کاراکتر تلویزیونی جک بائر با بازی کیفر ساترلند در ۲۴: بررسی و تحلیل

شاید برای خود کیفر ساترلند هم باورش مشکل بود که بگویند یکی مثل او قرار است مهم‌ترین قهرمان نسل بچه‌های امریکایی بعد از فاجعه ۱۱ سپتامبر بشود. بچه‌هایی که روبه‌روی تلویزیون می‌نشینند و هر هفته می‌خواهند ببینند سر قهرمانشان چه می‌آید. بچه‌هایی که ثانیه‌های سریالی را می‌شمارند تا به ۲۴ برسد. ۲۴ نماد یک روز است و جک بائر نماد ۲۴٫ قهرمانی که همه زندگی‌اش را گذاشت تا مردم‌اش راحت بخوابند. او بود که ثانیه‌های زندگی‌اش را خرج مردم آمریکا کرد و برای‌شان امنیت آورد.

کیفر ساترلند؛ جک بائر قصه ما نه عضله‌های راکی (سیاوستر استالونه) اوایل دهه هشتاد را داشت که در نبردی نابرابر، ایوان دراگون روسی (دولف لانگرن) غول‌پیکر را در راند پانزدهم زمین زد و در دل جنگ سرد آوای صلح آمریکایی را برای همتای روسی‌اش در حضور گورباچف و البته برای کل دنیا خواند و آمریکا را برنده نبرد بدون اسلحه اعلام کرد، نه توان و قدرت آرنولد شوارتزنگر ترمیناتور ۲ که در دنیایی خیالی ترسیم شده جیمزکامرون اهریمن را از میان برمی‌دارد و می‌شود قهرمان بچه‌های نسل دهه ۹۰٫ جک بائر هیچ‌کدام از این‌ها نیست. انگار تلویزیون آمریکا زودتر از همتای قدرتمندش –سینما- به لزوم تغییر شکل قهرمان‌اش پی برده است. زمان کاپیتان اسپاک در پیشتازان فضا یا مرد شش میلیون دلاری گذشته است. نسل قرن ۲۱ به قهرمان واقعی نیاز دارد. قهرمانی که فکر کند می‌تواند خود را جای او بگذارد. پس این‌جاست که هواپیمای تروریست‌ها وقتی می‌خورد به برج‌های دو قلو شاخک‌های غول‌های رسانه می‌جنبند؛ به قهرمانی نیاز داریم که این مردم بتوانند به او دل ببندند. این قهرمان نمی‌تواند غیر قابل دسترس باشد. اما باید از جنس همین مردمی باشد که صبح می‌روند سرکار، عصر برمی‌گردند، با خانواده‌شان به تعطیلات می‌روند، سعی می‌کنند بچه‌هایشان را در دنیای جدید درک کنند و احیاناً به زن‌شان خیانت هم می‌کنند. این قهرمان اتفاقاً بی‌عیب‌ونقص نیست. هیکل درشتی ندارند، پس ممکن است در نبردهای تن‌به تن کتک هم بخورد. اما یک چیز دارد که همه را عاشق او می‌کند: ضریب هوشی بالا و قدرت تصمیم‌گیری در لحظه‌های بحران. چیزی که آمریکایی‌های ابتدای این قرن به آن نیاز دارند. این قهرمانی است که باید نسل بعدی از او الگو بگیرند.

بازی کیفر ساترلند در ۲۴ پیچیدگی خاصی ندارد. از آن بازی‌هایی است که تنها کافی است بازیگر حس کلی شخصیت را درک کند و پیش خودش از او شناسنامه بسازد. شناسنامه‌ای اضافه بر نکته‌هایی که در فیلم‌نامه موجود است. جک بائر برای کیفر ساترلند همین حکم را داشت. یک مامور امنیتی سازمان جاسوسی لس‌انجلس (سی‌تی‌یو، که در دنیای واقعی وجود ندارد و چهارچوب‌اش تنها برای این سریال تعریف شده است) با قدی متوسط و البته کاریزمایی مثال زدنی. در زندگی شخصی‌اش (ابتدای فصل اول) با مشکل روبه‌روست مدتی کوتاه هم با کارمندش –نینا مایرز– رابطه داشته است. پس آدمی نیست که خطا نکند. اما یک خط قرمز جدی دارد؛ امنیت ملی کشورش. همین خط قرمز است که باعث می‌شود برای یک سناتور سیاه‌پوست در مبارزات انتخابابی –دیویدپالمر– تا پای جان هزینه کند (فصل اول) باعث می‌شود مقابل تروریست‌هایی که می‌خواهند بمب اتمی در خاک آمریکا منفجر کنند بایستد (فصل دوم)، روبه‌روی رئیس جمهور چارلز لوگان به دلیل خیانت به کشورش قرار بگیرد (فصل پنجم) و حتی از رییس جمهور یک کشور که برای امضای معاهده صلح جهانی به خاک آمریکا آمده دفاع کند (فصل هشتم)، هر چند در نهایت رئیس جمهوری اسلامی کامستان (آنیل کاپور) جان خود را برای این قرار داد صلح از دست می‌دهد.

خط قرمز جک بائر و سریال ۲۴ امنیت مردم آمریکاست، در هر شرایطی. امنیت ملی کشورش برای‌اش اولویتی است که رو به همکارش هم اسلحه می‌کشد و او را هم می‌کشد. جک بائر برای این هدف می‌جنگد. در جاهایی هم اتفاقاً پا روی اخلاقیات انسانی می‌گذارد و هدف‌اش را مقدم بر وسیله‌ای که انتخاب می‌کند قرار می‌دهد. مجرمینی که دستگیر می‌کند را شکنجه می‌کند و حتی شاهدی را هم که سی‌تی‌یو به خیال خودش دستگیر کرده و به او امن‌نامه داده، می‌کشد، تنها برای یک چیز؛ حفاظت از جان شهروند آمریکایی. اتفاقاً برخلاف قهرمانان دیگر عاطفه انسانی هم دارد؛ جایی می‌رسد که آن‌قدر کم می‌آورد که می‌زند زیر گریه، اما وقتی از سی‌تی‌یو با او تماس می‌گیرند که برای بازجویی از مجرمی برود، فراموش می‌کند که می‌خواسته گریه کند.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

کفیر ساترلند برای درآوردن این نقش طولانی راه دشواری برای شناخت جک بائر نداشته است. تکلیف تماشاگر در همان بخش‌های ابتدایی فصل اول با او روشن شد. جایی که جک بائر به جای اینکه به دنبال دخترش کیمبرلی برود که خانه را دزدکی ترک کرده، بنا بر تماسی که از سی‌تی‌یو با او گرفته می‌شود، به محل ماموریت‌اش می‌رود و تمام ۲۴ ساعت آینده‌اش را مشغول خنثی کردن توطئه تروریست‌ها علیه دیوید پالمر می‌شود و در پایان همسرش –تری– را هم پای این ماموریت از دست می‌دهد. این، قهرمانی است که آمریکایی‌ها برای خود انتخاب کردند. کسی که حاضر باشد جان‌اش را بدهد تا آن‌ها در آرامش باشند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.