تیکو براهه: پیشتازِ اخترشناسی نوین

نوشته ویلیام مک پیک ترجمه مهندس محمدباقری

نیکو براهه شخص فراموش شده ای است. وقتی صحبت اخترشناسان گذشته پیش می آید بی درنگ به یاد نیکولاس کوپرنیک، یوهانس کپلر و گالیلئو گالیله می افتیم. اما در مورد تیکو براهه دانمارکی چطور؟ اغلب اختر شناسان غیر حرفه ای آشنایی چندانی با کارهای ارزنده وی ندارند. با وجود این، نیکو براهه در پهنه تاریخ علم یکی از چهره های برجستبه به شمار می آید. او نخستین اختر شناس تمام وقت بود و رصد خانه های اورانتیبورگ و استیئرنبورگ را بنیان نهاد و آنها را با دستگاههایی که در زمان خود تازه ترین دستاوردهای تکنولوژی محسوب می شدند مجهز کرد که عبارت بودند از سٌدس (سکسانت)، ذات الحلق و رٌبع. نیکو براهه نخستین کسی بود که به معنای امروزی کلمه شیوه منظم و دقیق رصد کردن را در نجوم به کار گرفت. او نخستین مبنای منطقی را برای تعیین فاصله های نسبی کیهانی عرضه کرد و نادرستی تصورات قدیمی در مورد دنباله دارها و فضای کیهانی را نشان داد. همچنین با ترسیم دقیق مسیرهای حرکت ماه، خورشید و ستارگان، مقدمات پیروزی انقلاب کوپرنیکی را فراهم آورد.

اختر شناس مادرزاد

تیکو که بین یازده فرزند اتوبراهه از همه بزرگتر بود، در ۱۴ دسامبر ۱۵۴۶ در شهر نودستروپ واقع در اسکانیا که محل اقامت خانواده اش بود به دنیا آمد. دوران جوانی وی نسبتا راحت گذشت. عموی او یورگن که خود فرزندی نداشت براساس یک توافق خانوادگی مسئولیت آموزش تیکوی جوان را بر عهده گرفت. هنوز به بیست سالگی نرسیده بود که عمویش او را به دانشگاه کپنهاک و به لایپسیک فرستاد تا در رشته علوم سیاسی تحصیل کند. مرگ ناگهانی عمو در سال ۱۵۶۵ تیکو را آزاد ساخت تا طبق خواسته خود تحصیل کند. اما ناخوشایندترین چیز در مدرسه به کتابها مربوط نمی شد. در ۲۹ دسامبر ۱۵۶۶ تیکو برای حل اختلافش ناگزیر شد با یک نجیب زاده دانمارکی به دوئل بپردازد. مبارزه با شمشیر انجام گرفت و تیکو بخشی از برآمدگی بینی خود را از دست داد. بنابراین زخم را ورقه ای مومی با روکش طلا و نقره پوشاند. از آن پس همیشه یک قوطی مرحم مسکن با خود داشت که گاه به گاه از آن دارو بر روی زخم می مالید. تحصیلات رسمی و وقوع یک خورشید گرفتگی در سال ۱۵۶۰ توجه تیکو را به سوی ستارگان جلب کرد. هنگام تحصیل در مدرسه با هشیاری دریافت کرد که باید رصدهای دقیقی با استفاده از ابزاری کاملتر از آنچه مورد استفاده اخترشناسان است صورت بگیرد. در آن روزگار ابزارهایی که با چشم غیر مسلح به کار می رفت و تفاوت چندانی با نمونه های باستانی نداشت برای تعیین محل اجسام آسمانی به کار می رفت. رایجترین ابزار وسیله کمانی شکل شامل تمام یا بخشی از محیط دایره و یک خط کش شعاعی (عٌضاده) با روزنه دید در دو انتهای آن بود. از این دستگاهها برای اندازه گیری زاویه ای در آسمان با تعیین ارتفاع اجسام آسمانی استفاده می شد. ابزارهای دیگر قدری پیچیده تر بودند. این ابزارها از جمله عبارت بودند از حلقه ها و ذات الحَلَق دستگاهی کروی شکل بود که به شکل ماکت سه بعدی کره آسمان ساخته شده بود و زمین در مرکز آن قرار داشت. روی آن خطوطی به عنوان استوای آسمانی، دایره البروج و طول و عرض رسم شده بود به طوری که به طوری که هر اخترشناسی می توانست با ذات الحلق موقعیت ستارگان و سیارات را نسبت به فضای کیهانی و نه نسبت به افق زمین بررسی کند. این ابزارها برای اخترشناسان قرن شانزدهم کارایی خوبی داشت، ولی تیکو براهه در صدد اصلاح آن برآمد. او قانع به این نبود که آنچه موجود است استفاده کند، بلکه می خواست ابداعگر باشد. وی دریافته بود با بزرگتر کردن دستگاهها بر میزان دقت آنها افزوده می شود. در دوران بعدی عمر خود به ساختن نمونه های بزرگ ابزارهای خود پرداخت. در ساختن ابزارهای بزرگ به دو نکته مهم توجه کرد: درجه بندی مقیاس های زاویه ای می بایست چنان دقیق باشد که بتوان آن را به کمانهای یک دقیقه ای نیز تقسیم کرد. وی به لزوم تصحیح آثار پدیده اختلاف منظر و شکست جوی نیز پی برد. در سال ۱۵۶۸ در اوگسبرگ، ربعی به شعاع ۱۴ کوبیت (۴/۶ متر) ساخت. این ربع به قدری سنگین بود که بیست نفر می بایست آن را حمل کنند. دو بازوی ربع در محل اتصال به وسیله میله بزرگی که به طور قائم در یک قاب چوبی قرار گرفته بود به هم وصل شده بود. به این ترتیب امکان نگاه کردن در امتداد بازو و حرکت دادن بدنه به فواصل ده ثانیه کمان، درجه بندی شده بود برای اندازه گیری ارتفاع وجود داشت. از این دستگاه در هوای آزاد استفاده می شد، تا آنکه در سال ۱۵۷۴ بر اثر طوفان شکست. تیکو براهه پس از کسب تجربیات ارزنده ای در ساخت و کاربرد ابزارهای نجومی در اواخر ۱۵۷۰ به دانمارک برگشت. شب یازدهم نوامبر ۱۵۷۲ بود که زندگی اش دستخوش تحول عظیمی شد. آن شب برای تماشای آسمان بالای کلیسای هریدشوات رفته بود و ستاره ای به درخشندگی ناهید را در صورت فلکی ذات الکرسی دید. اتفاقا به تازگی کار ساختن یک سٌدس ۶۰ درجه ای از چوب گردو را تمام کرده بود که هر بازویش حدود ۱۷۰ سانتیمتر طول داشت. این بار تیکو براهه روزنه دید را به صورت شکافی عمودی درست کرده بود تا ستاره را دقیقا با امتداد روی دستگاه میزان کند. محل این شکاف با یک اهرم دستی تنظیم می شد. ظرافت و دقتی که در ساخت این سٌدس به کار رفته بود موجب شد که بتواند موقعیت این ستاره تازه را به دقت اندازه گیری کند. ستاره جدید همان چیزی بود که امروزه اَبَرنواختر خوانده می شود. تیکو براهه زاویه ای آن را از ستاره های ذات الکرسی اندازه گیری کرد تا بتواند طول و عرض ابرنواختر را تعیین کند. با گذشت زمان متوجه شد که مختصات ابرنواختر نسبت به این ستاره ها تغییر نمی کند. تیکو براهه در اواخر سال ۱۵۷۳ شرحی درباره این ستاره جدید انتشار داد و ستاره مورد بحث در مارس ۱۵۷۴ بتدریج کم نور شد تا اینکه تا اینکه از دید چشم غیرمسلح ناپدید گردید. ابرنواختر تیکو براهه دو دستاورد بزرگ برای وی به همراه آورد: او نشان داد که آسمان (بر خلاف تعالیم ارسطو) تغییر پذیر است، همچنین نتیجه گرفت که این ستاره به اندازه ستاره های معمولی از زمین دور است زیرا هیچ اختلاف منظر محسوسی نداشته است.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

اندیشه ساختن قلعه

کشف ستاره جدید شور شوق تازه ای نسبت به اخترشناسی در تیکو براهه پدید آورد و دیگر آماده بود خود را یکسره وقف نجوم کند. شاید چون می دانست که دنبال کردن نجوم زندگی گوشه گیرانه ای به دنبال دارد با زنی معمولی – نه از طبقه اشراف – به نام کریستین ازدواج کرد و از وی صاحب هشت فرزند شد. شهرت تیکو براهه بر اثر کشف ابرنواختر موجبات آشنایی او با شاه دانمارک را فراهم آورد. در فوریه ۱۵۷۶ شاه به او گفت می تواند وظایف درباری خود را رها کند و در گوشه خلوتی که مناسب مقاصد اخترشناسی باشد به این کار بپردازد. تیکو براهه محل زندگی خود را به جزیره کوچک ون واقع در آبراه بین هلسینگر و لاتنسکرونا در ناحیه اسکانیا منتقل کرد. قرار شدن بعدا بودجه لازم برای ساختن یک خانه بزرگ ارسال شود و شاه به تیکو براهه اطلاع داد که آن جزیره و ساکنانش تا پایان عمر به وی تعلق خواهند داشت. در آن ایام جزیره ون ساکنان اندکی داشت که کشاورزان اجاره دار بودند. وجود ۸۰۰ هکتار زمین، این جزیره را به صورت محل فوق العاده مناسبی برای ساختن رصدخانه درآورده بود. تیکو براهه تصمیم گرفت در آنجا رصدخانه بزرگی برپا کند و نام آن را اورانیبورگ (به معنی قلعه افلاک) بگذارد. اورانیبورگ قلعه ای با دیوارهای خاکستری قطور به سبک قرون وسطایی نبود بلکه طراحی با آمیزه ای از سبکهای دوره نوزایی داشت. کار تکمیل بنا تا سال ۱۵۸۰ میلادی طول کشید، ولی تیکو براهه از دسامبر ۱۵۷۶ از جایگاههای نیمه کاره ساختمان به رصد کردن پرداخت. مقر مرکزی ساختمان که از آجر قرمز با تزئیناتی از ماسه سنگ ساخته شده بود، مربعی به ابعاد ۱۶ متر بود و ۱۲ متر ارتفاع داشت. بر فراز بنای کلاه فرنگی هشت گوشه آن، گنبدی آراسته به ساعت و بادنمای طلایی رنگی به شکل اسب بالدار قرار داشت. در دو انتهای شمالی و جنوبی اورانیبورگ دو برج ویژه رصد ستارگان هر یک به قطر و بلندی ۶ متر بنا شده بود و سکوهایی در بالاترین بخش برجها قرار داشت. بام برجها به صورت مخروطهایی متشکل از قطعات مثلث شکل بود که با لوله به یکدیگر وصل بودند و امکان بلند کردن هر کدام برای مشاهده بخشهای مختلف آسمان وجود داشت. در کناره بیرونی هر کدام از برجها نیز دو برجک تک ستونی برای رصد قرار داشت که بامشان همانند برجها بود و به وسیله راهروها و پلکانهای باریکی به سکوهای برجهای اصلی می پیوست. گرداگرد اورانیبورگ به شعاع ۸۰ متر پوشیده از باغچه و درختزار بود که به وسیله دیواری گلی به ارتفاع ۶ متر و کلفتی ۵ متر در پایین، محصور می شد. داخل کلاه فرنگی، اتاقی هشت ضلعی با ساعتی سقفی و بادنمایی متصل به بادنمای بیرونی عمارت وجود داشت. به این ترتیب وضعیت باد که احیانا ممکن بود منشأ آسیبی به ابزار نجومی باشد زیر نظر گرفته می شد. زیرا این قسمت، بالای اتاقهای طبقه دوم، هشت اتاق کوچک برای کارآموزان اخترشناسی وجود داشت. طبقه همکف دارای دو اتاق پذیرایی بزرگ، یک اتاق نشیمن و یک اتاق مطالعه بود. در برج جنوبی رصدخانه، کتابخانه ای در طبقه همکف و یک آزمایشگاه شیمی در زیر زمین قرار داشت. برج شمالی رصدخانه شامل آشپزخانه ای در طبقه همکف بود و در زیرزمین آن چاهی وجود داشت و آب آن با تلمبه به طبقه های بالا فرستاده می شد. بتدریج ابزارهای نجومی تیکو براهه که با وسواس زیاد و صرف هزینه گزاف ساخته می شد در اورانیبورگ جا گرفت. در کتابخانه این رصدخانه کره آسمانی بزرگی قرار داشت به قطر ۵/۱ متر و با روکشی از ورق برنجی که تیکو براهه آن را طی سفر سال ۱۴۷۰ خود به آوگسبورگ (در جنوب آلمان) سفارش داده بود. بنا به درخواست تیکو براهه، زرگری به نام هالن کرول که با وی آشنا بود روی این کره دایره های آسمانی، استوایی و منطه البروجی را با درجه بندیهایی بر حسب دقیقه و نیز محل چند ستاره را حک کرد. اتاق مطالعه اورانیبورگ دارای یکی از مهمترین ابزارهای نجومی تیکو براهه، یعنی یک ربع دیوار بود. این ربع دیواری یک آلت نجومی نصف النهاری بود به این معنی که در جای خود روی دیوار جنوبی به طور ثابت نصب شد و ستارگان یا خورشید هنگام عبور از مقابل آن از روزنه چهارگوشی که در دیوار وجود داشت رصد می شدند. این ربع با دقت ده ثانیه کمان درجه بندی شده بود. برای سهولت رصد کردن با زاویه های کم یا زاویه های زیاد، دو روزنه دید در نظر گرفته شده بود که می توانستند روی کمان ربع بلغزند و راستای آنها را برای قراول رفتن ستاره مورد نظر به وسیله استوانه ای برنجی که در روزنه چهارگوش رو به بیرون قرار می گرفت تنظیم می کردند. تیکو براهه به داشتن چنین ابزاری می بالید و آن را یک نوآوری واقعی می دانست. پیش از براهه نیز چند ربع ساخته شده بود و ربع تیکو براهه امتیازهای زیادی نسبت به آنها داشت. وی آن به عنوام عاملی برای رونق امور رصدخانه به کار می برد. رصد کننده ای ستاره را رصد می کرد و ارتفاع آن را به صدای بلند اعلام می داشت تا همکارانش آن را ثبت کند. برای ثبت عبور ستارگان از نصف النهار محلی، رصد کننده از روزنه سمت چپ نیز نگاه می کرد و شروع رصد را به صدای بلند به همکار سومی اعلام می کرد که موظف بود زمان را از روی ساعتهایی که دقیقه و ثانیه را مرتبط با هم نشان می دادند، تعیین کند. همچنین پس از آنکه ستاره از نصف النهار محلی می گذشت و به روزنه سمت راست می رسید زمان ثبت می شد. مجموعه ابزارهای نجومی بر پشت بام رصدخانه منظره ای دیدنی داشت و تشکیل می شد از چند ذات الحَلق استوایی، چهار دستگاه ربع به حلقه های سمتی درجه بندی شده برای تعیین ارتفاع سمت ستارگان و تعیین زمان و یک قوس دوتایی برنجی و آهنی که دو رصد کننده همزمان با آن کار می کردند.

یکی کافی نیست

در سال ۱۵۸۴ دیگر احساس می شد که اورانیبورگ بیش از حد شلوغ شده است. بنابراین تیکو براهه رصد خانه دیگری بر فراز تپه ای که حدود سی متر با کناره جنوبی اورانیبورگ فاصله داشت بنا کرد. این رصد خانه استیئرنبورگ یا قلعه ستارگان خوانده می شد. این بنا تشکیل می شد از جداره چوبی چهار گوشی به ضلع ۱۹ متر که پنج اتاقک رصد و یک سالن مطالعه مرکزی را در بر می گرفت و بر فراز آن تندیسی برنجی است خدای مریخ نصب شده بود که به وسیله تجهیزات مکانیکی به دور خود می چرخید. سالن مطالعه استیئرنبورگ و سه اتاق مدور کنار آن، درواقع نهانگاههای زیرزمینی برای حفاظت ابزارهای نجومی در برابر باد بودند. برای آسانی بالا و پایین رفتن از کنار ابزارهای واقع در این رصدخانه، راهروهای شیبدار مدوری کنار آنها ساخته شده بود. بزرگترین اتاق رصد مثل اورانیبورگ گند و سرستون داشت. این گنبد از قطعات چوبی مثلثی شکل ساخته شده بود که در هنگام لزوم می توانستند آنها را بردارند. در این نهانگاه بزرگترین آلت نجومی تیکو براهه قرار داشت که عبارت بود از یک ذات الحلق استوایی عظیم متشکل از یک حلقه آهنی بسیار بزرگ چرخان به پهنای سه متر برای تعیین میل و مجهز به دو روزنه دید. برای ثبات این حلقه، آن را به یک محور فولادی لوله مانند وصل کرده بودند که یک روزنه دید برنجی استوانه شکل در مرکزش قرار داشت. دو اتاق دیگر دارای سقفهایی هم سطح با زمین بودند. این سقفهای دولایه با کلاف بندی مخصوص و چرخهای جانبی برای نظاره کردن آسمان طراحی شده بودند. اتاق سمت چپ ربعی به قطر سه متر داشت. در اتاق سمت راست هم ربعی فولادی به قطر ۴ متر قرار گرفته بود. این ابزارها به همراه ربع دیواری اورانیبورگ به عنوان ابزارهای رسمی رصد عبور ستارگان از نصف النهار محلی و تعیین حرکت مداری خورشید از طریق رصد کردن ارتفاع و میل به کار می رفتند. اورانیبورگ تنها رصد خانه نبود، بلکه یک مدرسه اختر شناسی نیز محسوب می شد. تیکو براهه متوجه شده بود که برای دست یافتن به مطمئن ترین اطلاعات بهتر است چندین نفر را به رصد خانه بگمارد و از نتایجی که به دست می آورند میانگین بگیرد. این کار برای همه رصدهایی که برای ستارگان، ماه، خورشید و سیارات که در هر دو رصدخانه انجام می شد ضرورت داشت. تیکو براهه با به کارگیری این مجموعه جالب ابزارهای نجومی، طی بیست سال رصدکنندگان و محاسبه گرانی پرورش داد. دفتر یادداشت های نجومی و روزنامه های ثبت وقایع او پر بود از نقشه های حاوی اطلاعات مربوط به خورشید و ماه و ماه و ستارگان و سیارات. براهه توانست به کمک رصدهای خورشیدی جدولی برای تصحیح پدیده شکست نور به ازای هر درجه ارتفاع تنظیم کند و همچنین با استفاده از رصدهای مربوط به ماه (فاصله آن از ستارگان ثابت، ارتفاعها و میلهای آن) بی هنجاریهای حرکت مداری ماه را کشف کرد. اما چون نظریه گرانش صد سال بعد به وسیله آیزاگ نیوتون مطرح شد، تیکو براهه نتوانست توضیح کاملی برای این بی هنجاریها عرضه کند. نکته مهمی که در زمان تیکو براهه از نظرها دور مانده بود، تهیه جدول مشخصات ستارگان بود. کار اصلی انجام شده در این زمینه که به دست هیپارخوس صورت گرفته بود به ۱۶۰۰ سال قبل مربوط می شد. تیکو براهه با استفاده از یک مقدار میانگین برای بعد ستاره آفای صورت فلکی حمل به عنوان مبدأ، موقعیت ۹ ستاره درخشان آسمان و ۱۲ ستاره دیگر نزدیک به دایره البروج را تعیین کرد. بین سالهای ۱۵۷۸ و ۱۵۹۱ از این اطلاعات برای تعیین بٌعد همه ستارگان دیگر که با چشم غیر مسلح به راحتی دیده می شوند استفاده کرد. تعداد این ستاره ها روی هم رفته به ۷۷۷ می رسید. تیکو براهه و دستیارانش علاوه بر رصد کردن ابرنواختر سال ۱۵۷۲، مواضع و اختلاف منظرهای دنباله دارهای پدیدار شده در سالهای ۱۵۷۷، ۱۵۸، ۱۵۸۵، ۱۵۹۰، ۱۵۹۳ و ۱۵۹۶ را به دقت رصد کردند. به دنبال ابرنواختر فوق که تزلزلی جدی در تصور باستانی ساختار جهان پدید آورده بود، دنباله دار سال ۱۵۷۷ تیکو براهه را با اطلاعات مربوط به فیزیک جامدات درگیر کرد. وی ضمن ردگیری مسیر این دنباله دار (که عمدتا با سدس انفرادی انجام می گرفت) دریافت که هیچ اختلاف منظر روزانه قابل توجهی در آن دیده نمی شود. این وضع نشان می داد که مسیر دنباله دار در آسمان بالاتر از ماه است و در واقع باید بین مدارهای سیارات حرکند کند. سایر اطلاعات به دست آمده از دنباله دارها، کشفیات مهم وی را تایید کرد و او را به سوی ارائه تصویر تازه ای از جهان پیش راند. مطالعات تیکو براهه در مورد مسیر دنباله دارها ثابت کرد که نظریه ارسطو مبنی بر وجود مدارهای کروی بلوری برای سیارات نمی تواند درست باشد. وی همچنان نشان داد که دنباله دارها در فضای دور دست آسمان حرکت می کنند و محصول جو زمین نیستند. اهمیت این کشف در بیان نمی گنجد. مطرح شدن این فکر تحول شگرفی بود که برای نخستین بار با وارد کردن نو اندیشی در نجوم مایه پیشرفت آن شد و پیش از آن، دانش اختر شناسی ریشه های عمیقی در موهومات غیر عملی تیکو براهه طی یک رشته مباحثات موفق شد نظرات روشنگرانه وبنیادی خود را درباره جهان مطرح کند. این نظرات در سراسر حیات بعدی نجوم طنین انداز شد و دورانی را آغاز کرد که سرانجام به پیروزی انقلاب کوپرنیکی انجامید. (جالب توجه است که گالیله هنوز تصور می کرد دنباله دارها بخشی از جو زمین هستند، کپلر هم نمی توانست از اندیشه فلکهای هندسی تو پر دست بردارد. هر دوی اینها هم دوره تیکو براهه بودند.) با این حال روال پیشرفت کند بود و اخترشناسان قدیمیتر همچنان می کوشیدند تا هرگونه اطلاعات فیزیکی مغایر با تصورات باستانی را رد کنند. متاسفانه تیکو براهه که یکسره خود را در انبوهی از کارهای نجومی غرق کرده بود مجالی برای رسیدگی به وضع جزیره ون نمی یافت. کارهایی چون بازسازی ساختمانها را پشت گوش می انداخت و نسبت به بعضی از مستأجرانش با تکبر اشراف مآبانه رفتار می کرد. سرانجام با آنکه فردریک دوم شاه دانمارک شکایتها را نادیده می گرفت، رفتار تند و خشن او پس از مرگ شاه در سال ۱۵۸۸ گریبانگیر خودش شد. کریستیان اول شاه جدید در دربار به تخت نشست و تیکو که به خاطر اهمیت کارهایش مغرور شده بود و تاب انتقاد را نداشت از پوزش و مصالحه خودداری کرد. این گسیختگی پیوندها موجب شد تیکو براهه از ون و از زادگاه خود رانده شود. او جزیره پرت افتاده ای را به جلوه گاه علوم دوره نوزایی (رنسانس) تبدیل کرده بود. اما تیکو براهه هم از این انزوا خسته شده بود و در پی موقعیتهای مناسبتری می گشت. در سال ۱۵۹۷ تیکو براهه به همراه خانواده اش و مجموعه ابزارهای نجومی خود، به جز چهارتایی که از بقیه بزرگتر بودند، روانه روستوک شد به این قصد که ریاضیدان دربار امپراطور رودلف دوم در پراگ شود. محموله عظیم ابزارها و کتابها در ماگدبورگ انبار شد و ابزارهای باقی مانده در ون را به لوبک و از آنجا به هامبورگ فرستادند تا از طریق رود الب حمل شود. در این میان، تیکو در قلعه سلطنتی بناتکی اقامت گزید و در صدد بود رصدخانه و آزمایشگاهی به سبک اورانیبورگ در آنجا بسازد. اما دست حوادث تیکو براهه را به پراگ کشانید. وی که نومیدانه به دنبال دستیاری می گشت، کسی را یافت که بعدها ادامه دهنده راه وی شد. و او یوهانس کپلر بود. این دو با هم بیگانه نبودند، کپلر قبلا به سال ۱۹۵۶ نخستین کتاب خود درباره نظام کپرنیکی جهان منتشر کرده بود و تیکو براهه این اثر را می شناخت. تیکو براهه همیشه نسبت به کپلر دلبستگی داشت و اکنون احساسات خود را نثار دستیار کنونی خود می کرد. کپلر در ژانویه سال ۱۶۰۰ به پراگ آمد، اما هنوز تردیدهایی در مورد شایستگی وی برای دستیابی به گنجینه حاصل از رصد ماه و سیارات وجود داشت. سرانجام قابلیت بی نظیر کپلر در بررسی موجب شد به عنوان همکاری با حقوق برابر پذیرفته شود. کپلر مشتاق آن بود که به تمامی حاصل یک عمر کار تیکو براهه دسترسی یابد، زیرا رفته رفته نشانه پیری در تیکو براهه ظاهر می شد و این امر می توانست در روال پژوهشها اشکال ایجاد کند. در ۱۳ اکتبر ۱۶۰۱ یعنی تنها یک سال بعد، تیکو براهه بر اثر سکته مغزی در سر میز شام در گذشت. وی پیش از مرگ و در حالی که خانواده و نزدیکان در کنارش بودند، بیست روز را در حال احتضار گذراند. تیکو براهه حاصل یک عمر رصد کردنهای خود را به کپلر سپرد و از وی خواست که نظریه او را در مورد سیارات مستدل و کامل کند. البته کپلر به راستی موفقیت های بزرگی کسب کرد و توانست قانون حرکت مداری را کشف کند. تاثیر تیکو براهه تنها در کپلر تجلی نیافت بلکه در سراسر زندگی و اندیشه های همه اخترشناسان بعدی نیز بازتاب داشت. حال ببینیم بر سر اورانیبورگ و استیئرنبورگ چه آمد. جزیره ون چندین بار در سالهای ۱۶۰۲، ۱۶۱۶ و ۱۶۴۵ دست به دست شد. با آجرهای اورانیبورگ بنای تازه ای به نام کونگس گارتن ساختند. در سال ۱۶۷۱ هنوز پی سازی های آن دیده می شد ولی از استیئرنبورگ تنها حفره ای در زمین باقی ماند. در خلال قرن نوزدهم، عتیقه جویان آزمایشگاه اورانیبورگ و سه حفره استیئرنبورگ را کاویدند. امروز محل اورلنیبورگ با علایم ساده ای مشخص شده است. بسختی می توان تصور کرد که ۴۰۰ سال پیش در آن محل بایر نخستین رصدخانه علمی جهان و یکی از عظیمترین مراکز تفکر آزادانه بخاطر بشریت، قرار داشته است. از آنجا که تیکو براهه، پایه های اخترشناسیث نوین را بنا نهاده است، سهم وی در پیشرفت دانش بشر انکار ناپذیر است.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.