کاراکتر سینمایی خانم بزرگ با بازی جمیله شیخی در فیلم مسافران – ۱۳۷۰: بررسی و تحلیل

می توان خانم بزرگ را -و نه مادربزرگ- در فیلم مسافران امتداد شخصیت زن‌های فرزانهٔ دیگر آثار بهرام بیضایی دید. در این نقش را می‌توان در شخصیت بانوی غصه دار فیلمنامه پرده حتی، آی بانوی فتحنامه کلات، کلتن در نمایشنامه پرده خانه و تا حدودی مادربزرگ فیلم کلاغ یافت، شکل مردانه‌اش را در شخصیت شیخ شرزین در طومار شیخ شرزین، فردوسی در دیباچه نوین شاهنامه و پیرمرد انتهای فیلمنامه روز واقعه (با بازی جمشید مشایخی)، شخصیت جستجوگر سندباد در هشتمین سفر سندباد و مرد فرزانهٔ داستان حقیقت و مرد دانا و دنبال کرد. فرزانگی این شخصیت‌ها نه از دل الهام پانوری فرا طبیعی که جمله از دل رنج و آزمون‌های فراوان زمینی به وجود می‌آید. رنج‌های ناخواسته‌ای که اغلب از سوی آدم‌های نادان و تنگ نظر در مسیر زندگی این شخصیت‌ها فرود می‌آید. در برخی از این آثار شاهد پله پله و گام به گام پوست اندازی و مراحل رسیدن به این فرزانگی و ورای رنج‌های بشری آن‌ها هستیم. مانند شیخ شرزین با بانوی غصه دار با سندباد و در برخی از آن‌ها، شخصیت فرزانه را تنها در پایان سفر می‌یابیم که حرف‌ها و نگاهش به جهان موجب سوء تفاهم مردم و حکمرانان می‌شود. مانند فردوسی و یا سیاوش در سیاوش نامه خوانی و انگار آن‌ها دارای چشم سومی شده‌اند که قادرند ضعف‌ها و نیت‌های پنهان مردم و فرداهای نیامده را هم پیشگویی کنند. علیرغم این توانایی، هیچ یک از آثار نمی‌کوشند فرزانگی را به قلمرو فرا زمینی و برگزیده بودن آسمانی متصل کنند. هر چقدر که مردم از آن‌ها این تصور را داشته باشند. عبور از رنج و رسیدن به بی‌مرگی که بازخوانی با بازسازی نگاه شهودی عارف‌ها و پیران کهن و دانای ایرانی است و با ریشه‌های مشابه اندیشه‌های کهن هندی ایرانی بودایی اتصال دارد. این خود نشان از رشد شناخت و تمرکز بر ابعاد ناشناختهٔ رازهای هستی در کشوری کهن در قرن‌های متمادی دارد.

اگر در فیلم کلاغ آسیه در کنار مادربزرگ در کنار هم به تهران قدیم گام می‌گذارد تا تجربه‌های گذشته و حال در هم یکی شوند، تا او به درک تازه‌ای از اطراف خود برسد، در فیلم مسافران ماهرخ در آستانهٔ عروسی در کنار خانم بزرگ قرار می‌گیرد تا همگام با دریافت او از زندگی به درکی تازه از زندگی و مرگ برسد و راز ماندگاری و ماندن را بفهمد.

در فیلم مسافران شاهد آزمون و چالش ایمان و باور خانم بزرگ به امتداد زندگی گذشتگان در امروز هستیم. کهن بانویی که هنوز و تا آخر به «دست به دست شدن آینه‌های موروثی» باور دارد. چالشی که در میانه می‌رود که تمام باورهای ماهرخ را هم در ابتدای شناخت واقعی زندگی به تردید و تلخی بکشاند.

در ابتدا نپذیرفتن خبر مرگ نزدیکان از طرف خانم بزرگ نشانه‌ای بر ضعف و پیری و علاقهٔ بی‌حد او به آن‌ها تلقی می‌شود و اغلب اعضای خانواده هم می‌کوشند با این طرز تلقی کنار بیایند و حرف او را نفی نمی‌کنند به این امید که او کم کم با این فاجعه کنار بیاید، تماشاگر در این لحظه‌ها در کنار اعضای خانواده قرار می‌گیرد و به زودی باور خانم بزرگ به حاشیه رانده می‌شود، به ویژه این که تماشاگر خود تا حدی شاهد تصادف و حادثه و پیش درآمد خبر مرگ آن‌ها توسط یکی از نقش‌ها هم بوده است. بعد نشانه‌ها یکی یکی از راه می‌رسند تا فاجعه را تایید کنند، ستوان فلاحی، سرگرد نقوی، آقای باوری راننده نفتکش و نوچه‌اش حیدرپور، خانم مولوی و… اما خانم بزرگ اجازه نمی‌دهد مجلس وصل یکسره به مجلس عزا بدل شود. لباس‌ها و نشانه‌ها یکی یکی به رنگ سیاه تبدیل می‌شوند از جمله وسایل ظروف کرایهٔ مجالس شادی به فوت و ترحیم می‌گراید، قاب‌ها و پارچه ها، نگاه‌ها و چهره ها، انگار سیاهی از همه سو و با همهٔ ابزار خود به میدان آمده تا بر سپیدی و نور پیروز شود اما خانم بزرگ هم چنان منتظر آینه‌ای موروثی ست که قرار است مسافران به خانهٔ عروس نو بیاورند. تجربه‌های بزرگ و سالیان به او آموخته نباید تسلیم سیاهی شد.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

خانم بزرگ: همه کسم مردن، هر روز میبینمشون پدر اونجا نشسته بود. مادر اونجا و من بچه بودم تو نبودی، معنیش اینه که مرده بودی؟

مهمانان و استدلال‌های عقلی یکی یکی از میدان به در می‌روند. حتی مستان که داناتر از دیگران به نظر می‌رسید. او با استدلال امروزی «پذیرش واقعیت وقتی تغییر دادن شرایط از ما ساخته نیست، خود را آماده پذیرش و تن دادن به شرایط می‌کند و نمی‌خواهد بیش از این خود را در بام «توهم، نگاه دارد. دیگر حتی رنگ گل‌ها و قاب روی دیوار مجلس پذیرایی و پارچه‌ها و توان باز پس زدن تلخی و تیرگی را ندارند. به نظر می‌رسد حتی ماهرخ عروس نیز می‌رود که به تقدیر تن بدهد وقتی در اتاق چشم به آینه می‌دوزد و چهره‌ای بزک کردهٔ خود را می‌بیند با گریه آن را می‌شکند. اما نگاه خانم بزرگ ورای این واقعیت هاست. او به جهان اطرافش به صورت تقابل سیاهی و روشنی و تضاد مرگ یا زندگی نگاه نمی‌کند. در این نگاه، این دو تار و پود یک نقش اند. درهم بافته‌اند هم چنان که می‌توان در دل هر عشق رگه‌های تیرگی بافت، در دل سیاهی تیز رگه‌های نور پیداست، جهانی که شکل نمایشی آن و درهم تنیدگیش را در «یکی شدن جهان ارواح و رفتگان با جهان زندگان» در ساختار نمایش‌های کهن ایرانی نیز می‌توان ردیابی کرد. چنان که در نقاشی ایرانی و حکایت‌های تو در توی گذشتگان دیده می‌شود. در شبیه خوانی به سادگی مردگان و سلحشوران گذشته در امروز حضور دارند و در کنار اولیاخوانان قرار می‌گیرند و در شرایط حساس با آن‌ها سخن می‌گویند و حتی زندگان را راهنمایی می‌کنند. بدین گونه در این سرزمین، ما همواره در مرز میان جهان در گذشتگان با امروز حرکت می‌کنیم، به همین دلیل، ساختار اجرایی صحنهٔ پایانی فیلم از جهان استدلالی سایر نماها متفاوت می‌شود وقتی در طول فیلم همهٔ نشانه‌های منطقی در تایید مرگ مسافران پیش می‌رود و حتی تماشاگر نیز در دام این تلقی افتاده است. اکنون در صحنهٔ پایانی ما و مهمانان به جهانی موازی، گام می‌نهیم. به جهانی در ترکیب و در مرز دو دنیا. صحنه‌ای که در آن جهان مردگان و زندگان در هم یکی می‌شود. به همین دلیل شیوه اجرای آن، شکل اجرایی نمایش‌های ایرانی را دارد ماهرخ سپیدپوش از پنهان شدن و هم جواری با آینهٔ شکسته در اتاق می‌گذرد، در مقابل تیرگی گسترش یافتهٔ پیرامونش از پله‌ها پایین می‌آید و به تالار میان جمع گام می‌گذارد. شادی و گریه در هم می‌آمیزد. عده‌ای به شادی می‌گریند و کسانی به غم، هلهله سر می‌دهند. حالا مسافران آینه به دست از در بزرگ تالار به درون می‌آیند. با اونایی موروثی در دست نخست نور آین‌هٔ بزرگ بر همه می‌افتد و صحنه را درخشان می‌کند. درخشش آینه به ماهرخ می‌رسد تا یکسره او را هم نورانی شده در بر بگیرد. حالا ماهرخ آماده است با نگاه و باور خانم بزرگ به سراغ «رهی» برود و دسته گل را از او بگیرد و مگر می‌توان تجلی فرزانگی خانم بزرگ را در بازی و چهرهٔ فرزانهٔ زنده یاد جمیله شیخی ندید؟

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.