مشکلات نوجوانان البته در دوره اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بپردازند. جدا از بحث ساخت، قهرمان فیلم صدرعاملی در کنش و واکنش‌هایی که در برابر اتفاقات زندگیش افتاده از یک نوجوان فاصله دارد.

ترانه در همان معرفی نخست یک دختر پخته و معلول است که با پدر زندانیش به زبان یک زن بالغ و پذیرنده و پرمهر گفتگو می‌کند. از او حمایت می‌کند و تمام حواسش معطوف به رفع نیازهای او به عنوان تنها مرد زندگیش است. او بعدازظهرها در یک آتلیه کار می‌کند و باهوش و دقت رفتارش را با مشتری و کارفرما تنظیم کرده است. در مدرسه موفق و در کنار مادربزرگش پیش از آن که نوه باشده همراه و هم خانه‌ای ست که نقش روشن و بزرگسالانه‌ای در این چیدمان دونفره دارد. تنها باری که او را در مختصات دقیق یک نوجوان می‌بینیم جاییست که در برابر ایران مهر امیرحسین گونه هایش گلگون می‌شوند. گویا برای اولین بار فرصت می‌کند همسن خودش بشود و به هیجان دوران نوجوانی دل بدهد. شوق و گرمای خواستن و خواسته شدن او را در بر می‌گیرد، حالا وقتش شده است به این موج شوق تن بدهد و در یک تصمیم نوجوانانه بی‌آن که موقعیت را بیشتر حلاجی کند، صیغه را به عنوان پیش درآمدی بر ازدواج بپذیرد و از آنجایی که او عملا بزرگتری ندارد که قواعد دوران صیغه یا همان نامزدی را برای او روشن کند، کامل و بی‌مرز به التهاب تازه یافته و شور نوجوانیش میدان می‌دهد و به امیرحسین نزدیکی می‌کند. از آنجایی که او برخلاف امیرحسین، مسئول و مستقل بار آمده است، از هم رکابی عیش و نوش دائمی او جا می‌ماند و پسر که به قول خود ترانه هنوز خیلی بچه است، برای خوشگذرانیش پارکاب‌های تازه و موقت می‌جوید و وضعیت به سویی می‌رود که نه تنها باری از ترانه سبک نمی‌شود که تازه او را در مقام بزرگتر امیرحسین برای رفع و رجوع دسته گل هایش قرار می‌دهد. این نقش تحمیلی و زورگو، نسخهٔ شادمانی نوجوانی نوپای او را می‌پیچد و سویای بالغ و بزرگسالش را از پیش بیدارتر می‌کند. در نمای دونفرهٔ او و امیرحسین دم در کلانتری، آن چه مخاطب می‌بیند هیچ نشانی از یک زوج نوجوان که در آستانهٔ ساختن چیزی در مجاورت هم هستند وجود ندارد. در این ترکیب ناهمگون، امیرحسین یک پسر بچهٔ بی‌دغدغه بیشتر نیست و ترانه به وضوح یک زن است. زنی کامل که هنوز نمی‌داند در بطنش یک قلب تپنده حمل می‌کند. او تصمیم درست را می‌گیرد و پسر را به مادر سرخورده و بدبینش واگذار می‌کند و آرام و بی‌هیاهو نزد پدرش اعتراف می‌کند من اشتباه کردم و آماده می‌شود از اشتباهاش عبور کند. ترانه سر کلاس درس نشسته و به معلم گوش می‌دهد که برای اولین بار حضور جنین را در شکمش احساس می‌کند.

موسیقی آغاز می‌شود و دوربین خیلی آرام شبیه طواف معبدی از معصومیت و غرور، شروع می‌کند دور او چرخیدن، چشمان وحشت زده او آرام آرام به برق خنده روشن می‌شوند. ما قدر این لحظه را آنچنان می‌دانیم که دیگر نگران نیستیم این بارداری ناخواسته تاوان نوجوانی کردن دختری باشد که محکوم به یک بزرگسالی ابدی است این فیلم یک اثر مهم بر سینمای ایران می‌گذارد. معرفی یک بازیگر زن درجه یک که استعدادش را صدرعاملی برای اولین بار کشف کرد: ترانه علیدوستی در یک بازی درخشان و به یادماندنی، یکی از کلاسیک‌ترین لحظات سینمای ایران را خلق می‌کند و ما هم چنان که از تنهایی او بغض مان را قورت می‌دهیم، با تبسمی بر لب ترانه را در آغاز مسیر کمال زنانگیش بدرقه می‌کنیم. حالا دیگر زیر این پوستهٔ شکننده، ماده گرگی بیدار شده است که می‌خواهد یک خانه بسازد و از آن خانه محافظت کند. او پیشنهاد سقط جنین مادر امیرحسین را رد و یک تنه در برابر تمام مصائب معمول این شرایط نابهنجار ایستادگی می‌کند و وقتی پای شرافت خود و دخترش به میان می‌آید چنگ و دندان نشان می‌دهد، بهتان ناعادلانهٔ مادر امیرحسین، زن متظاهری که پشت دوربین حمایت از زنان بی‌پناه ایستاده را جانانه در دادگاه پاسخ می‌دهد تا حق خودش را که عصمت اوست و حق دخترش را که نام پدر است، بازپس بگیرد، حالا وقتش شده تا سرش را از پیش بالاتر بگیرد، زیر سایهٔ عزت نفس شکوهمند و غذایی که بیش از هر صفت دیگری برازنده اوست لبخند بزند و ادعا کند نغمه پدر ندارد. مگر روزی برسد که امیرحسین آنقد بزرگ شده باشد که خودش نامش را در شناسنامه دخترش ثبت کند.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.